تبلیغات
افاضات عقل کل - مطالب فروردین 1394
به یاد دلدادگی های اویس، دلاوری های مالک ، مناجات های کمیل ، روشنگری های عمار یاسر و ایمان و مجاهدت های حارث همدانی و حجر بن عدی و...

و به یاد سید یمانی که در آخرالزمان زمینه ساز ظهور آخرین حجت الهی می شود؛

و به یاد همه یاران یمنی تبار پیامبر و امیرالمومنین و ائمه اطهار علیهم السلام؛

نام یمن با عشق و ارادت به مولای متقیان عجین شده است
قومی که بارها از زبان مقدس پیامبر و امیرالمومنین علیهما السلام تمجید شده اند و به شجاعت و دلاوری و ایمان راسخ و قلب های رقیق شهره اند.

آن گاه که مولا ،رنج سفر را به جان خرید و به دستور پیامبر(ص) ،مبلغ اسلام در یمن شد، قبایل یمنی از سرچشمه معارف ناب اسلام نوشیدند و از همان ابتدا در زمره شیفتگان و مدافعان ولایت درآمدند.
برای یمن همین افتخار بس که دلاورمردی چون مالک اشتر داشته است و بزرگمرد و اهل دلی چون کمیل.

و چه مضحک است خیالات بچه گانه آل سعود که گمان می کنند می توانند با ارتش اجاره ای خود، سلحشورانی از تبار مالک و کمیل را از پای درآورند و با شاهزادگانی که به شکمبارگی و بوالهوسی خو گرفته اند نقشه نابودی انصارالله یمن را طرح ریزی کنند!




یمن دستاویزی شده است تا جوانک های بی تجربه سعودی که عمرشان را در عیاشی گذرانده اند برای کسب تاج و تخت پادشاهی با هم رقابت کنند و دعوای سدیری- شمری را به نفع خود تمام نمایند.

محمد بن سلمان ،پسر پادشاه سعودی می خواهد با بمب هایی که بر سر مردم یمن می ریزد در بین رقبای سیاسی اش کسب وجهه نماید و به آمال و آرزوهایش جامه عمل بپوشاند.

پادشاه آلزایمری سعودی نیز که اخیرا از اجداد یهودی اش رونمایی کرد و کودک کشی را از آنان به ارث برده است درست شبیه صهیونیست ها ، بر سر کودکان یمنی بمب می ریزد و تا عمق استخوانشان را می سوزاند.

صهیونیست ها و سعودی ها مسابقه جنایت به راه انداخته اند و می خواهند در کودک کشی ،دوشادوش هم حرکت کنند و از یکدیگر عقب نمانند.

 هر دو با هم داعش را پشتیبانی می کنند و هر دو، دلشان را به سلاح هایی خوش کرده اند که آمریکا و هم پیمانان غربی در اختیار آنان قرار داده اند و هر دو ،اشغالگران قبله مقدس مسلمین هستند. یکی مسجد الاقصی را اشغال کرده است و دیگری کعبه را.

شورای امنیت هم طبق معمول از جنایات صهیونیست ها و سعودی ها حمایت می کند و امنیت جهان را برهم می زند.
اما این شورای امنیت نیست که حرف آخر را خواهد زد ،بلکه این خداست که یکجا طومار صهیونیسم و آل سعود و شورای امنیت مدافع ظالمان را درهم می پیچد. والعاقبة للمتقین.

دیر نیست زمان آزادسازی هر دو قبله نیز فرا رسد و مسجدالاقصی و کعبه از لوث وجود صهیونیست ها و آل سعود پاک گردد.
البته این بار اگر پای شیربچه های مالک به خیمه سفیانی رسید حتی اگر هزاران قرآن عثمان طه نیز بر سر نیزه کنند اثری ندارد و کارشان تمام است. انشاءالله.




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: یمن، آل سعود، عربستان، پادشاه سعودی، انصارالله یمن،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 27 فروردین 1394 توسط عقل کل
درست است که حرف امثال من به جایی نمی رسد و حتی اگر هم برسد در کسانی که باید اثر کند اثر نمی کند اما سکوت هم جایز نیست.

وقتی خاطره گویی جدید جناب هاشمی را شنیدم ،تازه فهمیدم چرا امام راحل عظیم الشان ،در پیامی که به مناسبت قبول قطعنامه صادر کرده بودند اصرار داشتند که به مردم بفهمانند قبول قطعنامه برای ایشان چیزی جز نوشیدن جام زهر نیست. شاید ایشان می دانستند که ممکن است در آینده ،افرادی مثل هاشمی رفسنجانی با بیان خاطراتی از امام(ره)، عقاید خود را به نام امام جا بزنند و بگویند: « البته چند ماه بعد از قبول قطعنامه ،امام به خود من گفتند جام زهر امروز برای من شیرین است.»

در صورتی که امام خمینی(ره) در پیام قطعنامه با تکرار به جام زهر بودن آن تاکید می ورزند و می فرمایند: « من باز می گویم که قبول این مسئله برای من از زهر کشنده تر است ولی راضی به رضای خدایم و برای رضایت او این جرعه را نوشیدم.»
حالا هر چقدر هم دلسوزان نظام، به صحیفه امام استناد کنند و حرف هاشمی را رد کنند باز هم او حرف خودش را می زند.

این نقل قول ها و خاطره گویی هایی که تنها سندش ، فقط خود گوینده است ؛ناخودآگاه مرا به یاد روزهای بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله می اندازد (بدون اینکه قصد مقایسه داشته باشم). به یاد وقتی که مثلا ابوبکر حدیثی را که در تضاد با آیات قرآن بود از پیامبر(ص) نقل می کرد و تنها سند حدیث نیز، فقط خود ابوبکر بود و حضرت زهرا سلام الله علیها با استناد به آیات قرآن، آن روایت جعلی را رد می کرد اما آنان باز هم بر حرف خود اصرار داشتند و حرف خودشان را می زدند.


مسئله دیگر اینکه ، هاشمی بارها در اظهاراتش از جریان ارزشی و مومن جامعه که عموما در صحنه های دفاع از انقلاب حاضرند و دغدغه حفظ آرمان های انقلاب را دارند به عنوان تندرو ؛افراطی ؛ خشک مقدس و دلواپس نام می برد ؛ یکبار آنها را با نتانیاهو ،هم زبان می داند و بار دیگر آنان را مشکل کشور معرفی می کند و اخیرا هم گفته است: «اگر می بینید گاهی خشک مقدس ها و دلواپس ها اذیت می کنند اینان همان کسانی هستند که امام را هم اذیت می کردند.»
او با اینگونه حرف ها ، فضای جامعه را دوقطبی می کند و جو همدلی و همزبانی را برهم می زند.

در صورتی که اگر چشم هایش را بر دیدن حقایق نمی بست آن گاه به روشنی می دید که همین قشر مومن و ارزشی هستند که در مواقع خطر از انقلاب دفاع می کنند و اگر هاشمی در این کشور در امنیت زندگی می کند صدقه سر همین نیروهای ارزشی و مومنی است که در دفاع از انقلاب ،جانشان را نیز سپر می کنند.

آن روز که مهدی هاشمی داشت در لندن خوشگذرانی می کرد مصطفی احمدی روشن ،دلواپس دستاوردهای هسته ای و عزت ملی بود و برای حفظ آن جانش را فدا کرد؛ آن روز که فائزه برای خرید ساندویچ به خیابان آمده بود! و به آتش فتنه دامن می زد مهدی نوروزی ، دلواپس انقلاب شد و در مقابل منافقین و سلطنت طلبان و فتنه گران ایستاد و از انقلاب دفاع کرد و بعد هم دلواپس حرم اهل بیت علیهم السلام در عراق شد و در مبارزه با داعش به شهادت رسید.

خلاصه اینکه جناب هاشمی!
اولا؛ اگر شما امروز در امنیت زندگی می کنید از صدقه سر همین نیروهای مومن و ارزشی است که در دفاع از انقلاب سر از پا نمی شناسند.دلتان را به کف زدن ها و هورا کشیدن های تعدادی روشنفکرنما خوش نکنید. روشنفکرنماها میانه خوبی با روحانیت ندارند. روشنفکرنماها را با آخوندجماعت چه کار؟ تجربه مشروطه ثابت کرده است که روشنفکرنماها با کل روحانیت مشکل دارند.لذا اگر این هایی که نام دلواپس و تندرو و خشک مقدس بر آنان نهاده اید نبودند اکنون به جای اینکه عمامه شما روی سرتان باشد همین روشنفکرنماها دور گردنتان پیچیده بودند و خلاص!

ثانیا؛ امام را کسانی اذیت می کنند که با خاطره سازی و نسبت دادن حرف خود به امام ،دل آرام و قلب مطمئن امام را در ملکوت اعلی می لرزانند.



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: هاشمی، خاطره، امام خمینی(ره)، قطعنامه، جام زهر، دلواپس،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 27 فروردین 1394 توسط عقل کل
چند ماه پیش «ترکی فیصل» رئیس پیشین سازمان اطلاعات عربستان سعودی گفته بود: « در صورتی که ایران امتیازی به دست بیاورد گزینه هایی که پیش رویمان قرار دارد را بررسی کرده و آنچه برای ما بهترین است را انتخاب می کنیم. یکی از این گزینه ها دست یافتن به فناوری غنی سازی اورانیوم در خاک عربستان است.»

رهبر معظم انقلاب(مدظله العالی) در بیانات خود فرمودند: « حالا فلان کشور عقب افتاده می گوید اگر ایران غنی سازی داشته باشد من هم می خواهم غنی سازی داشته باشم، خیلی خب،برو تو هم غنی سازی کن؛ بلدی برو بکن، ما که غنی سازی را از کسی نگرفتیم استعداد درونی ماست ،شما هم استعداد درونی داری تو ملتت ،برو غنی سازی کن ؛ بهانه گیری های بچه گانه که بعضی از کشورها می کنند...»



سعودی ها هم غنی سازی اورانیوم می خواهند!

شما سعودی های تنبل و شکم پرست و شهوتران را چه به غنی سازی اورانیوم؟!

غنی سازی اورانیوم نیاز به استعداد و تلاش و مغز دارد، تنبل ها و بی مغز ها و عقب افتاده ها که نمی توانند غنی سازی اورانیوم کنند.

شما سعودی ها از سران حکومتی تا مفتی ها و پلیس هایتان ،فقط اهل یک غنی سازی هستید، غنی سازی شکم و شهوت!


پی نوشت:

مرگ بر آل سعود



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: عربستان، آل سعود، غنی سازی، اورانیوم، ایران،
ارسال در تاریخ جمعه 21 فروردین 1394 توسط عقل کل
قصد پرداختن کامل به مفاد بیانیه سوئیس را ندارم فقط می خواهم نکاتی را پیرامون این بیانیه مطرح نمایم:

یک- تیم مذاکراتی ایران در دفاع از عملکرد خود ،معمولا به خواسته های آمریکایی ها استناد می کنند و می گویند آمریکا می خواهد تمام پیچ و مهره های صنعت هسته ای ایران را حذف کند، می خواهد فردو نباشد، آب سنگین اراک نباشد و... اما ما توانستیم این مقدار که در بیانیه عنوان شده است را حفظ کنیم.

یعنی تیم مذاکراتی ایران در دفاع از عملکردشان به جای اینکه خواسته های ملت ایران را معیار قرار دهند و عملکردشان را نسبت به آن بسنجند خواسته های آمریکایی ها را مطرح می کنند و با معیار خواسته های آمریکا، از عملکرد خود دفاع می کنند. این یک اشتباه بزرگ است.
درست مثل فردی که به بازار می رود و یک جفت جوراب را به قیمت یک میلیون تومان می خرد و وقتی به او اعتراض می کنند که این چه کاری بود کردی؟ در جواب می گوید فروشنده می خواست آن را چهار میلیون تومان به من بفروشد و من توانستم به یک میلیون تومان بخرم!

لذا اینکه تیم مذاکره کننده ایران،عملکرد خود را با خواسته های غربی ها می سنجند تا ما را به امتیازات فراوانی که داده اند راضی کنند اشتباه است. تیم مذاکره کننده باید خط قرمز ها و نیاز کشور را در نظر بگیرند. مثلا آنها می توانستند برای لغو تحریم های نفتی و بانکی از امتیاز اورانیوم 20 درصد استفاده کنند اما نباید از نیاز کشور که  190 هزار سو توان غنی سازی عنوان شده بود کوتاه بیایند که متاسفانه کوتاه آمدند. خواسته های ملت ایران در زمینه هسته ای بسیار مهم است و نباید نادیده گرفته شود بالاخص وقتی که برای کسب این دستاوردها ،خون پاک شهدای هسته ای هم در میان باشد.

تیم مذاکراتی ایران به دلیل اینکه به حصول توافق ،به چشم یک هدف می نگرند و بنا به سیاست های دولت ، اصرار دارند که حتما به توافق برسند نمی توانند خط قرمزهای نظام در زمینه هسته ای را رعایت کنند. در صورتی که اگر نگاه به درون داشتند و رسیدن به توافق برای آنان به یک هدف تبدیل نشده بود خط قرمزها را در نظر می گرفتند و تلاش خود را به کار می بستند تا به یک توافق خوب برسند و اگر با زیاده خواهی های آمریکا نمی توانستند به توافق خوب برسند باز هم نگران نبودند چون اصل، برای آنان رسیدن به توافق نبود بلکه می دانستند که در صورتی که به توافق نرسند راهکار اقتصاد مقاومتی و تکیه بر توان داخلی می تواند حلال مشکلات کشور باشد. این حرف ها شعار نیست بلکه چون ایمان و توکلمان ضعیف است خیال می کنیم با رابطه با آمریکا مشکلاتمان حل می شود اما با تکیه بر توان خود و اعتماد به خدا نمی توانیم بر مشکلات اقتصادی فائق بیاییم و این حرف ها را صرفا شعار تلقی می کنیم. اگر ایمانمان ضعیف نبود از یک سوراخ دوبار گزیده نمی شدیم و دوباره پروتکل الحاقی را نمی پذیرفتیم چون می گویند مومن از یک سوراخ دوبار گزیده نمی شود.

البته این درست است که دکتر ظریف و تیم مذاکراتی ایران ،ساعت ها بیخوابی کشیده اند اما این دلیل نمی شود که ما به خاطر این بیخوابی ها، چشم خود را بر روی زحمات شهدایی که در این راه جان داده اند ببندیم و از تیم ایرانی به خاطر دادن امتیازات بزرگ به دشمن انتقاد نکنیم.
همیشه اینطور نیست که بیخوابی ها نتیجه مثبت داشته باشد، وقتی جهت گیری غلط باشد هر چقدر هم انسان تلاش کند به جای اینکه اثر مثبت داشته باشد اثر منفی خواهد داشت. مذاکره با استکبار به نیت برد - برد یک جهت گیری غلط است؛ لذا به نظر من اگر دکتر ظریف ، زمانی که می خواست بیانیه سوئیس را بپذیرد خوابیده بود و این بیانیه را نپذیرفته بود خوابش عبادت بود!

دو- اوباما در سخنانی که بعد از بیانیه لوزان داشت برای توجیه اقداماتش خطاب به منتقدان خود گفت: « ایران حتی در مواجهه با تحریم های بی سابقه، هیچ تمایلی نشان نداده است که آن جنبه ها از برنامه اش را که آنان معتقدند برای اهداف صلح آمیز است حذف کند... این درحالی است که مشکوک است که ما حتی بتوانیم تحریم های کنونی را سر جای خود نگه داریم.»

این سخن باراک اوباما نشانگر این واقعیت است که اوباما نیز برخلاف ادعاهای گزافش به خوبی می داند که ساختار تحریم ها ممکن بود با استقامت ایران از هم پاشیده شود و حتی او هم مشکوک است که بتواند ساختار تحریم ها را حفظ کند. وقتی این اعتراف را از زبان اوباما می شنویم بیشتر حسرت می خوریم زیرا اگر استقامت بیشتری به خرج داده بودیم ،می توانستیم بدون اینکه امتیازهای هنگفتی مثل اورانیوم 20 درصد و امتیازهای بزرگ فعلی را بدهیم ساختار تحریم ها را بشکنیم.


سه- در این بیانیه ،آژانس بین المللی انرژی اتمی به عنوان داور برای راستی آزمایی تعهدات ایران معرفی شده است. با توجه به سابقه نامطلوبی که آژانس در برخورد با پرونده هسته ای ایران داشته است سوال اینجاست که چرا تیم مذاکراتی ایران داوری آژانس را پذیرفته است؟

آقای ظریف و آقای عراقچی در پاسخ به این سوال گفتند: آژانس در گذشته همکاری خوبی با ایران نداشت اما در یکسال گذشته همکاری خوبی با ایران داشته است.

در جواب این آقایان باید گفت: اگر آژانس در یکسال گذشته در قبال تعهدات ایران ، از نظر شما عکس العمل منفی نداشته و به قول شما همکاری خوبی با ایران داشته است امری طبیعی است. چون ایران در یکسال گذشته خزانه اورانیوم 20 درصد خود را فقط در قبال دریافت دلارهای ناچیزی به صفر رسانید و این جای هیچ نگرانی برای قدرت های غربی نبود. اما در مورد لغو تحریم ها قضیه فرق می کند. چرا؟ 

زیرا اگر قرار باشد راستی آزمایی آژانس منجر به لغو تحریم ها شود این بدین معناست که حربه تحریم که در دست غربی ها و آمریکا برای اعمال فشار بر ایران و تغییر تدریجی رفتار و ساختار ایران استفاده می شد از دست آمریکا و متحدانش گرفته شود، و مسلما آمریکا نخواهد گذاشت حربه تحریم به صورت کامل از دستش خارج شود کما اینکه فکت شیت هسته ای آمریکا نشان می دهد که آمریکا حتی در ازای امتیازهای بزرگی که از ایران گرفته است حاضر نیست حربه تحریم را از دست خود خارج سازد و شروط متعددی را برای آن مطرح نموده است.

 از طرف دیگر اگر ایران بپذیرد که پروتکل الحاقی و حتی بازرسی های فراتر از پروتکل را اجرا کند مطمئنا آژانسی که تحت سلطه قدرت های بزرگ است قصد سرک کشیدن به مراکز حساس ایران را نیز به بهانه مشکوک بودن خواهد داشت و اگر ایران ، تقاضای آنان را به خاطر مسائل امنیتی نپذیرد آژانس و آمریکا به راحتی می توانند بهانه ای برای عدم راستی آزمایی و عدم لغو تحریم ها پیدا کنند. پس واقعا جای نگرانی است.




چهار- زمانی که توافقنامه ژنو امضا شد بسیاری از دلسوزان نظام و انقلاب به تیم مذاکره کننده هسته ای انتقاد کردند که چرا اورانیوم 20 درصد را به این راحتی از دست داده اند و می پرسیدند که دیگر قرار است از چه چیزی دست بکشند تا تحریم های اصلی برداشته شود؟
و اکنون مشخص شد که اگر تیم مذاکره کننده هسته ای در توافقنامه ژنو ،اورانیوم 20 درصد را فقط در قبال مقدار ناچیزی دلارهای بلوکه شده ،حراج نکرده بودند امروز مجبور نمی شدند باز هم امتیازهای هنگفتی بدهند و وعده نسیه بگیرند. اورانیوم 20 درصد به قدری ارزشمند بود که می شد با آن کل تحریم های نفتی و بانکی را برداشت.

پنج- برخی می گویند تفسیر آمریکا از بیانیه اهمیتی ندارد و شما باید تفسیر دکتر ظریف و تیمش را در این زمینه بپذیرید.
 اما سوال اینجاست که: مگر دکتر ظریف با خودش مذاکره کرده است که ملزم باشیم فقط تفسیر او را بپذیریم ؟ آیا آمریکا طرف دیگر مذاکره نیست؟ و دوم اینکه مگر دکتر ظریف ، خودش قرار است تحریم ها را بردارد؟ آیا این آمریکا نیست که باید تحریم ها را بردارد؟ لذا وقتی طرف حساب ما آمریکاست باید نظرش هم مهم تلقی شود چون مسلما آمریکا بر طبق برداشت خودش عمل خواهد کرد نه بر طبق برداشت دکتر ظریف.

نکته دیگر اینکه وقتی آمریکا از همین ابتدا، تفسیر ایرانی از بیانیه را نمی پذیرد چه تضمینی وجود دارد که به تعهداتش در قبال تعلیق یا لغو تحریم ها پایبند بماند. آیا این جای نگرانی نیست؟

شش- تیم مذاکراتی ایران می گویند اگر طرف مقابل به تعهداتش عمل نکند یا تحریم ها را برگرداند، تمام اقدامات اطمینان ساز ما نیز برگشت پذیر است!
سوال ما در اینجا این است: در بیانیه مشترکی که دکتر ظریف قرائت کرد آمده است «ایالات متحده نیز اجرای تحریم های مالی و اقتصادی ثانویه مرتبط با هسته ای را، همزمان با اجرای تعهدات عمده هسته ای ایران به نحوی که توسط آژانس بین المللی انرژی اتمی راستی آزمایی شود متوقف خواهد کرد.»

 
آیا اورانیومی که در طول ماه ها و سال ها به دست آمده است به راحتی و بدون هزینه برگشت پذیر است؟ آیا اطلاعات مهمی که توسط بازرسان آژانس در اختیار غربی ها و اسرائیل قرار می گیرد برگشت پذیر است؟ مهم تر از همه آیا غرور ملی که با کوتاه آمدن در برابر استکبار ،خدشه دار شده است به راحتی برگشت پذیر است؟ آیا امید و انگیزه جوانانی که برای ادامه راه شهدای هسته ای، تغییر رشته دادند و دکترای هسته ای گرفتند تا بتوانند قله های هسته ای را فتح کنند و اکنون باید با حسرت شاهد اکسید شدن اورانیوم باشند و به سانتریفیوژ هایی بنگرند که به انبار می روند به آسانی برگشت پذیر است؟


هفت- امسال به عنوان سال « دولت و ملت، همدلی و همزبانی» معرفی شده است. معنای همدلی و همزبانی این نیست که ما انتقاد نکنیم و کلیه اقدامات دولت را بپذیریم که بعضی ها به این بهانه می خواهند ما را ساکت نگه دارند. بلکه مقام معظم رهبری (مدظله العالی) در توضیح همدلی و همزبانی فرمودند:
« من مردم عزیزمان را به بی تفاوتی دعوت نمی کنم، به نظارت نکردن دعوت نمی کنم،آنها را به اهتمام در مسائل اساسی کشور دعوت می کنم؛ اما اصرار می کنم که برخوردها نه از سوی مردم نسبت به مسئولین و نه از سوی مسئولین نسبت به منتقدین، تخریبی نباشد.»

 لذا قرار نیست حقایق را بپوشانیم و طوطی وار حرف مسئولین را تکرار کنیم و برداشت خود از مسائل را بیان نکنیم بالاخص وقتی می بینیم خط قرمزهای مد نظر رهبر معظم انقلاب در بیانیه سوئیس رعایت نشده است.



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: بیانیه لوزان، هسته ای، مذاکرات هسته ای، ظریف، سانتریفیوژ، پروتکل الحاقی، آمریکا،
ارسال در تاریخ دوشنبه 17 فروردین 1394 توسط عقل کل
 این دستاورد بزرگ رو به آقای ظریف و دولت تدبیر و امید تبریک میگیم. ما واقعا از موفقیت بزرگ لوزان شوکه شدیم و اون رو یه پیروزی مشعشع تاریخی میدونیم! ما اصلا فکر نمی کردیم با تدبیر بشه به این سرعت ،چرخ سانتریفیوژها رو از کار انداخت همین الان یهویی!

تبریک میگیم که تونستن چنین دستاورد بزرگی رو واسه ملت ایران به ارمغان بیارن. تبریک میگیم که تونستن بالاخره پنج هزار سانتریفیوژ رو ،از مجموع حدود بیست هزار سانتریفیوژ فعال در نطنز نگه دارن؛ واقعا این پنج هزارتا هم خودش غنیمته؛ الکی مثلا یادمون نیس کشور به حدود 190 هزار سو غنی سازی نیاز داره و پنج هزار سانتریفیوژ نسل یک فقط میتونه حدود 6 هزار سو  رو تامین کنه.
 
 تبریک میگیم که تونستن هزار سانتریفیوژ رو در فردو نگه دارن تا بدون اینکه غنی سازی کنه همینطوری بچرخه و اینقد بچرخه و بچرخه تا سرش گیج بره و خودش وایسه و به جای اون، فردو رو به مرکز فیزیک و فناوری تبدیل کردن؛ الکی مثلا آلزایمر داریم و یادمون نیس فردو رو برای غنی سازی در عمق زمین ساختن تا از حمله دشمن درامان باشه، الکی مثلا روی زمین و در هوای آزاد نمیشه فیزیک بخونن و مجبورن برن زیر زمین تحقیق کنن؛ اونم به صورت کاملا بین المللی!

ما واقعا تشکر می کنیم که دولت و تیم مذاکره کننده در حرفاشون مدام از رهبر معظم انقلاب(مدظله العالی) اسم میبرن و از ایشان تشکر می کنن؛ الکی مثلا اصلا یادمون نیس که رهبر معظم انقلاب فرمودند توافق بر کلیات و جزئیات باید یک مرحله ای و غیر قابل تفسیر باشه اما اینا دو مرحله ای و مبهم و قابل تفسیر ارائه کردن، الکی مثلا یادمون نیس رهبر انقلاب فرمودند کشور به 190 هزار سو توان غنی سازی نیاز داره و اونا از این خط قرمز عبور کردن ، الکی مثلا یادمون نیس رهبر انقلاب فرمودند تمام تحریم ها باید یکجا برداشته بشه اما اینا مرحله ای و مشروط کردند.

من تبریک میگم که دوباره به آژانس بین المللی انرژی اتمی اعتماد کردن و اون رو به عنوان داور پذیرفتن، الکی مثلا یادمون نیس این آژانس چه بلاهایی سر ما آورد و بارها و بارها بعد از کلی بازرسی ،باز هم ادعا می کرد که نمیتونه صلح آمیز بودن برنامه هسته ایران رو تایید کنه، الکی مثلا یادمون نیس که بازرسان آژانس ،اطلاعات هسته ای ایران رو به اسرائیل میدادن و باعث ترور دانشمندان هسته ای شدن.

من تبریک میگم که پروتکل الحاقی رو پذیرفتند تا بازرسان آژانس بتونن هر جایی رو که مشکوک شدن بگردن و حتی بازرسی های فراتر از پروتکل رو نیز قبول کردن، الکی مثلا نمیدونیم که انجام داوطلبانه پروتکل نیاز به تصویب مجلس داره، الکی مثلا نمیدونیم آمریکا و اسرائیل چقدر حریص و مشتاقن تا از طریق بازرسان آژانس به مراکز دفاعی و موشکی ایران سرک بکشن، الکی مثلا نمیدونیم پذیرش این بازرسی های گسترده و نامحدود، عزت و استقلال کشور رو به باد میده.

من تبریک میگم که دوباره مثل توافقنامه ژنو ، دو تفسیر متفاوت از بیانیه ارائه شد و باز هم ما بنا به اعتمادی که به تیم مذاکراتی خودمون داریم تفسیر دکتر ظریف و تیمش رو می پذیریم و به حرف آمریکا اعتنا نمی کنیم، الکی مثلا آمریکا هیچ کارس و طرف حساب ما در مذاکره نیس و نظرش هیچ اهمیتی نداره، الکی مثلا معنای مذاکره این نیس که دو طرف پس از ماه ها و روزها و ساعت ها گفتگو به یک تفسیر مشترک برسن، الکی مثلا دکتر ظریف و تیمش کلی بیخوابی کشیدن تا به دو تفسیر متفاوت برسن و اصولا هیچ کسی نفهمه بر سر چه چیزی توافق شده!

من به همه ملت ایران این موفقیت بزرگ رو تبریک میگم، الکی مثلا منم جوگیر شدم و بدون اینکه کمی فکر کنم و ببینم بیانیه مشترک به نفع ایرانه یا به ضررش، الکی خوشحالم و میخوام برم تو خیابونا هورا بکشم، الکی مثلا منم از اون آدمایی ام که حتی وقتی تو فوتبالم می بازیم میرن شادی می کنن!



پ ن:
الکی مثلا من مطلب نوشتم تا الکی مثلا شما هم بخونین!



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  بی مزه، 
برچسب ها: هسته ای، لوزان، بیانیه سوئیس، ظریف، مذاکرات هسته ای، الکی مثلا،
ارسال در تاریخ دوشنبه 17 فروردین 1394 توسط عقل کل
همه چیز از نوع نگاه ما شکل می گیرد. نوع نگاه ما به مسائل است که رفتار ما را تنظیم می کند و با تغییر نگاه، تغییر رفتار نیز به وجود می آید. با تغییر نگاه است که انسانی خموده به انسانی فعال تبدیل می شود و بالعکس.

در مسائل اجتماعی و اقتصادی و سیاسی نیز، نوع نگاه ماست که زمینه ساز رشد و شکوفایی اقتصادی یا رکود می شود، نوع نگاه است که ملتی را با اراده راسخ در میدان مبارزه اقتصادی و سیاسی به صحنه می آورد یا به خمودگی و وادادگی عادت می دهد.



از این منظر شاهد هستیم که در آغاز سال جدید، مقام معظم رهبری (مدظله العالی)، از همگان یک خواهش دارند و می فرمایند:

« در نگاه کلان به اقتصاد کشورمان دو جور نگاه وجود دارد. من خواهش می کنم بخصوص صاحب نظران و همچنین جوانان و عامه مردم عزیزمان به این نکته توجه کنند که دو جور نگاه به رونق اقتصادی و پیشرفت اقتصاد وجود دارد، یک نگاه می گوید که ما پیشرفت اقتصاد را باید از ظرفیت های درون کشور و درون مردم تامین بکنیم...
نگاه دوم به اقتصاد کشور، نگاه به پیشرفت اقتصاد با استفاده از کمک بیرون از مرزها است؛ می گوید سیاست خارجی مان را تغییر بدهیم تا اقتصاد ما درست بشود، با فلان مستکبر کنار بیاییم تا اقتصاد رونق پیدا کند، تحمیل قدرت های مستکبر را در بخش های گوناگون و مسائل گوناگون بپذیریم تا اقتصادمان رونق پیدا کند، این هم نگاه دوم است. امروز شرایط کشور به ما نشان داده است که این نگاه دوم یک نگاه کاملا غلط و عقیم و بی فایده است همین تحریم هایی که امروز علیه ملت ایران اعمال می شود دلیل محکم و متقنی است بر غلط بودن این نگاه. یعنی شما وقتی که به امید قدرت های خارجی نشستید تا آنها بیایند اقتصاد شما را رونق بدهند و با زیر بار آنها رفتن، اقتصاد را رونق بدهید آنها به حد کم قانع نیستند. وقتی که شما نگاه می کنید به بیرون، مواجه می شوید با یک مسئله ای مثل کاهش قیمت نفت؛ ناگهان قدرت های مستکبر با همراهی ایادی منطقه ای خودشان متاسفانه به این نتیجه می رسند که قیمت نفت را به نصف و گاهی کمتر از نصف برسانند؛ شما مواجه می شوید با یک چنین مشکلی، وقتی نگاه به بیرون باشد این است. وقتی شما نگاه به درون کردید دیگر این جور نیست. امروز خارجی ها و روسای قدرت های مستکبر می خواهند همین نگاه دوم را در مردم ما تقویت کنند.»


آری! اگر اوباما در کنار گزینه هایی که همیشه لاف می زند و می گوید روی میزش نگه داشته است سفره هفت سین می چیند و برای ملت ایران پیام نوروزی می فرستد و آنان را به نگاه دوم دعوت می کند به خوبی دریافته است که با تغییر نگاه مردم و مسئولین می تواند به تغییر رفتار و ساختار جمهوری اسلامی برسد.

اوباما به خوبی می داند که اگر موفق شود نگاه مردم ایران را تغییر دهد تغییر رفتار و تغییر ساختار به خودی خود به وجود خواهد آمد و این یعنی جمهوری اسلامی از محتوا خارج شود و جز اسمی از آن باقی نماند. او می داند که اگر بتواند مردم ایران را قانع کند تا نگاه دوم را بپذیرند و به امید وعده نسیه ای که شاید اقتصادشان رونق یابد از اصول و آرمان هایی که برای حفظ آن جان داده اند نقدا دست بکشند و مشی استکبارستیزی را که توصیه قرآن است کنار بگذارند، دیگر این جمهوری اسلامی نمی تواند الگویی برای سایر کشورهای مسلمان منطقه باشد.

اما چرا نگاه دوم غلط است؟ دلیلش روشن است. زیرا اگر این نگاه، نگاه درستی بود نباید در اوج اعتمادسازی و مذاکرات هسته ای ، توطئه نفتی آمریکا و عربستان شکل بگیرد تا به اقتصاد ایران ضربه بزند. اگر این نگاه، نگاه درستی بود نباید در زمانی که خزانه اورانیوم 20 درصد ایران به صفر رسید تحریم های جدیدی علیه ایران امضا شود.

اصلا اگر رابطه با آمریکا می توانست حلال مشکلات باشد چرا در عراق که آمریکا حتی حضور نظامی نیز داشت هر روز ناامنی بیشتر می شد؟ مگر آمریکایی ها نمی خواستند از عراق چنان کشوری بسازند که ایرانی ها با دیدن آن ،آه حسرت کشیده و بگویند لطفا یک قدم این طرف تر هم بیایید و وضع ما را نیز سروسامان دهید، پس چرا تا حضور نظامی آمریکا در عراق پررنگ بود همه جا ناامن بود اما از وقتی مردم عراق تصمیم گرفتند به نیروی جوانان خود اتکا کنند علیرغم تمام کارشکنی های آمریکا که به داعش تنفس مصنوعی می داد ،توانستند در حالی که با داعش می جنگند پرشکوه ترین و امن ترین مراسم اربعین را رقم بزنند.

اگر آمریکا ، حلال مشکلات است چرا دوستان اروپایی اش در بحران اقتصادی دست و پا می زنند؟ اصلا مگر آمریکا توانسته است اقتصاد خودش را سروسامان دهد که انتظار داشته باشیم اقتصاد دیگران را رونق ببخشد. اقتصادی که بر پایه دلارهای بدون پشتوانه استوار است و بهبود اقتصادی را صرفا در بهبود اوضاع ابرسرمایه دارها معنا می کند تا میلیاردرها بتوانند هر روز بر شمار آسمانخراش های عمودی خود بیفزایند؛ اقتصادی که ارمغانش، افزایش شمار بی خانمان ها و تشدید فقر است، اقتصادی که فقط به فکر جیب زراندوزان صهیونیست است و فقرا را در زیر چرخ هایش له می کند به چه دردی می خورد؟ آیا رابطه با چنین اقتصادی قرار است حلال مشکلات اقتصادی ما باشد؟ اصلا کدام عاقلی از دشمن درجه یک خود انتظار کمک دارد که ما داشته باشیم.

اما نگاه اول، امتحانش را پس داده و درست بودنش را در عمل ثابت کرده است. این نگاه اول بود که در طول هشت سال دفاع مقدس، فتح المبین و بیت المقدس و والفجر8 را رقم زد؛ نگاه اول بود که موشک های ایران را بلای جان صهیونیست ها نمود؛ نگاه اول بود که صنعت هسته ای را شکوفا کرد و غنی سازی 20 درصد را به ارمغان آورد، نگاه اول بود که ایران را در هوافضا و نانوتکنولوژی و...صاحب نام کرد.

شهدای ما از شهید چمران و همت و خرازی و باکری و باقری گرفته تا شهریاری و احمدی روشن و رضایی نژاد و علی محمدی و تهرانی مقدم، همگی نام آوران نگاه اول هستند.

نگاه اول می تواند اقتصاد ایران را نجات دهد. با نگاه به بیرون نمی توان تولید داخلی را تقویت کرد و جلوی خام فروشی را گرفت .اقتصاد مقاومتی ثمره نگاه اول است. وقتی دولت و ملت با نگاه واحد و تکیه بر توان داخلی، همدل و همزبان شوند اقتصاد مقاومتی به بار می نشیند و تحریم ها نیز کارایی خود را از دست خواهد داد و حربه تحریم از دست دشمن گرفته خواهد شد. وقتی با همدلی و همزبانی ملت و دولت، اقتصاد مقاومتی به شکوفایی برسد دیگر لازم نیست با اصرار بخواهیم مردم را قانع کنیم تا تورم صفر درصد یا خروج از رکود را باور کنند بلکه آن گاه مردم ،رونق اقتصادی و کاهش تورم را با گوشت و پوستشان احساس خواهند کرد و این یعنی همدلی دولت و ملت.



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: اقتصاد مقاومتی، دولت و ملت، همدلی و همزبانی، مقام معظم رهبری، نگاه به درون، اوباما، سیاست خارجی،
ارسال در تاریخ دوشنبه 10 فروردین 1394 توسط عقل کل
(تعداد کل صفحات:2)      [1]   [2]  

قالب وبلاگ