« آش شله قلمکار »که می گویند یعنی همین! یعنی اینکه افرادی قبلا ادعا کرده اند مستقل هستند و یا ادعا کرده اند اصولگرا هستند و اکنون اسمشان در لیست اصلاح طلبان وارد شده است!

آیا واقعا می شود افرادی مستقل باشند و در عین حال ادعا کنند که اصولگرا یا اصلاح طلبند؟!

آیا می شود افرادی هم اصولگرا باشند و سید محمد خاتمی را یکی از سران فتنه بدانند و هم اصلاح طلب باشند و خاتمی را رهبر جریان اصلاح طلبی بدانند؟! یعنی هم به عنوان یک اصولگرا، خواستار محاکمه خاتمی باشند و هم به عنوان یک اصلاح طلب از خاتمی تمجید کنند!!!

شاید بگویید رهبر معظم انقلاب (مدظله العالی) در سخنرانی های چندین سال قبل خود، از « اصلاحات اصولگرایانه و اصولگرایی مصلحانه » سخن گفتند و اصلاح طلبی و اصولگرایی را در هم تنیده دانستند.

بله! منظور رهبر معظم انقلاب در آن سخنرانی ها که قبل از سال 88 بود ، اصلاحات واقعی بود نه اصلاحاتی که فتنه 88 را رقم زد!

اگر فرمایشات معظم له را مرور کنیم ایشان فرموده اند: « اصلاحات جزو مبانی اصولگرایی است... اصلاحات اصولگرایانه و اصولگرایی مصلحانه درهم تنیده هستند. آن اصلاحاتی که بخواهد با معیار آمریکایی در کشور انجام بگیرد، مثل همان اصلاحات رضاخانی است. می دانید رضاخان در مهمترین بخش ها و سال های سلطنتش، شعارش اصلاحات بود. همه ی این فجایع و جنایاتی که شما در دوره رضاخان سراغ دارید تحت نام و زیر پرچم اصلاحات انجام گرفته است. اسناد بازمانده از دوره رضاخان را بخوانید. افراد را برکنار می کردند چون می گفتند اینها ضد اصلاحاتند. افرادی را سرکار می آوردند چون می گفتند اینها مومن به اصلاحاتند. آن اصلاحاتی که با معیار رضاخانی، با معیار آمریکایی و با معیار فرهنگ غربی انجام بگیرد، اصلاحات نیست، افسادات است...اصلاحات باید ضابطه مند و مبتنی بر ارزش ها و معیارها و خط کشهای اسلامی و ایرانی باشد. معیار اصلاحات ، قانون اساسی است؛ بر این اساس باید ما اصلاحات کنیم، ما به اصلاحات احتیاج داریم، اصلاحات تصحیح روش های ماست؛ تصحیح هدف های مرحله ای ماست؛ تصحیح تصمیم گیری های ماست؛ تعصب نورزیدن روی تصمیم گیری های ناحق است. این، غیر از ساختارشکنی و مبارزه با قانون اساسی، مبارزه با اسلام و مبارزه با استقلال یک کشور است

رهبر معظم انقلاب ، اصلاحاتی را می پذیرند که با قانون اساسی مبارزه نکند. در حالی که محمد خاتمی در سال 88 با قانون اساسی مبارزه کرد و بر ضد رای مردم کودتا کرد.

رهبر انقلاب ، فتنه 88 را خط قرمز نظام معرفی فرمودند و حتی حاضر نشدند خاتمی را که یکی از سران فتنه بود برای عیادت خود بپذیرند. بنابراین آن نوع اصلاحاتی که هنوز خاتمی را در راس جریان خود می داند نمی تواند اصلاحات مد نظر رهبر انقلاب باشد.

اگر کسی ذره ای درک سیاسی داشته باشد خواهد فهمید که اصلاح طلبی حزبی که فتنه را خط قرمز نمی داند، هیچگاه با اصولگرایی قابل جمع نیست. با مستقل بودن هم قابل جمع نیست.

اکنون که به مرحله دوم انتخابات در برخی از حوزه های انتخابیه نزدیک می شویم «لیست امید» اصلاح طلبان برای مرحله دوم انتخابات منتشر شد و در این لیست افرادی به چشم می خورند که قبلا ادعای مستقل بودن یا اصولگرا بودن داشته اند و اکنون اسمشان در لیست اصلاح طلبان مشاهده می شود!

این افراد باید تکلیفشان را روشن کنند و بگویند بالاخره چه تفکری دارند. هر کاندیدایی اول باید تکلیفش با خودش روشن باشد. افرادی که هنوز تکلیفشان با خودشان روشن نیست چگونه می خواهند در مجلس برای مردم تعیین تکلیف نمایند و قانون بنویسند.

نماینده باید ثبات فکری داشته باشد. اگر کاندیداهایی حاضر شوند برای کسب چند رای بیشتر، مورد حمایت هر لیستی قرار گیرند چگونه می خواهند در صورت ورود به مجلس، از حقوق مردم دفاع کنند.

هر کاندیدایی بهتر است صادقانه ، خط فکری و نگرش سیاسی خود را برای مردم روشن نماید تا به مذبذب بودن و دم دمی مزاج بودن متهم نشود.

 اگر کاندیدایی به صورت مستقل وارد عرصه رقابت انتخاباتی شده است تا پایان رقابت، مستقل بماند ، اگر به اسم اصولگرایی وارد عرصه شده، تا آخر اصولگرا بماند و اگر به اسم اصلاح طلبی وارد صحنه شده، تا پایان رقابت انتخاباتی اصلاح طلب بماند. ثبات فکر و عقیده ،باعث جلب اعتماد مردم می شود و تغییر و تزلزل در عقیده، اعتماد مردم را سلب می نماید.




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: انتخابات، اصلاح طلب، اصولگرا، مستقل، مجلس، لیست امید اصلاح طلبان، مرحله دوم انتخابات،
ارسال در تاریخ شنبه 28 فروردین 1395 توسط عقل کل
من به نظام جمهوری اسلامی و اقتدار و عظمتش می بالم. در هر نظام سیاسی، هر گاه گروه یا جریانی بر علیه حاکمیت دست به کودتا بزند و شکست بخورد نتیجه اش این است که آن گروه و جریان یا به طور کامل حذف می شود یا دیگر هیچ فردی جرات ندارد با اسم و عنوان آن جریان به فعالیت سیاسی بپردازد و یا حتی برخی از افراد آن جریان ، خودشان از مردم شرم می کنند که با عنوان و اسم قبلی به صحنه بیایند.

 اما در جمهوری اسلامی شاهدیم جریانی که در سال 88 بر علیه قانون اساسی و ولایت فقیه و رای مردم کودتا کرد ، نه تنها حذف نشد بلکه اجازه یافت با همان اسم و عنوان قبلی (اصلاح طلبی) به فعالیت بپردازد و نمایندگانش را به مجلس بفرستد. این نشانه اوج اقتدار جمهوری اسلامی است.

لطفی که نظام جمهوری اسلامی در حق اصلاح طلبان روا داشته، در حق هیچ جریانی روا نداشته است.

حال با این لطف بزرگ نظام ، پیشنهادی به اصلاح طلبان دارم:

شما اصلاح طلبان که بسیار مشتاق حضور در عرصه سیاسی و خدمت به مردم هستید واقعا حیف است که در عرصه تامین امنیت کشور هیچ نقشی نداشته باشید.

لذا توصیه می کنم برای اینکه بیش از این از جوانانی که جانشان را کف دست گرفته اند و برای دور کردن خطر داعش از مرزهای کشور ، در سوریه و عراق می جنگند خجالت نکشید، شما هم جوانان اصلاح طلب را به سوی این میدان مبارزه گسیل نمایید تا از مسابقه جان دادن برای اسلام و کشور عقب نمانید.

اگر نگاهی به مدافعان حرم بیندازید مشاهده خواهید کرد که تفکر آنها شبیه همان کسانی است که شما به ناحق ، آنان را تندرو و افراطی می نامید. واقعا زشت است جوانان حزب اللهی و مومنی که هر روز از طرف شما برچسب تندرو و دلواپس دشت می کنند از جانشان برای حفظ امنیت کشور و آرامش شما و ناموستان بگذرند اما شما یادتان نباشد و هیچ نقشی در تامین امنیت کشور نداشته باشید.

 واقعا شرم آور است که در زمان تقسیم قدرت در صحنه باشید اما در زمان جان دادن برای اسلام و انقلاب، خودتان را کنار بکشید.

همانطور که برای کسب قدرت دست و پا می زنید ، ترس و بزدلی را کنار بگذارید و  برای جان دادن در راه اسلام و انقلاب هم مشتاقانه به میدان مبارزه بشتابید. بیایید همانطور که سهمی از مجلس دارید سهمی از جان دادن برای امنیت کشور را هم داشته باشید.




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: اصلاح طلبان، فتنه88، نظام جمهوری اسلامی، انتخابات، مدافعان حرم، مجلس، امنیت،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 12 اسفند 1394 توسط عقل کل
فردای بعد از انتخابات، اگر اصلاح طلبان و اعتدالگرایان و صدای ملت، اکثریت کرسی های مجلس را کسب نموده باشند یکی از اولویت های آنان پیگیری رفع حصر سران فتنه خواهد بود و مجلسی تشکیل خواهد شد که به احتمال زیاد، شباهت های بسیاری به مجلس ششم دارد؛

اقتصاد مقاومتی باز هم به حاشیه رانده می شود و سفارشات و دستورات رهبر معظم انقلاب(مدظله العالی) باز هم بر زمین خواهد ماند؛

آمریکا مصمم خواهد شد که با نیروهایی که اصطلاحا آنها را میانه رو!  می نامد و از آنان حمایت می کند، الگوی برجام را در منطقه پیاده کند و دستاوردهای حاج قاسم و مدافعان حرم را بر باد دهد و پای داعش را به مرزها و حتی داخل کشور ایران باز کند؛

فشار بر نیروهای متدین و انقلابی با نثار کردن برچسب های تندرو و افراطی، تشدید خواهد شد؛

فاصله طبقاتی و رواج اشرافیگری افزایش خواهد یافت؛

طرفداران انقلاب اسلامی در سراسر جهان در فشار بیشتری قرار خواهند گرفت و تضعیف خواهند شد؛
و...

وقتی رهبر معظم انقلاب در شرایط فعلی از لیست انتخاباتی سخن می گویند ، می خواهند به من و شمایی که خود را پیرو ولایت می دانیم بفهمانند این روش رای دادن را در پیش بگیرید.

حال نمی دانم چرا برخی افراد هنوز هم اصرار دارند که گزینشی رای دهند و همه 30 نفر لیست را برای مجلس شورای اسلامی ننویسند و حتی به سلیقه خود، لیست جداگانه ارائه می دهند و با این استدلال که فلان فردی که در لیست 30 نفره است در مورد برجام خوب عمل نکرده و شایسته رای دادن نیست چند نفر را حذف می کنند.

این استدلال اگر در شرایط عادی بود صحیح به نظر می رسید اما در شرایط حساس کنونی ، این استدلال قابل قبول نیست. زیرا همین فردی که حامی برجام بود و خوب عمل نکرد ممکن است در پیگیری مبارزه با مفاسد اقتصادی بسیار خوب عمل کرده باشد؛ اگر شما چند فرد را به خاطر عملکرد نامطلوبشان در قضیه برجام از لیست خط بزنید نه تنها افراد بهتری به مجلس نمی روند بلکه به احتمال بسیار قوی، کسانی را به جای آنان به مجلس خواهید فرستاد که هم حامی سرسخت برجام هستند و هم میلی به مبارزه با مفاسد ندارند. شما می خواهید ایده آل ها را به مجلس بفرستید اما این را در نظر نمی گیرید که نگرش ایده آلی در شرایط فعلی، نه تنها به خوب شدن اوضاع کمک نمی کند بلکه ممکن است وضع را بدتر نیز بکند. عقل حکم می کند که بین بد و بدتر، بد را انتخاب کنید.

اکنون که می خواهید تصمیم بگیرید حواستان به فردای بعد از انتخابات نیز باشد. نکند اعمال سلیقه و نگرش ایده آلی شما باعث شود شکست انتخابات 92 تکرار شود.

به عنوان فردی که فقط و فقط، حرف رهبر معظم انقلاب برای من حجت است و کاری به احزاب و بزرگان احزاب ندارم ، در شرایط حساس فعلی، گزینشی عمل نمودن و ایده آلی نگاه کردن را اصلا صحیح نمی دانم و معتقدم که با فرمایش رهبر انقلاب مبنی بر انتخاب لیست درست و رای دادن به آنها ، حجت بر مدافعان ولایت تمام است. چه حجتی بالاتر از فرمایش رهبری.

می دانم که نیت آن افرادی که به دنبال رای دادن گزینشی هستند نیت خیری است و دلسوز اسلام و انقلابند اما باید شرایط را نیز در نظر بگیرند. نکند انتخاب گزینشی آنها، باعث شود کسانی به مجلس شورای اسلامی وارد شوند که پشت حاج قاسم را خالی کنند.

می گویند مومن از یک سوراخ دوبار گزیده نمی شود. یکبار تفرقه بین نیروهای ارزشی ایجاد شد و نتیجه اش روی کار آمدن دولتی بود که از دستاوردهای شهدای هسته ای عقب نشینی کرد. مراقب باشید این بار با تفرقه و نگرش ایده آلی و اعمال سلیقه باعث نشوید مجلسی شکل گیرد که از دستاوردهای شهدای مدافع حرم عقب نشینی کند.

اگر باز هم به رای دادن به هر 30 نفر لیست شک دارید به این عکس بنگرید. ما شرمنده چشمان معصوم علیرضا و آرمیتا شدیم ، دیگر اجازه ندهید شرمنده چشمان معصوم فرزندان شهدای مدافع حرم شویم.





طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: انتخابات، مجلس شورای اسلامی، اصولگرایان، لیست انتخاباتی، اصلاح طلبان، مدافعان حرم،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 6 اسفند 1394 توسط عقل کل
 در حال حاضر که با ثبت نام فله ای جمعی از اصلاح طلبان در انتخابات و تلاش حداکثری آنها برای ورود به مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان روبرو هستیم فرصت مناسبی است که نگاهی بیندازیم به کارنامه مدیریت اصلاح طلبان تا ببینیم کسانی که امروز با حرص و ولع و هیجان به دنبال ورود به مجلس هستند در گذشته چه گلی به سر مردم زده اند.

یک نگاه اجمالی به کارنامه مجلس ششم  که اکثریت نمایندگان آن از اصلاح طلبان بودند نشان می دهد که فضای این مجلس به قدری سیاست زده بود که نمایندگان، اهمیتی برای مشکلات مردم قائل نبودند و فقط به منازعات سیاسی خود سرگرم بودند. چیزی که خود اصلاح طلبان نیز به این امر اعتراف کرده اند. به عنوان نمونه:

مقدمی زاده عضو فراکسیون جبهه دوم خرداد گفته بود: «مشکلات و خواسته های مردم چیز دیگری است ، با این حال ما در حال دعوا هستیم که اختیارات رئیس جمهور را بیشتر کنیم و یا قانون انتخابات را عوض کنیم.»

جواد اطاعت که در حال حاضر نیز برای انتخابات مجلس دهم ثبت نام کرده است و در زمان اصلاحات عضو فراکسیون مشارکت بود در مورد عملکرد مجلس ششم می گوید: « با توجه به مشغله های متعدد نمایندگان مجلس شورای اسلامی، 90 درصد نمایندگان مجلس نمی دانند چه چیزی را تصویب کرده اند و اگر امروز ساعت 12 بروید جلوی مجلس و یقه هر نماینده ای را بگیرید خودش نمی داند چه کار کرده و به چه چیزی رای داده است!»

رسول منتجب نیا که سخنگوی مجمع روحانیون مبارز بود به عنوان یک اصلاح طلب ، یکسال مانده به پایان مجلس ششم در مورد عملکرد این مجلس می گوید: « اکثریت نمایندگان بیشتر به دنبال مسائل سیاسی بوده اند. به همین دلیل ، موفق به برنامه ریزی صحیح و اولویت دار نشده اند. مجلس ششم که نام اصلاحات را بر روی خود گذاشته تا این لحظه متاسفانه موفق به انجام بسیاری از وظایف و رسالت های خود نشده است.»

اکبر اعلمی نماینده اصلاح طلب مجلس ششم در مورد زد و بندهای برخی نمایندگان با وزارت نفت می گوید: « بهزاد نبوی (نائب رئیس مجلس ششم) و برخی اعضای کمیسیون انرژی به جای اینکه وکیل مردم باشند وکیل وزارت نفت( وزارت آقای زنگنه) در مجلس هستند. آنها نمی خواهند به تخلفات وزارت نفت رسیدگی شود. با حمایت بهزاد نبوی، همسر یکی از اعضای کمیسیون استخدام شده و ماهانه 8 میلیون ریال حقوق می گیرد در حالی که شایستگی استخدام ندارد. در هفته دو روز با ماشین او را به سر کار می آورند و می برند. متاسفانه برخی از اعضای کمیسیون انرژی در شرکت های وابسته به حوزه نظارتی خود سهامدار شده اند!»

اکبر اعلمی معتقد بود برخی نمایندگان ، مجلس ششم را به جاسوسخانه تبدیل کرده اند. او که منتقد عملکرد وزارت نفت بود با هدف تحویل برخی اسناد و مدارك از كمیسیون انرژی مجلس برای بهره برداری در سؤال خود از وزیر نفت، وقتی به كمیسیون مراجعه كرده بود ، عظیمی و بهزاد نبوی از ارائه این اسناد به وی خودداری كردند.اعلمی در آن زمان به عظیمی اعتراض كرد.
در جلسه مجلس، عظیمی، نماینده شیراز و عضو فراكسیون مشاركت در اقدامی ناگهانی با مشت به پس گردن اعلمی زد و اعلمی آشفته و عصبانی به طرف او حمله‌ور شد. در این حال، عظیمی قصد خارج شدن از صحن مجلس را داشت، ولی در آستانه در ورودی، اكبر اعلمی به وی رسیده و با مشت به صورت او كوبید و عظیمی نقش بر زمین شد.
در این هنگام، تعدادی دیگر از نمایندگان وارد دعوا شده و عظیمی فرصت یافت از محل نزاع به رستوران مجلس بگریزد، ولی اعلمی با پس زدن همه نمایندگان خود را به رستوران رساند و كتك كاری آنها در آنجا ادامه یافت.
اعلمی با صدای بلند فریاد می زد: جیره خوارهای وزارت نفت، آنقدر خورده اید كه .... شده اید.
وی با خطاب قرار دادن بهزاد نبوی، گفت:‌ این جیره خوار، مجلس را جاسوس‌خانه كرده و به دنبال منافع خودش است.
در این هنگام، ایرج ندیمی به اعلمی گفت: این دیوانه بازی ها چیست كه در آورده ای، آبروی مجلس را برده ای، بس كن!
در این زمان، محمدرضا خاتمی هم وارد معركه شد كه اعلمی خطاب به وی گفت: كدام گوری بودید كه یك شبه پیدا شدید!
سرانجام 60 تا 70 نماینده در این درگیری مداخله كرده و طرفین را از هم جدا كردند.

احمد پورنجاتی هم که عضو فراکسیون مشارکت بود می گوید: « من منکر برخی کج سلیقگی ها و حتی افراطی گری ها از سوی برخی عناصر به جناح اصلاح طلب چه در مجلس و چه در خارج مجلس نیستم و معتقدم که این افراد چاقوی کانون های توهم پراکنی را تیز می کنند.»

بعد از مجلس ششم بود که مجید انصاری گفت احساس شرمساری می کنم که چرا جلوی تندروی های مجلس ششم را نگرفتیم. ( البته ایشان در فتنه 88 با این تندرو ها همراهی نیز کرد!)

این اقدامات تنها به مجلس ششم ختم نمی شود بلکه اولین شورای شهر تهران نیز که همه اعضای آن از اصلاح طلبان بودند آنقدر سرگرم دعواهای سیاسی شدند که بالاخره توسط وزارت کشور دولت اصلاحات منحل شد که این اقدام به عنوان بزرگترین خودکشی سیاسی از طرف اصلاح طلبان نام گرفت. اصلاح طلبانی که ادعای توسعه سیاسی و آزادی اندیشه و جامعه مدنی داشتند حتی توان تحمل یکدیگر را نیز نداشتند.

اصلاح طلبان در شورای اول و در مجلس ششم نشان دادند که به جای حل مشکلات مردم ، ترجیح می دهند سرگرم کشمکش ها و منازعات سیاسی باشند.

اصلاح طلبان چون خودشان زیاد سیاست زده هستند مردم را نیز از دریچه نگاه حزبی و سیاسی می نگرند و قضاوت و تقسیم بندی می کنند ، رویه ای که نمونه های بارزش را در روزنامه های زنجیره ای شاهدیم که مثلا گروهی را به عنوان دلواپس می کویند و گروهی را به عنوان دلآرام مورد تمجید قرار می دهند. درحالی که مردم نشان داده اند اصلا اهل این دسته بندی ها نیستند و از نگاه حزبی و جناحی بیزارند.

ما نمی دانیم با این تفکر حزبی و سیاست زده چه کنیم. تفکری که وقتی پیروز می شود و قدرت را به دست می گیرد فقط به دنبال سیاست زدگی و ایجاد تنش و منازعات سیاسی در کشور است و زمانی هم که شکست می خورد تحمل پذیرش شکست را ندارد و می خواهد با فتنه گری و آشوب ، قدرت را به زور در اختیار بگیرد. واقعا با این تفکر تندرو و سیاست زده چه کنیم؟



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: اصلاح طلب، مجلس ششم، اصلاح طلبان، انتخابات، سیاست زدگی،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 17 دی 1394 توسط عقل کل
از قدیم گفته اند: مرد است و حرفش!
یا باید حرف نزنند یا باید پای حرفشان بایستند.

یکی از روزنامه های زنجیره ای تصویر عیسی کلانتری را در صفحه اول روزنامه اش چاپ کرده بود که با دیدنش به یاد حرف های پنج سال پیش افتادم.



عیسی کلانتری وزیر کشاورزی دولت خاتمی بود که پنج سال پیش در طرفداری از موسوی در جمع مردم هشترود اعلام کرد: « اگر قومیت ها رای دهند موفقیت صد در صد با موسوی است. اگر 13 میلیون آذری رای دهند موسوی رئیس جمهور است. اگر چنین نشود باید چادر به سر کرده و از ایران فرار کنیم

خوب! دیدند که موسوی رای نیاورد و آنچه کلانتری می خواست نشد. پس چرا چادر به سر از ایران فرار نکرد؟!

این را گفتم تا بگویم این روزها اگر عده ای دم از اخلاق می زنند و می گویند کینه ها را از دل بیرون کنید یادشان نرود چه کسانی بذر کینه را در دل ها نشاندند.
یادشان نرود چه کسانی چرخش قدرت را قبول نداشتند و به هر قیمتی حتی به قیمت چادر به سر کردن و فرار از ایران، تحمل دیدن رئیس جمهور قبلی را نداشتند.

 یادشان نرود چه کسی سنت نیکوی تبریک به رقیب را زیرپا گذاشت و در سال 84 به جای اینکه پیروزی رقیبش را به او تبریک بگوید گفت « به خدا واگذار می کنم» و با این نوع حرف زدن، اوج کدورت خود را نشان داد و بذر تردید و دلخوری را در دل ها کاشت.

برخلاف خیلی ها که فکر می کنند کدورت ها از مناظرات سال 88 شروع شده است باید واقع بین باشیم و درست بنگریم تا بفهمیم کدورت از زمانی شروع شد که سنت نیکوی تبریک به رقیب توسط آقای هاشمی زیرپا گذاشته شد.

 یادشان نرود که نوبخت و رفقای همفکرش به عنوان حامیان آقای هاشمی، چنان کینه ای در دل داشتند که نوبخت اعتراف کرد و گفت «ما هیچ گاه دلمان با منتخب مردم در سال 84 صاف نشد.»

من نه طرفدار رئیس جمهور قبلی ام نه طرفدار رئیس جمهور فعلی. در کل از هر گونه شخص پرستی و حزب پرستی بیزارم و فقط خود را مدافع نظام مقدس جمهوری اسلامی و پیرو ولایت مطلقه فقیه می دانم؛ اما نمی توانم چشم بر روی واقعیات ببندم و بپذیرم کسانی این روزها دم از اخلاق و مهربانی و پاک کردن دل از کینه بزنند که خودشان بذر کینه را در دل ها کاشتند. نمی توانم بپذیرم کسانی مردم را به محبت و دوری از کینه دعوت می کنند که خودشان هنوز هم دلی پر از کینه دارند.



پ ن:

تا حدودی بی ربط:

به نظرم این حرف عیسی کلانتری یک نوع توهین به بانوان ایران زمین هم بود. چادر، نماد والای حجاب و یادگار حضرت زهراست و قداست دارد. نباید برای مسائل بی ارزش و تسویه حساب های جناحی و امور مزخرف، هزینه شود.
 
البته کاربرد این گونه کلمات از سوی بعضی آقایان چندان تعجب آور نیست ، چیزی که برایم عجیب است این است که گاهی می بینم بعضی از بانوان نیز برای زیر سوال بردن آقایان از این کلمات استفاده می کنند و مثلا می گویند «یا مرد باشید و فلان جور رفتار کنید یا بروید چادر به سر کنید! » یا مثلا در جمع آقایان می گویند« از کارهای خاله زنکی! دوری کنید»

من اذعان می کنم که قادر به درک احساسات بانوان نیستم اما واقعا گاهی اوقات تعجب می کنم از اینکه بعضی بانوان هم به جای اینکه نسبت به کاربرد این گونه کلمات و اصطلاحات ،واکنش منفی نشان دهند و ناراحت شوند، خودشان هم استفاده می کنند!

خدای ناکرده قصد جسارت به بانوان محترمه را ندارم و نمی خواهم اقدام عده ای معدود را به همه بانوان تعمیم دهم اما به عنوان کسی که برای همه انسان ها حرمت و کرامت قائلم ،به بانوان توصیه می کنم اگر می بینند بعضی آقایان در کاربرد کلمات، رعایت شان و کرامت بانوان را نمی کنند حداقل خود بانوان، برای خودشان احترام قائل باشند و از به کار بردن این گونه کلمات خودداری ورزند و به همجنسان خود نیز تذکر دهند.




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: کلانتری، دوری از کینه، هاشمی، نوبخت، روزنامه های زنجیره ای، انتخابات،
ارسال در تاریخ دوشنبه 15 دی 1393 توسط عقل کل
یکی از یهودیان فرصت طلب به امام علی علیه السلام گفت: «هنوز پیامبرتان را دفن نکرده، دچار اختلاف شدید.»

امیرالمومنین علیه السلام بلافاصله در جواب آن یهودی فرمود: « اگر ما دچار اختلاف شدیم درباره آنچه از پیامبرمان رسیده اختلاف کردیم نه در خود او ، اما شما یهودیان هنوز پای شما پس از نجات از دریای نیل خشک نشده بود که به پیامبرتان گفتید برای ما خدایی بساز چنانکه بت پرستان خدایی دارند و پیامبر شما گفت شما مردم نادانی هستید.» (حکمت 317 نهج البلاغه)

آن یهودی فرصت طلب می دانست که حق امیرالمومنین علیه السلام غصب گردیده است و شاید انتظار داشت آن حضرت با شنیدن این سخن، سفره دلش را پیش آن مرد یهودی باز کند و زبان به شماتت غاصبان بگشاید ؛اما مولا با جواب دندان شکنی که به او دادند به آن مرد یهودی فهماندند که اجازه نمی دهند یک یهودی از اختلاف بین مسلمانان سوء استفاده کند و از آب گل آلود ماهی بگیرد.

این درسی است برای سیاستمداران ما ،تا اختلافات درون نظام را به بیرون از نظام نکشانند.

این درسی است برای وزیر امور خارجه تا اختلاف نظرهای جریانات سیاسی درون نظام را در شورای روابط خارجی آمریکا مطرح نکند.



این درسی است برای آقای ظریف تا به بهانه بالا بردن قدرت چانه زنی خود و رسیدن به توافق، سفره دلش را برای سیاست سازان آمریکایی باز نکند و طوری سخن نگوید که به جای مذاکره ،متهم به معامله بر سر منافع ملی شود.
جوری سخن نگوید که تصور شود آقای ظریف و جریان سیاسی متبوعش با آمریکا منافع مشترک دارند و هر دو از به قدرت رسیدن جریان به اصطلاح غرب ستیز نگرانند.
جوری سخن نگوید که گمان شود آقای ظریف و جناح سیاسی متبوعش به جای اینکه آمریکا را دشمن اصلی بدانند در عوض، یک دشمن مشترک با آمریکا دارند و آن دشمن مشترک جریانی سیاسی در ایران است که هواخواه غرب نیست.
جوری سخن نگوید که انگار آنها با آمریکا یک طرف هستند و جریانی که روبروی غرب می ایستد و معتقد است که آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند طرف دیگر است!

البته این نکته شایان ذکر است که آقای ظریف اگر همه برگ های برنده اش را در آغاز مذاکرات حراج نکرده بود و با دست و دلبازی از اورانیوم 20 درصد چشم نپوشیده بود الان مجبور نمی شد از رقبای انتخاباتی ، اهرم فشاری بسازد تا شاید غرب را به توافق راضی کند.

هر چند آقای ظریف گمان می کند با پیش کشیدن احتمال به قدرت رسیدن جریانی که اهل امتیاز دادن به غرب نیست خواهد توانست به توافقی مطلوب دست یابد اما تجربه نشان داده است این راه مناسبی برای گرفتن امتیاز نیست.

زیرا وقتی جناب ظریف بقای قدرت خود و جریان متبوعش را وابسته به این توافق می داند و از اینکه حیثیت سیاسی اش در معرض خطر قرار گیرد ابراز نگرانی می کند غربی ها می فهمند که رسیدن به توافق برای طرف ایرانی امری حیاتی است لذا فشار را مضاعف می کنند تا از این اشتیاق به توافق ،حداکثر امتیاز را بگیرند و عملا تیم مذاکراتی ایران به جای گرفتن امتیاز، مجبور به دادن امتیاز بیشتر می شود.

حالا که اسم جریان سیاسی که اهل امتیاز دادن به غرب نیست به میان آمد و دانستیم که مسئول تیم مذاکره کننده هسته ای ایران از وجود چنین جریانی برای بالابردن قدرت چانه زنی خویش در مذاکرات استفاده می کند بهتر است دولت و مشتاقان توافق هسته ای ،قدر این جریان را بدانند و به جای برچسب هایی که هر روز نثارشان می کنند از آنان قدردانی نمایند چون اگر دلواپس ها! نبودند آقای ظریف با کدام برگ برنده ای می خواست به مذاکرات دلاورانه! خود ادامه دهد؟ با اورانیوم 20 درصدی که حراج کرد یا راکتور اراک؟!



پی نوشت:

1- آقای ظریف گفته بود سخنان من در شورای روابط خارجی آمریکا غلط ترجمه شده است!.....آخه جناب ظریف! چه رسانه های داخلی و چه منابع خارجی ،همگی از حرف شما یک برداشت واحد داشتند ؛نمیشه که همه را متهم بدونید الا خودتون را!  علاوه بر این شما که بار اولتون نبود که این طور حرف می زدی؛ باز هم از این حرفا زده بودی ؛نکنه حرفات با البرادعی هم غلط ترجمه شده!  پس شما که ادعا می کنید دلاورید حداقل دلاورانه پای حرفی که می زنید بمونید نه اینکه سعی کنید بپیچونید تا از تبعات حرفی که زدید فرار کنید.

2- من و امثال من با همه انتقادی که به سیاست های دولت و وزیر امورخارجه داریم هیچ گاه به خود اجازه نمی دهیم که در جمع دشمنان نظام از دغدغه ها و نگرانی هایی که از سیاست های دولت داریم سخن بگوییم ؛ چون دشمن برای ما یک خط قرمز است و هر اختلاف نظری که با آقای ظریف و جریان سیاسی متبوعش داشته باشیم اختلاف نظر درون نظام است شبیه اختلاف نظر درون یک خانواده. و بیگانه را محرم اسرار نمی دانیم بالاخص بیگانه ای که در دشمنی با نظام اسلامی ما ،از هیچ اقدامی دریغ نکرده است.



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: امیرالمومنین(ع)، یهودی، ظریف، شورای روابط خارجی آمریکا، انتخابات، توافق هسته ای،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 10 مهر 1393 توسط عقل کل
(تعداد کل صفحات:2)      [1]   [2]  

قالب وبلاگ