« آش شله قلمکار »که می گویند یعنی همین! یعنی اینکه افرادی قبلا ادعا کرده اند مستقل هستند و یا ادعا کرده اند اصولگرا هستند و اکنون اسمشان در لیست اصلاح طلبان وارد شده است!

آیا واقعا می شود افرادی مستقل باشند و در عین حال ادعا کنند که اصولگرا یا اصلاح طلبند؟!

آیا می شود افرادی هم اصولگرا باشند و سید محمد خاتمی را یکی از سران فتنه بدانند و هم اصلاح طلب باشند و خاتمی را رهبر جریان اصلاح طلبی بدانند؟! یعنی هم به عنوان یک اصولگرا، خواستار محاکمه خاتمی باشند و هم به عنوان یک اصلاح طلب از خاتمی تمجید کنند!!!

شاید بگویید رهبر معظم انقلاب (مدظله العالی) در سخنرانی های چندین سال قبل خود، از « اصلاحات اصولگرایانه و اصولگرایی مصلحانه » سخن گفتند و اصلاح طلبی و اصولگرایی را در هم تنیده دانستند.

بله! منظور رهبر معظم انقلاب در آن سخنرانی ها که قبل از سال 88 بود ، اصلاحات واقعی بود نه اصلاحاتی که فتنه 88 را رقم زد!

اگر فرمایشات معظم له را مرور کنیم ایشان فرموده اند: « اصلاحات جزو مبانی اصولگرایی است... اصلاحات اصولگرایانه و اصولگرایی مصلحانه درهم تنیده هستند. آن اصلاحاتی که بخواهد با معیار آمریکایی در کشور انجام بگیرد، مثل همان اصلاحات رضاخانی است. می دانید رضاخان در مهمترین بخش ها و سال های سلطنتش، شعارش اصلاحات بود. همه ی این فجایع و جنایاتی که شما در دوره رضاخان سراغ دارید تحت نام و زیر پرچم اصلاحات انجام گرفته است. اسناد بازمانده از دوره رضاخان را بخوانید. افراد را برکنار می کردند چون می گفتند اینها ضد اصلاحاتند. افرادی را سرکار می آوردند چون می گفتند اینها مومن به اصلاحاتند. آن اصلاحاتی که با معیار رضاخانی، با معیار آمریکایی و با معیار فرهنگ غربی انجام بگیرد، اصلاحات نیست، افسادات است...اصلاحات باید ضابطه مند و مبتنی بر ارزش ها و معیارها و خط کشهای اسلامی و ایرانی باشد. معیار اصلاحات ، قانون اساسی است؛ بر این اساس باید ما اصلاحات کنیم، ما به اصلاحات احتیاج داریم، اصلاحات تصحیح روش های ماست؛ تصحیح هدف های مرحله ای ماست؛ تصحیح تصمیم گیری های ماست؛ تعصب نورزیدن روی تصمیم گیری های ناحق است. این، غیر از ساختارشکنی و مبارزه با قانون اساسی، مبارزه با اسلام و مبارزه با استقلال یک کشور است

رهبر معظم انقلاب ، اصلاحاتی را می پذیرند که با قانون اساسی مبارزه نکند. در حالی که محمد خاتمی در سال 88 با قانون اساسی مبارزه کرد و بر ضد رای مردم کودتا کرد.

رهبر انقلاب ، فتنه 88 را خط قرمز نظام معرفی فرمودند و حتی حاضر نشدند خاتمی را که یکی از سران فتنه بود برای عیادت خود بپذیرند. بنابراین آن نوع اصلاحاتی که هنوز خاتمی را در راس جریان خود می داند نمی تواند اصلاحات مد نظر رهبر انقلاب باشد.

اگر کسی ذره ای درک سیاسی داشته باشد خواهد فهمید که اصلاح طلبی حزبی که فتنه را خط قرمز نمی داند، هیچگاه با اصولگرایی قابل جمع نیست. با مستقل بودن هم قابل جمع نیست.

اکنون که به مرحله دوم انتخابات در برخی از حوزه های انتخابیه نزدیک می شویم «لیست امید» اصلاح طلبان برای مرحله دوم انتخابات منتشر شد و در این لیست افرادی به چشم می خورند که قبلا ادعای مستقل بودن یا اصولگرا بودن داشته اند و اکنون اسمشان در لیست اصلاح طلبان مشاهده می شود!

این افراد باید تکلیفشان را روشن کنند و بگویند بالاخره چه تفکری دارند. هر کاندیدایی اول باید تکلیفش با خودش روشن باشد. افرادی که هنوز تکلیفشان با خودشان روشن نیست چگونه می خواهند در مجلس برای مردم تعیین تکلیف نمایند و قانون بنویسند.

نماینده باید ثبات فکری داشته باشد. اگر کاندیداهایی حاضر شوند برای کسب چند رای بیشتر، مورد حمایت هر لیستی قرار گیرند چگونه می خواهند در صورت ورود به مجلس، از حقوق مردم دفاع کنند.

هر کاندیدایی بهتر است صادقانه ، خط فکری و نگرش سیاسی خود را برای مردم روشن نماید تا به مذبذب بودن و دم دمی مزاج بودن متهم نشود.

 اگر کاندیدایی به صورت مستقل وارد عرصه رقابت انتخاباتی شده است تا پایان رقابت، مستقل بماند ، اگر به اسم اصولگرایی وارد عرصه شده، تا آخر اصولگرا بماند و اگر به اسم اصلاح طلبی وارد صحنه شده، تا پایان رقابت انتخاباتی اصلاح طلب بماند. ثبات فکر و عقیده ،باعث جلب اعتماد مردم می شود و تغییر و تزلزل در عقیده، اعتماد مردم را سلب می نماید.




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: انتخابات، اصلاح طلب، اصولگرا، مستقل، مجلس، لیست امید اصلاح طلبان، مرحله دوم انتخابات،
ارسال در تاریخ شنبه 28 فروردین 1395 توسط عقل کل
نه تنها ما، بلکه حتی اولیای الهی و علما و عرفای بزرگ نیز از عاقبت امر خویش نگرانند و از خدا می خواهند که آنان را از شقاوت و بدبختی دور نگه دارد و عاقبت آنها را ختم به خیر گرداند.

امام صادق علیه السلام، یک راه میانبر برای دوری از شقاوت به شیعیان آموخته اند و به یکی از یاران خویش فرموده اند:

« یا اَبا هارُون، اَنَا نَأمُرُ صَبیاننا بِتَسبیحِ فاطِمَةَ كَما نَأمُرُهُمْ بِالصَّلاةِ، فَأَلزَمَهُ، فِاِنَّهُ لَمْ یَلْزِمُهُ عَبْدُ فَشَقِی »

ای اباهارون! ما بچه های خود را همانطور که به نماز امر می کنیم، به تسبیح حضرت فاطمه (س) نیز امر می کنیم. تو نیز بر آن مداومت کن، زیرا هرگز به شقاوت نیفتاده است بنده ای که بر آن مداومت نموده است.»




بهار فاطمی و میلاد با سعادت ام ابیها ، دردانه پیامبر(ص)، عشق امیرمومنان(ع)،
ام الائمه ، حجت بر امامان(ع) و الگوی کامل موعود آخرالزمان(عج) مبارک.



طبقه بندی: حرف حساب، 
برچسب ها: حضرت زهرا(س)، تسبیحات حضرت زهرا، حدیث، شقاوت،
ارسال در تاریخ سه شنبه 10 فروردین 1395 توسط عقل کل
برجام یک: عقب نشینی از دستاوردهای هسته ای و چشم بستن بر خون شهدای هسته ای
توجیه: دشمن می خواست حتی یک سانتریفیوژ هم نداشته باشیم اما ما با مذاکره و گفتگو توانستم چند هزار سانتریفیوژ را نگه داریم و این یعنی برد- برد!

برجام دو: عقب نشینی از خط قرمز نظام(یعنی فتنه88) و چشم بستن بر خون شهدای فتنه
توجیه: باید سران فتنه را دوباره به صحنه بیاوریم تا آشتی ملی رخ دهد و این یعنی برد- برد!

برجام سه: عقب نشینی از دستاوردهای موشکی و چشم بستن بر خون شهدای صنعت دفاعی
توجیه: دشمن می خواست حتی یک موشک هم نداشته باشیم اما ما با مذاکره و گفتگو توانستیم بخشی از موشک های کوتاه برد را حفظ کنیم و این یعنی برد-برد!

برجام چهار: عقب نشینی از دستاوردهای منطقه ای و چشم بستن بر خون شهدای مدافع حرم
توجیه: دشمن می خواست جبهه مقاومت در سوریه و عراق و لبنان و یمن و غزه را به طور کامل حذف کرده و خلع سلاح نماید اما ما با مذاکره و گفتگو توانستیم بخشی هر چند اندک از جبهه مقاومت را به طور محدود حفظ کنیم و این یعنی برد- برد!

برجام پنج: عقب نشینی از برخی اصول قانون اساسی و احکام اسلام و چشم بستن بر خون شهدای دفاع مقدس و انقلاب اسلامی
توجیه: دشمن می خواست اسلام را به صورت کامل از زندگی مردم ایران حذف نماید اما ما توانستیم با مذاکره و گفتگو ،بخشی از احکام اسلام مثل فریضه نماز و روزه! را حفظ کنیم و این یعنی برد-برد!
.
.
.
.
.
برجام چندم: عقب نشینی از نوامیس ایرانی و چشم بستن بر غیرت و شرافت انسانی
توجیه: دشمن به تمام نوامیس ایرانیان چشم دوخته بود اما ما توانستیم با مذاکره و گفتگو ، فقط چند هزار از نوامیس را به صورت مسالمت آمیز بدهیم و بقیه را حفظ کنیم و این یعنی برد-برد!!!!!!!!!!!!!


شاید گمان کنید که این بخش آخر، خیلی اغراق آمیز است و مضحک به نظر می رسد اما باید این نکته را در نظر داشته باشید که عقب نشینی همیشه به صورت تدریجی صورت می گیرد و حساسیت مردم نیز همراه با هر عقب نشینی به تدریج کاهش می یابد. مثلا تا قبل از توافق هسته ای هرگز فکر نمی کردیم بتوانند از دستاوردهایی که برای آن خون شهدای هسته ای هزینه شده است عقب نشینی کنند اما امروز شاهدیم که از آن به عنوان یک موفقیت بزرگ یاد می کنند و به آن تا پایان تاریخ افتخار می کنند در حالی که تحریم ها فقط روی کاغذ برداشته شده! 
هرگز فکر نمی کردیم بتوانند فردو را به یک دکور هسته ای تبدیل کنند و اورانیوم 20 درصد را به باد دهند! هرگز فکر نمی کردیم دشمن آنقدر پررو و وقیح شود که نسبت به انجام آزمایش موشکی در خاک کشورمان نیز واکنش نشان دهد! و...

عقب نشینی حد و مرز نمی شناسد. دولتی که بتواند از دستاوردهای علمی نخبگانش که ناموس علمی کشور به حساب می آید عقب نشینی کند ، ممکن است روزی هم چوب حراج به غیرتش بزند و نوامیس ایرانی را حراج کند.

اگر باز هم فکر می کنید این حرف ها مبالغه آمیز است نگاهی به ژاپن بیندازید. ژاپنی که به اقتصادش می نازد برای حفظ رابطه اش با آمریکا ،غیرتش را فروخته است. اخبار را مرور کنید: تجاوز سه سرباز آمریکایی به یک دانش آموز 12 ساله ژاپنی ؛ تجاوز گروهی سربازان آمریکایی به یک دختر ژاپنی و...

این ها تنها نمونه ای از تجاوز و قتل مردم ژاپن توسط سربازان آمریکایی است. سربازانی که دولت ژاپن اجازه هیچگونه برخوردی با آنان را ندارد و باید در آمریکا به پرونده آنان رسیدگی شود و مردم ژاپن هیچگاه در جریان بررسی این پرونده ها قرار نمی گیرند. مردمی که سال هاست می خواهند آمریکا را از کشورشان بیرون کنند اما نمی توانند و حتی اعتراضات آنان نسبت به حضور سربازان آمریکایی ، توسط برخی از رسانه های ژاپنی سانسور می شود. شاید آن رسانه ها هم مثل برخی شبه روشنفکرنماهای ایرانی معتقدند برای یک تعرض که نباید رابطه را برهم زد!

در کنار آن ، نگاهی به عملکرد برخی سیاستمداران ایرانی نیز بیندازید و یک لحظه فکر کنید سیاستمدارانی که در قبال تعرض به دو نوجوان ایرانی و کشتار صد ها حاجی و توهین های مکرر سعودی ها به ملت ایران ، همچنان خواستار تداوم رابطه دوستانه با عربستان هستند ؛ اگر خدای ناکرده روزی آرزوهایشان عملی شود و پای آمریکا به ایران باز شود آیا می توانند مدافع حقوق ملت ایران در برابر آمریکا باشند؟ مسلما نه!
وقتی با عربستان که نوچه آمریکاست اینقدر تعارف دارند معلوم است برای آمریکا سنگ تمام می گذارند! مگر امروز نمی بینید این آقایان حتی از اینکه بگویند آمریکا به تعهداتش عمل نکرده ،ناراحت می شوند و واکنش نشان می دهند.

برجام 2 و 3 و 4 و... یعنی تاراج تدریجی غیرت ملی!

و پایان این برجام ها ،دست کشیدن از اسلام و عزت و غیرت و شرافت انسانی است . اگر به دنبال اعتمادسازی با غرب و آمریکا هستید آنها تنها وقتی به ما اعتماد می کنند که از روش و آیین غرب پیروی کنیم. قرآن می فرماید:
« و لن ترضی عنک الیهود و لا النصاری حتی تتبع ملتهم» یهود و نصاری از تو راضی نمی شوند مگر اینکه از آیین آنها پیروی کنی.



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: برجام، برجام 2 و 3، آمریکا، هسته ای، عقب نشینی، موشکی، غیرت،
ارسال در تاریخ سه شنبه 10 فروردین 1395 توسط عقل کل
آقای روحانی در سخنرانی اخیر خود با اشاره به دستاوردهای دولتش در سال 94 گفت: «ما در یک صحنه جهانی در برابر دنیا و قدرت های جهانی پیروز شدیم...و تا پایان تاریخ به آن افتخار خواهیم کرد.»

آقای روحانی! ما مردم باید به کدامیک از دستاوردهای دولت شما تا پایان تاریخ!!!! افتخار کنیم!

به اینکه دست نخبگان هسته ای را بستید و تا پانزده سال آینده نمی توانند اورانیوم را بیش از 3/67 غنی سازی نمایند و با این کار ،انگیزه های علمی آنان را کشتید!

به اینکه کلیدتان ، پیشرفت های علمی را قفل کرد و  رشد علمی کشور را کاهش داد!

به اینکه همه چیز در دولت شما محرمانه است و مردم را محرم اسرار نمی دانید،

به اینکه از برجام بتی ساخته اید و همگان را مجبور به کرنش در برابر آن می نمایید و هر کس کوچکترین انتقادی به آن داشته باشد با ادبیات اخلاق مدارانه!!! جنابعالی مورد نوازش قرار می گیرد و حتی کسانی که آنان را افتخارآفرینان برجام می دانید و به آنان مدال می دهید حق کوچکترین انتقاد نسبت به عدم پایبندی آمریکا به تعهداتش را ندارند،

به اینکه اثرات برجام فقط بر روی کاغذ مانده است و یاوه گویی های آمریکا هر روز بیشتر می شود و دلارهای ایران به بهانه های واهی مصادره می گردد؛

به اینکه با دست و دلبازی ، اقتصاد فرانسه را از رکود خارج کردید و در عوض ، فرانسه به پاس خوش خدمتی شما ،با جدیت به دنبال تحریم مجدد ایران به بهانه موشکی برآمد!

به اینکه وعده صد روزه شما ، چندساله شد و کشور همچنان در رکود به سر می برد و وزیر کار می گوید هر پنج دقیقه یک نفر به بیکاران کشور اضافه می شود!

به اینکه وزیر نفتی دارید که سیاست های غلطش، عاملی مهم در کاهش قیمت نفت است!

به اینکه از یک طرف حرم اهل بیت(ع) را خط قرمز می دانید و از طرف دیگر، فیلم های مربوط به سوریه را در جشنواره فجر حذف می کنید.

آقای روحانی! ما تا پایان تاریخ باید به چه چیزی در سال 94 افتخار کنیم؟!

آیا به این افتخار کنیم که در آغازین روزهای سال 94 برای اولین بار در تاریخ روابط ایران با کشورهای جهان، دو نوجوان ایرانی توسط برادران سعودی آقای ظریف در فرودگاه مورد تعرض قرار گرفتند و شما کاری نکردید؟

آیا به این افتخار کنیم که حدود پانصد حاجی ایرانی را در منا کشتند و شما سفرتان به آمریکا را لغو نکردید و وزیر خارجه دولتتان، با ادبیات انفعالی و دوست و برادر خواندن حاکمان سعودی بر زخم دل صدها خانواده ایرانی نمک پاشید؟

آیا به این افتخار کنیم که جیبوتی هم برای ما که حتی آمریکا را نیز به حساب نمی آوردیم ،شاخ شده و با قطع رابطه، عظمت ما را به سخره می گیرد؟

آیا به این افتخار کنیم که با دیپلماسی انفعالی خود ، خزانه عزت ملی را خالی می کنید؟!

 خداوند به مدافعان حرم و سردار سلیمانی و دریادلان سپاه خیر دهد که هر از چندگاهی با اقدامات غرورآفرین خود (مثل دستگیری تفنگداران آمریکایی)عزت ملی ما را شارژ می کنند و گرنه با این سیاست انفعالی که شما در پیش گرفته اید چیزی از عزت و غرورمان باقی نمی ماند.

آقای روحانی! ضرب المثلی هست که می گوید عطر آن است که خود ببوید نه آنکه عطار بگوید؛ به جای اینکه در هر سخنرانی در مدح برجام ، افسانه سرایی کنید، کمی از محله ای که زندگی می کنید پایین تر بیایید تا بفهمید برجام برای مردم ،بوی خوشی ندارد!



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: روحانی، برجام، سال94، ظریف، دولت، عربستان، عزت ملی،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 27 اسفند 1394 توسط عقل کل
در پسابرجام دایره اتهامات آمریکا علیه ایران وسعت بیشتری یافته است. چندی پیش ایران را متهم کردند که در انفجار سال 1983 پایگاه نیروی دریایی آمریکا در بیروت و همچنین انفجار در عربستان ضد نیروهای آمریکایی دخالت داشته و خواستار مصادره دو میلیارد دلار از دارایی های مسدود شده بانک مرکزی ایران برای پرداخت به آمریکایی هایی که آنها را قربانیان حوادث تروریستی می نامند شدند.

و امروز ، قاضی یکی از دادگاه های آمریکا با صدور حکمی ، ایران را محکوم به پرداخت ده و نیم میلیارد دلار بابت ماجرای یازده سپتامبر سال 2001 کرد که براساس آن، ایران باید به خانواده های قربانیان انفجار مرکز تجارت جهانی و پنتاگون در حوادث یازده سپتامبر غرامت بپردازد.

هر چه دولتمردان ایرانی، محترمانه و درست با آمریکا سخن می گویند آمریکایی ها جری تر شده و رفتار گستاخانه تری در قبال ایران نشان می دهند.

با این روندی که آمریکا در پیش گرفته و بدون سند و مدرک ، هر اتهامی را به ایران نسبت می دهد تا جایی که ایران را به دست داشتن در انفجار برج های دوقلویش متهم می کند؛ ممکن است این اتهام زنی های بی پایه و اساس تا آنجا پیش رود که ایران را حتی به دست داشتن در قتل «آبراهام لینکلن» و «جان اف کندی» که سال ها قبل از انقلاب در آمریکا ترور شده اند نیز متهم کنند!!!

و با این احکام مزخرفی که قضات آمریکایی علیه ایران صادر می نمایند چندان دور از انتظار نیست که فردا نیز حکمی صادر نموده و بگویند هر گاه رئیس جمهور ایران برای شرکت در نشست مجمع عمومی سازمان ملل به نیویورک آمد در ازای ترور روسای جمهور اسبق آمریکا (آبراهام لینکلن و جان اف کندی) ، او را بازداشت کرده و در دادگاه آمریکا محاکمه نمایید.



آمریکایی ها و اروپایی ها عمدتا نشان داده اند که تعهدی به احترام متقابل ندارند. مگر یادمان رفته است همین اروپایی هایی که دولت هاشمی ، خیلی سنگ آنها را به سینه می زد و در راستای تنش زدایی با غرب، در روابط با اروپایی ها کمال ادب و احترام را رعایت می کرد؛ مزد ادب و احترام هاشمی را دادند و در دادگاهی در آلمان علیه هاشمی رفسنجانی پرونده سازی کرده و او را به عنوان ریشه قتل های میکونوس معرفی نمودند!

رهبر معظم انقلاب(مدظله العالی) در دیدار اخیر خود با نمایندگان مجلس خبرگان با اشاره مجدد به قضیه میکونوس فرمودند:

« در قضایای مختلف اروپایی ها بودند که ابتدای به دشمنی کردند. سر قضیه آن قهوه خانه میکونوس، رئیس جمهور وقت ما را متهم کردند و به دادگاه می خواستند بکشانند؛ اسمش را به عنوان متهم در دادگاه مطرح کردند! خب چه کار کنیم با این ها؟ برویم التماس کنیم؟ برویم بگوییم آقا با ما بهتر از این باشید؟ ما کاری نکردیم با این ها؛ این ها هستند که دشمنی می کنند. اگر ما در مقابل دشمنی دشمنانمان با شجاعت و با اقتدار نایستیم، کشور را خواهند بلعید. ما مسئول کشوریم، مسئول ملتیم،مسئول تاریخیم، نباید اجازه بدهیم.»



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: آمریکا، روحانی، ایران، هاشمی، میکونوس، پسابرجام، اروپا،
ارسال در تاریخ جمعه 21 اسفند 1394 توسط عقل کل
« شهید همت همیشه می‌گفت: بچه‌ها بجنگید. اگر نجنگید سازمان‌مللی‌ها می‌آیند و عنانتان را به دست می‌گیرند.

روزی که آمدیم فرودگاه بین المللی دمشق تا به ایران برگردیم، در کنار آسانسور کریدور اصلی فرودگاه، من و همت ایستاده بودیم تا آسانسور بیاید پایین و برویم با آن طبقه بالا، در رستوران فرودگاه غذا بخوریم. به ناگهان در آسانسور باز شد. دیدیم دو تا آمریکایی، یک مرد و یک زن که هر دو از این شلوارهای جین چسبان پوشیده بودند و اصلاً وضع جالبی نداشتند آمدند و با ما سوار آسانسور شدند.

حالا من و همت با آن سر و ریخت و لباس فرم سپاه به تن، این" هِلو جونی"‌ها هم این جوری! یادم می آید مردک آمریکایی یک دانه از این کلاه های کابویی سرش گذاشته بود، چکمه چرمی به پا داشت و سیگار برگی را پک می زد. در زمانی که همه لباس نظامی پوشیده‌اند. این لباس گاوچرانی پوشیده بود. حاجی از اینها پرسید که هستند و در دمشق به چه کار آمده اند؟

آن یارو، با آن قد دکل ِ خودش رو به ما کرد و گفت: ما از طرف U.N به اینجا آمده ایم تا بر آتش  بس نظارت کنیم! بعد هم مدام مسخرگی می کرد و به من و همت می گفت: Be Cool My Friend! یعنی بی خیال دوست من!

الغرض، آسانسور رسید طبقه بالا، در باز شد و اینها رفتند بیرون.

پشت سرشان که از کابین آسانسور درآمدیم، یک دفعه دیدم همت که صورتش از غضب مثل لبو سرخ شده بود، دست انداخت بازوی مرا گرفت و گفت: «این بی پدرها را دیدی سعید؟ به خدا قسم اگر ما در جنگ با صدام، یک لحظه سستی و ضعف از خودمان نشان بدهیم، یک روز چشم باز می کنی و می‌بینی امثال همین اراذل آمده‌اند توی فرودگاه مهرآباد!»

حالا ما آنجا کله مان داغ بود، نفهمیدیم حاجی دارد چه می‌گوید.

گذشت تا اواخر شهریور سال 67، توی همین فرودگاه مهرآباد؛ خدا شاهد است نسخه بدل های همان یاردانقلی‌ها بودند که دیدم با عنوان مامورین "یونیماگ" -کمیسیون ناظر سازمان ملل بر آتش بس بین ایران و عراق- به فرماندهی ژنرال صرب؛ "اسلاوکایوویچ" به تهران آمده‌اند. با همان دک و پوز و همان My Friend گفتن ها!... الله اکبر، چه بصیرتی داشت همت! »

به روایت (سعید قاسمی)




طبقه بندی: حرف حساب، 
برچسب ها: شهید همت، سردار خیبر، قطعنامه، مذاکره، جنگ، بصیرت، حاج همت،
ارسال در تاریخ شنبه 15 اسفند 1394 توسط عقل کل
(تعداد کل صفحات:35)      [...]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [8]   [9]   [...]  

قالب وبلاگ

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو