آمریکا هر جا منافعش ایجاب کند از نوچه هایش در سراسر جهان حمایت می کند، فرقی ندارد آن نوچه، دالایی لامای تبتی باشد یا تیموشنکوی اوکراینی.

حتی لازم نیست آن نوچه مثل نوری زاده کراوات بزند بلکه می شود مثل کدیور عبا و قبا به تن داشته باشد یا مثل مهاجرانی کت و شلوار بپوشد یا اصلا مثل شیرین عبادی ، یک زن باشد اما به پاس نوچگی جایزه صلح نوبل بگیرد یا اینکه مفتخر به دریافت اسکار شود.

برخی از نوچه ها شناخته شده اند و برخی در پشت صحنه فعالیت می کنند و کسی آنها را نمی شناسد. بعضی خارج نشین شده اند و بعضی دیگر در داخل کشور به فعالیت می پردازند اما نوع حرف زدن و رفتارشان نشان می دهد که مدال نوچگی آمریکا را بر گردن دارند.

و جالب اینجاست که برخی از همین نوچه ها چنان خود را روشنفکر و تحصیلکرده به حساب می آورند و با آب و تاب از آزادی سخن می گویند که انگشت به دهان می مانی چگونه این افراد که با نوچگی آمریکا خود را به بردگی درآورده اند دم از آزادی و روشنفکری می زنند. بردگی فقط این نیست که جسمت در بند باشد، بزرگترین بردگی این است که تفکرت در بند استکبار باشد اما ادای آزاداندیشی درآوری و دیگران را به افکار پوپولیستی متهم کنی.

بعضی از نوچه ها در روزنامه ها قلم می زنند و برخی در سایت ها و وبلاگ ها. آنان به گونه ای سخن می گویند و می نویسند که گویا وظیفه دارند با هر ترفندی چهره آمریکا را تطهیر کرده و بزک نمایند و سیاهه جنایاتش را سفید جلوه دهند و چهره ای محبوب از کدخدایشان بسازند تا شاید بتوانند جای پایی برایش باز کنند و با حرص و ولعی وصف ناشدنی ، بازگشایی مجدد لانه جاسوسی آمریکا در ایران را انتظار می کشند.

آمریکا براساس منافعش، هوای نوچه هایش را دارد.بیانیه صادر می کند که فلانی و فلانی را آزاد کنید و طبق معمول ؛نوچه های داخلی و خارجی نیز یکصدا با اربابشان این خواسته را تکرار می کنند و خواستار رفع حصر فتنه گران می شوند.

اما اکنون زمان رفع حصر نیست. امام عزیز ما می فرمود: « آن روزی را که آمریکا از ما تعریف کند باید عزا گرفت.» بنابراین حامیان فتنه و فتنه گران به جای اینکه تلاش کنند و از هر سو فشار بیاورند و چانه زنی کنند تا از سران فتنه رفع حصر شود باید بروند عزا بگیرند و ببینند چه خدمت شگرفی به شیطان بزرگ کرده اند که باز هم آمریکا برای حمایت از آنان به میدان آمده است.

باید ببینند آنکه خود را نخست وزیر امام می دانست و آنکه مدعی بود اجازه هایی از امام(ره) دارد که دیگران ندارند چه خدمت بزرگی به استکبار کرده اند که اسمشان بر سر زبان اوباما و سخنگوی وزارت خارجه اش جاری شده است.

باید به جای اینکه دم از «آشتی ملی» بزنند تا خیانت های خود را بپوشانند، بگویند با کدام منطق می توان به کسانی که نورچشمی دشمن شده اند اعتماد کرد. اعتماد به اینگونه افراد ، آشتی ملی نیست بلکه این کار؛ خیانت به انقلاب است. آشتی ملی فقط با کسانی صورت می گیرد که مدال نوچگی دشمن را بر سینه نداشته باشند. ملت ایران با انواع اختلاف سلیقه هایی که داشته و دارند هیچگاه با هم قهر نبودند که اکنون بخواهند آشتی ملی به راه بیندازند. مردم فقط با سرسپردگان و نوچه های داخلی دشمن که خط قرمز ها را شکسته اند، آشتی ناپذیرند.

اما نوچگی هم تاریخ مصرف دارد .وقتی تاریخ مصرف یک نوچه تمام می شود حتی اگر بالاترین مقام را هم داشته باشد بدون هیچ نگرانی از طرف اربابانش در زباله دان انداخته می شود ،چه رضاخان پهلوی باشد چه صدام عفلقی یا...

توصیه ما خطاب به همه نوچه های داخلی این است که: نوچه و برده آمریکا نباشید زیرا خدا شما را آزاد آفریده است.




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: آمریکا، سران فتنه، منافع ملی، آشتی ملی،
ارسال در تاریخ سه شنبه 29 بهمن 1392 توسط عقل کل

فرعون هم هر جا کم می آورد گزینه هایش را به رخ موسی(ع) می کشید. گزینه هایی که هیچ کدامش بر روی میز کوچک اوباما جا نمی شد و وسعتی داشت به بزرگی یک میدان.

پرسیدند: ای موسی! تو اول گزینه هایت را به میدان می آوری یا ما بیاوریم؟

فرمود: اول شما گزینه هایتان را به میدان بیاورید.

و برای مدتی گزینه های فرعون، فرصت خودنمایی یافتند و مردم را به وحشت انداختند اما وقتی موسی گزینه اش را به میدان آورد تمام گزینه های فرعون بلعیده شد و ساحران سجده کنان گفتند « آمنا برب العالمین رب موسی و هارون»

فرعون ادعای « انا ربکم الاعلی » داشت ، کشورش بدهکارترین کشور دنیا نبود و قدرتش هوش از سر اوباما می برد اما تمام گزینه هایش در برابر عصای موسی برباد رفت.

 پیامبر ما ،دو گزینه ثقیل را برای ما به یادگار گذاشته است «ثقل اکبر و ثقل اصغر»که تمسک به آنها اعجازی دارد که عصای موسی نداشت

پس اوباما ! اول تو گزینه هایت را به میدان بیاور

گزینه هایت خیلی وقت است بر روی میزت خاک خورده و لاف زدن هایت تکراری شده است

ما منتظریم تمام گزینه هایت را یکجا به میدان بیاوری تا گزینه های ما کار را تمام کند

 گزینه های ما شوخی بردار نیست اوباما !

 وقتی گزینه هایمان را به میدان بیاوریم ؛تمام گزینه هایت محو می شود  و  زمان آن  می رسد که جنبش 99 درصدی همراه با اندیشمندان سرزمینت ؛همگی به حقانیت راه ما ایمان بیاورند.

پ ن: بیا...این بچه هم با یک بار دست کشیدن به سر اوباما فهمیده تو مخ اوباما چه خبره!




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: اوباما، آمریکا، ایران، گزینه های روی میز،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 23 بهمن 1392 توسط عقل کل

با اجازه از حضرت حافظ در اشعارش دست می برم و چند کلامی با بعضی مسئولین حرف می زنم.

خطاب به رئیس جمهور محترم:

ناگهان پرده بر انداخته ای یعنی چه؟         هسته ای را به عدو باخته ای یعنی چه؟

خنده بر لب، پشت خط، گوشی به دست        اینچنین با اوباما ساخته ای یعنی چه؟

پیر ما گفت که «شیطان بزرگ» است عدو          قدر این مرتبه نشناخته ای یعنی چه؟

اینقدر انگ نچسبان به همه منتقدان           ما را از پای درانداخته ای یعنی چه؟

تو که گفتی بگذارید مرا نقد کنند              پس چرا تیغ به ما آخته ای یعنی چه؟

اعتمادت به خدا باشد و مردم نه به غرب           خانه از غیر نپرداخته ای یعنی چه؟

چو بشنوی سخن منتقد مگو که خطاست             تحملت کم است شیخ حسن خطا اینجاست!

در مورد توافقنامه ژنو:

دل از من برد و روی از من نهان کرد                توافقنامه ای که با جهان کرد

چرا گویند توافق محرمانه است                 خدا را با که این بازی توان کرد

که را گویم که ملت نیست محرم                ولی شیمون پرز را رخ عیان کرد

چرا چون لاله خونین دل نباشم              ز توهینی که دشمن بی امان کرد

******

پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت            ما چرا هسته ای مان را به جوی نفروشیم!

خطاب به جواد آقای ظریف:

دیدی که غرب جز سر جور و ستم نداشت                 بشکست عهد و ز غم ما هیچ غم نداشت

وقتی که دست می دهی با جان کری ببین          دستت یکی دو سه انگشت کم نداشت؟!

اگر اشتون اروپایی به دست آرد دل ما را               به لبخندش فرو کاهم غنی سازی بالا را

این آخری هم خطاب به....

واعظان کاین جلوه در محراب  و منبر می کنند         چون به مجمع می روند خود کار دیگر می کنند

مشکلی دارم ز شیخ مصلحت سنجی بپرس                         با سبد کالا چرا ملت گداپرور کنند؟

پ ن: خوب دیگه فعلا کافیه ،یه وقت حافظ را هم ممنوع القلم می کنند و میذارن تو لیست سیاه!!!




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  بی مزه، 
برچسب ها: روحانی، ظریف، توافقنامه ژنو، هسته ای، اشتون، طنز قند پهلو، آمریکا،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 16 بهمن 1392 توسط عقل کل

دهه مبارک فجر که از راه می رسد بیشتر از امام (ره) سخن می گویند و در بزرگداشت نام امام خمینی (ره) می کوشند. اما نام امام(ره) از آرمان هایش جدا نیست ؛بزرگداشت نام و یاد امام(ره) باید با تعظیم و پاسداشت آرمان های امام همراه باشد و گرنه بزرگداشتی که فقط به نام امام بسنده شود اما آرمان های امام توسط عده ای تفسیر به رای گردد ظلمی مضاعف در حق امام است.

در جمهوری اسلامی باید گفتار و رفتار امام(ره)؛ ملاک و میزان تصمیم گیری ها و سیاست ها و موضع گیری ها باشد. اگر می خواهیم کسی را افراطی یا معتدل بنامیم باید با ملاک امام بسنجیم نه با برداشت های شخصی . اما برخی عادت کرده اند به جای اینکه افراط و تفریط و اعتدال را با کلام امام(ره) بسنجند، با نگرش و برداشت خود می سنجند و این اشتباه باعث می شود که جای خیلی چیزها عوض شود.

این جور افراد حتی از امام(ره) هم تصویری که خود می پسندند ارائه می دهند و هرگاه به آنها انتقاد شود که این نوع رفتار و گفتار شما برخلاف نظر امام(ره) است می گویند ما حرف دل امام را بهتر از شما می دانیم و بعد حرف دل خود را به امام نسبت می دهند و برای اثبات درستی حرفشان ،سوابق انقلابی خود را به رخ می کشند و منتقدان را متهم می کنند که یک شبه ، انقلابی شده اند!

معمولا دنیای این افراد وسعتی دارد به اندازه چند کشور اروپایی و آمریکا. لذا هر وقت رابطه ما با اروپا و آمریکا مناسب نباشد می گویند نباید با دنیا قهر کرد، و هر گاه با این چند کشور اروپایی و آمریکا روابطمان بهبود پیدا کند؛ می گویند با دنیا آشتی کردیم و درهای دنیا به روی ما باز شده است!

برخلاف امام(ره) که معتقد بود باید هسته های مقاومت را در سراسر جهان گسترش دهیم و از آفریقا تا آمریکای لاتین از مستضعفین جهانی در برابر استکبار حمایت کنیم آنها این نوع رفتار را تنش آفرین می دانند و معتقدند باید تنش زدایی کرد.

بر خلاف امام(ره) که از آل سعود بیزار بود آنها با خاندان سعودی روابط خانوادگی دارند.

برخلاف امام(ره) که توصیه موکد به ساده زیستی مسئولین داشتند آنها برای اینکه بر اموال میلیاردی خود سرپوش بگذارند ساده زیستی را به زهدفروشی تعبیر می کنند.

برخلاف امام(ره) که در برابر قانون، امتیازی برای خود و خانواده اش قائل نبود و می فرمود « اگر احمد هم خلاف کرد بازداشتش کنید و هیچ کس هم نباید در کار شما دخالت کند.» آنها در روند رسیدگی به هر پرونده ای که به آقازاده هایشان مربوط است ایجاد خلل می کنند و روند قضایی را به بن بست می کشانند.

برخلاف امام(ره) که آمریکا را شیطان بزرگ می نامید و می فرمود آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند، آنها برای شیطان بزرگ ؛روز خوبی را آرزو می کنند و از گزینه های روی میزش می ترسند. گزینه هایی که جوانان این سرزمین ؛سال ها پیش در شلمچه و فکه و هویزه به پوشالی بودنش خندیدند و میز آمریکا را بر سر سردمدارانش خرد کردند.

بر خلاف امام(ره) که برای حل مشکلات کشور به جوانان اعتماد می کرد آنها در پی اعتمادسازی با دشمن هستند و کلید حل مشکلات داخلی را در خارج جستجو می کنند.

اما حرف های ما بر خلاف حرف های امام(ره) نیست ؛ما همان حرف های امام را تکرار می کنیم ،ولی عده ای که به انفعال و وادادگی خو کرده اند به جای اینکه در پی اصلاح خود برآیند و به آرمان های امام برگردند؛ فرزندان انقلابی امام(ره) را به تندروی و افراطی گری متهم می کنند و آنها را مزاحم می دانند!

پس اگر دل سپردن به آرمان های امام(ره) و تکرار فرمایشات امام، افراطی گری است با افتخار اعلام می کنم «من هم مثل امام(ره) یک افراطی ام!»




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف دل، 
برچسب ها: امام خمینی (ره)، راه امام، انقلاب اسلامی، افراطی، ساده زیستی، آمریکا،
ارسال در تاریخ شنبه 12 بهمن 1392 توسط عقل کل

خداوند ارحم الراحمین است اما با همه گذشت و مهربانی و بخشندگی اش، تا بنده ای از جرمش ابراز پشیمانی و ندامت نکند و در پی جبران خطایش برنیاید او را نمی بخشد. شرط بخشش خداوند، عذرخواهی و استغفار و توبه به درگاه الهی و جبران گذشته است.

حال بگویید مگر نظام اسلامی از خداوند بخشنده تر است که بدون توبه و عذرخواهی و جبران خسارات ،بخواهد از جرم بزرگ سران فتنه و فتنه گران بگذرد؟

 چگونه می توان فتنه گرانی را که حتی یکبار از جرمشان ابراز ندامت و عذرخواهی نکرده اند و متکبرانه و طلبکارانه و حق به جانب ،سخن می گویند بخشید؟

آیا تاکنون یکبار دیده اید موسوی بیانیه بدهد و بگوید: « ای مردم ایران! مرا عفو کنید که با لجبازی ، برای شما و کشور هزینه سازی کردم و با اینکه قول داده بودم به قانون پایبند باشم و دروغ نگویم ،همچون دیکتاتورها در مقابل قانون ایستادم و حتی به طرفداران خود نیز دروغ گفتم و با اینکه می دیدم دشمنان نظام دارند از من حمایت می کنند از آنها اعلام بیزاری نکردم»

آیا یکبار از کروبی شنیده اید که بگوید: « مردم ایران! بزرگواری کنید و مرا ببخشید که با وجود اینکه دیدم حتی معاون اولم هم مرا قال گذاشت و به من رای نداد انتظار داشتم آراء من از آرای باطله بیشتر باشد! مرا عفو کنید که همیشه بی سند سخن می گفتم و ادعاهای گزاف داشتم.»

آیا تاکنون از خاتمی که اغلب در مورد هر چیزی به اظهار نظر می پردازد شنیده اید که بگوید: « مردم ایران! من از شما عذرخواهی می کنم که به جای اینکه به رای چهل میلیونی شما احترام بگذارم و آن رابپذیرم ، چون رای شما برخلاف میل من بود ،قیم مآبانه ؛پیشنهاد رفراندوم را مطرح کردم و توجه نکردم که این پیشنهاد ، نوعی دهن کجی و به تمسخر گرفتن رای شما ملت بود. نفهمیدم که پایه گذاری این بدعت باعث می شود در آینده به هیچ انتخاباتی نتوان اعتماد کرد.»

فتنه گران هرگاه عذرخواهی کردند و توانستند خساراتی را که به نظام و مردم وارد نمودند جبران نمایند نظام اسلامی بزرگوارانه از آنها خواهد گذشت.

هرگاه توانستند ده ها شهید فتنه را دوباره به آغوش خانواده هایشان بازگردانند؛ آن گاه شاید بتوانند فقط به عنوان یک شهروند با سابقه مجرمیت ،در این کشور زندگی کنند.

این روزها بعضی ها دچار توهم شده اند و فکر می کنند اگر اسم «فتنه» را عوض کنند و بگذارند «سوء تفاهم!» ،قضیه حل می شود! آیا با این تغییر اسم، شهید حسین غلام کبیری به خانواده اش بر می گردد؟ آیا با این تغییر اسم،خسارت های جانی و مالی که به نظام و مردم وارد کردند جبران می شود؟ 

اما کدام سوء تفاهم؟ سوء تفاهم وقتی رخ می دهد که درک و برداشت فعلی و گذشته فرد، با هم فرق داشته باشد. در حالی که فتنه گران اعتراف کردند که چهار سال پیش هم می دانستند که تقلب نشده بود پس حتی سوء تفاهمی هم در کار نبوده است بلکه می خواستند با دیکتاتوری و آشوبگری ،رای مردم را به نفع خود به سرقت ببرند؟

به کسانی هم که هنوز دارند از سران فتنه دفاع می کنند توصیه می کنیم اگر به قیامت اعتقاد دارند با دفاع از سران فتنه ، خود را در جرم آنها شریک نکنند.مسلما هیچ کسی دوست ندارد در قیامت در کنار مجرمان، پاسخگوی خون ده ها شهید فتنه هم باشد! 

این روزها مد شده است که همه دم از گذشت و بخشش می زنند و حتی می گویند بیایید از آمریکا هم بگذریم!

ما از آمریکا خواهیم گذشت اما نه در زمان حاضر! آن هنگام که همانند پیامبر(ص) در روز فتح مکه، آنقدر قدرتمند شدیم و توانستیم تمام بت های استکبار را بشکنیم ما نیز به پیروی از پیامبر رحمت للعالمین ،فرمان عفو عمومی صادر می کنیم و از آمریکا نیز می گذریم.




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: فتنه 88، سران فتنه، آمریکا، موسوی، کروبی، خاتمی، نظام اسلامی،
ارسال در تاریخ سه شنبه 3 دی 1392 توسط عقل کل

بحث در مورد مذاکرات هسته ای ژنو بسیار مفصل است و برای روشن شدن کامل آن باید از جوانب مختلف به آن پرداخت. اینکه چه امتیازاتی دادیم و چه امتیازاتی گرفتیم یا اینکه متن توافقنامه چه ابهاماتی دارد که می تواند در ادامه مذاکرات مورد سوء استفاده قرار بگیرد و یا حتی اینکه این توافقنامه بر رشد علمی کشور و روحیه جهش علمی محققان چه تاثیراتی خواهد داشت و... هر کدام نیازمند بحث جداگانه ایست که در یک مطلب نمی گنجد.

 در اینجا توافقنامه ژنو را فقط از منظر یک سوال مورد بحث قرار می دهیم. سوالی که پاسخ روشنی به آن داده نشده است.

آقای ظریف بعد از پایان مذاکرات ژنو گفت: « اگر غربی ها به تعهدات خود عمل نکنند از تعهدات خود بر می گردیم و هیچ نگرانی نداریم همان طور که آنها می توانند برگردند ما هم می توانیم. به شما اطمینان می دهم که هیچ نگرانی از این قضیه نداریم ما وارد این حوزه شدیم با این هدف که منافع کشور را به پیش بریم و حقوق مردم را حفظ و فشارهای غیرعادلانه و ظالمانه ای را هم که بر این مردم وارد شده است رفع کنیم. می توانستیم بنشینیم شعار بدهیم اما اگر این کار را می کردیم هیچ گاه فشارها از روی مردم برداشته نمی شد. برای من هم خیلی راحت تر بود که بنشینم و شعار بدهم و مجبور نبودم تا ساعت سه صبح مذاکره کنم و 4 صبح در جمع خبرنگاران مصاحبه مطبوعاتی بگذارم.»

یک سوال ساده از آقای ظریف این است که اگر غربی ها به تعهداتشان عمل نکنند آیا قضیه به همین راحتی است که ایشان اشاره کرده است و واقعا جای هیچ گونه نگرانی وجود ندارد؟

آقای ظریف! تصور کنید بعد از سه چهار ماه متوجه شوید که غربی ها اراده جدی برای عمل به تعهداتشان ندارند و ما هم در مقابل خواستیم از تعهداتمان کنار بکشیم ، آیا ما نیز مثل غربی ها چیزی از دست نداده ایم که بابت آن نگران باشیم؟

آیا ذخایر اورانیوم 20 درصدمان هنوز دست نخورده باقی مانده است تا نگرانش نباشیم؟ آیا تمام اطلاعاتی که در زمینه طرح و نقشه های ایران برای تاسیسات هسته ای، معادن موجود در کشور، شرکت های نورد اورانیوم، منبع مواد و...در اختیار بازرسان قرار داده ایم قابل بازگشت است؟ چگونه می خواهید این اطلاعات را برگردانید؟ مگر اطلاعات هم قابل بازگشت است که نگران نباشیم آقای ظریف؟

اصلا فرض کنید غرب در این شش ماه به تمام تعهداتش عمل کرد و شما قرار است دوباره به پای میز مذاکره نفس گیر با غرب بنشینید آیا برای ادامه مذاکرات هنوز دستتان پر است؟ طرف غربی مهمترین مهره هایش را که تحریم های نفتی و بانکی است هنوز در مشتش نگه داشته است و برای از میان برداشتن این تحریم ها مسلما مابه ازای سنگینی طلب خواهد کرد (همان چیزهایی که اوباما در مکالمه تلفنی وعده اش را به نتانیاهو می دهد!) آیا شما مهره ی سنگینی که بتواند مشت طرف غربی را باز کند هنوز در اختیار دارید؟

 آیا غیر از غنی سازی 20 درصد و آب سنگین اراک و...که اکنون به میز مذاکره آوردید و با آن اندکی از تحریم ها را به چالش کشیدید مهره های دیگری هم دراختیار دارید که قدرت چانه زنی و معامله با آن را در مذاکرات آتی داشته باشید؟

اگر غربی ها به پذیرش پروتکل الحاقی و دست کشیدن از قسمتی دیگر از فعالیت های هسته ای امید بسته اند خودتان بهتر می دانید که پذیرش پروتکل الحاقی نیاز به اجازه مجلس دارد و هیچ سیاستمدار هوشمندی نیز حاضر نخواهد شد تجربه شکست گذشته در پذیرش این پروتکل را دوباره تکرار کند. پس با این حساب با کدام برگ برنده ای قرار است تحریم های اصلی نفتی و بانکی برداشته شود؟

آقای ظریف! شما دیپلمات زبده ای هستید و ما هم خوب می دانیم که شما مذاکرات سخت و نفس گیری را در پیش داشته اید و علاوه بر فشاری که از طرف غرب بر شما و تیم مذاکره کننده وارد می شده است احتمالا از داخل نیز علاقه و اصرار زیادی برای ایجاد این توافق قبل از گزارش صد روزه رئیس جمهور وجود داشته است تا این توافق در گزارش صد روزه به عنوان کلیدی راهگشا به مردم معرفی شود اما آنچه فراتر از همه دولت هاست منافع ملی ایران است، به ما حق بدهید که نگران از دست دادن منافع ملی مان باشیم.

اگر در ادامه مذاکرات دست شما خالی باشد مسلما طرف غربی به رفع تحریم های اساسی دست نخواهد زد و این درحالی است که ما در این شش ماه هم از پیشرفت هسته ای دست کشیده ایم و هم خزانه اورانیوم 20 درصد را از دست داده ایم و مهمتر از همه، اطلاعات مهم هسته ای و حتی اطلاعات مهم علمی و راه های میانبری را که تاکنون برای رسیدن به پیشرفت هسته ای طی کرده ایم در اختیار غربی ها قرار داده ایم.

آقای ظریف! شما هم به ما انصاف بدهید و بگویید آیا این جای نگرانی ندارد؟ 




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: مذاکرات هسته ای، ژنو، 5+1، ایران، آمریکا، ظریف،
ارسال در تاریخ سه شنبه 5 آذر 1392 توسط عقل کل
(تعداد کل صفحات:10)      [...]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [8]   [9]   [...]  

قالب وبلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic