خدا رحمت کند مرحوم حجت الاسلام حاج سید احمد خمینی را؛
سخنان و انتقادات و موضع گیری هایش به مذاق آقای هاشمی خوش نمی آمد؛
شاید اگر امروز بود ، به او هم می گفتند تندرو و دلواپس!









طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: حاج احمد خمینی، هاشمی، آمریکا، تندرو، دلواپس،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 26 اسفند 1394 توسط عقل کل
در پسابرجام دایره اتهامات آمریکا علیه ایران وسعت بیشتری یافته است. چندی پیش ایران را متهم کردند که در انفجار سال 1983 پایگاه نیروی دریایی آمریکا در بیروت و همچنین انفجار در عربستان ضد نیروهای آمریکایی دخالت داشته و خواستار مصادره دو میلیارد دلار از دارایی های مسدود شده بانک مرکزی ایران برای پرداخت به آمریکایی هایی که آنها را قربانیان حوادث تروریستی می نامند شدند.

و امروز ، قاضی یکی از دادگاه های آمریکا با صدور حکمی ، ایران را محکوم به پرداخت ده و نیم میلیارد دلار بابت ماجرای یازده سپتامبر سال 2001 کرد که براساس آن، ایران باید به خانواده های قربانیان انفجار مرکز تجارت جهانی و پنتاگون در حوادث یازده سپتامبر غرامت بپردازد.

هر چه دولتمردان ایرانی، محترمانه و درست با آمریکا سخن می گویند آمریکایی ها جری تر شده و رفتار گستاخانه تری در قبال ایران نشان می دهند.

با این روندی که آمریکا در پیش گرفته و بدون سند و مدرک ، هر اتهامی را به ایران نسبت می دهد تا جایی که ایران را به دست داشتن در انفجار برج های دوقلویش متهم می کند؛ ممکن است این اتهام زنی های بی پایه و اساس تا آنجا پیش رود که ایران را حتی به دست داشتن در قتل «آبراهام لینکلن» و «جان اف کندی» که سال ها قبل از انقلاب در آمریکا ترور شده اند نیز متهم کنند!!!

و با این احکام مزخرفی که قضات آمریکایی علیه ایران صادر می نمایند چندان دور از انتظار نیست که فردا نیز حکمی صادر نموده و بگویند هر گاه رئیس جمهور ایران برای شرکت در نشست مجمع عمومی سازمان ملل به نیویورک آمد در ازای ترور روسای جمهور اسبق آمریکا (آبراهام لینکلن و جان اف کندی) ، او را بازداشت کرده و در دادگاه آمریکا محاکمه نمایید.



آمریکایی ها و اروپایی ها عمدتا نشان داده اند که تعهدی به احترام متقابل ندارند. مگر یادمان رفته است همین اروپایی هایی که دولت هاشمی ، خیلی سنگ آنها را به سینه می زد و در راستای تنش زدایی با غرب، در روابط با اروپایی ها کمال ادب و احترام را رعایت می کرد؛ مزد ادب و احترام هاشمی را دادند و در دادگاهی در آلمان علیه هاشمی رفسنجانی پرونده سازی کرده و او را به عنوان ریشه قتل های میکونوس معرفی نمودند!

رهبر معظم انقلاب(مدظله العالی) در دیدار اخیر خود با نمایندگان مجلس خبرگان با اشاره مجدد به قضیه میکونوس فرمودند:

« در قضایای مختلف اروپایی ها بودند که ابتدای به دشمنی کردند. سر قضیه آن قهوه خانه میکونوس، رئیس جمهور وقت ما را متهم کردند و به دادگاه می خواستند بکشانند؛ اسمش را به عنوان متهم در دادگاه مطرح کردند! خب چه کار کنیم با این ها؟ برویم التماس کنیم؟ برویم بگوییم آقا با ما بهتر از این باشید؟ ما کاری نکردیم با این ها؛ این ها هستند که دشمنی می کنند. اگر ما در مقابل دشمنی دشمنانمان با شجاعت و با اقتدار نایستیم، کشور را خواهند بلعید. ما مسئول کشوریم، مسئول ملتیم،مسئول تاریخیم، نباید اجازه بدهیم.»



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: آمریکا، روحانی، ایران، هاشمی، میکونوس، پسابرجام، اروپا،
ارسال در تاریخ جمعه 21 اسفند 1394 توسط عقل کل
آهای تفنگدار آمریکایی!
دست هایت را ببر بالا ، بگذار پشت سرت و تسلیم شو!



اینجا عرصه دیپلماسی لبخند و انفعال نیست. اینجا لوزان سوئیس و هتل کوبورگ وین نیست که شما چند قدم جلو بیایید و ما چند قدم عقب نشینی کنیم.

اینجا خیابان های ژنو نیست که با شما قدم بزنند و لبخند تحویلتان دهند.

اینجا آب های نیلگون خلیج فارس است، همان جایی که حضرت روح الله (ره) می فرمود « اگر من بودم ناو آمریکا را می زدم»
اینجا تحت سیطره کامل فرزندان واقعی خمینی کبیر است.

و همه می دانند که فرزندان واقعی خمینی(ره) ، هیچگاه عقب نشینی نمی کنند.

اینجا به جای دست دادن با شیطان، شیطان را وامی دارند دست ها را روی سر گذاشته و تسلیم شود.



اینجا فردو و نطنز نیست که جاسوسانتان در آن سرک بکشند و بازرسی کنند، اینجا سربازان امام خامنه ای(مدظله العالی) هستند که از سربازان اوباما بازرسی به عمل می آورند.

اینجا راکتور اراک نیست که مخزن فولادی را که چهار -پنج سال برای ساختنش زحمت کشیدیم خارج سازند و با سیمان پر کنند و اشک نخبگان علمی و ملت ایران را درآورند، اینجا شما هستید که تسلیم می شوید و به گریه می افتید.



اینجا عرصه جولان دیپلمات ها نیست که یاوه گویی های شما را به پای مصرف داخلی توجیه نمایند، اینجا سربازان امام خامنه ای حاکمیت دارند که همه انقلابی اند.

اینجا نیویورک نیست که  شما به گزافه گویی هایتان ادامه دهید و ما ساکت باشیم تا اعتمادسازی شود ، اینجا فرمانده تفنگداران آمریکایی باید از سربازان امام خامنه ای عذرخواهی کند تا اعتماد سازی شود.

آهای ناو ترومن! بازیگوشی را کنار بگذار و با دم شیر بازی نکن! بترس از روزی که صبر سربازان امام خامنه ای(مدظله العالی) لبریز شود...

آنجا را بنگر، درست کمی آنطرفتر بود که شهید نادر مهدوی سال ها پیش دمار از روزگار ناوهای شما درآورد و حیثیت و غرورتان را شکست. آن روز ها که منطقه در اختیار شما بود نتوانستید هیچ غلطی بکنید ، امروز که خودتان هم اذعان دارید که منطقه روی انگشت سردار ایرانی می چرخد پس از ادعاهای گزاف دست بردارید چرا که در برابر عظمت امروز ما ، اصلا به حساب نمی آیید.


پی نوشت:

1-بعد از ماه ها تحقیر شدن و شنیدن یاوه گویی های آمریکا و دیدن انفعال مسئولین دیپلماسی کشور، دیدن این تصاویر مرهمی بود بر زخم دلمان.
دوست داشتم این تصاویر در وبلاگم یادگاری بماند.

2-در دورانی که عزت فروشی می کنند و می گویند «روحانی مچکریم»، باید از عزت آفرینان کشورمان تشکر کنیم و بگوییم «نیروی دریایی سپاه مچکریم»

3- با این علاقه ای که بین جان و جواد پیدا شده و بر سر هر موضوعی ، بلافاصله با هم صحبت می کنند احتمالا بعد از بازنشستگی هم این رابطه برقرار خواهد ماند!



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: آمریکا، سپاه، تفنگدار آمریکایی، خلیج فارس، نیروی دریایی سپاه، تسلیم، ناو آمریکا،
ارسال در تاریخ جمعه 25 دی 1394 توسط عقل کل
تعجبی ندارد اگر اوباما در هفتادمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل، بخشی از سخنانش را به انتقاد از شعار «مرگ بر آمریکا» اختصاص دهد و در قبال آن موضع بگیرد.

آمریکا به دنبال نفوذ در ایران است اما موانع متعددی بر سر راهش می بیند که سعی دارد یکی یکی ، آنها را از میان بردارد.

یکی از بزرگترین موانع موجود در راه نفوذ آمریکا به ایران، سر دادن شعار «مرگ بر آمریکا» توسط ملت ایران است.

تا وقتی مردم ایران، آمریکا را دشمن خود می دانند و بر ضد آمریکا شعار سر می دهند به راحتی نمی شود به ایران نفوذ کرد.

ابتدا باید این دشمنی را تبدیل به دوستی کرد و ذهنیت و باور مردم ایران را نسبت به آمریکا تغییر داد و اولین راه تبدیل دشمنی به دوستی، دست برداشتن مردم از سر دادن شعار مرگ بر آمریکاست.

بنابراین اگر امروز مشاهده می کنیم که بزک کنندگان آمریکا ، دست به کار شده اند و تمام توانشان را به کار گرفته اند و مقاله می نویسند و توجیهات عجیب و غریب به هم می بافند و حتی به حربه توهین روی می آورند تا مردم را قانع کنند دست از این شعار بردارند ، به دنبال پیدا کردن راه نفوذ آمریکا در ایران هستند.

آمریکا به هر دری می زند تا راه نفوذش به ایران را تسهیل نماید. پیام نوروزی اوباما به ملت ایران ، بغض نمایشی جان کری ، هدیه تولد دادن ارنست مونیز، شعر حافظ خواندن و انگشتر عقیق به دست کردن آلن ایر؛ همه و همه فقط یک هدف را دنبال می کند: تغییر نگرش مسئولین و مردم ایران نسبت به آمریکا و باز شدن راه نفوذ آمریکا به ایران.

اما در عین حال آمریکایی ها به خوبی می دانند که شعار «مرگ بر آمریکا» سدی است که اگر شکسته شود راه نفوذ آمریکا به ایران را به سرعت تسهیل می کند. سدی که مردم انقلابی ایران، اجازه نمی دهند توسط شیطان بزرگ و نفوذی های وطنی شکسته شود.






طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: مرگ بر آمریکا، نفوذ، آمریکا،
ارسال در تاریخ سه شنبه 12 آبان 1394 توسط عقل کل
واقعا باید نگران بود. اصلا نمی شود به دولتی که اقداماتش را اتفاقی می داند اعتماد کرد.
 از کجا معلوم که به صورت کاملا اتفاقی در اثر اجرای توافق وین ،جان نخبگان هسته ای و دفاعی کشور به خطر نیفتد و ترور نشوند؟

دولتی که خود را با تدبیر می داند اما حتی نمی تواند رفت و آمدش را در راهروهای سازمان ملل مدیریت کند چگونه می تواند اجرای برجام را به عهده بگیرد؟

چه تضمینی وجود دارد که در آینده هم وقتی اطلاعات و اسناد محرمانه هسته ای و دفاعی کشور به دست اسرائیل و آمریکا افتاد آن را اتفاقی تلقی نکنند؟ چگونه می توان به چنین دولت و مسئولینی اعتماد کرد؟

اگر اتفاقی می شود مکالمه تلفنی انجام داد و اتفاقی می شود با جان کری قدم زد و اتفاقی می شود با اوباما دست داد، از کجا معلوم که چند ماه یا چند سال بعد از اجرای توافق ، به صورت کاملا اتفاقی دانشمندان ما ترور نشوند؟

از کجا معلوم که به صورت کاملا اتفاقی بعد از اجرای تعهدات ایران در توافق وین، تحریم ها باقی نماند و هسته ای از دست نرود و ما نمانیم با دست خالی؟!
از کجا معلوم که به صورت کاملا اتفاقی ، تحریم ها دوباره برنگردد؟ مگر می شود به تضمین های مسئولینی که اقداماتشان اتفاقی است اعتماد کرد؟

آیا هیچ عاقلی می تواند به دولتی که قدرت برنامه ریزی و مدیریت رفت و آمدها و ملاقات هایش در سازمان ملل را ندارد و آن را اتفاقی می داند اعتماد کند؟

اگر اوباما به راحتی توانست آنطور که ادعا می کنند ظریف را غافلگیر کند و با او ملاقات نماید قطعا در اجرای توافق هم می تواند ظریف و روحانی را غافلگیر و شوکه نماید.

آیا ظریف و اوباما در صف نانوایی یا پارک همدیگر را دیده اند که اینقدر به شعور ملت توهین می کنید و آن را اتفاقی می دانید؟

اما کلام آخر:
این راهی که برخی از مسئولین در پیش گرفته اند سرانجامش کاملا روشن است. شاه ملعون قبلا تمام این راه را به صورت کامل رفته است. او هم با رئیس جمهور آمریکا مکالمه تلفنی داشت ،هم به رئیس جمهور آمریکا لبخند می زد، هم با رئیس جمهور آمریکا قدم می زد ، هم با رئیس جمهور آمریکا دست می داد و خوش و بش می کرد و هم به رئیس جمهور آمریکا اعتماد می کرد اما پایان این راهی که شاه ملعون رفت و اعتمادی که به آمریکا داشت سردرآوردن از تیمارستانی در آمریکا بود! همین.


پی نوشت:
حالا ظریف چند انگشت دارد؟



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: ظریف، اوباما، آمریکا، دست دادن، توافق وین، اتفاقی، دانشمندان هسته ای،
ارسال در تاریخ جمعه 10 مهر 1394 توسط عقل کل
سعودی و غیر سعودی ندارد، نوچه ، نوچه است و به رسم نوچگی، هر گاه ببیند که به اربابش مرگ می فرستند به خشم می آید و واکنش نشان می دهد.

جمعه خونین مکه در سال 1366 وقتی رقم خورد که حاجیان حرم الهی ، یکپارچه تظاهرات کردند و شعار مرگ بر آمریکا سر دادند و سعودی ها نیز به رسم نوچگی ،با چماق های میخ دار و میله های آهنی و اسلحه و گازهای سمی خفه کننده به جان حاجیان افتادند و هر چه به دستشان رسید از سنگ و بلوک و سطل شن و کولر گازی و شیشه و آب جوش و قطعات بزرگ یخ و...بر سر حاجیان ریختند و آنها را محاصره کردند و در حالی که سوت و کف می زدند نظاره گر جان دادن حجاج بودند!

پس تعجبی ندارد اگر امروز هم نوچه های آمریکا از شنیدن این شعار برآشفته می شوند و به سر دهندگان این شعار، برچسب افراطی گری می زنند.

اما به خون پاک حاجیانی که به جرم سردادن شعار «مرگ بر آمریکا» مظلومانه در خون خود غلطیدند قسم، تا پیاله مرگ را به کام سردمداران استکبار جهانی فرو نریزیم دست از تکرار این شعار بر نمی داریم، هر چند نوچه های آمریکا را خوش نیاید!

حاجی کشی و کودک کشی رسم دیرینه آل سعود است، جرثقیل هم که نباشد آل سعود از اجدادشان یاد گرفته اند ضحاک وار با خون بیگناهان تغذیه شوند.

لاجرم بساطشان را هر جا که بتوانند پهن می کنند ،مسجدالحرام باشد یا بحرین و سوریه و عراق و یمن فرقی ندارد. نه حرمت حرم می شناسند و نه حرمت ماه حرام.
شاهدش کودکانی هستند که این روزها در یمن زیر بمب های سعودی تکه تکه می شوند بدون اینکه جرثقیلی درکار باشد ، حتی بدون اینکه تصویرشان در صفحه اول روزنامه های اروپا نقش بندد، چرا که اروپا نیروی کار مورد نیازش را با همان تصویر بیجان کودک کرد سوری جذب کرد و دیگر نیازی به دیگر پناهجویان آواره سوری ندارد؛ چه برسد به اینکه بخواهد یاد یمن بیفتد!




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: آل سعود، عربستان، مرگ بر آمریکا، جمعه خونین مکه، نوچه، آمریکا،
ارسال در تاریخ دوشنبه 30 شهریور 1394 توسط عقل کل
(تعداد کل صفحات:10)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]  

قالب وبلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic