همه چیز از نوع نگاه ما شکل می گیرد. نوع نگاه ما به مسائل است که رفتار ما را تنظیم می کند و با تغییر نگاه، تغییر رفتار نیز به وجود می آید. با تغییر نگاه است که انسانی خموده به انسانی فعال تبدیل می شود و بالعکس.

در مسائل اجتماعی و اقتصادی و سیاسی نیز، نوع نگاه ماست که زمینه ساز رشد و شکوفایی اقتصادی یا رکود می شود، نوع نگاه است که ملتی را با اراده راسخ در میدان مبارزه اقتصادی و سیاسی به صحنه می آورد یا به خمودگی و وادادگی عادت می دهد.



از این منظر شاهد هستیم که در آغاز سال جدید، مقام معظم رهبری (مدظله العالی)، از همگان یک خواهش دارند و می فرمایند:

« در نگاه کلان به اقتصاد کشورمان دو جور نگاه وجود دارد. من خواهش می کنم بخصوص صاحب نظران و همچنین جوانان و عامه مردم عزیزمان به این نکته توجه کنند که دو جور نگاه به رونق اقتصادی و پیشرفت اقتصاد وجود دارد، یک نگاه می گوید که ما پیشرفت اقتصاد را باید از ظرفیت های درون کشور و درون مردم تامین بکنیم...
نگاه دوم به اقتصاد کشور، نگاه به پیشرفت اقتصاد با استفاده از کمک بیرون از مرزها است؛ می گوید سیاست خارجی مان را تغییر بدهیم تا اقتصاد ما درست بشود، با فلان مستکبر کنار بیاییم تا اقتصاد رونق پیدا کند، تحمیل قدرت های مستکبر را در بخش های گوناگون و مسائل گوناگون بپذیریم تا اقتصادمان رونق پیدا کند، این هم نگاه دوم است. امروز شرایط کشور به ما نشان داده است که این نگاه دوم یک نگاه کاملا غلط و عقیم و بی فایده است همین تحریم هایی که امروز علیه ملت ایران اعمال می شود دلیل محکم و متقنی است بر غلط بودن این نگاه. یعنی شما وقتی که به امید قدرت های خارجی نشستید تا آنها بیایند اقتصاد شما را رونق بدهند و با زیر بار آنها رفتن، اقتصاد را رونق بدهید آنها به حد کم قانع نیستند. وقتی که شما نگاه می کنید به بیرون، مواجه می شوید با یک مسئله ای مثل کاهش قیمت نفت؛ ناگهان قدرت های مستکبر با همراهی ایادی منطقه ای خودشان متاسفانه به این نتیجه می رسند که قیمت نفت را به نصف و گاهی کمتر از نصف برسانند؛ شما مواجه می شوید با یک چنین مشکلی، وقتی نگاه به بیرون باشد این است. وقتی شما نگاه به درون کردید دیگر این جور نیست. امروز خارجی ها و روسای قدرت های مستکبر می خواهند همین نگاه دوم را در مردم ما تقویت کنند.»


آری! اگر اوباما در کنار گزینه هایی که همیشه لاف می زند و می گوید روی میزش نگه داشته است سفره هفت سین می چیند و برای ملت ایران پیام نوروزی می فرستد و آنان را به نگاه دوم دعوت می کند به خوبی دریافته است که با تغییر نگاه مردم و مسئولین می تواند به تغییر رفتار و ساختار جمهوری اسلامی برسد.

اوباما به خوبی می داند که اگر موفق شود نگاه مردم ایران را تغییر دهد تغییر رفتار و تغییر ساختار به خودی خود به وجود خواهد آمد و این یعنی جمهوری اسلامی از محتوا خارج شود و جز اسمی از آن باقی نماند. او می داند که اگر بتواند مردم ایران را قانع کند تا نگاه دوم را بپذیرند و به امید وعده نسیه ای که شاید اقتصادشان رونق یابد از اصول و آرمان هایی که برای حفظ آن جان داده اند نقدا دست بکشند و مشی استکبارستیزی را که توصیه قرآن است کنار بگذارند، دیگر این جمهوری اسلامی نمی تواند الگویی برای سایر کشورهای مسلمان منطقه باشد.

اما چرا نگاه دوم غلط است؟ دلیلش روشن است. زیرا اگر این نگاه، نگاه درستی بود نباید در اوج اعتمادسازی و مذاکرات هسته ای ، توطئه نفتی آمریکا و عربستان شکل بگیرد تا به اقتصاد ایران ضربه بزند. اگر این نگاه، نگاه درستی بود نباید در زمانی که خزانه اورانیوم 20 درصد ایران به صفر رسید تحریم های جدیدی علیه ایران امضا شود.

اصلا اگر رابطه با آمریکا می توانست حلال مشکلات باشد چرا در عراق که آمریکا حتی حضور نظامی نیز داشت هر روز ناامنی بیشتر می شد؟ مگر آمریکایی ها نمی خواستند از عراق چنان کشوری بسازند که ایرانی ها با دیدن آن ،آه حسرت کشیده و بگویند لطفا یک قدم این طرف تر هم بیایید و وضع ما را نیز سروسامان دهید، پس چرا تا حضور نظامی آمریکا در عراق پررنگ بود همه جا ناامن بود اما از وقتی مردم عراق تصمیم گرفتند به نیروی جوانان خود اتکا کنند علیرغم تمام کارشکنی های آمریکا که به داعش تنفس مصنوعی می داد ،توانستند در حالی که با داعش می جنگند پرشکوه ترین و امن ترین مراسم اربعین را رقم بزنند.

اگر آمریکا ، حلال مشکلات است چرا دوستان اروپایی اش در بحران اقتصادی دست و پا می زنند؟ اصلا مگر آمریکا توانسته است اقتصاد خودش را سروسامان دهد که انتظار داشته باشیم اقتصاد دیگران را رونق ببخشد. اقتصادی که بر پایه دلارهای بدون پشتوانه استوار است و بهبود اقتصادی را صرفا در بهبود اوضاع ابرسرمایه دارها معنا می کند تا میلیاردرها بتوانند هر روز بر شمار آسمانخراش های عمودی خود بیفزایند؛ اقتصادی که ارمغانش، افزایش شمار بی خانمان ها و تشدید فقر است، اقتصادی که فقط به فکر جیب زراندوزان صهیونیست است و فقرا را در زیر چرخ هایش له می کند به چه دردی می خورد؟ آیا رابطه با چنین اقتصادی قرار است حلال مشکلات اقتصادی ما باشد؟ اصلا کدام عاقلی از دشمن درجه یک خود انتظار کمک دارد که ما داشته باشیم.

اما نگاه اول، امتحانش را پس داده و درست بودنش را در عمل ثابت کرده است. این نگاه اول بود که در طول هشت سال دفاع مقدس، فتح المبین و بیت المقدس و والفجر8 را رقم زد؛ نگاه اول بود که موشک های ایران را بلای جان صهیونیست ها نمود؛ نگاه اول بود که صنعت هسته ای را شکوفا کرد و غنی سازی 20 درصد را به ارمغان آورد، نگاه اول بود که ایران را در هوافضا و نانوتکنولوژی و...صاحب نام کرد.

شهدای ما از شهید چمران و همت و خرازی و باکری و باقری گرفته تا شهریاری و احمدی روشن و رضایی نژاد و علی محمدی و تهرانی مقدم، همگی نام آوران نگاه اول هستند.

نگاه اول می تواند اقتصاد ایران را نجات دهد. با نگاه به بیرون نمی توان تولید داخلی را تقویت کرد و جلوی خام فروشی را گرفت .اقتصاد مقاومتی ثمره نگاه اول است. وقتی دولت و ملت با نگاه واحد و تکیه بر توان داخلی، همدل و همزبان شوند اقتصاد مقاومتی به بار می نشیند و تحریم ها نیز کارایی خود را از دست خواهد داد و حربه تحریم از دست دشمن گرفته خواهد شد. وقتی با همدلی و همزبانی ملت و دولت، اقتصاد مقاومتی به شکوفایی برسد دیگر لازم نیست با اصرار بخواهیم مردم را قانع کنیم تا تورم صفر درصد یا خروج از رکود را باور کنند بلکه آن گاه مردم ،رونق اقتصادی و کاهش تورم را با گوشت و پوستشان احساس خواهند کرد و این یعنی همدلی دولت و ملت.



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: اقتصاد مقاومتی، دولت و ملت، همدلی و همزبانی، مقام معظم رهبری، نگاه به درون، اوباما، سیاست خارجی،
ارسال در تاریخ دوشنبه 10 فروردین 1394 توسط عقل کل

مقام معظم رهبری (مدظله العالی) در جلسه اخیر با حضور سران قوا در مورد چگونگی اجرا و تحقق سیاست های اقتصاد مقاومتی فرمودند: « افرادی را مامور پیگیری و اجرای سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی کنید که انگیزه های انقلابی و مردمی و اعتقاد لازم و کافی برای اجرای آنها داشته باشند.»

هر اقتصادی ،مدیران خودش را می طلبد که به مبانی آن اعتقاد راسخ داشته باشند. همانطور که اقتصاد سرمایه داری و سوسیالیستی مدیرانی می خواهد که به اندیشه های لیبرالیستی و سوسیالیستی معتقد باشند، اقتصاد مقاومتی نیز با مدیران انقلابی و جهادی ؛عملیاتی می شود نه با مدیران تکنوکرات.

اگر مدیران تکنوکرات بخواهند در صدد تحقق اقتصاد مقاومتی برآیند، قضیه همان می شود که رهبر معظم انقلاب مدتی پیش با گلایه فرمودند: « من هفده هجده سال قبل به دولتی که در آن زمان سرکار بود و به مسئولان گفتم کاری کنید که ما هر وقت اراده کردیم ، بتوانیم در چاه های نفت را ببندیم. آقایان به قول خودشان تکنوکرات لبخند انکار زدند که مگر می شود؟! بله می شود، باید دنبال کرد، باید اقدام کرد، باید برنامه ریزی کرد، وقتی برنامه اقتصادی یک کشور به یک نقطه خاص متصل و وابسته باشد دشمنان روی آن نقطه خاص تمرکز پیدا می کنند.»

مدیران اقتصاد مقاومتی باید روحیه انقلابی و جهادی و مردمی داشته باشند. مدیرانی که مردمی بودن را به پوپولیست تفسیر نکنند.مدیرانی که برای ترویج استفاده از تولیدات ملی، ابتدا در زندگی خود از تولیدات داخلی حتی اگر کیفیت پایین تری داشته باشد استفاده نمایند تا عرق ملی را در خود و دیگران تقویت نمایند. وگرنه مدیرانی که در زندگی خود کالاهای خارجی را بر داخلی ترجیح می دهند هرگز نمی توانند حامی و مروج کالای داخلی باشند چون رطب خورده که منع رطب نمی کند.

اقتصاد مقاومتی مدیرانی می طلبد که نخواهند با تکرار تئوری های آدام اسمیتی و کینزی ، اقتصاد مقاومتی را پایه ریزی کنند. مدیرانی که اهل ریسک پذیری معقول باشند نه اینکه با حفظ وضع موجود، قدرت ابتکار را از دیگران نیز بگیرند. مدیرانی که جرات و جسارت ورود به میدان های سخت و دشوار را داشته باشند، رفاه زده نباشند تا زود خسته شوند و با روبرو شدن با چند مشکل ، جا بزنند و بگویند نمی شود.

مدیران اقتصاد مقاومتی باید ابتدا خود باور عمیق به پیاده سازی این الگو داشته و سرشار از روح خودباوری و « ما می توانیم» باشند تا بتوانند این باور را به بدنه تحت مدیریت خود نیز تزریق نمایند.

اقتصاد مقاومتی یک الگوی بومی و اسلامی است که برای تحقق آن باید ابتکار و نوآوری به خرج داد. ما قرار نیست از ژاپن و چین و آلمان و...الگوبرداری کنیم. قرار نیست مثل کشورهایی باشیم که اکنون به عنوان قدرت اقتصادی در جهان مطرحند اما از نظر نظامی و امنیتی به آمریکا یا ناتو وابسته اند و استقلال امنیتی ندارند. قرار نیست مثل کشورهایی باشیم که رشد اقتصادی بالایی دارند اما هر سال تعدادی از مردمانش از کار زیاد و خستگی مزمن جان می دهند.

ما باید اقتصاد مقاومتی را همسو با سبک زندگی اسلامی پیاده کنیم. اقتصادی که رشد اقتصادی و درآمد سرانه آن بالا باشد اما مردمانش کار و عبادت و تفریحشان نیز به جا باشد و هیچ کدام قربانی دیگری نشود.اقتصادی که به افزایش فاصله طبقاتی و کاهش عدالت منجر نشود.

اقتصاد مقاومتی با مدیرانی انقلابی و مبتکر و مومن عملیاتی می شود، مدیرانی که خودباوری و نوآوری و ایمان و توکلشان ،یادآور فرماندهان مخلص و جهادی هشت سال دفاع مقدس باشد.




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: مقام معظم رهبری، اقتصاد مقاومتی، انقلابی، تکنوکرات، حماسه اقتصادی،
ارسال در تاریخ جمعه 9 اسفند 1392 توسط عقل کل

قالب وبلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic