من به نظام جمهوری اسلامی و اقتدار و عظمتش می بالم. در هر نظام سیاسی، هر گاه گروه یا جریانی بر علیه حاکمیت دست به کودتا بزند و شکست بخورد نتیجه اش این است که آن گروه و جریان یا به طور کامل حذف می شود یا دیگر هیچ فردی جرات ندارد با اسم و عنوان آن جریان به فعالیت سیاسی بپردازد و یا حتی برخی از افراد آن جریان ، خودشان از مردم شرم می کنند که با عنوان و اسم قبلی به صحنه بیایند.

 اما در جمهوری اسلامی شاهدیم جریانی که در سال 88 بر علیه قانون اساسی و ولایت فقیه و رای مردم کودتا کرد ، نه تنها حذف نشد بلکه اجازه یافت با همان اسم و عنوان قبلی (اصلاح طلبی) به فعالیت بپردازد و نمایندگانش را به مجلس بفرستد. این نشانه اوج اقتدار جمهوری اسلامی است.

لطفی که نظام جمهوری اسلامی در حق اصلاح طلبان روا داشته، در حق هیچ جریانی روا نداشته است.

حال با این لطف بزرگ نظام ، پیشنهادی به اصلاح طلبان دارم:

شما اصلاح طلبان که بسیار مشتاق حضور در عرصه سیاسی و خدمت به مردم هستید واقعا حیف است که در عرصه تامین امنیت کشور هیچ نقشی نداشته باشید.

لذا توصیه می کنم برای اینکه بیش از این از جوانانی که جانشان را کف دست گرفته اند و برای دور کردن خطر داعش از مرزهای کشور ، در سوریه و عراق می جنگند خجالت نکشید، شما هم جوانان اصلاح طلب را به سوی این میدان مبارزه گسیل نمایید تا از مسابقه جان دادن برای اسلام و کشور عقب نمانید.

اگر نگاهی به مدافعان حرم بیندازید مشاهده خواهید کرد که تفکر آنها شبیه همان کسانی است که شما به ناحق ، آنان را تندرو و افراطی می نامید. واقعا زشت است جوانان حزب اللهی و مومنی که هر روز از طرف شما برچسب تندرو و دلواپس دشت می کنند از جانشان برای حفظ امنیت کشور و آرامش شما و ناموستان بگذرند اما شما یادتان نباشد و هیچ نقشی در تامین امنیت کشور نداشته باشید.

 واقعا شرم آور است که در زمان تقسیم قدرت در صحنه باشید اما در زمان جان دادن برای اسلام و انقلاب، خودتان را کنار بکشید.

همانطور که برای کسب قدرت دست و پا می زنید ، ترس و بزدلی را کنار بگذارید و  برای جان دادن در راه اسلام و انقلاب هم مشتاقانه به میدان مبارزه بشتابید. بیایید همانطور که سهمی از مجلس دارید سهمی از جان دادن برای امنیت کشور را هم داشته باشید.




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: اصلاح طلبان، فتنه88، نظام جمهوری اسلامی، انتخابات، مدافعان حرم، مجلس، امنیت،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 12 اسفند 1394 توسط عقل کل
اینجا آمریکاست، کشوری که رئیس جمهوری سیاهپوست دارد اما سیاهپوستان در آن امنیت ندارند، کشوری که پلیس آن به جای اینکه حافظ جان و مال مردم باشد بلای جان مردم شده است.

کشوری که شهروندانش به جای اینکه از دست جانیان و متجاوزان ، به پلیس پناه ببرند ؛ نمی دانند از دست پلیس قاتل و خشونت طلبی که اجازه نفس کشیدن را از آنان گرفته است به کجا پناه ببرند.



اینجا آمریکاست ، کشوری که در آن مسلمانان را به خاطر دین و آئینشان می کشند بدون اینکه آب از آب تکان بخورد،

کشوری که شهروندانش را به آتش می کشد و 76 نفر از فرقه دیویدی ها از جمله 20 کودک را زنده در آتش می سوزاند ،

کشوری که با حمله نظامی و اشغال کشورها و پرورش تروریست های بین المللی همچون داعش ،میلیون ها انسان را  قتل عام و آواره می کند،

کشوری که صدها هزار نفر را در زندان های مخفی و آشکارش در سراسر جهان شکنجه می کند و باز هم از رو نمی رود و از حقوق بشر سخن می گوید و از آن سوی دنیا نگران حصر مرفهانه سران فتنه در ایران می شود.

اینجا آمریکاست، کشوری که بالاترین آمار قتل را در جهان دارد ، کشوری که در کمتر از یک دقیقه در آن ، یک تجاوز به عنف صورت می گیرد و در هر 24 ثانیه یک نفر اقدام به خودکشی می کند.

اینجا آمریکاست، کشوری که بیشترین آمار زندانیان را در جهان دارد و بیش از 90 درصد زندانبانان آن به دلیل تجاوزات جنسی پرونده قضایی دارند ،

کشوری که در هر سال بیش از دو میلیون تجاوز جنسی علیه کودکان در آن صورت می گیرد و هر روز بیش از 4 کودک در اثر کودک آزاری جان می دهند.

اینجا آمریکاست، تنها کشوری در جهان که برای کودکان هم در دادگاه های آن ،حکم حبس بدون امکان آزادی کامل و مشروط صادر می شود و این کودکان ،آنقدر در زندان می مانند تا بمیرند.

اینجا آمریکاست، کشوری که ضرب و شتم و خشونت های خانوادگی در آن فراوان است. کشوری که نه در دانشگاهش احساس امنیت وجود دارد ، نه در مراکز نظامی و ارتش و پلیسش ، نه در منازل و بیرون از منازلش و نه حتی در زندان هایش!

کشوری که نه سیاهپوستان در آن امنیت دارند نه اقلیت های دینی و نژادی و نه زنان و کودکان و نه حتی مردان!

اینجا آمریکاست ، قبله آمال نوچه های وطنی و کدخدای بزدلانی که موریانه ترس و نفاق، ایمانشان را خورده است. کشور محبوب قلم به دستانی که آمریکا را می ستایند و چهره سیاهش را بزک می کنند، کسانی که تا انتقادی از آمریکا می شود وکیل مدافع او می شوند و می گویند مگر خودمان مشکل نداریم که از مشکلات آمریکا سخن می گویید.

اینجا آمریکاست، کشوری رو به سقوط که چیزی به زمان فروپاشی آن نمانده است هر چند نوچه هایش این سخن را باور نکنند و آن را به سخره بگیرند.
مگر نوچه های شاه باور می کردند نظام شاهنشاهی سقوط کند و مگر نوچه های شوروی باور می کردند که ابرقدرت شرق فرو بپاشد؟!




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: آمریکا، پلیس آمریکا، مسلمانان آمریکا، حقوق بشر، سیاهپوستان آمریکا، امنیت،
ارسال در تاریخ شنبه 2 اسفند 1393 توسط عقل کل

سال 1392 هم به پایان رسید و باز هم مثل سال های گذشته عده ای از مردم جهان از گرسنگی جان دادند. بر طبق آمارهای جهانی حدود 12 درصد جمعیت جهان از گرسنگی رنج می برند و این یعنی از هر هشت انسان، یک نفر با مشکل گرسنگی روبروست.

آژانس تغذیه و کشاورزی سازمان ملل (فائو) هم خیلی هنر کند و بخواهد برای رفع گرسنگی در جهان راهکار ارائه دهد گزارشی تنظیم می نماید و به مردم جهان توصیه می کند برای کاهش میزان گرسنگی در جهان، مصرف انواع حشرات را در سبد غذایی خود قرار دهند و اسم برنامه ویژه اش برای مبارزه با گرسنگی را می گذارد « برنامه حشرات قابل تغذیه». (واقعا چندش آور است!)

ناامنی هم معضل دیگری است که در جهان بیداد می کند. هیچ تضمینی وجود ندارد کشوری آرام و امن در عرض مدتی کوتاه به کشوری ناامن تبدیل نشود. نمونه آشکارش، سوریه است. کشوری که تا چند سال پیش در پایتخت آن، برای ایجاد نظم و آرامش بیشتر ، حتی اجازه تردد با موتورسیکلت را در شهر دمشق نمی دادند اکنون تکفیری ها چند وقتی است آرامش و امنیت را از آن سلب کرده اند و در گوشه و کنارش صدای انفجارهای تروریستی به گوش می رسد و اگر جانفشانی ارتش و نیروهای مردمی و مقاومت نبود همه مردمانش آواره می شدند.

گرسنگی و ناامنی تنها دو نمونه از مشکلاتی است که بسیاری از مردم جهان با آن روبرو هستند. در کشور ما نیز مشکلات فراوانی وجود دارد اما بسیاری از نعمت هایی که در آن غوطه وریم و گاهی اصلا به چشم نمی آید آنقدر باارزش و گرانقیمت است که فقط وقتی آن را از دست دادیم به اهمیت آن پی می بریم.

در دنیایی که صهیونیسم جهانی بر آن سیطره دارد مسلمان بودن هزینه دارد چه رسد به شیعه بودن. مسلمانان آفریقای مرکزی فقط به خاطر عنوان مسلمانی، به دست گروهک مسیحی تروریستی «آنتی بالاکا» قتل عام می شوند و مسلمانان میانمار به جرم مسلمانی به دست بودائیان در آتش می سوزند.

حال در میان همه این تزاحم ها و ناامنی ها، کشور شیعه ای پیدا شده است که در آن می توانیم بی دغدغه در ایام فاطمیه پرچم عزا بزنیم و مثل مردم بحرین  به خاطر برپایی مجالس عزاداری، زیر شکنجه کبود نشویم  و همچون شیعیان عربستان به خاطر داشتن عقیده تشیع در مضیقه و فشار حکومت نباشیم . کشوری که آنقدر قدرتمند شده است که برای صهیونیست ها نیز خط و نشان می کشد و مایه امید مستضعفان جهانی است.

آیا قدر این نعمت را می دانیم؟ آیا این نعمت کوچکی است که خداوند به ما توفیق داده است از کودکی با نام و یاد امیرالمومنین علیه السلام آشنا شویم و یاعلی گویان بزرگ شویم؟ کدام نعمت با نعمت ولایت برابری می کند؟ آیا حاضریم این نعمت را با چیزی عوض کنیم؟

مردی خدمت امام صادق علیه السلام آمد و از فقر و تنگدستی خود شکایت کرد. امام فرمود: «قضیه اینطور نیست که شما اظهار می کنی و من اصلا تو را فقیر نمی دانم.» آن مرد گفت شما درباره فقر من روشن نیستی و من راست می گویم. امام همچنان او را تکذیب می کرد تا آنجا که فرمود: «اگر کسی صد دینار به تو بدهد که از ما برائت حاصل کنی آیا صد دینار را می گیری و از ما کنار می روی؟» گفت نه. تا آنجا که امام فرمود: «اگر هزار دینار بدهد دست از اعتقاد ما برمی داری؟» گفت خیر. حضرت فرمود: «حالا که چنین است پس تو سرمایه بزرگی داری و فقیر نیستی.»

گاهی باید به خودمان بنگریم ، نکند مشکلات زندگی و دغدغه های فکری ؛ فرصت شکرگزاری را از ما گرفته باشد. نکند حالت طلبکارانه در برابر خداوند داشته باشیم و به جای شکرگزاری، دائم نق بزنیم. باید روحیه شکرگزاری را در خود تقویت کنیم تا به سرور و انبساط درونی برسیم.

علامه جعفری می فرمود: « شکر و سپاس یکی از عالی ترین عوامل سازنده روح انسانی است. در راه وصول به چنین مقام والا نخستین معرفتی که نصیب انسان می گردد این است که اولا می فهمد که به هیچ وجه از خلاق هستی و فیض بخش کائنات طلبکار نیست که در نتیجه آنچه را که در این زندگانی به دست می آورد یک ضرورتی باشد که خداوند مجبور است آن را به مخلوقات خود بدهد. تنها چنین معرفت است که فیض بودن هستی را برای انسان قابل درک می سازد.یک نتیجه بسیار با اهمیت که از این درک حاصل می شود طراوت و انبساط و سرور درونی است که با غوطه ور شدن در مصائب و ناگواری های حیات طبیعی هرگز مختل نمی گردد.»

مقام شکرگزاران بسیار والاست و بنا به فرمایش قرآن، شکرگزاران واقعی نیز اندکند. امام صادق علیه السلام در این زمینه فرمودند: « اگر نزد خداوند عبادتی بهتر از شکرگزاری در همه حال بود که بندگان مخلص با آن عبادتش کنند، هر آینه آن کلمه را درباره خلقش به کار می برد، اما چون عبادتی بهتر از آن نبود از میان عبادات آن را خاص قرار داد و صاحبان آن را ویژه گردانید و فرمود( اندکی از بندگان من سپاس گزارند).»

پس بیایید جبهه خضوع بر آستان ربوبی بسائیم و از نعماتش قدردانی کنیم تا حداقل مرتبه شکر زبانی را به جا آورده باشیم. در این راستا خواندن «مناجات شاکرین» امام سجاد علیه السلام را نیز غنیمت بدانیم.




طبقه بندی: حرف حساب،  تلنگر، 
برچسب ها: شکرگزاری، نعمت، ولایت، امنیت،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 29 اسفند 1392 توسط عقل کل

قالب وبلاگ

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic