احساس تکلیف کرده اند و به میدان رقابت آمده اند، اما نه برای صندلی های مجلس ، بلکه برای تقدیم خون سرخ خویش در راه اسلام و انقلاب.

میدان رقابت گرم است رقابتی که کاملا رنگ خدایی دارد ، نه تنها یکدیگر را تخریب نمی کنند بلکه سپر بلای همدیگر می شوند و برادری و همدلی در بین آنان موج می زند.

انتظار می کشند تا اسمشان در لیست شهادت وارد شود. اینجا بزرگان احزاب نیستند که لیست را می نویسند ، اینجا علمدار کربلاست که مامور نوشتن است و آنان را که مرامشان حسینی است انتخاب می کند.
 
 نه حرفی از حزب مطرح است نه قوم و نژاد و ملیت. اصلاح طلب و اصولگرا و اعتدال گرا و مستقل که اصلا مفهومی ندارد جزء سرگرمی های دنیاست و آنان که جانشان را کف دست گرفته اند را با سرگرمی های دنیا چه کار!
 همه عضو حزب خدا هستند و می گویند «کلنا عباسک یا زینب»

 پای هر امتحانی حاضر می شوند و سربلند بیرون می آیند. روی توانایی ها و صلاحیت خودشان حساب می کنند، از کیسه پدر و پدربزرگشان خرج نمی کنند.
 
ممکن است حوزه انتخابیه خود را عوض کنند روزی در حلب بجنگند و روزی در ریف دمشق و روز دیگر در اطراف سامرا؛ اما هیچگاه رنگ عوض نمی کنند و برای انتخاب شدن ریا نمی ورزند و بر اصولشان پایدارند.

میدان، میدان اخلاص است نه میدان هیاهو و تبلیغات.
 انقلابی ها دور هم جمع شده اند، انقلابی هایی که اوباما را پدر تروریست های تکفیری می دانند و جان کری را عصبانی می کنند!
 همه امیدشان فقط به خداست و کدخدا را زیرپا له می کنند.

 لیست را پر می کنند با اسامی:  ابو وهب ایرانی ، ابوحامد افغانی، ابومنتظر عراقی، ابو ماهر لبنانی و...

 امام زمان(عج) نیز لیست یارانشان را از بین همین ها پر می کند، از بین اسم هایی که قمربنی هاشم نوشته است. از بین اسم هایی که برای دفاع از حرم عقیله بنی هاشم سر از پا نمی شناسند.
 
کاش می شد به این لیست رای بدهم. لیستی که سرلیستی چون سردار همدانی و ابوحامد دارد.



پی نوشت:
1- ولادت حضرت زینب سلام الله علیها را پس از تبریک به محضر امام زمان(عج)، باید به مدافعان حرم تبریک گفت که آبروی شیعه را خریدند.

2-همیشه برای ماندن، هزاران توجیه است و برای رفتن، یک دلیل کافیست.



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: مدافعان حرم، حضرت زینب(س)، لیست انتخاباتی، رای،
ارسال در تاریخ شنبه 24 بهمن 1394 توسط عقل کل
در دوران شاه ملعون، تبعیض و بی عدالتی حاکم بود و اطرافیان و منسوبین شاه بر همه مقدم بودند. انقلاب که به پیروزی رسید یکی از اهداف انقلاب اسلامی برقراری حکومت عدل الهی و رفع تبعیض از جامعه بود.

با این وجود، عده ای در روزهای اخیر با اعلام تایید نشدن صلاحیت سید حسن خمینی ، به جای اینکه از اجرای یکسان قانون در حق همه(حتی نوه امام) خوشحال باشند ابراز ناراحتی کردند و به طور مثال، پسر سید حسن با نوشتن متنی، واکنش نشان داد.

اما سوال اصلی این است که آیا امام خمینی(ره) انقلاب کردند تا امتیاز ویژه برای خانواده و اطرافیان خود قائل شوند؟ مسلما نه! امام الگوی عدالت و تقوا بود و هرگز راضی نبود که در اجرای قانون بین منسوبین ایشان و دیگران تفاوت قائل شوند. با این حساب ، آیا سید حسن انتظار داشت در حق او پارتی بازی کنند و چون نوه امام است با بقیه فرق داشته باشد؟!

آیت الله صدیقی امام جمعه موقت تهران نیز مثل سید حسن خمینی در آزمون شرکت نکرد و رد صلاحیت شد اما قانون را پذیرفت و اعتراض نکرد. اگر بنا به تایید صلاحیت بدون آزمون باشد آیت الله صدیقی هم از نظر علمی و هم از نظر اخلاق و عرفان که محضر بزرگانی چون آیت الله بهاء الدینی و آیت الله بهجت را درک کرده است بر سید حسن اولویت داشت.
آیا چون سید حسن نوه امام است باید تایید صلاحیت می شد اما آیت الله صدیقی که منسوب به امام نیست باید رد شود؟!

بعضی افراد حتی وقتی در یک اداره ، پارتی بازی ببیند صدای اعتراضشان بلند می شود اما وقتی نوبت به خودشان می رسد انتظار دارند که در حق آنها پارتی بازی کنند.

این اقدام شورای نگهبان در تایید نکردن صلاحیت سید حسن خمینی به دلیل عدم شرکت در آزمون، اقدامی تحسین برانگیز بود و ما باید به خاطر اینکه شورای نگهبان جلوی پارتی بازی را گرفت از این نهاد قانونی تشکر و قدردانی کنیم.

مسلما روح مطهر حضرت امام (ره) از این اقدام شورای نگهبان بسیار خشنود است زیرا امام هیچگاه راضی نبود که به عنوان «پارتی» برای خانواده و منسوبینش محسوب شود. این هدیه شیرین و گوارایی به حضرت امام بود. هدیه ای که نشان داد انقلاب خمینی (ره) هنوز هم طرفدار عدالت و رفع تبعیض است. من از شورای نگهبان متشکرم که با این اقدام و اجرای یکسان قانون، روح حضرت روح الله را در ملا اعلی شاد کردند.



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: سید حسن خمینی، شورای نگهبان، امام خمینی(ره)، خبرگان، آزمون خبرگان، پارتی بازی،
ارسال در تاریخ شنبه 24 بهمن 1394 توسط عقل کل
یادگار امام (ره) مرحوم حجت الاسلام سید احمد خمینی در ابتدای مصاحبه ای که در تاریخ 24 فروردین 1360 در روزنامه جمهوری اسلامی چاپ شده است نکاتی را در مورد منسوبین حضرت امام(ره) بیان کرده اند که در اینجا مرور می کنیم:

حجت الاسلام حاج سید احمد خمینی قبل از طرح سوال خبرنگاران اظهار داشت:

« ابتدا لازم می‌دانم یکی دو مسئله را تذکر دهم: اول اینکه ما منسوبین حضرت امام باید توجه داشته باشیم که فقط به علت نزدیکی با ایشان است که با ما مصاحبه می‌شود و یا به ما احترام می‌شود و الا خود ما که چیزی نیستیم و ویژگی‌هایی نداریم.

نه زندان رفته‌ایم و نه شکنجه شده‌ایم و نه در فلسفه غرب و شرق اهل نظریم و نه در فقه و اصول مجتهد، نه ادیبیم و نه منطقی، فقط و فقط منسوب امامیم. پس باید دقیقا توجه کنیم که اگر امام نبودند هرگز کسی ما را بدان صورت نمی‌شناخت تا با ما مصاحبه کند پس من من نکنیم که هیچیم.

من چون فرزند امام هستم می‌آیند و با من مصاحبه می‌کنند، چاپ می‌کنند و آن را تیتر می‌کنند و الا از قبیل من زیادند و از من بهتر بسیار بیشتر. در حوزه‌های علمیه سراسر ایران از قبیل ما فراوان که کسی با آنان مصاحبه نمی‌کند. لذا باید توجه کنیم که از این انتساب سوء‌استفاده نکنیم که خلاف شرع مبین است.

مسئله دیگر اینکه اگر هم بگوئیم که من کاری با امام ندارم و من خودم هستم و حرف‌های من، حرف‌های من است و به امام مربوط نمی‌شود کما اینکه از روی عدم آگاهی قبلا گفته شده بود این خدعه و فریب است زیرا تنها با عنوان فرزند امام و غیره است که می‌توانند لی لی به لالامون گذارند و الا کی هستید تا کسی تو را بشناسد، چه رسد به اینکه با تو صحبت کند و تیتر کند و هر کس استفاده خودش را بکند. خودت را بکشی فرزند امامی و با این ژست که: نخیر من با امام کاری ندارم و فقط حرف‌های خودم را می‌زنم کار تمام نمی‌شود.

پس باید مصاحبه نکنی و یا وقتی مصاحبه می‌کنی صد در صد امام راضی باشد و الا سوء‌استفاده چی هستی، چون چیزی نیستی. تو را به خدا به خودمان رجوع کنیم: آیا غیر از این است ؟! پس سعی کنیم خلاف نکنیم چون می‌دانیم از قبیل ما هزاران هزار هستند پس چرا نمی روند با آنان مصاحبه کنند؟ اگر فضل و علم و دید سیاسی بود که از ما بهتر زیادند پس چرا سراغ آنان نمی روند؟

مسئله دیگری که باید به خواهران و برادران خبرنگارم بگویم این است که شما ملاک در مصاحبه را چه می دانید؟ آیا صلاح است ملاک های غیراسلامی را ملاک قرار دهید و تنها و تنها نسبت به امام را معیار مصاحبه قرار دهید؟ اگر چنین است نکنید که هم ما از این کار گمراه می شویم و هم تاریخ درباره شما خوب قضاوت نمی کند.»

پی نوشت:

خدا رحمت کند حاج احمد آقا خمینی را، که آنقدر متواضع بود که هیچ فرقی بین خود و بقیه مردم قائل نمی شد و آنقدر اخلاص و تقوا داشت که حتی در موارد کوچکی مثل یک مصاحبه نیز امتیازی برای خود نسبت به دیگران قائل نبود و ابراز نگرانی می کرد که چرا برخی خبرنگاران، فقط با ملاک قرار دادن نسبت با امام(ره)، با ایشان یا دیگر منسوبین حضرت امام مصاحبه می کنند.




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: امام خمینی(ره)، یادگار امام، سید احمد خمینی، منسوبین امام، مصاحبه مطبوعاتی،
ارسال در تاریخ جمعه 9 بهمن 1394 توسط عقل کل
ما می دانیم که آقای روحانی شگردهای جنگ روانی را به خوبی می شناسد و بارها نیز شاهد بوده ایم که این شگردها را به کار گرفته تا ذهن مردم را از مسائل اصلی به موضوعات دیگر بکشاند و آنان را سرگرم کند.

اخیرا نیز پس از اجرای برجام،  پا را از محدوده اختیارات و وظایف قوه مجریه فراتر نهاد  و تیربار انتقاداتش را به سمت شورای نگهبان گرفت.

اما رئیس جمهور باید این نکته را نیز بداند که شگردهای جنگ روانی برای ما مردم نیز چندان ناشناخته نیست و این طور نیست که بشود حواس همه را از مسائل اصلی که به قوه مجریه مربوط می شود پرت کرد.

ما یادمان نرفته است که تا همین چند وقت پیش ، آقای روحانی حتی آب خوردن مردم را به رفع تحریم گره زده بود.

ما یادمان نرفته که اکبر ترکان مشاور رئیس جمهور، تحمل چند روز بررسی دقیق تر برجام در مجلس را نداشت و می گفت: « هر روز تاخیر در اجرای برجام صد میلیون دلار به کشور ضرر می زند.»

ما یادمان نرفته که صادق زیباکلام می گفت: « روزانه سه میلیارد دلار! ، هزینه عدم لغو تحریم ها برای ایران است.»
و اصلا هم معلوم نشد این اعداد و ارقام بعضا غیرقابل باور را از کجا آورده اند!

ما یادمان نرفته که بعضی از مسئولین دولتی می گفتند اگر می خواهید آلودگی هوا و محیط زیست برطرف شود، اگر می خواهید خودروی ارزانتر و با کیفیت تولید شود، اگر می خواهید مشکل مسکن حل شود و خلاصه اگر می خواهید همه مشکلات کشور حل شود باید تحریم ها برطرف شود.

و حالا که با پرداخت هزینه های سنگین، ادعا می کنند که تحریم ها برداشته شده است مردم در انتظار عمل به وعده های دولت و رئیس جمهورند.

انتظار دارند اکنون که برجام اجرایی شده ، اثرات آن میلیون ها و میلیاردها دلاری که در اثر اجرا شدن برجام عاید اقتصاد کشور می شود در معیشت و زندگی خود ببینند. به هر حال آن ده ها میلیارد دلاری که می گفتند بلوکه شده و با رفع تحریم به کشور بر می گردد حتی اگر توسط دولت روحانی، پیش خور هم شده باشد باید اثری در زندگی مردم داشته باشد؛ وگرنه اگر قرار باشد در پسابرجام هم هر ماه تن مردم بلرزد که نکند یارانه شان قطع شود مگر دیوانه بودید که هزاران سانتریفیوژ را در نطنز برچینید و فردو را به دکور هسته ای تبدیل کنید.

انتظار دارند رئیس جمهور به جای اینکه تمام فکر و ذهنش، صرف تسخیر مجلس توسط طرفداران و هم حزبی هایش باشد و بگوید « دوست داریم اعتدالیون به مجلس بروند» ،کمی هم در قبال اقدامات خود و وزرایش پاسخگو باشد و بگوید ضرر بیش از 75 هزار میلیارد تومانی را که در اثر کاهش قیمت نفت به اقتصاد ایران وارد شد و هر روز هم بر میزان این ضرر افزوده می شود چه کسی جبران خواهد کرد؟

انتظار دارند رئیس جمهور به جای اینکه پاپیچ سیاست ها و وظایف شورای نگهبان شود و در کار آن شورا دخالت کند ، پاسخ دهد چرا آن زمان که سیاست تنش زدایی را در پیش نگرفته بودیم و آمریکا و عربستان از ما حساب می بردند نفت را بالای صد دلار می فروختیم اما از زمانی که آقای روحانی سیاست تنش زدایی را پیاده کرده است هر روز قیمت نفت کاهش می یابد به طوری که با تولید و عرضه بیشتر نفت ایران، اولین دستاورد اجرای برجام کاهش مجدد قیمت نفت بود؟! آقای رئیس جمهور! کی قرار است پاسخگوی دیپلماسی ضعیف نفتی باشید؟!

ملت ایران برای اجرای برجام هزینه های سنگینی داده است. هزینه هایی که هیچگاه قابل جبران نخواهد بود. آیا چیزی می تواند خون پاک شهدای هسته ای را جبران کند؟ قبل از اینکه قلب راکتور اراک را خارج سازند این قلب مصفا و مطهر شهدای هسته ای بود که برای عزت و افتخار ایران اسلامی  فدا شد و بالاخره روزی خواهد آمد که باید در محضر عدل الهی ، پاسخگوی این هزینه های سنگین باشند و باشیم.

هر چند ما در ازای این هزینه های بسیار سنگین، دستاوردهایی نیز کسب نمودیم که هرگز قابل مقایسه با آن هزینه های سنگین نیست و لغو و تعلیق موقت بخشی از تحریم ها از جمله این دستاوردهاست ،تحریم هایی که هر لحظه ممکن است به بهانه های دیگر بازگردد چرا که به قول آقای ظریف: « آمریکا به تحریم معتاد شده است» ، اما با این حال به نظر من، بزرگترین دستاورد برجام این است که دیگر هیچ مسئولی نمی تواند بی تدبیری و بی عرضگی اش را به پای تحریم بنویسد. خدا را شکر بهانه تحریم از برخی مسئولین بهانه جو گرفته شد البته اگر بهانه ای دیگر برای خود دست و پا نکنند!

اگر تا دیروز می گفتند « تحریمیم می فهمی!» ، امروز باید گفت «تحریم را برداشتند، می فهمی! وقت عمل به وعده هاست.»







طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: برجام، پسا برجام، تحریم، روحانی، رئیس جمهور، شورای نگهبان، دولت،
ارسال در تاریخ شنبه 3 بهمن 1394 توسط عقل کل
حضرت امام خمینی (ره) معتقد بودند که بعضی ها علم دارند اما عقلشان کم است و به همین دلیل دید سیاسی ناقصی دارند.

ایشان در جواب کسانی که شهید رجایی را مورد هجمه قرار می دادند و می گفتند رجایی علم ندارد، می فرمود: « هی نروید دنبال اینکه رجایی علم ندارد، این عقلش بیشتر از علمش است و بعضی از شما علمتان بیشتر از عقلتان است.»

امام خمینی(ره) می فرمود: « من الان هم نمی خواهم با این دسته ای که مسلمان هستند، لکن دید سیاسی شان ناقص است مع الاسف دانشمند هم هستند. یکی از علما در یک جایی هست که سوال کرده بود از یک کسی که شما این عالم و آن عالم اینها را چطور می بینید، او گفته بود که این عالم عقلش کمتر از علمش است، یا گفته بود علمش بیشتر از عقلش است و آن عالم عقلش کمتر از علمش است، علمش زیاد است عقلش کم است. در بعضی از این اشخاص هم من باید بگویم که اینها علم دارند، لکن عقلشان به اندازه علم نیست.»

در دوران ما هم کم نیستند افرادی که علم دارند اما عقلشان کمتر از علمشان است و در تشخیص مسائل دچار اشتباه می شوند.

ما بارها شاهد بوده ایم افرادی که علم داشتند مثلا استاد دانشگاه، حقوقدان ، دکتر و متخصص بودند یا حتی درس خارج فقه خوانده بودند اما نتوانستند حق را از باطل تشخیص دهند و هر قدر هم که مسائل را با دلیل برای آنان توضیح دهید متوجه نمی شوند چرا که عقلشان کمتر از علمشان است.

به طور مثال در فتنه 88 برخی از علما و آیت الله ها و اساتید دانشگاه و ... نتوانستند حقیقت را تشخیص دهند اما بسیاری از مردم که علمشان به اندازه علما و اساتید نبود و حتی بعضی از مردمانی که سواد خواندن و نوشتن هم نداشتند ،توانستند حقیقت را بفهمند و عمق مساله را دریابند چون هر چند علمشان کم بود اما عقلشان زیاد بود.

امروز هم بسیاری از جوانان مومن و انقلابی که برخی از غربزده ها آنان را با عنوان افراطی و تندرو مورد هجمه قرار می دهند ، اگر چه ممکن است به اندازه برخی از اساتید و بزرگان و به اصطلاح سرمایه های انقلاب علم نداشته باشند اما عقلشان زیاد است و مسائل را خوب تشخیص می دهند. مقام معظم رهبری (مدظله العالی) در مورد آنان فرمودند:

« جماعت مومن را، جوان های انقلابی را که هم انقلابی اند...خیلی اوقات عقلشان و فهمشان و تعقلشان هم از بعضی از بزرگترها خیلی بیشتر است، خوب می فهمند، خوب تحلیل می کنند، خوب مسائل را تشخیص می دهند و سینه چاک انقلابند، سینه چاک اسلامند.»



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: امام خمینی(ره)، امام خامنه ای، جوانان مومن و انقلابی، عقل، علم،
ارسال در تاریخ شنبه 3 بهمن 1394 توسط عقل کل

قالب وبلاگ