تبلیغات
افاضات عقل کل - مطالب تیر 1394
شعار و اصطلاح «اسلام رحمانی» این روزها زیاد به گوش می رسد اما برداشت ها از این شعار نیز متفاوت است.
بعضی ها وقتی جنایات تکفیری ها در عراق و سوریه و چهره خشن و بیرحمانه ای را که داعش با پرچم منقوش به نام خدا و پیامبر(ص) به جهان ارائه می کند می بینند، می گویند باید چهره رحمانی دین را که در وجود خدای «ارحم الراحمین» و پیامبر «رحمت للعالمین» جلوه گر است به دنیا ارائه نماییم تا جهانیان، اسلام واقعی را بشناسند و دشمنان اسلام نتوانند جنایات تروریست های دست پرورده خویش را به نام اسلام معرفی کنند.

اما قضیه به اینجا ختم نمی شود. عده ای نیز هستند که تحت عنوان «اسلام رحمانی» می خواهند استکبارستیزی را که از دستورات قرآن است کمرنگ یا حذف نمایند و اسلام را دین« صلح کل» نشان دهند. می خواهند قرائتی از اسلام ارائه دهند که بتواند با استکبار کنار بیاید و اهل تعامل با آمریکا که مصداق کامل استکبار است باشد.

اسلام رحمانی مدنظر این افراد ،ظاهرش زیباست اما باطنش در تقابل با اسلام ناب محمدی(ص) است. اسلام یک کلیت است که اگر بخشی از آن را جدا کنیم دیگر اسلام نیست. اگر تفسیر و قرائتی از اسلام ارائه کنیم که بتواند با لیبرالیسم کنار بیاید دیگر اسلام نیست. هر اسلامی جز اسلام ناب محمدی(ص)، اسلامی آمریکایی است ؛چه اسلامی باشد که از تفکر وهابیت نشات گرفته و تکفیری ها را پرورش داده است و چه اسلامی باشد که از لیبرالیسم نشات گرفته و مبارزه با استکبار را حذف نماید.

اسلام دین صلح است اما «صلح کل» نیست. دینی است که هم جاذبه دارد و هم دافعه. برای مسلمان بودن باید هم « رحماء بینهم» بود و هم «اشداء علی الکفار». برای مسلمان بودن باید هم نماز خواند و روزه گرفت و هم با کفار جهاد کرد و روحیه استکبارستیزی داشت. برای مسلمان بودن باید هم مومن به خدا بود و هم کافر به طاغوت. هم باید بر پیامبر(ص) صلوات فرستاد و هم شعار «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» سر داد. باید اهل تولی و تبری بود ،اهل دوستی با دوستان خدا و دشمنی با دشمنان خدا.

خداوندی که رحمان و رحیم است «اشد المعاقبین» نیز هست. پیامبری که رحمت للعالمین است به جنگ با مشرکان نیز پرداخته است. امیرالمومنینی که با قاتلش نیز مدارا کرده و دق کردن از غصه ی اهانت به یک زن یهودی را روا می داند قهرمان احد و خیبر است و خوارج را به درک واصل نموده و بینی فتنه گران جمل را نیز به خاک مالیده است.

اما اسلام رحمانی که امثال محسن کدیور روحانی نمای فراری جنبش سبز برای آن نظریه پردازی می کنند و سید محمد خاتمی را از جمله مبدعین آن به شمار می آورند ،اسلامی است که نه تنها منافع استکبار را به خطر نمی اندازد بلکه می تواند به راحتی با آن کنار بیاید و گاهی در خدمت آن قرار بگیرد.

و جالب اینجاست که مروجین این نوع قرائت از اسلام ، اگر چه در کلام از مهربانی و عطوفت و کرامت انسانی سخن می رانند اما در عمل به چیزی جز خشونت دامن نمی زنند. نمونه بارز آن را در آشوبگری های سال 78 و فتنه 88 شاهد بودیم که چگونه برخی اصلاح طلبان حامی قرائت رحمانی اسلام که شعار «زنده باد مخالف من» سر می دادند به جان و مال مردم تعرض کردند و با کودتا علیه رای مردم، کرامت و حقوق انسانی را زیرپا گذاشتند.

این نوع قرائت از اسلام است که منجر به کمرنگ شدن غیرت دینی نیز می شود به طوری که مثلا رئیس دولت اصلاحات حاضر می شود در اوج جریحه دار شدن احساسات یک میلیارد مسلمان، با حامی اهانت کنندگان به پیامبر(ص) دست بدهد و خوش و بش کند ؛ یا در دوران اصلاحات، برخی تا آنجا پیش رفتند که می خواستند رژیم غاصب صهیونیستی را به رسمیت بشناسند.

مدعیان اسلام رحمانی نشات گرفته از لیبرالیسم ،به تناقضات رفتاری خود توجه ندارند.آنان در عین حال که از تعامل با همه کشورها سخن می رانند و ادعا می کنند که باید با مهر و عطوفت با همه انسان ها رفتار کرد ،نسبت به کسانی که نمی پسندند مواضع خشونت آمیز اتخاذ می کنند و مثلا می گویند «برای زدودن فلان تفکر تلاش می کنیم ولو خون بخواهد!» ؛یا اقدامات فرد نامطلوبشان را به «مرض هاری» تشبیه می کنند ؛یا منتقدین خود را «به جهنم »حواله می دهند و...

لذا آنچه ما تاکنون از مروجان اسلام رحمانی نشات گرفته از لیبرالیسم دیده ایم چیزی جز «شدت و خشم بر دوستان» و «رحم و عطوفت بر کفار» نبوده است!

اسلام رحمانی که مبارزه با استکبار و شعار «مرگ بر آمریکا» را حذف نماید و برای بازگشایی لانه جاسوسی آمریکا در تهران لحظه شماری کند و با قلم و زبان، چهره شیطان بزرگ را تطهیر و بزک نماید اسلام نیست و به فرموده رهبر معظم انقلاب: « اگر معنای اسلام رحمانی این است که ما با دشمنانی که علیه اسلام، علیه ایران،علیه ملت ایران، علیه پیشرفت ایران دارند تلاش می کنند و از هیچ کوششی فروگذار نمی کنند بایستی با چهره ی محبت آمیز، با دل صاف و پاک برخورد کنیم، نه این اسلام نیست.»



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: اسلام رحمانی، لیبرالیسم، استکبارستیزی،
ارسال در تاریخ سه شنبه 23 تیر 1394 توسط عقل کل
خدایا! ما از تمدیدهای پی در پی خسته شدیم، بیا امشب به توافق برسیم و تحریم را از ما بردار.

می دانیم که بدعهدی ها و دبه کردن های مکرر ما ،مانع اصلی توافق است وگرنه تو هیچگاه اهل دبه کردن نبودی و نیستی.

حسابش از دستمان خارج شده است، نمی دانیم چندبار با تو عهد بستیم و زیر عهد و پیمانمان زدیم. چند شب قدر با تو به مذاکره نشستیم و با توبه و انابه به درگاهت ، قول ها دادیم اما باز ،همه تعهداتمان را فراموش کردیم.

قرار بود سانتریفیوژهای گناه را از کار بیندازیم، قرار بود قلب تیره از تباهی را با توبه و تضرع از نو بازطراحی کنیم تا خروجی آن پلوتونیوم گناه نباشد، قرار بود ذخایر انباشته گناهان را اکسید کنیم، قرار بود دوستی با شیطان را کنار بگذاریم و به نیروی درونی خودمان اتکا کنیم. اما به قول و قرارمان پایبند نبودیم و حال و روز ما از همین دبه کردن ها خراب است.

بدعهدی های ما با تو، روی 1+5 را نیز سفید کرده است. چند ساعتی از توبه نگذشته است که یادمان می رود با تو چه قراری گذاشته بودیم و می زنیم زیر همه چیز و طبق فکت شیت مورد علاقه خودمان عمل می کنیم. شاید اگر تو هم می خواستی گزاره برگ مذاکراتمان را منتشر کنی دیگر هیچ آبرویی برای ما نمی ماند. حرفهای ما مثل حرف های آژانس می ماند که اصلا قابل اعتماد نیست و نمی شود روی آن حساب کرد.

اما شب قدر که از راه می رسد دلمان بیشتر می لرزد،حالتی داریم بین خوف و رجا.

می ترسیم باز هم تحریم برداشته نشود و یکسال دیگر غیبت امام زمانمان تمدید گردد. چه کودکانی که به سن جوانی رسیدند، چه جوانانی که پیر شدند، چه پیرانی که از دنیا رفتند اما تحریم ظهور امام عصر(عج) برداشته نشد.

شب قدر برای ما سرراست ترین نشانه ظهور است. این را پیشوایان دین به ما آموخته اند و فرموده اند صیحه آسمانی در شب قدر یکی از نشانه های قطعی ظهور است. نشانه ای که هم وعده ظهور یوسف فاطمه (س) را می دهد و هم از شب قدر رونمایی می کند. پس بی جهت نیست که با ظهور امام زمان(عج) ، قبر پنهان بانوی دوعالم نیز نمایان می شود، زیرا « هرکس فاطمه (س) را آنگونه که حق معرفت اوست بشناسد شب قدر را درک کرده است.»

خدایا! ما آنگاه خود را برای جشن عید فطر آماده می کنیم که با تو به توافق برسیم و چشممان به جمال امام زمانمان روشن شود.

می دانیم که توافق کردن با تو آسان است زیرا برخلاف کدخداهایی که اختیاری از خود ندارند و از کنگره دستور می گیرند و بدعهدی و غیر قابل اعتماد بودنشان زبانزد همگان است، تو صاحب اختیار همه عالمی و وعده هایت ردخور ندارد.

گزینه های روی میزت ،جز فضل و رحمت و مغفرت نیست،برخلاف کدخداهای ضعیفی که حتی وقتی به تمام تعهداتمان عمل کرده و ذخایر اورانیوم 20 درصد را اکسید می کنیم باز هم بدعهدی می کنند و به دنبال بهانه می گردند تا گزینه های پوچ روی میزشان را به رخ ما بکشند، تو با وجود همه بدقولی هایی که از ما دیده ای باز هم به دنبال بهانه می گردی تا ما را ببخشی و فضل و رحمتت را شامل حالمان نمایی.

توافق کردن با تو آسان است اگر ما همانقدر که پایبند عمل به تعهداتمان با کدخدا بودیم به تعهداتمان با تو عمل می کردیم.

خدایا! ما در انتظار ظهوریم و چشممان به جای اینکه به وین و هتل کوبورگ و امضای 1+5 دوخته شده باشد و برای دوران پسا توافق لحظه شماری کنیم ؛ به شب قدر و حضور ملائکه و روح و امضای ظهور امام عصر(عج) دوخته شده است و برای دوران ظهور لحظه شماری می کنیم.






طبقه بندی: حرف حساب، 
برچسب ها: شب قدر، امام زمان(عج)، ظهور، هسته ای، تحریم، صیحه آسمانی،
ارسال در تاریخ یکشنبه 14 تیر 1394 توسط عقل کل
آدم از گرسنگی بمیرد اما دست گدایی و دریوزگی به سمت سعودی های تروریست پرور دراز نکند!

حتما باید شباهتی میان تروریست های تکفیری و وزیر دولت اصلاحات باشد که سعودی ها همانطور که دلارهای نفتی شان را به پای تکفیری ها می ریزند تا سر از تن مردم مظلوم عراق و سوریه جدا نمایند، حاضرند مخارج تحصیل پسر مهاجرانی را نیز تقبل کنند.



حتما نوکری و خوش خدمتی مهاجرانی برای سعودی های وهابی، به اندازه جنایات تکفیری ها در نظر آل سعود ، آنقدر ارزش داشته است که به درخواست مهاجرانی پاسخ مثبت می دهند و چکی به مبلغ شانزده هزار و سیصد و هفتاد و یک پوند به عنوان هزینه یکسال تحصیل و اقامت علی مهاجرانی در انگلیس به وزیر ارشاد خاتمی تقدیم می کنند و پرداخت هزینه شصت و پنج هزار پوندی دوران تحصیل پسرش را می پذیرند.

حتما باید شباهتی باشد بین وزیر دولت اصلاحات با تکفیری ها و اسرائیل که آل سعود هوای هر سه را دارد.

این را باید غلامحسین کرباسچی، رفیق گرمابه و گلستان مهاجرانی پاسخ دهد تا به جای اینکه فرافکنی کرده و در ضیافت افطار دولت، از موسوی به عنوان «سید مظلوم» یاد نماید، بگوید چرا مهاجرانی که خود را ابوذر میرحسین موسوی می دانست و کروبی او را به عنوان مشاور خود در امور ایرانیان خارج از کشور منصوب کرده و خاتمی در تمجید از او سنگ تمام گذاشته بود و اصلاح طلبان از او به عنوان «زینت دولت اصلاحات» یاد می کردند و بسیاری از روزنامه های زنجیره ای آغاز فعالیت خود را مدیون او هستند، باید جیره خوار سعودی از آب درآید و بر سر سفره خون آلود آل سعود روزی بخورد؟

اگر مهاجرانی، کل بیت المال را خالی و فرار کرده بود بهتر از این بود که ننگ جیره خوار سعودی بودن بر پیشانی او نقش بسته باشد. اگر زینت دولت اصلاحات این است پس وای به حال بقیه!

چه ننگی بالاتر از اینکه آدم، دست گدایی به سوی دشمنان امیرالمومنین علیه السلام و وهابی های کودک کش دراز کند؟! اصلاح طلبان برای این ننگ چه پاسخی دارند؟! آیا فعالان اصلاح طلب و روزنامه های زنجیره ای از مهاجرانی ابراز تنفر می کنند؟! آیا کرباسچی از مهاجرانی اعلام بیزاری می نماید؟!

وقتی شکم انسان از مال حرام پر شد دیگر نمی تواند سخن حق را بشنود. کسانی که در روز عاشورا در مقابل امام حسین علیه السلام ایستادند و نصایح و فرمایشات امام در آنها اثر نکرد به خاطر حرام خواری آنان بود.

امروز نیز کسانی که فرمایش ولی فقیه مبنی بر خط قرمز بودن فتنه را نادیده می گیرند و از سران فتنه دفاع می کنند، به سفره غذایشان بنگرند شاید بخشی از کمک 18 میلیون دلاری دستگاه امنیتی آل سعود به مهاجرانی در جریان ضیافت الجنادریه، یا بخشی از آن یک میلیارد دلاری که سعودی ها برای براندازی نظام به فتنه گران دادند به سفره آنان نیز راه پیدا کرده باشد.



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: مهاجرانی، آل سعود، اصلاحات، ویکی لیکس، اصلاح طلبان، کرباسچی، فتنه88،
ارسال در تاریخ جمعه 5 تیر 1394 توسط عقل کل

قالب وبلاگ