آدم از گرسنگی بمیرد اما دست گدایی و دریوزگی به سمت سعودی های تروریست پرور دراز نکند!

حتما باید شباهتی میان تروریست های تکفیری و وزیر دولت اصلاحات باشد که سعودی ها همانطور که دلارهای نفتی شان را به پای تکفیری ها می ریزند تا سر از تن مردم مظلوم عراق و سوریه جدا نمایند، حاضرند مخارج تحصیل پسر مهاجرانی را نیز تقبل کنند.



حتما نوکری و خوش خدمتی مهاجرانی برای سعودی های وهابی، به اندازه جنایات تکفیری ها در نظر آل سعود ، آنقدر ارزش داشته است که به درخواست مهاجرانی پاسخ مثبت می دهند و چکی به مبلغ شانزده هزار و سیصد و هفتاد و یک پوند به عنوان هزینه یکسال تحصیل و اقامت علی مهاجرانی در انگلیس به وزیر ارشاد خاتمی تقدیم می کنند و پرداخت هزینه شصت و پنج هزار پوندی دوران تحصیل پسرش را می پذیرند.

حتما باید شباهتی باشد بین وزیر دولت اصلاحات با تکفیری ها و اسرائیل که آل سعود هوای هر سه را دارد.

این را باید غلامحسین کرباسچی، رفیق گرمابه و گلستان مهاجرانی پاسخ دهد تا به جای اینکه فرافکنی کرده و در ضیافت افطار دولت، از موسوی به عنوان «سید مظلوم» یاد نماید، بگوید چرا مهاجرانی که خود را ابوذر میرحسین موسوی می دانست و کروبی او را به عنوان مشاور خود در امور ایرانیان خارج از کشور منصوب کرده و خاتمی در تمجید از او سنگ تمام گذاشته بود و اصلاح طلبان از او به عنوان «زینت دولت اصلاحات» یاد می کردند و بسیاری از روزنامه های زنجیره ای آغاز فعالیت خود را مدیون او هستند، باید جیره خوار سعودی از آب درآید و بر سر سفره خون آلود آل سعود روزی بخورد؟

اگر مهاجرانی، کل بیت المال را خالی و فرار کرده بود بهتر از این بود که ننگ جیره خوار سعودی بودن بر پیشانی او نقش بسته باشد. اگر زینت دولت اصلاحات این است پس وای به حال بقیه!

چه ننگی بالاتر از اینکه آدم، دست گدایی به سوی دشمنان امیرالمومنین علیه السلام و وهابی های کودک کش دراز کند؟! اصلاح طلبان برای این ننگ چه پاسخی دارند؟! آیا فعالان اصلاح طلب و روزنامه های زنجیره ای از مهاجرانی ابراز تنفر می کنند؟! آیا کرباسچی از مهاجرانی اعلام بیزاری می نماید؟!

وقتی شکم انسان از مال حرام پر شد دیگر نمی تواند سخن حق را بشنود. کسانی که در روز عاشورا در مقابل امام حسین علیه السلام ایستادند و نصایح و فرمایشات امام در آنها اثر نکرد به خاطر حرام خواری آنان بود.

امروز نیز کسانی که فرمایش ولی فقیه مبنی بر خط قرمز بودن فتنه را نادیده می گیرند و از سران فتنه دفاع می کنند، به سفره غذایشان بنگرند شاید بخشی از کمک 18 میلیون دلاری دستگاه امنیتی آل سعود به مهاجرانی در جریان ضیافت الجنادریه، یا بخشی از آن یک میلیارد دلاری که سعودی ها برای براندازی نظام به فتنه گران دادند به سفره آنان نیز راه پیدا کرده باشد.



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: مهاجرانی، آل سعود، اصلاحات، ویکی لیکس، اصلاح طلبان، کرباسچی، فتنه88،
ارسال در تاریخ جمعه 5 تیر 1394 توسط عقل کل
به یاد دلدادگی های اویس، دلاوری های مالک ، مناجات های کمیل ، روشنگری های عمار یاسر و ایمان و مجاهدت های حارث همدانی و حجر بن عدی و...

و به یاد سید یمانی که در آخرالزمان زمینه ساز ظهور آخرین حجت الهی می شود؛

و به یاد همه یاران یمنی تبار پیامبر و امیرالمومنین و ائمه اطهار علیهم السلام؛

نام یمن با عشق و ارادت به مولای متقیان عجین شده است
قومی که بارها از زبان مقدس پیامبر و امیرالمومنین علیهما السلام تمجید شده اند و به شجاعت و دلاوری و ایمان راسخ و قلب های رقیق شهره اند.

آن گاه که مولا ،رنج سفر را به جان خرید و به دستور پیامبر(ص) ،مبلغ اسلام در یمن شد، قبایل یمنی از سرچشمه معارف ناب اسلام نوشیدند و از همان ابتدا در زمره شیفتگان و مدافعان ولایت درآمدند.
برای یمن همین افتخار بس که دلاورمردی چون مالک اشتر داشته است و بزرگمرد و اهل دلی چون کمیل.

و چه مضحک است خیالات بچه گانه آل سعود که گمان می کنند می توانند با ارتش اجاره ای خود، سلحشورانی از تبار مالک و کمیل را از پای درآورند و با شاهزادگانی که به شکمبارگی و بوالهوسی خو گرفته اند نقشه نابودی انصارالله یمن را طرح ریزی کنند!




یمن دستاویزی شده است تا جوانک های بی تجربه سعودی که عمرشان را در عیاشی گذرانده اند برای کسب تاج و تخت پادشاهی با هم رقابت کنند و دعوای سدیری- شمری را به نفع خود تمام نمایند.

محمد بن سلمان ،پسر پادشاه سعودی می خواهد با بمب هایی که بر سر مردم یمن می ریزد در بین رقبای سیاسی اش کسب وجهه نماید و به آمال و آرزوهایش جامه عمل بپوشاند.

پادشاه آلزایمری سعودی نیز که اخیرا از اجداد یهودی اش رونمایی کرد و کودک کشی را از آنان به ارث برده است درست شبیه صهیونیست ها ، بر سر کودکان یمنی بمب می ریزد و تا عمق استخوانشان را می سوزاند.

صهیونیست ها و سعودی ها مسابقه جنایت به راه انداخته اند و می خواهند در کودک کشی ،دوشادوش هم حرکت کنند و از یکدیگر عقب نمانند.

 هر دو با هم داعش را پشتیبانی می کنند و هر دو، دلشان را به سلاح هایی خوش کرده اند که آمریکا و هم پیمانان غربی در اختیار آنان قرار داده اند و هر دو ،اشغالگران قبله مقدس مسلمین هستند. یکی مسجد الاقصی را اشغال کرده است و دیگری کعبه را.

شورای امنیت هم طبق معمول از جنایات صهیونیست ها و سعودی ها حمایت می کند و امنیت جهان را برهم می زند.
اما این شورای امنیت نیست که حرف آخر را خواهد زد ،بلکه این خداست که یکجا طومار صهیونیسم و آل سعود و شورای امنیت مدافع ظالمان را درهم می پیچد. والعاقبة للمتقین.

دیر نیست زمان آزادسازی هر دو قبله نیز فرا رسد و مسجدالاقصی و کعبه از لوث وجود صهیونیست ها و آل سعود پاک گردد.
البته این بار اگر پای شیربچه های مالک به خیمه سفیانی رسید حتی اگر هزاران قرآن عثمان طه نیز بر سر نیزه کنند اثری ندارد و کارشان تمام است. انشاءالله.




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: یمن، آل سعود، عربستان، پادشاه سعودی، انصارالله یمن،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 27 فروردین 1394 توسط عقل کل
چند ماه پیش «ترکی فیصل» رئیس پیشین سازمان اطلاعات عربستان سعودی گفته بود: « در صورتی که ایران امتیازی به دست بیاورد گزینه هایی که پیش رویمان قرار دارد را بررسی کرده و آنچه برای ما بهترین است را انتخاب می کنیم. یکی از این گزینه ها دست یافتن به فناوری غنی سازی اورانیوم در خاک عربستان است.»

رهبر معظم انقلاب(مدظله العالی) در بیانات خود فرمودند: « حالا فلان کشور عقب افتاده می گوید اگر ایران غنی سازی داشته باشد من هم می خواهم غنی سازی داشته باشم، خیلی خب،برو تو هم غنی سازی کن؛ بلدی برو بکن، ما که غنی سازی را از کسی نگرفتیم استعداد درونی ماست ،شما هم استعداد درونی داری تو ملتت ،برو غنی سازی کن ؛ بهانه گیری های بچه گانه که بعضی از کشورها می کنند...»



سعودی ها هم غنی سازی اورانیوم می خواهند!

شما سعودی های تنبل و شکم پرست و شهوتران را چه به غنی سازی اورانیوم؟!

غنی سازی اورانیوم نیاز به استعداد و تلاش و مغز دارد، تنبل ها و بی مغز ها و عقب افتاده ها که نمی توانند غنی سازی اورانیوم کنند.

شما سعودی ها از سران حکومتی تا مفتی ها و پلیس هایتان ،فقط اهل یک غنی سازی هستید، غنی سازی شکم و شهوت!


پی نوشت:

مرگ بر آل سعود



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: عربستان، آل سعود، غنی سازی، اورانیوم، ایران،
ارسال در تاریخ جمعه 21 فروردین 1394 توسط عقل کل
کپی برابر اصل داعش هستند. مثل داعش با قتل و غارت و کشتار بیگناهان ،حکومت خود را پایه گذاری کردند. سیاهه جنایاتشان در تاریخ ثبت است. مسلمانان را تکفیر می کردند و کافر و مشرک می دانستند، حتی تا وقتی که مکه و مدینه را اشغال نکرده بودند آن را دارالکفر می نامیدند.

فقط آن روزها توئیتر و اینستاگرام و فیسبوک نبود تا جنایاتشان را در آن به نمایش بگذارند و گرنه اکنون در کنار فیلم دختربچه علوی که به دست داعش سر از بدنش جدا می شود ؛کودکان شیرخواری را می دیدید که چگونه به دست آل سعود سر از بدنشان جدا شده است ؛ یا مسلمانانی را می دیدید که در حال نماز و قرائت قرآن ،قتل عام می شوند ؛ یا حتی آن گروه زنان و مردانی را می دیدید که بعد از حمله امیر سعودی به طائف ، برهنه در بیابان ها رها شدند.

فیلم هایش نیست و گرنه می دیدید چگونه کربلا را به خاک و خون کشیدند و در نصف روز، بیش از دو هزار زن و مرد و کودک را قتل عام کردند.

فیلم هایش نیست و گرنه می دیدید چگونه در عرض سه روز تمام آثار اسلامی مکه به جز کعبه را نابود کردند و مردم را مجبور نمودند تا توبه کنند و وهابی شوند ؛ درست شبیه ابوبکر بغدادی که در موصل صف توبه به راه انداخته بود تا خلافت ادعایی اش را به زور بر مردم تحمیل کند.

فیلم هایش نیست وگرنه می دیدید مردمان مدینه را که یکسال و نیم در محاصره وهابی ها بودند و از گرسنگی جان می دادند ؛درست شبیه داعش که حلقه محاصره را بر مردمان آمرلی و ایزدی و کوبانی تنگ می کند و ورود آب و غذا را بر آنان می بندد.

ریشه هایشان نیز یکی است ،اگر مستر همفر جاسوس انگلیسی در کتاب خاطراتش سرسپردگی آل سعود به اربابان غربی اش را به ثبت می رساند ،ادوارد اسنودن جاسوس سیا نیز پرده از لانه زنبوری برمی دارد که سازمان جاسوسی آمریکا و انگلیس و اسرائیل طراحی کرده اند.

داعش از روی دست اجداد سعودی ،مشق های جنایاتش را می نویسد و سعودی ها هم قساوت و بیرحمی را خیلی خوب به آنان آموخته اند. سعودی ها یاد داده اند که هیچ چیز حرمت ندارد و می توان با خیال راحت ،زائران بیت الله الحرام را نیز به جرم برائت از مشرکین به خاک و خون کشید. هنوز حاجیان سال 1366 به یاد دارند که چگونه سعودی ها با عصا ،محکم به صورت جانبازان و زنان می زدند و  وقتی نقش بر زمین می شدند آنقدر به زدن ادامه می دادند تا از دنیا بروند. هنوز به یاد دارند که سعودی ها نه اجازه دادند مجروحین را به بیمارستان منتقل کنند و نه گذاشتند آنان را بلافاصله به ایران بفرستند لذا شمار زیادی از مجروحین شهید شدند.

جنایات آل سعود تمام شدنی نیست و هر روز برگ تازه ای بر سیاهه جنایاتشان می افزایند. امروز نیز مفتی ها و مفتی زادگان وهابی و سعودی؛ این نوادگان بلعم باعوراها به قتل روحانی مبارز شیعه آیت الله نمر باقر النمر حکم داده اند. حکمی که پایه های حکومت پیر پاتال های خرفت سعودی را فرو خواهد ریخت.



شاید بعضی مسئولین یادشان رفته باشد اما فرزندان انقلابی حضرت روح الله هنوز خط و نشان های امامشان را فراموش نکرده اند که می فرمود : « انشاء الله ما اندوه دلمان را در وقت مناسب با انتقام از آمریکا و آل سعود برطرف خواهیم ساخت.» پس منتظر باشید دیر یا زود، آن وقت مناسب هم فراخواهد رسید.



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: آل سعود، داعش، عربستان، شیخ نمر،
ارسال در تاریخ دوشنبه 28 مهر 1393 توسط عقل کل
چقدر فریادش آشناست
شبیه آن وقت ها که حضرت روح الله در فیضیه ، پایه های رژیم شاهنشاهی دو هزار و پانصد ساله را به لرزه می افکند
شبیه آن زمان که حضرت سید علی به اسرائیل هشدار می دهد اگر دست از پا خطا کند تلاویو و حیفا  با خاک یکسان می شود
و شبیه وقتی که سید حسن نصرالله ،اسرائیل را « اوهن من بیت العنکبوت» می نامد

این فریاد های حماسی که بر سر طواغیت و مستکبران زمان فرود می آید میراث هزار و چهارصد ساله شیعه است که از حنجره علمای ربانی تکرار می شود
فریادی از جنس « هیهات منا الذله » و از جنس « الموت اولی من رکوب العار »

فریادی که این بار از حنجره عالمی ربانی از عوامیه عربستان به گوش می رسد و خواب طاغوت را پریشان می کند
فریادی که برای شکستن شاخ شیطان بلند شده است و امنیت چاه های نفت و منافع آمریکا را به خطر انداخته است
فریادی که بازتاب سال ها تضییع حقوق شیعیان عربستان است شیعیانی که از کمترین حقوق شهروندی خویش محرومند

فریادی که دست نشاندگان استکبار و حکومت های پدرسالار! فاقد دموکراسی را رسوا می کند و حتی برای اسرائیل هم خط و نشان می کشد آن گاه که می گوید « چرا نظامیان آل سعود مردم بحرین را می کشند، اگر راست می گویند بروند و فلسطین را از دست صهیونیست ها آزاد کنند.»

و طاغوت آل سعود درصدد خاموش کردن این فریاد برمی آید، نیروهای امنیتی را می فرستد تا آیت الله شیخ نمر را با بدنی مجروح ربوده و به زندان منتقل کنند و برای شکنجه بیشتر ،حتی حاضر نمی شوند گلوله را از بدن شیخ خارج سازند
و آن گاه که در برابر ایستادگی این شیخ مجاهد کم می آورند حکم اعدامش را صادر می کنند غافل از اینکه او ماه هاست فریاد می زند « انا شهید التالی »
برای همچون اویی که پرورش یافته مکتب حسین است شهادت یعنی «احلی من العسل»



اما صدور این حکم در برابر چشمان نظاره گر ما ، معیاری است برای سنجش دین و غیرتمان.
صدور این حکم عرصه آزمایش کسانی است که خود را پل ارتباطی ایران و عربستان می دانند .کسانی که از اعتبارشان در نزد سعودی ها سخن می گویند.آیا این افراد حاضرند از اعتبارشان برای آزادی شیخ نمر هزینه کنند؟ یا اینکه حمایت از شیخ نمر را نوعی تنش زایی می دانند که با تنش زدایی نمی سازد!
راستی اعتباری که نتواند دردی از دین را دوا کند چه فایده ای دارد!

صدرو این حکم ،میدان آزمایش دستگاه دیپلماسی کشور نیز هست. آیا مسئولین دیپلماسی کشور برای جلوگیری از اعدام شیخ نمر و آزادی او اقدامی انجام خواهند داد؟
البته از دستگاه دیپلماسی که در برابر شهادت رایزن فرهنگی ایران در بیروت و نقش آشکار بندر بن سلطان در این قضیه، واکنش قابل توجهی نشان نداد انتظار چندانی هم نمی رود که برای یک عالم شیعه عربستانی واکنش موثر نشان دهند.



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: آیت الله نمر، آل سعود، عربستان،
ارسال در تاریخ دوشنبه 16 تیر 1393 توسط عقل کل

در مهرماه 1390 بود که ایران از جانب آمریکا متهم شد به اینکه قصد داشته است عادل الجبیر سفیر عربستان در آمریکا را ترور کند. وزارت خارجه ایران این اتهام را کاملا رد کرد و آن را سناریوی جدید آمریکا بر ضد ایران دانست و از آمریکا در سازمان ملل شکایت نمود. این ادعا به حدی مضحک بود که حتی مدیر «اف بی آی» آن را شبیه فیلمنامه های هالیوودی دانست.

اما بر سر این اتهام واهی، جنجال رسانه ای بر ضد ایران شکل گرفت و سعود الفیصل وزیر خارجه عربستان با تکیه بر این ادعای واهی اعلام کرد « هر تحرکی که ایران علیه عربستان سعودی بکند با مقابله به مثلی حساب شده روبرو خواهد شد.»

ترکی فیصل شاهزاده اطلاعاتی سعودی نیز در حالی که زیادی جوگیر شده بود گفت « یک نفر در ایران باید تاوان این طرح را بپردازد!»

در همین راستا بان کی مون دبیرکل سازمان ملل متحد نیز اعلام کرد «بنا به درخواست عربستان؛ پرونده توطئه جمهوری اسلامی ایران برای ترور سفیر عربستان در آمریکا به شورای امنیت فرستاده شد.»

این همه جنجال و غوغا فقط بر سر یک ادعا در حالی بود که سفیر عربستان حتی یک خراش هم برنداشته بود و هیچ سندی هم برای اثبات این ادعای واهی وجود نداشت.

اما امسال در 28 آبان ،سفارت ایران در بیروت مورد حمله تروریستی قرار گرفت و رایزن فرهنگی ایران به شهادت رسید و علاوه بر آن در اثر انفجار صد کیلو مواد منفجره ،ده ها تن کشته و مجروح شدند. بلافاصله بعد از این اقدام، گروهک تروریستی « گردان های عبدالله عزام» که یکی از شاخه های القاعده است مسئولیت این اقدام تروریستی را برعهده گرفت.

سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان در معرفی این گروهک تروریستی گفت:« گروه عبدالله عزام یک امیر دارد که سعودی تبار است و من مطمئن شده ام که او با سرویس های اطلاعاتی عربستان سعودی مرتبط است.»

در نهایت ارتش لبنان «ماجد الماجد»سعودی الاصل را که سرکرده این گروهک تروریستی بود دستگیر کرد و ایران خواستار اعزام هیاتی به لبنان برای بازجویی از الماجد شد ؛اما ریاض خواستار بازگرداندن الماجد به عربستان و مخالف بازجویی ایران از این تروریست سعودی شد.

تا اینکه چند روز پیش خبر مرگ مشکوک الماجد اعلام شد. در حالی که بنابه گفته شبکه الجدید لبنان، یک وابسته به سفارت عربستان 24 ساعت قبل از مرگ الماجد با وی دیدار داشته است. این تروریست که به عنوان جعبه سیاه عربستان شناخته می شد به طرز مشکوکی کشته شد چون الماجد اطلاعاتی داشت که به بندر بن سلطان رئیس دستگاه اطلاعاتی عربستان ختم می شد.

وقتی واکنش عربستان سعودی در رابطه با یک ادعای واهی در مورد ترور سفیرش را با واکنش ایران در قبال حمله به سفارتش مقایسه می کنیم این سوال مطرح می شود که چرا ایران باید در برابر عربستان موضع انفعالی از خود نشان دهد و قاطعانه عمل نکند؟

عربستان در حالی که سفیرش زنده بود با یک ادعای واهی، پرونده این اقدام را به شورای امنیت کشانید و با کمال وقاحت ؛ایران را به مقابله به مثل و دادن تاوان تهدید کرد، آن وقت ما می بینیم رایزن فرهنگی ایران در بیروت به شهادت رسیده و اسناد حاکی از دست داشتن بندر بن سلطان در این قضایاست اما هنوز برخی از مسئولین حتی در نوع کلام و موضع گیری خویش ،طوری سخن می گویند که نکند به پر قبای سعودی ها بربخورد!

حضرت امام(ره) صریحا آل سعود را خائنین به حرم الهی می نامیدند پس چرا برخی از مسئولین بر خلاف نظر امام(ره) هنوز هم سنگ عربستان را به سینه می زنند و حاضر نیستند در نوع رابطه با عربستان واقع بین باشند؟

سیاست تنش زدایی قرار است تا کجا ادامه یابد؟ آیا خون به ناحق ریخته رایزن فرهنگی ایران به اندازه سفیر زنده عربستان ارزش ندارد که موضع قاطعی در این رابطه اتخاذ نمی شود؟ 

مگر سیاست خارجی ما بر مبنای واقع بینی و احترام متقابل نیست؟ آیا انفجار تروریستی مقابل سفارت ایران، احترام عربستان به ایران بود که هنوز برخی ها برای گسترش رابطه با این کشور سر و دست می شکنند؟ وقتی سعودی ها احترام متقابل را نمی فهمند احترام یکطرفه ایران به عربستان ؛چیزی جز تحقیر ملت ایران نیست.پس بنابر کدام اصل و چارچوبی ؛عده ای هنوز هم بر گسترش روابط تحقیرآمیز اصرار می ورزند؟

باید چه اتفاق دیگری رخ دهد تا برخی سیاسیون از خوش خیالی دست بردارند و در سیاست خارجی واقع بین باشند. سیاست خارجی باید بر مبنای واقع بینی شکل گیرد نه خوش خیالی!

متاسفانه گاهی ظرافت بیش از حد دستگاه دیپلماسی تا آنجا پیش می رود که غرور ملی ایرانیان لگدمال می شود و حقوق مردم ایران ضایع می گردد.




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: عربستان، ایران، آل سعود، بندر بن سلطان، سفارت ایران، الماجد،
دنبالک ها: کدام شیری را دیده اید که در پی شکار مگس برآید؟!، عربستان یا آمریکای جنوبی؟،
ارسال در تاریخ دوشنبه 16 دی 1392 توسط عقل کل
(تعداد کل صفحات:3)      [1]   [2]   [3]  

قالب وبلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic