« آش شله قلمکار »که می گویند یعنی همین! یعنی اینکه افرادی قبلا ادعا کرده اند مستقل هستند و یا ادعا کرده اند اصولگرا هستند و اکنون اسمشان در لیست اصلاح طلبان وارد شده است!

آیا واقعا می شود افرادی مستقل باشند و در عین حال ادعا کنند که اصولگرا یا اصلاح طلبند؟!

آیا می شود افرادی هم اصولگرا باشند و سید محمد خاتمی را یکی از سران فتنه بدانند و هم اصلاح طلب باشند و خاتمی را رهبر جریان اصلاح طلبی بدانند؟! یعنی هم به عنوان یک اصولگرا، خواستار محاکمه خاتمی باشند و هم به عنوان یک اصلاح طلب از خاتمی تمجید کنند!!!

شاید بگویید رهبر معظم انقلاب (مدظله العالی) در سخنرانی های چندین سال قبل خود، از « اصلاحات اصولگرایانه و اصولگرایی مصلحانه » سخن گفتند و اصلاح طلبی و اصولگرایی را در هم تنیده دانستند.

بله! منظور رهبر معظم انقلاب در آن سخنرانی ها که قبل از سال 88 بود ، اصلاحات واقعی بود نه اصلاحاتی که فتنه 88 را رقم زد!

اگر فرمایشات معظم له را مرور کنیم ایشان فرموده اند: « اصلاحات جزو مبانی اصولگرایی است... اصلاحات اصولگرایانه و اصولگرایی مصلحانه درهم تنیده هستند. آن اصلاحاتی که بخواهد با معیار آمریکایی در کشور انجام بگیرد، مثل همان اصلاحات رضاخانی است. می دانید رضاخان در مهمترین بخش ها و سال های سلطنتش، شعارش اصلاحات بود. همه ی این فجایع و جنایاتی که شما در دوره رضاخان سراغ دارید تحت نام و زیر پرچم اصلاحات انجام گرفته است. اسناد بازمانده از دوره رضاخان را بخوانید. افراد را برکنار می کردند چون می گفتند اینها ضد اصلاحاتند. افرادی را سرکار می آوردند چون می گفتند اینها مومن به اصلاحاتند. آن اصلاحاتی که با معیار رضاخانی، با معیار آمریکایی و با معیار فرهنگ غربی انجام بگیرد، اصلاحات نیست، افسادات است...اصلاحات باید ضابطه مند و مبتنی بر ارزش ها و معیارها و خط کشهای اسلامی و ایرانی باشد. معیار اصلاحات ، قانون اساسی است؛ بر این اساس باید ما اصلاحات کنیم، ما به اصلاحات احتیاج داریم، اصلاحات تصحیح روش های ماست؛ تصحیح هدف های مرحله ای ماست؛ تصحیح تصمیم گیری های ماست؛ تعصب نورزیدن روی تصمیم گیری های ناحق است. این، غیر از ساختارشکنی و مبارزه با قانون اساسی، مبارزه با اسلام و مبارزه با استقلال یک کشور است

رهبر معظم انقلاب ، اصلاحاتی را می پذیرند که با قانون اساسی مبارزه نکند. در حالی که محمد خاتمی در سال 88 با قانون اساسی مبارزه کرد و بر ضد رای مردم کودتا کرد.

رهبر انقلاب ، فتنه 88 را خط قرمز نظام معرفی فرمودند و حتی حاضر نشدند خاتمی را که یکی از سران فتنه بود برای عیادت خود بپذیرند. بنابراین آن نوع اصلاحاتی که هنوز خاتمی را در راس جریان خود می داند نمی تواند اصلاحات مد نظر رهبر انقلاب باشد.

اگر کسی ذره ای درک سیاسی داشته باشد خواهد فهمید که اصلاح طلبی حزبی که فتنه را خط قرمز نمی داند، هیچگاه با اصولگرایی قابل جمع نیست. با مستقل بودن هم قابل جمع نیست.

اکنون که به مرحله دوم انتخابات در برخی از حوزه های انتخابیه نزدیک می شویم «لیست امید» اصلاح طلبان برای مرحله دوم انتخابات منتشر شد و در این لیست افرادی به چشم می خورند که قبلا ادعای مستقل بودن یا اصولگرا بودن داشته اند و اکنون اسمشان در لیست اصلاح طلبان مشاهده می شود!

این افراد باید تکلیفشان را روشن کنند و بگویند بالاخره چه تفکری دارند. هر کاندیدایی اول باید تکلیفش با خودش روشن باشد. افرادی که هنوز تکلیفشان با خودشان روشن نیست چگونه می خواهند در مجلس برای مردم تعیین تکلیف نمایند و قانون بنویسند.

نماینده باید ثبات فکری داشته باشد. اگر کاندیداهایی حاضر شوند برای کسب چند رای بیشتر، مورد حمایت هر لیستی قرار گیرند چگونه می خواهند در صورت ورود به مجلس، از حقوق مردم دفاع کنند.

هر کاندیدایی بهتر است صادقانه ، خط فکری و نگرش سیاسی خود را برای مردم روشن نماید تا به مذبذب بودن و دم دمی مزاج بودن متهم نشود.

 اگر کاندیدایی به صورت مستقل وارد عرصه رقابت انتخاباتی شده است تا پایان رقابت، مستقل بماند ، اگر به اسم اصولگرایی وارد عرصه شده، تا آخر اصولگرا بماند و اگر به اسم اصلاح طلبی وارد صحنه شده، تا پایان رقابت انتخاباتی اصلاح طلب بماند. ثبات فکر و عقیده ،باعث جلب اعتماد مردم می شود و تغییر و تزلزل در عقیده، اعتماد مردم را سلب می نماید.




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: انتخابات، اصلاح طلب، اصولگرا، مستقل، مجلس، لیست امید اصلاح طلبان، مرحله دوم انتخابات،
ارسال در تاریخ شنبه 28 فروردین 1395 توسط عقل کل
 در حال حاضر که با ثبت نام فله ای جمعی از اصلاح طلبان در انتخابات و تلاش حداکثری آنها برای ورود به مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان روبرو هستیم فرصت مناسبی است که نگاهی بیندازیم به کارنامه مدیریت اصلاح طلبان تا ببینیم کسانی که امروز با حرص و ولع و هیجان به دنبال ورود به مجلس هستند در گذشته چه گلی به سر مردم زده اند.

یک نگاه اجمالی به کارنامه مجلس ششم  که اکثریت نمایندگان آن از اصلاح طلبان بودند نشان می دهد که فضای این مجلس به قدری سیاست زده بود که نمایندگان، اهمیتی برای مشکلات مردم قائل نبودند و فقط به منازعات سیاسی خود سرگرم بودند. چیزی که خود اصلاح طلبان نیز به این امر اعتراف کرده اند. به عنوان نمونه:

مقدمی زاده عضو فراکسیون جبهه دوم خرداد گفته بود: «مشکلات و خواسته های مردم چیز دیگری است ، با این حال ما در حال دعوا هستیم که اختیارات رئیس جمهور را بیشتر کنیم و یا قانون انتخابات را عوض کنیم.»

جواد اطاعت که در حال حاضر نیز برای انتخابات مجلس دهم ثبت نام کرده است و در زمان اصلاحات عضو فراکسیون مشارکت بود در مورد عملکرد مجلس ششم می گوید: « با توجه به مشغله های متعدد نمایندگان مجلس شورای اسلامی، 90 درصد نمایندگان مجلس نمی دانند چه چیزی را تصویب کرده اند و اگر امروز ساعت 12 بروید جلوی مجلس و یقه هر نماینده ای را بگیرید خودش نمی داند چه کار کرده و به چه چیزی رای داده است!»

رسول منتجب نیا که سخنگوی مجمع روحانیون مبارز بود به عنوان یک اصلاح طلب ، یکسال مانده به پایان مجلس ششم در مورد عملکرد این مجلس می گوید: « اکثریت نمایندگان بیشتر به دنبال مسائل سیاسی بوده اند. به همین دلیل ، موفق به برنامه ریزی صحیح و اولویت دار نشده اند. مجلس ششم که نام اصلاحات را بر روی خود گذاشته تا این لحظه متاسفانه موفق به انجام بسیاری از وظایف و رسالت های خود نشده است.»

اکبر اعلمی نماینده اصلاح طلب مجلس ششم در مورد زد و بندهای برخی نمایندگان با وزارت نفت می گوید: « بهزاد نبوی (نائب رئیس مجلس ششم) و برخی اعضای کمیسیون انرژی به جای اینکه وکیل مردم باشند وکیل وزارت نفت( وزارت آقای زنگنه) در مجلس هستند. آنها نمی خواهند به تخلفات وزارت نفت رسیدگی شود. با حمایت بهزاد نبوی، همسر یکی از اعضای کمیسیون استخدام شده و ماهانه 8 میلیون ریال حقوق می گیرد در حالی که شایستگی استخدام ندارد. در هفته دو روز با ماشین او را به سر کار می آورند و می برند. متاسفانه برخی از اعضای کمیسیون انرژی در شرکت های وابسته به حوزه نظارتی خود سهامدار شده اند!»

اکبر اعلمی معتقد بود برخی نمایندگان ، مجلس ششم را به جاسوسخانه تبدیل کرده اند. او که منتقد عملکرد وزارت نفت بود با هدف تحویل برخی اسناد و مدارك از كمیسیون انرژی مجلس برای بهره برداری در سؤال خود از وزیر نفت، وقتی به كمیسیون مراجعه كرده بود ، عظیمی و بهزاد نبوی از ارائه این اسناد به وی خودداری كردند.اعلمی در آن زمان به عظیمی اعتراض كرد.
در جلسه مجلس، عظیمی، نماینده شیراز و عضو فراكسیون مشاركت در اقدامی ناگهانی با مشت به پس گردن اعلمی زد و اعلمی آشفته و عصبانی به طرف او حمله‌ور شد. در این حال، عظیمی قصد خارج شدن از صحن مجلس را داشت، ولی در آستانه در ورودی، اكبر اعلمی به وی رسیده و با مشت به صورت او كوبید و عظیمی نقش بر زمین شد.
در این هنگام، تعدادی دیگر از نمایندگان وارد دعوا شده و عظیمی فرصت یافت از محل نزاع به رستوران مجلس بگریزد، ولی اعلمی با پس زدن همه نمایندگان خود را به رستوران رساند و كتك كاری آنها در آنجا ادامه یافت.
اعلمی با صدای بلند فریاد می زد: جیره خوارهای وزارت نفت، آنقدر خورده اید كه .... شده اید.
وی با خطاب قرار دادن بهزاد نبوی، گفت:‌ این جیره خوار، مجلس را جاسوس‌خانه كرده و به دنبال منافع خودش است.
در این هنگام، ایرج ندیمی به اعلمی گفت: این دیوانه بازی ها چیست كه در آورده ای، آبروی مجلس را برده ای، بس كن!
در این زمان، محمدرضا خاتمی هم وارد معركه شد كه اعلمی خطاب به وی گفت: كدام گوری بودید كه یك شبه پیدا شدید!
سرانجام 60 تا 70 نماینده در این درگیری مداخله كرده و طرفین را از هم جدا كردند.

احمد پورنجاتی هم که عضو فراکسیون مشارکت بود می گوید: « من منکر برخی کج سلیقگی ها و حتی افراطی گری ها از سوی برخی عناصر به جناح اصلاح طلب چه در مجلس و چه در خارج مجلس نیستم و معتقدم که این افراد چاقوی کانون های توهم پراکنی را تیز می کنند.»

بعد از مجلس ششم بود که مجید انصاری گفت احساس شرمساری می کنم که چرا جلوی تندروی های مجلس ششم را نگرفتیم. ( البته ایشان در فتنه 88 با این تندرو ها همراهی نیز کرد!)

این اقدامات تنها به مجلس ششم ختم نمی شود بلکه اولین شورای شهر تهران نیز که همه اعضای آن از اصلاح طلبان بودند آنقدر سرگرم دعواهای سیاسی شدند که بالاخره توسط وزارت کشور دولت اصلاحات منحل شد که این اقدام به عنوان بزرگترین خودکشی سیاسی از طرف اصلاح طلبان نام گرفت. اصلاح طلبانی که ادعای توسعه سیاسی و آزادی اندیشه و جامعه مدنی داشتند حتی توان تحمل یکدیگر را نیز نداشتند.

اصلاح طلبان در شورای اول و در مجلس ششم نشان دادند که به جای حل مشکلات مردم ، ترجیح می دهند سرگرم کشمکش ها و منازعات سیاسی باشند.

اصلاح طلبان چون خودشان زیاد سیاست زده هستند مردم را نیز از دریچه نگاه حزبی و سیاسی می نگرند و قضاوت و تقسیم بندی می کنند ، رویه ای که نمونه های بارزش را در روزنامه های زنجیره ای شاهدیم که مثلا گروهی را به عنوان دلواپس می کویند و گروهی را به عنوان دلآرام مورد تمجید قرار می دهند. درحالی که مردم نشان داده اند اصلا اهل این دسته بندی ها نیستند و از نگاه حزبی و جناحی بیزارند.

ما نمی دانیم با این تفکر حزبی و سیاست زده چه کنیم. تفکری که وقتی پیروز می شود و قدرت را به دست می گیرد فقط به دنبال سیاست زدگی و ایجاد تنش و منازعات سیاسی در کشور است و زمانی هم که شکست می خورد تحمل پذیرش شکست را ندارد و می خواهد با فتنه گری و آشوب ، قدرت را به زور در اختیار بگیرد. واقعا با این تفکر تندرو و سیاست زده چه کنیم؟



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: اصلاح طلب، مجلس ششم، اصلاح طلبان، انتخابات، سیاست زدگی،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 17 دی 1394 توسط عقل کل

قالب وبلاگ

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic