تبلیغات
افاضات عقل کل - مطالب اسفند 1394
آقای روحانی در سخنرانی اخیر خود با اشاره به دستاوردهای دولتش در سال 94 گفت: «ما در یک صحنه جهانی در برابر دنیا و قدرت های جهانی پیروز شدیم...و تا پایان تاریخ به آن افتخار خواهیم کرد.»

آقای روحانی! ما مردم باید به کدامیک از دستاوردهای دولت شما تا پایان تاریخ!!!! افتخار کنیم!

به اینکه دست نخبگان هسته ای را بستید و تا پانزده سال آینده نمی توانند اورانیوم را بیش از 3/67 غنی سازی نمایند و با این کار ،انگیزه های علمی آنان را کشتید!

به اینکه کلیدتان ، پیشرفت های علمی را قفل کرد و  رشد علمی کشور را کاهش داد!

به اینکه همه چیز در دولت شما محرمانه است و مردم را محرم اسرار نمی دانید،

به اینکه از برجام بتی ساخته اید و همگان را مجبور به کرنش در برابر آن می نمایید و هر کس کوچکترین انتقادی به آن داشته باشد با ادبیات اخلاق مدارانه!!! جنابعالی مورد نوازش قرار می گیرد و حتی کسانی که آنان را افتخارآفرینان برجام می دانید و به آنان مدال می دهید حق کوچکترین انتقاد نسبت به عدم پایبندی آمریکا به تعهداتش را ندارند،

به اینکه اثرات برجام فقط بر روی کاغذ مانده است و یاوه گویی های آمریکا هر روز بیشتر می شود و دلارهای ایران به بهانه های واهی مصادره می گردد؛

به اینکه با دست و دلبازی ، اقتصاد فرانسه را از رکود خارج کردید و در عوض ، فرانسه به پاس خوش خدمتی شما ،با جدیت به دنبال تحریم مجدد ایران به بهانه موشکی برآمد!

به اینکه وعده صد روزه شما ، چندساله شد و کشور همچنان در رکود به سر می برد و وزیر کار می گوید هر پنج دقیقه یک نفر به بیکاران کشور اضافه می شود!

به اینکه وزیر نفتی دارید که سیاست های غلطش، عاملی مهم در کاهش قیمت نفت است!

به اینکه از یک طرف حرم اهل بیت(ع) را خط قرمز می دانید و از طرف دیگر، فیلم های مربوط به سوریه را در جشنواره فجر حذف می کنید.

آقای روحانی! ما تا پایان تاریخ باید به چه چیزی در سال 94 افتخار کنیم؟!

آیا به این افتخار کنیم که در آغازین روزهای سال 94 برای اولین بار در تاریخ روابط ایران با کشورهای جهان، دو نوجوان ایرانی توسط برادران سعودی آقای ظریف در فرودگاه مورد تعرض قرار گرفتند و شما کاری نکردید؟

آیا به این افتخار کنیم که حدود پانصد حاجی ایرانی را در منا کشتند و شما سفرتان به آمریکا را لغو نکردید و وزیر خارجه دولتتان، با ادبیات انفعالی و دوست و برادر خواندن حاکمان سعودی بر زخم دل صدها خانواده ایرانی نمک پاشید؟

آیا به این افتخار کنیم که جیبوتی هم برای ما که حتی آمریکا را نیز به حساب نمی آوردیم ،شاخ شده و با قطع رابطه، عظمت ما را به سخره می گیرد؟

آیا به این افتخار کنیم که با دیپلماسی انفعالی خود ، خزانه عزت ملی را خالی می کنید؟!

 خداوند به مدافعان حرم و سردار سلیمانی و دریادلان سپاه خیر دهد که هر از چندگاهی با اقدامات غرورآفرین خود (مثل دستگیری تفنگداران آمریکایی)عزت ملی ما را شارژ می کنند و گرنه با این سیاست انفعالی که شما در پیش گرفته اید چیزی از عزت و غرورمان باقی نمی ماند.

آقای روحانی! ضرب المثلی هست که می گوید عطر آن است که خود ببوید نه آنکه عطار بگوید؛ به جای اینکه در هر سخنرانی در مدح برجام ، افسانه سرایی کنید، کمی از محله ای که زندگی می کنید پایین تر بیایید تا بفهمید برجام برای مردم ،بوی خوشی ندارد!



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: روحانی، برجام، سال94، ظریف، دولت، عربستان، عزت ملی،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 27 اسفند 1394 توسط عقل کل
خدا رحمت کند مرحوم حجت الاسلام حاج سید احمد خمینی را؛
سخنان و انتقادات و موضع گیری هایش به مذاق آقای هاشمی خوش نمی آمد؛
شاید اگر امروز بود ، به او هم می گفتند تندرو و دلواپس!









طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: حاج احمد خمینی، هاشمی، آمریکا، تندرو، دلواپس،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 26 اسفند 1394 توسط عقل کل
وقتی صدا و سیما فرمایشات رهبر معظم انقلاب (مدظله العالی) در دیدار اخیرشان با نمایندگان مجلس خبرگان را پخش می کرد که در قسمتی از آن رهبر انقلاب فرمودند:

«در انتخاب رهبر آینده، ملاحظه‌ی خدا را بکنید. احتمال اینکه این دوره‌ای که تازه شروع خواهد شد، مبتلا بشود به این آزمایش، احتمال کمی نیست؛ آن وقتی‌که بنا است رهبر انتخاب بشود، ملاحظات و رودربایستی‌ها را کنار بگذارند؛ خدا را در نظر بگیرند، وظایف را در نظر بگیرند، نیاز کشور را در نظر بگیرند؛ بر این اساس رهبر انتخاب بشود...»

دل خیلی ها با شنیدن این حرف لرزید و غمی بزرگ بر قلبشان نشست و بغضی سنگین ، گلویشان را فشرد.

نمونه آن، جانبازی بود که در دومین شب از مراسم عزاداری حضرت فاطمه سلام الله علیها در حسینیه امام خمینی(ره)، در حضور رهبر انقلاب و در دقایق آخر سخنرانی ،خطاب به سخنران مراسم که آقای پناهیان بود با صدای بلند گفت: « به آقا بگویید از رفتن حرف نزند، از دیشب تا الان به قلبم فشار آمده.»

جمله ای که حرف دل خیلی ها بود.



ای فدایت تمام هستیِ ما

حرفِ رفتن مزن به ما، آقا


ما به عشقِ شما نَفَس بکِشیم

جانِ ما بسته است به جانِ شما


چشمِ بدخواهِ دشمنانت کور

ای عزیز و امیر و رهبرِ ما



با شما ، تا ظهور راهی نیست

دستِ عباسی ات گواه ، آقا


می رسد آن زمان که پرچم را

برسانی به مهدیِ زهرا



جهت سلامتی و طول عمر نائب امام عصر (عج) ،حضرت امام خامنه ای(مدظله العالی) صلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف دل، 
برچسب ها: امام خامنه ای، مقام معظم رهبری، خبرگان، جانباز،
ارسال در تاریخ یکشنبه 23 اسفند 1394 توسط عقل کل
در پسابرجام دایره اتهامات آمریکا علیه ایران وسعت بیشتری یافته است. چندی پیش ایران را متهم کردند که در انفجار سال 1983 پایگاه نیروی دریایی آمریکا در بیروت و همچنین انفجار در عربستان ضد نیروهای آمریکایی دخالت داشته و خواستار مصادره دو میلیارد دلار از دارایی های مسدود شده بانک مرکزی ایران برای پرداخت به آمریکایی هایی که آنها را قربانیان حوادث تروریستی می نامند شدند.

و امروز ، قاضی یکی از دادگاه های آمریکا با صدور حکمی ، ایران را محکوم به پرداخت ده و نیم میلیارد دلار بابت ماجرای یازده سپتامبر سال 2001 کرد که براساس آن، ایران باید به خانواده های قربانیان انفجار مرکز تجارت جهانی و پنتاگون در حوادث یازده سپتامبر غرامت بپردازد.

هر چه دولتمردان ایرانی، محترمانه و درست با آمریکا سخن می گویند آمریکایی ها جری تر شده و رفتار گستاخانه تری در قبال ایران نشان می دهند.

با این روندی که آمریکا در پیش گرفته و بدون سند و مدرک ، هر اتهامی را به ایران نسبت می دهد تا جایی که ایران را به دست داشتن در انفجار برج های دوقلویش متهم می کند؛ ممکن است این اتهام زنی های بی پایه و اساس تا آنجا پیش رود که ایران را حتی به دست داشتن در قتل «آبراهام لینکلن» و «جان اف کندی» که سال ها قبل از انقلاب در آمریکا ترور شده اند نیز متهم کنند!!!

و با این احکام مزخرفی که قضات آمریکایی علیه ایران صادر می نمایند چندان دور از انتظار نیست که فردا نیز حکمی صادر نموده و بگویند هر گاه رئیس جمهور ایران برای شرکت در نشست مجمع عمومی سازمان ملل به نیویورک آمد در ازای ترور روسای جمهور اسبق آمریکا (آبراهام لینکلن و جان اف کندی) ، او را بازداشت کرده و در دادگاه آمریکا محاکمه نمایید.



آمریکایی ها و اروپایی ها عمدتا نشان داده اند که تعهدی به احترام متقابل ندارند. مگر یادمان رفته است همین اروپایی هایی که دولت هاشمی ، خیلی سنگ آنها را به سینه می زد و در راستای تنش زدایی با غرب، در روابط با اروپایی ها کمال ادب و احترام را رعایت می کرد؛ مزد ادب و احترام هاشمی را دادند و در دادگاهی در آلمان علیه هاشمی رفسنجانی پرونده سازی کرده و او را به عنوان ریشه قتل های میکونوس معرفی نمودند!

رهبر معظم انقلاب(مدظله العالی) در دیدار اخیر خود با نمایندگان مجلس خبرگان با اشاره مجدد به قضیه میکونوس فرمودند:

« در قضایای مختلف اروپایی ها بودند که ابتدای به دشمنی کردند. سر قضیه آن قهوه خانه میکونوس، رئیس جمهور وقت ما را متهم کردند و به دادگاه می خواستند بکشانند؛ اسمش را به عنوان متهم در دادگاه مطرح کردند! خب چه کار کنیم با این ها؟ برویم التماس کنیم؟ برویم بگوییم آقا با ما بهتر از این باشید؟ ما کاری نکردیم با این ها؛ این ها هستند که دشمنی می کنند. اگر ما در مقابل دشمنی دشمنانمان با شجاعت و با اقتدار نایستیم، کشور را خواهند بلعید. ما مسئول کشوریم، مسئول ملتیم،مسئول تاریخیم، نباید اجازه بدهیم.»



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: آمریکا، روحانی، ایران، هاشمی، میکونوس، پسابرجام، اروپا،
ارسال در تاریخ جمعه 21 اسفند 1394 توسط عقل کل
« شهید همت همیشه می‌گفت: بچه‌ها بجنگید. اگر نجنگید سازمان‌مللی‌ها می‌آیند و عنانتان را به دست می‌گیرند.

روزی که آمدیم فرودگاه بین المللی دمشق تا به ایران برگردیم، در کنار آسانسور کریدور اصلی فرودگاه، من و همت ایستاده بودیم تا آسانسور بیاید پایین و برویم با آن طبقه بالا، در رستوران فرودگاه غذا بخوریم. به ناگهان در آسانسور باز شد. دیدیم دو تا آمریکایی، یک مرد و یک زن که هر دو از این شلوارهای جین چسبان پوشیده بودند و اصلاً وضع جالبی نداشتند آمدند و با ما سوار آسانسور شدند.

حالا من و همت با آن سر و ریخت و لباس فرم سپاه به تن، این" هِلو جونی"‌ها هم این جوری! یادم می آید مردک آمریکایی یک دانه از این کلاه های کابویی سرش گذاشته بود، چکمه چرمی به پا داشت و سیگار برگی را پک می زد. در زمانی که همه لباس نظامی پوشیده‌اند. این لباس گاوچرانی پوشیده بود. حاجی از اینها پرسید که هستند و در دمشق به چه کار آمده اند؟

آن یارو، با آن قد دکل ِ خودش رو به ما کرد و گفت: ما از طرف U.N به اینجا آمده ایم تا بر آتش  بس نظارت کنیم! بعد هم مدام مسخرگی می کرد و به من و همت می گفت: Be Cool My Friend! یعنی بی خیال دوست من!

الغرض، آسانسور رسید طبقه بالا، در باز شد و اینها رفتند بیرون.

پشت سرشان که از کابین آسانسور درآمدیم، یک دفعه دیدم همت که صورتش از غضب مثل لبو سرخ شده بود، دست انداخت بازوی مرا گرفت و گفت: «این بی پدرها را دیدی سعید؟ به خدا قسم اگر ما در جنگ با صدام، یک لحظه سستی و ضعف از خودمان نشان بدهیم، یک روز چشم باز می کنی و می‌بینی امثال همین اراذل آمده‌اند توی فرودگاه مهرآباد!»

حالا ما آنجا کله مان داغ بود، نفهمیدیم حاجی دارد چه می‌گوید.

گذشت تا اواخر شهریور سال 67، توی همین فرودگاه مهرآباد؛ خدا شاهد است نسخه بدل های همان یاردانقلی‌ها بودند که دیدم با عنوان مامورین "یونیماگ" -کمیسیون ناظر سازمان ملل بر آتش بس بین ایران و عراق- به فرماندهی ژنرال صرب؛ "اسلاوکایوویچ" به تهران آمده‌اند. با همان دک و پوز و همان My Friend گفتن ها!... الله اکبر، چه بصیرتی داشت همت! »

به روایت (سعید قاسمی)




طبقه بندی: حرف حساب، 
برچسب ها: شهید همت، سردار خیبر، قطعنامه، مذاکره، جنگ، بصیرت، حاج همت،
ارسال در تاریخ شنبه 15 اسفند 1394 توسط عقل کل
« رقابت ها تمام شد و دوران وحدت و همکاری فرارسیده است...احتیاج به هماهنگی مثال زدنی داریم که این انتخابات طلیعه و مقدمه آن بود. چون هر چه بود و هر چه شد، تمام شد و نباید به مباحث اختلاف برانگیز دامن زده شود که دوران پس از انتخابات، دوران تلاش برای ساختن کشور است.»

این حرف ها را آقای هاشمی یک روز بعد از انتخابات 7 اسفند بر زبان آورد.

اگر این چند جمله را شش سال پیش گفته بود اکنون ده ها جوان بی گناه زیر خروارها خاک نبودند.

اگر این چند جمله را شش سال پیش گفته بود موسوی و کروبی و خاتمی، پشت گرمی نداشتند به بودن هاشمی و ادامه لجبازی و مقابله با قانون.

و فائزه با حرف هایش به آشوب ها دامن نمی زد و مهدی هاشمی به خارج از کشور پیغام نمی داد که تحریم ها را تشدید کنید.

اگر این چند جمله را شش سال پیش گفته بود سرمایه رای چهل میلیونی بر باد نمی رفت و می توانستیم پرونده هسته ای را بدون عقب نشینی های گسترده ای که در برجام صورت گرفت به سرانجام برسانیم و شاید اکنون علیرضا و آرمیتا داغدار پدر نبودند.



این چند جمله ، چه کارها که می توانست بکند اما وای بر سیاست بازانی که طمع قدرت ،چنان چشمشان را کور می کند که نمی گذارد حرف حق را بر زبان بیاورند.

شریح هم طمع قدرت داشت وقتی به دروغ گفت «هانی زنده است» و دروغ او زمینه ساز واقعه کربلا شد.

سرزنشم نکنید که چرا باز هم از فتنه می گویم، زیرا که من از قرآن آموخته ام « من قتل نفسا بغیر نفس او فساد فی الارض فکانما قتل الناس جمیعا » هر کس انسانی را بدون ارتکاب قتل یا فساد در روی زمین بکشد چنان است که گویی همه انسان ها را کشته است.
نمی توانم چشمم را به روی قتل ده ها انسان بی گناه ببندم و فراموش کنم که یک دروغ بزرگ چه بر سر مردم کشورم آورد.

آهای شهدای فتنه! برخیزید و ببینید سران فتنه هم بعد از شش سال رای دادند. همان ها که می گفتند تقلب شده و حرف شورای نگهبان را نمی پذیرفتند. ببینید امروز به شورای نگهبان اعتماد کرده اند. گویا شش سال پیش ،فقط تشنه خون شما بودند!... آه!


پی نوشت:

1-آقای روحانی گفت: «بسیار انتخابات معناداری در ایران انجام شد. آرای مردم صدها جلد کتاب ، حرف، سخن و رهنمود برای ما دارد. امیدوارم همه درس آموز از مکتب ملت ایران باشیم.»

آقای روحانی! انتخابات همیشه معنادار است و آرای مردم ،همیشه صدها جلد کتاب و حرف دارد. انتخابات 82 و 84 و 88 هم بسیار معنادار بود. اما برخی فقط هنگامی که نتیجه انتخابات به نفعشان باشد معنایش را می فهمند و زمانی که نتیجه به نفعشان نباشد خودشان را به نفهمی می زنند!

2-کسانی که مردم شهرستان ها یا تهران را ستایش یا نکوهش می کنند بدانند که مردم به دلیل اینکه حزبی نیستند رای ثابتی ندارند و در گذر زمان به انتخاب های متنوعی می رسند: به طور مثال، مردم تهران همان مردمی هستند که در مرحله دوم انتخابات 84 ، حدود دو میلیون و 174 هزار به احمدی نژاد رای دادند در حالی که به هاشمی یک میلیون و 390 هزار رای دادند. باز همین مردم در سال 88 به موسوی بیش از احمدی نژاد رای دادند.
مردم شهرستان ها نیز رای ثابتی نداشته و شاهد تغییرات صد و هشتاد درجه ای در رای آنها هستیم: سال 76 به خاتمی رای داده اند، سال 84 به احمدی نژاد، سال 92 به روحانی.



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: انتخابات 94، هاشمی، فتنه88، رای،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 12 اسفند 1394 توسط عقل کل
(تعداد کل صفحات:2)      [1]   [2]  

قالب وبلاگ