آنقدر حائز اهمیت است که اگر از رعایت آن چشم پوشی شود باید فاتحه نظام را بخوانیم! حتی جا دارد که صدا و سیما دوربینش را بردارد و به منزل مسئولین ببرد تا مردم ببینند مسئولینی که خود را امام شناس و در خط امام می دانند آیا وضعیت زندگی آنان، رنگ و بویی از ساده زیستی امام دارد؟

اصلا وقتی بود و نبود نظام مقدس جمهوری اسلامی به رعایت این اصل وابسته است این حق مردم است که از وضعیت زندگی مسئولین باخبر باشند.

این حق مردم است که بدانند آیا امام در نظر مسئولین کشور، یک الگوی تمام عیار برای زندگی است که باید از رفتار و گفتارش درس گرفت یا یک شخصیت محترم است که فقط باید زبانی، او را ستود؟

حضرت امام(ره) بارها و بارها نسبت به اشرافیگری و خوی کاخ نشینی به مسئولین هشدار داده و در صحیفه فرموده اند:

« آن روزی که دولت ما توجه به کاخ پیدا کرد، آن روز است که باید ما فاتحه دولت و ملت را بخوانیم. آن روزی که رئیس جمهور ما خدای نخواسته از آن خوی کوخ نشینی بیرون برود و به کاخ نشینی توجه بکند، آن روز است که انحطاط برای خود و برای کسانی که با او تماس دارند پیدا می شود.آن روزی که مجلسیان خوی کاخ نشینی پیدا کنند خدای نخواسته و از این خوی ارزنده کوخ نشینی بیرون بروند آن روز است که ما برای این کشور باید فاتحه بخوانیم...ان روزی که زرق و برق دنیا پیدا بشود و شیطان در بین ما راه پیدا کند و راهنمای ما شیطان باشد، آن روز است که ابرقدرت ها می توانند در ما تاثیر کنند و کشور ما را به تباهی بکشند.»



از نظر حضرت امام(ره)، رواج خوی کاخ نشینی در بین مسئولین، نابودی کشور را به دنبال دارد. خوی کاخ نشینی، انسان را به رفاه زدگی و راحت طلبی عادت می دهد و قدرت مبارزه و ایستادگی در برابر ابرقدرت ها را از انسان می گیرد ،چون بنا به فرمایش امام « مبارزه با رفاه طلبی سازگار نیست...بحث مبارزه و رفاه، بحث قیام و راحت طلبی، بحث دنیاخواهی و آخرت جویی دو مقوله ای است که هرگز با هم جمع نمی شوند.»

این خوی کاخ نشینی است که انسان را به سازش و کنار آمدن با مستکبرین ترغیب می کند و باعث می شود که انسان ، ایستادگی و مقاومت در برابر زورگویان و قلدران جهانی را دردسرساز بداند و قائل به تنش زدایی شود ؛تنش زدایی با دشمن، با دشمن که هیچ، حتی با شیطان؛ با شیطان که هیچ، حتی با شیطان بزرگ!

خوی کاخ نشینی به قدری مضر و آسیب رسان است که نه تنها در عمل و رفتار بلکه در کلام نیز اثر می گذارد و یک انسان متدین انقلابی را که تا دیروز می توانست صریح و بی پرده حرف بزند به رودربایستی و تعارف با مستکبرین عادت می دهد.

اگر مسئولی در جمهوری اسلامی دچار طبع و خوی کاخ نشینی شد حتما توجیه گر نیز می شود چون از یک طرف، خود را متدین و انقلابی می داند و از طرف دیگر نمی تواند از تجمل گرایی و اشرافیگری خود دست بکشد و به ناچار برای اقناع افکار عمومی ، دست به توجیه می زند و مفهوم ساده زیستی را مثلا به زهدفروشی تعبیر می کند و یا مثلا سازش با مستکبرین را نوعی تعامل با جهان و دوری از انزوا قلمداد می کند تا بدین نحو از زیر بار شماتت مردم ،رها شود و اقدام خود را نیز موجه جلوه دهد.

از نظر امام(ره)، خوی کاخ نشینی ثمره ای جز تباهی ندارد و جلوی پیشرفت انسان را می گیرد. امام معتقد بود که این خوی ،با اختراع و تصنیف و تالیف نیز منافات دارد و تقریبا تمام مصنفین و مخترعین در سراسر دنیا از کوخ نشینان بوده اند چون از یک آدمی که علاقه به شکم و مال و منال دارد این کارها برنمی آید.

خوی کاخ نشینی ویرانگر است لذا فرقی نمی کند بازاری باشد یا کارمند، حوزوی باشد یا دانشگاهی، بسیجی باشد یا پاسدار، آزاده باشد یا جانباز، نماینده باشد یا وزیر؛ خوی کاخ نشینی می تواند هر انسان مبارز و مومن و انقلابی را به انسانی واداده و راحت طلب و سازشکار تبدیل کند.

چه بسا رزمنده ای که دیروز در خط مقدم جبهه حاضر بود از جانش نیز بگذرد اما امروز وقتی گرفتار رفاه طلبی و اشرافیگری شد چنان نسبت به مال دنیا حرص می ورزد که برای یک درصد سود بیشتر، حاضر است سپرده اش را از این بانک به آن بانک منتقل کند.
چه بسا آزاده ای که از اسارت بعثی ها درآمد اما وقتی به زرق و برق دنیا رسید به اسارت پول و مقام گرفتار شد.
چه بسا روحانی و مبارزی که در زندان های رژیم منحوس پهلوی ،سخت ترین شکنجه ها را تحمل کرد و ذره ای تزلزل به خود راه نداد اما وقتی ساده زیستی را کنار گذاشت و تجمل گرا شد از بالا و پایین شدن نرخ دلار و ارزش سهامش در بورس ،لرزه بر اندامش افتاد.

خوی کاخ نشینی تعارف بردار نیست. هر کس و در هر موقعیت و مقامی و در هر زمانی ( چه صدر اسلام و چه امروز) که گرفتار این خوی تباه کننده شود برگه نابودی ایمانش را امضا کرده است و خداوند در برابر این خطر به هیچکس چک سفید امضا نداده است.



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: امام خمینی(ره)، خوی کاخ نشینی، ساده زیستی، اشرافیگری، مسئولین،
ارسال در تاریخ جمعه 15 خرداد 1394 توسط عقل کل
زمانی شهید محراب آیت الله مدنی در نطقی که در جمع خبرگان ملت داشتند ، به ماجرای حضرت یوسف و زلیخا در قرآن اشاره می کنند و می گویند وقتی زلیخا از طعنه ها و ملامت های زنان مصر باخبر شد ضیافتی ترتیب داد و به دست هر یک از زنان کارد و ترنجی داد و به حضرت یوسف دستور داد که وارد ضیافت شود، آمدن یوسف همان و بریده شدن دست زنانی که ملامت گر زلیخا بودند همان.

سپس آیت الله مدنی با گریه دردناک پشت تریبون ادامه دادند:

« آقایان! نکند در محشر و قیامت ،محمدرضا (پهلوی) جلوی ما را بگیرد و بگوید دیدید شما هم وقتی به دستتان ترنج دادند دستتان را بریدید و مثل من کاخ نشین و طاغوتی شدید! »



این هشدار شهید آیت الله مدنی ، هشداری جدی به مسئولین است. نکند فردای قیامت محمدرضا پهلوی ملعون، با دیدن بعضی از مسئولین و خواص سیاسی جمهوری اسلامی که مشی و منش انقلابی و اسلامی را درست رعایت نمی کنند و محکم پای اصول اسلام و انقلاب نمی ایستند زبان به ملامت آنها گشاید و بگوید:

دیدید شما هم وقتی به قدرت رسیدید دنیاطلب شدید و زهد و ساده زیستی را کنار گذاشته و اشرافیگری و تجملگرایی را در پیش گرفتید آن هم به نام دین!

دیدید شما هم کاخ نشینان و سرمایه داران را بر کوخ نشینان و فقرا ترجیح دادید و مسابقه تجمل به راه انداختید.

دیدید شما هم خانواده و آقازاده هایتان را بر مردم برتری دادید و از آنها جونیور ساختید و به سرمایه نفت چشم دوختید.

دیدید شما هم فرهنگ اسلامی را به حاشیه راندید و عرصه را برای جولان فرهنگ غربی باز کردید و نورچشمی ها را از میان غربزده ها انتخاب کردید.

دیدید شما هم انتخابات را تا وقتی قبول داشتید که نامزد مطلوبتان رای بیاورد و آن گاه که فرد مورد نظرتان رای نیاورد فتنه و آشوب به پا کردید تا رای مردم را دور زده و قدرت را تصاحب کنید.

دیدید شما هم روز تاسوعا به جای عزاداری به تفریح رفتید.

دیدید شما هم نگران زنان زیبارو شدید و از میدان داری آنان استقبال کردید و حجاب را به حاشیه راندید.

دیدید شما هم با آمریکا هم کلام شدید و با کدخدا دست دادید و برای حل مشکلاتتان به مذاکره با شیطان بزرگ و استکبار جهانی روی آوردید.

دیدید شما هم دغدغه آخرت مردم را نداشتید و راه رسیدن به بهشت را برای آنان هموار نکردید.

دیدید شما هم تحمل شنیدن صدای مخالف خود را نداشتید و آنها را به جهنم فرستادید.


آقایان مسئول! مراقب باشید نکند دستتان را بریده باشید و وقتی بفهمید که دیگر کار از کار گذشته باشد.


پی نوشت:


خداوند با هیچ کس تعارف ندارد. هر فرد و جامعه ای که از مسیر حق خارج شود بر طبق سنت الهی مجازات خواهد شد.



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: اشرافیگری، تجملگرایی، ساده زیستی، مسئولین، آیت الله مدنی،
دنبالک ها: خطری که بیخ گوشمان است!،
ارسال در تاریخ سه شنبه 28 مرداد 1393 توسط عقل کل

« ضعف های ما خطر هایی است که در سر راه ماست و در این مدت وجود داشته است و باید بعدها جلوی اینها را بگیریم. اولین ضعف ما گرایش به دنیاطلبی بود. بعضی از ما مسئولین دچار دنیاطلبی شدیم. دچار مادیگرائی شدیم. برای ما ثروت، تجمل، آرایش ،تشریفات و اشرافیگری یواش یواش از قبح افتاد.وقتی ما اینجور شدیم این سرریز می شود به مردم. میل به اشرافیگری، میل به تجمل، میل به جمع ثروت و استفاده ی از ثروت به شکل نامشروع و نامطلوب، به طور طبیعی در خیلی از انسان ها هست. وقتی ما خودمان را رها کردیم، ول کردیم، دچار شدیم، این سرریز می شود به مردم. در مردم هم این مسئله پیدا می شود.»بیانات رهبر انقلاب(مدظله العالی) 14/11/1390

یکی از عوامل به وجود آمدن واقعه کربلا، دنیاطلبی خواص و به تبع آن عوام بود. انسان های دنیاطلب حتی اگر حق را هم درست تشخیص دهند به خاطر دلبستگی به دنیا نمی توانند از حق دفاع کنند، و در بزنگاه دفاع از حق یا سکوت می کنند و خود را از معرکه کنار می کشند یا به جبهه باطل می پیوندند.

اگر جامعه ای به سمت اشرافیگری کشیده شد بر طبق سنت الهی ،سقوط آن حتمی است.خداوند در قرآن می فرماید: « و اذا اردنا ان نهلک قریة امرنا مترفیها ففسقوا فیها فحق علیها القول فدمرناها تدمیرا » (و هنگامی که بخواهیم اهل دیاری را به کیفر گناه هلاک سازیم پیشوایان و ثروتمندان آن دیار را امر کنیم راه فسق پیش گیرند و آنگاه که استحقاق مجازات یافتند آنها را به شدت در هم می کوبیم) سوره اسراء آیه 16

مقام معظم رهبری با اشاره به همین آیه فرمودند: « اشراف مگر چگونه بودند؟ چون آنها فقط ریششان تراشیده بود، ولی ما ریشمان را گذاشته ایم، همین کافی است؟! نه، ما هم مترفین می شویم. والله در جامعه اسلامی هم ممکن است مترف به وجود بیاید. از آیه شریفه (و اذا اردنا ان نهلک قریة امرنا مترفیها ففسقوا فیها)  بترسیم. تُرف ، فسق هم دنبال خودش می آورد. اندازه نگهدارید.»

مسئولین جامعه اسلامی باید ساده زندگی کنند و حتی  برطبق فرمایش امیرالمومنین علیه السلام ،باید در سطح پایین ترین اقشار جامعه باشند. این فقط مختص رهبر انقلاب نیست که وقتی به بعضی ها ایراد می گیریم که چرا ساده زندگی نمی کنید می گویند مسئولیت ما چندان مهم نیست و ما مصداق این سخن مولا نیستیم. چطور موقع ساده زیستی شماها مسئولیت چندانی ندارید ، اما در زمان اظهار نظر در مسائل کلان انقلاب و نظام ، می شوید همه کاره ی مملکت؟! چطور در ساده زیستی مصداقش نیستید اما آقازاده هایتان با بالارفتن از عناوین شما پله های ترقی را طی می کنند؟! 

راستی مگر امام خمینی (رحمه الله علیه) نفرمود: «مبارزه با رفاه طلبی سازگار نیست» و مگر نفرمود: « تا شرک و کفر هست مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستیم» آیا بساط شرک و کفر را از عالم برچیدید که ساده زیستی را کنار گذاشته و به رفاه طلبی روی آورده اید؟

چطور آنجا که منافعتان اقتضا می کند دم از خط امام و راه امام می زنید اما در زندگی تان نشانی از ساده زیستی امام نیست؟ چطور در سخنرانی هایتان به بیانات رهبر انقلاب استناد می کنید و خود را سرباز ولایت می دانید اما در زندگی تان اثری از ساده زیستی رهبرانقلاب نیست؟ اصلا چطور به خود اجازه می دهید وقتی در عمل جور دیگری هستید اینقدر از امام و رهبری برای خود هزینه کنید؟ 

ما مردم وظیفه داریم آفت مسئولین تجملگرا و دنیاطلب را از جامعه اسلامی مان بزدائیم و این تعارف بردار نیست. مگر می شود این انقلاب را که سرمایه خون هزاران شهید است با رودربایستی و تعارف و ملاحظه کاری های سیاسی با این قشر از مسئولین به خطر بیندازیم. باید زندگی همه مسئولین زیر ذره بین مردم باشد. در هر شهر و استانی زندگی استاندار، فرماندار، شهردار ،نماینده مجلس، امام جمعه و...بایدحداقل از سطح زندگی مردم عادی آن شهر و استان بالاتر نباشد ؛حال در سطح پایین ترین مردم پیشکش! 

شاید بگوییم ما که قدرتی نداریم که جلوی آنها را بگیریم اما آیا ازامربه معروف و نهی از منکر زبانی هم عاجزیم؟ چند بار تلفن دفتر نماینده یا فرماندار و ...را به صدا درآوردیم ؟ چند بار نامه نوشتیم و تذکر دادیم؟ و...همین سکوت ما در قبال مسئولین باعث می شود که یا توهم محبوبیت پیدا کنند یا فکر کنند که در کارشان ایرادی نیست! باید به خاطر داشت که فلسفه قیام امام حسین علیه السلام امر به معروف و نهی از منکر بود آن هم در سطح کلان. و به خاطر داشته باشیم که اول ارزش ها را به مسلخ می برند بعد امام ارزش ها را!




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: ساده زیستی، مسئولین نظام، امام خمینی (ره)، مقام معظم رهبری (مدظله العالی)، عاشورا، دنیاطلبی، اشرافیگری،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 1 آذر 1391 توسط عقل کل

قالب وبلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic