اینکه افراد جدیدی به مجلس راه یابند بنفسه امر مطلوبی است و باعث چرخش قدرت و استفاده از طرح ها و ایده های نو می شود.
اما این افراد جدیدالورود باید شان و جایگاه نمایندگی را ارج نهند و رفتاری نشان ندهند که حاکی از ذوق زدگی آنان از ورود به مجلس باشد.

یک نماینده باید در برابر مردم، فروتن و متواضع باشد اما در برابر مسئولین ، روحیه پرسشگری و انتقادی خود را حفظ کند تا حق مردم ضایع نشود.

نماینده ای که با دیدن یک وزیر ذوق زده می شود یا از اینکه می تواند رئیس جمهور را از نزدیک ببیند لذت می برد یا مدام به دنبال این است که با این مسئول و آن مسئول عکس بیندازد آیا می تواند در وقت لازم ، از وزیر یا رئیس جمهور سوال یا انتقاد کند یا وزیر را به استیضاح بکشاند؟! و آیا مثلا می تواند با زبانی منطقی و رسا از تضییع حقوق ملت در قضیه برجام جلوگیری به عمل آورد؟!

به گمانم برخی از نمایندگان جدیدالورود هنوز هم در شگفتی رای آوردن خود هستند که لازم است هر چه زودتر از این حال و هوا خارج شده و رفتاری در تراز نماینده مجلس جمهوری اسلامی داشته باشند.







طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: مجلس، نماینده، دولت، ظریف، رئیس جمهور،
ارسال در تاریخ شنبه 29 خرداد 1395 توسط عقل کل
« ما گفتیم نشان دادن حسن نیت، باعث حسن نیت متقابل می شود، ولی نگفتیم اگر ایرانیان گروگان ها را آزاد کنند، بدون توجه به باقی قضایا، به این اقدام پاسخ مطلوب و مساعد می دهیم.»

این جملات، پاسخی بود که مقامات آمریکا در قبال کمک ایران به آزادی گروگان های آمریکایی در بیروت در سال 1991 ارائه دادند. پاسخی که هاشمی را از امیدی که به بهبود روابط با آمریکا داشت دلسرد و ناامید کرد.
در سال 1369 دولت هاشمی برای اثبات حسن نیت خود به دولت بوش پدر، تمام تلاش خود را به کار گرفت تا با آزادی گروگان های آمریکایی، زمینه ایجاد روابط مساعد با آمریکا را فراهم آورد. در این راستا مشاور دبیرکل سازمان ملل به ایران آمد و با محمد جواد ظریف به گفتگو نشست و سپس به دیدار هاشمی رفت و از قول رئیس جمهور آمریکا به رئیس جمهور ایران اطمینان داد که کمک و همکاری ایران برای آزادی گروگان ها بدون اجر نخواهد ماند و حسن نیت ، حسن نیت می آورد.

اما بعد از اینکه با تلاش و پافشاری ایران، گروگان های آمریکایی توسط لبنان آزاد شده و به کشورشان بازگشتند آمریکا طبق معمول به وعده اش عمل نکرد و هاشمی را سرکار گذاشت و چند سال بعد، هاشمی با یادآوری بدقولی آمریکا فقط گفت: « وقتی آمریکایی ها درست به وعده هایشان عمل نمی کردند، کار ناقص می ماند.»

این تجربه ای بود که می توانست برای همیشه در جلوی چشمان سیاستمداران ایرانی قرار گیرد و از آن درس بگیرند و اشتباهات گذشته را دوباره تکرار نکنند. اما متاسفانه برخی از سیاستمداران از تجربه های گذشته عبرت نمی گیرند و باز هم درصدد تکرار تجربه هایی برمی آیند که قبلا با شکست مواجه شده است.

اگر امروز بار دیگر رهبر معظم انقلاب (مدظله العالی) به همگان توصیه می فرمایند که از تجربه مذاکرات هسته ای و دبه کردن های مداوم آمریکا درس بگیرند به این دلیل است که مبادا باز هم برخی ها در پی تکرار تجربیات ناکام خود برآیند.
اگر آمریکا در سال 69 عمل به وعده هایش را در گرو حل «باقی قضایا» می دانست امروز نیز عمل به تعهداتش را در گرو اجرای برجام های 2 و 3 و... می داند.
آیا مسئولینی که بارها قابل اعتماد نبودن آمریکا و حتی اروپا را آزموده اند از این تجربه ها درس خواهند گرفت؟

آیا حسن روحانی هنوز هم نامه ای را که در مرداد 84 به دبیر کل آژانس نوشت به خاطر دارد که در آن پس از اشاره به انجام تعهدات ایران و پذیرش تعلیق دو ساله و گشودن درهای مراکز هسته ای به سوی یکی از مداخله آمیزترین و گسترده ترین بازرسی های آژانس بین المللی انرژی اتمی ، گفته بود : « متاسفانه در مقابل اگر نگوییم هیچ، ایران مابه ازای بسیار اندکی دریافت کرد و بارها اقدامات اعتمادساز خود را افزایش داد و تنها در عوض آن، با قول های انجام نشده و درخواست های بیشتر روبرو شد.»

تکرار تجربه های شکست خورده، نشان می دهد که برخی سیاستمداران هنوز هم از تجربه های گذشته خود درس نگرفته اند ؛ لذا رهبر معظم انقلاب لازم دیدند که بار دیگر با اشاره به مذاکرات هسته ای ، همگان را به درس گرفتن از این تجربه ها فرا خوانده و بفرمایند: « یک تجربه ای ما در مذاکرات هسته ای پیدا کردیم،این تجربه را نباید فراموش کنیم. این تجربه این است که اگر ما تنازل هم بکینم آمریکا دست از نقش مخرب خودش بر نمی دارد... جمهوری اسلامی تعهدات خودش را انجام داد، آن طرف بدقول بدعهد بدحساب دارد دبه می کند، تا الان دبه کرده است. خیلی خب، این یک تجربه است. این شد تجربه. حالا خیلی ها قبل از این تجربه هم می دانستند اما بعضی ها هم که نمی دانستند حالا بدانند...»



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: هسته ای، مذاکرات هسته ای، مقام معظم رهبری، روحانی، هاشمی، آمریکا،
ارسال در تاریخ شنبه 15 خرداد 1395 توسط عقل کل
هم اولین دوره اش بر مبنای غیرت دینی شکل گرفت و هم دومین دوره اش.
مسابقه بین المللی کارتون و کاریکاتور هولوکاست را می گویم که خواب را از چشمان صهیونیست ها ربود.

اولین دوره مسابقه بین المللی کاریکاتور هولوکاست در واکنش به چاپ 12 کاریکاتور موهن در روزنامه دانمارکی و اهانت به ساحت مقدس پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم برگزار شد تا آستانه تحمل مدعیان آزادی بیان در غرب را بسنجد و استانداردهای دوگانه آزادی بیان از منظر سران کشورهای غربی را که هیچ مقدسی جز افسانه هولوکاست را به رسمیت نمی شناسند در معرض دید جهانیان قرار دهد.
بعد از برگزاری دور اول مسابقه بود که دبیر برگزاری مسابقه بین المللی هولوکاست ، توسط مدعیان آزادی بیان به 22 کشور ممنوع الورود و حتی تهدید به قتل شد.

دومین دوره مسابقه نیز در واکنش به اهانت نشریه فرانسوی شارلی ابدو به ساحت قدسی پیامبر بزرگوار اسلام برگزار شد که این مسابقه ، مورد استقبال هنرمندان 50 کشور قرار گرفت و اخیرا نیز نمایشگاهی از آثار منتخب شرکت کنندگان مسابقه هولوکاست در تهران برگزار شد. هنرمندانی که بعضی از آنها مجبور شدند به خاطر در امان ماندن از شر صهیونیست ها، با اسم مستعار در مسابقه شرکت کنند.
اما این بار نیز کشورهای مدعی آزادی بیان که از اهانت به مقدسات مسلمانان حمایت می کنند برگزاری مسابقه و نمایشگاه کاریکاتور هولوکاست را برنتابیدند.



نتانیاهو که از عصبانیت نمی توانست خود را کنترل کند از جهانیان خواست تا این مسابقه را محکوم نمایند و مدیر کل یونسکو نیز اعتراض شدید خود را نسبت به برگزاری نمایشگاه هولوکاست ابراز نمود. سخنگوی وزارت خارجه آلمان نیز همسو با اسرائیل ، برگزاری چنین نمایشگاهی را به شدت محکوم کرد. در حالی که برگزار کنندگان این نمایشگاه بدون اینکه به دنبال نفی یا اثبات هولوکاست باشند فقط چند سوال ساده مطرح کرده بودند.

سوالاتی که می پرسید: چرا مردم فلسطین که هیچ نقشی در جنگ جهانی دوم نداشته اند باید تاوان هولوکاست را بپردازند؟
مگر آلمان نازی مقصر جنایات جنگ جهانی دوم نبوده است، پس چرا به جای اینکه بخشی از خاک آلمان را به صهیونیست ها ببخشند فلسطین را غصب کرده و بذل و بخشش می کنند؟
هر نوع کشتار دسته جمعی در دنیا، یک هولوکاست است. حمله اتمی به هیروشیما و ناکازاکی، حمله اسرائیل به مردم بی پناه غزه، حمله آل سعود به مردم مظلوم یمن و...همگی یک نوع هولوکاست است. و رژیم غاصب صهیونیستی، خود عامل اصلی هولوکاست های جهان امروز است.

البته در ایران نیز افراد و رسانه های همسو با غرب نسبت به برگزاری این نمایشگاه واکنش منفی نشان دادند. اما طبق معمول تنها کسی که از جریان انقلابی دفاع کرد حضرت امام خامنه ای مدظله العالی بود که طی تماس تلفنی از سوی دفتر معظم له به دبیر نمایشگاه فرمودند « این کار عالی است.»

در ادامه مطلب ، تعدادی از کاریکاتورهای نمایشگاه هولوکاست را مشاهده می کنید:



ادامه مطلب
طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: هولوکاست، نمایشگاه هولوکاست، کاریکاتور هولوکاست، اسرائیل، آزادی بیان، مسابقه بین المللی کاریکاتور هولوکاست،
دنبالک ها: پاریس متعلق به ایران است،
ارسال در تاریخ یکشنبه 9 خرداد 1395 توسط عقل کل
در ایام ولادت امام زمان(عج) ، یک شیرزن لبنانی ؛ برادرش را بعد از شهادت همسر و پسرش در راه دفاع از حریم اهل بیت علیهم السلام فدا نمود تا حرمت حرم عقیله بنی هاشم شکسته نشود.

اما در اینجا دست پرورده ی عفت، به دیدار دشمنان امام زمان(عج) رفت و با کمال وقاحت اعلام کرد که هیچ کار خطایی مرتکب نشده است و پشیمان نیست و حتی واکنش هایی را که نسبت به اقدام ناپسند او انجام شد؛ مهم ندانست و گفت باید هزینه داد!



عجبا! یعنی فائزه هاشمی واقعا گمان می کند که برای تفکراتش هزینه هم داده است!

شاید او فکر کرده، چند روزی که در زندان به سر برده است هزینه ای است که برای عقاید باطلش پرداخته است!
آیا زندانی که در آن بتواند دلمه هفت رنگ بپزد و دوستان بهایی اش را مهمان کند و برای آنها فسنجان با پسته رفسنجان همراه با سالاد اولویه و سوپ عالی تدارک ببیند و آنقدر به او خوش بگذرد که ترجیح دهد سال تحویل را نیز در زندان بگذراند یعنی هزینه دادن؟!

دخترک ساندویچ خور، زندان را با مهمانی و کلاس آشپزی اشتباه گرفته است و گمان می کند هزینه هم داده است!
آنقدر لی لی به لالایش گذاشته اند که فکر می کند همه زندان ها شبیه همین زندانی است که او چند روزی را در آن به سر برده است.

او هنوز نمی فهمد هزینه دادن یعنی چه؟
هزینه را آنها دادند که زیر شکنجه های ساواک جان دادند تا انقلاب به پیروزی برسد، هزینه را آنها دادند که زیر تانک های بعثی ها له شدند تا انقلاب باقی بماند، و هزینه را آنها می دهند که هر لحظه ،داعش برای بریدن سرشان نقشه می کشد اما آنان از مبارزه دست نمی کشند تا عزت و امنیت را برای ایران به ارمغان بیاورند و فائزه بتواند در سایه این امنیت با دوستان بهایی اش گپ بزند!

این زن آشوبگر فتنه 88، جز هزینه سازی برای انقلاب و مردم چه کاری انجام داده است؟ آیا جز این است که فائزه هاشمی ، آتش بیار فتنه ای شد که ده ها مادر را در داغ از دست دادن فرزندانشان  به سوگ نشاند.

اما او که همیشه از رانت پدر، سوء استفاده کرده است دست پرورده ی مادری است که خود را همه کاره مملکت می داند و گمان می کند که ایران را پشت قباله اش انداخته اند.

گستاخی های فائزه، یادآور گستاخی های عفت است که مردم را به ریختن در خیابان دعوت می کرد و حکم قضایی را پدرسوختگی می نامید.

دخترک ساندویچ خور فتنه، تربیت یافته مادری است که حتی انتخابات زمان ریاست جمهوری شوهرش را نیز مخدوش می دانست و به دخترش می گفت: تو در انتخابات مجلس پنجم، نفر اول بودی نه ناطق.
فائزه با یادآوری آن روزها می گوید:« مامان معتقد است که من اول بودم و آمدند با بابا توافق کردند که نتیجه اینگونه اعلام شود.»
فائزه حرف مادر را باور می کند و با این فرض ، پدر را تحت فشار قرار می دهد به طوری که هاشمی را مجبور می کند با وزیر کشور دولتش در این زمینه صحبت کند.

محمد علی بشارتی وزیر کشور دولت هاشمی می گوید: « آقای هاشمی به من زنگ زد و گفت: فائزه از شما گلایه دارد. گفتم: چرا؟ گفت: می گوید من در تهران نماینده اول بودم، بشارتی مرا کرده است نماینده دوم. گفتم: بیخود می گوید. گفت: جوابش را چه بدهم؟ گفتم: ما سه بسته خبری داریم. هشت صبح، دو بعد از ظهر و نه شب. ما بعد از هشت صبح دیگر بسته خبری نداریم و هر چه آرا از سراسر تهران به ستاد می رسد جمع می کنیم.  ممکن است تا ساعت یازده که 25 صندوق را باز کرده اند خانم فائزه جلو بوده است. ما باید منتظر بمانیم بقیه آرا هم بیایند و جمع ببندیم و بعد اعلام کنیم. گفت: اینجوری است. گفتم: بله. گفت: پس شما چیزی به او نگویید خودم می گویم.»

اما آیا فکر می کنید فائزه و عفت با این استدلالات قانع می شوند. ابدا چنین نیست. عفت حتی در زمان شوهرش نیز توهم تقلب و ساخت و پاخت داشته است و آنقدر بر این حرف خود اصرار می ورزد که وزیر کشور دولت سازندگی را با ادعاهای گزافش مورد آزار و بی حرمتی قرار می داده است.

محمد علی بشارتی در این باره می گوید: « انتخابات مجلس پنجم برگزار شد و در تهران رای اول را آقای ناطق نوری آورد. از آن زمان به بعد، این حاج خانم آقای هاشمی هر جا من را می دید به انواع مختلف می گفت شما به خاطر اینکه با آقای ناطق در یک گروهید باعث شدید فائزه در تهران رای اول را نیاورد. خلاصه دست برده اید و ناطق را اول کرده اید در صورتی که دختر من اول بوده است. هر چه توضیح می دادم قبول نمی کرد و حتی برخی جاها به بنده بی حرمتی می شد، دیگر طاقتم تمام شد و به آقای هاشمی منتقل کردم. آقای هاشمی هم ناراحت شد و گفت: حتما به خاطر این رفتار شماتتشان می کنم.»

اما گمان می کنید اگر هاشمی به همسرش تذکر هم بدهد اثر دارد. این عفت خانم که خود را عامل نجات شوهرش از ترور می داند حتی اشک هاشمی را هم درمی آورده است!

دختر مرحوم پرورش تعریف می کند: « روزی خانم عفت مرعشی با پدر تماس گرفته و گفته اند: آقای پرورش من را شناختی؟ پدر گفته بودند: بله شما خانم هاشمی هستی. او گفته بود: می خواهم یکی از اقوام ما را که در آموزش و پرورش کرمان است، به تهران منتقل کنی و باید این کار را انجام بدهی. پدر گفته بودند: بایدی در این مورد وجود ندارد و اگر ایشان صلاحیت و شرایط لازم را داشته باشند منتقل می شوند وگرنه این اتفاق نمی افتد. او از رفتار پدرم ناراحت می شود و می گوید: شناختی من چه کسی هستم؟! پدر گفته اند: بله شناختم..شما بهتر است به جای دخالت کردن در این امور به خانه داری بپردازید. خانم هاشمی هم از این موضوع ناراحت می شود. چند روز بعد پدرم آقای هاشمی را می بیند و گله می کند که نباید اجازه بدهید همسرتان در این امور دخالت کند..پدر می گفتند: بعد از این حرف، آقای هاشمی سرش را پایین انداخت و حتی اشک در چشمانش جمع شد و گفت دعا کنید.»

فائزه دست پرورده عفت است. البته گستاخی را تنها از مادر به ارث نبرده است بلکه پدر نیز در این نوع تربیت بی تاثیر نبوده است.
در خاطرات ناطق نوری آمده است: « آقای هاشمی چند دفعه با امام بحث و محاجه کرده و ( موضوع اختلافات حزب جمهوری اسلامی و بنی صدر) را با امام در میان گذاشته بود و امام به ایشان فرموده بود بروید به فکر آخرت باشید. و هاشمی عصبانی شده بود و به امام گفته بود همه اش که ما نباید به فکر آخرت باشیم یک خورده شما هم به فکر آخرتتان باشید.»

اگر فائزه با گستاخی می گوید: « من اصلا به آقای خمینی هم نمی گفتم امام، همیشه می گفتم و الان هم میگم آقای خمینی»، سابقه در تربیت چنین پدر و مادری دارد.

لذا امروز هر چقدر هم برای فائزه توضیح دهید که نباید با اعضای فرقه ضاله بهائیت دوستی نماید او نخواهد فهمید. انتظار نداشته باشید دخترک لوسی که حتی روز تاسوعا هم به جای شرکت در مراسم عزادری به سد لتیان می رفته تا با اسکی روی آب به تفریح بپردازد مفهوم جریحه دار شدن قلب مقدس امام زمان(عج) را بفهمد و از دوستی با بهائیت ابراز بیزاری نماید.

فائزه تکلیفش روشن است. نوچه های هاشمی هم تکلیفشان روشن است. بعضی افراد( امثال صادق زیباکلام) گویا هدف از خلقت خود را دفاع از خاندان هاشمی و توجیه اشتباهات آنان می دانند. اما در این میان کسانی که خود را مدافع دین و انقلاب می دانند و نسبت به قضایای کوچکتر از این مسائل نیز واکنش نشان می دادند چرا امروز ساکت هستند و عکس العملی نشان نمی دهند؟ بعضی علما را می گویم که گویا حرمت هاشمی و خاندانش را بیش از حرمت امام زمان(عج) نگه می دارند و در تعارف با هاشمی، این روزها ترجیح داده اند در این قضیه سکوت اختیار کنند.

ای کاش قوه قضائیه برای یکبار هم که شده طعم مجازات واقعی را به این دردانه اکبر و عفت می چشاند تا حداقل اندکی بفهمد هزینه دادن یعنی چه؟!



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: فائزه هاشمی، بهائیت، عفت مرعشی، هاشمی، عبدالبها،
ارسال در تاریخ جمعه 31 اردیبهشت 1395 توسط عقل کل
علامه محمد تقی مجلسی نقل می کند: در جوانی طالب دعا و یاد خدا بودم که شبی بین خواب و بیداری مولایم حجت بن الحسن (عج) را در مسجد جامع قدیم اصفهان دیدم ایستاده اند.
بعد از تعظیم و سلام، مسائلی را از حضرت سوال کردم و ایشان جواب فرمودند؛ تا اینکه عرض کردم همیشه برایم میسر نیست که حضورتان شرفیاب شوم، از این رو کتابی معرفی کنید که پیوسته به آن عمل کنم. فرمودند کتابی را به مولا محمد تاج داده ام به تو بدهد.

در آن حالت متوجه شدم که او را می شناسم. سپس فرمود برو بستان. در همان عالم خواب کتاب خطی که دعا بود را گرفتم و بوسیدم و بر دیدگانم نهادم. خدمت امام زمان (عج) برگشتم که ناگهان از خواب بیدار شدم و کتاب را نزد خود نیافتم و به خاطر از دست دادن کتاب تا صبح گریه کردم.

بعد از نماز به ذهنم آمد که شاید محمد تاج، همان شیخ بهایی (ره) باشد. به محل تدریس ایشان رفتم ، دیدم در حال مقابله علمی صحیفه سجادیه می باشد. خوابم را تعریف کردم در حالی که گریان بودم و ایشان مرا به علوم الهی بشارت دادند، اما با سخنان ایشان آرامش نیافتم. از محضرش خارج شدم که به دلم افتاد به سمتی بروم که حضرت را در خواب دیدم.
وقتی به دارالبطیخ رسیدم مرد صالحی به نام حسن آقا ملقب به تاج را یافتم.

به او سلام کردم. او به من گفت که تعدادی کتاب وقفی در اختیار من است، که تو شرایط وقف را رعایت می کنی، بیا و این کتاب ها را ببین و هر کدام را خواستی بردار.

همراه او به کتابخانه اش رفتم و اولین کتابی که به من داد همانی بود که در رویا دیده بودم، به گریه افتادم و گفتم همین مرا بس است.

و به برکت این هدیه حضرت صاحب الزمان(عج)، «صحیفه سجادیه» همانند خورشید فروزان در تمامی خانه ها به ویژه منازل مردم اصفهان وارد شد و اکثر مردم، جزء صلحا و اهل دعا قرار گرفتند و بسیاری از آنها مستجاب الدعوه شدند.

پی نوشت:

1- متاسفانه بسیاری از ما که خود را شیعه می نامیم حتی یکبار هم صحیفه سجادیه را روخوانی نکرده ایم. ماه شعبان فرصت مناسبی است که قدر این هدیه را بدانیم و از دعاهای صحیفه سجادیه که زبور آل محمد(ص) نامیده شده است بهره ببریم.

2- بیایید در این روزها ، دعای امام سجاد علیه السلام برای مرزداران را که در صحیفه آمده است، به نیت دعا در حق «مدافعان حرم» بخوانیم.



طبقه بندی: حرف حساب،  تلنگر، 
برچسب ها: صحیفه سجادیه، امام زمان(عج)، علامه مجلسی، امام سجاد(ع)،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 23 اردیبهشت 1395 توسط عقل کل

احمد توکلی نماینده تهران می گوید: «به فلان مسئول عالی رتبه دولتی اعتراض کردم که چرا باید 35 میلیون تومان حقوق ماهانه دریافت کنی؟

گفت: من نه سهام دارم و نه کار اقتصادی می‌کنم و نه درس می‌دهم. اگر این حقوق را نگیرم باید این کار را رها کنم.

گفتم: مگر چقدر خرج داری که به کمتر از این راضی نیستی؟....

حرف بینمان زیاد زده شد. آخر سر گفت به خاطر شما 7 میلیون تومان از حقوقم را کم می‌کنم و رفت.»

این تنها یک نمونه از مسئولینی است که با نام و عنوان جمهوری اسلامی، زندگی تجمل گرایانه دارد!

و این تنها یک نمونه از مسئولین دولتی است که برای پرداخت چندرغاز یارانه به مردم عزا می گیرد اما نوبت به خودشان که می رسد عزا نمی گیرند و تازه منت هم سر مردم می گذارند!

در کشوری که برخی از مردم ، از امکانات اولیه زندگی محرومند و حتی برای تامین آب آشامیدنی هم مشکل دارند ؛ مسئول جمهوری اسلامی ماهیانه 35 میلیون تومان حقوق می گیرد.

در کشوری که برخی از مردم ، تمام عمرشان را در آرزوی خانه دار شدن به سر می برند ،مسئول جمهوری اسلامی با افتخار می گوید: «فعلا که شش ماه است فرصت نکرده ام به ویلای شمالم بروم!»

همه مشکلات کشور از همین جا شروع می شود. اگر شمار چنین مسئولینی در کشور افزایش یابد و مردم نیز به جای اینکه ،این مدل از مسئولین را طرد کنند به آنها رای دهند و مورد اقبال قرار گیرند ؛ طبق فرمایش امام خمینی (ره) باید فاتحه جمهوری اسلامی را بخوانیم.

وقتی سبک زندگی مسئولین تغییر یابد و دچار رفاه زدگی شوند ،توان ایستادگی در مقابل استکبار را ندارند و می توانند انقلاب را یک شبه بفروشند و حاصل همه زحمات ملت را بر باد دهند.

بنا به فرمایش امام ، روحیه کاخ نشینی و رفاه طلبی با سازش و ذلت پذیری و روحیه کوخ نشینی و ساده زیستی با ایستادگی و مقاومت و دفاع از ارزش ها رابطه ای تنگاتنگ دارد.

و جالب اینجاست که وقتی به این مسئولین رفاه زده تذکر می دهیم که چرا سطح زندگی خود را از سطح متوسط بالاتر برده اید، می گویند اسلام طرفدار ریاضت کشی نیست!

بله! اسلام دنبال ریاضت کشی نیست اما رفاه طلبی شما مسئولین ، باعث ریاضت کشی مردم می شود. آیا شما از ریاضت کشیدن مردم لذت می برید؟!




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: ساده زیستی، رفاه طلبی، جمهوری اسلامی، دولت، مسئولین،
ارسال در تاریخ یکشنبه 12 اردیبهشت 1395 توسط عقل کل
(تعداد کل صفحات:35)      [...]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [8]   [...]  

قالب وبلاگ

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو