پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: « ما اوذی نبی مثل ما اوذیت» هیچ پیامبری مثل من آزار ندید.

 پیامبران گذشته نیز آزارهای بسیار دیدند ، سر یحیی را از بدن جدا کردند ؛ زکریا را با اره دونیم کردند و...اما آزاری که پیامبر (ص) از جاهلان عرب دید هیچ کدام از پیامبران به آن اندازه آزار ندیدند.

اما در روایتی امام صادق علیه السلام می فرمایند: « آزاری که قائم در هنگام قیام خویش از جاهلان آخرالزمان می بیند به مراتب سخت تر است از آن همه آزار که پیامبر (ص) از مردم جاهلیت دید.»

راوی می پرسد: این چگونه می شود؟ امام فرمود: « پیامبر به میان مردم آمد در حالی که آنها سنگ و صخره و چوب و تخته های تراشیده (بت ها) را می پرستیدند، ولی قائم ما که قیام کند مردمان همه از کتاب خدا برای او دلیل می آورند و آیه های قرآن را تاویل و توجیه می کنند.»

آزار جاهلیت عرب کجا و آزار جاهلیت آخرالزمان کجا!

یکی از بزرگترین آزارهایی که امام زمان (عج) با آن مواجه می شوند، از جانب فرقه ضاله ی وهابیت است. فرقه ای که زبانی جز قتل و غارت نمی داند و غیر خود را مسلمان نمی بیند.

 مولود نامشروع انگلیس و صهیونیسم و آمریکا که زبان منطق نمی فهمند و مفتی هایش با فتواهای مضحک ، پیروانش را به انجام پست ترین کارها از جهاد نکاح گرفته تا حراج غیرت؛ تشویق می کنند. یک روز برای نابودی حزب الله لبنان ،فتوا ردیف می کنند و روز دیگر برای نابودی حکومت بشار اسد. مجاهدانش دلگرم به کمک های اسرائیل هستند و هم کاسه ی آمریکا و اروپا. خودشان نماد اعلای شرک اند و دم از توحید ناب می زنند. 

قرآن را در بهترین نسخ چاپ و نشر می دهند و تمام سعی شان را در تلاوت هر چه زیباتر قرآن صرف می کنند اما بر خلاف آیاتش رفتار می نمایند. می خوانند که « و لا تقولوا لمن القی الیکم السلام لست مومنا» (نساء،94) اما حتی کودکان مسلمان را با ذکر بسم الله سر می برند و مثله می کنند! 

 آیات قرآن را از بر می کنند و می خوانند که قرآن در سوره کهف آیه 21 ؛ گرامیداشت یاد اصحاب کهف را با ساختن عبادتگاه در کنار مزار آنها جایز دانسته است اما بقیع را ویران می کنند و به بهانه زدودن شرک، قبر صحابی پیامبر را نبش کرده و پیکرش را می ربایند.

امام زمان(عج) چه ها خواهند کشید از دست وهابیت و مفتی هایش که خود را خادم الحرمین و مروج دین و نمادهای توحید ناب می دانند!

امام زمان (عج) چه اذیت و آزاری از صاحبان این مغزهای منجمد شده و افکار پوسیده و متحجر خواهند دید.

اللهم طهر منهم بلادک و اشف منهم عبادک ... 




طبقه بندی: حرف حساب، 
برچسب ها: آخرالزمان، امام زمان (عج)، وهابیت، بقیع، 8 شوال،
ارسال در تاریخ جمعه 25 مرداد 1392 توسط عقل کل

خطیب بزرگ شیعه مرحوم شیخ عبدالزهرا کعبی می گوید:

یک روز بعد از ظهر، وارد صحن مطهر امام حسین علیه السلام شدم؛ شخصی در مقابل یکی از حجره های صحن شریف، کتاب های مذهبی می فروخت و من با وی سابقه آشنایی داشتم، چون مرا دید گفت: کتابی دارم که شاید برای شما نافع باشد و در آن اشعاری وجود دارد که زیبنده شما می باشد و قیمت آن این است که یک بار آن را برایم بخوانی.

مرحوم شیخ عبدالزهرا می گوید: آن اشعار- قصیده ابن عرندس حلی - گمشده من بود و مدت ها در جستجوی آن بودم. آن را گرفتم و هنگامی که به خواندن آن مشغول بودم، ناگهان سیدی از بزرگان عرب را دیدم که در برابرم ایستاده است و به اشعارم گوش می دهد وگریه می کند.

چون به این بیت رسیدم:

ایقتل ظمآنا حسین بکربلا                  و فی کل عضو من انامله بحر

گریه آن بزرگوار شدید شد و رو به ضریح امام حسین علیه السلام کرد و این بیت را تکرار می نمود و همچون زن جوان مرده می گریست. همین که اشعار را به پایان رساندم، دیگر آن بزرگوار را ندیدم. برای دیدن ایشان، از صحن خارج شدم تا شاید آن جناب را بیابم ولی ایشان را ندیدم. به هر کجا رو نمودم، اثری نیافتم. گویا از برابر چشمم غایب شده است. به یقین دانستم او حضرت حجت و امام منتظر (عج) بوده است. (ملاقات با امام عصر، ص315)

علامه امینی در کتاب الغدیر جلد 7 ، صفحه 14 قصیده ابن عرندس را آورده است و فرموده :

در میان یاران و اصحاب ما معروف است که در هر مجلسی این قصیده خوانده شود پیشوای ما امام زمان (عج) که چشم به راه اوییم و خداوند به زودی در فرجش تعجیل فرماید در آن مجلس و انجمن تشریف فرما می شوند.

در ادامه مطلب، قصیده ابن عرندس همراه با ترجمه فارسی آن را آورده ایم:



ادامه مطلب
برچسب ها: امام زمان (عج)، امام حسین (ع)، قصیده ابن عرندس، روضه،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 14 دی 1391 توسط عقل کل

حسرت شیخ حسنعلی نخودکی (ره) در اواخر عمر

آرزوی جناب شیخ حسنعلی نخودکی، با آن همه فضیلت و عظمت فوق العاده روحی و معنوی، در اواخر عمر پر برکتشان این بوده است که ای کاش تمام ورد و ذکر و تمام ریاضت ها و تلاش های شبانه روزی من، فقط و فقط با نیت تقرب به ساحت امام زمان (عج) و خدمت گزاری به آستان شریف ایشان صورت می گرفت.

حضرت شیخ، تمام اذکار وختوماتی را که از ابتدای سیر و سلوک تا پایان عمر خویش داشته اند، در کتابی مستقل به رشته تحریر درآورده و در انتهای این کتاب چنین نگاشته اند: «ای کاش این اذکار و این اوراد و این ختومات و این زحمات را فقط در راه نزدیک شدن با تقرب به امام زمان (عج) انجام می دادم».

حسرت ملاصدرا(ره ) در اواخر عمر

ملاصدرا (قدس سره) در مقدمه سوره واقعه می گوید: «بسیار به مطالعه کتاب های حکیمانه پرداختم تا آن جا که گمان کردم کسی هستم ولی همین که بصیرتم باز شد، خودم را از علوم واقعی خالی دیدم. در آخر عمر به فکر رفتم که به سراغ تدبر در قرآن و روایات محمد و آل محمد (ص) بروم. یقین کردم که تا به حال کارم بی اساس بوده است، زیرا در طول عمرم به جای نور در سایه ایستاده بودم.

از غصه، جانم آتش گرفت و قلبم شعله کشید، تا رحمت الهی دستم را گرفت و مرا با اسرار قرآن آشنا کرد و شروع به تفسیر و تدبر در قرآن کردم. در خانه وحی را کوبیدم، درها باز شد و پرده ها کنار رفت و دیدم فرشتگان به من می گویند: «سلام علیکم طبتم فادخلوها خالدین؛ درود خدا بر شما! بهشت گوارایتان باد، پس داخل شوید.»




طبقه بندی: تلنگر، 
برچسب ها: شیخ حسنعلی نخودکی، ملاصدرا، امام زمان (عج)، قرآن،
ارسال در تاریخ جمعه 13 مرداد 1391 توسط عقل کل

قالب وبلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic