تبلیغات
افاضات عقل کل - مطالب مرداد 1393
زمانی شهید محراب آیت الله مدنی در نطقی که در جمع خبرگان ملت داشتند ، به ماجرای حضرت یوسف و زلیخا در قرآن اشاره می کنند و می گویند وقتی زلیخا از طعنه ها و ملامت های زنان مصر باخبر شد ضیافتی ترتیب داد و به دست هر یک از زنان کارد و ترنجی داد و به حضرت یوسف دستور داد که وارد ضیافت شود، آمدن یوسف همان و بریده شدن دست زنانی که ملامت گر زلیخا بودند همان.

سپس آیت الله مدنی با گریه دردناک پشت تریبون ادامه دادند:

« آقایان! نکند در محشر و قیامت ،محمدرضا (پهلوی) جلوی ما را بگیرد و بگوید دیدید شما هم وقتی به دستتان ترنج دادند دستتان را بریدید و مثل من کاخ نشین و طاغوتی شدید! »



این هشدار شهید آیت الله مدنی ، هشداری جدی به مسئولین است. نکند فردای قیامت محمدرضا پهلوی ملعون، با دیدن بعضی از مسئولین و خواص سیاسی جمهوری اسلامی که مشی و منش انقلابی و اسلامی را درست رعایت نمی کنند و محکم پای اصول اسلام و انقلاب نمی ایستند زبان به ملامت آنها گشاید و بگوید:

دیدید شما هم وقتی به قدرت رسیدید دنیاطلب شدید و زهد و ساده زیستی را کنار گذاشته و اشرافیگری و تجملگرایی را در پیش گرفتید آن هم به نام دین!

دیدید شما هم کاخ نشینان و سرمایه داران را بر کوخ نشینان و فقرا ترجیح دادید و مسابقه تجمل به راه انداختید.

دیدید شما هم خانواده و آقازاده هایتان را بر مردم برتری دادید و از آنها جونیور ساختید و به سرمایه نفت چشم دوختید.

دیدید شما هم فرهنگ اسلامی را به حاشیه راندید و عرصه را برای جولان فرهنگ غربی باز کردید و نورچشمی ها را از میان غربزده ها انتخاب کردید.

دیدید شما هم انتخابات را تا وقتی قبول داشتید که نامزد مطلوبتان رای بیاورد و آن گاه که فرد مورد نظرتان رای نیاورد فتنه و آشوب به پا کردید تا رای مردم را دور زده و قدرت را تصاحب کنید.

دیدید شما هم روز تاسوعا به جای عزاداری به تفریح رفتید.

دیدید شما هم نگران زنان زیبارو شدید و از میدان داری آنان استقبال کردید و حجاب را به حاشیه راندید.

دیدید شما هم با آمریکا هم کلام شدید و با کدخدا دست دادید و برای حل مشکلاتتان به مذاکره با شیطان بزرگ و استکبار جهانی روی آوردید.

دیدید شما هم دغدغه آخرت مردم را نداشتید و راه رسیدن به بهشت را برای آنان هموار نکردید.

دیدید شما هم تحمل شنیدن صدای مخالف خود را نداشتید و آنها را به جهنم فرستادید.


آقایان مسئول! مراقب باشید نکند دستتان را بریده باشید و وقتی بفهمید که دیگر کار از کار گذشته باشد.


پی نوشت:


خداوند با هیچ کس تعارف ندارد. هر فرد و جامعه ای که از مسیر حق خارج شود بر طبق سنت الهی مجازات خواهد شد.



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: اشرافیگری، تجملگرایی، ساده زیستی، مسئولین، آیت الله مدنی،
دنبالک ها: خطری که بیخ گوشمان است!،
ارسال در تاریخ سه شنبه 28 مرداد 1393 توسط عقل کل
اتوبوس آتش می گیرد، هواپیما سقوط می کند، قطار از ریل خارج می شود، تصمیمات غلط اقتصادی گرفته می شود، منافع ملی فدای منافع حزبی می شود، آسیب های جانی و مالی در فتنه به مردم وارد می شود، حرمت عاشورا شکسته می شود و ده ها و صدها اقدام نامعقول در کشور انجام می شود اما اکثر قریب به اتفاق مسئولین مربوطه ،اشتباهاتشان را نمی پذیرند و حتی حاضر به یک عذرخواهی خشک و خالی هم نمی شوند و در مقابل یا به توجیه اشتباهاتشان می پردازند یا دست به فرافکنی می زنند و خطایشان را گردن رقیب و مخالف خود می اندازند.
گویا برای بعضی ها عذرخواهی کردن از جان دادن هم سخت تر است!

اخیرا هم که جناب رئیس جمهور در سخنانی کاملا مدبرانه و مودبانه! از کلماتی استفاده کرد که بهتر بود قبل از به زبان آوردن آن ،لباس روحانیت را برای لحظاتی از تن در می آورد تا این نوع ادبیات به پای ملبسین به این لباس که باید الگوی اخلاق و ادب در جامعه باشند نوشته نشود.

و بعد هم به جای عذرخواهی کردن،به توجیه این کلمات پرداخت و گفت: «مخاطب من منتقدین و مخالفین نبودند بلکه کسانی بودند که صرفا به دنبال تخریب و کارشکنی هستند و مدتی است که از اتاق فکر به اتاق عملیاتی وارد شده اند.»

منتقد کسی است که از عملکرد دولت انتقاد می کند و انتقادش را به زبان می آورد، مخالف هم کسی است که دولت را قبول ندارد و مخالفتش را بر زبان جاری می کند، اما تخریب کننده و کارشکن کسی است که آنقدر قدرت و نفوذ دارد که می تواند با حرف و عملش در مسیر فعالیت دولت سنگ اندازی کند مثل کسی که بتواند با سخن یا عملش جان کری را تحت فشار قرار دهد تا در مقابل خواسته های ظریف کوتاه نیاید!

اگر از نظر رئیس جمهور چنین افراد بانفوذ و قدرتمندی در کشور وجود دارند که با سخن و عملشان می توانند در مسیر اقدامات دولت کارشکنی کنند کار عاقلانه این است که آنها را به دستگاه قضایی معرفی نموده و از آنان شکایت نماید تا جلوی کارشکنی آنها گرفته شود. وگرنه اگر ده ها برچسب بی ادبانه دیگر هم نثار آنان نمایند دردی از مردم دوا نمی شود جز اینکه رکورد اولین رئیس جمهوری که در سال اول ریاست جمهوری اش بیشترین حاشیه سازی را داشته است به نام آقای روحانی ثبت می شود.

فرهنگ عذرخواهی در کشور و بالاخص در بین مسئولین باید نهادینه شود. مسئولین باید اخلاق کودکانه ای که اشتباهاتشان را تقصیر این و آن می اندازند کنار بگذارند و جرات پذیرش اشتباه و عذرخواهی صریح از مردم را داشته باشند و اصلاح این رویه نیاز به خط شکن دارد.
نیاز به حضور مسئولینی که قبل از پذیرش مسئولیت، ابتدا نفس خود را تزکیه کرده باشند و بعد به فکر گره گشایی از مشکلات مردم بیفتند.
نیاز به مسئولینی که فضایل اخلاقی در آنها ملکه شده باشد نه فقط یک نوع ژست و ظاهر سازی!



پی نوشت:

نیازی به رفتن به جهنم نیست! جهنم همین شرایطی است که برای ما ایجاد شده است. همین که مجبوریم یاوه گویی ها و اهانت های جان کری و وندی شرمن را تحمل کنیم و دم برنیاوریم.
همین که اشک را در چشمان پدر شهید احمدی روشن ببینیم که می گوید با شهادت مصطفی کمرم شکست و خواستار حفاظت از دستاوردهای هسته ای شود و ما سرمان را زیر انداخته و درست مثل اورانیوم 20 درصدی که آب شد از شرمندگی آب شویم!
همین که مذاکرات برای ما محرمانه باشد اما نتانیاهو جزء به جزئش را  بداند.
همین که آنقدر با جان کری نشست و برخاست کرده باشیم که افکار عمومی جهان ما را متهم به تذبذب  کنند...
جهنم جایی است که اجازه حرف زدن را از انسان بگیرند....



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: روحانی، عذرخواهی، جهنم، رئیس جمهور، منتقد،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 23 مرداد 1393 توسط عقل کل
همه می دانیم که آمریکا حامی اصلی اسرائیل و تروریست های داعش است و نیز همه می دانیم که آمریکا تا آنجا که در توان داشته است از هر توطئه ای بر علیه جمهوری اسلامی ایران دریغ نکرده است.

با این وجود چرا هنوز هم افرادی هستند که هر چند از اسرائیل و جنایاتش ابراز انزجار می کنند اما وقتی اسم آمریکا و برخی کشورهای غربی به میان می آید جوری حرف می زنند که گویا وکیل مدافع آنها هستند و چنان در روزنامه هایشان خبرآرایی می کنند که گویا وظیفه ای جز بزک کردن چهره آمریکا ندارند؟

و با وجودی که شاهد دخالت های آشکار و پنهان و جنایات آمریکا در کشورهای مختلف جهان و از جمله ایران بوده و هستند از این تجربه های تاریخی درس نمی گیرند و حتی درصدد حذف شعار « مرگ بر آمریکا» نیز بر می آیند.

 آیا جز این است که دستگاه محاسباتی این افراد دچار اختلال شده است؟



 دستگاه محاسباتی یک فرد چگونه دچار اختلال می شود؟

علاوه بر ابزارهای تهدید و تطمیع که از سوی دشمن برای ایجاد اختلال در دستگاه محاسباتی افراد بالاخص سیاستمداران مورد استفاده قرار می گیرد ؛ می توان از دلایل دیگری نیز نام برد که موجب اختلال در نظام محاسباتی می شود . به چند مورد اشاره می کنیم:

برخی افراد در مواجهه با تفکرات و اندیشه های غرب به جای اینکه نگاه نقادانه داشته باشند نگاه متعبدانه دارند و چنان تحت تاثیر تفکرات غربی قرار می گیرند که آن را بی چون و چرا می پذیرند به طوری که اگر به آنها بگوییم «امام صادق علیه السلام چنین فرمودند » به دیده تردید در کلام امام می نگرند اما جمله به جمله نظرات اندیشمندان غربی را همچون وحی منزل می پذیرند. این گونه دلباخته و مرعوب غرب شدن مسلما در دستگاه محاسباتی انسان اختلال ایجاد می کند.

( و اینجاست که لزوم تحول در علوم انسانی برگرفته از غرب و بومی سازی آن بیشتر احساس می شود تا خروجی مراکز علمی ، پرورش یافتگان متون غربی نباشند.)

عده ای نیز با سفر به کشورهای غربی، تحت تاثیر فرهنگ و تفکرات غرب قرار گرفته و دستگاه محاسباتی آنها دچار اختلال شده است.
به عنوان مثال سید محمد خاتمی ،زمانی که می خواست به آلمان سفر کند در مورد رفتن یا نرفتن به آلمان با شهید مطهری مشورت کرد.خاتمی سال ها طلبه استاد مطهری بود و استاد که شاگرد خود را خوب می شناخت با این سفر مخالفت کرد و بنا به تعبیر «علی مطهری» ، چه بسا استاد مطهری با توجه به روحیات خاتمی از تاثیرپذیری او از فرهنگ و اندیشه غربی نگران بوده اند. +

عملکرد خاتمی در سال های بعد و بالاخص در دوران ریاست جمهوری اش نشان داد که چقدر تحت تاثیر فرهنگ غرب قرار گرفته است.

برخورد منفعلانه خاتمی در مواجهه با اندیشه های غرب را مقایسه کنید با نوع مواجهه دکتر بهشتی که ایشان نیز به آلمان سفر کرده بودند اما برخورد شهید بهشتی با تمدن غرب نه تنها منفعلانه نبود بلکه نقادانه با اندیشه های غربی روبرو شدند و محکم پای شعارهای انقلاب ایستادند. جمله معروف ایشان که فرمودند « به آمریکا بگویید از ما عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر» نمونه بارز ایستادگی شهید بهشتی بر اصول انقلاب است.

دلیل دیگری که می توان در این زمینه ذکر کرد نادیده گرفتن توصیه قرآن است. قرآن بارها به مسلمانان توصیه فرموده است که غیر خود را به دوستی نگیرند ،از جمله در آیه 118 سوره مبارکه آل عمران می فرماید:

« یا ایها الذین آمنوا لا تتخذوا بطانة من دونکم لایالونکم خبالا ودوا ما عنتم قد بدت البغضاء من افواههم و ما تخفی صدورهم اکبر قد بینا لکم الآیات ان کنتم تعقلون »
ای مومنان! بیگانگان را دوست و همراز خود نگیرید آنها از هیچ گونه آسیب رسانی در حق شما کوتاهی نمی کنند، دوست دارند شما در رنج باشید، همانا دشمنی از گفتارشان پیداست و آن کینه ای که در دلشان نهان می دارند بزرگتر است به راستی ما آیات خود را برای شما بیان کردیم اگر تعقل کنید.

اما بعضی ها به این توصیه قرآنی عمل نمی کنند و خارج از روابط دیپلماتیک با برخی از سیاستمداران غربی روابط دوستانه برقرار می کنند و این باعث می شود که دستگاه محاسباتی آنان دچار اختلال شده و هیچ گاه به دید دشمن به دشمن ننگرند و از کینه و دشمنی دشمن غافل شوند و زمینه را برای ضربه زدن به دوست فراهم کنند. چنانکه تاریخ گواه است ما بیشترین ضربه ها را از دوستانی خورده ایم که با دشمن ، دوستی می کنند.

روابط و دوستی با ملت ها مورد احترام است و آنچه مورد نکوهش است روابط دوستانه با یک درصدی است که 99 درصد را زیر یوغ بردگی خود درآورده اند.



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: دستگاه محاسباتی، روشنفکر غربزده، اختلال در دستگاه محاسباتی، خاتمی،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 15 مرداد 1393 توسط عقل کل
در نوار غزه نزدیک به دو میلیون نفر در 360 کیلومتر مربع زندگی می کنند و تراکم جمعیت به قدری بالاست که به اصطلاح جای سوزن انداختن نیست اما اسرائیل در غزه بمب فسفری می اندازد!

فسفر در معرض هوا شروع به سوختن می کند و وقتی بر روی بدن قرار می گیرد تا عمق استخوان را می سوزاند و با آب هم خاموش شدنی نیست. این بمب ها سوزندگی و خفه کنندگی شدید دارند. کودکان غزه راحت جان نمی دهند بلکه زجر می کشند و می سوزند و می میرند.

چه کسانی حامیان رژیم تروریست و کودک کش اسرائیل هستند؟
با توجه به واکنش های سران کشورهای جهان به راحتی می توان دوستان اسرائیل را از مخالفان اسرائیل بازشناخت.

آیا عربستان و امارات که هزینه جنگ غزه را تامین و از اسرائیل حمایت می کنند دوست اسرائیل هستند یا ونزوئلا که سفیر اسرائیل را اخراج می کند و حمایت های دارویی و پزشکی برای مردم غزه می فرستد؟

آیا آمریکا و انگلیس و فرانسه و آلمان دوست اسرائیل هستند یا آرژانتین که خیابانی  به نام «اسرائیل» را به «فلسطین آزاد» تغییر نام می دهد؟

غزه معیار خوبی است برای شناخت دوست و دشمن. و همانطور که مقام معظم رهبری(مدظله العالی) با اشاره به حمایت های صریح آمریکا و کشورهای غربی از اسرائیل فرمودند: « ما این را به عنوان یک تجربه مهم باید برای خودمان حفظ کنیم و آمریکا را بشناسیم. آمریکا این است .نظام لیبرال دموکراسی این است. این در عمل ما ،در قضاوت ما ،در برخورد ما اثر خواهد گذاشت و باید اثر بگذارد.»

ما نیز وقتی جنایات اسرائیل و دفاع حامیان اسرائیل از این جنایات را مشاهده می کنیم دیگر نمی توانیم آمریکا را مودب بنامیم یا برای رابطه بیشتر با آمریکا لحظه شماری کنیم و از گشایش مجدد سفارت انگلیس در ایران ذوق زده شویم و با هیجان از گسترش روابط با عربستان سخن بگوییم.

و آن گاه که دفاع آشکار ونزوئلا و برخی دیگر از کشورهای آمریکای جنوبی از مردم مظلوم غزه را می بینیم دیگر نمی توانیم به عنوان کشورهای دور! از آنها یاد کنیم.




البته هیچ کس مدعی نبوده و نیست که باید در را به روی دنیا ببندیم و با کشورهای مختلف قطع رابطه کنیم اما این واقعیتی انکارناپذیر است که هر کشوری بر اساس آرمان ها و ایدئولوژی خویش ،اولویت سیاست خارجی اش را رقم می زند.
یکی از اصول سیاست خارجه جمهوری اسلامی ایران مبارزه با اسرائیل است و در این راستا اولویت سیاست خارجه ایران باید براساس تعامل و ارتباط بیشتر با کشورهای مخالف اسرائیل شکل گیرد نه کشورهای دوست اسرائیل.
 این منطقی نیست که از یک طرف از جنایات اسرائیل ابزار تنفر و انزجار نماییم و از طرف دیگر از گسترش تعامل با دوستان اسرائیل ذوق زده شویم.

بنابراین کسانی که امروز کشتار بیرحمانه کودکان غزه را محکوم می نمایند و شاهد حمایت آشکار کشورهای مطرح اروپایی و آمریکا و حمایت پنهان عربستان از اسرائیل هستند اما باز هم گسترش تعامل با دوستان یک رژیم آدمکش به مذاقشان خوش می آید باید دستگاه محاسباتی خود را چک کنند و ببینند چرا دستگاه محاسباتی آنها دچار اختلال شده است ؟ مگر ممکن است دستگاه محاسباتی درست کار کند اما با داده های صحیح ،خروجی غلط به دست آورد؟!



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: اسرائیل، غزه، آمریکا، ایران، انگلیس، عربستان، سیاست خارجی،
ارسال در تاریخ دوشنبه 6 مرداد 1393 توسط عقل کل

قالب وبلاگ