در جریان تسخیر لانه جاسوسی آمریکا ، سفیر انگلستان به شهید بهشتی(ره) گفت: خیلی غیرواقع بینانه با مسائل سیاسی برخورد می کنید.
 شهید بهشتی(ره) در جواب فرمود: « همین جورهاست ؛ما آرمان طلبانه قرار است با مسائل برخورد کنیم، انقلاب ما انقلاب آرمان هاست نه سر تسلیم در برابر واقعیت ها »
سفیر انگلیس صحبت از محاصره اقتصادی کرد. شهید بهشتی پاسخ داد:« ما همان نان و پنیر خودمان که توی این مملکت به دست می آید بخوریم ...انشاءالله سیاست ما بر این است که اگر قرار شد روزی همه مردم نان خالی نوش جان کنند ولی با آمریکا بجنگند، بجنگند
نهایتا سفیر انگلیس اوقاتش تلخ شد و گفت: آمریکا دخالت نظامی خواهد کرد. دکتر بهشتی پاسخ داد: « ما از خیلی وقت پیش برای دخالت نظامی آماده ایم. خلاف انتظار ما نیست؛ ولی هر سرباز آمریکایی که به داخل مرزهای ایران بیاید یک جا برایش در ایران هست آن هم گور زیر خاک.»

این کلام قاطع آن بزرگمردی است که خود به تنهایی یک امت بود، یکی از راست قامتان جاودانه تاریخ.
مرام شهید بهشتی (ره) این نبود که عصبانیت دشمن را با نرمش و پذیرفتن واقعیت ها  و کوتاه آمدن و دادن امتیاز ،کاهش دهد، بلکه در قبال عصبانیت دشمن می گفت « به آمریکا بگویید از ما عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر» و این برگرفته از همان فرهنگ قرآنی است که می فرماید: « قل موتوا بغیظکم»

مسئول در تراز نظام جمهوری اسلامی همچون بهشتی؛ در برابر دشمن اهل کم آوردن نیست ، به بهانه عقلانیت و پذیرش واقعیت های جهانی ؛ از آرمان ها ذره ای کوتاه نمی آید ، نظام سلطه و هژمونی آمریکا را به چالش می کشد و برهم می زند؛  نه اینکه بخواهد با دادن امتیاز عصبانیت دشمن را کاهش دهد. 

مقام معظم رهبری (مدظله العالی) در این زمینه فرمودند:
« بعضى با این تحلیل غلط كه به دشمنان امتیاز بدهیم تا عصبانیت آنها را نسبت به خودمان كم كنیم، عملاً منافع آنها را بر منافع ملت ترجیح می دهند؛ این اشتباه است. عصبانیت آنها ناشى از این است كه شما هستید، ناشى از این است كه جمهورى اسلامى هست... عصبانیت آنها مربوط به این چیزها است. عصبانیت دشمن را باید با اقتدار ملی علاج و جبران کرد. اگر ملت مقتدر باشد، توانا باشد، نیاز خود را كم كند، مشكلات خود را برطرف كند، و امروز كه مسئله‌ى اقتصاد مسئلهى اصلى است، بتواند اقتصاد خود را روبهراه كند، دشمن در مقابلهى با ملت ایران بىدفاع خواهد ماند.»





طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: شهید بهشتی، انقلاب اسلامی، مقام معظم رهبری، آرمان، واقعیت، آمریکا،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 6 تیر 1392 توسط عقل کل

آقای عارف در مناظره سیاسی گفت آیا «سلام بر خاتمی» جرم است؟

حال با یک مثال روشن می کنیم که آیا جرم است یا خیر؟

انتخابات سال 2000 آمریکا را به خاطر دارید. در این انتخابات جرج بوش با اختلاف 537 رای رئیس جمهور آمریکا شد و این درحالی بود که هفتاد هزار رای مناطق دموکرات نشین طرفدار الگور در ایالت فلوریدا را باطل اعلام کرده بودند و فرماندار ایالت فلوریدا هم کسی نبود جز برادر جرج بوش!

این انتخابات می رفت تا به یک چالش و تهدید جدی برای آمریکا تبدیل شود اما وقتی دیوان عالی آمریکا حکم نهایی را صادر کرد و حتی اجازه بازشماری آرای ایالت فلوریدا را نداد و جرج بوش را به عنوان رئیس جمهور آمریکا معرفی نمود؛ الگور نتیجه را پذیرفت.

الگور با اینکه حدود هفتاد هزار رای او در ایالت فلوریدا تحت نظر برادر جرج بوش باطل شده بود و اجازه بازشماری هم نداده بودند و هفت تن از نه قاضی دیوان عالی هم از حزب جمهوریخواه بودند و اختلاف رای نیز فقط 537 رای بود نه حدود یازده میلیون رای ، نظر دیوان عالی را پذیرفت و طرفدارانش را به آرامش دعوت کرد و گفت : « من می دانم که بسیاری از هواداران من اندوهگین شده اند. من هم همینطور. ولی اندوه ما بایستی با عشق ما به میهن از بین برود.» و با تبریک این پیروزی به بوش گفت : « عشق به حزب باید در مقابل وطن پرستی سرفرود آورد. من با شما هستم آقای رئیس جمهور، و خداوند شما را مورد برکت قرار دهد.» و بعد به جرج بوش اطمینان داد که کمک کار او خواهد بود و گفت: «برخی گفته اند که ماهیت غیر عادی این انتخابات ممکن است رئیس جمهور بعدی را در اداره دولت دچار مشکل کند. من این سخن را باور ندارم. من شخصا در خدمت وی خواهم بود. من از همه ی آمریکایی ها، خصوصا از همه ی کسانی که با ما بودند، می خواهم تا پشت سر رئیس جمهور بعدیمان متحد شوند.»

الگور منافع ملی آمریکا را بر منافع حزبی اش ترجیح داد و آبروی آمریکا را خرید و یک تهدید جدی را به یک فرصت برای کشورش تبدیل کرد.

اما موسوی و کروبی و خاتمی چه کردند؟ موسوی با اختلاف رای بیش از یازده میلیون ، ساز تقلب را کوک کرد و با تحریک احساسات طرفدارانش، حماسه ی چهل میلیونی را که می توانست به بهبود اوضاع اقتصادی و سیاسی و حل مسئله ی هسته ای ایران کمک شایانی نماید به فتنه ای تبدیل نمود و حداقل هشت ماه از وقت و سرمایه کشور و مردم را هدر داد و یک فرصت بزرگ را به یک تهدید بزرگ تبدیل کرد. شیخ بی سند هم که با ادعاهای موهومش آبروی نظام را به بازی گرفت .خاتمی هم به جای اینکه قانون را فصل الخطاب بداند پیشنهاد رفراندوم داد و انتخابات را به تمسخر گرفت و دیگرانی مثل هاشمی نیز راه سومی در برابر نظر ولی فقیه ارائه دادند و پشتوانه ی فتنه شدند.

 و جالب اینجاست که اکنون همگی طلبکار هم هستند و به جای اینکه جوابگوی هزینه های بسیاری که برای نظام به بارآوردند باشند هر از چندی ادای منجی هم درمی آورند!

اگر موسوی و کروبی و خاتمی ، سخنانی را که الگور در بیانیه اش عنوان کرده بود خوانده بودند باید از شرم می مردند وقتی می دیدند یک فرد لیبرال اینگونه از منافع ملی و کشورش دفاع می کند و این هایی که دم از دین می زدند اینگونه به نظام اسلامی خود ظلم می کنند! 

حال بگویید آیا این از نجابت مردم ایران و مظلومیت و اقتدار نظام جمهوری اسلامی نیست که به جای اینکه به محاکمه این افراد بپردازد اکنون بعضی توقع دارند که به آنها سلام هم بدهند و با افتخار از آنها نام ببرند و حتی طلبکار باشند که چرا صلاحیت یکی از پشتوانه هایشان را تایید نکرده اند!!!

اینجاست که می گوییم نظام اسلامی ما مظلوم است اما همچنان مقتدر که سعه ی صدری بسیار دارد...




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: مناظره، انتخابات ریاست جمهوری، فتنه 88، آمریکا، خاتمی، موسوی، کروبی،
ارسال در تاریخ شنبه 18 خرداد 1392 توسط عقل کل

فقط تا شش ماه دیگر!

می گفتند فقط تا شش ماه دیگر این انقلاب سقوط می کند، اما ما سی و چهارمین سالگرد تولدش را نیز جشن گرفتیم

می گفتند چگونه می خواهید با دست خالی در برابر رژیم تا بن دندان مسلح قیام کنید؟ با کدامین سرباز؟ فرمود: سربازان من در گهواره اند! خندیدند و بعد ماندند که با این سربازانی که روزی در گهواره بودند چگونه رو در رو شوند؟ یکی شده بود همت، آن یکی باکری، یکی دیگر خرازی و کاظمی و جهان آرا و باقری و کاوه و زین الدین... که خواب را از چشم دشمنان ربودند و سردار قادسیه! را در حسرت شام تهران گذاشتند و نه تنها اجازه ندادند خرمشهر ، محمره شود بلکه حتی تا فاو و بصره هم به پیش رفتند.

ضرب شصت سربازان در گهواره امام را دیدند که اکنون نیز از امیدهای دبستانی اش می ترسند. امام ما ، رضایی نژاد و احمدی روشن ها را می دید که می فرمود امید من به شما دبستانی هاست.

امام ما ، شعارهای انقلابش را جهانی کرد. زمانی فقط ما می گفتیم مرگ بر آمریکا اما امروز گاهی رساتر از ما این شعار را نه تنها در خاورمیانه بلکه در آمریکای جنوبی و شمال آفریقا و شرق آسیا هم می شنویم . امام ما ،کمونیسم را در موزه می دید و ما سقوط شوروی را به چشم دیدیم . امام ما، از قیام مصر می گفت و ما مبارک را در قفس دیدیم. امام ما ،از هسته های مقاومت در سراسر جهان می گفت و ما ندای مقاومت را از لبنان و مصر و بحرین و حتی جنبش 99 درصدی شنیدیم.

ما هر چه شعار دادیم در عمل نیز به نظاره نشستیم . گفتیم مرگ بر صدام و خواری و مرگش را به چشم دیدیم. صدام به تهران نرسید اما ما به بغداد رسیدیم و در کاخ صدام با هم پیمانان غربی اش ، یک تنه به بحث نشستیم .گفتیم مرگ بر شوروی و فروپاشی اش را نگریستیم. و دیر نیست زمانی که تحقق مرگ بر اسرائیل و مرگ بر آمریکا را نیز بنگریم. نشانه هایش را از اکنون می توان دید. اسرائیلی که رویای نیل تا فرات داشت و در جنگی شش روزه چند کشور عربی را به تمسخر گرفت؛ اکنون حتی با گنبد آهنین! نیز نمی تواند از دست موشک های جوانان غزه رهایی یابد و هشت روزه دستش را به نشانه تسلیم بالا می برد! آمریکایی که زمانی می خواست با کاپیتولاسیون ، سربازانش را بر جان و مال و ناموس ایرانیان حاکم کند اکنون حتی نماینده اش نیز به خاطر تاخیر در جلسه ،توسط نماینده ایران تنبیه می شود!

این روزها نیز هویج و چماقش را به کار گرفته تا بلکه بتواند ایران را به پای میز مذاکره بکشاند و به جهانیان بگوید دیدید عاقبت کشوری که اسوه ی مقاومت بود هم به زانو درآمد ؛پس شما نیز وقتتان را تلف نکنید و دست از قیام بردارید! اما غافل از اینکه آن زمان که همه دنیا از آمریکا حساب می بردند ما می گفتیم «آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند» آن وقت امروز که حتی هم پیمانانش نیز برای تشرهایش ، تره خرد نمی کنند از آمریکا حساب ببریم! آن روز که حتی سیم خاردار هم نداشتیم می گفتیم «آمریکا از ما عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر» آن وقت امروز که صیاد پهپادهایش شده ایم ، -کاری که حتی روسیه هم با همه ی پز دادن های فضایی اش از انجام آن عاجز است-  از تهدیدهایش بترسیم!

آن روز که اقتصاد آمریکا رونق داشت ما ابرقدرتی اش را به استهزاء می گرفتیم آن وقت امروز که آمار بدهی های تریلیون دلاری اش هر لحظه بالا و بالاتر می رود و اقتصاد بی سروسامانش هر روز بر شمار بی خانمان هایش می افزاید ما به رابطه اش چشم بدوزیم تا شاید مشکلات اقتصادمان حل شود؟! آمریکا اگر بیل زن بود که اول باغچه خودش را بیل می زد تا کاخ سفید و سنا ،اینقدر بر سر کسری بودجه با هم جر و بحث نداشته باشند!

شعارهای انقلاب ما یکی یکی به تحقق پیوست و خداوند براساس سنت الهی « اوفوا بعهدی اوف بعهدکم» وفای به عهد ما را دید و به وعده اش عمل کرد. و ما هنوز بر سر آن عهد و پیمان ایستاده ایم. عهدی که نه به نرخ دلار و سکه و قیمت مرغ و میلگرد و...بسته است و نه به افاضات فلان وزیر و وکیل و آیت الله و مسئول جازده از آرمان ها! بلکه این عهد، رنگ مهدوی دارد و صبغة اللهی است. عهدی است که به جانمان بسته است : ما عهد بسته ایم که پرچم این انقلاب را به دست مولایمان حضرت بقیه الله الاعظم (عجل الله تعالی فرجه الشریف )برسانیم.




طبقه بندی: حرف حساب، 
برچسب ها: انقلاب اسلامی، وعده الهی، آمریکا، مذاکره، تحریم،
ارسال در تاریخ یکشنبه 15 بهمن 1391 توسط عقل کل

یک -شما اسرائیلی ها تاکنون بیش از یک میلیارد یورو برای سیستم دفاعی «گنبد آهنین» که شامل سه بخش رادار ردیابی موشک ،مرکز کنترل و بخش شلیک موشک است هزینه کرده اید تا مردم اسرائیل در سرزمین اشغال شده فلسطین با امنیت زندگی کنند، اما این سیستم دفاعی نه تنها نتوانسته امنیت را برای شما به ارمغان آورد بلکه ناکارآمدی آن دستمایه تمسخر شما در نزد جهانیان شده است به طوری که یک پهپاد (پرنده هدایت پذیر از دور) ایرانی حزب الله توانست با طی کیلومترها مسافت از دریای مدیترانه بگذرد و خود را به گنبد آهنین در مرزهای غزه برساند و از آن نیز عبور نماید و به عمق استراتژیک اسرائیل نفوذ کند تا اینکه بالاخره در 40 کیلومتری تاسیسات هسته ای دیمونا توسط دیدبان اسرائیلی مورد شناسایی قرار گرفت و مورد اصابت جنگنده اف-16 واقع شد.

لذا پیشنهاد می کنیم به جای اینکه برای هر موشک سیستم گنبد آهنین، 25 هزار یورور هزینه کنید؛ تعداد دیدبان هایتان را افزایش دهید. داشتن رادار و سیستم های پیشرفته ؛ به کار کشورهایی مثل ایران می آید که توانایی استفاده از آن را دارند و می توانند پیشرفته ترین پهپاد را سالم به زمین بنشانند نه امثال شمایی که گنبد آهنین تان ، حباب از کار در می آید و اگر دیدبان هایتان هم خواب باشند آسمانتان دربست در دستان حزب الله است.( اصلا از کجا معلوم که بعد از طی کیلومترها مسافت و مورد شناسایی واقع نشدن ،حزب الله عمدا پهپادش را در معرض شناسایی شما قرار نداده باشد تا سندی بر توانایی هایش باشد!)

دو- دیگر یک برگه ، کفاف نقاشی های نتانیاهو را نمی دهد باید در کنار بمب ، تصویر پهپاد را نیز بکشد و در آینده هم بنابرگفته ی دبیر کل حزب الله، غافلگیری های بیشتری در راه است پس تا دیر نشده برای نتانیاهو یک دفترچه نقاشی بخرید! در همین راستا ، سفیر آمریکا در لبنان به فرودگاه بیروت رفت تا ببیند آیا پهپادی از آنجا به حرکت درنیامده است ؛ چون نتانیاهو باید مسیر حرکت پهپاد را در نقاشی اش نشان دهد!

سه- اگر هنوز توهم قدرت دارید و می خواهید به جرزنی هایتان در رابطه با حمله به ایران ادامه دهید فراموش نکنید که این عملیات در برابر قدرت نمایی های آینده، صرفا یک شوخی بود تا بدانید آسمانی که غصب کرده اید در دستان ماست و دست از پا خطا کنید به زودی زمین غصب شده را نیز آزاد خواهیم کرد. در ضمن به آمریکا و ناتو هم دلخوش نباشید پهپاد ایرانی حزب الله ،از بالای ناوگان های آمریکا و ناتو هم عبور کرد و آب از آب تکان نخورد!




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: حزب الله لبنان، پهپاد ایرانی، اسرائیل، آمریکا، ناتو، عملیات ایوب،
دنبالک ها: راز به دام افتادن هواپیمای فوق مدرن آمریکا،
ارسال در تاریخ یکشنبه 23 مهر 1391 توسط عقل کل

«به زودی مردم آمریکا با صدای اذان از خواب بیدار خواهند شد »

این جمله ای است که رسانه های محافظه کار آمریکایی، از چند سال پیش نسبت به گسترش روزافزون اسلام در آمریکا به کار بردند تا با هشدار به دولتمردان کشورشان، جلوی نفوذ بیشتر اسلام را بگیرند.

نگاهی به آمارها نشان می دهد در سال 1970 جمعیت مسلمانان امریکا حدود یکصد هزار نفر بود و در سال 2008 به بالغ بر 9 میلیون نفر رسید.این افزایش جمعیت سخن هنری کیسینجر سیاستمدار آمریکایی را در خاطر می آورد که در سال 1990 در مقاله ای نوشته بود « در ده سال آینده افزایش چشمگیر جمعیت مسلمانان، بزرگترین خطر برای امریکا خواهد بود»

خطری که دولتمردان اروپایی نیز از آن هراس دارند و به نقل از برنارد لوئیس نویسنده ضد اسلام گفته اند« در پایان قرن 21 اروپا مسلمان خواهد شد». چند سال پیش دولت آلمان نیز اعلام کرده بود این کشور تا سال 2050 به یک کشور مسلمان تبدیل می شود و کلاوس کینکل وزیر خارجه اسبق آلمان با نگرانی گفته بود:« در حالی که اسلام، در سی سال پیش از این ، هجده درصد جمعیت دنیا را داشت؛ اینک به یک چهارم جمعیت دنیا یعنی یک میلیارد و چهارصد میلیون نفر رسیده است»

انگلیس هم از اینکه جمعیت مسلمانان که در سی سال قبل در انگلیس حدود 82 هزار نفر بود اکنون به دو و نیم میلیون نفر رسیده است ابراز وحشت می کند و از ساخت بیش از چند هزار مسجدی که بیشتر آنها در کلیساهای خریداری شده از مسیحیان برپا شده است هراس دارد.

گذشته از همه این ها، اندیشه لیبرالیسم که قرار بود پایان تاریخ باشد و نسخه اش را برای تمام کشورها از جمله کشورهای اسلامی پیچیده بودند اکنون به پایان خود رسیده است و نه تنها مسلمانان با کنار زدن دیکتاتورهای وابسته به غرب به دنبال حاکم کردن اسلام در کشورهایشان برآمده اند بلکه انعکاس این بیداری به خیایان های نیویورک و لندن هم رسیده و جنبش 99 درصدی را شکل داده است که خواستار پایان نظام سرمایه داری هستند.

و اکنون غرب و صهیونیسم خود را در بن بستی می بینند که راه خروجی برای آن متصور نیست. حتی معرفی کردن اسلام به عنوان منبع تروریسم نیز ،نه تنها رشد اسلام خواهی در غرب را متوقف نکرد بلکه بعد از حادثه یازده سپتامبر رشد اسلام گرایی افزایش یافت و قرآن به یکی از پرفروش ترین کتاب های اروپا و آمریکا تبدیل شد.

اینکه غرب و صهیونیسم در سال های اخیر بر حجم توهین به مقدسات مسلمانان افزوده اند و با نوشتن کتاب و کشیدن کاریکاتور و ساخت فیلم به مقدسات اسلامی اهانت می کنند اوج عجز و درماندگی آنها در برابر اسلام را نشان می دهد.

اهانت، آخرین ابزار ضعیفانی است که ادعای قدرت دارند و جبهه کفر هر گاه کم می آورد به اهانت روی می آورد. ( در جنگ احزاب که همه دشمنان پیامبر از مشرک تا یهود برای محو اسلام با هم متحد شده بودند ، وقتی مولا علی علیه السلام با عمرو بن عبدود روبرو شد و تمامیت ایمان در برابر تمامیت کفر قرار گرفت بعد از اینکه مولا ، عمرو را به زمین زد و عمرو نفس های آخرش را می کشید به صورت مولا آب دهان انداخت و جسارت کرد) صهیونیسم جهانی نیز در برابر اسلام کم آورده است و ناتوان از مبارزه ، سلسله وار اهانت می کند و این نشان دهنده این است که جبهه کفر دارد نفس های آخرش را می کشد.

و دیر نیست زمانی که جواب تمام جسارت ها و اهانت های جبهه کفر را یکجا بدهیم ؛ آن گاه که پشت سر مولایمان مهدی (عج) در بیت المقدس نماز بگذاریم و از قلب واشنگتن گرفته تا قلب تلاویو ؛ ندای « اشهد ان محمد رسول الله» را طنین انداز کنیم.   قل انتظروا انا منتظرون  




طبقه بندی: حرف حساب، 
برچسب ها: پیامبر اعظم (ص)، اسلام خواهی، آمریکا، اروپا، صهیونیسم، اهانت به مقدسات،
ارسال در تاریخ شنبه 25 شهریور 1391 توسط عقل کل

چندی پیش ،وزیر خارجه ترکیه در پارلمان این کشور عنوان کرد « خاورمیانه جدید در حال شکل گیری است و ترکیه رهبری این خاورمیانه جدید را در دست می گیرد.»

« خاورمیانه جدید» همان طرحی است که کاندولیزا رایس وزیر خارجه سابق آمریکا نیز در پی ایجاد آن بود و در سال 2006 جنگ اسرائیل با حزب الله را درد زایمان تولد خاورمیانه جدید عنوان کرد ؛هرچند این مولود نامبارک متولد نشد و به قولی مرده به دنیا آمد ، اما تلاش آمریکا در راستای این طرح متوقف نشد.

آمریکایی ها ،پیروزی حزب الله در جنگ 33 روزه را - که از آن به عنوان جنگ نیابتی ایران و آمریکا یاد می شد- به واسطه حمایت های ایران و سوریه از مقاومت اسلامی می دیدندو فهمیدند که توازن قوا در منطقه تغییر کرده است و امنیت اسرائیل بیش از پیش در معرض خطر قرار گرفته است .لذا همزمان با فشارهایی که بر سر مسئله هسته ای بر  ایران وارد می کردند بر ضد سوریه نیز اقدامات را تشدید کردند.

سوریه حلقه واسط ،ایران و حزب الله است و  با قرار گرفتن در محور مقاومت و حضور نمایندگان حماس و جهاد اسلامی در این کشور، همچون خاری است در چشم اسرائیل. از طرف دیگر این کشور یک متحد استراتژیک برای ایران است به طوری که در زمان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، علیرغم فشارهای داخلی و بین المللی ، سوریه تنها کشوری بود که از مواضع ایران حمایت می کرد، البته عده ای خیال می کردند حمایت سوریه از ایران به دلیل کمک های نفتی و مالی ایران است در حالی که عربستان و کویت و قطر و امارات حاضر بودند  ،چندین برابر بپردازند تا سوریه موضعش را تغییر دهد و دست از حمایت از ایران بردارد. می گویند حافظ اسد به فرزندانش توصیه کرده است که « تحت هیچ شرایطی از ایران جدا نشوند و اگر همه اعراب و کشورهای منطقه با سوریه قطع رابطه کنند تنها ملجا و پناهگاه آنها ایران است.»

 لذا با توجه به نقش کلیدی سوریه ،ابتدا با طرح ترور رفیق حریری و متهم کردن سوریه ، دمشق را وادار به خروج از لبنان کردند تا حزب الله را تضعیف نمایند و اکنون برآنند که با برچیدن این حلقه میانی، از حزب الله و ایران انتقام بگیرند و با سقوط بشار اسد و تجزیه سوریه و یا روی کارآوردن دولت مورد نظر خویش، تولد خاورمیانه جدید را به نظاره بنشینند و طرح ناکام مانده قبلی را عملی سازند و موج بیداری اسلامی را در منطقه ،خاموش یا منحرف سازند.

اما به تحولات سوریه که می نگریم می بینیم که قابله ها برای تولد خاورمیانه جدید ،زیاد شده اند!  

عربستان و قطر میلیاردها دلار خرج می کنند ،حقوق ماهیانه برای تروریست ها مقرر می کنند ؛حتی تروریست ها را برای فرستادن به سوریه و انجام عملیات انتحاری به مزایده می گذارند،سلفی های افراطی را از لیبی، سومالی و...از مرز ترکیه به سوریه می فرستند . 

آمریکا و انگلیس و فرانسه و...از طریق شورای امنیت به سوریه فشار می آورند ؛ سلاح و تجهیزات پیشرفته جنگی در اختیار مخالفان سوریه قرار می دهند، اتحادیه اروپا شانزده دور تحریم را بر ضد سوریه به تصویب می رساند. اسرائیل برای سقوط بشار اسد لحظه شماری می کند چون به قول سفیر سابق اسرائیل در ترکیه باقی ماندن بشار اسد در قدرت، ایران را همسایه اسرائیل می کند«الون لیئل» می گوید:«اگر بشار اسد قدرت را حفظ کند حاکم اصلی سوریه؛ ایران خواهد بود نه او. اسد به خاطر انزوای شدید بین المللی نخواهد توانست که بدون ایران به حکومت ادامه دهدو اسرائیل متوجه است که حضور ایران در بلندی های جولان وضع بسیار بدی خواهد بود.»

ترکیه  حمله نظامی به سوریه را از اوباما درخواست می کند و در مرزهایش ، به کمک شرکت آمریکایی بلک واتر ، تروریست ها را آموزش می دهد.

 هجمه های رسانه ای و تبلیغاتی بر علیه سوریه ادامه می یابد و در این میان منافقین و اپوزیسیون خارج نشین نیزمنتظرند تا با سقوط سوریه، شاید نظاره گر حمله به ایران باشند ، چون آنها نیز فهمیده اند که هدف استراتژیک؛ ایران است.

لذا  در حال حاضر سرنوشت مناسبات بین المللی به حل بحران سوریه گره خورده است.کاندولیزا رایس که نتوانست مولود نامبارک «خاورمیانه جدید» را ببیند ، انشاء الله هیلاری کلینتون نیز این آرزو را به گور می برد.




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: سوریه، بشار اسد، ایران، آمریکا، حزب الله، اسرائیل، ترکیه، خاورمیانه جدید، عربستان، قطر،
ارسال در تاریخ جمعه 16 تیر 1391 توسط عقل کل
(تعداد کل صفحات:10)      [...]   [5]   [6]   [7]   [8]   [9]   [10]  

قالب وبلاگ

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو