مردم در روزهای اخیر سرگرم بحث در مورد سلفی حقارت آمیز تعدادی از نمایندگان با موگرینی بودند؛ اما مگر بار اول بود که احساس حقارت می کردند؟

آیا حقارت بتن ریزی در راکتور اراک کمتر از این سلفی بود؟

آیا حقارت برپایی جشن برای خسارتنامه برجام کمتر از این سلفی بود؟

آیا این حقارت نیست که دستاوردی که شهدای هسته ای با جان به دست آوردند عده ای با «هیچ» معامله کردند؟

و آیا ما از این قبیله غربزدگان، چیزی جز حقارت هم دیده ایم؟

 اکنون توجیه می کنند و می گویند لیست امیدشان که خاتمی با « تکرار می کنم» مردم را فریب داد، لیست مطلوب آنها نبوده و اگر شورای نگهبان ،بزرگان اصلاح طلب را تایید کرده بود اکنون با چنین سلفی روبرو نبودند!

آیا مجلس ششمی که رنگ و بوی اصلاح طلبی از در و دیوارش می ریخت نماد عزت بود؟ آیا در مجلس ششم نبود که گرای هسته ای را به دشمن دادند و اوج حقارت و ذلت خود را به نمایش گذاشتند؟

مگر در مذاکرات هسته ای در دولت اصلاحات نبود که جک استراو وزیر خارجه انگلیس، در توالت قطار با وزیر خارجه ایران گفتگوی تلفنی می کرد و از توصیف خاطره این گفتگو هیچ ابایی نداشت؟

 مگر با یک مشت زدن بر روی میز ، تیم مذاکراتی اصلاحات را نترساندند و هسته ای را به غارت بردند؟

و آیا این حقارت نیست که « مادر تحریم ها» ، پدر برجام را درآورده است و هنوز هم روحانی به دنبال «مادر مذاکرات» است؟

سلفی با موگرینی تنها نمونه ای محسوس از حقارت بود وگرنه اقدامات این قبیله ی غربزده، کلکسیونی از حقارت است.

و نکته اینجاست که چون بیشتر مردم ،محسوسات را بهتر از معقولات درک می کنند حقارت سلفی با موگرینی کامشان را تلخ می کند اما رونمایی از مادر مذاکرات نه!

سلفی با موگرینی کامشان را تلخ می کند اما برجامی که متنش را نخوانده اند نه!




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: سلفی حقارت، موگرینی، مجلس، برجام، اصلاحات، لیست امید، غربزدگی،
ارسال در تاریخ جمعه 20 مرداد 1396 توسط عقل کل
از این روزنامه به آن روزنامه و از این نشریه به آن نشریه می پرند و به جیرجیرشان ادامه می دهند و افکار لیبرالی و ضد دینشان را ترویج می کنند.

مقدسات و اعتقادات مردم از شر افکار لیبرالی که عموما در زیر چتر کارگزاران سازندگی و اصلاحات شکل گرفته و ترویج می شود درامان نیست.

اخیرا نیز نشریه «صدا »ارگان خبری کارگزاران سازندگی در مطلبی طنز به قلم «آیدین سیار سریع» به مقام عظمای ولایت اهانت کرد و سردبیر نشریه، آن را یک اشتباه خواند و در اقدامی پیشدستانه به خودتوقیفی دست زد.

«محمد قوچانی» سردبیر نشریه صدا که سابقه فعالیت در نشریات اطلاح طلب را در پرونده دارد و مشاور کروبی نیز بوده است؛ چند سالی است به عضویت شورای مرکزی کارگزاران سازندگی درآمده و در سایه حمایت باند ثروت و قدرت کارگزاران به فعالیت های هنجارشکنانه خود ادامه می دهد.

       

 این اولین بار نیست که قوچانی در نشریاتی که به سردبیری او منتشر می شود به مقدسات و اعتقادات مردم توهین می کند.

روزنامه «مردم امروز» نیز به سردبیری محمد قوچانی منتشر می شد که به حمایت از نشریه فرانسوی توهین کننده به پیامبر اسلام پرداخت و با چاپ تصویر بازیگر آمریکایی در صفحه اول خود نوشت «من هم شارلی هستم»

سردبیر روزنامه «آسمان» نیز محمد قوچانی بود که حکم قصاص را محکوم کرد و غیرانسانی دانست.

وقتی روزنامه شرق به دلیل چاپ کاریکاتوری موهن توقیف شد نیز سردبیر آن محمد قوچانی بود.

لیبرال ها پشت سر هم به مقدسات توهین می کنند و می گویند اشتباه شد!

لیبرال ها و غربگرایان ، کدخداپرستند و در رفتار و گفتارشان ،شبیه آمریکا عمل می کنند.

آمریکا ، اماکن غیرنظامی را بمباران می کند و بعد می گوید اشتباه شد؛ لیبرال ها نیز اعتقادات مردم را بمباران می کنند و بعد می گویند اشتباه شد.

مردم ایران هم از آمریکا ضربه خورده اند و هم از آمریکاپرستان داخلی.

اگر برخورد قاطعی از طرف مراجع ذیربط با اینگونه هتاکی ها صورت می گرفت امثال محمد قوچانی جرات نمی کردند یک روز به پیامبر گرامی اسلام جسارت کنند و روزی دیگر احکام الهی را به سخره بگیرند و امروز نیز به مقام عظمای ولایت جسارت نمایند.

کجاست اراده قاطعی که جلوی این هتاکان را بگیرد؟

صدای جیرجیر لیبرال ها، آرامش را از مردم گرفته است.




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: کارگزاران سازندگی، اصلاحات، محمد قوچانی، اهانت به مقدسات،
ارسال در تاریخ شنبه 1 آبان 1395 توسط عقل کل
آدم از گرسنگی بمیرد اما دست گدایی و دریوزگی به سمت سعودی های تروریست پرور دراز نکند!

حتما باید شباهتی میان تروریست های تکفیری و وزیر دولت اصلاحات باشد که سعودی ها همانطور که دلارهای نفتی شان را به پای تکفیری ها می ریزند تا سر از تن مردم مظلوم عراق و سوریه جدا نمایند، حاضرند مخارج تحصیل پسر مهاجرانی را نیز تقبل کنند.



حتما نوکری و خوش خدمتی مهاجرانی برای سعودی های وهابی، به اندازه جنایات تکفیری ها در نظر آل سعود ، آنقدر ارزش داشته است که به درخواست مهاجرانی پاسخ مثبت می دهند و چکی به مبلغ شانزده هزار و سیصد و هفتاد و یک پوند به عنوان هزینه یکسال تحصیل و اقامت علی مهاجرانی در انگلیس به وزیر ارشاد خاتمی تقدیم می کنند و پرداخت هزینه شصت و پنج هزار پوندی دوران تحصیل پسرش را می پذیرند.

حتما باید شباهتی باشد بین وزیر دولت اصلاحات با تکفیری ها و اسرائیل که آل سعود هوای هر سه را دارد.

این را باید غلامحسین کرباسچی، رفیق گرمابه و گلستان مهاجرانی پاسخ دهد تا به جای اینکه فرافکنی کرده و در ضیافت افطار دولت، از موسوی به عنوان «سید مظلوم» یاد نماید، بگوید چرا مهاجرانی که خود را ابوذر میرحسین موسوی می دانست و کروبی او را به عنوان مشاور خود در امور ایرانیان خارج از کشور منصوب کرده و خاتمی در تمجید از او سنگ تمام گذاشته بود و اصلاح طلبان از او به عنوان «زینت دولت اصلاحات» یاد می کردند و بسیاری از روزنامه های زنجیره ای آغاز فعالیت خود را مدیون او هستند، باید جیره خوار سعودی از آب درآید و بر سر سفره خون آلود آل سعود روزی بخورد؟

اگر مهاجرانی، کل بیت المال را خالی و فرار کرده بود بهتر از این بود که ننگ جیره خوار سعودی بودن بر پیشانی او نقش بسته باشد. اگر زینت دولت اصلاحات این است پس وای به حال بقیه!

چه ننگی بالاتر از اینکه آدم، دست گدایی به سوی دشمنان امیرالمومنین علیه السلام و وهابی های کودک کش دراز کند؟! اصلاح طلبان برای این ننگ چه پاسخی دارند؟! آیا فعالان اصلاح طلب و روزنامه های زنجیره ای از مهاجرانی ابراز تنفر می کنند؟! آیا کرباسچی از مهاجرانی اعلام بیزاری می نماید؟!

وقتی شکم انسان از مال حرام پر شد دیگر نمی تواند سخن حق را بشنود. کسانی که در روز عاشورا در مقابل امام حسین علیه السلام ایستادند و نصایح و فرمایشات امام در آنها اثر نکرد به خاطر حرام خواری آنان بود.

امروز نیز کسانی که فرمایش ولی فقیه مبنی بر خط قرمز بودن فتنه را نادیده می گیرند و از سران فتنه دفاع می کنند، به سفره غذایشان بنگرند شاید بخشی از کمک 18 میلیون دلاری دستگاه امنیتی آل سعود به مهاجرانی در جریان ضیافت الجنادریه، یا بخشی از آن یک میلیارد دلاری که سعودی ها برای براندازی نظام به فتنه گران دادند به سفره آنان نیز راه پیدا کرده باشد.



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: مهاجرانی، آل سعود، اصلاحات، ویکی لیکس، اصلاح طلبان، کرباسچی، فتنه88،
ارسال در تاریخ جمعه 5 تیر 1394 توسط عقل کل
نه ظرفیت شکست را دارند و نه ظرفیت پیروزی را.

اگر پیروز شوند تا زمانی که شکست بعدی را تجربه نکنند دست به افسانه سرایی می زنند و در روزنامه های پرتعدادشان ،چنان متوهمانه از محبوبیت اصلاحات سخن می رانند که گویی آسمان دهان باز کرده است و اصلاح طلبان به زمین نزول کرده اند.

اگر هم شکست بخورند یا شکست را نمی پذیرند و با افراطی گری و آشوب ،درصدد مصادره رای مردم برمی آیند یا اینکه دنبال مقصر می گردند و شکستشان را گردن این و آن می اندازند.

خود را سینه چاک و طرفدار آزادی عقیده و بیان نشان می دهند اما به هم حزبی خود نیز رحم نمی کنند و دست به تفتیش عقاید می زنند و دیکتاتوری حزبی به راه می اندازند.

از کرامت مردم بسیار سخن می رانند اما نگاه ابزاری به مردم دارند. هرگاه مردم به آنان رای دهند مردم را فهیم و  فرهیخته خطاب می کنند و هر گاه مردم به آنان رای ندهند لشکر قابلمه به دست و پوپولیست معرفی می نمایند.

همیشه حق به جانب سخن می گویند و خود را از هر عیبی مبرا می دانند و حاضر به اعتراف به جرم و اشتباه خویش و عذرخواهی از مردم نیستند حتی اگر جرمی به بزرگی فتنه 88 مرتکب شده باشند.
وقتی هم که نظام اسلامی در حق آنان بزرگواری کرده و در برابر جرم بزرگشان ،اغماض و سعه صدر به خرج می دهد ،قدردان نیستند و شرم و حیا را قورت می دهند و تازه طلبکار نیز می شوند.

نسل خودشیفته اصلاحات ،به شنیدن اسم «فتنه» حساسیت دارند و دچار شوک آنافیلاکسی! می شوند به طوری که حتی آن دسته از اصلاح طلبانی را که بخواهند حساب خود را از فتنه گران و آشوب طلبان جدا کنند در جرگه اصلاحات به شمار نمی آورند و به تمسخر آنان پرداخته و برایشان خط و نشان می کشند.

نسل خودشیفته اصلاحات ، تمامیت خواه و خودبرتربین است و نسلی جز خود را برنمی تابد.
نسل خودشیفته اصلاحات ،کارنامه سیاهی دارد. کارنامه ای که با دیدن آن به قول آقای غرضی، دیگر کسی رویش نمی شود بگوید من یک اصلاح طلبم.





طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: اصلاحات، اصلاح طلبان، خودشیفتگی، رای مردم،
ارسال در تاریخ یکشنبه 16 شهریور 1393 توسط عقل کل

پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:

« هر کس شخصی را مامور رسیدگی به امور مردم نماید، در حالی که می داند در میان مردم شخصی بهتر از او و آشناتر به کتاب خدا و سنت پیامبرش وجود دارد به یقین به خدا و پیامبرش و مسلمین خیانت کرده است.»

چقدر تعریف خائن از دیدگاه دین و حزب تفاوت دارد! آن وقت می گویند چرا مردم به حزب روی خوش نشان نمی دهند و احزاب در ایران جایگاه شایسته و بایسته ای ندارند.

فرض کنید یک مسلمان به عضویت حزبی درآید و در زمان رای گیری بخواهد بر طبق نظر خودش که با تحقیق به آن رسیده است و حجت شرعی برای او قلمداد می شود عمل کند اما نظر حزبش چیز دیگری باشد؛ آن گاه او اگر بخواهد بر خلاف نظر حزبش رفتار نماید حزب تمامیت خواهش او را خائن معرفی می کنند و اگر بر خلاف حجت شرعی که برایش حاصل شده است رفتار نماید به خدا و پیامبر و مسلمین خیانت کرده است.

لذا روشن است که با دیدن عملکرد احزابی که حجت شرعی افراد را نادیده می گیرند و انتظار دارند اعضای حزب، «صم بکم» در اختیار حزب باشند مردم حق دارند که از حزب رویگردان باشند. مردم حق دارند از پیروی کورکورانه و تعطیل نمودن فکر و اندیشه خویش ؛هراسان باشند و به عضویت چنین احزابی درنیایند.

وقتی ما در انتخابات مختلف ، مردم را به انتخاب اصلح توصیه می کنیم  و می گوییم که باید برای رای به هر کاندیدایی ، حجت شرعی برایشان حاصل شده باشد و تاکید می کنیم که اگر بر طبق حجت شرعی رای دادند و بعد انتخاب آنها اشتباه از آب درآمد چون براساس حجت شرعی بوده ماجور هستند اما اگر برخلاف حجت شرعی رای دادند عذری در پیشگاه الهی ندارند و این در حالی است که اثر گذاری رای مردم یک در  چند میلیون است؛ لذا به طریق اولی کسی که رای او در تعیین وزیر یا شهردار نقش دارد و ارزش رای او حدود یک در 300 یا حدود یک در 30 است باید حجت شرعی برایش حاصل شده باشد و اعمال رای نماید وگرنه خائن به مسلمین است.

آیا فردای قیامت کسی که بر خلاف حجت شرعی ؛ نظر حزبش را برگزیده است عذری در بارگاه الهی دارد وقتی از او سوال می شود که چرا چنین عمل کردی و او بگوید چون دنباله رو حزبم بودم ؟ فرق چنین افرادی با آنان که می گفتند ما دنباله رو پدرانمان هستیم چیست؟ قرآن آنها را توبیخ می کند و می فرماید « آیا اگر پدرانشان درک نکردند و هدایت نیافتند باز هم از آنها پیروی می کنند.»

آیا اینگونه رفتار کردن نوعی حزب پرستی نیست؟ و می بینیم که حزب پرستان به نوعی شخصیت پرستی نیز می رسند.  

اما تعجب من از این است کسانی که تحمل موافق و هم حزبی خود را ندارند چگونه دم از « زنده باد مخالف من» می زدند و کسانی که با رفتار دیکتاتور مآبانه خود؛ مردم را از هر چه حزب است رویگردان و دلزده می کنند چگونه به دنبال توسعه سیاسی بودند و کسانی که حتی حق سخن گفتن را از هم حزبی خود می گیرند چگونه می خواستند گقتگوی تمدن ها به راه بیندازند!

با این مدل اصلاحاتی که این ها به نمایش گذاشته اند آزادی اندیشه امکان پذیر نیست؛ با این حساب می توان گفت: « آزادی اندیشه؛ با اصلاحات نمیشه»




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: حزب، احزاب، حجت شرعی، اصلاحات، آزادی اندیشه،
ارسال در تاریخ سه شنبه 26 شهریور 1392 توسط عقل کل

قالب وبلاگ

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو