گفتند چون امسال سالروز تولدش با ایام محرم توام شده است تصمیم گرفتیم زودتر برایش جشن تولد بگیریم. بنابراین در پنجم مهر جشن تولد کاکایشان را برگزار کردند و بر روی کیک تولدش نوشتند: « پاییز ما را بهار کردی. تولدت مبارک »
جشن تولد چه کسی؟ محمد خاتمی یکی از سران فتنه!

برایش جشن تولد می گیرند و از او تمجید می کنند و اصلا برایشان مهم نیست که رهبر معظم انقلاب (مدظله العالی) بارها و بارها تاکید فرمودند که فتنه خط قرمز نظام است و فرمودند « مواضع من درباره فتنه سال 88 کاملا صریح است و بر روی این موضوع حساس هستم . ملاک هم، عدم حمایت از کسانی است که سردمدار فتنه بودند و یا از آن سوء استفاده کردند و تاکنون نیز اعلام تبری نکرده اند.»

و در روزهای اخیر همین افرادی که از سران فتنه حمایت می کنند ناگهان ولایتمدار شدند و در روزنامه های زنجیره ای مطلب نوشتند و گفتند چون رهبر انقلاب به فلانی نصیحت کرده اند که صلاح نیست بیاید باید به رای رهبری تمکین کرد.

در لزوم اطاعت از امر و حتی نصیحت حضرت امام خامنه ای(مدظله العالی) بر کسی که خود را پیرو ایشان بداند شکی نیست و امری واضح و مبرهن است و از مسلمات ولایتمداری است ؛ اما اینکه اصلاح طلبانی که دستور و امر صریح و آشکار رهبر معظم انقلاب در 29 خرداد 88 را فصل الخطاب ندانستند و هشت ماه کشور را درگیر فتنه و آشوب کردند اکنون نگران ولایتمداری برای یک نصیحت (نه امر و دستور ) شده اند واقعا مضحک است.

مگر فراموش کرده ایم ندای « این عمار» رهبر معظم انقلاب را که از دست نانجیبی افرادی مثل خاتمی سر دادند؟ مگر فراموش کرده ایم بغض و نجوای غریبانه نائب امام زمان(عج) را که از دست نا اهلان و ریاکارانی همچون خاتمی و موسوی و کروبی، خطاب به مولایشان حضرت حجت (عج) فرمودند: « ای سید ما ای مولای ما! دعا کن برای ما...»

اصلاح طلبانی که هم در فتنه 78 و هم در فتنه 88 ، در مقابل رهبر معظم انقلاب ایستادند و اشک نائب امام عصر(عج) را درآوردند چگونه می توانند بفهمند ولایتمداری یعنی چه؟

اگر مفهوم ولایتمداری را می فهمیدند بر علیه امام مسلمین فتنه برپا نمی کردند و از سران فتنه دلجویی نمی کردند.

این حرف ها به تیپ و قیافه اصلاح طلبان نمی خورد. حداقل بگذارید کسانی نگران ولایتمداری شوند که کارنامه سیاهی پر از فتنه گری نداشته باشند.





طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: اصلاح طلبان، ولایت فقیه، فتنه88، ولایتمداری، مقام معظم رهبری، خاتمی،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 8 مهر 1395 توسط عقل کل
من به نظام جمهوری اسلامی و اقتدار و عظمتش می بالم. در هر نظام سیاسی، هر گاه گروه یا جریانی بر علیه حاکمیت دست به کودتا بزند و شکست بخورد نتیجه اش این است که آن گروه و جریان یا به طور کامل حذف می شود یا دیگر هیچ فردی جرات ندارد با اسم و عنوان آن جریان به فعالیت سیاسی بپردازد و یا حتی برخی از افراد آن جریان ، خودشان از مردم شرم می کنند که با عنوان و اسم قبلی به صحنه بیایند.

 اما در جمهوری اسلامی شاهدیم جریانی که در سال 88 بر علیه قانون اساسی و ولایت فقیه و رای مردم کودتا کرد ، نه تنها حذف نشد بلکه اجازه یافت با همان اسم و عنوان قبلی (اصلاح طلبی) به فعالیت بپردازد و نمایندگانش را به مجلس بفرستد. این نشانه اوج اقتدار جمهوری اسلامی است.

لطفی که نظام جمهوری اسلامی در حق اصلاح طلبان روا داشته، در حق هیچ جریانی روا نداشته است.

حال با این لطف بزرگ نظام ، پیشنهادی به اصلاح طلبان دارم:

شما اصلاح طلبان که بسیار مشتاق حضور در عرصه سیاسی و خدمت به مردم هستید واقعا حیف است که در عرصه تامین امنیت کشور هیچ نقشی نداشته باشید.

لذا توصیه می کنم برای اینکه بیش از این از جوانانی که جانشان را کف دست گرفته اند و برای دور کردن خطر داعش از مرزهای کشور ، در سوریه و عراق می جنگند خجالت نکشید، شما هم جوانان اصلاح طلب را به سوی این میدان مبارزه گسیل نمایید تا از مسابقه جان دادن برای اسلام و کشور عقب نمانید.

اگر نگاهی به مدافعان حرم بیندازید مشاهده خواهید کرد که تفکر آنها شبیه همان کسانی است که شما به ناحق ، آنان را تندرو و افراطی می نامید. واقعا زشت است جوانان حزب اللهی و مومنی که هر روز از طرف شما برچسب تندرو و دلواپس دشت می کنند از جانشان برای حفظ امنیت کشور و آرامش شما و ناموستان بگذرند اما شما یادتان نباشد و هیچ نقشی در تامین امنیت کشور نداشته باشید.

 واقعا شرم آور است که در زمان تقسیم قدرت در صحنه باشید اما در زمان جان دادن برای اسلام و انقلاب، خودتان را کنار بکشید.

همانطور که برای کسب قدرت دست و پا می زنید ، ترس و بزدلی را کنار بگذارید و  برای جان دادن در راه اسلام و انقلاب هم مشتاقانه به میدان مبارزه بشتابید. بیایید همانطور که سهمی از مجلس دارید سهمی از جان دادن برای امنیت کشور را هم داشته باشید.




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: اصلاح طلبان، فتنه88، نظام جمهوری اسلامی، انتخابات، مدافعان حرم، مجلس، امنیت،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 12 اسفند 1394 توسط عقل کل
فردای بعد از انتخابات، اگر اصلاح طلبان و اعتدالگرایان و صدای ملت، اکثریت کرسی های مجلس را کسب نموده باشند یکی از اولویت های آنان پیگیری رفع حصر سران فتنه خواهد بود و مجلسی تشکیل خواهد شد که به احتمال زیاد، شباهت های بسیاری به مجلس ششم دارد؛

اقتصاد مقاومتی باز هم به حاشیه رانده می شود و سفارشات و دستورات رهبر معظم انقلاب(مدظله العالی) باز هم بر زمین خواهد ماند؛

آمریکا مصمم خواهد شد که با نیروهایی که اصطلاحا آنها را میانه رو!  می نامد و از آنان حمایت می کند، الگوی برجام را در منطقه پیاده کند و دستاوردهای حاج قاسم و مدافعان حرم را بر باد دهد و پای داعش را به مرزها و حتی داخل کشور ایران باز کند؛

فشار بر نیروهای متدین و انقلابی با نثار کردن برچسب های تندرو و افراطی، تشدید خواهد شد؛

فاصله طبقاتی و رواج اشرافیگری افزایش خواهد یافت؛

طرفداران انقلاب اسلامی در سراسر جهان در فشار بیشتری قرار خواهند گرفت و تضعیف خواهند شد؛
و...

وقتی رهبر معظم انقلاب در شرایط فعلی از لیست انتخاباتی سخن می گویند ، می خواهند به من و شمایی که خود را پیرو ولایت می دانیم بفهمانند این روش رای دادن را در پیش بگیرید.

حال نمی دانم چرا برخی افراد هنوز هم اصرار دارند که گزینشی رای دهند و همه 30 نفر لیست را برای مجلس شورای اسلامی ننویسند و حتی به سلیقه خود، لیست جداگانه ارائه می دهند و با این استدلال که فلان فردی که در لیست 30 نفره است در مورد برجام خوب عمل نکرده و شایسته رای دادن نیست چند نفر را حذف می کنند.

این استدلال اگر در شرایط عادی بود صحیح به نظر می رسید اما در شرایط حساس کنونی ، این استدلال قابل قبول نیست. زیرا همین فردی که حامی برجام بود و خوب عمل نکرد ممکن است در پیگیری مبارزه با مفاسد اقتصادی بسیار خوب عمل کرده باشد؛ اگر شما چند فرد را به خاطر عملکرد نامطلوبشان در قضیه برجام از لیست خط بزنید نه تنها افراد بهتری به مجلس نمی روند بلکه به احتمال بسیار قوی، کسانی را به جای آنان به مجلس خواهید فرستاد که هم حامی سرسخت برجام هستند و هم میلی به مبارزه با مفاسد ندارند. شما می خواهید ایده آل ها را به مجلس بفرستید اما این را در نظر نمی گیرید که نگرش ایده آلی در شرایط فعلی، نه تنها به خوب شدن اوضاع کمک نمی کند بلکه ممکن است وضع را بدتر نیز بکند. عقل حکم می کند که بین بد و بدتر، بد را انتخاب کنید.

اکنون که می خواهید تصمیم بگیرید حواستان به فردای بعد از انتخابات نیز باشد. نکند اعمال سلیقه و نگرش ایده آلی شما باعث شود شکست انتخابات 92 تکرار شود.

به عنوان فردی که فقط و فقط، حرف رهبر معظم انقلاب برای من حجت است و کاری به احزاب و بزرگان احزاب ندارم ، در شرایط حساس فعلی، گزینشی عمل نمودن و ایده آلی نگاه کردن را اصلا صحیح نمی دانم و معتقدم که با فرمایش رهبر انقلاب مبنی بر انتخاب لیست درست و رای دادن به آنها ، حجت بر مدافعان ولایت تمام است. چه حجتی بالاتر از فرمایش رهبری.

می دانم که نیت آن افرادی که به دنبال رای دادن گزینشی هستند نیت خیری است و دلسوز اسلام و انقلابند اما باید شرایط را نیز در نظر بگیرند. نکند انتخاب گزینشی آنها، باعث شود کسانی به مجلس شورای اسلامی وارد شوند که پشت حاج قاسم را خالی کنند.

می گویند مومن از یک سوراخ دوبار گزیده نمی شود. یکبار تفرقه بین نیروهای ارزشی ایجاد شد و نتیجه اش روی کار آمدن دولتی بود که از دستاوردهای شهدای هسته ای عقب نشینی کرد. مراقب باشید این بار با تفرقه و نگرش ایده آلی و اعمال سلیقه باعث نشوید مجلسی شکل گیرد که از دستاوردهای شهدای مدافع حرم عقب نشینی کند.

اگر باز هم به رای دادن به هر 30 نفر لیست شک دارید به این عکس بنگرید. ما شرمنده چشمان معصوم علیرضا و آرمیتا شدیم ، دیگر اجازه ندهید شرمنده چشمان معصوم فرزندان شهدای مدافع حرم شویم.





طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: انتخابات، مجلس شورای اسلامی، اصولگرایان، لیست انتخاباتی، اصلاح طلبان، مدافعان حرم،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 6 اسفند 1394 توسط عقل کل
 در حال حاضر که با ثبت نام فله ای جمعی از اصلاح طلبان در انتخابات و تلاش حداکثری آنها برای ورود به مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان روبرو هستیم فرصت مناسبی است که نگاهی بیندازیم به کارنامه مدیریت اصلاح طلبان تا ببینیم کسانی که امروز با حرص و ولع و هیجان به دنبال ورود به مجلس هستند در گذشته چه گلی به سر مردم زده اند.

یک نگاه اجمالی به کارنامه مجلس ششم  که اکثریت نمایندگان آن از اصلاح طلبان بودند نشان می دهد که فضای این مجلس به قدری سیاست زده بود که نمایندگان، اهمیتی برای مشکلات مردم قائل نبودند و فقط به منازعات سیاسی خود سرگرم بودند. چیزی که خود اصلاح طلبان نیز به این امر اعتراف کرده اند. به عنوان نمونه:

مقدمی زاده عضو فراکسیون جبهه دوم خرداد گفته بود: «مشکلات و خواسته های مردم چیز دیگری است ، با این حال ما در حال دعوا هستیم که اختیارات رئیس جمهور را بیشتر کنیم و یا قانون انتخابات را عوض کنیم.»

جواد اطاعت که در حال حاضر نیز برای انتخابات مجلس دهم ثبت نام کرده است و در زمان اصلاحات عضو فراکسیون مشارکت بود در مورد عملکرد مجلس ششم می گوید: « با توجه به مشغله های متعدد نمایندگان مجلس شورای اسلامی، 90 درصد نمایندگان مجلس نمی دانند چه چیزی را تصویب کرده اند و اگر امروز ساعت 12 بروید جلوی مجلس و یقه هر نماینده ای را بگیرید خودش نمی داند چه کار کرده و به چه چیزی رای داده است!»

رسول منتجب نیا که سخنگوی مجمع روحانیون مبارز بود به عنوان یک اصلاح طلب ، یکسال مانده به پایان مجلس ششم در مورد عملکرد این مجلس می گوید: « اکثریت نمایندگان بیشتر به دنبال مسائل سیاسی بوده اند. به همین دلیل ، موفق به برنامه ریزی صحیح و اولویت دار نشده اند. مجلس ششم که نام اصلاحات را بر روی خود گذاشته تا این لحظه متاسفانه موفق به انجام بسیاری از وظایف و رسالت های خود نشده است.»

اکبر اعلمی نماینده اصلاح طلب مجلس ششم در مورد زد و بندهای برخی نمایندگان با وزارت نفت می گوید: « بهزاد نبوی (نائب رئیس مجلس ششم) و برخی اعضای کمیسیون انرژی به جای اینکه وکیل مردم باشند وکیل وزارت نفت( وزارت آقای زنگنه) در مجلس هستند. آنها نمی خواهند به تخلفات وزارت نفت رسیدگی شود. با حمایت بهزاد نبوی، همسر یکی از اعضای کمیسیون استخدام شده و ماهانه 8 میلیون ریال حقوق می گیرد در حالی که شایستگی استخدام ندارد. در هفته دو روز با ماشین او را به سر کار می آورند و می برند. متاسفانه برخی از اعضای کمیسیون انرژی در شرکت های وابسته به حوزه نظارتی خود سهامدار شده اند!»

اکبر اعلمی معتقد بود برخی نمایندگان ، مجلس ششم را به جاسوسخانه تبدیل کرده اند. او که منتقد عملکرد وزارت نفت بود با هدف تحویل برخی اسناد و مدارك از كمیسیون انرژی مجلس برای بهره برداری در سؤال خود از وزیر نفت، وقتی به كمیسیون مراجعه كرده بود ، عظیمی و بهزاد نبوی از ارائه این اسناد به وی خودداری كردند.اعلمی در آن زمان به عظیمی اعتراض كرد.
در جلسه مجلس، عظیمی، نماینده شیراز و عضو فراكسیون مشاركت در اقدامی ناگهانی با مشت به پس گردن اعلمی زد و اعلمی آشفته و عصبانی به طرف او حمله‌ور شد. در این حال، عظیمی قصد خارج شدن از صحن مجلس را داشت، ولی در آستانه در ورودی، اكبر اعلمی به وی رسیده و با مشت به صورت او كوبید و عظیمی نقش بر زمین شد.
در این هنگام، تعدادی دیگر از نمایندگان وارد دعوا شده و عظیمی فرصت یافت از محل نزاع به رستوران مجلس بگریزد، ولی اعلمی با پس زدن همه نمایندگان خود را به رستوران رساند و كتك كاری آنها در آنجا ادامه یافت.
اعلمی با صدای بلند فریاد می زد: جیره خوارهای وزارت نفت، آنقدر خورده اید كه .... شده اید.
وی با خطاب قرار دادن بهزاد نبوی، گفت:‌ این جیره خوار، مجلس را جاسوس‌خانه كرده و به دنبال منافع خودش است.
در این هنگام، ایرج ندیمی به اعلمی گفت: این دیوانه بازی ها چیست كه در آورده ای، آبروی مجلس را برده ای، بس كن!
در این زمان، محمدرضا خاتمی هم وارد معركه شد كه اعلمی خطاب به وی گفت: كدام گوری بودید كه یك شبه پیدا شدید!
سرانجام 60 تا 70 نماینده در این درگیری مداخله كرده و طرفین را از هم جدا كردند.

احمد پورنجاتی هم که عضو فراکسیون مشارکت بود می گوید: « من منکر برخی کج سلیقگی ها و حتی افراطی گری ها از سوی برخی عناصر به جناح اصلاح طلب چه در مجلس و چه در خارج مجلس نیستم و معتقدم که این افراد چاقوی کانون های توهم پراکنی را تیز می کنند.»

بعد از مجلس ششم بود که مجید انصاری گفت احساس شرمساری می کنم که چرا جلوی تندروی های مجلس ششم را نگرفتیم. ( البته ایشان در فتنه 88 با این تندرو ها همراهی نیز کرد!)

این اقدامات تنها به مجلس ششم ختم نمی شود بلکه اولین شورای شهر تهران نیز که همه اعضای آن از اصلاح طلبان بودند آنقدر سرگرم دعواهای سیاسی شدند که بالاخره توسط وزارت کشور دولت اصلاحات منحل شد که این اقدام به عنوان بزرگترین خودکشی سیاسی از طرف اصلاح طلبان نام گرفت. اصلاح طلبانی که ادعای توسعه سیاسی و آزادی اندیشه و جامعه مدنی داشتند حتی توان تحمل یکدیگر را نیز نداشتند.

اصلاح طلبان در شورای اول و در مجلس ششم نشان دادند که به جای حل مشکلات مردم ، ترجیح می دهند سرگرم کشمکش ها و منازعات سیاسی باشند.

اصلاح طلبان چون خودشان زیاد سیاست زده هستند مردم را نیز از دریچه نگاه حزبی و سیاسی می نگرند و قضاوت و تقسیم بندی می کنند ، رویه ای که نمونه های بارزش را در روزنامه های زنجیره ای شاهدیم که مثلا گروهی را به عنوان دلواپس می کویند و گروهی را به عنوان دلآرام مورد تمجید قرار می دهند. درحالی که مردم نشان داده اند اصلا اهل این دسته بندی ها نیستند و از نگاه حزبی و جناحی بیزارند.

ما نمی دانیم با این تفکر حزبی و سیاست زده چه کنیم. تفکری که وقتی پیروز می شود و قدرت را به دست می گیرد فقط به دنبال سیاست زدگی و ایجاد تنش و منازعات سیاسی در کشور است و زمانی هم که شکست می خورد تحمل پذیرش شکست را ندارد و می خواهد با فتنه گری و آشوب ، قدرت را به زور در اختیار بگیرد. واقعا با این تفکر تندرو و سیاست زده چه کنیم؟



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: اصلاح طلب، مجلس ششم، اصلاح طلبان، انتخابات، سیاست زدگی،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 17 دی 1394 توسط عقل کل
آدم از گرسنگی بمیرد اما دست گدایی و دریوزگی به سمت سعودی های تروریست پرور دراز نکند!

حتما باید شباهتی میان تروریست های تکفیری و وزیر دولت اصلاحات باشد که سعودی ها همانطور که دلارهای نفتی شان را به پای تکفیری ها می ریزند تا سر از تن مردم مظلوم عراق و سوریه جدا نمایند، حاضرند مخارج تحصیل پسر مهاجرانی را نیز تقبل کنند.



حتما نوکری و خوش خدمتی مهاجرانی برای سعودی های وهابی، به اندازه جنایات تکفیری ها در نظر آل سعود ، آنقدر ارزش داشته است که به درخواست مهاجرانی پاسخ مثبت می دهند و چکی به مبلغ شانزده هزار و سیصد و هفتاد و یک پوند به عنوان هزینه یکسال تحصیل و اقامت علی مهاجرانی در انگلیس به وزیر ارشاد خاتمی تقدیم می کنند و پرداخت هزینه شصت و پنج هزار پوندی دوران تحصیل پسرش را می پذیرند.

حتما باید شباهتی باشد بین وزیر دولت اصلاحات با تکفیری ها و اسرائیل که آل سعود هوای هر سه را دارد.

این را باید غلامحسین کرباسچی، رفیق گرمابه و گلستان مهاجرانی پاسخ دهد تا به جای اینکه فرافکنی کرده و در ضیافت افطار دولت، از موسوی به عنوان «سید مظلوم» یاد نماید، بگوید چرا مهاجرانی که خود را ابوذر میرحسین موسوی می دانست و کروبی او را به عنوان مشاور خود در امور ایرانیان خارج از کشور منصوب کرده و خاتمی در تمجید از او سنگ تمام گذاشته بود و اصلاح طلبان از او به عنوان «زینت دولت اصلاحات» یاد می کردند و بسیاری از روزنامه های زنجیره ای آغاز فعالیت خود را مدیون او هستند، باید جیره خوار سعودی از آب درآید و بر سر سفره خون آلود آل سعود روزی بخورد؟

اگر مهاجرانی، کل بیت المال را خالی و فرار کرده بود بهتر از این بود که ننگ جیره خوار سعودی بودن بر پیشانی او نقش بسته باشد. اگر زینت دولت اصلاحات این است پس وای به حال بقیه!

چه ننگی بالاتر از اینکه آدم، دست گدایی به سوی دشمنان امیرالمومنین علیه السلام و وهابی های کودک کش دراز کند؟! اصلاح طلبان برای این ننگ چه پاسخی دارند؟! آیا فعالان اصلاح طلب و روزنامه های زنجیره ای از مهاجرانی ابراز تنفر می کنند؟! آیا کرباسچی از مهاجرانی اعلام بیزاری می نماید؟!

وقتی شکم انسان از مال حرام پر شد دیگر نمی تواند سخن حق را بشنود. کسانی که در روز عاشورا در مقابل امام حسین علیه السلام ایستادند و نصایح و فرمایشات امام در آنها اثر نکرد به خاطر حرام خواری آنان بود.

امروز نیز کسانی که فرمایش ولی فقیه مبنی بر خط قرمز بودن فتنه را نادیده می گیرند و از سران فتنه دفاع می کنند، به سفره غذایشان بنگرند شاید بخشی از کمک 18 میلیون دلاری دستگاه امنیتی آل سعود به مهاجرانی در جریان ضیافت الجنادریه، یا بخشی از آن یک میلیارد دلاری که سعودی ها برای براندازی نظام به فتنه گران دادند به سفره آنان نیز راه پیدا کرده باشد.



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: مهاجرانی، آل سعود، اصلاحات، ویکی لیکس، اصلاح طلبان، کرباسچی، فتنه88،
ارسال در تاریخ جمعه 5 تیر 1394 توسط عقل کل
چندی پیش عیسی سحرخیز معاون سابق مطبوعات داخلی وزارت ارشاد در دولت خاتمی در اظهاراتی گفت: « خیلی از اصلاح طلبان هم برخلاف اول انقلاب دیگر علاقه ای به آقای خمینی ندارند.»

حالا ما نمونه اش را در احمد شیرزاد نماینده اصلاح طلب مجلس ششم شاهد هستیم. احمد شیرزاد در یک سخنرانی که اخیرا در دانشگاه تهران داشت ضمن بیهوده دانستن فعالیت های هسته ای ایران، با اشاره به وقایع دفاع مقدس ،یکی از سخنان امام (ره) را کنایه وار مطرح کرد و گفت: « برخی افراد شعار هایی مانند راه قدس از کربلا می گذرد را بیان می کردند.»



شیرزاد یک اصلاح طلب است اما اعتقادی به افکار و آرمان های امام (ره) ندارد که اگر داشت اینگونه سخن نمی گفت.
البته معلوم است مغزهای فسیل شده ای که یاد گرفته اند مدام حرف کدخدایشان را تکرار کنند هیچگاه نخواهند توانست عمق افکار حضرت روح الله (ره) را درک نمایند.

حالا هی اصلاح طلبان ادعا کنند که ما در خط امام و ارادتمند امامیم. این چه نوع ارادتی است که وقت و بی وقت افکار خمینی کبیر را زیر سوال می برید و می کوبید؟!

من نمی دانم در کشوری که هر روز به منتقدان یک توافقنامه ، برچسب جدیدی روانه می سازند و برای برخی از آنها پرونده سازی می کنند چرا باید امثال شیرزاد به راحتی بتوانند سخنرانی کنند و هر اراجیفی به ذهنشان رسید مطرح نمایند؟

نمی دانم چرا در هنگامه خطر ، امثال همین بچه حزب اللهی هایی که امروز ده ها برچسب دشت می کنند باید برای دفاع از کشور جانشان را سپر نمایند اما در هنگام حرف زدن باید میدان برای عده ای تاریک فکر غرب پرست باز باشد و افراد ارزشی را بر دهانشان بکویند و ساکت نگه دارند؟

آیا شیرزاد فکر کرده است تنها او در کشور ، فیزیک هسته ای می داند و دیگران هیچ نمی فهمند که به خود جرات می دهد خون شهدای هسته ای را نادیده بگیرد و کل صنعت هسته ای را بکوبد؟

امثال شیرزاد حتی یک صدم علم شهید شهریاری را هم ندارند. شهید شهریاری در قله دانش هسته ای قرار داشت به طوری که رئیس سازمان انرژی اتمی می گفت: « اگر شهید شهریاری را در زمینه علم هسته ای نمره صد بدانیم به بهترین نفر بعدی در کشورمان در این زمینه شاید بتوان نمره پنجاه داد.»

آیا شهید شهریاری بیشتر از فواید و دستاوردهای دانش هسته ای آگاه بود یا امثال شیرزادی که حتی یک صدم شهید شهریاری هم علم ندارند؟!

آن زمان که ذخیره اورانیوم 20 درصد کشور در حال اتمام بود و هر آن امکان داشت که بیماران با کمبود دارو مواجه شوند و جانشان در معرض خطر قرار گیرد و شهید شهریاری بدون دریافت حتی یک ریال ،تمام توان علمی اش را به کار بست و ایران را در تولید اورانیوم 20 درصد خودکفا نمود؛ امثال شیرزاد کجا بودند که حالا شده اند استاد و نظریه پرداز هسته ای؟!

امثال شیرزاد فقط کارشان این است که عزت ملی را حراج کنند و حتی دغدغه منافع ملی را هم ندارند؛ زیرا اگر حداقل به عنوان یک ایرانی دغدغه منافع ملی را داشتند به جای اینکه نگران خط قرمزهای غرب شوند نگران خط قرمزهای کشورشان می شدند و نمی گفتند: « جمهوری اسلامی ایران با ورود به صنعت هسته ای به خط قرمز برخی قدرت های بزرگ وارد شده است و هم اکنون باید در میز مذاکرات به آنها بگوییم که اگر ایران پای خود را از خطوط و دایره قرمز آنها عقب تر بگذارد چه چیزی را به ایران می دهند و این موضوع تنها در میز مذاکرات مشخص می شود.»

امثال این افراد اگر در زمان امام حسین علیه السلام هم بودند به امام معصوم می گفتند پایتان را نگذارید روی خط قرمز یزید! اگر پای خود را از خطوط و دایره قرمز یزید عقب تر بگذارید موضوع حل می شود!

تازه در بخشی دیگر از سخنانش گفته است « چرا موضوع هسته ای را ناموسی کرده اید؟».

باید به او گفت اگر ما پای دستاوردها و خون شهدای هسته ای ایستاده ایم از غیرتمان است اما شما باید خجالت بکشید که نگاهتان به غرب ،نگاه ناموسی است و اگر خط قرمزهای غرب در معرض خطر قرار گیرد فریادتان به آسمان می رود! این شما هستید که اگر کسی به کدخدایتان نگاه چپ انداخت ناراحت و عصبانی می شوید! مگر آمریکا ناموس شماست که نگران خط قرمزهایش هستید؟!

چه کنیم با امثال شیرزاد ها؟  چه کنیم با این تاریک فکرهای روشنفکر نما که منافع غرب را در داخل فریاد می زنند و به دریوزگی در برابر غرب افتخار می نمایند.

چه کنیم با کدخداپرستانی که در برابر غرب یک ذره اعتماد به نفس ندارند و خود و ملتشان را هیچ می پندارند اما نوبت به مردم که می رسد خدای اعتماد به نفس می شوند و از بالا به مردم می نگرند و برای آنها نسخه های دشمن شادکن می پیچند.

چه کنیم با مغزهایی که به ماندن در اسارت غرب ،خو کرده اند و مفهوم «هیهات مناالذله» را نمی فهمند.


پی نوشت:
1- دقت کرده اید بعضی اسامی اصلا با شخصیت افراد تناسب ندارد؛ مثلا طرف مثل موش از آمریکا می ترسد ولی اسم شیر بر خود گذاشته است!

2- انتظار نداشته باشید نسبت به افرادی که برای افکار و آرمان های اماممان احترام قائل نیستند ارزش و احترام قائل شویم.



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: امام خمینی(ره)، هسته ای، دستاوردهای هسته ای، اصلاح طلبان، شیرزاد، غرب پرستان،
ارسال در تاریخ جمعه 28 آذر 1393 توسط عقل کل
(تعداد کل صفحات:2)      [1]   [2]  

قالب وبلاگ

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو