تبلیغات
افاضات عقل کل - مطالب تیر 1395
سال گذشته در همین روزها بود که تیتر می زدند:

 « دنیا به احترام ایران ایستاد»؛ «جشن هسته ای در سراسر ایران» ؛ « انقلاب دیپلماسی به تاریخ 23 تیرماه 94»؛ « جهان تغییر کرد، دوئل مذاکرات پس از 12 سال به توافق رسید»؛ « ظریف و یارانش به تاریخ پیوستند» ؛ « 23 تیرماه 94 روزی تاریخی و فراموش نشدنی بعد از 12 سال مقاومت هسته ای»؛ « خجسته باد این پیروزی» ؛ «تمام تحریم ها لغو می شود»؛ «پیروزی بدون جنگ»؛ « بالاخره یک روز خوب آمد»؛ « کلید چرخید، ایران خندید»؛ « بهترین توافق ممکن به دست آمد»؛ «ایران بر قله توافق»؛ «فتح الفتوح دیپلماسی ایران»؛ «توافق قهرمانانه ایران»؛ «پایانی بر ظلم علیه ملت ایران»؛ «توافق هسته ای یادآور فتح خرمشهر بود» ...



و چقدر سعی داشتند با این تیترها، هیجانات کاذب به جامعه تزریق کنند.

و امسال شاهدیم سهم ما مردم از آن فتح الفتوح و پیروزی بزرگ و آن همه گشایش های وعده داده شده ی پسابرجام، چیزی جز گشایش چشم ها و دهان هایمان از سر تعجب با دیدن فیش های نجومی نبود!

و امسال شاهدیم صندوق توسعه ملی که قرار بود جیب ملت را توسعه دهد جیب برخی مدیران و آقازاده ها را توسعه می داده است و بانکی که باید به رفاه کارگران بیندیشد به رفاه مدیرعاملش می اندیشیده است.

و امسال دیدیم کاسبان تحریم و کاسبان برجام و کاسبان پسابرجام ، یک طایفه بیشتر نبوده اند و آنان ، همان حامیان و دار و دسته فتنه گرانی بوده اند که در سال 88 با سفارش تشدید تحریم ها به دشمن، مردم را تحت فشار قرار دادند و امروز با حقوق های نجومی ، مردم را آزار می دهند.

و امسال دیدیم کلیدی که قرار بود قفل زندگی مردم را بگشاید تا چرخ زندگی آنها ،بهتر بچرخد، تنها برای فریدون و رفقا می چرخیده و اشک ملت را در می آورده است.
و امسال دیدیم از بزرگترین دستاورد برجام که به آن می بالیدند و بر سر اولویت داشتن یا نداشتن آن، بحث ها می کردند هم خبری نیست و بوئینگ را باید در خواب ببینند.

و رئیس جمهوری که پارسال می گفت « هیچ توافقی را امضا نخواهیم کرد مگر آنکه در نخستین روز، تمام تحریم های اقتصادی ، بالمره و در همان روز لغو شود» ، امسال به دنبال زمینه چینی برای اجرای برجام دو و سه است تا شاید بتواند برخی از تحریم هایی که قول لغو شدنش را در برجام یک داده بود با برجام های بعدی لغو کند.

و امسال شاهدیم آنان که عقل خود را باخته اند پنج هزار میلیارد تومان از بودجه دفاعی کاسته اند، آن هم در شرایط پر آشوب منطقه که سعودی ها هر روز برای نا امن کردن ایران نقشه می کشند و نامزد ریاست جمهوری آمریکا تز می دهد که بعد از سوریه ، نوبت ایران است.

و آنان که عقل خود را باخته اند و همه چیز را برای مردم محرمانه تلقی می کنند با FATF مذاکره می کنند تا چشم بیگانگان را به روی حساب های مردم بگشایند و گوشه ای از گشایش های پسابرجام را به نمایش بگذارند!

و امسال شاهدیم جان کری که پارسال ،هندوانه زیر بغل ظریف می گذاشت و از او تمجید می کرد و می گفت « ظریف مذاکره کننده ای حرفه ای و میهن پرست است» ، امسال می گوید « برای نوه هایتان تعریف کنید که چگونه در یک اتاق نشستید و ظریف را مجبور کردید که در برابر قدرت متقاعد کننده شما،تسلیم شود.»

 و صالحی که پارسال با قسم جلاله و مظلوم نمایی با سیمان ، می خواست رای نمایندگان به برجام را شتاب بخشد ، تازه امسال بوی توطئه غربی ها به مشامش رسیده است و می گوید قبل از برجام اوضاع بهتری داشتیم.



طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: برجام، پسابرجام، روحانی، ظریف، روزنامه های زنجیره ای، کاسبان تحریم، کاسبان برجام،
ارسال در تاریخ یکشنبه 20 تیر 1395 توسط عقل کل
استکبار جهانی ،داعش را ایجاد کرد تا امنیت اسرائیل را تامین نماید، اما زهی خیال باطل!
امروز فرزندان خمینی(ره) به مرزهای اسرائیل نزدیک و نزدیکتر شده اند؛ اگر دیروز در شلمچه و فکه می جنگیدند امروز در حلب می جنگند.

اگر تا دیروز نیروهای مقاومت اسلامی در لبنان و فلسطین به دلیل هم مرز بودن با رژیم غاصب صهیونیستی ،خطر بالفعل برای اسرائیل به شمار می رفتند امروز ایرانی ها و افغانی ها و عراقی ها و پاکستانی ها نیز به مرزهای اسرائیل نزدیک شده اند!

بی جهت نیست که وزیر اسرائیلی هشدار می دهد و می گوید: « اگر سوریه، داعش را شکست دهد ایران و اسرائیل احتمالا هم مرز خواهند شد! این تهدیدی است که تهدید حماس در غزه در مقایسه با آن ناچیز است.»

بنابراین ،جان کری به جای اینکه به برخی کافه نشینان تهرانی دلخوش کند و بگوید: « حدود 60 درصد مردم ایران زیر سی سال سن دارند؛ کسانی که به تهران رفته اند می گویند این شهر جایی است که جوانانش در کافه می نشینند و درباره آینده صحبت می کنند، آنها در کشورهای خارجی تحصیل کرده اند و به دنبال(ساختن) شهری جدید هستند.»
نگاهی هم به جوانان دهه هفتادی بیندازد که تا مرزهای اسرائیل رسیده اند و برای اقامه نماز در مسجد الاقصی لحظه شماری می کنند.

امروز دهه هفتادی ها ، پا به پای دهه چهل و پنجاه و شصتی ها برای دفاع از حرم و رسیدن به قدس مبارزه می کنند.

امروز فرزندان خمینی از ایرانی و لبنانی و عراقی و افغانی و پاکستانی و... برای نابودی داعش و اسرائیل سر از پا نمی شناسند و مقصدشان دیار قدس است:
مقصد دیار قدس همپای جلودار




پی نوشت:
این جوانان، تنها نمونه ای از ستاره های درخشان آسمان شهادت هستند. هر کدام از این شهدای دهه هفتادی ،دریایی از معرفت و شجاعتند و مظلومانه به شهادت رسیدند. مثلا شهید رضا اسماعیلی ،وقتی به دست داعش اسیر شد به فجیع ترین شکل ،سرش را از بدن جدا کردند و در طبق گذاشتند....
«صلی الله علیک یا اباعبدالله الحسین»

هدیه به ارواح مطهر شهدا بالاخص شهدای مدافع حرم صلوات.
«اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم»



طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: مدافع حرم، شهدای مدافع حرم، دهه هفتادی، اسرائیل، قدس، داعش،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 10 تیر 1395 توسط عقل کل
نمی شود نسبت به آبروی صاحبان فیش های نجومی نگران شد و برای آنها دلسوزی کرد و آن گاه ادعای پیروی از امامی را داشت که وقتی شنید استاندار بصره در یک مهمانی شرکت داشته که ثروتمندان بوده اند و فقرا نبوده اند نامه ای نوشت و عثمان بن حنیف را توبیخ کرد و نگران آبروی استاندارش نشد.

استانداری که نه اختلاس کرده بود ، نه حقوق نجومی از بیت المال برای خود قائل شده بود و تنها جرمش این بود که با ثروتمندان همنشین شده بود و همین یک جرم باعث شد آبروی او در طول تاریخ برود. استانداری که لایق و کاردان بود و حتی اصحاب جمل در فتنه جمل ، او را به جرم دفاع از امیرالمومنین علیه السلام ، تحت شکنجه قرار دادند و موهای سر و صورتش را کندند که باعث تاثر شدید مولا شد.

اما کاردانی و دلاوری عثمان بن حنیف باعث نشد که مولای حق، چشم بر اشتباهات استاندارش ببندد و او را توبیخ نکند.حتما برخی ها که امروز در برابر انتشار فیش های حقوقی نجومی بعضی مدیرانی که اتفاقا چندان هم کاردان نیستند،حرف از آبروی افراد می زنند اگر در آن زمان هم بودند مولایمان امیرالمومنین علیه السلام را شماتت می کردند که چرا به خاطر حضور در یک مهمانی، آبروی استاندارش را برده است!!!

نمی شود از حقوق و پاداش های ده ها و صدها میلیونی مدیران دفاع کرد و آن را حق آنان دانست و آن گاه ادعای پیروی از امامی را داشت که وقتی به حکومت رسید جلوی ویژه خواری ها را گرفت و فرمود: « به خدا قسم اگر این اموال را بیابم باز می گردانم هر چند مهر زنان شده باشد.»

دادن حقوق ها و پاداش های نجومی رویه و مرام عثمان بود نه رویه امیرالمومنین علیه السلام. عثمان به دامادش «حارث بن حکم» در شب عروسی دخترش سیصد هزار درهم و به «زبیر» ششصد هزار درهم و به «طلحه» دویست هزار درهم و به «مروان» پانصد هزار دینار و به «عبدالرحمن بن عوف» دویست و پنجاه و شش هزار دینار بخشید و آن گاه که با اعتراض ابوذر و عمار نسبت به این ریخت و پاش ها مواجه شد برای اینکه دهان منتقدانش را ببندد و آنها را ساکت کند دستور داد ابوذر را به ربذه تبعید کردند و عمار یاسر را مورد ضرب و شتم شدید قرار دادند.

نمی شود نسبت به اختلاس پانصد میلیونی برای ساختن یک سد بی تفاوت بود و مثل آن شیخ مصلحت اندیش گفت : « اینقدر بحث از اختلاس و دزدی نکنید و روحیه مردم را خراب نکنید. وقتی که ما یک سدی می سازیم، ممکن است از قبل آن پانصد میلیون هم اختلاس شود. اما این سد برای کشور می ماند و هیچکس نمی تواند از این سد اختلاس یا دزدی کند.»
 
و آن گاه ادعای پیروی از امامی را داشت که نسبت به چراغ بیت المال هم حساس بود و برای مذاکره شخصی ،چراغ بیت المال را خاموش می کرد و به کارگزارانش فرمان می داد که: « نوک قلم ها را باریک بتراشید و فاصله سطرها را کم کنید و از زیاده روی در هزینه کردن بیت المال بپرهیزید زیرا اموال مسلمانان نباید متحمل ضرر شود.»
مولای ما، بر روی فاصله سطرها هم حساس بود و برخی ها بر هدر رفت پانصد میلیون هم چشم می بندند!

نمی شود خود را در آغوش فتنه گران انداخت و با کسانی که در برابر امام مسلمین کودتا کرده اند عکس یادگاری گرفت و آن گاه ادعای پیروی از امامی را داشت که در مقابل فتنه گران ایستاد و چشم فتنه را درآورد.

 نمی شود در برابر قتل شیعیان و اعمال فشار بر علمای شیعه سکوت کرد و با دیدن خشم مقدس سرداری غیور به خشم آمد و به بهانه تنش زدایی ، به روند عقب نشینی ادامه داد و آن گاه ادعای پیروی از امامی را داشت که نسبت به کشیدن خلخال از پای یک دختر یهودی نیز ساکت نمی نشست.

نمی شود در مناطق بالاشهر تهران زندگی کرد و برای فرزندان خود ، بهترین ها را مهیا نمود و آن گاه ادعای پیروی از امامی را داشت که می فرمود: « اگر بخواهم به عسل مصفا و مغز گندم و جامه های ابریشمین دست می یابم، ولی هیهات که هوای نفس بر من غلبه کند و آزمندی من، مرا به گزینش طعام ها بکشاند و حال آنکه در حجاز یا یمامه بینوایی باشد که به یافتن قرص نانی امید ندارد و هرگز مزه سیری را نچشیده باشد. یا شب با شکم انباشته از غذا سر بر بالین نهم و در اطراف من شکم هایی گرسنه و جگرهایی تشنه باشند.»

نمی شود در برابر دریافت حقوق های صدها میلیونی ،قیافه حق به جانب گرفت و بی حیایی را از حد گذراند و به جای عذرخواهی از پیشگاه ملت، با وقاحت تمام گفت که کار خلافی انجام نشده و آن گاه ادعای پیروی از امامی را داشت که در نامه به یکی از کارگزاران زیاده خواهش فرمود: « گویا میراث پدر و مادرت را به خانه می بری؟ سبحان الله! آیا به معاد ایمان نداری و از حسابرسی دقیق قیامت نمی ترسی؟ چگونه نوشیدن و خوردن را بر خود گوارا کرده ای، در حالی که می دانی حرام می خوری و حرام می نوشی؟»

بعضی می گویند قانون به آنها اجازه می داده که چنین حقوق ها و پاداش هایی داشته باشند. گیرم قانون اجازه بدهد آیا وجدانشان هم اجازه می دهد؟ آیا وجدانی نداشتند که با دیدن هزاران ایرانی که تنها امیدشان برای اداره زندگی، گرفتن یارانه است و صدها کارگری که چندین ماه است حقوق نگرفته اند به درد آید و از گرفتن حقوق های نجومی شرم کنند؟!


پی نوشت:

1- یکی از جوک های سال این است که فاطمه حسینی جوانترین نماینده مجلس که پدرش حقوق 57 میلیونی می گرفته ، وقتی با رانت پدر در لیست امید وارد شد و رای آورد ،در زمان تبلیغات انتخاباتی اش می گفت: « من می خواهم نماینده نسلی باشم که زندگی شاد و پرامید حق مسلم آنان است نه بیکاری و تبعیض و بی عدالتی!»
طرف، خودش نماد تبعیض و بی عدالتی بوده و فریاد عدالت سر میداده!
پیشنهاد می کنم این خانم نماینده، فیش حقوقی پدرجانشان را قاب کرده و بر دیوار اتاق نصب نمایند تا نمونه بارزی از تبعیض و بی عدالتی ، همیشه جلوی چشمشان باشد!

2- سربازهایی هستند که در راه مبارزه با مواد مخدر به شهادت می رسند، سربازهایی هستند که در راه دفاع از امنیت کشور توسط اشرار و تروریست ها به شهادت می رسند، سربازهایی هستند که هنوز هم زخم جراحت داعشی های فتنه 88 را بر تن دارند، و سربازهایی هستند که جان خود را در اثر حوادث مختلف از دست می دهند... اما کسانی هم هستند که سر نمی بازند و پول می بازند! چند سالی صبر می کنند تا مشمول قانون خرید سربازی غایبین شوند و از خدمت سربازی سرباز می زنند.
این هم نوعی تبعیض است. تبعیضی که دولت و مجلس وضع کرده اند تا خزانه دولت پر شود! فرق آن جوانی که در پاسگاه مرزی ،شب ها را تا صبح با هراس از ورود اشرار و قاچاقچیان می گذراند با آن جوانی که خدمت سربازی را می خرد چیست؟ یا باید هیچکس سربازی نرود یا باید همه بروند.



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: امام علی(ع)، استاندار بصره، تبعیض، عدالت، فیش های حقوقی، دولت، عثمان بن حنیف،
ارسال در تاریخ یکشنبه 6 تیر 1395 توسط عقل کل

قالب وبلاگ