« رقابت ها تمام شد و دوران وحدت و همکاری فرارسیده است...احتیاج به هماهنگی مثال زدنی داریم که این انتخابات طلیعه و مقدمه آن بود. چون هر چه بود و هر چه شد، تمام شد و نباید به مباحث اختلاف برانگیز دامن زده شود که دوران پس از انتخابات، دوران تلاش برای ساختن کشور است.»

این حرف ها را آقای هاشمی یک روز بعد از انتخابات 7 اسفند بر زبان آورد.

اگر این چند جمله را شش سال پیش گفته بود اکنون ده ها جوان بی گناه زیر خروارها خاک نبودند.

اگر این چند جمله را شش سال پیش گفته بود موسوی و کروبی و خاتمی، پشت گرمی نداشتند به بودن هاشمی و ادامه لجبازی و مقابله با قانون.

و فائزه با حرف هایش به آشوب ها دامن نمی زد و مهدی هاشمی به خارج از کشور پیغام نمی داد که تحریم ها را تشدید کنید.

اگر این چند جمله را شش سال پیش گفته بود سرمایه رای چهل میلیونی بر باد نمی رفت و می توانستیم پرونده هسته ای را بدون عقب نشینی های گسترده ای که در برجام صورت گرفت به سرانجام برسانیم و شاید اکنون علیرضا و آرمیتا داغدار پدر نبودند.



این چند جمله ، چه کارها که می توانست بکند اما وای بر سیاست بازانی که طمع قدرت ،چنان چشمشان را کور می کند که نمی گذارد حرف حق را بر زبان بیاورند.

شریح هم طمع قدرت داشت وقتی به دروغ گفت «هانی زنده است» و دروغ او زمینه ساز واقعه کربلا شد.

سرزنشم نکنید که چرا باز هم از فتنه می گویم، زیرا که من از قرآن آموخته ام « من قتل نفسا بغیر نفس او فساد فی الارض فکانما قتل الناس جمیعا » هر کس انسانی را بدون ارتکاب قتل یا فساد در روی زمین بکشد چنان است که گویی همه انسان ها را کشته است.
نمی توانم چشمم را به روی قتل ده ها انسان بی گناه ببندم و فراموش کنم که یک دروغ بزرگ چه بر سر مردم کشورم آورد.

آهای شهدای فتنه! برخیزید و ببینید سران فتنه هم بعد از شش سال رای دادند. همان ها که می گفتند تقلب شده و حرف شورای نگهبان را نمی پذیرفتند. ببینید امروز به شورای نگهبان اعتماد کرده اند. گویا شش سال پیش ،فقط تشنه خون شما بودند!... آه!


پی نوشت:

1-آقای روحانی گفت: «بسیار انتخابات معناداری در ایران انجام شد. آرای مردم صدها جلد کتاب ، حرف، سخن و رهنمود برای ما دارد. امیدوارم همه درس آموز از مکتب ملت ایران باشیم.»

آقای روحانی! انتخابات همیشه معنادار است و آرای مردم ،همیشه صدها جلد کتاب و حرف دارد. انتخابات 82 و 84 و 88 هم بسیار معنادار بود. اما برخی فقط هنگامی که نتیجه انتخابات به نفعشان باشد معنایش را می فهمند و زمانی که نتیجه به نفعشان نباشد خودشان را به نفهمی می زنند!

2-کسانی که مردم شهرستان ها یا تهران را ستایش یا نکوهش می کنند بدانند که مردم به دلیل اینکه حزبی نیستند رای ثابتی ندارند و در گذر زمان به انتخاب های متنوعی می رسند: به طور مثال، مردم تهران همان مردمی هستند که در مرحله دوم انتخابات 84 ، حدود دو میلیون و 174 هزار به احمدی نژاد رای دادند در حالی که به هاشمی یک میلیون و 390 هزار رای دادند. باز همین مردم در سال 88 به موسوی بیش از احمدی نژاد رای دادند.
مردم شهرستان ها نیز رای ثابتی نداشته و شاهد تغییرات صد و هشتاد درجه ای در رای آنها هستیم: سال 76 به خاتمی رای داده اند، سال 84 به احمدی نژاد، سال 92 به روحانی.



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: انتخابات 94، هاشمی، فتنه88، رای،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 12 اسفند 1394 توسط عقل کل
فردای بعد از انتخابات، اگر اصلاح طلبان و اعتدالگرایان و صدای ملت، اکثریت کرسی های مجلس را کسب نموده باشند یکی از اولویت های آنان پیگیری رفع حصر سران فتنه خواهد بود و مجلسی تشکیل خواهد شد که به احتمال زیاد، شباهت های بسیاری به مجلس ششم دارد؛

اقتصاد مقاومتی باز هم به حاشیه رانده می شود و سفارشات و دستورات رهبر معظم انقلاب(مدظله العالی) باز هم بر زمین خواهد ماند؛

آمریکا مصمم خواهد شد که با نیروهایی که اصطلاحا آنها را میانه رو!  می نامد و از آنان حمایت می کند، الگوی برجام را در منطقه پیاده کند و دستاوردهای حاج قاسم و مدافعان حرم را بر باد دهد و پای داعش را به مرزها و حتی داخل کشور ایران باز کند؛

فشار بر نیروهای متدین و انقلابی با نثار کردن برچسب های تندرو و افراطی، تشدید خواهد شد؛

فاصله طبقاتی و رواج اشرافیگری افزایش خواهد یافت؛

طرفداران انقلاب اسلامی در سراسر جهان در فشار بیشتری قرار خواهند گرفت و تضعیف خواهند شد؛
و...

وقتی رهبر معظم انقلاب در شرایط فعلی از لیست انتخاباتی سخن می گویند ، می خواهند به من و شمایی که خود را پیرو ولایت می دانیم بفهمانند این روش رای دادن را در پیش بگیرید.

حال نمی دانم چرا برخی افراد هنوز هم اصرار دارند که گزینشی رای دهند و همه 30 نفر لیست را برای مجلس شورای اسلامی ننویسند و حتی به سلیقه خود، لیست جداگانه ارائه می دهند و با این استدلال که فلان فردی که در لیست 30 نفره است در مورد برجام خوب عمل نکرده و شایسته رای دادن نیست چند نفر را حذف می کنند.

این استدلال اگر در شرایط عادی بود صحیح به نظر می رسید اما در شرایط حساس کنونی ، این استدلال قابل قبول نیست. زیرا همین فردی که حامی برجام بود و خوب عمل نکرد ممکن است در پیگیری مبارزه با مفاسد اقتصادی بسیار خوب عمل کرده باشد؛ اگر شما چند فرد را به خاطر عملکرد نامطلوبشان در قضیه برجام از لیست خط بزنید نه تنها افراد بهتری به مجلس نمی روند بلکه به احتمال بسیار قوی، کسانی را به جای آنان به مجلس خواهید فرستاد که هم حامی سرسخت برجام هستند و هم میلی به مبارزه با مفاسد ندارند. شما می خواهید ایده آل ها را به مجلس بفرستید اما این را در نظر نمی گیرید که نگرش ایده آلی در شرایط فعلی، نه تنها به خوب شدن اوضاع کمک نمی کند بلکه ممکن است وضع را بدتر نیز بکند. عقل حکم می کند که بین بد و بدتر، بد را انتخاب کنید.

اکنون که می خواهید تصمیم بگیرید حواستان به فردای بعد از انتخابات نیز باشد. نکند اعمال سلیقه و نگرش ایده آلی شما باعث شود شکست انتخابات 92 تکرار شود.

به عنوان فردی که فقط و فقط، حرف رهبر معظم انقلاب برای من حجت است و کاری به احزاب و بزرگان احزاب ندارم ، در شرایط حساس فعلی، گزینشی عمل نمودن و ایده آلی نگاه کردن را اصلا صحیح نمی دانم و معتقدم که با فرمایش رهبر انقلاب مبنی بر انتخاب لیست درست و رای دادن به آنها ، حجت بر مدافعان ولایت تمام است. چه حجتی بالاتر از فرمایش رهبری.

می دانم که نیت آن افرادی که به دنبال رای دادن گزینشی هستند نیت خیری است و دلسوز اسلام و انقلابند اما باید شرایط را نیز در نظر بگیرند. نکند انتخاب گزینشی آنها، باعث شود کسانی به مجلس شورای اسلامی وارد شوند که پشت حاج قاسم را خالی کنند.

می گویند مومن از یک سوراخ دوبار گزیده نمی شود. یکبار تفرقه بین نیروهای ارزشی ایجاد شد و نتیجه اش روی کار آمدن دولتی بود که از دستاوردهای شهدای هسته ای عقب نشینی کرد. مراقب باشید این بار با تفرقه و نگرش ایده آلی و اعمال سلیقه باعث نشوید مجلسی شکل گیرد که از دستاوردهای شهدای مدافع حرم عقب نشینی کند.

اگر باز هم به رای دادن به هر 30 نفر لیست شک دارید به این عکس بنگرید. ما شرمنده چشمان معصوم علیرضا و آرمیتا شدیم ، دیگر اجازه ندهید شرمنده چشمان معصوم فرزندان شهدای مدافع حرم شویم.





طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: انتخابات، مجلس شورای اسلامی، اصولگرایان، لیست انتخاباتی، اصلاح طلبان، مدافعان حرم،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 6 اسفند 1394 توسط عقل کل
احساس تکلیف کرده اند و به میدان رقابت آمده اند، اما نه برای صندلی های مجلس ، بلکه برای تقدیم خون سرخ خویش در راه اسلام و انقلاب.

میدان رقابت گرم است رقابتی که کاملا رنگ خدایی دارد ، نه تنها یکدیگر را تخریب نمی کنند بلکه سپر بلای همدیگر می شوند و برادری و همدلی در بین آنان موج می زند.

انتظار می کشند تا اسمشان در لیست شهادت وارد شود. اینجا بزرگان احزاب نیستند که لیست را می نویسند ، اینجا علمدار کربلاست که مامور نوشتن است و آنان را که مرامشان حسینی است انتخاب می کند.
 
 نه حرفی از حزب مطرح است نه قوم و نژاد و ملیت. اصلاح طلب و اصولگرا و اعتدال گرا و مستقل که اصلا مفهومی ندارد جزء سرگرمی های دنیاست و آنان که جانشان را کف دست گرفته اند را با سرگرمی های دنیا چه کار!
 همه عضو حزب خدا هستند و می گویند «کلنا عباسک یا زینب»

 پای هر امتحانی حاضر می شوند و سربلند بیرون می آیند. روی توانایی ها و صلاحیت خودشان حساب می کنند، از کیسه پدر و پدربزرگشان خرج نمی کنند.
 
ممکن است حوزه انتخابیه خود را عوض کنند روزی در حلب بجنگند و روزی در ریف دمشق و روز دیگر در اطراف سامرا؛ اما هیچگاه رنگ عوض نمی کنند و برای انتخاب شدن ریا نمی ورزند و بر اصولشان پایدارند.

میدان، میدان اخلاص است نه میدان هیاهو و تبلیغات.
 انقلابی ها دور هم جمع شده اند، انقلابی هایی که اوباما را پدر تروریست های تکفیری می دانند و جان کری را عصبانی می کنند!
 همه امیدشان فقط به خداست و کدخدا را زیرپا له می کنند.

 لیست را پر می کنند با اسامی:  ابو وهب ایرانی ، ابوحامد افغانی، ابومنتظر عراقی، ابو ماهر لبنانی و...

 امام زمان(عج) نیز لیست یارانشان را از بین همین ها پر می کند، از بین اسم هایی که قمربنی هاشم نوشته است. از بین اسم هایی که برای دفاع از حرم عقیله بنی هاشم سر از پا نمی شناسند.
 
کاش می شد به این لیست رای بدهم. لیستی که سرلیستی چون سردار همدانی و ابوحامد دارد.



پی نوشت:
1- ولادت حضرت زینب سلام الله علیها را پس از تبریک به محضر امام زمان(عج)، باید به مدافعان حرم تبریک گفت که آبروی شیعه را خریدند.

2-همیشه برای ماندن، هزاران توجیه است و برای رفتن، یک دلیل کافیست.



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: مدافعان حرم، حضرت زینب(س)، لیست انتخاباتی، رای،
ارسال در تاریخ شنبه 24 بهمن 1394 توسط عقل کل
در دوران شاه ملعون، تبعیض و بی عدالتی حاکم بود و اطرافیان و منسوبین شاه بر همه مقدم بودند. انقلاب که به پیروزی رسید یکی از اهداف انقلاب اسلامی برقراری حکومت عدل الهی و رفع تبعیض از جامعه بود.

با این وجود، عده ای در روزهای اخیر با اعلام تایید نشدن صلاحیت سید حسن خمینی ، به جای اینکه از اجرای یکسان قانون در حق همه(حتی نوه امام) خوشحال باشند ابراز ناراحتی کردند و به طور مثال، پسر سید حسن با نوشتن متنی، واکنش نشان داد.

اما سوال اصلی این است که آیا امام خمینی(ره) انقلاب کردند تا امتیاز ویژه برای خانواده و اطرافیان خود قائل شوند؟ مسلما نه! امام الگوی عدالت و تقوا بود و هرگز راضی نبود که در اجرای قانون بین منسوبین ایشان و دیگران تفاوت قائل شوند. با این حساب ، آیا سید حسن انتظار داشت در حق او پارتی بازی کنند و چون نوه امام است با بقیه فرق داشته باشد؟!

آیت الله صدیقی امام جمعه موقت تهران نیز مثل سید حسن خمینی در آزمون شرکت نکرد و رد صلاحیت شد اما قانون را پذیرفت و اعتراض نکرد. اگر بنا به تایید صلاحیت بدون آزمون باشد آیت الله صدیقی هم از نظر علمی و هم از نظر اخلاق و عرفان که محضر بزرگانی چون آیت الله بهاء الدینی و آیت الله بهجت را درک کرده است بر سید حسن اولویت داشت.
آیا چون سید حسن نوه امام است باید تایید صلاحیت می شد اما آیت الله صدیقی که منسوب به امام نیست باید رد شود؟!

بعضی افراد حتی وقتی در یک اداره ، پارتی بازی ببیند صدای اعتراضشان بلند می شود اما وقتی نوبت به خودشان می رسد انتظار دارند که در حق آنها پارتی بازی کنند.

این اقدام شورای نگهبان در تایید نکردن صلاحیت سید حسن خمینی به دلیل عدم شرکت در آزمون، اقدامی تحسین برانگیز بود و ما باید به خاطر اینکه شورای نگهبان جلوی پارتی بازی را گرفت از این نهاد قانونی تشکر و قدردانی کنیم.

مسلما روح مطهر حضرت امام (ره) از این اقدام شورای نگهبان بسیار خشنود است زیرا امام هیچگاه راضی نبود که به عنوان «پارتی» برای خانواده و منسوبینش محسوب شود. این هدیه شیرین و گوارایی به حضرت امام بود. هدیه ای که نشان داد انقلاب خمینی (ره) هنوز هم طرفدار عدالت و رفع تبعیض است. من از شورای نگهبان متشکرم که با این اقدام و اجرای یکسان قانون، روح حضرت روح الله را در ملا اعلی شاد کردند.



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: سید حسن خمینی، شورای نگهبان، امام خمینی(ره)، خبرگان، آزمون خبرگان، پارتی بازی،
ارسال در تاریخ شنبه 24 بهمن 1394 توسط عقل کل
یادگار امام (ره) مرحوم حجت الاسلام سید احمد خمینی در ابتدای مصاحبه ای که در تاریخ 24 فروردین 1360 در روزنامه جمهوری اسلامی چاپ شده است نکاتی را در مورد منسوبین حضرت امام(ره) بیان کرده اند که در اینجا مرور می کنیم:

حجت الاسلام حاج سید احمد خمینی قبل از طرح سوال خبرنگاران اظهار داشت:

« ابتدا لازم می‌دانم یکی دو مسئله را تذکر دهم: اول اینکه ما منسوبین حضرت امام باید توجه داشته باشیم که فقط به علت نزدیکی با ایشان است که با ما مصاحبه می‌شود و یا به ما احترام می‌شود و الا خود ما که چیزی نیستیم و ویژگی‌هایی نداریم.

نه زندان رفته‌ایم و نه شکنجه شده‌ایم و نه در فلسفه غرب و شرق اهل نظریم و نه در فقه و اصول مجتهد، نه ادیبیم و نه منطقی، فقط و فقط منسوب امامیم. پس باید دقیقا توجه کنیم که اگر امام نبودند هرگز کسی ما را بدان صورت نمی‌شناخت تا با ما مصاحبه کند پس من من نکنیم که هیچیم.

من چون فرزند امام هستم می‌آیند و با من مصاحبه می‌کنند، چاپ می‌کنند و آن را تیتر می‌کنند و الا از قبیل من زیادند و از من بهتر بسیار بیشتر. در حوزه‌های علمیه سراسر ایران از قبیل ما فراوان که کسی با آنان مصاحبه نمی‌کند. لذا باید توجه کنیم که از این انتساب سوء‌استفاده نکنیم که خلاف شرع مبین است.

مسئله دیگر اینکه اگر هم بگوئیم که من کاری با امام ندارم و من خودم هستم و حرف‌های من، حرف‌های من است و به امام مربوط نمی‌شود کما اینکه از روی عدم آگاهی قبلا گفته شده بود این خدعه و فریب است زیرا تنها با عنوان فرزند امام و غیره است که می‌توانند لی لی به لالامون گذارند و الا کی هستید تا کسی تو را بشناسد، چه رسد به اینکه با تو صحبت کند و تیتر کند و هر کس استفاده خودش را بکند. خودت را بکشی فرزند امامی و با این ژست که: نخیر من با امام کاری ندارم و فقط حرف‌های خودم را می‌زنم کار تمام نمی‌شود.

پس باید مصاحبه نکنی و یا وقتی مصاحبه می‌کنی صد در صد امام راضی باشد و الا سوء‌استفاده چی هستی، چون چیزی نیستی. تو را به خدا به خودمان رجوع کنیم: آیا غیر از این است ؟! پس سعی کنیم خلاف نکنیم چون می‌دانیم از قبیل ما هزاران هزار هستند پس چرا نمی روند با آنان مصاحبه کنند؟ اگر فضل و علم و دید سیاسی بود که از ما بهتر زیادند پس چرا سراغ آنان نمی روند؟

مسئله دیگری که باید به خواهران و برادران خبرنگارم بگویم این است که شما ملاک در مصاحبه را چه می دانید؟ آیا صلاح است ملاک های غیراسلامی را ملاک قرار دهید و تنها و تنها نسبت به امام را معیار مصاحبه قرار دهید؟ اگر چنین است نکنید که هم ما از این کار گمراه می شویم و هم تاریخ درباره شما خوب قضاوت نمی کند.»

پی نوشت:

خدا رحمت کند حاج احمد آقا خمینی را، که آنقدر متواضع بود که هیچ فرقی بین خود و بقیه مردم قائل نمی شد و آنقدر اخلاص و تقوا داشت که حتی در موارد کوچکی مثل یک مصاحبه نیز امتیازی برای خود نسبت به دیگران قائل نبود و ابراز نگرانی می کرد که چرا برخی خبرنگاران، فقط با ملاک قرار دادن نسبت با امام(ره)، با ایشان یا دیگر منسوبین حضرت امام مصاحبه می کنند.




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: امام خمینی(ره)، یادگار امام، سید احمد خمینی، منسوبین امام، مصاحبه مطبوعاتی،
ارسال در تاریخ جمعه 9 بهمن 1394 توسط عقل کل
حضرت امام خمینی (ره) معتقد بودند که بعضی ها علم دارند اما عقلشان کم است و به همین دلیل دید سیاسی ناقصی دارند.

ایشان در جواب کسانی که شهید رجایی را مورد هجمه قرار می دادند و می گفتند رجایی علم ندارد، می فرمود: « هی نروید دنبال اینکه رجایی علم ندارد، این عقلش بیشتر از علمش است و بعضی از شما علمتان بیشتر از عقلتان است.»

امام خمینی(ره) می فرمود: « من الان هم نمی خواهم با این دسته ای که مسلمان هستند، لکن دید سیاسی شان ناقص است مع الاسف دانشمند هم هستند. یکی از علما در یک جایی هست که سوال کرده بود از یک کسی که شما این عالم و آن عالم اینها را چطور می بینید، او گفته بود که این عالم عقلش کمتر از علمش است، یا گفته بود علمش بیشتر از عقلش است و آن عالم عقلش کمتر از علمش است، علمش زیاد است عقلش کم است. در بعضی از این اشخاص هم من باید بگویم که اینها علم دارند، لکن عقلشان به اندازه علم نیست.»

در دوران ما هم کم نیستند افرادی که علم دارند اما عقلشان کمتر از علمشان است و در تشخیص مسائل دچار اشتباه می شوند.

ما بارها شاهد بوده ایم افرادی که علم داشتند مثلا استاد دانشگاه، حقوقدان ، دکتر و متخصص بودند یا حتی درس خارج فقه خوانده بودند اما نتوانستند حق را از باطل تشخیص دهند و هر قدر هم که مسائل را با دلیل برای آنان توضیح دهید متوجه نمی شوند چرا که عقلشان کمتر از علمشان است.

به طور مثال در فتنه 88 برخی از علما و آیت الله ها و اساتید دانشگاه و ... نتوانستند حقیقت را تشخیص دهند اما بسیاری از مردم که علمشان به اندازه علما و اساتید نبود و حتی بعضی از مردمانی که سواد خواندن و نوشتن هم نداشتند ،توانستند حقیقت را بفهمند و عمق مساله را دریابند چون هر چند علمشان کم بود اما عقلشان زیاد بود.

امروز هم بسیاری از جوانان مومن و انقلابی که برخی از غربزده ها آنان را با عنوان افراطی و تندرو مورد هجمه قرار می دهند ، اگر چه ممکن است به اندازه برخی از اساتید و بزرگان و به اصطلاح سرمایه های انقلاب علم نداشته باشند اما عقلشان زیاد است و مسائل را خوب تشخیص می دهند. مقام معظم رهبری (مدظله العالی) در مورد آنان فرمودند:

« جماعت مومن را، جوان های انقلابی را که هم انقلابی اند...خیلی اوقات عقلشان و فهمشان و تعقلشان هم از بعضی از بزرگترها خیلی بیشتر است، خوب می فهمند، خوب تحلیل می کنند، خوب مسائل را تشخیص می دهند و سینه چاک انقلابند، سینه چاک اسلامند.»



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: امام خمینی(ره)، امام خامنه ای، جوانان مومن و انقلابی، عقل، علم،
ارسال در تاریخ شنبه 3 بهمن 1394 توسط عقل کل
(تعداد کل صفحات:35)      [...]   [4]   [5]   [6]   [7]   [8]   [9]   [10]   [...]  

قالب وبلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic