می گویند این یک «بده بستان» است، یک چیزهایی می دهیم تا یک چیزهایی بگیریم. صدقه که نمی خواهیم پس باید یک چیزهایی بدهیم تا یک چیزهایی بگیریم. (معلوم نیست بر اساس چه منطقی، گرفتن پول های خودمان که به ناحق بلوکه کرده اند اسمش شده است گرفتن صدقه!)

فارغ از اینکه بده بستانی که می گویند آیا منجر به یک توافق خوب شده است یا یک توافق بد، فعلا قصد نقد توافق را ندارم بلکه مسئله کلی تری را مطرح می کنم.

سوال این است که اگر توافق، یک بده بستان است چرا باید حاصل تلاش محققان و نخبگان علمی را بدهیم تا شاید یک چیزهایی بگیریم و به اقتصادمان رونق ببخشیم؟
به عبارت دیگر، چرا محققین علمی باید تاوان بی برنامگی و بی تدبیری مدیران سیاسی و اقتصادی کشور را بدهند؟ چرا محققین علمی باید جور تنبلی و کم کاری مدیران سیاسی و اقتصادی کشور را بکشند؟

اگر مدیران سیاسی و اقتصادی بعد از اتمام جنگ تحمیلی، پایه های اقتصاد ایران را بر مبنای اقتصاد بدون نفت پایه گذاری کرده بودند و با تکیه بر توان داخلی ، اقتصاد کشور را سروسامان داده بودند الان مجبور نمی شدند از کیسه علم خرج کنند.

گناه آن محقق علمی چیست که به وظیفه خود عمل کرده و با تلاش و کوشش ،جایگاه ایران را در جهان بالا برده است و امروز باید شاهد عقب نشینی علمی و اکسید شدن دستاوردهایش باشد؟

اگر می خواهید بده بستان به راه بیندازید از کیسه و جیب خودتان خرج کنید نه از جیب محققان علمی کشور.

کیست که نداند عامل اصلی تشدید تحریم ها ، فتنه 88 بود و کیست که نداند همان کسانی که موجب تشدید تحریم ها علیه ایران شدند امروز به بزک کردن چهره شیطان بزرگ مشغولند و صدایشان را بلند کرده اند و مثل دولتمردان قاجار از بدبویی صنعت هسته ای سخن می رانند.

کشوری که نتواند از دستاورهای علمی دانشمندانش حفاظت کند نخواهد توانست به پیشرفتی که شایسته آن است دست یابد و مسلما هیچ ملت عاقلی ، عقب نشینی از دستاوردهای علمی اش را جشن نمی گیرد.

همین چند وقت پیش بود که دکتر اکبر اعتماد، موسس و اولین رئیس سازمان انرژی اتمی ایران می گفت : «کشوری که به دنبال تکنولوژی هسته ای می رود مجبور است که سطح تمام تکنولوژی هایش را بالا ببرد. فرانسه بعد از جنگ ،کشوری درب و داغان بود و هیچ تکنولوژی نداشت اما چون به دنبال تکنولوژی هسته ای رفت مجبور شد تمام صنایعش را درست کند.»

با این حساب ،هر چه چرخ سانتریفیوژها تندتر و بیشتر بچرخد دانش فنی و مهندسی ایران نیز ارتقاء خواهد یافت و به تبع آن و به تدریج ،سایر صنایع کشور نیز پیشرفت خواهد داشت و اقتصاد ایران شکوفا خواهد شد.

جای بسی تامل است در دهه ای که به عنوان دهه پیشرفت و عدالت نامگذاری شده است و طبق افق چشم انداز 1404 باید تا ده سال دیگر به کشور برتر منطقه تبدیل شویم ، چرا باید بپذیریم که تا پانزده سال آینده به داشتن 300 کیلو اورانیوم 3/67 راضی باشیم؟! آیا پذیرش این محدودیت ها ،سدی در راه ارتقای علمی ایران نیست؟

تکلیف آن نخبه علمی که ایده های جدیدی برای تولید و استفاده علمی از اورانیوم بالای 20 درصد یا بازفرآوری و غیره داشت چیست؟ آیا وقتی می بیند مجبور است تحت نظارت گسترده بیگانگان قرار گیرد غرورش جریحه دار نمی شود؟ چرا باید جلوی شکوفایی استعداد و اراده محققان علمی را بگیریم و بال پروازشان را ببندیم؟



تصور کنید جوانی را که با انگیزه ، وارد سایت هسته ای شده است تا با جهاد علمی به پیشرفت کشورش کمک کند اما وقتی می بیند که هر روز کارش این است که همان مقدار اورانیومی را که غنی شده است دوباره اکسید کند تا از 300 کیلو بیشتر نشود آیا احساس پوچی نمی کند؟

اگر این روزها برخی سیاستمداران از توافق هسته ای شاد و خوشحالند و وزیر بهداشت در حال و احوالات رئیس جمهور بعد از توافق نوشته بود: «شب گذشته دیدم دکتر روحانی بعد از 20 ماه از ته دل می خندد.» ،لطفا آن طرف قضیه را هم ببینید که یک محقق مومن و انقلابی با شنیدن این محدودیت ها، چقدر خون دل می خورد. شبیه تعلیق دو ساله ای که هیچ دستاورد اقتصادی برای کشور نداشت اما به گفته پدر شهید احمدی روشن: «تعلیق چیزی بود که مصطفی را به اندازه ده سال پیرتر کرد.»

حواستان به اعتماد محققان و نخبگان علمی باشد ، نکند به بهانه اعتمادسازی با غرب، اعتماد نخبگان علمی را از خود سلب کنید و در آینده شاهد باشیم که یک محقق علمی برای حفظ دستاورد علمی اش از سیاستمداران کشور تضمین بخواهد!

مشکلات اقتصادی کشور را با تکیه بر توان داخلی و پیاده سازی اقتصاد مقاومتی حل کنید نه با معامله کردن دستاورد نخبگان علمی.
چقدر مقام معظم رهبری(مدظله العالی) توصیه کردند «کلید حل مشکلات اقتصادی در لوزان و ژنو و نیویورک نیست ،در داخل کشور است » اما وقتی مسئولین مربوطه، عرضه و عزم راسخ برای اجرای اقتصاد مقاومتی ندارند و حتی آب خوردن مردم را به رفع تحریم گره می زنند معلوم است که مجبور می شوند بی تدبیری و کم کاری و راحت طلبی خود را با معامله کردن دستاورد جهادگران عرصه علم جبران کنند.

این ها را نگفتم تا جو ناامیدی را تزریق کنم بلکه مقصودم این است که مسئولین باید در این شرایط ،بیش از پیش حواسشان به نخبگان و محققان علمی باشد و نگذارند از انگیزه ها و اراده های راسخ آنان کاسته شود.

 درست بعد از پذیرش قطعنامه که خیلی ها گمان می کردند زمان مبارزه به سر آمده است حضرت امام(ره) فرمود: «بغض و کینه انقلابی تان را در سینه ها نگه دارید، با غضب و خشم بر دشمنانتان بنگرید و بدانید که پیروزی از آن شماست.» و امثال شهید تهرانی مقدم به پیروی از امام ،برنامه ریزی کرد تا موشک هایی بسازد که تلاویو را به لرزه درآورد و این کار را علیرغم همه سیاست های تنش زدایی دولت سازندگی و اصلاحات عملیاتی کرد. امروز هم علیرغم تمام سنگ اندازی ها و بزک کردن های عده ای غربزده ،آینده را کسانی رقم خواهند زد که به پیروی از مقام معظم رهبری(مدظله العالی) ، خودشان را برای ادامه مبارزه با استکبار آماده کنند.



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: هسته ای، توافق وین، نخبگان علمی، دولت، اعتمادسازی،
ارسال در تاریخ جمعه 2 مرداد 1394 توسط عقل کل

قالب وبلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic