یکی از ویژگی های دوران پسابرجام، شنیدن استدلال های آبکی در دفاع از برجام است که به نمونه هایی از اینگونه استدلال ها اشاره می کنیم:

یک: آقای صالحی در مورد سند محرمانه توافق که قبلا بعضی ها وجود آن را انکار می کردند و با خبر آسوشیتدپرس مشخص شد که وجود خارجی دارد گفته است: « ما موافق نیستیم که برنامه بلند مدت ما این طور در معرض عموم قرار گیرد... خود ملت هم اگر خوب دقت کنند می پذیرند که اینگونه برنامه های مهم و استراتژیک بهتر است همین طور محرمانه بماند.»



بله! حالا که خوب دقت می کنم می بینم حق با آقای صالحی است. بهتر است این سند هم مثل بقیه مسائل که در دولت محرمانه است محرمانه بماند. همین قدر که آمریکا و کشورهای اروپایی و اسرائیل از این سند خبر دارند کافی است. چه لزومی دارد که در معرض عموم قرار بگیرد و مردم ایران هم از آن باخبر شوند. بگذارید همانطور که مردم بورکینافاسو و جزایر کارائیب از این سند بی اطلاعند مردم ایران هم بی خبر باقی بمانند.
 اصلا مردم ایران این چیزها را ندانند برای خودشان بهتر است. مگر متن برجام که رونمایی شد فایده ای جز نگرانی و ناراحتی برای مردم داشت؟ مگر فیش های حقوقی نجومی که علنی شد جز اعصاب خردی نتیجه ای برای مردم داشت؟ اصلا کارهای این دولت محرمانه بماند بهتر است چون علنی شدن آن چیزی جز ناراحتی برای مردم ندارد!


دو:
آقای عراقچی گفته: « از اول هم قرار نبود تحریم های غیر هسته ای لغو شود...مگر ما در فعالیت های موشکی خود تغییری داده ایم که انتظار داشته باشیم تحریم های مرتبط با موشکی برداشته شود.»

خب راست می گوید بنده خدا! مگر از تولید موشک دست برداشته اید که انتظار دارید تحریم های موشکی برداشته شود! مگر حقوق بشر مورد نظر غرب ( مثل آزادی همجنس گرایان و...) را پذیرفته اید که انتظار دارید تحریم های حقوق بشری برداشته شود! هر وقت تمام این مسائل را پذیرفتید شاید تحریم ها برداشته شود!!!


سه:
آقای عراقچی باز هم گفتند: « آنها تعهدات خود را انجام داده اند که اگر نداده بودند ما می رفتیم و پیگیری می کردیم. این ها بستگی به این دارد که ما چگونه نگاه کنیم. نگاه من به برجام فراتر از بحث برداشته شدن تحریم هاست. اهداف این چالش هسته ای به مراتب بزرگتر از برداشته شدن تحریم ها بود. باید ببینیم برجام توانسته خواسته مردم ایران را برآورده کند یا نه؟ شعار اصلی مردم که به خاطر آن ایستادگی کردند و فشارها را تحمل کردند این بود که انرژی هسته ای حق مسلم ماست...مردم بر این حق تاکید داشتند و برجام در این امر موفق بوده و این حق را محقق کرده است.»



بله! اصلا مردم انتظار نداشتند که تحریم ها برداشته شود، فقط می خواستند سازمان های جهانی که با رشوه گرفتن و تهدید حاضرند اسم عربستان را از لیست کودک کش ها خارج سازند حق هسته ای ملت ایران را به رسمیت بشناسند!
درست است که الان نه از اورانیوم 20 درصد خبری هست ، نه از چندین تن اورانیوم زیر 5 درصد خبری هست، نه از فردو خبری هست و اگر چه بیشتر دستاوردهای هسته ای که نخبگان علمی کشور برای آن زحمت کشیده بودند از دست دادیم اما در عوض حق هسته ای را به دست آوردیم!!!

و اگر این مدل برجام ها را ادامه دهیم خواهیم توانست حقوق دیگرمان را نیز به دست بیاوریم. مثلا اگر می خواهیم حق موشکی را محقق کنیم فقط کافیست موشک هایی مثل شهاب سه را با سیمان پر کنیم. آن گاه حق موشکی ما محقق می شود و در آینده می توانیم با چند موشک دست ساز کوتاه بردی که سازمان های جهانی آن را به رسمیت می شناسند تا صد کیلومتری تهران را نشانه گیری کنیم! درست است که دیگر دستمان به اسرائیل نمی رسد اما در عوض حق موشکی ما تثبیت می شود!

بنابراین به قول آقای عراقچی این ها بستگی دارد که ما چگونه نگاه کنیم. اگر با دید آقای عراقچی به برجام بنگرید جز خوبی نمی بینید.
اگر در دیده مجنون نشینی                    به غیر از خوبی لیلی نبینی


چهار:
آقای ظریف گفت :« اصلا معنی توافق چیست؟ معنی توافق این است که دو طرف راضی باشند مگر اینکه بتوان نامش را قرارداد تسلیم گذاشت و گرنه توافقی وجود ندارد که هر یک از دو طرف بتوانند بگویند صد درصد به نفعشان است چنین چیزی در جهان خارج وجود ندارد...نمی گویم برجام فتح الفتوح است اما سندی کاملا قابل دفاع است، اگر بخواهیم به برجام نمره بدهیم حتما با توجه به ظرف زمانی و شرایط بین المللی نمره بسیار خوبی می گیرد اما اگر بخواهیم به نحوه اجرای آمریکایی ها نمره بدهیم احتمالا نمره پایینی می گیرد.»



بله همین که پنجاه درصد توافق که تعهدات ایران بوده عملیاتی شده پس نتیجه می گیریم که برجام سندی کاملا قابل دفاع است. فقط تعهدات آمریکا عملیاتی نشده که به آن نمره پایینی می دهیم. درست است که ایران به خواسته اش نرسید اما آمریکا که به خواسته اش رسید بنابراین برجام نمره خوبی می گیرد چون یک طرف توافق حاصل شده است.
اصلا معنی توافق چیست؟ توافق یعنی اینکه دو طرف راضی باشند. آمریکا که راضی است ما هم می گوییم راضی هستیم به رضای آمریکا! لذا رضایت دو طرف تا حدودی حاصل شده است.


پنج:
آقای روحانی می گوید: « با برجام ، تهدید از سر مردم برداشته شد...»

آقای روحانی! اگر این گونه باشد که شما می گویید چرا اوباما که به قول شما مودب و باهوش است گفته: « حمله به ایران در پانزده سال آینده- یعنی زمانی که توافق به لحاظ اجرایی به نقطه پایان رسیده است- دقیقتر و آسان تر خواهد بود.»
بنابراین برجام به جای اینکه سایه تهدید را از سر مردم بردارد ما را خلع سلاح می کند و تهدیدآفرین می شود. وقتی کشوری مولفه های قدرتش را از دست داد بیشتر در معرض حمله دشمن قرار می گیرد.
 وقتی آمریکا توانست با برجام های متعدد، مولفه های قدرت ایران ( اعم از هسته ای، موشکی، منطقه ای و...) را بگیرد یا کاهش دهد آنگاه شرایط حمله به کشور فراهم می شود. اوباما در نشست آیپک در کاخ سفید گفته بود « در زمان جورج بوش نیز شرایط برای جنگ علیه ایران فراهم نبود و بوش نیز طرحی برای حمله به ایران فراهم نکرده بود.» چون ایران هنوز از مولفه های قدرت تهی نشده بود. آنچه مد نظر اوباماست فراهم شدن شرایط جنگ علیه ایران است که اگر برجام ها ادامه یابد این شرایط فراهم خواهد شد.

قبل از برجام ، آمریکایی ها از وجود اورانیوم 20 درصد و چند تن اورانیوم زیر 5 درصد نگران بودند و آن را یکی از عوامل قدرت ایران می دانستند اما اکنون این نگرانی وجود ندارد. آنچه سایه تهدید را از سر مردم برمی دارد قدرت هسته ای، موشکی و منطقه ای ایران است. اوباما در دیدار رهبران یهودی گفته بود « اگر به ایران حمله کنیم مقاومت لبنان با موشک های خود تلاویو را هدف قرار خواهد داد.» با این حساب ، آنچه مانع جنگ است موشک های ایران و حضور حزب الله لبنان در منطقه است نه برجام. وقتی آمریکا در جنگ 33 روزه اسرائیل و حزب الله که به جنگ نیابتی ایران و آمریکا شهرت یافت شکست خورد ،فهمید که تا عوامل قدرت را از ایران نگیرد نمی تواند با ایران رو در رو شود.



شش: آقای روحانی گفت: « اگر برجام نبود فروش نفت ما به صفر می رسید.»

روحانی، دولت را در حالی از احمدی نژاد تحویل گرفت که ایران روزانه یک میلیون و 400 هزار بشکه نفت می فروخت. آمریکا در نظر داشت فروش نفت ایران را به صفر برساند ولی به دلایل متعدد نتوانست به این خواسته اش برسد. آمارها نشان می دهد برخلاف ادعاهایی که مطرح می شود و می گویند قرار بود هر شش ماه، 20 درصد از فروش نفت ایران کاهش یابد تا در عرض دو سال به صفر برسد، آمریکا علیرغم تمام تلاش هایش هیچگاه نتوانست فروش نفت ایران را به زیر یک میلیون بشکه در روز برساند.
بنابر آمارهای ارائه شده، قبل از توافق ژنو از تیرماه 91 تا آذر 92 صادرات نفت ایران ثابت بوده و بالای یک میلیون بشکه در روز بوده است. و برطبق گزارش بانک مرکزی ، متوسط صادرات نفت خام ایران در سال 92 حدود یک میلیون و ششصد هزار بشکه در روز بوده است.
بنابراین این ادعا نیز همانند ادعای جنگ، صرفا بهانه ای برای تحمیل توافق به ایران تلقی می شود.




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  بی مزه، 
برچسب ها: هسته ای، برجام، روحانی، ظریف، عراقچی، صالحی، مذاکرات هسته ای،
ارسال در تاریخ جمعه 1 مرداد 1395 توسط عقل کل
سال گذشته در همین روزها بود که تیتر می زدند:

 « دنیا به احترام ایران ایستاد»؛ «جشن هسته ای در سراسر ایران» ؛ « انقلاب دیپلماسی به تاریخ 23 تیرماه 94»؛ « جهان تغییر کرد، دوئل مذاکرات پس از 12 سال به توافق رسید»؛ « ظریف و یارانش به تاریخ پیوستند» ؛ « 23 تیرماه 94 روزی تاریخی و فراموش نشدنی بعد از 12 سال مقاومت هسته ای»؛ « خجسته باد این پیروزی» ؛ «تمام تحریم ها لغو می شود»؛ «پیروزی بدون جنگ»؛ « بالاخره یک روز خوب آمد»؛ « کلید چرخید، ایران خندید»؛ « بهترین توافق ممکن به دست آمد»؛ «ایران بر قله توافق»؛ «فتح الفتوح دیپلماسی ایران»؛ «توافق قهرمانانه ایران»؛ «پایانی بر ظلم علیه ملت ایران»؛ «توافق هسته ای یادآور فتح خرمشهر بود» ...



و چقدر سعی داشتند با این تیترها، هیجانات کاذب به جامعه تزریق کنند.

و امسال شاهدیم سهم ما مردم از آن فتح الفتوح و پیروزی بزرگ و آن همه گشایش های وعده داده شده ی پسابرجام، چیزی جز گشایش چشم ها و دهان هایمان از سر تعجب با دیدن فیش های نجومی نبود!

و امسال شاهدیم صندوق توسعه ملی که قرار بود جیب ملت را توسعه دهد جیب برخی مدیران و آقازاده ها را توسعه می داده است و بانکی که باید به رفاه کارگران بیندیشد به رفاه مدیرعاملش می اندیشیده است.

و امسال دیدیم کاسبان تحریم و کاسبان برجام و کاسبان پسابرجام ، یک طایفه بیشتر نبوده اند و آنان ، همان حامیان و دار و دسته فتنه گرانی بوده اند که در سال 88 با سفارش تشدید تحریم ها به دشمن، مردم را تحت فشار قرار دادند و امروز با حقوق های نجومی ، مردم را آزار می دهند.

و امسال دیدیم کلیدی که قرار بود قفل زندگی مردم را بگشاید تا چرخ زندگی آنها ،بهتر بچرخد، تنها برای فریدون و رفقا می چرخیده و اشک ملت را در می آورده است.
و امسال دیدیم از بزرگترین دستاورد برجام که به آن می بالیدند و بر سر اولویت داشتن یا نداشتن آن، بحث ها می کردند هم خبری نیست و بوئینگ را باید در خواب ببینند.

و رئیس جمهوری که پارسال می گفت « هیچ توافقی را امضا نخواهیم کرد مگر آنکه در نخستین روز، تمام تحریم های اقتصادی ، بالمره و در همان روز لغو شود» ، امسال به دنبال زمینه چینی برای اجرای برجام دو و سه است تا شاید بتواند برخی از تحریم هایی که قول لغو شدنش را در برجام یک داده بود با برجام های بعدی لغو کند.

و امسال شاهدیم آنان که عقل خود را باخته اند پنج هزار میلیارد تومان از بودجه دفاعی کاسته اند، آن هم در شرایط پر آشوب منطقه که سعودی ها هر روز برای نا امن کردن ایران نقشه می کشند و نامزد ریاست جمهوری آمریکا تز می دهد که بعد از سوریه ، نوبت ایران است.

و آنان که عقل خود را باخته اند و همه چیز را برای مردم محرمانه تلقی می کنند با FATF مذاکره می کنند تا چشم بیگانگان را به روی حساب های مردم بگشایند و گوشه ای از گشایش های پسابرجام را به نمایش بگذارند!

و امسال شاهدیم جان کری که پارسال ،هندوانه زیر بغل ظریف می گذاشت و از او تمجید می کرد و می گفت « ظریف مذاکره کننده ای حرفه ای و میهن پرست است» ، امسال می گوید « برای نوه هایتان تعریف کنید که چگونه در یک اتاق نشستید و ظریف را مجبور کردید که در برابر قدرت متقاعد کننده شما،تسلیم شود.»

 و صالحی که پارسال با قسم جلاله و مظلوم نمایی با سیمان ، می خواست رای نمایندگان به برجام را شتاب بخشد ، تازه امسال بوی توطئه غربی ها به مشامش رسیده است و می گوید قبل از برجام اوضاع بهتری داشتیم.



طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: برجام، پسابرجام، روحانی، ظریف، روزنامه های زنجیره ای، کاسبان تحریم، کاسبان برجام،
ارسال در تاریخ یکشنبه 20 تیر 1395 توسط عقل کل
استکبار جهانی ،داعش را ایجاد کرد تا امنیت اسرائیل را تامین نماید، اما زهی خیال باطل!
امروز فرزندان خمینی(ره) به مرزهای اسرائیل نزدیک و نزدیکتر شده اند؛ اگر دیروز در شلمچه و فکه می جنگیدند امروز در حلب می جنگند.

اگر تا دیروز نیروهای مقاومت اسلامی در لبنان و فلسطین به دلیل هم مرز بودن با رژیم غاصب صهیونیستی ،خطر بالفعل برای اسرائیل به شمار می رفتند امروز ایرانی ها و افغانی ها و عراقی ها و پاکستانی ها نیز به مرزهای اسرائیل نزدیک شده اند!

بی جهت نیست که وزیر اسرائیلی هشدار می دهد و می گوید: « اگر سوریه، داعش را شکست دهد ایران و اسرائیل احتمالا هم مرز خواهند شد! این تهدیدی است که تهدید حماس در غزه در مقایسه با آن ناچیز است.»

بنابراین ،جان کری به جای اینکه به برخی کافه نشینان تهرانی دلخوش کند و بگوید: « حدود 60 درصد مردم ایران زیر سی سال سن دارند؛ کسانی که به تهران رفته اند می گویند این شهر جایی است که جوانانش در کافه می نشینند و درباره آینده صحبت می کنند، آنها در کشورهای خارجی تحصیل کرده اند و به دنبال(ساختن) شهری جدید هستند.»
نگاهی هم به جوانان دهه هفتادی بیندازد که تا مرزهای اسرائیل رسیده اند و برای اقامه نماز در مسجد الاقصی لحظه شماری می کنند.

امروز دهه هفتادی ها ، پا به پای دهه چهل و پنجاه و شصتی ها برای دفاع از حرم و رسیدن به قدس مبارزه می کنند.

امروز فرزندان خمینی از ایرانی و لبنانی و عراقی و افغانی و پاکستانی و... برای نابودی داعش و اسرائیل سر از پا نمی شناسند و مقصدشان دیار قدس است:
مقصد دیار قدس همپای جلودار




پی نوشت:
این جوانان، تنها نمونه ای از ستاره های درخشان آسمان شهادت هستند. هر کدام از این شهدای دهه هفتادی ،دریایی از معرفت و شجاعتند و مظلومانه به شهادت رسیدند. مثلا شهید رضا اسماعیلی ،وقتی به دست داعش اسیر شد به فجیع ترین شکل ،سرش را از بدن جدا کردند و در طبق گذاشتند....
«صلی الله علیک یا اباعبدالله الحسین»

هدیه به ارواح مطهر شهدا بالاخص شهدای مدافع حرم صلوات.
«اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم»



طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: مدافع حرم، شهدای مدافع حرم، دهه هفتادی، اسرائیل، قدس، داعش،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 10 تیر 1395 توسط عقل کل
نمی شود نسبت به آبروی صاحبان فیش های نجومی نگران شد و برای آنها دلسوزی کرد و آن گاه ادعای پیروی از امامی را داشت که وقتی شنید استاندار بصره در یک مهمانی شرکت داشته که ثروتمندان بوده اند و فقرا نبوده اند نامه ای نوشت و عثمان بن حنیف را توبیخ کرد و نگران آبروی استاندارش نشد.

استانداری که نه اختلاس کرده بود ، نه حقوق نجومی از بیت المال برای خود قائل شده بود و تنها جرمش این بود که با ثروتمندان همنشین شده بود و همین یک جرم باعث شد آبروی او در طول تاریخ برود. استانداری که لایق و کاردان بود و حتی اصحاب جمل در فتنه جمل ، او را به جرم دفاع از امیرالمومنین علیه السلام ، تحت شکنجه قرار دادند و موهای سر و صورتش را کندند که باعث تاثر شدید مولا شد.

اما کاردانی و دلاوری عثمان بن حنیف باعث نشد که مولای حق، چشم بر اشتباهات استاندارش ببندد و او را توبیخ نکند.حتما برخی ها که امروز در برابر انتشار فیش های حقوقی نجومی بعضی مدیرانی که اتفاقا چندان هم کاردان نیستند،حرف از آبروی افراد می زنند اگر در آن زمان هم بودند مولایمان امیرالمومنین علیه السلام را شماتت می کردند که چرا به خاطر حضور در یک مهمانی، آبروی استاندارش را برده است!!!

نمی شود از حقوق و پاداش های ده ها و صدها میلیونی مدیران دفاع کرد و آن را حق آنان دانست و آن گاه ادعای پیروی از امامی را داشت که وقتی به حکومت رسید جلوی ویژه خواری ها را گرفت و فرمود: « به خدا قسم اگر این اموال را بیابم باز می گردانم هر چند مهر زنان شده باشد.»

دادن حقوق ها و پاداش های نجومی رویه و مرام عثمان بود نه رویه امیرالمومنین علیه السلام. عثمان به دامادش «حارث بن حکم» در شب عروسی دخترش سیصد هزار درهم و به «زبیر» ششصد هزار درهم و به «طلحه» دویست هزار درهم و به «مروان» پانصد هزار دینار و به «عبدالرحمن بن عوف» دویست و پنجاه و شش هزار دینار بخشید و آن گاه که با اعتراض ابوذر و عمار نسبت به این ریخت و پاش ها مواجه شد برای اینکه دهان منتقدانش را ببندد و آنها را ساکت کند دستور داد ابوذر را به ربذه تبعید کردند و عمار یاسر را مورد ضرب و شتم شدید قرار دادند.

نمی شود نسبت به اختلاس پانصد میلیونی برای ساختن یک سد بی تفاوت بود و مثل آن شیخ مصلحت اندیش گفت : « اینقدر بحث از اختلاس و دزدی نکنید و روحیه مردم را خراب نکنید. وقتی که ما یک سدی می سازیم، ممکن است از قبل آن پانصد میلیون هم اختلاس شود. اما این سد برای کشور می ماند و هیچکس نمی تواند از این سد اختلاس یا دزدی کند.»
 
و آن گاه ادعای پیروی از امامی را داشت که نسبت به چراغ بیت المال هم حساس بود و برای مذاکره شخصی ،چراغ بیت المال را خاموش می کرد و به کارگزارانش فرمان می داد که: « نوک قلم ها را باریک بتراشید و فاصله سطرها را کم کنید و از زیاده روی در هزینه کردن بیت المال بپرهیزید زیرا اموال مسلمانان نباید متحمل ضرر شود.»
مولای ما، بر روی فاصله سطرها هم حساس بود و برخی ها بر هدر رفت پانصد میلیون هم چشم می بندند!

نمی شود خود را در آغوش فتنه گران انداخت و با کسانی که در برابر امام مسلمین کودتا کرده اند عکس یادگاری گرفت و آن گاه ادعای پیروی از امامی را داشت که در مقابل فتنه گران ایستاد و چشم فتنه را درآورد.

 نمی شود در برابر قتل شیعیان و اعمال فشار بر علمای شیعه سکوت کرد و با دیدن خشم مقدس سرداری غیور به خشم آمد و به بهانه تنش زدایی ، به روند عقب نشینی ادامه داد و آن گاه ادعای پیروی از امامی را داشت که نسبت به کشیدن خلخال از پای یک دختر یهودی نیز ساکت نمی نشست.

نمی شود در مناطق بالاشهر تهران زندگی کرد و برای فرزندان خود ، بهترین ها را مهیا نمود و آن گاه ادعای پیروی از امامی را داشت که می فرمود: « اگر بخواهم به عسل مصفا و مغز گندم و جامه های ابریشمین دست می یابم، ولی هیهات که هوای نفس بر من غلبه کند و آزمندی من، مرا به گزینش طعام ها بکشاند و حال آنکه در حجاز یا یمامه بینوایی باشد که به یافتن قرص نانی امید ندارد و هرگز مزه سیری را نچشیده باشد. یا شب با شکم انباشته از غذا سر بر بالین نهم و در اطراف من شکم هایی گرسنه و جگرهایی تشنه باشند.»

نمی شود در برابر دریافت حقوق های صدها میلیونی ،قیافه حق به جانب گرفت و بی حیایی را از حد گذراند و به جای عذرخواهی از پیشگاه ملت، با وقاحت تمام گفت که کار خلافی انجام نشده و آن گاه ادعای پیروی از امامی را داشت که در نامه به یکی از کارگزاران زیاده خواهش فرمود: « گویا میراث پدر و مادرت را به خانه می بری؟ سبحان الله! آیا به معاد ایمان نداری و از حسابرسی دقیق قیامت نمی ترسی؟ چگونه نوشیدن و خوردن را بر خود گوارا کرده ای، در حالی که می دانی حرام می خوری و حرام می نوشی؟»

بعضی می گویند قانون به آنها اجازه می داده که چنین حقوق ها و پاداش هایی داشته باشند. گیرم قانون اجازه بدهد آیا وجدانشان هم اجازه می دهد؟ آیا وجدانی نداشتند که با دیدن هزاران ایرانی که تنها امیدشان برای اداره زندگی، گرفتن یارانه است و صدها کارگری که چندین ماه است حقوق نگرفته اند به درد آید و از گرفتن حقوق های نجومی شرم کنند؟!


پی نوشت:

1- یکی از جوک های سال این است که فاطمه حسینی جوانترین نماینده مجلس که پدرش حقوق 57 میلیونی می گرفته ، وقتی با رانت پدر در لیست امید وارد شد و رای آورد ،در زمان تبلیغات انتخاباتی اش می گفت: « من می خواهم نماینده نسلی باشم که زندگی شاد و پرامید حق مسلم آنان است نه بیکاری و تبعیض و بی عدالتی!»
طرف، خودش نماد تبعیض و بی عدالتی بوده و فریاد عدالت سر میداده!
پیشنهاد می کنم این خانم نماینده، فیش حقوقی پدرجانشان را قاب کرده و بر دیوار اتاق نصب نمایند تا نمونه بارزی از تبعیض و بی عدالتی ، همیشه جلوی چشمشان باشد!

2- سربازهایی هستند که در راه مبارزه با مواد مخدر به شهادت می رسند، سربازهایی هستند که در راه دفاع از امنیت کشور توسط اشرار و تروریست ها به شهادت می رسند، سربازهایی هستند که هنوز هم زخم جراحت داعشی های فتنه 88 را بر تن دارند، و سربازهایی هستند که جان خود را در اثر حوادث مختلف از دست می دهند... اما کسانی هم هستند که سر نمی بازند و پول می بازند! چند سالی صبر می کنند تا مشمول قانون خرید سربازی غایبین شوند و از خدمت سربازی سرباز می زنند.
این هم نوعی تبعیض است. تبعیضی که دولت و مجلس وضع کرده اند تا خزانه دولت پر شود! فرق آن جوانی که در پاسگاه مرزی ،شب ها را تا صبح با هراس از ورود اشرار و قاچاقچیان می گذراند با آن جوانی که خدمت سربازی را می خرد چیست؟ یا باید هیچکس سربازی نرود یا باید همه بروند.



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: امام علی(ع)، استاندار بصره، تبعیض، عدالت، فیش های حقوقی، دولت، عثمان بن حنیف،
ارسال در تاریخ یکشنبه 6 تیر 1395 توسط عقل کل
ریشه فتنه 88 را که پیگیری کنیم حتما به فیش های حقوقی ده ها و صدها میلیونی و چند میلیاردی هم می رسیم.

فتنه 88 شورش اشرافیت بر علیه رای مردم بود. اشرافیتی که نمی توانست چرخش قدرت را بپذیرد.

اشرافیتی که هوای همدیگر را داشتند و بخور بخور به راه انداخته بودند دور سفره ای به نام سفره انقلاب!
آقازاده هایشان عادت کرده بودند خوب بخورند و خوب بپوشند و خوب خوشگذرانی کنند. در بازارهای لندن قدم بزنند و به بهانه تحصیل، تربیت انگلیسی پیدا کنند تا در وقت لازم در ستاد قیطریه جمع شوند و توطئه کنند تا نظام را زمین بزنند.

تاریخ نشان داده است مال حرام خورها و دنیاطلبان، فتنه گر می شوند و بر علیه امام حق، خروج می کنند. دنیاطلبان یا فتنه جمل را رقم می زنند یا واقعه عاشورا را.

طلحه ها و زبیرها از وقتی به دنبال دنیا رفتند و مال دنیا زیر دندانشان نشست روبروی مولایمان علی (ع) ایستادند.

آنها هم وقتی طلاهایشان را با تبر می شکستند و بین فرزندانشان تقسیم می کردند آن را حلال تر از شیر مادر می دانستند و اصلا وجدانشان به درد نمی آمد که شب ها یتیمان کوفه از گرسنگی خوابشان نبرد. درست مثل کسانی که امروز حقوق ده ها و صدها میلیونی و چند میلیاردی می گیرند و آن را حق خود می دانند و اصلا یادشان نیست که جوانی برای چند میلیون، حاضر است کلیه اش را بفروشد.



مال و منال دنیا، دست طلحه ها و زبیرها بود اما به جای اینکه طلحه ها و زبیرها شرمنده باشند این علی علیه السلام بود که خود را شرمنده یتیمان کوفه می دانست.
امام علی علیه السلام شبانه آذوقه برای یتیمان می برد و گاهی با دست خود برایشان نان می پخت و ابراز شرمندگی می کرد و از زنان بی سرپرست ، بد و بیراه می شنید.

یتیمان کوفه نمی دانستند برخی از همان صحابه های پیامبر که مردم هنوز هم از آنان تجلیل می کردند هر روز برای حکومت علی، فتنه جدیدی به پا می کنند و نمی گذارند حضرت علی(ع) به اقتصادشان سروسامان دهد و مردم  طعم عدالت علوی را به خوبی بچشند.

امام علی علیه السلام دل پرخونی داشت از دنیاطلبان و فتنه گرانی که به نام دین و سابقه در اسلام، بیش از حقشان طلب می کردند. امام علی(ع) بارها از دست فتنه گران ، با پیامبر (ص) نجوا می کرد و درد دل می گفت.

سید علی هم مثل جد بزرگوارش امیرالمومنین (ع)، بارها با مولایش مهدی(عج) درد دل گفته است. نمونه اش آنجا بود که در خطبه تاریخی 29 خرداد 88 فرمود: «ای سید و مولای ما! دعا کن برای ما...»

سید علی هم دل پرخونی دارد از دست فتنه گرانی که به نام دین و سابقه در انقلاب، بیش از حقشان طلب می کنند. سید علی هم از بیکاری جوانان شرمنده می شود. مال و منال دنیا و حقوق های صدها میلیونی در جیب دار و دسته دیگران است و شرمندگی اش سهم سید علی! 

دیگرانی که به عنوان سابقه دارهای انقلاب مورد احترام واقع می شوند اما حرف رهبری را زمین می اندازند و با فتنه انگیزی در مسیر حق ،سنگ اندازی می کنند و با دل بستن به وعده های پوچ کدخدا، نمی گذارند اقتصاد مردم سروسامان بگیرد.

راستی! صاحبان فیش های حقوقی صدها میلیونی و چند میلیاردی و اشراف و میلیاردرهای تهران ،در انتخابات به چه کسی رای دادند؟!


پی نوشت:
من همسن و سال پسر تو هستم ، تو همسن و سال پدر من هستی. 
پسر تو درس می خواند و کار نمی کند، من کار می کنم و درس نمی خوانم. 
پدر من نه کار دارد ، نه خانه، تو هم کاری داری هم خانه ، هم کارخانه ؛ 
من در کارخانه ی تو کار می کنم. و در اینجا همه چیز عادلانه تقسیم شده است: 
سود آن برای تو ، دود آن برای من. من کار می کنم ، تو احتکار می کنی. 
من بار می کنم ،تو انبار می کنی. من رنج می برم، تو گنج می بری. 
من در کارخانه ی تو کار می کنم. و در اینجا هیچ فرقی بین من و تو نیست: 
وقتی که من کار می کنم، تو خسته می شوی،
وقتی که من خسته می شوم ، تو برای استراحت به شمال می روی، 
وقتی که من بیمار می شوم ،تو برای معالجه به خارج می روی. 
من در کارخانه ی تو کار می کنم. و در اینجا همه کارها به نوبت است: 
یک روز من کار می کنم، تو کار نمی کنی، روز دیگر تو کار نمی کنی ، من کار می کنم. 
من در کارخانه ی تو کار می کنم کارخانه ی تو بزرگ است. 
اما کارخانه ی تو هر قدر هم بزرگ باشد، از کارخانه ی خدا که بزرگتر نیست. 
کارخانه ی خدا از کارخانه ی تو و از همه ی کارخانه ها بزرگتر است. 
و در کارخانه ی خدا همه ی کارها به نوبت است، 
در کارخانه ی خدا همه چیز عادلانه تقسیم می شود.
در کارخانه ی خدا ، همه کار می کنند.
در کارخانه ی خدا ، حتی خدا هم کار می کند.
قیصر امین پور




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: فیش حقوقی صدها میلیونی، فتنه88، مال حرام، اشرافیت، طلحه و زبیر، حضرت علی(ع)، مقام معظم رهبری،
ارسال در تاریخ شنبه 29 خرداد 1395 توسط عقل کل
اینکه افراد جدیدی به مجلس راه یابند بنفسه امر مطلوبی است و باعث چرخش قدرت و استفاده از طرح ها و ایده های نو می شود.
اما این افراد جدیدالورود باید شان و جایگاه نمایندگی را ارج نهند و رفتاری نشان ندهند که حاکی از ذوق زدگی آنان از ورود به مجلس باشد.

یک نماینده باید در برابر مردم، فروتن و متواضع باشد اما در برابر مسئولین ، روحیه پرسشگری و انتقادی خود را حفظ کند تا حق مردم ضایع نشود.

نماینده ای که با دیدن یک وزیر ذوق زده می شود یا از اینکه می تواند رئیس جمهور را از نزدیک ببیند لذت می برد یا مدام به دنبال این است که با این مسئول و آن مسئول عکس بیندازد آیا می تواند در وقت لازم ، از وزیر یا رئیس جمهور سوال یا انتقاد کند یا وزیر را به استیضاح بکشاند؟! و آیا مثلا می تواند با زبانی منطقی و رسا از تضییع حقوق ملت در قضیه برجام جلوگیری به عمل آورد؟!

به گمانم برخی از نمایندگان جدیدالورود هنوز هم در شگفتی رای آوردن خود هستند که لازم است هر چه زودتر از این حال و هوا خارج شده و رفتاری در تراز نماینده مجلس جمهوری اسلامی داشته باشند.







طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: مجلس، نماینده، دولت، ظریف، رئیس جمهور،
ارسال در تاریخ شنبه 29 خرداد 1395 توسط عقل کل
(تعداد کل صفحات:47)      [...]   [5]   [6]   [7]   [8]   [9]   [10]   [11]   [...]  

قالب وبلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic