تبلیغات
افاضات عقل کل - مطالب شهریور 1393
اینکه مقام معظم رهبری (مدظله العالی) در زمان مرخص شدن از بیمارستان، لازم دیدند که بلافاصله پاسخ یاوه گویی و دروغ پردازی آمریکایی ها را بدهند حاکی از دو نکته مهم است.

اول اینکه دروغ پردازی های دشمن نباید بی پاسخ باقی بماند و مسئولین کشور وظیفه دارند با پاسخ سریع و قاطع ، دشمن را در موضع انفعال قرار دهند.

دوم اینکه اگر رئیس جمهور و وزیر امور خارجه به این وظیفه عمل کرده بودند مقام معظم رهبری لازم نمی دیدند که در اولین مصاحبه بعد از عمل جراحی و در بیمارستان ،پاسخ دروغ پردازی آمریکایی ها را بدهند.

اگر آقای ظریف و آقای عراقچی ،صریح و قاطع جواب جان کری و وندی شرمن را می دادند مقام معظم رهبری (مدظله العالی) مجبور نمی شدند با اشاره به درخواست قبلی آمریکایی ها بفرمایند:

« همان روزهای اولی که مسئله داعش در عراق پیش آمد، آمریکایی ها به وسیله سفیرشان از سفیر ما در عراق درخواست کردند که بیایید بنشینیم درباره داعش با هم هماهنگی کنیم. سفیر ما این را منعکس کرد، بعضی از مسئولین ما هم حرفی نداشتند؛ من مخالفت کردم. گفتم در این قضیه ما بخصوص با آمریکا همراهی نمی کنیم، چون این ها خودشان دستشان آلوده است؛ در این قضیه ما چطور بیاییم با کسانی که دستشان آلوده است و نیتشان آلوده است همکاری کنیم؟ بعد از آن هم همین آقای وزیر خارجه ای (جان کری) که این حرف را آمد جلوی چشم همه دنیا پشت دوربین گفت که « ما از ایران همکاری نمی خواهیم» همین ایشان شخصا از آقای دکتر ظریف درخواست کرده بود که بیایید ما در این قضیه همکاری کنیم، دکتر ظریف رد کرد. معاون او هم از آقای عراقچی در مذاکراتش درخواست کرده بود که بیایید ما همکاری کنیم؛ این ها رد کردند. بعد از آنکه آنها رد کردند و ما صریحا گفتیم در این قضیه با شما همکاری نمی کنیم حالا می گویند ما ایران را نمی خواهیم وارد کنیم!»

باید همانطور که جان کری در جلوی چشم جهانیان دروغ می گوید آقای ظریف نیز در جلوی چشم جهانیان ،صریح و قاطع جواب دروغ پردازی های جان کری را بدهد و دشمن را در موضع انفعال قرار دهد نه اینکه با سکوت خود بر حرف آمریکایی ها صحه بگذارد. اگر مقام معظم رهبری شخصا پاسخ دروغ پردازی آمریکایی ها را نمی دادند و آنها را رسوا نمی ساختند آیا دستگاه دیپلماسی کشور هنوز هم می خواست به سکوت خود ادامه دهد تا جهانیان دروغ آمریکا را باور کنند و تصور کنند که این آمریکاست که ایران را به ائتلاف راه نمی دهد؟!

اگر آقای روحانی نیز همانقدر که در برابر منتقدان دولتش، زودرنج است و خود را ملزم به پاسخگویی به نقد منتقدان می داند نسبت به یاوه گویی های آمریکایی ها نیز واکنش نشان می داد و سریع وارد عمل می شد هیچ گاه مقام معظم رهبری لازم نمی دیدند که در اولین فرصت بعد از مرخص شدن از بیمارستان ،سکوت و انفعال برخی مسئولین و دستگاه دیپلماسی کشور را با پاسخ صریح و قاطع خویش جبران نمایند.

 آقای روحانی همانطور که می گوید در مقابل تخریب گران دولت ساکت نمی نشیند باید در مقابل سخنان تخریب گرانه اخیر مسئولین آمریکایی نیز سکوت نمی کرد و سریع واکنش نشان می داد و حتی می توانست با ادبیات خودش ،خطاب به آمریکایی هایی که به دروغ می گویند ایران را در ائتلاف شرکت نخواهیم داد بگوید:
« هر جا اسم ایران می آید آمریکایی ها می گویند ما می لرزیم ...به جهنم...بروید یک جای گرم برای خود پیدا کنید...خداوند شما را ترسو و لرزان آفریده است»



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: مقام معظم رهبری، روحانی، ظریف، سیاست خارجه، آمریکا، داعش،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 26 شهریور 1393 توسط عقل کل
مقامات و مسئولین و شخصیت ها برای عیادت مقام معظم رهبری(مدظله العالی) می آیند و می روند ؛ صدای چیک چیک دوربین ها قطع نمی شود

همه آمدند، چه آنانکه تمام توانشان را به کار می بستند تا دستورات ولی فقیه زمانشان را مو به مو اجرا کنند و لبخند رضایت را بر لبانش بنشانند
و چه آنانکه گاه و بی گاه ،دل رهبرشان را شکسته بودند و «چشم»گفتنشان ،بیشتر از اینکه در رفتارشان نمایان شود به لقلقه زبان شبیه تر بود!

دوربین ها هر رفت و آمدی را ثبت می کردند
اما دوربین ها او را ندیدند
هیچ دوربینی نتوانست آمدن او را ثبت کند



او که قرار دل سید علی بود و در فراقش بارها و بارها شعر سروده بود
او که امام امت هم به خال لبش گرفتار شده بود و با دیدن چشم بیمارش، بیمار شده بود

او که همیشه هوای نواب خاص و عامش را دارد ؛ نه سید روح الله و بسیجیانش را در هشت سال دفاع مقدس تنها گذاشت و نه سید علی و یارانش را در هشت ماه نبرد مقدس با فتنه گران به حال خود رها کرد.

او که صاحب اصلی این انقلاب است و در بحبوحه مبارزات به سید روح الله دستور داد تا حکومت نظامی را بشکند.

او که هرگاه دل سید علی از دست بعضی خواص بی بصیرت خون می شد تنها او بود که در محراب جمکران ،آرام و قرار دل بی قرارش می شد.

او که سید علی در حوادث 78 و 88 ،او را بهترین شاهد و گواه استقامت امتش در نزد خداود متعال دانست و مورد خطابش قرار داد و فرمود «ای سید و مولای ما، دعا کن برای ما.»

او که نیم نگاهش همه غم های عالم  را از یاد می برد
گر طبیبانه بیایی به سر بالینم
به دو عالم ندهم لذت بیماری را

آمدن او را هیچ رسانه و دوربینی نمی تواند مستند سازد ،دیدار عاشق و معشوق سری است که نامحرمانی چون ما را به آن راهی نیست...

دلم قرار نمی گیرد از فغان بی تو
سپندوار ز کف داده ام عنان بی تو

 گزارش غم دل را مگر کنم چو امین
جدا ز خلق به محراب جمکران بی تو...



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف دل، 
برچسب ها: امام زمان(عج)، مقام معظم رهبری، ولایت فقیه،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 19 شهریور 1393 توسط عقل کل
نه ظرفیت شکست را دارند و نه ظرفیت پیروزی را.

اگر پیروز شوند تا زمانی که شکست بعدی را تجربه نکنند دست به افسانه سرایی می زنند و در روزنامه های پرتعدادشان ،چنان متوهمانه از محبوبیت اصلاحات سخن می رانند که گویی آسمان دهان باز کرده است و اصلاح طلبان به زمین نزول کرده اند.

اگر هم شکست بخورند یا شکست را نمی پذیرند و با افراطی گری و آشوب ،درصدد مصادره رای مردم برمی آیند یا اینکه دنبال مقصر می گردند و شکستشان را گردن این و آن می اندازند.

خود را سینه چاک و طرفدار آزادی عقیده و بیان نشان می دهند اما به هم حزبی خود نیز رحم نمی کنند و دست به تفتیش عقاید می زنند و دیکتاتوری حزبی به راه می اندازند.

از کرامت مردم بسیار سخن می رانند اما نگاه ابزاری به مردم دارند. هرگاه مردم به آنان رای دهند مردم را فهیم و  فرهیخته خطاب می کنند و هر گاه مردم به آنان رای ندهند لشکر قابلمه به دست و پوپولیست معرفی می نمایند.

همیشه حق به جانب سخن می گویند و خود را از هر عیبی مبرا می دانند و حاضر به اعتراف به جرم و اشتباه خویش و عذرخواهی از مردم نیستند حتی اگر جرمی به بزرگی فتنه 88 مرتکب شده باشند.
وقتی هم که نظام اسلامی در حق آنان بزرگواری کرده و در برابر جرم بزرگشان ،اغماض و سعه صدر به خرج می دهد ،قدردان نیستند و شرم و حیا را قورت می دهند و تازه طلبکار نیز می شوند.

نسل خودشیفته اصلاحات ،به شنیدن اسم «فتنه» حساسیت دارند و دچار شوک آنافیلاکسی! می شوند به طوری که حتی آن دسته از اصلاح طلبانی را که بخواهند حساب خود را از فتنه گران و آشوب طلبان جدا کنند در جرگه اصلاحات به شمار نمی آورند و به تمسخر آنان پرداخته و برایشان خط و نشان می کشند.

نسل خودشیفته اصلاحات ، تمامیت خواه و خودبرتربین است و نسلی جز خود را برنمی تابد.
نسل خودشیفته اصلاحات ،کارنامه سیاهی دارد. کارنامه ای که با دیدن آن به قول آقای غرضی، دیگر کسی رویش نمی شود بگوید من یک اصلاح طلبم.





طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: اصلاحات، اصلاح طلبان، خودشیفتگی، رای مردم،
ارسال در تاریخ یکشنبه 16 شهریور 1393 توسط عقل کل

پسرخاله خطاب به وزیر نفت:

یه پیرزنه هست پاهاش درد می کنه فقیرم هست. بعضی وقتا میرم بهش کمک می کنم. خونشو تمیز می کنم و بعضی کارای دیگه.
همیشه بهم میگه بردار از اون شکلاتا بخور.

منم چون کلا چنتا دونه شکلات داره نمی خورم.
اما واسه اینکه ناراحت نشه همیشه چنتا پوسته شکلات از قبل میذارم تو جیبم تا نشونش بدم و بگم خوردم.

اینو که گفتم واسه این نیس که از خودم تعریف کنم آقای زنگنه!
واسه این گفتم تا بدونین ،هستن کسایی که فقیرن و حتی چنتا دونه شکلات بیشتر ندارن.

حالا شما بگین 18 میلیارد دلار چنتا شکلات میشه؟!

بعضی چیزا اتفاقه باید بیفته. یه مورچه یه دونه رو به دوش می کشه باد میزنه و دونه رو میندازه، اتفاقه دیگه،
یه گربه لب حوض میخواد ماهی بگیره، میفته تو حوض، هه هه...اتفاقه دیگه میفته، اصلا اتفاق باید بیفته.

اما بعضی چیزا اتفاق نیست فقط باید یه کم احتیاط کنیم تا پیش نیاد.
مث حکم دادگاه لاهه و جریمه میلیارد دلاری ایران.

اگه وقتی رئیس جمهور به شما پیشنهاد وزارت داد رد می کردین
اگه رئیس جمهور یه نفر دیگه رو به جای شما واسه وزارت نفت معرفی می کرد

اگه شما به نماینده ها نمی گفتین « من از وزارت اشباعم و اینی که میگن اگه من وزیر بشم ایران باید خسارت میلیارد دلاری بده ،جنگ روانیه و مضحکه»
اگه رئیس جمهور واسه شما سنگ تموم نمیذاش

اگه بعضی نماینده ها به شما رای نمیدادن و لابی نمی کردن
اگه احتیاط میکردن و میگفتن احتیاط شرط عقله

الان این اتفاق نمی افتاد

آقای زنگنه! شما باس خودت زودتر می فهمیدی و کنار می رفتی
آدم باس از خودگذشتگی داشته باشه مخصوصا وقتی پای منافع یه ملت وسطه

یه روز رفتم نونوایی
نونوا گفت هر کسی اومد بهش بگو پشت سرت وانسه...نون نمیرسه
منم هر کی اومد گفتم بیا جلوی من وایسا
مگه چیه، همه باید به هم کمک کنیم.

به من میگن پسرخاله، نون خواستید گرفتم، نفت خواستید خریدم، تا حالا کسی دیده من از کسی چیزی بخوام؟ اما حالا میخوام!
از رئیس جمهور، از وزیر نفت، از مجلس، از قوه قضائیه


میخوام حقیقت رو به مردم بگن. این مردم همونان که به شماها رای دادن. حق دارن بدونن حکم دادگاه چی بوده.
از مسئولا میخوام همه تلاششون رو بکنن تا ایران مجبور نشه خسارت بده.

یه مورچه صدبارم که دونه ش بیفته صد دفه ورش میداره. واسه چی؟ واسه اینکه امید داره.
 هر طور شده نباس بذارین حق مردم پامال بشه.

اگه با کنار رفتن آقای زنگنه ممکنه حکم دادگاه عوض بشه خب بره کنار
اگه خودش نرفت خب رئیس جمهور بذاردش کنار ،نه اینکه تازه جایزه بش بده
اگه رئیس جمهور نذاشت خب مجلس کنارش بذاره

بیت الماله دیگه ،نباس بذارین هدر بره
اینقد برو بیا کردین واسه توافق ژنو تا چار پنج میلیارد از پول خودتونو پس بدن

اونوقت این درسته که 18 میلیارد دلار پول بی زبون رو بریزین تو حلقوم اماراتیا
تا اماراتیا کمک کنن به تکفیری ها و اسرائیل ، تا بمب و گلوله بزنن تو سر بچه های عراق و سوریه و غزه
خب زشته دیگه

مردم گناه دارن. نباس بذارین حقشونو شیخ نشینای اماراتی بخورن.
خب چی کار کنم .دلم سوخت...هعی...امان از این دل مهربون...میخوای برم نون بگیرم...



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  بی مزه، 
برچسب ها: پسرخاله، کرسنت، وزیر نفت، رئیس جمهور، مجلس، دادگاه لاهه، امارات،
ارسال در تاریخ سه شنبه 11 شهریور 1393 توسط عقل کل
دو راهی سازش یا مقاومت؟ سال هاست که عده ای راه نجات مردم فلسطین و دستیابی به حقوق از دست رفته شان را در سازش با اسرائیل می بینند و در مقابل ، گروهی نیز تنها راه پیروزی بر صهیونیست ها را مقاومت و ایستادگی می دانند.
و نتیجه هر دو راه ،اکنون در جلوی چشم جهانیان است.

سازشکاران ، از این کشور به آن کشور به امید گرفتن امتیاز از اسرائیل در مادرید و آناپولیس و اسلو و واشنگتن و پاریس ،رو در روی صهیونیست ها نشستند و لبخند زدند. می خواستند با سیاست «برد- برد» در ازای دادن امتیازاتی، از اسرائیل امتیاز بگیرند؛ اما نتیجه سال ها مذاکره و وقت کشی ،چیزی جز امتیاز دادن به اسرائیل نبود.

مفت و مجانی اسرائیل را به رسمیت شناختند، راه را برای عادی سازی روابط با اسرائیل هموار کردند، شهرک های صهیونیستی روز به روز توسعه پیدا کردند و چه بسیار فلسطینی هایی که آواره شدند و بی سر و صدا توسط شهرک نشینان و نظامیان صهیونیستی به شهادت رسیدند بدون اینکه حتی یک صهیونیست به درک واصل شود و تاسف بارتر اینکه سازشکاران ،بازیچه ای شدند در دستان اسرائیل تا جلوی مقاومت فلسطینی ها را بگیرد.
این ها بخشی از نتایج سازش بود. برد- بردی که تبدیل شده بود به برد اسرائیل و باخت فلسطین!

اما مقاومت همیشه از صهیونیست ها امتیاز می گرفت، این مقاومت بود که صدها تن از اسرای غزه و کرانه باختری را از زندان های اسرائیل آزاد کرد، این مقاومت بود که ده ها تن از نظامیان صهیونیسم را به هلاکت رساند، این مقاومت بود که با ایجاد رعب و وحشت در صهیونیست ها، زمینه مهاجرت صدها شهرک نشین را از اراضی اشغالی فراهم کرد، این مقاومت بود که اسرائیل را به ذلت کشاند و تحقیر کرد.



راه مقاومت و سازش هر دو هزینه داشته است با این تفاوت که هزینه راه مقاومت بسیار کمتر بوده و در ازای آن توانسته است امتیازات بزرگی را از صهیونیست ها بگیرد و بالاتر از همه ،روح عزت و سربلندی را در ملت فلسطین دمیده است در حالی که سازشکاران، هم امتیازات زیادی به اسرائیل دادند و هم ملت فلسطین را سرافکنده کردند و چه چیزی سخت تر از اینکه هم به دشمن امتیاز بدهند و هم سرافکنده باشند.

اما مقاومت کاری کرد تا مقامات اسرائیلی که هرگز مذاکره برای لغو محاصره غزه را نمی پذیرفتند این بار مجبور شدند بعد از هشت سال ،پای لغو محاصره را امضا کنند. حال چه اسرائیل بر تعهداتش پایبند بماند و چه نماند آنچه مهم است استیصال و درماندگی اسرائیل در تسلیم شدن برابر خواست مقاومت است.

یکی دیگر از دستاوردهای مقاومت ، عزم و اراده ای است که در جهت تسلیح کرانه باختری شکل گرفته است. اگر تا دیروز فقط موشک های غزه بود که خواب را از چشمان اسرائیل می ربود امروز کابوس کرانه باختری ،اسرائیل را بیچاره کرده است تا آنجا که نتانیاهو از آمریکا تضمین می خواهد تا نگذارد کرانه باختری مسلح شود. غافل از اینکه مگر آمریکا چه کاره است تا تضمین بدهد؟

این جمهوری اسلامی ایران است که ، نه تنها حزب الله لبنان و غزه را مسلح کرده است بلکه به زودی کرانه باختری را نیز مسلح خواهد کرد. اوباما اگر می توانست تضمین بدهد به جای سرکوب و کشتار سیاهپوستان کشورش به آنها تضمین می داد تا در قرن بیست و یکم هنوز هم جهانیان شاهد تبعیض نژادی و برده داری مدرن در آمریکا نباشند.



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: مقاومت، سازش، غزه، اسرائیل، کرانه باختری، ایران، آمریکا،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 5 شهریور 1393 توسط عقل کل
بیش از 70 روز است در محاصره اند. تا امروز را مقاومت کرده اند اما معلوم نیست با این اوضاع و احوال بتوانند تا کی دوام بیاورند. اگر آب و غذا به آنها نرسد از تشنگی و گرسنگی می میرند و اگر مقاومتشان را از دست بدهند اسیر گرگ های داعش می شوند.

نمی دانند نگران گرسنگی کودکانشان باشند یا سرنوشتی که در انتظار آنهاست . سرنوشتی شبیه آن 2500 کودکی که در سوریه به جرم محبت اهل بیت علیهم السلام ذبح شدند.

این حال و روز حدود بیست هزار شیعه ترکمن شهر آمرلی در طوزخورماتو از توابع استان صلاح الدین عراق است که در محاصره تکفیری های داعش قرار گرفته اند. تکفیری هایی که با تمام مذاهب مشکل دارند اما بیش از همه ،از شیعیان نفرت دارند و شیعه را دشمن درجه یک خود می دانند.

داعش دورتادور آمرلی را محاصره کرده است. تصویر زیر نشان دهنده وضعیت بغرنج شیعیان آمرلی است. در قسمت آبی رنگ ،شیعیان آمرلی ساکن هستند. قسمت سیاه رنگ تحت کنترل تروریست های داعش است. قسمت زرد رنگ تحت کنترل پیشمرگان کرد و قسمت سبز رنگ در اختیار دولت عراق است.



در حال حاضر نیروهای مقاومت مردمی جلوی نفوذ داعش به آمرلی را سد کرده اند و ارتش عراق هم سعی دارد محاصره را بشکند و خود را به آمرلی برساند.

اما مردمان آمرلی در بیم و امید به سر می برند. بیم از اینکه داعش هر لحظه ممکن است مقاومت را بشکند و به شهر وارد شود و امیدوار به اینکه ارتش هر چه زودتر محاصره را بشکند و آنها را نجات دهد.

در این بین وضعیت زنان و دختران عذاب آورتر است. اخباری که هر روز از مناطق تحت تصرف داعش مخابره می شود روزگار سیاهی را برایشان مجسم می کند. فتوای مزخرف جهاد نکاح تا کنیزفروشی و به مزایده گذاشتن و قاچاق ، آنان را به مرگ راضی کرده است. شاید آنها هم مثل برخی دیگر از زنان شمال عراق از وحشت داعش ،در فکر استفاده از سم های قوی هستند تا در صورت لزوم خود را خلاص کنند یا با اصرار از پدران و شوهران خود خواسته اند تا قبل از اسارت ،آنان را با گلوله ای به کام مرگ بفرستند و از تعرض گرگ های داعش نجات دهند.

جنایات فجیع داعش ،عاطفه ها را دگرگون کرده است. پدری که تا دیروز اوج محبتش را در این می دید که برای حمایت از خانواده اش از جان خود نیز بگذرد امروز مجبور می شود برای حمایت از خانواده اش از شر وحشی های داعش ، شبیه آن پدر سوری ،زن و فرزندانش را پیشاپیش بکشد تا آسوده بمیرند و از اسارت و مرگ زجرآوری که در انتظار آنهاست رها شوند یا شبیه بعضی از سران طایفه ایزدی از کردها بخواهند تا برای درامان ماندن دخترانشان ،آنها را به قتل برسانند!

شیعیان آمرلی نیز مضطر شده اند، فاجعه ای بزرگ در یک قدمی آنهاست. بیایید برای نجاتشان دعا کنیم، این حداقل کاری است که نه به عنوان یک شیعه بلکه به عنوان یک انسان باید انجام دهیم.

امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: داعش، عراق، شیعه، آمرلی،
ارسال در تاریخ شنبه 1 شهریور 1393 توسط عقل کل

قالب وبلاگ