تبلیغات
افاضات عقل کل - مطالب خرداد 1393
حضرت یوسف علیه السلام چندین سال در زندان بود. وقتی خواب پادشاه مصر را تعبیر کرد و پادشاه دستور داد که او را به نزدش ببرند، حضرت یوسف به فرستاده پادشاه گفت: « ارجع إلی ربک فسئله ما بال النسوة الـتی قطعن أیدیهنّ ؛  بازگرد و از اربابت بپرس چه شد که زنان مصری ، همه دست خود را بریدند؟»

حضرت یوسف با اینکه قبلا به واسطه شهادت یکی از اطرافیان زلیخا، بی گناهی اش برای عزیز مصر به اثبات رسیده بود و همگان نیز زلیخا را مقصر می دانستند و زبان به ملامت زلیخا گشوده بودند با این حال بعد از گذشت سال ها از آن ماجرا به یادآوری آن اقدام نمود و تا وقتی زنان مصری به صورت علنی به جرم خویش اعتراف نکردند ،حاضر نشد از زندان خارج شود.
آقای هاشمی رفسنجانی در تفسیر این آیه نوشته است: « در بینش حضرت یوسف ،ارزش اعاده حیثیت و شرف بیش از ارزش رهایی از زندان و نجات از دشواری ها و مشکلات است و این آیه بر ضرورت تلاش برای اعاده حیثیت و رفع اتهام های ناروا تاکید دارد.»

 این نکته قرآنی را خطاب به کسانی می گویم که هنوز هم وقتی اسم «فتنه» را می شنوند موضع می گیرند و می گویند «اینقدر گذشته را یادآوری نکنید و از آن بگذرید و مسئله را کش ندهید.»

این افراد متوجه نیستند که بحث فتنه ،بحث یک حزب و جناح و شخص نیست .مسئله خیلی مهم تر از این حرف هاست. علاوه بر خسارت های فراوان جانی و مالی که فتنه 88 برای کشور به بار آورد ،مهم تر از همه حیثیت نظام اسلامی بود که خدشه دار شد. امام خمینی(ره) می فرمودند: « حفظ نظام جمهوری اسلامی از اهم واجبات عقلی و شرعی است» . نظام جمهوری اسلامی ایران ،نظامی مقدس است ، نظامی است که بر پایه خون هزاران شهید شکل گرفته است . اما در سال 88 عده ای به دروغ ،این نظام مقدس اسلامی را متهم به تقلب کردند و بعد بعضی از همین افراد در محافل خصوصی گفتند که از قبل هم می دانستند تقلبی صورت نگرفته بود.
با برگزاری انتخابات 92 و حراست مجدد نظام از آرای مردم و قبول رای اکثریت حتی با اختلاف 261 هزار رای ،حقانیت نظام بیش از پیش روشن شد و ظلمی که فتنه گران در سال 88 روا داشتند نیز آشکارتر گردید.
اما برای اینکه چه در زمان حال و چه در آینده هیچ کسی نتواند نظام اسلامی را متهم نماید حداقل کاری که سران فتنه و فتنه گران باید انجام دهند این است که به صورت علنی و با صدای رسا به ظلم بزرگی که در حق نظام اسلامی روا داشتند اعتراف نمایند و بگویند این ما بودیم که با دروغ بزرگ تقلب به نظام اسلامی خیانت کردیم.

افرادی که امروز به دنبال این هدف هستند که فتنه گران را بدون عذرخواهی و اعتراف به جرمشان وارد صحنه کنند و چهره آنان را تطهیر نمایند، دارند به نظام اسلامی ظلم می کنند. آنها خواسته یا ناخواسته ،دارند حیثیت و آبروی نظام اسلامی را به پای چند شخص و حزب قربانی می کنند.

دلسوزان انقلاب باید تا وقتی که فتنه گران به صورت علنی به جرم خویش اعتراف نکرده اند به مرور حوادث فتنه 88 بپردازند و نگذارند فتنه گران، برای حفظ آبروی حزب و جناحشان ،پرونده فتنه 88 را مختومه اعلام نمایند. مگر این نظام ،ارزان به دست آمده است که بخواهیم پای حیثیت آن نایستیم؟

در این میان موضوع تعجب برانگیزتر اینجاست که امروز کسانی می گویند «به گذشته نگاه نکنید و دائم گذشته را مرور نکنید» که خودشان مدام در حال شخم زدن و زیر و رو کردن هشت سال گذشته و کوبیدن آن هستند. آیا از نظر این افراد ،فقط فتنه 88 جزء گذشته محسوب می شود و هشت سال گذشته ،جزء گذشته به شمار نمی رود که مدام با نیش و کنایه از آن یاد می کنند؟!





طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: فتنه88، نظام اسلامی، سران فتنه،
ارسال در تاریخ دوشنبه 26 خرداد 1393 توسط عقل کل
در وسائل الشیعه آمده است ،روزی زنی نزد امام صادق علیه السلام آمد و گفت: « پسرم دیر زمانی است که به سفر رفته است و من خیلی مشتاق آمدن او و دیدارش شده ام برای من دعا کنید.»
امام صادق علیه السلام فرمود: « صبور باش»

زن مدتی به سفارش امام عمل کرد و پس از مدت زمانی دوباره آمد و از طولانی شدن دوری فرزندش شکوه کرد.
امام فرمود: «مگر به تو نگفتم صبر پیشه کن.»
زن گفت: « ای فرزند رسول خدا! چقدر صبر کنم؟ به خدا قسم صبرم تمام شد!»
امام فرمود: « به خانه ات برگرد که فرزندت را بازگشته از سفر خواهی یافت.»

زن سراسیمه به خانه بازگشت و دید فرزندش از راه رسیده است. او دست فرزندش را گرفت و وی را نزد امام صادق علیه السلام آورد و گفت: « ببینم آیا بعد از پیامبر هم به کسی وحی می شود؟»
امام فرمود: « نه! لکن عند فناء الصبر یاتی الفرج. صبر که تمام شود گشایش می رسد. تو آن گاه که گفتی صبرم تمام شد فهمیدم که خدا با آمدن پسرت نگرانی تو را برطرف کرده است.»



خدایا! آستانه صبرم خیلی بالا رفته است
نه اینکه صبور باشم... نه ...در برابر آنچه مامور به صبرم کرده ای صبر ندارم 
در انواع سه گانه صبر ؛ صبری ندارم ، صبر در مصیبت ، صبر در اجتناب از گناه و صبر در انجام طاعت و عبادتم اندک است.

اما چه بر سرم آمده است که در برابر این همه ظلم و جنایتی که هر روز شاهدم صبر می ورزم
نشان به آن نشان که نه ندبه خواندنم ،ندبه است نه دعای فرج خواندنم جانسوز است

من قرار بود شیعه ای باشم که از کشیدن خلخال از پای یک زن یهودی جان سپارم
حال گناه چه بر سرم آورده است که نه ربودن دختران مسلمان نیجریه صبرم را تمام می کند نه تعرض به زنان مسیحی و شیعه سوریه!

دیگر قرار است چه خبرهایی بشنوم یا چه تصاویری بنگرم تا صبرم تمام شود و آه جگرسوزم ؛تعجیل در فرج مولایم را به ارمغان آورد
آیا زنده سوزاندن مسلمانان میانمار ، مثله کردن مسلمانان آفریقای مرکزی و سر بریدن شیعیان سوریه و عراق برای تمام شدن صبرم کافی نبود
عجب صبری دارم من!

خدایا همین قدر می دانم که گناهانم بیچاره ام کرده اند وگرنه این مرام شیعه بودن نیست
این مرام شیعه بودن نیست که در آرامش شهرم برای مولایم جشن تولد بگیرم و تروریست های داعش برای تصرف سامرا نقشه بکشند

خدایا این تنها تو نیستی که از بنده ات شاکی هستی ،این تنها امام زمانم نیست که از کوتاهی و قصورم شاکی است ، من خودم نیز از خودم شاکی ام
از نفسم که دچار تسویف گشته است
از ضعف هایم
از ناتوانی ام
و از صبرم که مرا به دیدن و شنیدن ظلم ها عادت داده است
خدایا به بیچارگی ام رحم کن
ترازوی صبرم را آنگونه میزان کن که بتوانم خود را محب امام علی علیه السلام بنامم
و به ما این قدرت را ارزانی کن تا بتوانیم در مقابل ظلم بایستیم و یاور مظلوم باشیم
مولای یا مولای انت القوی و انا الضعیف و هل یرحم الضعیف الا القوی



طبقه بندی: حرف دل، 
برچسب ها: امام زمان(عج)، دعای فرج، صبر، نیمه شعبان،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 22 خرداد 1393 توسط عقل کل
اگر امروز می توانیم سرمان را بالا بگیریم و به مردم سالاری دینی خود ببالیم و بعد از برگزاری هر انتخاباتی جشن برپا کنیم، مدیون کسانی هستیم که نگذاشتند عده ای افراطی و خشونت طلب در سال 88 ،نقشه امام را دور بزنند و رای مردم را به سرقت ببرند.

اگر امروز هنوز هم می توانیم با افتخار ؛کلام امام(ره) را بر زبان جاری کنیم و بگوییم « میزان رای ملت است» ،مدیون ولایت فقیه هستیم که جلوی دیکتاتورهای قدرت طلب ایستاد و اجازه نداد جمهوریت و اسلامیت نظام در پای منافع برخی احزاب قربانی شود.
اگر امروز می توانیم از پیام مردم و انتخاب آنها سخن بگوییم مدیون جوانان غیوری همچون شهید حسین غلام کبیری هستیم که جان دادند اما نگذاشتند عده ای تندرو و بی منطق برخلاف نقشه امام ،مسیر انقلاب را به انحراف بکشانند و کشور مردم سالار ایران را به کشوری عقب افتاده که چرخش قدرت در آن با زور و خشونت صورت می گیرد تبدیل نمایند.

نقشه ای که امام برای رسیدن به اهداف آرمانی اسلام ترسیم نموده بود بنای یک نظم مدنی- سیاسی براساس عقلانیت اسلامی بود و بر طبق فرمایشات رهبر معظم انقلاب ،در بنای آن نظم مدنی و سیاسی مورد نظر امام، دو نکته اساسی وجود دارد. یکی عبارت است از سپردن کار کشور به مردم از طریق مردم سالاری و انتخابات و دوم اینکه این حرکت باید در چارچوب شریعت اسلامی باشد.هیچ قدرت و غلبه ای در مکتب امام که از تقلب و از اعمال زور حاصل شده باشد مورد قبول نیست و آن قدرتی که از انتخاب مردم به وجود آمد محترم است و در مقابل آن ،کسی نباید سینه سپر کند و قهر و غلبه ای به کار ببرد که اگر چنین کاری کرد اسم کار او فتنه است.

اما در سال 88 عده ای قدرت طلب در مقابل انتخاب مردم سینه سپر کرده و فتنه بزرگی بر پا نمودند. آنها نقشه کشیدند تا نقشه امام را دور بزنند و قدرتی نامشروع بر خلاف انتخاب مردم کسب نمایند.آنها انتخاب مردم را اشتباه می دانستند و تصور می کردند مردم به صلاح کار خویش آگاه نیستند  و می خواستند قیم مآبانه و با اعمال فشار از طریق آشوب های خیابانی ،انتخاب مردم را تصحیح نمایند و به زور هم که شده مردم را به سمت انتخاب درست و سعادت و بهشت ادعایی خود ببرند.
آنها می خواستند به هر قیمتی شده نقشه امام را دور بزنند. به هر قیمتی! حتی به قیمت ریختن خون جوانان و بر هم زدن آرامش مردم؛ حتی به قیمت هم خط شدن با منافقین و سلطنت طلبان و رقاصه های لس آنجلسی! و حتی به قیمت شکستن حرمت عاشورا!

امام (ره) می فرمود:« میزان رای ملت است» اما آنها می گفتند میزان رای ملت نیست میزان رای ما و حزب و گروه ماست. و تاسف بارتر اینکه ادعای در خط امام بودن هم داشتند. اما خط امامشان به جای اینکه مهر تایید امام را داشته باشد مهر تایید مریم رجوی و اوباما و نتانیاهو بر آن خورده بود.جنبشی را رقم زده بودند که مسعود رجوی می گفت سر و جانم فدای این جنبش!

 

یکی به نخست وزیر امام بودنش می بالید و آن یکی به اجازه هایی که از امام داشت و آن دیگری هم به خیال خودش می خواست راهکار ارائه دهد و گفت بیایید رفراندوم برگزار کنیم! اما نگفتند در کجای نقشه امام آمده است که بعد از برگزاری انتخابات ، معترضین به جای رجوع به شورای نگهبان ،اردوکشی خیابانی به راه بیندازند و در پی برگزاری رفراندوم باشند؟!

خداوند لطفش را شامل حال ملت ایران کرد و نگذاشت بدخواهان ملت،نقشه امام را دور بزنند. و باز هم جمله طلایی امام که می فرمود «پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی وارد نشود » ملت ایران را از دیکتاتوری قدرت طلبان نجات داد. واگر لطف خداوند و تدبیر ولی فقیه و همراهی مردم نبود معلوم نبود چه خسارت و مصیبت بزرگی بر کشور وارد می شد.
حداقل نتیجه اش این بود که دیگر به هیچ انتخاباتی نمی شد اعتماد کرد و بعد از برگزاری هر انتخابات، کسانی که کاندیدای مدنظرشان رای نمی آورد یا به خیابان ها می ریختند و خواستار ابطال انتخابات می شدند و یا می گفتند باید رفراندوم برگزار کنیم تا ببینیم مردم می گویند انتخابات سالم بوده است یا تقلب شده؟! و دیگر هیچ گاه رای مردم میزان نبود چون همیشه بهانه برای آشوب وجود داشت همانطور که در سال 92 نیز بهانه اش وجود داشت اما خوشبختانه کاندیداها و طرفدارانشان قانون مدار و منطقی بودند.

اگر در سال 88 با اختلاف رای 11 میلیونی می شد ادعای تقلب را مطرح کرد آیا در سال 92 با اختلاف 261 هزار رای نمی شد انتخابات را به مرحله دوم کشانید؟ اگر کاندیداهای 92 نیز مثل فتنه گران 88 بهانه جو و بی منطق بودند بهانه اش بهتر از سال 88 در دسترس آنها بود . اگر در سال 88 تقلب را بهانه کردند در سال 92 فقط براساس خطای انسانی می شد انتخابات را به مرحله دوم بکشانند.

کافی بود بگویند بیش از 66 هزار شعبه اخذ رای در داخل کشور و 285 شعبه اخذ رای در خارج از کشور داریم اگر در هر شعبه فقط حدود سه یا چهار رای را بنا بر خطای انسانی درست نشمرده باشند امکان به مرحله دوم رسیدن انتخابات وجود داشت و در مرحله دوم نیز معلوم نبود که نتیجه به نام چه کسی رقم بخورد چون مردم ما بارها نشان داده اند که غیر قابل پیش بینی هستند.

حتی می شد مناظرات را بهانه کنند مثل فتنه گران 88 که هنوز هم مناظرات را بهانه اصلی فتنه می دانند. برخی ها فکر می کنند این فقط مناظرات سال 88 بود که در آن بی اخلاقی صورت گرفت در حالی که در مناظرات 92 نیز بی اخلاقی پنهان و ظلم محترمانه وجود داشت و برخی از کاندیداها می توانستند ادعا کنند که در حق آنان اجحاف صورت گرفته است.
مثلا یکی از کاندیداها می توانست بگوید نسبت دادن کلمه (گازانبری) به من ، باعث ریزش شدید آرای بنده شد یا آن یکی می توانست بگوید در مناظرات ،عهد شکنی آمریکایی ها در مذاکرات هسته ای را به پای سرسختی من گذاشتند در حالی که اگر من هم می خواستم در ازای دادن دُر غلتان به آب نبات چوبی راضی شوم امکان توافق ضعیف در هر حال میسر بود.

خلاصه اینکه بهانه همیشه وجود داشته و دارد اما فقط بهانه جویان و افراطی ها هستند که با این بهانه ها ،قانون را زیر پا می گذارند و برای رای مردم ارزشی قائل نیستند.

جرم بزرگ فتنه گران88 این بود که می خواستند برای قدرت طلبی خویش، نقشه امام را دور بزنند، حالا صدها بار هم که موسوی و کروبی و خاتمی و دیگر عوامل دخیل در فتنه ؛اسم امام را بر زبان بیاورند چه فایده؟ آنها با دور زدن نقشه امام ،بزرگترین ظلم را به امام روا داشتند حال چگونه شرم نمی کنند و باز هم ادعای راه امام را دارند!

دلسوزان واقعی انقلاب، باید همواره ،فتنه 88 را جلوی چشمان خویش نگه دارند و از آن ابراز انزجار نمایند تا دیگر کسی به خود جرات دور زدن نقشه امام و برپا کردن فتنه ای دیگر را ندهد.
کسانی هم که وقتی اسم فتنه را می شنوند نگران و عصبی می شوند و واکنش نشان می دهند به خود رجوع کنند و ببینند آیا در فتنه 88 نقشی داشته اند که از یادآوری خیانتشان به امام و انقلاب ناراحت و عصبی می شوند یا اینکه دچار شخص پرستی و حزب پرستی شده اند که نمی توانند از افرادی که حرمت امام و عاشورا را شکستند ابراز انزجار نمایند.
وگرنه کدام انسان مومن و انقلابی را پیدا می کنید که نسبت به کسانی که حرمت امام و عاشورای امام حسین علیه السلام را شکستند بی تفاوت باشد و از سران فتنه ابراز انزجار و بیزاری ننماید؟!





طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: نقشه امام، امام خمینی(ره)، فتنه 88، سران فتنه، انتخابات،
ارسال در تاریخ دوشنبه 19 خرداد 1393 توسط عقل کل
امام عزیز! هر چند سال هاست که از عروج ملکوتی شما می گذرد اما نام و یادتان، قرین جان ما و کلامتان روشنای راه ماست.

امام عزیز! این روزها امام شناسان فراوانند. هر فرد و گروهی ادعا می کند که شما را بیش از دیگران می شناسد حتی کار به جایی رسیده است که برخی افراد  که حرمت عاشورای 88 را شکستند و با آشوب طلبی ،زمینه شعارهای منافقانه بر ضد اصل ولایت مطلقه فقیه را فراهم آوردند ادعا می کنند که شما را می شناسند و در راه شما گام برمی دارند! ادعای امام شناسی این افراد ما را به یاد آن قسمت از کلامتان می اندازد که می فرمودید: « کارتر هم اسلام شناس شده است!»

ای امام امت! اسمتان بر زبان همه جاری است اما رسمتان نه! بعضی ها فقط نامتان را بر زبان جاری می کنند اما کلامتان را یا بایگانی می نمایند یا درصدد تحریف آن برمی آیند یا فقط جملاتی که به مذاقشان خوش بیاید بیان می کنند و « نومن ببعض و نکفر ببعض» می شوند، زیرا اگر بخواهند گزینشی عمل نکنند و شخصیت جامع شما را با سخنانتان توصیف کنند با نوع رفتار و عملکردشان نمی سازد و خودشان را زیرسوال می برد.

آن گاه دیگر نمی توانند دم از تنش زدایی بزنند وقتی ببینند شما حتی در پیامی که به مناسبت پذیرش قطعنامه صادر کردید حماسی ترین و چالش برانگیزترین سخنان را نثار جبهه استکبار نمودید و باکی از مستکبرانی که خود را به عنوان جامعه جهانی جا می زدند نداشتید. آنجا که قاطعانه فرمودید: « ما این واقعیت و حقیقت را در سیاست خارجی و بین الملل اسلامی مان بارها اعلام نموده ایم که درصدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و کم کردن سلطه جهانخواران بوده و هستیم. حالا اگر نوکران آمریکا نام این سیاست را توسعه طلبی و تفکر تشکیل امپراتوری بزرگ می گذارند از آن باکی نداریم و استقبال می کنیم....و از خدا می خواهیم که این قدرت را به ما ارزانی دارد که نه تنها از کعبه مسلمین بلکه از کلیساهای جهان نیز ناقوس مرگ بر آمریکا و شوروی را به صدا درآوریم.»

ای امام بت شکن قرن! ما امروز تنها بر دفاع از حق هسته ای خود تاکید می ورزیم اما به ما برچسب افراطی گری و تندروی می زنند ؛اگر می خواستیم به پیروی از شما در فکر تشکیل امپراتوری بزرگ اسلامی باشیم نوکران آمریکا چه برچسبی نثارمان می کردند؟

ای روح خدا! شما به ما آموختید که هیچ گاه به دنبال تایید و به رسمیت شناخته شدن موجودیت خویش توسط قدرت های جهانی نباشیم چون مستکبران جهانی تنها در یک صورت است که ما را به رسمیت می شناسند. شما فرمودید: « اگر ملت ایران از همه اصول و موازین اسلامی و انقلابی خود عدول کند و خانه عزت و اعتبار پیامبر و ائمه معصومین علیهم السلام را با دست های خود ویران نماید، آن وقت ممکن است جهانخواران او را به عنوان یک ملت ضعیف و فقیر و بی فرهنگ به رسمیت بشناسند ولی در همان حدی که آنها آقا باشند ما نوکر، آنها ابرقدرت باشند ما ضعیف، آنها ولی و قیم باشند ما جیره خوار و حافظ منافع آنها، نه یک ایران با هویت ایرانی اسلامی بلکه ایرانی که شناسنامه اش را آمریکا و شوروی صادر کند.»
پیروان راستین شما نیز امروز ،به دنبال به رسمیت شناخته شدن حق هسته ای یا غنی سازی اورانیوم توسط قدرت های جهانی نیستند.

شما از ملی گراها و لیبرال ها رویگردان بودید و می فرمودید: « من به صراحت اعلام می کنم ملی گراها اگر بودند، به راحتی در مشکلات و سختی ها و تنگناها دست ذلت و سازش به طرف دشمنان دراز می کردند و برای اینکه خود را از فشارهای روزمره سیاسی برهانند همه کاسه های صبر و مقاومت را یکجا می شکستند و به همه میثاق ها و تعهدات ملی و میهنی ادعایی خود پشت پا می زدند. کسی تصور نکند که ما راه سازش با جهانخواران را نمی دانیم ولی هیهات که خادمان اسلام به ملت خود خیانت کنند!»

امام عزیز ! شما به ما آموختید که رفاه طلبان و دنیا طلبان اهل مبارزه نیستند و نمی توانند در خط و راه شما گام بردارند و فرمودید: « مبارزه با رفاه طلبی سازگار نیست و آنهایی که تصور می کنند مبارزه در راه استقلال و آزادی مستضعفین و محرومان جهان با سرمایه داری و رفاه طلبی منافات ندارد با الفبای مبارزه بیگانه اند و آنهایی هم که تصور می کنند سرمایه داران و مرفهان بی درد با نصیحت و پند و اندرز متنبه می شوند وبه مبارزان راه آزادی پیوسته و یا به آنان کمک می کنند آب در هاون می کویند. بحث مبارزه و رفاه ، بحث قیام و راحت طلبی، بحث دنیاخواهی و آخرت جویی دو مقوله ایست که هرگز با هم جمع نمی شوند.»

و ما حقانیت این سخن شما را در عمل نظاره کردیم و دیدیم چگونه افرادی که زمانی اهل مبارزه و جهاد بودند وقتی به رفاه طلبی روی آوردند و ساده زیستی را کنار گذاشتند تفکرات سازش طلبانه پیدا کردند و برای اینکه رفاه طلبی و سازش پذیری خود را توجیه کنند ساده زیستی را به زهدفروشی و مبارزه را به خشونت تعبیر نمودند.




اماما! شما بسیار ساده زندگی می کردید اما سادگی جماران نه تنها از ابهت شما نکاست بلکه نماینده گورباچف را به کرنش در برابر شما وادار کرد ،اما امروز کسانی خود را در راه شما می دانند که شمردن صفرهای اموالشان سخت است و کثرت این صفرها نه تنها دیگران را به کرنش در برابر آنها وانداشته بلکه باعث شده که حتی کوچکترین رفتار و ادب دیپلماتیک را در برابر آنها رعایت نکنند و آنها را تحقیر نمایند.

شما بین فرزندان خود و دیگران هیچ تفاوتی قائل نبودید و می فرمودید اگر احمد هم خطا کرد باید مجازات شود، اما امروز برخی افراد که تمام آبرویشان را از شما کسب کرده اند از خطای فرزندانشان حمایت می کنند و برای آنها مصونیت قائل می شوند و ما حتی نمی توانیم اسم آنها را کامل به زبان آوریم چون متهم می شویم که به سرمایه های انقلاب بی احترامی کرده ایم!

شما همیشه از جوانان انقلابی طرفداری می کردید و به مسئولین هشدار می دادید که به آنها بی مهری روا ندارند و می فرمودید: « من دست یکایک شما پیشگامان رهایی را می بوسم و می دانم که اگر مسئولین نظام اسلامی از شما غافل شوند به آتش دوزخ الهی خواهند سوخت.»
اما امروز بعضی ها که خود را در خط شما و ارادتمند به شما می دانند جوانان انقلابی را برچسب باران می کنند و این خلف صالح شما حضرت سید علی خامنه ای است که از جوانان انقلابی حمایت می کنند و به افرادی که نسبت به این جوانان بدبینانه نگاه می کنند هشدار می دهند و می فرمایند:
« واقعا باید قدر جوانان مومن و انقلابی را همه بدانند. این جوانان مومن و انقلابی اند که روز خطر سینه سپر می کنند، هشت سال جنگ تحمیلی می روند توی میدان،این ها هستند. افرادی که نسبت به این جوان ها با چشم بدبینی نگاه می کنند یا مردم را بدبین می کنند خدمت نمی کنند به کشور، به استقلال کشور، به پیشرفت کشور، به انقلاب اسلامی خدمت نمی کنند.»

 ای سلاله پیامبر! ما هر گاه سخنان شما را برای برخی شخصیت ها یادآور می شویم در جواب ما می گویند شماها تازه از راه رسیده اید و انقلابی شده اید، ما خودمان سال ها با امام بوده ایم و بهتر از شما امام را می شناسیم.
 اما مگر تاریخ اسلام نشان دهنده این نکته نیست که نزدیکی و دوری و نسب و سابقه ،معیار مناسبی برای سنجش نیست ،چه بسا اویس قرنی که پیامبر (ص) را ندید اما بیشتر از برخی اصحاب که صبح تا شب کنار پیامبر بودند پیامبر(ص) را می شناخت ؛
امام عزیز ! امروز نیز کم نیستند جوانان دلباخته شما در ایران و لبنان و کشمیر و آفریقا و...که شما را بهتر از برخی افراد که سال ها با شما بوده اند می شناسند.
و ما خوب می دانیم که هیچ کس چون حضرت علی علیه السلام ،پیامبر(ص) را نشناخت ،امروز هم امام شناس واقعی ،حضرت سید علی خامنه ای(مدظله العالی) است که وقتی از شما سخن می گوید تعاریف او از شما ،با کلام و رفتارتان تطابق دارد و آینه تمام نمای شماست.



طبقه بندی: حرف دل، 
برچسب ها: امام خمینی(ره)، مقام معظم رهبری، امام شناس،
ارسال در تاریخ دوشنبه 12 خرداد 1393 توسط عقل کل
مشکل این نیست که منتقدین رئیس جمهور بیسواد هستند یا بی شناسنامه حرف می زنند یا دلواپس شده اند یا تندروی می کنند یا می خواهند مردم را به زور به بهشت ببرند...
مشکل این چیزها نیست. مشکل بر می گردد به شخصیت آقای روحانی که سعه صدر لازم برای ریاست جمهوری را ندارد و زود جوش می آورد و از کوره درمی رود.مشکل اینجاست که آقای روحانی نمی تواند انتقادی را بشنود و به جای واکنش نشان دادن و برچسب زدن، کمی دندان روی جگر بگذارد یا حداقل به جای کوبیدن منتقد، برای رد حرف منتقدان دلیل بیاورد.
مشکل این است که آقای روحانی اگر چه به دیگران می گوید آرامش جامعه را بر هم نزنید و آستانه تحملتان را بالا ببرید اما آستانه تحمل خودش پایین است و هر چند وقت یکبار سوژه سازی می کند و آرامش را برهم می زند،
مشکل این است که آقای روحانی اگر چه می گوید دعواهای گروهی و جناحی مثل فلفل در غذاست که یک حدی از آن بد نیست اما وقتی غذا پر از فلفل شود داد آدم درمی آید اما در عین حال ،خودش جیبی پر از فلفل دارد که به دهان گوینده هر حرفی که به مذاقش خوش نیاید می ریزد.

البته حاشیه ساز بودن روسای جمهور مسبوق به سابقه است. خاتمی به نوعی حاشیه سازی می کرد و احمدی نژاد به نوعی دیگر. مثلا خاتمی با نه روز یک بحران و لوایح دوقلو حاشیه سازی می کرد و احمدی نژاد هم با ادبیات عامیانه و چسبیدن به رفیق دوقلویش! اما با این حال ، هیچکدام به اندازه روحانی ، منتقدان خود را برچسب باران نمی کردند. حتی خاتمی با اینکه بر سر دانشجویان معترض فریاد زد باز هم کمتر از روحانی منتقدانش را می کوبید.

 روحانی از یک طرف می گوید از دولت انتقاد کنید و از طرف دیگر حرف منتقدان را اگر بر خلاف نظرش باشد می کوبد و چند برچسب نثارشان می کند. گویا او انتظار دارد یک جامعه تک صدایی داشته باشیم و آن صدا فقط دولت را تمجید کند. شاید هم روحانی انتظار دارد همه با همان چشمی به مسائل بنگرند که او می نگرد و نگاهی دیگر را برنمی تابد.



حضرت امیرالمومنین علیه السلام می فرمایند: «آلة الریاسه سعه الصدر» سعه صدر و وسعت نظر ابزار ریاست است. هر چه مسئولیت انسان بالاتر باشد باید سعه صدر بیشتری داشته باشد و کسانی که این ابزار کلیدی برای مدیریت را ندارند نباید مسئولیت بپذیرند. یک مسئول باید گوشی شنوا برای حرف های مردم ولو مخالفانش داشته باشد و حتی گاهی لازم است سخنانی را که بر علیه او گفته می شود نادیده بگیرد و خود را به تغافل بزند و بردباری به خرج دهد.

یک رئیس جمهور باید به مردم گزارش کار بدهد و به ابهامات و سوالات و دغدغه های مردم پاسخ دهد اما نباید اینقدر بیکار باشد که با شنیدن هر انتقادی ،موضع بگیرد و با برچسب زدن ،صدای منتقد را خاموش سازد. در کشور ما به اندازه کافی ؛روزنامه و سایت و خبرگزاری وجود دارد که بخواهد جواب منتقدین رئیس جمهور را بدهد. هر حرفی که منتقدین می زنند بلافاصله توسط روزنامه ها و سایت های حامی دولت رصد می شود و بر علیه آن موضع می گیرند حالا اگر رئیس جمهور هم بخواهد خود را در این بحث های سیاسی و جناحی وارد کند و برچسب بزند که دیگر فرصت نمی کند به کارهای اساسی کشور برسد.

لذا آقای روحانی بهتر است در اولین قدم برای بالابردن آستانه تحمل جامعه، ابتدا آستانه تحمل خود را بالا ببرد و دست از حاشیه سازی بردارد و تصمیم بگیرد که در برابر سخن منتقدان یا دلیل منطقی بیاورد یا کمی دندان روی جگر بگذارد و بردباری به خرج دهد. اگر روحانی در سخنرانی هایش تنها همین یک نکته را رعایت کند خواهد دید که کشور آرامش بیشتری پیدا خواهد کرد چون حداقل نتیجه اش این است که دیگر رئیس جمهور با حرف هایش سوژه جدیدی برای رسانه ها نمی سازد تا یک دسته بشوند بیسواد و یک دسته باسواد، یک دسته بی شناسنامه باشند و یک دسته شناسنامه دار، یک دسته افراطی باشند و یک دسته واداده ،یک دسته بخواهند مردم را به زور به بهشت ببرند و یک دسته به جهنم و...

 آقای روحانی باید به خاطر برچسب هایی که نثار منتقدانش می کند از مردم عذرخواهی کند بالاخص به خاطر سخنرانی اخیرش که گفت: « برخی بیکارند و شغل ندارند و دچار توهمات هستند و مدام غصه دین و آخرت مردم را می خورند در حالی که نه دین را می شناسند و نه آخرت را.»

آیا العیاذ بالله مراجع عظام تقلید و علما بیکارند که دغدغه آخرت مردم را دارند؟ آیا العیاذبالله پیامبر اکرم و امیرالمومنین علیه السلام بیکار بودند که دغدغه  آخرت مردم را داشتند؟



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: روحانی، رئیس جمهور، حاشیه سازی، علما، بهشت، منتقدان دولت،
ارسال در تاریخ دوشنبه 12 خرداد 1393 توسط عقل کل
بالاخره مه آفرید امیرخسروی متهم اصلی پرونده فساد سه هزار میلیاردی پس از بازگشت سه هزار میلیارد تومان به بیت المال و واریز جریمه 640 میلیارد تومانی به خزانه دولت ، به جرم افساد فی الارض از طریق شرکت در اخلال در نظام اقتصادی کشور با تبانی و فساد در شبکه بانکی و توسل به روش های متقلبانه و  مجرمانه و اخذ میلیاردها تومان وجوه غیرقانونی و شرکت در پولشویی و پرداخت رشوه، اعدام شد.

و حالا نوبتی هم باشد نوبت جونیورهاست. باید به اتهام همه کسانی که در پرونده فساد کرسنت نقش داشتند رسیدگی شود و حکم قاضی هر چه بود اجرا گردد چه تبرئه باشد و چه اعدام!

مردم ما وقتی در اخبار می شنوند که مثلا فلان مسئول بلندپایه در چین یا سایر کشورها به خاطر فساد مالی به اعدام محکوم شد این را نشانه قاطعیت آنها می دانند و سوال می کنند که چرا در کشور ما با آقازاده ها و یقه سفیدها برخورد قاطع صورت نمی گیرد.
لذا اگر قاضی بنابر تحقیقات خویش و با استدلال به شرع و قانون به این نتیجه برسد که باید برای یک جونیور هم حکم اعدام صادر کند، این نه تنها وجهه نظام را خدشه دار نمی کند بلکه بر عزم جدی و اراده قاطع جمهوری اسلامی در مبارزه با فساد و ویژه خواری صحه می گذارد. البته ما قاضی نیستیم که حکم صادر کنیم اما وقتی یک قاضی، عادلانه به حکمی رسید چه تبرئه باشد ؛چه اعدام و چه مجازات های دیگر، باید اجرایی شود.

جونیورها هم اگر مدعی هستند که پرونده شان پاک است و چیزی برای پنهان کردن ندارند به جای اینکه با وثیقه های میلیاردی ،دادگاه را سرکار بگذارند با حضور در دادگاه و دفاع از خود، قاضی را به تبرئه خویش قانع کنند چون از قدیم گفته اند «آن را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است.»

پرونده فساد کرسنت ،هم از نظر سابقه ، مقدم بر پرونده فساد سه هزار میلیاردی است و هم از نظر رقم، روی دست فساد سه هزار میلیاردی را آورده است. اما متاسفانه عده ای که دائم در حرف و گفتار، دم از آزادی بیان و مبارزه با ویژه خواری می زنند سعی دارند با مهر امنیت ملی، این پرونده را در بایکوت خبری نگه دارند.

شاید آنقدر که محاکمه و مجازات قاطع یک آقازاده ،مردم را بر جدیت و قاطعیت مبارزه با فساد در کشور امیدوار می کند مجازات ده ها و صدها مه آفرید این اثر را نداشته باشد. چون مه آفرید ها هر چه باشند آقازاده نیستند. کما اینکه دیدیم اعدام مه آفرید عمدتا واکنش های مثبتی را از میان مردم و جناح های سیاسی به دنبال داشت اما وای به آن وقتی که مثلا یک چنین حکمی برای یک آقازاده صادر شود.، آیا باز هم همه شخصیت ها و جناح های سیاسی واکنش های مثبت نشان می دهند و عدالت دستگاه قضایی را می ستایند؟!

چندی پیش ،مادر یکی از یقه سفیدها گفته بود ما انقلاب نکردیم تا بچه هایمان به زندان بروند، باید از ایشان پرسید لطفا بفرمایید پس انقلاب کردید که بچه هایتان حق مردم را از بیت المال به غارت ببرند و کسی کار به کارشان نداشته باشد!






طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: فساد سه هزار میلیاردی، کرسنت، مهدی هاشمی، جونیور، مه آفرید امیرخسروی،
ارسال در تاریخ یکشنبه 4 خرداد 1393 توسط عقل کل

قالب وبلاگ