تبلیغات
افاضات عقل کل - مطالب خرداد 1395
ریشه فتنه 88 را که پیگیری کنیم حتما به فیش های حقوقی ده ها و صدها میلیونی و چند میلیاردی هم می رسیم.

فتنه 88 شورش اشرافیت بر علیه رای مردم بود. اشرافیتی که نمی توانست چرخش قدرت را بپذیرد.

اشرافیتی که هوای همدیگر را داشتند و بخور بخور به راه انداخته بودند دور سفره ای به نام سفره انقلاب!
آقازاده هایشان عادت کرده بودند خوب بخورند و خوب بپوشند و خوب خوشگذرانی کنند. در بازارهای لندن قدم بزنند و به بهانه تحصیل، تربیت انگلیسی پیدا کنند تا در وقت لازم در ستاد قیطریه جمع شوند و توطئه کنند تا نظام را زمین بزنند.

تاریخ نشان داده است مال حرام خورها و دنیاطلبان، فتنه گر می شوند و بر علیه امام حق، خروج می کنند. دنیاطلبان یا فتنه جمل را رقم می زنند یا واقعه عاشورا را.

طلحه ها و زبیرها از وقتی به دنبال دنیا رفتند و مال دنیا زیر دندانشان نشست روبروی مولایمان علی (ع) ایستادند.

آنها هم وقتی طلاهایشان را با تبر می شکستند و بین فرزندانشان تقسیم می کردند آن را حلال تر از شیر مادر می دانستند و اصلا وجدانشان به درد نمی آمد که شب ها یتیمان کوفه از گرسنگی خوابشان نبرد. درست مثل کسانی که امروز حقوق ده ها و صدها میلیونی و چند میلیاردی می گیرند و آن را حق خود می دانند و اصلا یادشان نیست که جوانی برای چند میلیون، حاضر است کلیه اش را بفروشد.



مال و منال دنیا، دست طلحه ها و زبیرها بود اما به جای اینکه طلحه ها و زبیرها شرمنده باشند این علی علیه السلام بود که خود را شرمنده یتیمان کوفه می دانست.
امام علی علیه السلام شبانه آذوقه برای یتیمان می برد و گاهی با دست خود برایشان نان می پخت و ابراز شرمندگی می کرد و از زنان بی سرپرست ، بد و بیراه می شنید.

یتیمان کوفه نمی دانستند برخی از همان صحابه های پیامبر که مردم هنوز هم از آنان تجلیل می کردند هر روز برای حکومت علی، فتنه جدیدی به پا می کنند و نمی گذارند حضرت علی(ع) به اقتصادشان سروسامان دهد و مردم  طعم عدالت علوی را به خوبی بچشند.

امام علی علیه السلام دل پرخونی داشت از دنیاطلبان و فتنه گرانی که به نام دین و سابقه در اسلام، بیش از حقشان طلب می کردند. امام علی(ع) بارها از دست فتنه گران ، با پیامبر (ص) نجوا می کرد و درد دل می گفت.

سید علی هم مثل جد بزرگوارش امیرالمومنین (ع)، بارها با مولایش مهدی(عج) درد دل گفته است. نمونه اش آنجا بود که در خطبه تاریخی 29 خرداد 88 فرمود: «ای سید و مولای ما! دعا کن برای ما...»

سید علی هم دل پرخونی دارد از دست فتنه گرانی که به نام دین و سابقه در انقلاب، بیش از حقشان طلب می کنند. سید علی هم از بیکاری جوانان شرمنده می شود. مال و منال دنیا و حقوق های صدها میلیونی در جیب دار و دسته دیگران است و شرمندگی اش سهم سید علی! 

دیگرانی که به عنوان سابقه دارهای انقلاب مورد احترام واقع می شوند اما حرف رهبری را زمین می اندازند و با فتنه انگیزی در مسیر حق ،سنگ اندازی می کنند و با دل بستن به وعده های پوچ کدخدا، نمی گذارند اقتصاد مردم سروسامان بگیرد.

راستی! صاحبان فیش های حقوقی صدها میلیونی و چند میلیاردی و اشراف و میلیاردرهای تهران ،در انتخابات به چه کسی رای دادند؟!


پی نوشت:
من همسن و سال پسر تو هستم ، تو همسن و سال پدر من هستی. 
پسر تو درس می خواند و کار نمی کند، من کار می کنم و درس نمی خوانم. 
پدر من نه کار دارد ، نه خانه، تو هم کاری داری هم خانه ، هم کارخانه ؛ 
من در کارخانه ی تو کار می کنم. و در اینجا همه چیز عادلانه تقسیم شده است: 
سود آن برای تو ، دود آن برای من. من کار می کنم ، تو احتکار می کنی. 
من بار می کنم ،تو انبار می کنی. من رنج می برم، تو گنج می بری. 
من در کارخانه ی تو کار می کنم. و در اینجا هیچ فرقی بین من و تو نیست: 
وقتی که من کار می کنم، تو خسته می شوی،
وقتی که من خسته می شوم ، تو برای استراحت به شمال می روی، 
وقتی که من بیمار می شوم ،تو برای معالجه به خارج می روی. 
من در کارخانه ی تو کار می کنم. و در اینجا همه کارها به نوبت است: 
یک روز من کار می کنم، تو کار نمی کنی، روز دیگر تو کار نمی کنی ، من کار می کنم. 
من در کارخانه ی تو کار می کنم کارخانه ی تو بزرگ است. 
اما کارخانه ی تو هر قدر هم بزرگ باشد، از کارخانه ی خدا که بزرگتر نیست. 
کارخانه ی خدا از کارخانه ی تو و از همه ی کارخانه ها بزرگتر است. 
و در کارخانه ی خدا همه ی کارها به نوبت است، 
در کارخانه ی خدا همه چیز عادلانه تقسیم می شود.
در کارخانه ی خدا ، همه کار می کنند.
در کارخانه ی خدا ، حتی خدا هم کار می کند.
قیصر امین پور




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: فیش حقوقی صدها میلیونی، فتنه88، مال حرام، اشرافیت، طلحه و زبیر، حضرت علی(ع)، مقام معظم رهبری،
ارسال در تاریخ شنبه 29 خرداد 1395 توسط عقل کل
اینکه افراد جدیدی به مجلس راه یابند بنفسه امر مطلوبی است و باعث چرخش قدرت و استفاده از طرح ها و ایده های نو می شود.
اما این افراد جدیدالورود باید شان و جایگاه نمایندگی را ارج نهند و رفتاری نشان ندهند که حاکی از ذوق زدگی آنان از ورود به مجلس باشد.

یک نماینده باید در برابر مردم، فروتن و متواضع باشد اما در برابر مسئولین ، روحیه پرسشگری و انتقادی خود را حفظ کند تا حق مردم ضایع نشود.

نماینده ای که با دیدن یک وزیر ذوق زده می شود یا از اینکه می تواند رئیس جمهور را از نزدیک ببیند لذت می برد یا مدام به دنبال این است که با این مسئول و آن مسئول عکس بیندازد آیا می تواند در وقت لازم ، از وزیر یا رئیس جمهور سوال یا انتقاد کند یا وزیر را به استیضاح بکشاند؟! و آیا مثلا می تواند با زبانی منطقی و رسا از تضییع حقوق ملت در قضیه برجام جلوگیری به عمل آورد؟!

به گمانم برخی از نمایندگان جدیدالورود هنوز هم در شگفتی رای آوردن خود هستند که لازم است هر چه زودتر از این حال و هوا خارج شده و رفتاری در تراز نماینده مجلس جمهوری اسلامی داشته باشند.







طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: مجلس، نماینده، دولت، ظریف، رئیس جمهور،
ارسال در تاریخ شنبه 29 خرداد 1395 توسط عقل کل
تا همین چند وقت پیش، محض مزاح و شوخی می گفتیم کارکرد حسین فریدون در مذاکرات هسته ای ، رد و بدل کردن اطلاعات به زبان سرخه ای به رئیس جمهور بوده است اما امروز از زبان آقای عراقچی می شنویم که حسین فریدون با زبان سرخه ای حماسه آفریده  و به انجام توافق هسته ای کمک کرده است!

نمی دانیم بخندیم یا گریه کنیم! در دنیایی که هر روز دریچه ای جدید از علم و تکنولوژی بر انسان می گشایند زیان سرخه ای تبدیل می شود به رمزنگاری دو برادر تا توافق هسته ای شکل بگیرد! (گویا فقط در جهان ،همین دو برادر با این زبان آشنا هستند و هرگز سرویس های جاسوسی دشمن نمی توانند به رمز و رموز این زبان دست یابند!)

آیا سرنوشت اطلاعات محرمانه هسته ای را نیز اینگونه تضمین می کنند و ادعا می نمایند که « کاملا مراقب هستیم!»

چند روز پیش نماینده ایران در آژانس بین المللی انرژی اتمی برای چندمین بار از آمانو خواسته بود از آنجا که به مرحله ای مهم در امر اجرای پروتکل اضافی درباره اعلامیه ابتدایی نزدیک می شویم در حفظ اسرار و اطلاعات محرمانه هسته ای ایران ، کوششی دوچندان داشته باشد تا تجربه های تلخ گذشته که منجر به درز اطلاعات هسته ای ایران شد تکرار نشود.

قبلا که به این مرحله مهم نرسیده بودیم درز اطلاعات هسته ای منجر به ترور نخبگان هسته ای ایران شد، امروز که به مرحله مهمی رسیده ایم که باعث نگرانی مسئولین هم شده است آیا می شود بی تفاوت باشیم؟
 
و آیا ایران نباید در قبال عمل نکردن آمریکا به تعهداتش که صدای اروپایی ها را نیز درآورده است و به نشست های بی نتیجه مقامات اروپایی با آمریکا منجر شده است اقدامی متقابل انجام دهد و حداقل کمی در ادامه همکاری با آژانس تعلل ورزد تا شاید بخشی از تحریم ها برداشته شود؟ وقتی آمریکا به تعهداتش عمل نمی کند چرا ایران باید مو به مو به تعهداتش عمل کند و در اجرای یکطرفه تعهداتش اصرار ورزد و به مراحل بعدی گام بردارد؟

آیا آژانس بین المللی انرژی اتمی از سازمان مللی که تحت فشار لابی های سعودی و صهیونیستی و برای تامین مالی خود، نام عربستان را از لیست قاتلان کودکان یمن خارج می کند مهمتر و مقتدرتر است که بتواند از درز اطلاعات هسته ای ایران جلوگیری کند؟ بودجه آژانس را چه کسانی تامین می کنند؟

ساده اندیشی است که گمان کنیم با چند توصیه به آمانو می شود جلوی سرقت اطلاعات محرمانه هسته ای ایران را گرفت. هنوز یادمان نرفته که یکی از بازرسان سابق آژانس که گویا از ترور نخبگان هسته ای ایران ، کمی وجدانش به درد آمده بود چند بار به ایران توصیه کرد که مراقب جاسوسی های آژانس باشد و دوباره اعتماد نکند.

از یک طرف با نگاهی به ساده اندیشی برخی مسئولین در رمزنگاری های سرخه ای در مذاکرات و از طرف دیگر با نگاهی به نهادهای بین المللی که جیره خوار صهیونیسم جهانی هستند به این نتیجه می رسیم که خسارت های برجام ، تنها در عقب نشینی های گسترده از دستاوردهای هسته ای و باقی ماندن تحریم ها و جمله «تقریبا هیچ» سیف و سرقت میلیاردی اموال ایران توسط آمریکا و... خلاصه نشده است بلکه باید نگران خسارت هایی باشیم که درز اطلاعات محرمانه هسته ای ممکن است در آینده ، بار دیگر جان نخبگان علمی کشور را نیز نشانه بگیرد.

در حالی که امروز برخی از مدافعان سرسخت توافق هسته ای از دفاع قبلی خود از برجام پشیمان گشته اند ، رئیس جمهور می گوید به خاطر گشایش های برجام باید شکرگزاری کنیم! گشایش هایی که نه با چشم می توان آن را دید و نه با زبان می توان آن را چشید و نه حتی می توان آن را لمس یا استشمام کرد و تنها می توان مدح آن را از زبان رئیس جمهور شنید و شگفت زده شد؛ اما آیا آقای روحانی تضمین می دهد که در آینده ، تمام ملت ایران مجبور نشوند به خاطر خسارت های جانی برجام ، از آستان الهی طلب عفو نموده و توبه کنند؟


پی نوشت:
تا کی باید به خاطر ساده اندیشی و خوش خیالی برخی ها که به نهادهای بین المللی ایمان آورده اند هزینه بدهیم؟

خوش نشینان ساحل بدانند
تا که دریاست این شور و حال است
چشم سازش ز دریا ندارند
سازش موج و ساحل محال است



طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: هسته ای، روحانی، فریدون، سرخه ای، جاسوسی هسته ای، مذاکرات هسته ای، شهدای هسته ای،
ارسال در تاریخ شنبه 22 خرداد 1395 توسط عقل کل
« ما گفتیم نشان دادن حسن نیت، باعث حسن نیت متقابل می شود، ولی نگفتیم اگر ایرانیان گروگان ها را آزاد کنند، بدون توجه به باقی قضایا، به این اقدام پاسخ مطلوب و مساعد می دهیم.»

این جملات، پاسخی بود که مقامات آمریکا در قبال کمک ایران به آزادی گروگان های آمریکایی در بیروت در سال 1991 ارائه دادند. پاسخی که هاشمی را از امیدی که به بهبود روابط با آمریکا داشت دلسرد و ناامید کرد.
در سال 1369 دولت هاشمی برای اثبات حسن نیت خود به دولت بوش پدر، تمام تلاش خود را به کار گرفت تا با آزادی گروگان های آمریکایی، زمینه ایجاد روابط مساعد با آمریکا را فراهم آورد. در این راستا مشاور دبیرکل سازمان ملل به ایران آمد و با محمد جواد ظریف به گفتگو نشست و سپس به دیدار هاشمی رفت و از قول رئیس جمهور آمریکا به رئیس جمهور ایران اطمینان داد که کمک و همکاری ایران برای آزادی گروگان ها بدون اجر نخواهد ماند و حسن نیت ، حسن نیت می آورد.

اما بعد از اینکه با تلاش و پافشاری ایران، گروگان های آمریکایی توسط لبنان آزاد شده و به کشورشان بازگشتند آمریکا طبق معمول به وعده اش عمل نکرد و هاشمی را سرکار گذاشت و چند سال بعد، هاشمی با یادآوری بدقولی آمریکا فقط گفت: « وقتی آمریکایی ها درست به وعده هایشان عمل نمی کردند، کار ناقص می ماند.»

این تجربه ای بود که می توانست برای همیشه در جلوی چشمان سیاستمداران ایرانی قرار گیرد و از آن درس بگیرند و اشتباهات گذشته را دوباره تکرار نکنند. اما متاسفانه برخی از سیاستمداران از تجربه های گذشته عبرت نمی گیرند و باز هم درصدد تکرار تجربه هایی برمی آیند که قبلا با شکست مواجه شده است.

اگر امروز بار دیگر رهبر معظم انقلاب (مدظله العالی) به همگان توصیه می فرمایند که از تجربه مذاکرات هسته ای و دبه کردن های مداوم آمریکا درس بگیرند به این دلیل است که مبادا باز هم برخی ها در پی تکرار تجربیات ناکام خود برآیند.
اگر آمریکا در سال 69 عمل به وعده هایش را در گرو حل «باقی قضایا» می دانست امروز نیز عمل به تعهداتش را در گرو اجرای برجام های 2 و 3 و... می داند.
آیا مسئولینی که بارها قابل اعتماد نبودن آمریکا و حتی اروپا را آزموده اند از این تجربه ها درس خواهند گرفت؟

آیا حسن روحانی هنوز هم نامه ای را که در مرداد 84 به دبیر کل آژانس نوشت به خاطر دارد که در آن پس از اشاره به انجام تعهدات ایران و پذیرش تعلیق دو ساله و گشودن درهای مراکز هسته ای به سوی یکی از مداخله آمیزترین و گسترده ترین بازرسی های آژانس بین المللی انرژی اتمی ، گفته بود : « متاسفانه در مقابل اگر نگوییم هیچ، ایران مابه ازای بسیار اندکی دریافت کرد و بارها اقدامات اعتمادساز خود را افزایش داد و تنها در عوض آن، با قول های انجام نشده و درخواست های بیشتر روبرو شد.»

تکرار تجربه های شکست خورده، نشان می دهد که برخی سیاستمداران هنوز هم از تجربه های گذشته خود درس نگرفته اند ؛ لذا رهبر معظم انقلاب لازم دیدند که بار دیگر با اشاره به مذاکرات هسته ای ، همگان را به درس گرفتن از این تجربه ها فرا خوانده و بفرمایند: « یک تجربه ای ما در مذاکرات هسته ای پیدا کردیم،این تجربه را نباید فراموش کنیم. این تجربه این است که اگر ما تنازل هم بکینم آمریکا دست از نقش مخرب خودش بر نمی دارد... جمهوری اسلامی تعهدات خودش را انجام داد، آن طرف بدقول بدعهد بدحساب دارد دبه می کند، تا الان دبه کرده است. خیلی خب، این یک تجربه است. این شد تجربه. حالا خیلی ها قبل از این تجربه هم می دانستند اما بعضی ها هم که نمی دانستند حالا بدانند...»



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: هسته ای، مذاکرات هسته ای، مقام معظم رهبری، روحانی، هاشمی، آمریکا،
ارسال در تاریخ شنبه 15 خرداد 1395 توسط عقل کل
هم اولین دوره اش بر مبنای غیرت دینی شکل گرفت و هم دومین دوره اش.
مسابقه بین المللی کارتون و کاریکاتور هولوکاست را می گویم که خواب را از چشمان صهیونیست ها ربود.

اولین دوره مسابقه بین المللی کاریکاتور هولوکاست در واکنش به چاپ 12 کاریکاتور موهن در روزنامه دانمارکی و اهانت به ساحت مقدس پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم برگزار شد تا آستانه تحمل مدعیان آزادی بیان در غرب را بسنجد و استانداردهای دوگانه آزادی بیان از منظر سران کشورهای غربی را که هیچ مقدسی جز افسانه هولوکاست را به رسمیت نمی شناسند در معرض دید جهانیان قرار دهد.
بعد از برگزاری دور اول مسابقه بود که دبیر برگزاری مسابقه بین المللی هولوکاست ، توسط مدعیان آزادی بیان به 22 کشور ممنوع الورود و حتی تهدید به قتل شد.

دومین دوره مسابقه نیز در واکنش به اهانت نشریه فرانسوی شارلی ابدو به ساحت قدسی پیامبر بزرگوار اسلام برگزار شد که این مسابقه ، مورد استقبال هنرمندان 50 کشور قرار گرفت و اخیرا نیز نمایشگاهی از آثار منتخب شرکت کنندگان مسابقه هولوکاست در تهران برگزار شد. هنرمندانی که بعضی از آنها مجبور شدند به خاطر در امان ماندن از شر صهیونیست ها، با اسم مستعار در مسابقه شرکت کنند.
اما این بار نیز کشورهای مدعی آزادی بیان که از اهانت به مقدسات مسلمانان حمایت می کنند برگزاری مسابقه و نمایشگاه کاریکاتور هولوکاست را برنتابیدند.



نتانیاهو که از عصبانیت نمی توانست خود را کنترل کند از جهانیان خواست تا این مسابقه را محکوم نمایند و مدیر کل یونسکو نیز اعتراض شدید خود را نسبت به برگزاری نمایشگاه هولوکاست ابراز نمود. سخنگوی وزارت خارجه آلمان نیز همسو با اسرائیل ، برگزاری چنین نمایشگاهی را به شدت محکوم کرد. در حالی که برگزار کنندگان این نمایشگاه بدون اینکه به دنبال نفی یا اثبات هولوکاست باشند فقط چند سوال ساده مطرح کرده بودند.

سوالاتی که می پرسید: چرا مردم فلسطین که هیچ نقشی در جنگ جهانی دوم نداشته اند باید تاوان هولوکاست را بپردازند؟
مگر آلمان نازی مقصر جنایات جنگ جهانی دوم نبوده است، پس چرا به جای اینکه بخشی از خاک آلمان را به صهیونیست ها ببخشند فلسطین را غصب کرده و بذل و بخشش می کنند؟
هر نوع کشتار دسته جمعی در دنیا، یک هولوکاست است. حمله اتمی به هیروشیما و ناکازاکی، حمله اسرائیل به مردم بی پناه غزه، حمله آل سعود به مردم مظلوم یمن و...همگی یک نوع هولوکاست است. و رژیم غاصب صهیونیستی، خود عامل اصلی هولوکاست های جهان امروز است.

البته در ایران نیز افراد و رسانه های همسو با غرب نسبت به برگزاری این نمایشگاه واکنش منفی نشان دادند. اما طبق معمول تنها کسی که از جریان انقلابی دفاع کرد حضرت امام خامنه ای مدظله العالی بود که طی تماس تلفنی از سوی دفتر معظم له به دبیر نمایشگاه فرمودند « این کار عالی است.»

در ادامه مطلب ، تعدادی از کاریکاتورهای نمایشگاه هولوکاست را مشاهده می کنید:



ادامه مطلب
طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: هولوکاست، نمایشگاه هولوکاست، کاریکاتور هولوکاست، اسرائیل، آزادی بیان، مسابقه بین المللی کاریکاتور هولوکاست،
دنبالک ها: پاریس متعلق به ایران است،
ارسال در تاریخ یکشنبه 9 خرداد 1395 توسط عقل کل

قالب وبلاگ