زمانی که وزیر خارجه سابق آمریکا به بیش از صد کشور سفر کرد تا تشکیل داعش را رقم بزند قتل آیلان را امضا کرد.

زمانی که فرانسه و انگلیس با کمک های مالی و نظامی و اطلاعاتی در کنار ایالات متحده آمریکا ،از گروه های تروریستی تکفیری در سوریه حمایت کردند نقشه قتل آیلان را کشیدند.

پدر و مادر آیلان سال ها بود که در امنیت در سوریه زندگی می کردند که به یکباره آمریکا، تروریست های تکفیری را به جان مردم سوریه انداخت و ترکیه و عربستان و قطر هم ،جان مردم سوریه را بازیچه آمال و آرزوهای فاسد خود قرار دادند و حال و روز کشوری که ادیان مختلف در کنار هم با آرامش زندگی می کردند به اینجا رسید که بر طبق آمار کمیساریای عالی امور پناهندگان سازمان ملل ،تاکنون یازده میلیون سوری آواره شده اند.

داعش پدیده ای ساخت آمریکاست که بلای جان مردم سوریه و عراق شده است و همچون غده سرطانی اسرائیل ،باید جلوی رشد آن گرفته شود.

اگر آمریکا برای حفظ امنیت اسرائیل، نقشه تشکیل داعش را نکشیده بود ،امروز آیلان و برادرش در کنار پدر و مادر خود در آرامش زندگی می کردند و مجبور نمی شدند از کوبانی آواره شوند. مجبور نمی شدند از کانادا تقاضای پناهندگی کنند و تقاضایشان رد شود. مجبور نمی شدند سوار قایق شوند و خطر غرق شدن را به جان بخرند تا شاید بتوانند به یکی از کشورهای اروپایی پناهنده شوند.



اگر امروز جسد بی جان آیلان در سواحل ترکیه پیدا شد تا نماد مظلومیت هزاران آواره ای باشد که نمی دانند به کجا پناه برند، دیروز هم شاهد جنازه غرق خون کودکان سوری و عراقی بودیم که سر از بدنشان جدا شد یا زنده سوزانده شدند!

اگر امروز روزنامه ها و خبرگزاری های جهان برای پسربچه کرد سوری دلسوزی می کنند باید از خود بپرسند آیلان را چه کسی به کشتن داد؟

اگر امروز برخی از روزنامه های زنجیره ای در ایران نیز تصویر آیلان را در صفحه اول خود چاپ می کنند باید از قاتلان آیلان نیز ابراز بیزاری کنند؛ نه اینکه یک روز در سوگ آیلان سه ساله بنشینند و روزی دیگر برای قاتلان آیلان تیتر بزنند و چهره شنیع آمریکا و انگلیس و فرانسه را بزک کنند!

کسی که دلش برای آیلان و هزاران کودکی می سوزد که به خاطر ظلم و جنایت داعش و تروریست های تکفیری ،معصومانه جان می دهند باید فریادش مرگ بر قاتلین این کودکان نیز باشد . پس به حکم انسانیت فریاد سر می دهیم: مرگ بر شیطان بزرگی که کودکان را در سوریه و عراق و یمن و غزه به کشتن می دهد. مرگ بر آمریکا.



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: آیلان، کوبانی، سوریه، داعش، آمریکا، روزنامه های زنجیره ای، مرگ بر آمریکا،
ارسال در تاریخ یکشنبه 15 شهریور 1394 توسط عقل کل
گیرم ادعای پیروی از قرآن نداشتیم، گیرم قرآن ، ما را به دفاع از مظلوم و ایستادگی در برابر ظالم سفارش نکرده بود،گیرم خود را شیعه نمی دانستیم، اصلا گیرم مسلمان نبودیم، آیا انسان هم نبودیم؟ آیا به عنوان یک انسان، وجدان نداشتیم؟

طبیعی ترین واکنش یک وجدان بیدار، در برابر مشاهده ظلم ظالمان چیست؟

آیا یک وجدان بیدار ،از مظلوم دفاع نمی کند؟ آیا یک وجدان بیدار در برابر دیدن ظلم بی تفاوت است؟
آیا یک وجدان بیدار تلاش نمی کند در حد وسع خود ،با دست و قلب و زبانش جلوی ظلم را بگیرد؟ آیا اظهار تنفر و بیزاری از ظالمان و مستکبران ، نشانه یک وجدان بیدار نیست؟

آیا می شود وجدانی بیدار باشد و ببیند چگونه یزیدیان و عمر سعدهای قرن 21، فرمان کشتن کودکان و بریدن سر بی گناهان را به حرمله ها و شمرهای زمانه صادر می کنند و بر آنان لعنت نفرستد؟

آیا می شود وجدانی بیدار باشد و زنده سوزاندن کودک شیرخوار فلسطینی و اقدامات فجیع رژیم کودک کش اسرائیل و آل سعود را نظاره کند و حمایت همه جانبه آمریکا از هر دو رژیم منحوس را بنگرد و شعار « مرگ بر آمریکا» سر ندهد؟

عجیب نیست اگر این شعار حرص اوباما را هم درآورده باشد به طوری که اخیرا ادعا کرده بود این شعار فقط شعار تندروهای ایران است!

اوباما هرگز نمی تواند درک کند شعار مرگ برآمریکا ،ترجمه امروزی شعار لعنت بر یزید است.

اوباما هرگز نمی تواند درک کند که «مرگ بر آمریکا» تنها یک شعار نیست بلکه سرنوشت محتومی است که به زودی گریبان آمریکا را خواهد گرفت. شعاری که انعکاس آن را در اعتراضات جنبش 99 درصدی و سیاهپوستان آمریکا شاهدیم و سرنوشتی همچون شوروی را برای ایالات متحده رقم خواهد زد.

«مرگ بر آمریکا» شعار وجدان های بیداری است که نمی توانند جنایات حرمله ها و شمرهای زمان را ببینند و بی تفاوت باشند.

 بیداری وجدانتان را با شعار «مرگ بر آمریکا» بسنجید. اگر قبلا با اعتقاد راسخ این شعار را سر می دادید و امروز در تکرار آن تعلل می ورزید وجدانتان را چک کنید شاید به خواب رفته یا به مرگ وجدان دچار شده باشید.

امروز اگر کسانی سعی دارند با قلم و زبانشان چهره خبیث آمریکا را بزک کنند و جنایات امثال اوباما و فابیوس و...را نادیده بگیرند و توجیه نمایند تا بتوانند روابطشان را با ظالمان بهبود بخشند تا شاید در پرتو آن به رشد اقتصادی برسند ؛یادشان نرود در هزار و چهارصد سال پیش هم افرادی بودند که وقتی قدرت امثال یزید و ابن زیاد را می دیدند ترجیح می دادند بر روی جنایات آنها چشم بپوشند و چهره یزید و ابن زیاد و عمرسعد را تطهیر نمایند تا دنیایشان به خطر نیفتد اما تاریخ گواهی می دهد که این افراد ،هم دنیایشان را به باد دادند و هم آخرتشان را.



پی نوشت:

با افتخار می گویند «تابوی رابطه با آمریکا شکسته شد.»

ما دو نوع تابوشکنی داریم. اگر آنچه شکسته می شود در راستای فرمان عقل و شرع باشد ستودنی است مثل اقامه حق در جمعی که به باطل خو گرفته اند. اما اگر آنچه شکسته می شود برخلاف فرمان عقل و شرع باشد نه تنها افتخار نیست بلکه مایه شرمساری است.به طور مثال بعضی معتادها حاضرند تابوشکنی کنند و برای به دست آوردن ذره ای مواد ، از ناموسشان نیز بگذرند! اما آیا این تابوشکنی افتخار است یا مایه ننگ؟



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: آمریکا، اوباما، مرگ بر آمریکا، وجدان،
ارسال در تاریخ دوشنبه 19 مرداد 1394 توسط عقل کل
آمریکا می گوید ایران باید نگرانی های او و چند کشور اروپایی که آنها را به غلط ،جامعه جهانی! نامیده است را رفع کرده و اعتماد جامعه جهانی را جلب نماید، اما نمی گوید حد و مرز این نگرانی ها تا کجاست؟

وقتی آمریکا و جامعه جهانی موردنظرش، حتی از وجود یک توالت در تاسیسات نظامی پارچین نیز ابراز نگرانی می کنند ؛ایران چگونه می تواند با بهانه جویی های نامحدود غرب و نگرانی های مضحکش کنار بیاید و به اصطلاح، اعتماد جامعه جهانی را جلب کند؟!

سربازان مرکز نظامی پارچین هرگز فکر نمی کردند سرویس بهداشتی در دسترس آنان، چنان خواب مقامات آمریکا و اسرائیل را آشفته باشد که آژانس بین المللی انرژی اتمی را تحت فشار قرار دهند و با استناد به تصاویر ماهواره ای؛ از ایران بخواهند تا اجازه دهد از تاسیسات نظامی پارچین بازدید نمایند و این در حالی است که بر اساس « ان پی تی» ، آژانس تنها می تواند از تاسیسات هسته ای اعلام شده توسط کشورها بازدید کند نه تاسیسات نظامی.

اما سرانجام دی ماه سال 83 بود که ایران بنا به اصرارهای مکرر آژانس، پذیرفت که بازرسان آژانس از نقاط مورد نظر خود در پارچین بازدید به عمل آورند. بازدیدی که در آبان ماه 84 نیز تکرار شد و آژانس قول داد که این آخرین باری باشد که درخواست بازدید از پارچین را مطرح می کند و بعد از بازدید دوم ،پرونده پارچین مختومه اعلام شد.

هر چند این بازدیدها نتیجه دلخواه آژانس را دربرنداشت اما بازرسان آژانس متوجه شدند ساختمانی که به استناد تصاویر ماهواره ای به آن مشکوک بوده و گمان می کردند به علت شباهت به ساختمان آزمایش های هسته ای انگلیس، یک ساختمان هسته ای در پارچین است یک ساختمان اداری بیش نبوده و نقاطی را که گمان می کردند در آنجا آزمایش هسته ای صورت می گیرد یک انبار یا ساختمان نیمه کاره یا سرویس بهداشتی و...بوده است نه مرکز هسته ای!



با اینحال قضیه به اینجا ختم نشد و آژانس به بهانه جویی خود ادامه داد و حتی از آسفالت کردن بخشی از سایت پارچین نیز ابراز نگرانی کرد (شاید آژانس انتظار داشته است که ایران برای آسفالت کردن مراکز نظامی خود نیز از آنان اجازه بگیرد!)
آژانس بار دیگر درخواست بازدید از پارچین را مطرح کرد که با پاسخ منفی ایران روبرو شد و این درخواست ها هنوز هم ادامه دارد به طوری که صدای آقای ظریف را نیز درآورده است که سال گذشته در شورای روابط خارجی آمریکا گفت: « اگر صدبار به آنها اجازه بازدید از پارچین را بدهیم باز هم برای صد و یکمین بار به ادعاهای خود ادامه خواهند داد و درخواست بازدید پایانی نخواهد داشت.»

بهانه جویی های آژانس تمامی ندارد اما در جریان بازدیدها، این حقیقت روشن شد: آمریکایی که برخی هنوز آن را ابرقدرت می دانند و ادعا می کنند با یک بمب می تواند تمام سیستم دفاعی ایران را از کار بیندازد ،چنان از قدرت ایران واهمه دارد که حتی از توالت های مراکز نظامی ایران هم نگران می شود و گمان می کند که در آنجا آزمایش های هسته ای از جمله آزمایش هیدرودینامیک و هیدرواستاتیک صورت می گیرد و مخزن ساخت بمب است و جاسوسانش را می فرستد تا از آنجا نمونه برداری کنند!




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: هسته ای، پارچین، آژانس انرژی اتمی، بازرسی، مراکز نظامی، آمریکا، بازرسان آژانس،
ارسال در تاریخ یکشنبه 27 اردیبهشت 1394 توسط عقل کل
مقامات آمریکا در اظهارات خود از نظارت های گسترده و نامحدود بر تاسیسات هسته ای و حتی نظامی ایران سخن می گویند؛ نظارت هایی که آن را 15 یا 25 سال و حتی ابدی نیز می دانند!

گذشته از اینکه چنین ادعاهای گزافی هیچ گاه عملی نخواهد شد و ملت غیور ایران هرگز اجازه چنین بازرسی ها و نظارت های نامتعارف را نخواهد داد، اما سوال اصلی اینجاست که : آیا تا پانزده یا بیست و پنج سال آینده، آمریکایی وجود دارد که با این اطمینان از بازرسی ها و نظارت های گسترده و طولانی مدت سخن می رانند؟!

متفکران و اندیشمندان مختلف در سراسر جهان و از جمله متفکرین غربی و آمریکایی اذعان دارند که آمریکا رو به فروپاشی است. به عنوان مثال، آلفرد مک کوی، استاد و مورخ آمریکایی معتقد است که در سال 2025 دیگر دوران آمریکا به سر خواهد آمد. او می گوید: « امپراطوری پرتغال در یکسال، اتحاد جماهیر شوروی در دو سال، امپراطوری فرانسه در هشت سال، امپراطوری عثمانی در یازده سال و امپراطوری بریتانیا در هفده سال پس از آغاز افولشان نابود شدند، می توان گفت که این بازه زمانی برای ایالات متحده آمریکا نیز 22 سال است و این روند از سال 2003 آغاز شده است.»

از نظر جان گالتونگ تئوریسین سیاسی و مشهور به پدر مطالعات صلح ، فروپاشی آمریکا از این هم نزدیک تر به نظر می رسد و زوال آن را در سال 2020 میلادی می داند.

برژینسکی سیاستمدار آمریکایی نیز چند سال پیش، وضع آمریکا را مشابه زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی دانست که البته این نظر با واقعیت نیز تطابق دارد ،زیرا هر روز بر شمار افرادی که خواستار جدایی ایالت هایشان از دولت فدرال آمریکا می شوند افزوده می شود و سرنوشتی شبیه شوروی یعنی تبدیل ایالات متحده آمریکا به ده ها ایالت مجزا،در انتظار آمریکاست.

البته متفکران و سیاستمداران آمریکایی، امیدی هم به اصلاح این اوضاع ندارند ؛به طوری که یکی از سیاستمداران اسبق آمریکا که دغدغه احیای تمدن آمریکا را داشت سال ها پیش نوشت: « ابقای تمدن با دوازده ساله هایی که بچه دارند، پانزده ساله هایی که همدیگر را می کشند، هفده ساله هایی که از ایدز می میرند و هجده ساله هایی که دیپلم می گیرند و قادر به خواندن نیستند ممکن نیست.»

لذا مرگ آمریکا نزدیک است و ادعاها و تهدیدهای مقامات آمریکایی از سر قدرت نیست بلکه به گفته عامر عبدالمنعم نویسنده مصری: « آمریکا هم اکنون لحظات پایانی و سقوط خود را سپری می کند و به مانند یک گاو قربانی شده، صدای دردآلودی از خود درمی آورد و با دست و پاهای خود ضرباتی ناامیدانه به چپ و راست می زند تا اینچنین اطرافیانش را بترساند. شاید آنان که با چشم بسته به آن نزدیک می شوند این گونه احساس کنند که این گاو ضرباتی قوی دارد اما آنان که از فاصله دورتری از این زخمدیده ایستاده اند پایانش را نزدیک دیده و حالات کنونی اش را نشانی از مرگ می دانند.»

با این اوصاف، اصل سخن گفتن آمریکا از نظارت های 15 ساله و 25 ساله بر تاسیسات هسته ای ایران مضحک است و آمریکا آرزوی نظارت گسترده  و طولانی مدت جاسوسانش را که در قالب بازرسان آژانس به ایران می فرستد به گور خواهد برد ،زیرا کشوری که موجودیتش رو به زوال است چگونه می تواند آرزوهای بلندپروازانه داشته باشد.

آمریکایی ها به جای اینکه غلط زیادی نمایند و ایران را به حمله نظامی تهدید کنند، باید از روزی بترسند که سرداران ایرانی بر بالای سر جنازه مقامات آمریکایی حاضر شوند ؛زیرا دوران بزن و در رو تمام شده است و آمریکایی ها در صورتی که دست از پا خطا کنند سرداران ایرانی تا عمق کاخ سفید، آنان را دنبال خواهند کرد.

اگر امروز تصویر سردار باقرزاده بالای سر جنازه معاون صدام در رسانه ها منتشر می شود ؛فردا روزی خواهد آمد که تصویر سرداران ایرانی بالای جنازه مقامات آمریکایی منتشر شود و ممکن است یکی از آن مقامات، «جو بایدن» معاون اول رئیس جمهور آمریکا باشد.



دغدغه کنونی ما نسبت به نظارت ها و بازرسی ها، از این منظر است که معتقدیم پذیرش حتی یک ساعت نظارت و دسترسی نامتعارف بر تاسیسات هسته ای ایران ، اولا حاکمیت و عزت ملی و عظمت و ابهت ملت بزرگ ایران را خدشه دار می نماید و ثانیا جان نخبگان هسته ای ایران را در معرض خطر قرار می دهد. لذا کسانی که معتقدند در صورت عهدشکنی آمریکا، همه چیز را به صورت اول برمی گردانند آیا می توانند پدران آرمیتا و علیرضا را به آنها باز گردانند؟



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: آمریکا، ایران، هسته ای، نظارت و بازرسی، فروپاشی آمریکا، تهدید نظامی،
ارسال در تاریخ شنبه 19 اردیبهشت 1394 توسط عقل کل
اخیرا شیخ مصلحت در دانشگاه امیر کبیر گفته بود: عربستان سعودی در خدمت استکبار است!
هاشمی، تازه امروز فهمیده است که عربستان در خدمت استکبار است اما در گذشته متوجه این واقعیت نبود و به سوار شدن ملک عبدالله در ماشینش افتخار می کرد و خواستار توسعه و بهبود روابط با کشوری بود که داعش را با دلارهایش پرورش داده و مردم مظلوم سوریه را قتل عام کرده بود.

ملک عبدالله هم در خدمت استکبار بود اما هاشمی این حقیقت را نفهمید ، در حالی که همان نیروهای ارزشی و انقلابی که هاشمی این روزها با عنوان تندرو و خشک مقدس و دلواپس، آنان را برچسب باران می کند این حقیقت را فهمیدند و به پیروی از روح خدا که از آل سعود بیزار بود هم ملک عبدالله را در خدمت استکبار می دانستند هم حاکمان فعلی سعودی را.

هاشمی به خیال خود فکر می کرد وقتی ملک عبدالله در پای نامه اش، او را برادر خود خطاب می کند فردی قابل اعتماد است و هیچ نظر سوئی نسبت به ایران ندارد اما متوجه نبود که همین ملک عبدالله، بارها و بارها از آمریکا تقاضا کرده بود که با حمله به ایران ، سر افعی را قطع کند. هاشمی نفهمید که ملک عبدالله فقط برای او و برای حفظ ظاهر می نویسد برادرت عبدالله، اما در حقیقت ملت ایران را یک افعی می داند.

این دیر فهمیدن های برخی سیاسیون، هزینه های گزافی به ملت ایران تحمیل کرده است. معلوم نیست باید چقدر هزینه دهیم تا هاشمی و همفکرانش بفهمند رابطه و مذاکره با آمریکا، حلال مشکلات نیست و باید با توکل به خدا و تکیه بر توان داخلی به حل مشکلات اقدام کرد.

باید چقدر هزینه کنیم تا ظریف بفهمد تبریک به وزیر خارجه عربستان در حالی که سعودی ها با بمب های نامتعارف ،مشغول تکه تکه کردن کودکان و مردم مظلوم یمن هستند گناهی بزرگ است. این تبریک، نه تنها از منظر دین و شرع، گناهی آشکار است بلکه حتی از منظر دیپلماسی و عرف دیپلماتیک هم اشتباهی فاحش است.

روابط با کشورها باید براساس احترام متقابل صورت گیرد بنابراین وقتی سعودی ها به خاطر اقدام شنیع ماموران خود، حتی حاضر به یک عذرخواهی رسمی از ایران نشدند این تبریک چه معنایی دارد؟

با انتصاب عادل الجبیر به وزارت خارجه عربستان، برخی پایگاه های خبری به انتشار این خبر پرداختند که وزیر خارجه جدید عربستان، خواستار بهبود روابط با ایران شده است. بلافاصله بعد از نشر این خبر در رسانه ها، وزارت خارجه عربستان بیانیه داد و این خبر را تکذیب کرد.



حال باید از آقای ظریف پرسید وقتی سعودی ها حتی در حد و اندازه یک خبر هم حاضر نیستند بهبود روابط با ایران را بپذیرند و عادل الجبیر وزیر خارجه جدید عربستان در کنفرانس خبری با جان کری به اتهاماتش علیه ایران ادامه می دهد، چرا با تبریک گفتن نابجا ، غرور و شخصیت و عظمت مردم ایران را لگدمال می کنید؟ دیگر قرار است چه بلایی بر سرتان بیاورند تا به خود بیایید و کمی به رگ غیرتتان بربخورد؟!

معلوم نیست باید چقدر هزینه دهیم تا سیاسیونی که تا دیروز، عربستان را می ستودند و امروز تازه متوجه شده اند که عربستان در خدمت استکبار است بیدار شوند و بفهمند آمریکایی که امروز برای مذاکره و رابطه با آن دست و پا می زنند و خواستار تعامل سازنده با آن هستند عهدشکن و بی ادب و مکار است نه مودب و باهوش و قابل اعتماد؟!

باید چقدر هزینه دهیم تا سیاسیون خوشبین و خوش خیال بفهمند آمریکا از لبخند و خوش و بش کردن بعضی ها حساب نمی برد بلکه از نیروی ایمان و اقتدار و صلابت سلحشورانی حساب می برد که خواب های داعش را پریشان کردند.

اگر بنا بود آمریکا با لبخند و مکالمه تلفنی و دست دادن و قدم زدن از ایران حساب ببرد که شاه ملعون ،همه این کارها را بهتر از سیاستمداران ایرانی بلد بود اما لبخندهایش به آمریکا،نتیجه ای جز نوکری آمریکا در بر نداشت!

چقدر باید هزینه دهیم تا برخی سیاسیون ساده اندیش و دیرفهم ، بتوانند پنجه چدنی اوباما را از زیر دستکش مخملی اش ببینند؟!


پی نوشت:

سعودی ها چون خودشان را در برابر قدرت منطقه ای ایران ضعیف می بینند سعی می کنند در توهماتشان ،خودشان را بزرگ و مهم جلوه دهند. مثلا چند سال پیش وقتی عادل الجبیر سفیر عربستان در آمریکا بود ادعا کرد که ایران می خواسته او را ترور کند. اخیرا هم سعودی ها ادعا کردند که ایران می خواسته سفیرشان در لبنان را ترور کند....آخه بگو مورچه چیه که کله پاچش باشه! عربستان کیه که سفیرش اهمیت داشته باشه!

مضحک تر اینکه سعودی ها ادعا کردند برای مقابله با انصارالله یمن همه گزینه ها روی میز است!...آخه بگو آمریکا با اون همه ادعا، با گفتن گزینه ها روی میز است چه کاری تونست بکنه که نوکرش بخواد بکنه!



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: عربستان، آمریکا، سیاست خارجه، وزیر خارجه عربستان، سعودی ها، ظریف، هاشمی،
ارسال در تاریخ شنبه 19 اردیبهشت 1394 توسط عقل کل
در روزنامه های زنجیره ای اصلا یک وضعیه!

یک روز از اینکه رئیس جمهور ایران با رئیس جمهور آمریکا، تلفنی صحبت کرده است هیجان زده می شوند.

یک روز از اینکه بعد از سی و چهار سال ،وزیر خارجه ایران با وزیر خارجه آمریکا دیدار کرده است به شعف می آیند و برای این دیدار تاریخی! تیتر می زنند.

یک روز از اینکه وزیر خارجه ایران با وزیر خارجه آمریکا دست داده است شادمانی می کنند.

یک روز از اینکه وزیر خارجه ایران با وزیر خارجه آمریکا قدم زده است ذوق زده می شوند.

و اخیرا هم از اینکه بعد از سی و شش سال، وزیر خارجه آمریکا برای دیدار با وزیر خارجه ایران به اقامتگاه سفیر و نماینده دائم ایران در سازمان ملل در نیویورک قدم نهاده است ابراز خوشحالی می کنند و آرزوهای نهفته در درونشان را فریاد می زنند و با تیتر درشت می نویسند : « تابوها یک به یک در حال شکسته شدن است، تابوی ورود وزیر خارجه آمریکا به خاک ایران هم شکسته شد!»؛ « جان کری در خاک ایران!»

و عجیب اینکه حتی از پسته خندان ایرانی که ظریف به جان کری تعارف کرده است و فرش ایرانی که جان کری و وندی شرمن بر آن قدم گذاشته اند نیز به هیجان می آیند و طوری به توصیف آن می پردازند که انسان گمان می کند این افراد آرزو دارند : ای کاش به جای آن پسته خندان و فرش ایرانی بودند!!!

این رفتارهای عجیب و غریب، نگران کننده و شرم آور است. اینطور که پیش می رود ممکن است در آینده ،کار به آنجا برسد که همین روزنامه های زنجیره ای تیتر بزنند و بگویند « بعد از سال ها انتظار، یک تحلیلگر و نویسنده روزنامه زنجیره ای به آرزویش رسید و توانست با افتخار ،بر خاک قدوم وزیر خارجه آمریکا بوسه بزند!!»

غربزدگی بیماری خطرناکی است. غربزده ها و آمریکاپرستان، بلای بزرگی برای کشور هستند. خداوند ما را از شر این بلا محفوظ بدارد و به این بیماران غربزده، شفای عاجل عنایت فرماید.

و عجیب تر اینکه در کشوری که بنیانگذار انقلاب آن، آمریکا را شیطان بزرگ نامیده و شعار «مرگ بر آمریکا» ذکر شهدای گلگون کفنش بوده است، روزنامه های زنجیره ای در کمال آزادی، به ستایش شیطان بزرگ مشغولند و در آرزوی روزی که سیاستمداران مستکبر آمریکا بر خاک پاک ایران که به خون مقدس هزاران شهید آغشته است پا بگذارند لحظه شماری می کنند و شعارهای حضرت امام(ره) و شهدا را تابویی می دانند که به شکسته شدنش افتخار می کنند و باز هم عجیب تر از همه اینکه، هر از چندی ادعای پیروی از راه امام و شهدا را نیز دارند!!! اصلا یک وضعیه!



پ ن:

آن زمان که هیچکس در دنیا «مرگ بر آمریکا» نمی گفت ما با پیروزی انقلاب اسلامی، بیدار شدیم و گفتیم « مرگ بر آمریکا».
حالا که اغلب مردم آزادیخواه جهان با درس گرفتن از انقلاب اسلامی ایران ،بیدار شده اند و شعار انزجار از آمریکا سر می دهند ؛بعضی از سیاستمداران ما از تعامل با آمریکا سخن می گویند!
اصلا یه وضعیییییییه!

راستی! پسته ایرانی از باغ کدام سیاستمدار بوده است؟



طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: روزنامه های زنجیره ای، آمریکا، غربزدگی، جان کری، ظریف، نیویورک، مذاکرات هسته ای،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 9 اردیبهشت 1394 توسط عقل کل
(تعداد کل صفحات:10)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]  

قالب وبلاگ

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو