تبلیغات
افاضات عقل کل - مطالب شهریور 1395
حضرت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در خطبه غدیر می فرمایند:

« بدانید که بالاترین امر به معروف آن است که سخن مرا ( درباره ولایت علی و فرزندانش) بفهمید و آن را به کسانی که حاضر نیستند برسانید و او را از طرف من به قبولش امر کنید و از مخالفتش نهی نمایید چرا که این دستوری از جانب خداوند عزوجل و از نزد من است. و هیچ امر به معروف و نهی از منکری جز با امام معصوم تحقق و کمال نمی یابد.»

با توجه به فرمایش پیامبر(ص) بالاترین امر به معروف، رساندن پیام غدیر به مردم است.

و در عصر حاضر، ولایت فقیه ادامه پیام غدیر است. بنابراین فهماندن معنا و مفهوم ولایت فقیه به مردم و مسئولین ، بالاترین امربه معروف در زمان ماست.
 
اگر مسئولان ما، مفهوم واقعی ولایت فقیه را فهمیده و آن را پذیرفته بودند بسیاری از مشکلات کشور حل می شد.

مشکل اینجاست که بخش قابل توجهی از مسئولین کشور ، درک درستی از ولایت فقیه ندارند و هنوز این سخن امام خمینی (ره) را باور نکرده اند که فرمود «ولایت فقیه همان ولایت رسول الله است.»



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: غدیر، پیام غدیر، امر به معروف، بالاترین امر به معروف، ولایت فقیه،
ارسال در تاریخ سه شنبه 30 شهریور 1395 توسط عقل کل
سلام بر مولای غائب از نظر
سلام بر شما آن گاه که احرام می بندید و طواف می کنید

سلام بر شما آن گاه که سعی صفا و مروه به جا می آورید
سلام بر شما آن گاه که در عرفات اشک می ریزید و به خیمه هایی که روضه قمر بنی هاشم(ع) می خوانند سر می زنید...

آه! ای غریب ترین غریب و ای تنهاترین تنها... امسال در کدامین خیمه حضور می یابید و پای روضه کدام روضه خوان اشک می ریزید؟
امسال خبری از خیمه های پیروان و شیعیان ایرانی شما نیست

غربتتان هر سال فزون تر می شود. سال گذشته ، راه را بر پیروان یمنی و سوری شما بستند و امسال بر ایرانی ها...
صد عن سبیل الله و المسجدالحرام می کنند این شجره خبیثه ملعونه!

میمون های وهابی از منبر رسول الله بالا و پایین می پرند و یارانت را تکفیر می نمایند
پیروان محمد بن عبدالوهاب صف کشیده اند در مقابل پیروان حضرت محمد بن عبدالله (ص)

مراقب خودتان باشید آقاجان! ...حرم امن الهی دیگر از شر شجره ملعونه طواغیت امن نیست
دعای پیروان ایرانی ات پشت سر شما و همه میهمانان بیت عتیق است

ما اینجا با قلب هایمان دور کعبه طواف می کنیم ، بین صفا و مروه هروله می کنیم، دعای عرفه می خوانیم و همین جا پای روضه عمویتان عباس(ع) اشک می ریزیم و برای تعجیل در ظهورتان دست به دعا برمی داریم و در منا...

در منا حتی اگر این بار شیاطین بخواهند راه قلب هایمان را سد کنند ما هر طور شده ، کاروانی از دل هایمان را به خیابان 204 روانه می کنیم...



اصلا امسال تمام ایرانی ها در خیابان 204 خیمه ای از قلب های سوخته بر پا می کنیم و با صدای قاریان جوان به کلام الله مجید گوش می دهیم ...
 حاج محسن! بلند تر بخوان، صدای بهشتی ات زیباتر شده است: « و اذ جعلنا البیت مثابة للناس و امنا...»

ای سفیر انقلابی! شهید رکن آبادی! شعار مرگ بر آمریکا سر بده تا ما نیز تکرار کنیم شاید از بانگ صدای تو، کدخداپرستان داخلی بیدار شوند...

ای شهدای منا! اگر شما جگر هایتان در آفتاب سوزان از عطش سوخت، اگر در کانتینرها نفستان بند آمد، اگر زیر دست و پا و تحت فشار جمعیت،استخوان هایتان خرد شد...

ما نیز در اینجا در غم و سوگ شما جگرمان سوخت، از بی خیالی مسئولینی که سفر نیویورک را بر رسیدگی به وضعیت شما ترجیح دادند نفسمان تنگ شد، و از زانوزدن مسئولی دیگر در برابر امیری کوچک و از دوست و برادر خطاب کردن وزیر خارجه سعودی غرورمان شکست، و  از سخن گفتن آن مسئولی که می گفت چه اشکالی دارد دست اول را ما به سمت قاتلین شما دراز کنیم ،قلبمان آتش گرفت.

نمی دانیم از دست سعودی ها به خدا شکایت بریم یا از دست حامیان داخلی آنان.

یا صاحب الزمان! الغوث و الامان!
کعبه را از لوث وجود شجره خبیثه ملعونه آل سعود پاک کن! ما انتظار روزی را می کشیم که با نابودی همه دشمنان اسلام بتوانیم پشت سر شما به مسجدالحرام وارد شویم. «لتدخلن المسجدالحرام انشاء الله آمنین...»



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف دل، 
برچسب ها: فاجعه منا، شجره خبیثه ملعونه، شجره ملعونه، آل سعود، خیابان 204، امام زمان(عج)، شهدای منا،
ارسال در تاریخ شنبه 20 شهریور 1395 توسط عقل کل

خسارات برجام تمامی ندارد. شبیه دومینویی است که  با حراج اورانیوم 20 درصد آغاز شد و با سیمان ریختن در قلب راکتور اراک ادامه یافت و امروز به خنجر زدن به پشت مدافعان حرم رسیده است و فردا معلوم نیست تا کجا پیش برود.

برجام نه تنها نعمت نبود بلکه عذابی بود که به دست اشرافیت زر و زور و تزویر بر سر ملت نازل شد. عذابی که اگر خداوند ما را از شر آن ایمن ندارد هویت انقلابی و استقلال جمهوری اسلامی را بر باد خواهد داد.

برجام فقط یک عذاب نبود که پایان پذیرد بلکه سرچشمه عذاب است. روزی ملت را با پر کردن قلب راکتور اراک عذاب می دهند و تحقیر می کنند ، روزی دیگر از الگوی جدیدی از قراردادهای نفتی برای باج دادن به شرکت های غربی رونمایی می کنند و ملت را عذاب می دهند و امروز نیز با ننگنامه FATF مردم را دق می دهند.

مردم عذاب می کشند از اینکه مسئولین ،در مناطق مرفه نشین پایتخت روی مبل های نرم و گرم لم داده اند و برای حاج قاسم سلیمانی که در سرما و گرمای عراق و سوریه جانش را کف دست گرفته تا دشمن نتواند به امنیت کشور ضربه بزند تحریم وضع می کنند.

این ننگ را به کجا ببریم که سردار دلاور ایرانی که مدافع امنیت میهن است در کشور خود نیز از دست دولتمردان کشورش امنیت ندارد!

آیا دولتمردان به ستون پنجم دشمن تبدیل شده اند که حاضرند برای راضی کردن نهادهای خودفروخته بین المللی ،از پشت به حاج قاسم ها خنجر بزنند؟

کدام دولت غیوری حاضر است نهادها و شرکت ها و افراد موثر کشورش را به دست خود تحریم کند و برای کسب رضایت کدخدا به هر خفتی تن دهد؟ تنها کسانی زیر بار چنین ننگ و ذلتی می روند که بنا به فرمایش رهبر معظم انقلاب، با الفبای غیرت بیگانه اند.

            


و جالب اینجاست که وقتی صدای انتقادها نسبت به عملکرد فاجعه آمیز دولتمردان بلند می شود باز هم مثل برجام ، سرمردم را با وعده و وعید و قول و تضمین های توخالی گرم می کنند و می گویند جای نگرانی نیست!

اگر جای نگرانی نیست چرا همه چیز را محرمانه نگه می دارید و از آشکار شدنش در نزد ملت هراسانید؟ اگر جای نگرانی نیست چرا بدون اجازه مجلس و نهادهای قانونی کشور به FATF تعهد داده اید؟ مگر دولت ، همه کاره کشور است که بتواند برای همه چیز تصمیم گیری کند؟

حتما تضمین های امروزتان نیز شبیه تضمین های دیروزتان است که با قاطعیت می گفتید همه تحریم ها در همان روز اجرای برجام یکباره رفع خواهد شد!

از دستاوردهای هسته ای که ثمره خون شهدای هسته ای بود عقب نشینی کردید تا تحریم ها برداشته شود ، اکنون که تحریم ها همچنان پابرجاست به جای اینکه پاسخگوی ساده اندیشی خود باشید محرمانه تعهد می دهید که چشم و گوش بیگانگان را این بار به حساب های ملت باز کنید، تا غربی ها مطمئن شوند اندکی از دلارهای بلوکه شده ، صرف تحقیقات علمی و اقتصادی نخواهد شد، صرف تامین امنیت کشور نخواهد شد، صرف هوافضا نخواهد شد و ...بلکه آنگونه خرج خواهد شد که کدخدا راضی باشد همانگونه که قبلا نیز محمود سریع القلم مشاور رئیس جمهور تلویحا به غربی ها تضمین داده بود که دولت پول برجام را صرف مبارزه با داعش نخواهد کرد!

اصلا بهتر نیست برای اینکه کدخدا از دولت راضی باشد به او تضمین دهید که تمام دلارها را در فیش های نجومی همان ذخایر نظام واریز خواهید کرد؟!

آیا این اوج ذلت نیست که دشمن به ما بگوید باید بدانم پول هایی که از فروش نفت و... به دست شما می رسد در کجا می خواهید خرج کنید؟! آیا این اوج بی غیرتی نیست که نهادها و افراد ایرانی را که آمریکا، آنان را تروریست می داند ما نیز حرف شیطان بزرگ را بپذیریم و در داخل کشور آنان را تحریم کنیم؟ آیا این بود مزد همه دلاوری های حاج قاسم و تلاش و کوشش نهادها و شرکت هایی که پیشرفت را برای کشور به ارمغان آوردند؟

اما اگر قرار به تحریم باشد باید کسانی در داخل ایران تحریم شوند که با وعده و وعیدهای توخالی سر مردم شیره مالیدند. آنها که قول داده بودند صد روزه مشکل اقتصاد مردم را حل کنند، آنان که می گفتند هم چرخ سانتریفیوژها خواهد چرخید و هم چرخ زندگی مردم! آنان که می گفتند تمامی تحریم های اقتصادی و حتی تحریم های تسلیحاتی و موشکی و اشاعه ای نیز لغو خواهد شد، آنان که بارها تاکید می کردند تحریم ها نه تعلیق می شود نه تعویق ؛ بلکه لغو خواهد شد! و با این وعده ها از ثمره خون شهدای هسته ای عقب نشینی کردند.

اگر قرار به تحریم باشد باید صاحبان فیش های نجومی و رفقایشان که آنها را ذخایر نظام می دانند تحریم شوند. اگر بنا به تحریم باشد باید فریدون ها و حامیان فریدون ها تحریم شوند.

گناه مردم چیست که آمریکای عهد شکن به تعهدش عمل نکرده و بر سر خوش خیال ها و ساده لوح هایی که به وعده اش اطمینان کرده بودند کلاه گذاشته است. آیا تاوان ساده لوحی دولتمردان را باید حاج قاسم و نهادهای انقلابی و شرکت ها و مراکز تحقیقاتی و علمی که کارهای موثر و فراوانی برای آبادانی و پیشرفت و امنیت کشور کرده اند بدهند؟

شاید بعضی گمان می کنند که هسته ای ارثیه پدری آنان بوده است که حراج کرده اند یا باغ پسته ای داشته اند که ایران در وسط آن افتاده است که محرمانه در حال فروش همه دستاوردهای نخبگان و ملت هستند و در عین حال، طلبکاری هم می کنند.

اما دولتمردان بدانند امام ما همانطور که فرمود « من دولت تعیین می کنم ، من توی دهن این دولت می زنم...» ، به ملت نیز آموخت که چگونه هم دولت تعیین کنند و هم در وقت لازم ، توی دهن هر دولتی که بخواهد استقلال کشور را بر باد دهد بزنند.




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: FATF، برجام، دولت، حاج قاسم سلیمانی، تحریم، خودتحریمی،
ارسال در تاریخ شنبه 20 شهریور 1395 توسط عقل کل
یکی از خصوصیات دولت روحانی ،این است که بسیاری از ایرادات و انتقادات و اشکالاتی که به دولت قبل می گرفت خودش در عمل، شدیدتر و بدتر از آن را به انجام رسانده است.

به عنوان نمونه، تیم اقتصادی دولت یازدهم و از جمله شخص روحانی از جمله کسانی بودند که به افزایش حجم نقدینگی در دولت قبل انتقادات بسیاری داشتند، به طوری که روحانی در مهرماه 87 با انتقاد از عملکرد اقتصادی دولت نهم گفته بود: « مشفقانه به دولت پیشنهاد می شود به جای در پیش گرفتن سیاست های پولی و مالی انبساطی و افزایش حجم بیش از پیش نقدینگی و تورم، با بهبود فضای کسب و کار، نقدینگی موجود را به سمت تولید هدایت نماید که امروزه، معیار توانایی دولت در تکرار شعار «توانایی» نیست بلکه در هنر بهبود فضای کسب و کار و افزایش رشد سرمایه گذاری است.»

روحانی در مهرماه 91 نیز با بی اعتنایی به آمارهایی که بانک مرکزی در مورد تورم اعلام می کرد گفته بود: « رشد نقدینگی سیل بنیان‌کن است حالا بانک مرکزی نرخ تورم را هرچقدر می‌خواهد اعلام کند، از همین رشد نقدینگی می‌توان فهمید که در کشور چه می‌گذرد.»

اما آیا دولت روحانی که به افزایش حجم نقدینگی در دولت قبلی معترض بود خود توانست نقدینگی را کنترل کند؟

بنا به گزارش بانک مرکزی در پایان مرداد 92 و همزمان با آغاز به کار دولت یازدهم ،میزان نقدینگی 492 هزار میلیارد تومان بود و در پایان سال 94 به 1017 هزار میلیارد تومان رسید. بدین معنا که در 8 سال (96ماه) دولت قبلی، حجم نقدینگی حدود 400 هزار میلیاردتومان افزایش یافت اما در دولت روحانی فقط در عرض 31 ماه ، حجم نقدینگی حدود 525 هزار میلیارد تومان افزایش یافت و به 1017 هزار میلیارد تومان رسید که این افزایش کماکان ادامه دارد. این رقم نقدینگی در تاریخ دولت ها بی سابقه است.

        

نظریه پردازان اقتصادی دولت روحانی ، وقتی از افزایش نقدینگی در دولت قبل انتقاد می کردند عواملی همچون اجرای هدفمندی یارانه ها و مسکن مهر را در افزایش رشد نقدینگی و به تبع آن تورم موثر می دانستند اما جالب اینجاست که در حال حاضر 30 درصد رشدی که نقدینگی در سال 94 نسبت به سال 93 داشته است در شرایطی است که کشور در رکود به سر می برد و ساخت و ساز مسکن مهر و کارهای عمرانی نیز به بهانه عدم تامین منابع مالی تقریبا متوقف شده است. با این حساب دولت یازدهم ،ناتوانی خود در کنترل نقدینگی را به پای چه چیزی خواهد نوشت؟

کارشناسان اقتصادی معتقدند این حجم عظیم نقدینگی به مثابه سیلی بنیان کن است که در پشت سد مانده  و در صورتی که درست مدیریت و کنترل نشود ممکن است سد را بشکند و بحران اقتصادی ایجاد کند و تورم زا شود و آثار زیانباری بر اقتصاد کشور داشته باشد، اما در صورتی که  با مدیریت درست به سمت تولید روانه شود می تواند به حل مشکلات اقتصادی کشور کمک نماید. 

مقام معظم رهبری (مدظله العالی) در دیدار اخیرشان با هیات دولت با اشاره به حجم عظیم نقدینگی فرمودند: «من آن روز به آقای وزیر محترم اقتصاد و آقای سیف گفتم شما هر چه علم دارید و هر چه درس خوانده‌اید، امروز آن را به کار بیندازید برای اینکه این نقدینگی عظیمِ سنگین را هدایت کنید به سمت تولید، یعنی همه‌ی هنرتان این باشد؛ این کار اگر انجام بگیرد ــ که به نظر من کاری است ممکن؛ یعنی برای آقایانی که در رأس کار هستند، کاری است ممکن ــ مهم است.»

بنابراین آقای روحانی به جای نشان دادن آمارهای کاهش نرخ تورم به مردم که گویای وضعیت واقعی جیب آنها نیست باید همانطور که خود قبلا ادعا می کرد و می گفت « از همین رشد نقدینگی می توان فهمید در کشور چه خبر است» ، با نگاهی به رشد نقدینگی عظیمی که در دولتش ایجاد شده است باید بفهمد که در کشور چه می گذرد و به جای حاشیه سازی برای پرت کردن حواس مردم از ناتوانی های دولت( مثل نگرانی از لغو یک کنسرت و...) فکری به حال این نقدینگی افسار گسیخته ای بنماید که ممکن است با مدیریت نادرست ،تبدیل به سیلابی عظیم شود و وضعیت اقتصادی مردم را از شرایط فعلی هم ویران تر کند.




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: دولت، نقدینگی، روحانی، دولت یازدهم، دولت دهم، افزایش نقدینگی،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 11 شهریور 1395 توسط عقل کل
گفتن از خون دل هایی که امام بزرگوار ما از آقای منتظری خوردند مثنوی هفتاد من کاغذ است. در رنجنامه ای که فرزند امام حاج سید احمد آقا خمینی به آقای منتظری نوشتند به گوشه ای از حمایت های منتظری از منافقین و به ویژه مهدی هاشمی قاتل اشاره شده است که بخش هایی از آن را در اینجا می آوریم. حاج احمد آقا خطاب به آقای منتظری می نویسد:


** امام یک سال قبل از دستگیری او (مهدی هاشمی) از هر راهی که ممکن بود شما قبول کنید تلاش نمودند که وقتی اقدام به دستگیری ایشان می شود به عنوان عضو دفتر شما نباشد. ولی شما دست بردار نبودید لذا نامه ای بسیار محترمانه برای شما نوشتند که متن آن را در اول این رنجنامه آوردم.

شما در جواب چنین نامه ای پاسخ تندی دادید که همه تعجب کردیم. ولی امام تحمل کردند، دیری نپائید که دست به اعتصاب زدید و طیف مرموز آقای مهدی هاشمی این اعتصاب را با تیتر درشت "چرا ملاقاتهای قائم مقام رهبری لغو شده است؟" که یکی از علل آن را دستگیری آقا مهدی هاشمی نماینده حضرتعالی در نهضت ها آوردند، بصورت اعلامیه منتشر کردند.

ولی امام با کمال بزرگواری شما را خواستند و شما در جلسه ای در منزل اینجانب که سران سه قوه و آقا نخست وزیر بودند شرکت کردید. از ابتدا معلوم بود که به شما گفته بودند که زیر بار هیچ پیشنهادی نروید تا آقا مهدی را آزاد کنند چرا که با همه با خشونت برخورد کردید. اما در این جلسه با تواضع بسیار از شما خواستند:

"که اعتصاب خود علیه نظام را بشکنید."

به شما گفتند: آیا شما ماها را دشمن خود می دانید؟ یقیناً این را نمی توانید بگوئید."

بعد با حالت بسیار صمیمی و گرم فرمودند:

"من از شما خواهش می کنم که این کارها را کنار بگذارید و مشغول کار خود بشوید."

قبول نکردید.

فرمودند: "من ارادت به شما دارم، من مخلص شما هستم از این مرید و مخلص خود قبول بفرمایید و به کار خود مشغول شوید."

با کمال خشونت گفتید "لا یکلّف الله نفساً الا وسعها".

در این هنگام من به دوستان نگاه کردم دیدم همگی از شرم و حیا سرهاشان را پایین انداخته اند و آقای خامنه ای اشک در چشمانشان بود آقای رفسنجانی و من در جلو امام به شما گفتیم که شما قائل به ولایت فقیه هستید و بقول خودتان 700 صفحه پیرامون آن مطلب نوشته اید (البته تا آن موقع)، چرا گوش به حرف امام نمی دهید؟ باز همان جمله "لا یکلف الله نفساً" را به زبان آوردید و امام با خونسردی به شما نگاه می کردند. مسلم وسواسان خناس به شما گفته بودند که نباید کوتاه بیایید تا آقا مهدی را آزاد کنند....

 

**حضرت آیت الله:

نامه های اخیر شما در دفاع از منافقین خیال می کنید کار خودتان بوده است بعداً سخنان آقای مهدی هاشمی را می آورم که چگونه این طیف در طول چند سال کار روی شما موضع شما را به طرف دفاع از منافقین سوق دادند و جنابعالی را به سقوط کامل پیش حزب الله کشیدند.

یادتان هست در ملاقات آخر خود با امام شما نیم ساعت حرف زدید و امام سکوت کردند وقتی بلند شدید بروید امام فرمودند:

"بیشتر حرفهای شما درست نبود، خدا انشاءالله مرا ببخشاید و مرگم را برساند."

امام تنها همین دو جمله را فرمودند آیا از خود پرسیده اید که چه کردید که امام مرگ خود را از خدا خواسته است و آن را به اطلاع شما رسانده است؟

آقا مهدی در این مورد می گوید:

"آقا هادی از من خیلی داغتر بود او می گفت خمینی چند روز دیگر خواهد مرد و مسئله حل خواهد شد."

می دانید این حرفها را آقا مهدی چه وقتی زده است؟ زمانی که می خواستند اعدامش کنند. او گفته بود می خواهم هیچ چیز نگفته نداشته باشم تا بلکه خدا مرا بیامرزدـ عین نوار ایشان موجود است....

     

 

**حضرت آیت الله:

ما اصولاً خشونتی به خرج نداده ایم. آیا آیت الله صدوقی، آیت الله اشرفی اصفهانی، آیت الله دستغیب، آیت الله مدنی، آیت الله قاضی با خشونت ما کشته شدند؟ آیا شهداء حزب جمهوری اسلامی با خشونت ما کشته شدند؟ آیا شهیدان عزیز باهنر و رجایی با خشونت ما کشته شدند؟ آیا صدها نفر از فرزندان عزیز امام از پاسداران سپاه، کمیته و بسیج در سراسر ایران با خشونت ما کشته شدند؟ آیا قدوسی و ربانی املشی را ما با خشونت شهید کرده ایم؟ آیا هزاران نفر از مردم حزب اللهی و خوب کوچه و بازار را ما با خشونت کشته ایم؟ آیا ما در معابر بمب گذاشتیم و هواپیماها را ربودیم؟ آیا ما سر سفره های افطار سرهای بچه های انقلابی را گوش تا گوش در مقابل زن و فرزندانشان بریدیم؟

ما تنها کاری که کرده ایم این بوده که نگذاشتیم مهدی هاشمی و برخی از توابین و نهضت آزادی و پیمان و دیگر لیبرالها و منافقین نزد مردم عادل و متدین معرفی شوند. ما مطالب دروغ و ساخته و پرداخته آنها را ننوشتیم و به رادیوهای بیگانه ندادیم.

بارها و بارها شهید بزرگوار آقای محمد منتظری می گفت: "منزل پدر من جای امن منافقین است و من نخواهم گذاشت منافقین آنجا را تصاحب کنند."

ولی دیدید که به هر وسیله ای بود آنها او را از پای درآوردند و منزل شما تصاحب شد. معذرت می خواهم که قلمم گاهی تند می شود چرا که ما صراحت را از شما آموخته ایم.

    

 

**حضرت آیت الله:

مطالب شما حرف های تازه ای نبود بلکه ده سال است رادیوهای بیگانه همان حرفها را می زنند و امام و نظام را به اتهامات واهی کشتن زن های بچه دار و قتل عام هزاران نفر در چند روز و غیره متهم می کنند.

در نامه ای به تاریخ 67/5/11 آورده اید:

سند شماره 55:

"سه روز قبل قاضی شرع یکی از استانهای کشور که مرد مورد اعتمادی می باشد با ناراحتی از نحوه اجراء فرمان اخیر حضرتعالی به قم آمده بود و می گفت مسئول اطلاعات یا دادستان تردید از من است از یکی از زندانیان برای تشخیص این که سرموضع است یا نه پرسید تو حاضری سازمان منافقین را محکوم کنی گفت آری، پرسید حاضری مصاحبه کنی گفت آری، پرسید حاضری برای جنگ با عراق به جبهه بروی گفت آری، پرسید حاضری روی مین برونی گفت: مگر همه مردم حاضرند روی مین بروند..."

حضرت آیت الله:

شما سپس نتیجه گرفتید و گفتید چون این شخص گفته است که من روی مین نمی روم محکوم به اعدام شده است و معامله "سرموضع" با او کرده اند. در حالی که همان قاضی شرع مورد اعتماد شما پیش من آمد و صریحاً گفت آقای منتظری به من دروغ نسبت داده است من این گونه نگفتم. که من به او گفتم شما در مورد آقای منتظری چنین چیزی نگو ممکن است ایشان اشتباه فهمیده باشند. بعد مسئولین اطلاعات و امور قضایی آن استان را خواستم، آمدند و جریان را به آنها هم گفتم آنها اظهار داشتند که اصلاً بحث این گونه نبوده است و تقریباً تمام این نوشته حضرتعالی را تکذیب کردند.

حال اگر این مسایل را از اطلاعات و دادستانی به ما بگویند چون حرف سربازان گمنام امام زمان است و آنها مهدی هاشمی را اعدام کرده اند پیش شما دروغ است و اگر مخالفین و دستیارانشان بگویند عین واقعیت است.

بحث من این است که چرا همیشه کسانی که از منافقین و لیبرالها دفاع می کنند مورد اعتماد شما هستند ولی کسانی که از اول با انقلاب و امام بوده و هستند جنایت کارند؟....

 

**شما از خصوصیاتتان این است که ـ به قول امام ـ می خواهید تاریختان را خوب ترسیم کنید کاری به تأیید نظام و اسلام ـ اگر تاریختان خدشه دار شودـ ندارید. لذا امام مرتب می فرمایند:

"من به تاریخ کاری ندارم، من به وظیفه شرعی خود باید عمل کنم ولی شما متوجه نمی شوید کجای کار شما خراب است که امام اینگونه می فرمایند....

 

**حضرت آیت الله!
طیف مهدی هاشمی هنوز هم دست از شما برنمی دارند چرا که آنها امام را قبول ندارند چه رسد به شما و به قول امام چون اعتقاد به ارتباط با منافقین و لیبرالها دارند هیچ پلی را بهتر از شما ندیدند و این را بارها گفته اند. وقتی امام تأکید روی رسیدگی به مسایل مهدی هاشمی داشتند معلوم بود با هوش و ذکاوت سرشار خود مسایل را تحلیل می کردند متأسفانه شما که برادرش دامادتان بود وپدرش استادتان و به قول خودتان او را از بچگی بزرگ کرده بودید و از تمام خصوصیاتش اطلاع داشتید هرگز او و طیف او را نشناختید.

شما فرزند عزیز و بزرگوار خود را هم نشناختید او را دیوانه معرفی کردید در حالیکه حضرت امام مرحوم محمد منتظری، چریک واقعی جهان اسلام را فرزند اسلام و قرآن خواندند.

خلاصه کلام این که آقای مهدی هاشمی چند بار در طول بازجویی هایش به این مسئله تکیه کرده است که ما از سالها قبل روی آیت الله منتظری کار می کردیم...

برای نشان دادن ضعف شما در شناخت افراد همین بس که با شجاعت در نامه به امام فرمودید او را از بچگی بزرگ کرده اید و تمام خصوصیات او را می شناسید که فردی متدین، مدیر، مدبر و با تقوی است. از طرف دیگر آقا هادی و طیفش به این نتیجه رسیده بودند که شما باید از نظام جدا شوید و در این زمینه از هیچ کوشش خلافی کوتاهی نکرده اند. از طرفی دیگر آقا هادی معتقد بوده است که امام می میرد و از دست او خلاص می شوند و کارها حل می گردد.

از تمامی اینها و خیلی چیزهای دیگر از جمله هماهنگی با رادیوهای بیگانه و سیاستهای خارجی به این نتیجه می رسیم که این گروه فاسد و مرموز تصمیم گرفته است که چند کار را انجام دهد ابتدا چهره امام را از زبان و قلم قائم مقام رهبری چهره ای خشن که زنهای بچه دار را می کشد به دنیا معرفی کند و بعد این را به دنیا برساند که آیت الله منتظری غیر از امام است. در قدم بعد آیت الله منتظری را از نظام جدا سازد و بعد با تغییر مدیریت در سطح بالا و گسترده که از زبان شما هم نقل شده همه چیز را به نفع خودشان خاتمه دهند و می بینید که مو به مو هم اجرا شد.

ملت عزیز ایران می بیند که چگونه مستند و روشن، نقشه شوم این باند کثیف را روشن کردم و نشان دادم که قضیه آقای منتظری هرگز به خاطر چند انتقاد سطحی از اوضاع کشور که از رادیو، تلویزیون پخش می شد نبود، به خاطر بدگویی و ذهنیات ایشان نسبت به مسئولین نظام و یا تصفیه جناحی از نظام علیه جناحی دیگر نبوده است، بلکه نقشه ای بوده است حساب شده که با سیاستهای خارجی هم هماهنگی های لازم صورت گرفته بوده که به عقیده امام این نقشه با پل آقای منتظری تحقق یابد و بلافاصله ایشان را نابود کرده و کشتن ایشان را به دست حزب الله طرفدار امام جا بزنند.

 

** البته روشن است که بعد از این نامه عده ای نامه ای تنظیم کنند که هر چه اینجا آورده ام نادرست است اما خدا و مردمی که با تعقل و تفکر به مسائل می نگرند بهترین قضاوت کنندگانند، خداوندا تو می دانی که من عاشق آقای منتظری بودم. خداوندا تو می دانی که امام بیش از سه سال است همه گونه تلاش خود را نمود تا آیت الله منتظری که حاصل عمرش بود آگاه شود که چه نقشه شومی در کار است...




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: منتظری، حاج احمد خمینی، امام خمینی(ره)، رنجنامه، منافقین، مهدی هاشمی،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 11 شهریور 1395 توسط عقل کل

قالب وبلاگ