تبلیغات
افاضات عقل کل - مطالب تلنگر
علامه محمد تقی مجلسی نقل می کند: در جوانی طالب دعا و یاد خدا بودم که شبی بین خواب و بیداری مولایم حجت بن الحسن (عج) را در مسجد جامع قدیم اصفهان دیدم ایستاده اند.
بعد از تعظیم و سلام، مسائلی را از حضرت سوال کردم و ایشان جواب فرمودند؛ تا اینکه عرض کردم همیشه برایم میسر نیست که حضورتان شرفیاب شوم، از این رو کتابی معرفی کنید که پیوسته به آن عمل کنم. فرمودند کتابی را به مولا محمد تاج داده ام به تو بدهد.

در آن حالت متوجه شدم که او را می شناسم. سپس فرمود برو بستان. در همان عالم خواب کتاب خطی که دعا بود را گرفتم و بوسیدم و بر دیدگانم نهادم. خدمت امام زمان (عج) برگشتم که ناگهان از خواب بیدار شدم و کتاب را نزد خود نیافتم و به خاطر از دست دادن کتاب تا صبح گریه کردم.

بعد از نماز به ذهنم آمد که شاید محمد تاج، همان شیخ بهایی (ره) باشد. به محل تدریس ایشان رفتم ، دیدم در حال مقابله علمی صحیفه سجادیه می باشد. خوابم را تعریف کردم در حالی که گریان بودم و ایشان مرا به علوم الهی بشارت دادند، اما با سخنان ایشان آرامش نیافتم. از محضرش خارج شدم که به دلم افتاد به سمتی بروم که حضرت را در خواب دیدم.
وقتی به دارالبطیخ رسیدم مرد صالحی به نام حسن آقا ملقب به تاج را یافتم.

به او سلام کردم. او به من گفت که تعدادی کتاب وقفی در اختیار من است، که تو شرایط وقف را رعایت می کنی، بیا و این کتاب ها را ببین و هر کدام را خواستی بردار.

همراه او به کتابخانه اش رفتم و اولین کتابی که به من داد همانی بود که در رویا دیده بودم، به گریه افتادم و گفتم همین مرا بس است.

و به برکت این هدیه حضرت صاحب الزمان(عج)، «صحیفه سجادیه» همانند خورشید فروزان در تمامی خانه ها به ویژه منازل مردم اصفهان وارد شد و اکثر مردم، جزء صلحا و اهل دعا قرار گرفتند و بسیاری از آنها مستجاب الدعوه شدند.

پی نوشت:

1- متاسفانه بسیاری از ما که خود را شیعه می نامیم حتی یکبار هم صحیفه سجادیه را روخوانی نکرده ایم. ماه شعبان فرصت مناسبی است که قدر این هدیه را بدانیم و از دعاهای صحیفه سجادیه که زبور آل محمد(ص) نامیده شده است بهره ببریم.

2- بیایید در این روزها ، دعای امام سجاد علیه السلام برای مرزداران را که در صحیفه آمده است، به نیت دعا در حق «مدافعان حرم» بخوانیم.



طبقه بندی: حرف حساب،  تلنگر، 
برچسب ها: صحیفه سجادیه، امام زمان(عج)، علامه مجلسی، امام سجاد(ع)،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 23 اردیبهشت 1395 توسط عقل کل
سیصد و نه سال گذشته بود. گروهی از مردم در مورد رستاخیز دچار تردید شده و معاد را انکار می کردند. موحدان و خداپرستان و زمامدار صالح آنها ،از این وضع ناراحت بودند و از درگاه الهی طلب یاری می کردند تا اینکه خداوند ،اصحاب کهف خفته در غار را بعد از 309 سال از خواب برانگیخت تا حجت و نشانه ای باشند بر اثبات معاد و رستاخیز.

مردم با شنیدن جریان اصحاب کهف، جمعیتی عظیم رهسپار غار شدند و از نزدیک پای صحبت این پیام آوران الهی نشستند و غبار تردید از دل های بیدار زدوده شد و زمامدار صالح و موحد،خدا را به خاطر این رحمت و عنایت بزرگ سپاس گفت.

هر چند دل های زنگار گرفته حتی با دیدن این پیام آوران الهی ،باز هم بیدار نشدند.

اصحاب کهف نیز با پاسداشت مقامشان توسط مردم ،مزد دنیایی خویش را از خداوند منان دریافت کردند و بعد از سال ها توانستند آرزوی دیرینه خود مبنی بر یکتاپرستی مردمان را شاهد باشند و خداوند را بر این نعمت بزرگ سپاس گفتند.

خداوند حکیم است و می داند در کدام زمان و کدام مکان از گنجینه های مخفی در آسمان و زمینش رونمایی کند.



29 سال غواصان شهید را در دل خاک نگه می دارد تا وقتش برسد و درست در لحظه نیاز، از بندگان مخلصش رونمایی می کند.

زمانی که عده ای به مقاومت و ایستادگی در برابر استکبار جهانی تردید کرده و مشی تعامل با آمریکا را در پیش گرفته و به دنبال برد- برد با شیطان بزرگ هستند غواصان دست بسته خفته در خاک را می فرستد تا غبار تردید را از دل ها بزدایند و از جنایات و جاسوسی های آمریکا پرده برداری کنند و ایستادگی خود با دستان بسته را به رخ کسانی بکشند که با دست های به ظاهر باز ،به دنبال عقب نشینی و کوتاه آمدن در برابر آمریکا هستند.

 غواصان غیور را می فرستد تا بیدار کنند غیرت های فروخفته را؛ تا بشارتی باشند رهروان واقعی راه امام را که هر روز به جرم دفاع از آرمان ها و اصول خمینی کبیر برچسب های جدید دشت می کنند؛ تا یاری گر و پشتیبان ولی فقیه زمان باشند.

مردم با شنیدن جریان غواصان شهید، بیقرار شدند به گونه ای که برنامه ریزی مسئولین مربوطه به هم ریخت. قرار بود 25 شوال تشییع شهدا صورت گیرد اما زمان به دست صاحب زمان است نه مسئولین.

شهدا در 28 شعبان توسط جمعیتی عظیم تشییع شدند تا خداوند ،اجر دنیایی شهدایی را که مظلومانه و در غربت، زنده در خاک شده بودند با تشییعی باشکوه و به یادماندنی بپردازد.

 و رهبر معظم انقلاب نیز ، سپاس بی پایان خود را به خاطر این لطف و بشارت الهی ،نثار خدای حکیم و مهربان  و مالک دلها کرد.

اما با این حال باز هم عده ای هستند که هنوز پیام شهدا را دریافت نکرده اند و زنگار تعصبات حزبی و جناحی چنان بر دلشان نشسته است که نمی گذارد پیام شهدا را بشنوند. باید از آنان پرسید : آیا با وجود چنین خدای صادق الوعد و قدرشناسی ،باز هم دل در گرو وعده های دروغین کدخدای عهدشکن می بندید؟



طبقه بندی: حرف حساب،  تلنگر، 
برچسب ها: شهدا، غواص، کربلای 4، اصحاب کهف، پیام شهدا،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 27 خرداد 1394 توسط عقل کل

سال 1392 هم به پایان رسید و باز هم مثل سال های گذشته عده ای از مردم جهان از گرسنگی جان دادند. بر طبق آمارهای جهانی حدود 12 درصد جمعیت جهان از گرسنگی رنج می برند و این یعنی از هر هشت انسان، یک نفر با مشکل گرسنگی روبروست.

آژانس تغذیه و کشاورزی سازمان ملل (فائو) هم خیلی هنر کند و بخواهد برای رفع گرسنگی در جهان راهکار ارائه دهد گزارشی تنظیم می نماید و به مردم جهان توصیه می کند برای کاهش میزان گرسنگی در جهان، مصرف انواع حشرات را در سبد غذایی خود قرار دهند و اسم برنامه ویژه اش برای مبارزه با گرسنگی را می گذارد « برنامه حشرات قابل تغذیه». (واقعا چندش آور است!)

ناامنی هم معضل دیگری است که در جهان بیداد می کند. هیچ تضمینی وجود ندارد کشوری آرام و امن در عرض مدتی کوتاه به کشوری ناامن تبدیل نشود. نمونه آشکارش، سوریه است. کشوری که تا چند سال پیش در پایتخت آن، برای ایجاد نظم و آرامش بیشتر ، حتی اجازه تردد با موتورسیکلت را در شهر دمشق نمی دادند اکنون تکفیری ها چند وقتی است آرامش و امنیت را از آن سلب کرده اند و در گوشه و کنارش صدای انفجارهای تروریستی به گوش می رسد و اگر جانفشانی ارتش و نیروهای مردمی و مقاومت نبود همه مردمانش آواره می شدند.

گرسنگی و ناامنی تنها دو نمونه از مشکلاتی است که بسیاری از مردم جهان با آن روبرو هستند. در کشور ما نیز مشکلات فراوانی وجود دارد اما بسیاری از نعمت هایی که در آن غوطه وریم و گاهی اصلا به چشم نمی آید آنقدر باارزش و گرانقیمت است که فقط وقتی آن را از دست دادیم به اهمیت آن پی می بریم.

در دنیایی که صهیونیسم جهانی بر آن سیطره دارد مسلمان بودن هزینه دارد چه رسد به شیعه بودن. مسلمانان آفریقای مرکزی فقط به خاطر عنوان مسلمانی، به دست گروهک مسیحی تروریستی «آنتی بالاکا» قتل عام می شوند و مسلمانان میانمار به جرم مسلمانی به دست بودائیان در آتش می سوزند.

حال در میان همه این تزاحم ها و ناامنی ها، کشور شیعه ای پیدا شده است که در آن می توانیم بی دغدغه در ایام فاطمیه پرچم عزا بزنیم و مثل مردم بحرین  به خاطر برپایی مجالس عزاداری، زیر شکنجه کبود نشویم  و همچون شیعیان عربستان به خاطر داشتن عقیده تشیع در مضیقه و فشار حکومت نباشیم . کشوری که آنقدر قدرتمند شده است که برای صهیونیست ها نیز خط و نشان می کشد و مایه امید مستضعفان جهانی است.

آیا قدر این نعمت را می دانیم؟ آیا این نعمت کوچکی است که خداوند به ما توفیق داده است از کودکی با نام و یاد امیرالمومنین علیه السلام آشنا شویم و یاعلی گویان بزرگ شویم؟ کدام نعمت با نعمت ولایت برابری می کند؟ آیا حاضریم این نعمت را با چیزی عوض کنیم؟

مردی خدمت امام صادق علیه السلام آمد و از فقر و تنگدستی خود شکایت کرد. امام فرمود: «قضیه اینطور نیست که شما اظهار می کنی و من اصلا تو را فقیر نمی دانم.» آن مرد گفت شما درباره فقر من روشن نیستی و من راست می گویم. امام همچنان او را تکذیب می کرد تا آنجا که فرمود: «اگر کسی صد دینار به تو بدهد که از ما برائت حاصل کنی آیا صد دینار را می گیری و از ما کنار می روی؟» گفت نه. تا آنجا که امام فرمود: «اگر هزار دینار بدهد دست از اعتقاد ما برمی داری؟» گفت خیر. حضرت فرمود: «حالا که چنین است پس تو سرمایه بزرگی داری و فقیر نیستی.»

گاهی باید به خودمان بنگریم ، نکند مشکلات زندگی و دغدغه های فکری ؛ فرصت شکرگزاری را از ما گرفته باشد. نکند حالت طلبکارانه در برابر خداوند داشته باشیم و به جای شکرگزاری، دائم نق بزنیم. باید روحیه شکرگزاری را در خود تقویت کنیم تا به سرور و انبساط درونی برسیم.

علامه جعفری می فرمود: « شکر و سپاس یکی از عالی ترین عوامل سازنده روح انسانی است. در راه وصول به چنین مقام والا نخستین معرفتی که نصیب انسان می گردد این است که اولا می فهمد که به هیچ وجه از خلاق هستی و فیض بخش کائنات طلبکار نیست که در نتیجه آنچه را که در این زندگانی به دست می آورد یک ضرورتی باشد که خداوند مجبور است آن را به مخلوقات خود بدهد. تنها چنین معرفت است که فیض بودن هستی را برای انسان قابل درک می سازد.یک نتیجه بسیار با اهمیت که از این درک حاصل می شود طراوت و انبساط و سرور درونی است که با غوطه ور شدن در مصائب و ناگواری های حیات طبیعی هرگز مختل نمی گردد.»

مقام شکرگزاران بسیار والاست و بنا به فرمایش قرآن، شکرگزاران واقعی نیز اندکند. امام صادق علیه السلام در این زمینه فرمودند: « اگر نزد خداوند عبادتی بهتر از شکرگزاری در همه حال بود که بندگان مخلص با آن عبادتش کنند، هر آینه آن کلمه را درباره خلقش به کار می برد، اما چون عبادتی بهتر از آن نبود از میان عبادات آن را خاص قرار داد و صاحبان آن را ویژه گردانید و فرمود( اندکی از بندگان من سپاس گزارند).»

پس بیایید جبهه خضوع بر آستان ربوبی بسائیم و از نعماتش قدردانی کنیم تا حداقل مرتبه شکر زبانی را به جا آورده باشیم. در این راستا خواندن «مناجات شاکرین» امام سجاد علیه السلام را نیز غنیمت بدانیم.




طبقه بندی: حرف حساب،  تلنگر، 
برچسب ها: شکرگزاری، نعمت، ولایت، امنیت،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 29 اسفند 1392 توسط عقل کل

« در ایتالیا شهری بود که به عنوان مرکزی مذهبی شناخته می شد، کسانی که مخالف آن مکان مذهبی بودند کوشیدند با پدید آوردن تفریحگاه های بسیار پیرامون شهر، چهره شهر را دگرگون کنند و شما مراقب باشید که مشهد را تنها با نام امام رضا علیه السلام بشناسند.»

این سخن را شهید ادواردو آنیلی در سفری که به مشهد مقدس داشت با مشاهده تفریحگاه های بسیار در مشهد به دوستانش تذکر داد.

مشهد پایتخت معنوی ایران است و آن را همه با نام امام رضا علیه السلام می شناسند. زائران با حضور در حرم امام هشتم؛ سرشار از یاد خدا می شوند و خود را از غفلت های دنیایی رها می کنند. مشهد شهری زیارتی است و باید حالت معنوی و غفلت زدایی خویش را حفظ نماید و نباید تبدیل به شهری تفریحی و سیاحتی شود. ساخت مراکز تفریحی در مشهد به گونه ای که وقتی اسم مشهد به گوش می رسد مردم در کنار اینکه یاد زیارت می افتند چیز دیگری هم در ذهنشان تداعی شود نگران کننده است.

به عنوان مثال مشهد؛ بیشترین تعداد پارک آبی را در کشور دارد. مشهد به همراه دبی با داشتن سه پارک آبی بیشترین تعداد را در منطقه خاورمیانه دارند. درحالی که تهران در رده بعدی جای دارد.

مجموعه « سرزمین موج های آبی» مشهد، بزرگترین پارک آبی سرپوشیده خاورمیانه و نخستین در ایران است. همچنین مجموعه « پارک ساحلی آفتاب » از لحاظ زیربنا و طبقات ؛بزرگترین پارک آبی طبقاتی دنیا به شمار می رود که در مشهد احداث شده است.

حتی اگر دست اندرکاران این پروژه ها با نیت اظهار ارادت به امام رئوف و ایجاد خدمات رفاهی بیشتر برای زائرین اقدام به توسعه این طرح ها در مشهد نموده باشند اما نتیجه ی آن چیزی جز کمرنگ نمودن چهره معنوی مشهد نیست. مشهد با وجود مقدس امام رضا علیه السلام به قدر کافی جذابیت و کشش دارد و بهتر است این طرح ها و پروژه های عظیم تفریحی در شهرهای دیگر پیاده شود تا هم به گردشگری آن مناطق کمک شود و هم چهره معنوی مشهد مخدوش نشود.

اگر روند ساخت پروژه های تفریحی و تبلیغات گسترده ای که در صدا و سیما از این مجموعه ها صورت می گیرد به همین گونه ادامه یابد ممکن است نماد های معرف شهر مشهد دگرگون شود. همانند کاری که در مورد کعبه صورت گرفته است . الان زائرین بیت الله الحرام در کنار پرسش از زیارت کعبه؛ سراغ از ساعتی می گیرند که نمادی از مکه شده است لذا اینکه زائرین مشهد مقدس نیز در کنار زیارت از بزرگترین مراکز تفریحی کشور در مشهد سراغ می گیرند نگران کننده است چون مشهد شهری زیارتی است و باید شهری زیارتی باقی بماند نه اینکه جنبه تفریحی پیدا کند. در حال حاضر نماد معرف مشهد حرم امام رضا علیه السلام است و نباید نمادسازی های دیگری برای مشهد صورت گیرد مخصوصا اگر این نمادها جنبه تفریحی داشته باشد.

البته این پروژه ها محدود به چند پارک آبی نیست بلکه گسترش طرح های تجاری یا مراکز توریستی دیگر نیز در این مقوله جای می گیرد. مراکزی چون شهر رویایی «پدیده » که بزرگترین مرکز توریستی کشور واقع در منطقه شاندیز در مجاورت مشهد مقدس است یا «شهر تمدن ها» و...

این سخن بدین معنا نیست که ما با رشد و تعالی مشهد یا هر گونه تفریح در یک شهر زیارتی مخالف باشیم بلکه منظور این است که شهر مشهد باید با سبک معماری اسلامی به زیباترین شهر تبدیل شود در حالی که همچنان اوج معنویت خویش را حفظ نماید و ملجا و پناهی برای رها شدن انسان از غفلت های دنیایی باشد.

پ ن: 23 ذی القعده روز زیارتی امام رضا علیه السلام است و مقارن است با روز یکشنبه ماه ذی القعده که نماز با فضیلتی نیز از حضرت رسول اعظم صلی الله علیه و آله در یکشنبه این ماه سفارش شده است.




طبقه بندی: حرف حساب،  تلنگر، 
برچسب ها: امام رضا علیه السلام، مشهد مقدس، ادواردو آنیلی، پارک آبی، زیارت، تفریح،
ارسال در تاریخ شنبه 6 مهر 1392 توسط عقل کل
  فرصت هایمان را هزینه می کنیم برای ارتقاء ویندوز ، ارتقاء ورژن اندروید تلفن همراه و...
 گوش به زنگیم تا فلان نرم افزار جدید را دانلود کنیم ، سرعت سیستم را افزایش دهیم ، آنتی ویروس را به روز نگه داریم ...

اما چقدر هزینه می کنیم تا نسخه ی انسانیت مان را بالا ببریم.
چقدر وقت می گذاریم تا فاصله ی خود با انسان کامل را کم کنیم و به مدل کامل انسانیت نزدیک تر شویم و ارتقاء یابیم

ورژن انسانیت ما چند است؟
آیا آن را با نسخه های بدلی و از رده خارج عصر جاهلیت مدرن به روز می کنیم یا با نسخه ای که اسلام ارائه کرده است؟
از فرصت های ویژه ای که خداوند برای ارتقاء انسانیت در اختیارمان قرار می دهد چقدر استفاده می کنیم؟

 آیا سرعت سلوک مان را افزایش دادیم ؟ آیا برای دوری از گناه ؛ آنتی ویروسش را به روز کردیم ؟
ماه شعبان چقدر از برکات سفره نورانی مناجات شعبانیه بهره بردیم؟
مناجاتی که دل برده است از همه ائمه معصومین علیهم السلام و مضامینش قله ی قرب و حضور را نشانه گرفته است.

در این مناجات بنا به شرح حضرت آیت الله جوادی آملی ، مقاطع پنج گانه سلوک انسانی ترسیم شده است. این مناجات فرازی دارد و فرودی. انسان، اول با خدا منادات دارد؛ ندا سر می دهد ، اما وقتی به قله رسید و نزدیک شد دیگر جا برای ندا کردن نیست بلکه زمان مناجات است چون به قرب الهی بار یافته است ، انسانی که به قرب الهی می رسد و نزدیک می شود دیگر داد نمی زند ، ندا نمی کند بلکه نجوا می کند.
 
وقتی منادات و مناجات به پایان رسید و انسان لذت حضور را یافت دیگر ساکت می شود و از آن به بعد حالت محو است ، در اینجا به ذات اقدس باری تعالی عرضه می دارد که خدایا من تا اینجا آمدم نفسم بند آمد و خاموش شدم حالا تو حرف بزن و با من سخن بگو. « واجعلنی ممن نادیته فاجابک و لاحظته فصعق لجلالک فناجیته سرا و عمل لک جهرا» خدایا تو به من نگاه کن تا من هم مثل موسی کلیم الله صعقه بزنم و مدهوش شوم.

به ما گفته اند شما هم از خدا بخواهید تا به این مقامات دست یابید ، نگفته اند این فقط مخصوص ائمه علیهم السلام است. این ها مراحلی است طی شدنی و طلب کردنی.
اگر می خواهیم برای ظهور امام زمان (عج) آماده شویم باید نسخه ی انسانیت مان را ارتقاء دهیم. انسان های عصر ظهور؛ هم در علم و تکنولوژی پیشرفته اند هم در انسانیت.

خدایا یاری مان ده تا چشم و گوش بسته از این دنیا نرویم ( و انر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک...). به قول حافظ:

عاشق شو ارنه روزی کار جهان سرآید         ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی



پ ن: این مطلب را نوشتم تا شاید تلنگری باشد برای خودم تا بیش از این درجا نزنم.



طبقه بندی: حرف حساب،  تلنگر، 
برچسب ها: مناجات شعبانیه، سیر و سلوک، محو، صعقه،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 13 تیر 1392 توسط عقل کل

امت اسلام به سرنوشت سازترین پیچ تاریخ رسیده است. یک طرف چشمانی از غم فراق دردانه هستی می گرید و در طرف دیگر چشمانی پر از نیرنگ در انتظار است تا رسول رحمت ،دیده از جهان فروبندد و نقشه های آنان عملیاتی شود.

همان ها که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) حدود دو ماه پیش در خطابه غدیر با عنوان (اصحاب صحیفه) به آنان اشاره کرده بود و اکثر مردم منظور حضرت را از این کلام نفهمیدند؛ آنجا که فرموده بود:

« ای مردم، بعد از من امامانی خواهند بود که به آتش دعوت می کنند و روز قیامت کمک نمی شوند. ای مردم، خداوند و من از آنان بیزار هستیم. ای مردم ، آنان و یارانشان و تابعینشان و پیروانشان در پایین ترین درجه آتش اند و چه بد است جایگاه متکبران. بدانید که آنان «اصحاب صحیفه» هستند، پس هر یک از شما در صحیفه خود نظر کند.»

آری! پیامبر همه چیز را بیان کرده بود و هشدار های لازم را داده بود و حتی در روزهای آخر عمر مبارکشان در روایتی جگرسوز فرموده بود: «فتنه ها همچون پاره های شب ظلمانی ، پی در پی در می رسند.» اما تنها تعداد اندکی منظور پیامبر را فهمیدند و این رسم رهبران الهی است که همه چیز را برای مردم بیان می کنند اما اگر مردم نکته سنج نباشند و اشاره رهبر در کلامش را نفهمند و به خودشان حتی زحمت ندهند که در کلامش تدبر کنند و عمق سخنش را بفهمند سقیفه ها رقم خواهد خورد!

حال، عده ای بر خلاف دستور پیامبر (ص) در سپاه اسامه هم شرکت نکرده اند و توصیه های دلسوزانه پیامبر نه تنها در آنها اثر نکرد بلکه مورد لعن پیامبر هم قرار گرفتند ؛اما ماندند تا نقشه هایشان را به اجرا درآورند. و این نشان می دهد که امت اسلام تا وقتی تکلیف خواصی که در مقابل دستور رهبری سرپیچی می کنند را روشن نکند هر لحظه باید در انتظار یک حادثه بود. اطاعت مشروط از رهبری ، بلایی است که نه تنها خواص بلکه به تدریج جامعه را به سقوط می کشاند.

اطاعت از پیامبر و رهبری صالح جامعه اسلامی، باید محض باشد و مطلق ، اگر خودت را درگیر اما و اگرها کنی ، روزی این اما و اگر ها سنگ هایی می شود بر سر راهت که هر آن ممکن است مسیر هدایتت را سد کند و تو را به زمین بزند. و چه بسیار افرادی که در طول تاریخ با اما و اگرها و شرط هایشان سقوط کردند. یکی می گفت از پیامبر اطاعت می کنم اما اگر سخنش به ضررم تمام نشود. اما اگر حرف دلخواه مرا به زبان آورد، اما اگر از علی حمایت نکند، اما اگر از من تعریف کند ، اما اگر به جای علی مرا انتخاب کند و...

وقتی مردم در قبال نافرمانی خواص از رهبری جامعه، سکوت می کنند و گاه با آنان همراهی می نمایند کار به اینجا می رسد که پیامبر خاتم (ص) حتی نمی تواند بر روی کاغذی کلامش را بنویسد و حتی ابایی ندارند که در حضورش جسارت کنند و بگویند« هذیان می گوید!». اگر بخواهید احترام خواص نافرمان را در جامعه حفظ کنید باید منتظر سقیفه ها باشید!




طبقه بندی: حرف حساب،  تلنگر، 
برچسب ها: پیامبر اعظم (ص)، اصحاب صحیفه، سقیفه،
ارسال در تاریخ جمعه 22 دی 1391 توسط عقل کل
(تعداد کل صفحات:4)      [1]   [2]   [3]   [4]  

قالب وبلاگ