تبلیغات
افاضات عقل کل - مطالب حرف دل
سوختن، پشتِ سوختن

محرم را به فاطمیه وصل کرده اند


دومینویی شده است آتش و سوختن

تن زائران خوزستانی اربعین سوخت و دلِ ما

تن زائران آذری مشهد سوخت و دلِ ما

تن آتش نشان های پلاسکو سوخت و دلِ ما


آتش نشانی که خود، آتش را خاموش می کرد زیر آوارهایی از آهن ، بی صدا و آرام سوخت

نه جایی برای دست و پا زدن داشت و نه صدایی برای فریاد


جنگ آهن و آتش و سنگ و خاک و پارچه های شعله ور با انسان،

جنگ بی رحمی است


«یا رب ارحم ضعف بدنی و رقة جلدی و دقة عظمی»

نمی دانم چند شب جمعه این جملات را در دعای کمیل زمزمه کردند و گریستند


دلمان تکه تکه شده است

آه! زینب (س) چگونه برادرش را زیر آواری از سنگ و خنجر و نیزه شکسته پیدا کرد؟!


خیمه های سوخته کربلا ، زائران سوخته اربعین، زائران سوخته مشهد، آتش نشان های سوخته پلاسکو

هنوز فاطمیه از راه نرسیده، بوی دود و آتش در کوچه های ایران پیچیده است...


آیا این همه سوختن، مرهم نمی خواهد؟





طبقه بندی: حرف دل، 
برچسب ها: پلاسکو، آتش نشان، سوختن،
ارسال در تاریخ یکشنبه 3 بهمن 1395 توسط عقل کل
شب ها چند ساعت بیشتر نمی خوابید و به نیایش با پروردگار مشغول بود تا خداوند گره ها را باز کند. تکفیری ها بخش اعظمی از سوریه را به تصرف خود در آورده بودند و دولت بشار اسد را در چند قدمی سقوط می دیدند. بسیاری از مسئولین و مقامات ایرانی نیز ، کار بشاراسد را تمام شده می دانستند و مقاومت را بیهوده.

اما حاج حسین فقط امیدش به خدا بود و تنها دلگرمی اش فرمایش رهبر معظم انقلاب بود که خواستار بقای دولت سوریه بودند و با توصیه به صبر و ایستادگی می فرمودند سوریه مثل مریضی می ماند که خودش نمی داند مریض است، باید به او بگویید که مریض است. دکتر نمی رود، شما باید ببریدش. دکتر که برود می گوید دارو نمی خواهم، دارو باید بنویسید برایش. نمی رود دارو را بگیرد باید برایش دارو بگیرید. دارو را نمی خورد باید دارو را به خوردش بدهید و به آن نظارت هم داشته باشید.

و اینگونه شد که سردار همدانی همراه با دیگر مدافعان حرم در سوریه ماندند و مقاومت کردند تا باز هم ثابت شود که تنها راه پیروزی، مقاومت است.
و خدای خرمشهر، حلب را آزاد کرد و فردا مسجدالاقصی و مسجدالحرام را نیز آزاد خواهد کرد.



آزادی حلب و نقض برجام!
خداوند این دو حادثه را با فاصله ای اندک، جلوی دیدگان ما قرار داد تا شاید ایمانمان تقویت شود.
در یکی امید به خدا موج می زند و در دیگری امید به کدخدا!

و خداوند قسم یاد کرده است که هر کس به غیر او امید داشته باشد ناامیدش خواهد کرد.
و ناامید شدند آنان که می گفتند اگر کدخدا را ببینیم تمام مشکلات حتی آب خوردن هم حل می شود.

آنان که برای حل مشکلات ، دل را به مکالمه تلفنی با اوباما خوش کرده بودند ؛ دیدند که هنوز ترامپ از راه نرسیده، برجام به گونه ای در جلوی چشمانشان نقض شد که مجبور شدند از آفتاب تابان و سیب و گلابی چشم بپوشند و آن را نقض فاحش بنامند و اوبامای مودب و باهوش حتی حاضر نشد به اندازه یک وتو برای آنان ارزش قائل شود.

آنان که به درخواست آمریکا، کشتی کمک رسان به مردم مظلوم یمن را به جیبوتی فرستادند، دیدند که چگونه همان کشور ذره بینی تحویلشان نگرفت و قطع رابطه کرد.

آنان که برای رضای پیرزن انگلیسی، رضای خدا را زیر پا گذاشتند و پوشش نامتعارف نخست وزیر انگلیس را پذیرفتند و لبخند زدند، دیدند که چگونه همان پیرزن برای آنها شاخ و شانه کشید و توهین کرد.

آنان که برای رضای آمریکا و فرانسه حاضر شدند در برابر اهانت به وجود مقدس پیامبر اسلام (ص) مماشات به خرج دهند و با جان کری قدم بزنند و برای دیدار با مقامات فرانسوی سر از پا نشناسند؛ دیدند که چگونه همان مقامات با بی مهری به هیجان آنان پاسخ دادند.

این است عاقبت دل بستن به کدخدایی که بزرگترین دشمن خداست.

اما آنان که دل در گرو خدا داشتند و جز به خدا امید نبستند مقاومتشان نتیجه داد و امروز به جای تیترهایی که رسانه های عربی می نوشتند « امروز سوریه، فردا ایران» ؛ باید نوشته شود « امروز حلب، فردا بیت المقدس»

البته باید مراقب بود سرنوشت پیروزی های جبهه مقاومت به دست کدخدا باوران نیفتد. حواسمان باشد روزگاری نه چندان دور، پیروزی های هسته ای را جشن گرفتیم اما زمانی که سررشته کار به دست برجام آفرینان افتاد دستاوردهای هسته ای بر باد رفت.

آزادسازی حلب، کابوس آمریکا بود که تعبیر شد و ما این پیروزی را در درجه اول تبریک می گوییم به آقا و مولایی که تنها یاور و راهنمای حضرت سید علی بود؛
به او که اصلی ترین مدافع حرم بود و تک تک مدافعان حرم را می شناسد؛
به او که در سخت ترین شرایط یاریگر حاج قاسم و ابووهب بود؛
به او که در غربت خان طومان، بر مظلومیت شهدا اشک ریخت؛
به او که همه مدافعان حرم از فاطمیون و زینبیون و حیدریون و...به عشق او فریاد سر می دادند « لبیک یا زینب»
به او که روزی جهان را از سیطره ظلم آزاد خواهد کرد...



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف دل، 
برچسب ها: سوریه، آزادی حلب، امام زمان(عج)، مقام معظم رهبری، سردار همدانی، سردار سلیمانی، برجام،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 25 آذر 1395 توسط عقل کل
سلام بر مولای غائب از نظر
سلام بر شما آن گاه که احرام می بندید و طواف می کنید

سلام بر شما آن گاه که سعی صفا و مروه به جا می آورید
سلام بر شما آن گاه که در عرفات اشک می ریزید و به خیمه هایی که روضه قمر بنی هاشم(ع) می خوانند سر می زنید...

آه! ای غریب ترین غریب و ای تنهاترین تنها... امسال در کدامین خیمه حضور می یابید و پای روضه کدام روضه خوان اشک می ریزید؟
امسال خبری از خیمه های پیروان و شیعیان ایرانی شما نیست

غربتتان هر سال فزون تر می شود. سال گذشته ، راه را بر پیروان یمنی و سوری شما بستند و امسال بر ایرانی ها...
صد عن سبیل الله و المسجدالحرام می کنند این شجره خبیثه ملعونه!

میمون های وهابی از منبر رسول الله بالا و پایین می پرند و یارانت را تکفیر می نمایند
پیروان محمد بن عبدالوهاب صف کشیده اند در مقابل پیروان حضرت محمد بن عبدالله (ص)

مراقب خودتان باشید آقاجان! ...حرم امن الهی دیگر از شر شجره ملعونه طواغیت امن نیست
دعای پیروان ایرانی ات پشت سر شما و همه میهمانان بیت عتیق است

ما اینجا با قلب هایمان دور کعبه طواف می کنیم ، بین صفا و مروه هروله می کنیم، دعای عرفه می خوانیم و همین جا پای روضه عمویتان عباس(ع) اشک می ریزیم و برای تعجیل در ظهورتان دست به دعا برمی داریم و در منا...

در منا حتی اگر این بار شیاطین بخواهند راه قلب هایمان را سد کنند ما هر طور شده ، کاروانی از دل هایمان را به خیابان 204 روانه می کنیم...



اصلا امسال تمام ایرانی ها در خیابان 204 خیمه ای از قلب های سوخته بر پا می کنیم و با صدای قاریان جوان به کلام الله مجید گوش می دهیم ...
 حاج محسن! بلند تر بخوان، صدای بهشتی ات زیباتر شده است: « و اذ جعلنا البیت مثابة للناس و امنا...»

ای سفیر انقلابی! شهید رکن آبادی! شعار مرگ بر آمریکا سر بده تا ما نیز تکرار کنیم شاید از بانگ صدای تو، کدخداپرستان داخلی بیدار شوند...

ای شهدای منا! اگر شما جگر هایتان در آفتاب سوزان از عطش سوخت، اگر در کانتینرها نفستان بند آمد، اگر زیر دست و پا و تحت فشار جمعیت،استخوان هایتان خرد شد...

ما نیز در اینجا در غم و سوگ شما جگرمان سوخت، از بی خیالی مسئولینی که سفر نیویورک را بر رسیدگی به وضعیت شما ترجیح دادند نفسمان تنگ شد، و از زانوزدن مسئولی دیگر در برابر امیری کوچک و از دوست و برادر خطاب کردن وزیر خارجه سعودی غرورمان شکست، و  از سخن گفتن آن مسئولی که می گفت چه اشکالی دارد دست اول را ما به سمت قاتلین شما دراز کنیم ،قلبمان آتش گرفت.

نمی دانیم از دست سعودی ها به خدا شکایت بریم یا از دست حامیان داخلی آنان.

یا صاحب الزمان! الغوث و الامان!
کعبه را از لوث وجود شجره خبیثه ملعونه آل سعود پاک کن! ما انتظار روزی را می کشیم که با نابودی همه دشمنان اسلام بتوانیم پشت سر شما به مسجدالحرام وارد شویم. «لتدخلن المسجدالحرام انشاء الله آمنین...»



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف دل، 
برچسب ها: فاجعه منا، شجره خبیثه ملعونه، شجره ملعونه، آل سعود، خیابان 204، امام زمان(عج)، شهدای منا،
ارسال در تاریخ شنبه 20 شهریور 1395 توسط عقل کل
بازار معامله گرم است، برخلاف اقتصاد و تولید که رکودی عمیق بر آن حاکم گشته است، بساط خرید و فروش پر رونق است.

احزاب در کشاکش قدرت، افراد را قیمت گذاری می کنند و نمایندگانی که به گمان خویش می خواستند مستقل بمانند برای کسب چند رای بیشتر، استقلال شخصیت خود را می فروشند تا به مجلس راه یابند و وکیل الدوله شوند و از پدرخوانده ها دستور بگیرند.

بردگی مدرن است اینکه جسم آزاد باشد و فکر در اسارت اهداف حزبی!

اما بساط خرید و فروش به اینجا ختم نمی شود؛
کمی آن طرف تر در خان طومان در جنوب حلب، غیور مردان مازندرانی جانشان را با جانان معامله کردند.
و چه معامله پرسودی می کنند این مدافعان حرم.



روزنامه ها کارشان شده است وزن کردن مجلس و پر کردن کرسی های مجلس با افراد همفکر خویش؛
اما کمی آن طرف تر یک صندلی خالی مانده است؛
شهید محمد ابراهیم توفیقیان که صبح جمعه باید در آزمون کارشناسی ارشد شرکت می کرد، پیشدستی کرد و در آزمون بزرگ الهی، در کسوت مدافع حرم به مقام رفیع شهادت نائل شد.



و آن کلیددار پرحاشیه که آفتاب برجامش هنوز طلوع نکرده، غروب کرد هر روز با سخنرانی هایش جنجال به پا می کند تا مردم سرگرم شوند و وعده های صدروزه اش را فراموش کنند. جنجال به پا می کند تا فضا دوقطبی شود و صدای طرفداران دیروز برجام که امروز به جمع مخالفان پیوسته اند و برجام را چیزی جز «قهرمان بازی ظریف و روحانی!» نمی دانند به گوش مردم نرسد.

و کمی آن طرف تر ، تروریست های تکفیری که اوباما آنها را میانه رو می نامد ، رزمنده ای از فاطمیون را به بند کشیده اند و خبرش را با شادی مخابره می کنند.
مدافعانی که در قلبشان مزاری از بانوی بی نشان دارند و از تیر زخم زبان دشمنان درامان نیستند و همین چند وقت پیش، بی بی سی بهای جانشان را با کارت اقامت می سنجید!



و در این میان ، کم نیستند افرادی که فارغ از اخبار تحولات سوریه ، شب ها در آرامش به سر می برند و خواب می بینند فراکسیون امید از فراکسیون فراگیر اصولگرایان جلو زده است!

اما دختر خردسال آن مدافع حرم ، از وقتی تصویر این دو جوان مدافع سوری را دیده است که سربازان معاویه بن ابوسفیان، دستانشان را بسته اند و در خیابان ها می گردانند؛ به یاد روضه های اسارت رقیه (س) افتاده و شب ها تا صبح برای مدافعان حرم دعا می کند.



عجب دنیایی است!
یکی هر نوع شکنجه ای را به جان می خرد تا حرم بانوی دمشق درامان بماند و حرمت ها شکسته نشود ؛ اما من رئیس جمهوری را سراغ دارم که درس خارج فقه خوانده است و برای لجبازی با شورای نگهبان ،برای کاندیدایی که به خاطر رعایت نکردن حکمی شرعی رد شده است دعوتنامه می فرستد.

واقعا عجب دنیایی است!
هزار و چهارصد سال پیش، از بین هزاران هزار انسانی که در کره زمین می زیستند تنها 72 نفر کربلایی شدند و امروز نیز این قاعده پابرجاست.

راستی دیشب به مدافعان حرم که در خط مقدم خان طومان ، جانانه با تکفیری ها می جنگیدند برای وعده شام، عدسی دادند(تصویر زیر) ؛ نمی دانم روحانی در ضیافت دیشب به منتخبان مجلس دهم چه شامی داد؟!





طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف دل، 
برچسب ها: مدافعان حرم، خان طومان، تروریست های تکفیری، فاطمیون، روحانی، لیست امید، اسارت،
ارسال در تاریخ یکشنبه 19 اردیبهشت 1395 توسط عقل کل
چقدر سخت است کسب دستاوردهای علمی  و چقدر راحت است از دست دادن و هدر دادن آن.

چند سالی است دیگر ، روز ملی فناوری هسته ای رنگ و بویی از جشن ندارد و رنگ غم به خود گرفته است، بالاخص امسال که باید به جای جشن، مرثیه بخوانیم.

مرثیه هزاران سانتریفیوژی که از کار انداختند و برای اینکه ملت را راضی کنند دلیل تراشی کردند و گفتند « این سانتریفیوژها از نوع نسل اول بود و باید از رده خارج می شد!»  و اصلا به روی مبارکشان نیاوردند که اگر این سانتریفیوژ ها ارزش چندانی نداشت پس چرا دشمن برای از کارانداختن آنها، ویروس «استاکس نت» را طراحی کرد. ویروسی که شبیه بمب عمل می کرد و اگر توسط نخبگان ایرانی شناسایی نشده بود صدمات مالی و جانی فراوانی به تاسیسات و نخبگان هسته ای ایران وارد می نمود.

امسال باید مرثیه بخوانیم، مرثیه چند تن اورانیومی که از خاک ایران خارج کردند و سپس برای اینکه دل ملت را خوش کنند گفتند «اصلا باورمان نمی شد بتوانیم در ازای 11 تن اورانیوم غنی شده، 200 تن اورانیوم طبیعی بگیریم!» 

آیا این آقایان واقعا ملت را ابله فرض کرده اند و گمان می کنند ملت ، فرق بین اورانیوم غنی شده و اورانیوم طبیعی را نمی دانند؟ آیا فکر می کنند کسی جز آنها از علم هسته ای سر در نمی آورد؟ براساس کدام منطق، مبادله اورانیوم غنی شده ای که نخبگان هسته ای ایران برای تولید آن حدود ده سال زحمت کشیده اند با کیک زرد یا همان خاک معدنی اورانیوم ، شادی آفرین است؟!!!

امسال باید مرثیه بخوانیم، مرثیه راکتور اراک و سیمانی که قبل از اینکه قلب راکتور اراک را نشانه رود غرور و عزت ایرانیان را نشانه گرفت.
مرثیه معدن ساغند که معلوم نیست چه بر سرش می آورند.

مرثیه درز اطلاعات هسته ای ایران که چشمان اسرائیل را روشن می نماید.
مرثیه جوانانی که در اثر سهل انگاری و خوش خیالی دولتمردان ،در لیست جوخه های ترور موساد و سیا قرار می گیرند.

و آقایان همچنان به خوش خیالی خود ادامه می دهند و با خوشحالی می گویند: «مدیرکل آژانس گفته است اقدامات شفافیت ساز ایران ، فراتر از توافقاتی بوده که این کشور با آژانس انرژی اتمی داشته است!» 
کدام عقل سلیمی می پذیرد ما فراتر از تعهداتمان عمل کنیم و آنان به تعهداتشان عمل نکنند و باز هم لبخند بزنیم! کاش خداوند به برخی سیاستمداران ما عقل عنایت می فرمود.

اگر انتظار دارید زمانی فرا برسد که روحانی از نقض برجام سخن بگوید و به اشتباهاتش پی ببرد انتظار بیهوده ای است. روحانی همان کسی است که بعد از دو سال تعلیق کردن فعالیت های هسته ای ایران ، در چشم هفتاد میلیون نفر زل زد و گفت : «ما تعلیق نکردیم ما تکمیل کردیم! اینکه بگویید تعلیق کردیم حرف بیسوادهاست!»

آژانس انرژی هسته ای می گفت ایران فعالیت هایش را تعلیق کرده است، رهبر معظم انقلاب می فرمودند دو سال فعالیت های هسته ای ایران تعلیق شده است، تمام کارشناسان متفق القول بودند به اینکه ایران برای اعتمادسازی با غرب ، دو سال فعالیت های هسته ای خود را تعلیق کرده است اما روحانی می گفت « ما تعلیق نکردیم این حرف مال بیسوادهاست!»

کسی که اشتباهات گذشته اش را نمی پذیرد انتظار دارید اشتباهات امروزش را بپذیرد؟!

آیا روحانی در آن زمان حاضر شد اشتباهش را بپذیرد و تعلیق را بشکند؟ مسلما نه!
اگر رهبر معظم انقلاب وارد صحنه نمی شدند و دستور به رفع تعلیق نمی دادند و اگر مردم با رای خود ، تیم روحانی را بازنشسته نمی کردند روحانی کماکان برای اعتمادسازی با غرب به تعلیق ادامه می داد. زیرا روحانی هیچگاه امیدش از غرب قطع نمی شود هر چند غربی ها برای او ارزشی قائل نباشند و منافقین را بر او ترجیح دهند. چنانکه دولت اعلام کرد سفر روحانی به اتریش به این علت لغو شد که دولت اتریش حاضر نشده است تجمع چند منافق را لغو نماید. اگر اروپایی ها برای روحانی ذره ای ارزش قائل بودند نباید به خاطر تجمع چند منافق ورشکسته، سفر روحانی به اتریش لغو شود. ( ضرب المثلی هست که می گوید: برای کسی بمیر که برایت تب کند!)

برجام به حیثیت روحانی وابسته است و روحانی هیچگاه حاضر نخواهد شد نقض برجام را بپذیرد. زیرا تمام حیثیتش زیر سوال می رود.

اکنون که ظریف می گوید « من و جان کری همدیگر را درک می کنیم» ، آمریکا به تعهداتش عمل نمی کند؛  وای از چند ماه دیگر که نه اوبامایی در کاخ سفید است و نه جان کری وزیر خارجه است! حالا که همدیگر را درک می کنند روح و جسم برجام! مدام در حال نقض شدن است وای به روزی که همدیگر را درک نکنند!

از هسته ای عقب نشینی کردیم در حالی که رکود بر اقتصادمان حاکم است و طبق آمارهای ارائه شده، شکاف طبقاتی افزایش یافته و با تعطیلی واحدهای تولیدی بر خیل بیکاران افزوده می شود.

از هسته ای عقب نشینی کردیم در حالی که ما به فراتر از تعهداتمان عمل کرده ایم و غربی ها به تعهداتشان عمل نکرده اند. خسارت محض یعنی همین!

آیا راه جبرانی هست؟ آیا مردم ، عزمشان را جزم می کنند تا از ادامه این اشتباهات جلوگیری کنند؟ آیا روند عقب نشینی به پیشروی علمی تبدیل خواهد شد؟ آیا در آینده ای نزدیک شاهد خواهیم بود که در روز ملی فناوری هسته ای، جشنی حقیقی برگزار کنیم؟





طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف دل، 
برچسب ها: هسته ای، روز ملی فناوری هسته ای، 20 فروردین، روحانی، برجام، نقض برجام، تعلیق،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 19 فروردین 1395 توسط عقل کل
وقتی صدا و سیما فرمایشات رهبر معظم انقلاب (مدظله العالی) در دیدار اخیرشان با نمایندگان مجلس خبرگان را پخش می کرد که در قسمتی از آن رهبر انقلاب فرمودند:

«در انتخاب رهبر آینده، ملاحظه‌ی خدا را بکنید. احتمال اینکه این دوره‌ای که تازه شروع خواهد شد، مبتلا بشود به این آزمایش، احتمال کمی نیست؛ آن وقتی‌که بنا است رهبر انتخاب بشود، ملاحظات و رودربایستی‌ها را کنار بگذارند؛ خدا را در نظر بگیرند، وظایف را در نظر بگیرند، نیاز کشور را در نظر بگیرند؛ بر این اساس رهبر انتخاب بشود...»

دل خیلی ها با شنیدن این حرف لرزید و غمی بزرگ بر قلبشان نشست و بغضی سنگین ، گلویشان را فشرد.

نمونه آن، جانبازی بود که در دومین شب از مراسم عزاداری حضرت فاطمه سلام الله علیها در حسینیه امام خمینی(ره)، در حضور رهبر انقلاب و در دقایق آخر سخنرانی ،خطاب به سخنران مراسم که آقای پناهیان بود با صدای بلند گفت: « به آقا بگویید از رفتن حرف نزند، از دیشب تا الان به قلبم فشار آمده.»

جمله ای که حرف دل خیلی ها بود.



ای فدایت تمام هستیِ ما

حرفِ رفتن مزن به ما، آقا


ما به عشقِ شما نَفَس بکِشیم

جانِ ما بسته است به جانِ شما


چشمِ بدخواهِ دشمنانت کور

ای عزیز و امیر و رهبرِ ما



با شما ، تا ظهور راهی نیست

دستِ عباسی ات گواه ، آقا


می رسد آن زمان که پرچم را

برسانی به مهدیِ زهرا



جهت سلامتی و طول عمر نائب امام عصر (عج) ،حضرت امام خامنه ای(مدظله العالی) صلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف دل، 
برچسب ها: امام خامنه ای، مقام معظم رهبری، خبرگان، جانباز،
ارسال در تاریخ یکشنبه 23 اسفند 1394 توسط عقل کل
(تعداد کل صفحات:5)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]  

قالب وبلاگ