تبلیغات
افاضات عقل کل - مطالب اردیبهشت 1393

در نظام بانکی به مطالباتی که بیش از شش ماه و کمتر از هجده ماه از تاریخ سررسید آن گذشته باشد مطالبات معوق بانکی می گویند.  وقتی این مطالبات بیشتر از هجده ماه از تاریخ سررسید یا از تاریخ قطع بازپرداخت آن گذشته باشد آن را مطالبات مشکوک الوصول می نامند. اما زمانی که مطالبات بانکی به دلایل مختلف از قبیل ورشکستگی بدهکار و یا دلایل دیگر قابل وصول نباشد به عنوان مطالبات سوخت شده از آن یاد می شود.

در حال حاضر بنا به گفته مسئولان ،میزان معوقات بانکی حدود 80 هزار میلیارد تومان است که به اذعان برخی از کارشناسان ، حدود نیمی از این بدهی ها مشکوک الوصول است و اگر مسئولین مربوطه ،زودتر وارد عمل نشوند ممکن است کل این مطالبات در زمره مطالبات سوخت شده درآید و دیگر به هیچ عنوان قابل وصول نباشد و این علاوه بر آسیبی که به سیستم بانکی و اقتصاد کشور وارد می کند سایر بدهکاران بانکی را نیز به عدم بازپرداخت بدهی هایشان تشویق می نماید.

بر اساس معیار جهانی اگر نرخ تسهیلات بازگشت داده نشده، بیشتر از پنج درصد باشد سیستم بانکی دچار آسیب جدی می شود و این درحالی است که در کشور ما نرخ تسهیلاتی که بازپرداخت نشده اند به فراتر از 15 درصد یعنی سه برابر مرز هشدار! رسیده است و اگر جلوی این رویه گرفته نشود اقتصاد کشور بیش از پیش آسیب پذیر خواهد شد.

سوال اینجاست این پول های کلان در کجا مصرف شده و می شود؟ آیا 80 هزار میلیارد تومان باعث رشد نقدینگی و افزایش تورم نگردیده است؟ آیا کسانی که نسبت به پرداخت نقدی یارانه ،ابراز نگرانی می کنند و معتقدند باعث رشد نقدینگی و دامن زدن به تورم می شود از تبعات نامطلوب این پول های کلان بر اقتصاد کشور نگران نیستند؟

چرا معوقات بانکی هر سال به روند رو به رشد خود ادامه می دهد تا آنجا که بنا به گفته سخنگوی دستگاه قضا ؛معوقات بانکی در سال 92 نسبت به سال 91 ، 25 درصد افزایش یافته است. آیا اگرسیستم های نظارتی بانک مرکزی درست به وظیفه خود عمل کرده بودند شاهد رشد روزافزون این معوقات بودیم؟ چرا بانک ها، بدهکاران کلان بانکی را ممنوع الخروج نکرده اند و تمایلی به همکاری با قوه قضائیه برای وصول معوقات بانکی ندارند؟

در این راستا سخنگوی دستگاه قضا با اشاره به عدم همکاری و تمایل جدی بانک ها در این امر، گفته بود: « متاسفانه کسانی هم که معوقه خود را به بانک صفر کردند پولی نپرداختند بلکه با بانک مذاکره کرده و به توافق رسیدند.» و اخیرا نیز با اشاره به تفاوت لیست ارسالی دولت با لیست قوه قضائیه گفت: « برخی از بدهکاران کلان بانکی در لیست ارسالی دولت نیستند، بدهکار هزار میلیاردی یا 820 میلیاردی یا 610 میلیاردی که در لیست ما هستند ولی در لیست بانک مرکزی نیستند.»

 کسی به این سوال پاسخ نمی دهد که این افراد چه کسانی هستند؟ و چرا علیرغم شعار هایی که مسئولین می دهند در بازپرداخت معوقات بانکی نیز تبعیض وجود دارد؟ چرا به مردم نمی گویند چه کسانی با رانت و واسطه گری چنین تسهیلات کلانی را دریافت کرده و باز پرداخت نمی نمایند؟

چرا اسامی بدهکاران دانه درشت بانکی اعلام نمی شود؟ آیا مردم حق ندارند اسامی افرادی که پول بیت المال را باز نمی گردانند بدانند؟ اگر اسامی بدهکاران کلان بانکی برای حفظ آبروی آنها اعلام نمی شود پس چرا ما بارها شاهد بوده ایم که یک بانک فقط به خاطر چند ده میلیون به مصادره منزل یک بدهکار اقدام نموده و آبروی او را به حراج گذاشته است؟

در گذشته می گفتند اسامی بدهکاران بانکی در جیب رئیس جمهور است، الان نیز در حال جیب به جیب شدن است و انگار قرار نیست این اسامی از جیب مسئولین بیرون بیاید! مردم انتظار دارند به جای جیب به جیب شدن اسامی بدهکاران، پول های هنگفتی که از جیب مردم به جیب بدهکاران کلان بانکی رفته است به بیت المال باز گردد.

دیگر گوش ملت از این حرف ها پر شده است که مسئولین دائم آمار دهند و به طور مثال هشدارگونه بگویند 70 درصد معوقات بانکی فقط در اختیار 50 نفر است! اما در عمل برخورد قاطعی نبینند.

 برای مردم جای سوال است که آیا قوه قضائیه و دولت و مجلس و مسئولین بانکی کشور، زورشان بر این چند ده نفر بدهکار دانه درشت نمی چربد که به جای اینکه به طور قاطع نسبت به وصول این معوقات اقدام نمایند فقط توپ را در زمین یکدیگر می اندازند و شعار می دهند؟! چرا مسئولین به جای تسویه حساب های حزبی و جناحی، به طور جدی پیگیر معوقات بانکی نمی شوند؟ نکند انتظار دارند کسی از مریخ بیاید و پیگیر وصول معوقات بانکی شود؟!




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: معوقات بانکی، دستگاه قضا، دولت، بانک مرکزی، بدهکاران کلان بانکی،
ارسال در تاریخ سه شنبه 30 اردیبهشت 1393 توسط عقل کل
اینجا نه نژاد مطرح است ، نه زبان و نه حتی وطن
فرقی ندارد لبنانی باشی یا عراقی یا افغانی یا ایرانی یا اهل هر نقطه از این کره خاکی
اینجا فقط آرمان و عقیده است که همه را دور هم جمع نموده تا پاسدار حرم آل الله باشند و راه را بر سپاهیان یزید ببندند

وقتی قرار باشد شیعیان مهدی(عج) ،قیام جهانی آخرالزمان را رقم بزنند شرطش کسب آمادگی است و کسب آمادگی نیاز به تمرین دارد
باید مانوری بر پا شود تا شیعه یاد بگیرد چگونه از هر جا و مکانی، دل را از روزمرگی های زندگی جدا کند و خود را به حجاز برساند

و این مانور یاران مهدی(عج) است که در دمشق برپا شده است؛ آن هم نه با دشمن فرضی بلکه با دشمن واقعی.
 در این مانور ،شیعه تمرین می کند تا خود را از عراق و ایران و لبنان و افغانستان و هر نقطه ای از زمین که در آن ساکن است به زینبیه دمشق برساند و در دفاع از حرم عمه سادات با حرامیان سفیانی بجنگد
شیعه خود را به دمشق می رساند تا بیاموزد آن گاه که ندای «انا المهدی» را از کنار کعبه شنید چگونه لبیک گویان ،خود را به حجاز برساند

اما چرا دمشق؟
این چه سری است که یاران مهدی(عج) را به مانور دمشق می آزمایند؟
شاید راز آن را  باید در زیارت ناحیه جستجو کرد ،آنجا که مولایمان فرمود: «در هر صبح و شام بر تو ندبه می کنم و به جای اشک بر تو خون می گریم از سر سوز و حسرت و تاسف بر مصیبت هایی که بر تو وارد شد تا آن زمانی که به سبب این سوز غم و غصه طاقت فرسا و اندوه فراوان جان سپارم.»
و آن گاه که از حضرت سوال شد: این چه مصیبتی است که بر آن خون گریه می کنید؟ فرمود: « اسارت عمه ام زینب(س)»

 برای کسب آمادگی بیشتر ، مانور را در سخت ترین شرایط برگزار می کنند و چه چیزی سخت تر از اسارت عمه سادات ،دل امام عصر(عج) را به درد آورده است و چه جایی چون شام ، زخم بر دل مجروح امام سجاد (ع) نهاده است که فرمود: « امان از شام! شام! شام!»
شیعه باید امتحان دهد تا روشن شود آیا آنقدر آمادگی و توانایی کسب نموده است که دیگر اجازه ندهد زینب(س) به اسارت رود

و اینجا گرداگرد بارگاه مطهر عقیله بنی هاشم ، مدافعان حرم جمعند
می جنگند و سر می دهند و قطعه قطعه می شوند تا قرار دل بی قرار مولایشان باشند

و سلام بر مدافعان حرم
سلامی از جنس همان سلامی که هر روز بعد از گریه بر حسین علیه السلام بر زبان مولایمان مهدی(عج) جاری می شود
سلام بر مدافعان حرم...
سلام بر مدافعان حرم...




وقتی گرفتی روی دوش خود سلاحت
دریای غیرت موج می زد در نگاهت

آن دم که رفتی مادرت آهسته می گفت
دست علمدار حسین پشت و پناهت



طبقه بندی: حرف دل، 
برچسب ها: سوریه، مدافعان حرم، حضرت زینب(س)، حضرت مهدی(عج)، شیعه،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 توسط عقل کل
برلوسکونی را که یادتون هست. نخست وزیر سابق ایتالیا که همیشه نگران خانم هایی بود که قیافه زیبایی دارند و دلش می خواست این خانم های زیبارو را از میدان به در نکنند و بگذارند ظاهر شوند!

اما اکنون آخر عمری در سن 77 سالگی به حکم دادگاه باید هفته ای چهار ساعت در یک آسایشگاه سالمندان کار کند.
این تصویر برلوسکونی در حال جاروکشی است که در شبکه های اجتماعی منتشر شده است.




سعید الصحاف را یادتون هست. وزیر اطلاع رسانی صدام بود. همیشه رجزخوانی می کرد و از دلاوری ها سخن می راند. سنگر به سنگر و خاکریز به خاکریز را تحویل آمریکایی ها می داد و هیچ دلواپسی نداشت.

حتی در آن زمان که نیروهای آمریکایی با تانک هایشان به بغداد رسیده بودند سعید الصحاف بالای یکی از پشت بام های بغداد با خوش بینی ادعا می کرد که پیروزی از آن اوست و ذره ای عقب نشینی نکرده است و دارد به پیش می رود!



منظور؟!
هیچی. فقط محض یادآوری و شوخی بود!
مگه اینکه شما خودتون ، بخواهید الکی ربطش بدید!



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  بی مزه، 
برچسب ها: برلوسکونی، سعید الصحاف، خوش بینی، دلواپسی،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 17 اردیبهشت 1393 توسط عقل کل
به مذاکرات باید خوشبین بود یا بدبین؟

امام هادی علیه السلام می فرمایند: « اذا کان زمان العدل فیه اغلب من الجور فحرام ان یظن باحد سوء حتی یعلم ذلک منه و اذا کان الجور اغلب فیه من العدل فلیس لاحد ان یظن باحد خیرا ما لم یعلم ذلک منه »
« هرگاه در زمانه ای عدل بیش از ظلم رایج باشد، بدگمانی به دیگری حرام است، مگر آنکه (آدمی) بدی از کسی ببیند و هر گاه در زمانه ای ظلم بیش از عدل باشد، تا وقتی که (آدمی) خیری از کسی نبیند، نباید به او خوش بین باشد.»

به نظر شما در دنیای امروز ،عدل بیشتر حاکم است یا ظلم و جور؟
آیا سازمان ها و قدرت های جهانی، بیشتر به دنبال ایجاد عدالت هستند یا در پی ظلم و ستم به مظلومان برای سلطه بر جهان و کسب منافع بیشتر؟
قطعنامه های شورای امنیت به نفع مظلومان صادر می شود یا ظالمان؟

و آیا در دنیایی که در هر گوشه ای از آن ؛فریاد مظلومی به گوش می رسد ایران از آمریکا خیری دیده است که به مذاکره با آمریکا خوش بین باشد؟
 پرونده آمریکا در قبال ایران ، سفید است یا سیاه؟
آیا کشورهایی که تاکنون به آمریکا اعتماد کرده و خوش بین بوده اند آمریکا را به خوش قولی و پایبندی به تعهداتش می شناسند یا به نقض آشکار تعهدات؟

آیا در مذاکرات قبلی هسته ای، آمریکا و کشورهای غربی به تعهدات خود عمل نمودند؟ آیا تعلیق دو ساله ، باعث اعتمادسازی بیشتر شد؟
آیا از زمان امضای توافقنامه ژنو، اقدامات آمریکا در قبال ایران ،نشان دهنده حسن نیت او نسبت به ایران بوده است؟
پس بر چه اساسی ،عده ای به مذاکرات خوش بین هستند و ادعا می کنند که بدبین نیستیم؟

 بر طبق منطقِ امام هادی علیه السلام ،نباید به مذاکرات خوش بین بود چون در دنیا و نظام بین الملل ،عدالت حاکم نیست و از طرف دیگر ما تاکنون از آمریکا خیری ندیده ایم تا به او خوش بین باشیم و سابقه آمریکا حتی در قبال متحدانش نیز سیاه است چه برسد به ما که جز جنایت و دشمنی ،چیزی از آمریکا عایدمان نشده است!
 با این حساب، کسانی که به این مذاکرات اظهار خوش بینی می کنند یا چشمشان را بر ظلم و عهدشکنی آمریکا بسته اند یا قدرت دیدن واقعیات را ندارند و واقع بین نیستند و به توهماتشان دل خوش کرده اند یا اینکه عقلانی و منطقی نمی اندیشند.



شهادت حضرت امام هادی علیه السلام را به ساحت مقدس حضرت بقیة الله الاعظم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تسلیت عرض می نماییم.



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: امام هادی علیه السلام، خوش بینی، مذاکرات هسته ای، توافقنامه ژنو،
ارسال در تاریخ شنبه 13 اردیبهشت 1393 توسط عقل کل
حضرت آیت الله بهجت (ره) می فرمود: « در قیامت که نامه عمل را به دست انسان می دهند در نامه بعضی ها نوشته شده که فلان فرد را تو کشته ای. می گوید: «خدایا من کی او را کشتم؟ من کی قاتل بودم؟ من اصلا خبر ندارم که قاتلش چه کسی است.» در جواب می گویند: در فلان مجلس، فلان کلمه را گفتی، این کلمه نقل شد به مجلس دیگری و از آنجا دوباره به مجلس دیگر که قاتل در آن مجلس بود، رسید و او این را شنید و رفت او را کشت و تو سبب این قتل شدی. این جور سببیت است که انسان باید احتیاط کند و حواسش را جمع کند. آیا کسی می تواند متوجه باشد که این کلمه اش به ده واسطه خرابکاری نکند؟ قهرا باید هر کاری که بالفعل برای خودش جایز می داند با طلب توفیق از خدا و طلب نجات از خدا آن را انجام دهد تا عواقبش چیزی نشود که برایش مسئولیت بیاورد.»

شهادت طلبه جوان شهید علی خلیلی هم خالی از این نوع سببیت نبود؛خیلی ها ناخواسته با رفتار و گفتارشان پای قتل علی را امضا کرده بودند ...
سخنان فردی که تهاجم فرهنگی را باور نداشت و توطئه را توهم توطئه می دانست
مقالات سایت و روزنامه ای که زندگی به سبک غربی و الگوسازی مدل های غیر اسلامی را ترویج می کرد
گیشه هایی که عشق های مثلثی و روابط آزاد زن و مرد را به تصویر می کشید
اشتراک گذاری عکس های شخصی و حریم خصوصی افراد و لایک هایی که پای عکس نیمه عریانی زده می شد
قانون گریزی آقازاده ای که قانون را به تمسخر می گرفت و طلبکاری فتنه گری که به جای مجازات ارج گذاری می شد
وعده های انتخاباتی که برای جلب آرای بیشتر، محدوده آزادی را با تساهل و تسامح به فراتر از حدود مشروع گسترش می داد
تعاریفی که امربه معروف را به «فضولی» تعبیر می کرد و « به من چه؟ و به تو چه؟» را جایگزین«کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته» می نمود
سخنان مسئولی که روحیه طمع را جایگزین قناعت می نمود و به گسترش اشرافیگری دامن می زد و مناطق آزاد را جولانگاه اباحیگران می کرد
 یا آن مسئولی که شعار آزادی سر می داد و محدوده اش را تعریف نمی کرد
یا آن دیگری که می خواست با کار فرهنگی ،وضع حجاب و عفاف را سروسامان دهد و کار فرهنگی اش خلاصه می شد در تمجید از چند بازیگر و احداث چند ساختمان و بردن و آوردن اشیای باستانی!
یا آن یکی که از برداشتن ممیزی قبل از نشر سخن می راند و از برداشتن فیلترینگ دفاع می کرد یا آنکه می گفت « هنرمند ارزشی و غیر ارزشی نداریم»...

 و این امضاها هنوز هم ادامه دارد، فقط اسم پای امضاها عوض می شود
امضاهایی که رخنه فرهنگی را تسهیل می نماید و امثال شهید علی خلیلی، را به قربانگاه می برد
شهید علی خلیلی ،قربانی رخنه فرهنگی شد
رخنه فرهنگی که بارها با عناوین دیگری همچون تهاجم فرهنگی، شبیخون فرهنگی، ناتوی فرهنگی نیز مورد هشدار قرار گرفته بود اما مسئولین با لبیک های کلیشه ای سر و تهش را جمع می کردند و به کار خود ادامه می دادند 
اما این وسط ؛علی ،صادقانه و زیبا به مولایش لبیک گفت و امسال در شب آرزوها قریب چهل شب است که به آرزویش رسیده است و مهمان مولایش امام حسین علیه السلام گردیده است...
بهشت گوارایش باد.





طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: شهادت، رخنه فرهنگی، علی خلیلی، امر به معروف و نهی از منکر،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 10 اردیبهشت 1393 توسط عقل کل

سخنم با آن دسته از طرفداران جناب خاتمی نیست که افکار لیبرالیستی و سکولاریستی دارند و قبله آمالشان غرب و مکاتب غربی است و به خاتمی فقط به عنوان ابزاری مناسب برای رسیدن به اهدافشان می نگرند و از او حمایت می کنند؛ بلکه سخنم در اینجا تنها با آن دسته از دوستداران خاتمی است که خود را مقید به شرع مقدس اسلام و مبانی آن می دانند و بعضی حتی لباس دین هم بر تن دارند و بنا به درک و فهمی که از دین و انقلاب پیدا کرده اند به خاتمی ارادت می ورزند و او را دوست دارند و با القاب سید نجیب و خندان از او یاد می کنند.

سخنم با کسانی است که چند وقتی است بیش از قبل به خاتمی اظهار ارادت می نمایند و به زعم خویش ،این حمایت و ارادت را نگاهی منصفانه به خاتمی قلمداد می کنند.

سوالم جنبه سیاسی ندارد تا به آن برچسب جناحی بزنند یا با تعصب حزبی به آن بنگرند. سوال من کاملا دینی و عقیدتی است. پس بدون در نظر گرفتن نقش خاتمی در فتنه 88 و حتی بدون توجه به عملکرد دوران ریاست جمهوری اش ، به این سوال بیندیشید و تامل کنید.

حتما به خاطر دارید چندین سال پیش، در دانمارک با چاپ دوازده کاریکاتور موهن به شخصیت قدسی پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم ) اهانت شد و به دنبال آن موجی از اهانت به وجود مقدس پیامبر(ص)  در دیگر کشورهای اروپایی نیز به راه افتاد. در آن زمان راسموسن نخست وزیر دانمارک در پاسخ به اعتراضاتی که علیه این اقدام صورت گرفت از هتاکان ،قاطعانه دفاع کرد و آن را در راستای آزادی بیان قلمداد نمود و مسلمانان را به نادانی و نفهمی متهم کرد.

خشم مقدس مسلمانان از این اقدام وقیح به حدی بود که در برخی کشورها حدود 150 نفر در اعتراض به این اقدام کشته شدند و حتی چند سال بعد از این هتاکی ،مسئولان لائیک ترکیه در واکنش به کاندیداتوری راسموسن برای دبیر کلی ناتو به شدت اعتراض کردند. اما وقتی با حمایت اروپایی ها؛ راسموسن به دبیرکلی ناتو انتخاب شد و برای شرکت در اجلاسی به ترکیه سفر کرد مردم ترکیه به خیابان ها ریختند و خواستار بیرون راندن وجود منحوس راسموسن از کشورشان شدند.

ولی در کمال تعجب در حاشیه این اجلاس، سید محمد خاتمی با خوشرویی از راسموسن استقبال و با او ملاقات کرد و در حالی که راسموسن دست راستش آسیب دیده بود و نمی توانست دست دهد خاتمی دست چپ او را فشرد و با او خوش و بش کرد!

بعد از این حرکت زشت خاتمی، افرادی در ایران به این رفتار خاتمی اعتراض کردند و در مقابل ،عده ای از دوستداران خاتمی با توجیهاتی سعی در درست جلوه دادن رفتار خاتمی نمودند اما هر انسان منصفی فقط با یک مقایسه ساده بین واکنش مسلمانان ترکیه با واکنش خاتمی ،به زشتی و قبح رفتارخاتمی پی می برد. آیا خاتمی که سابقه ریاست جمهوری کشور شیعه ایران را در پرونده داشت و لباس روحانیت نیز بر تن نموده بود و خود را سید اولاد پیامبر هم می دانست نباید ذره ای از غیرت مردم مسلمان ترکیه در وجودش نمودار می شد؟!

 همین یک رفتار خاتمی کافی بود که او را از چشم یک مسلمان غیرتمند بیندازد. حال سوال من از دوستداران خاتمی این است شما که هنوز خود را قلبا ،محب و دوستدار خاتمی می دانید چگونه با این حرکت زشت او کنار آمده اید و می توانید هنوز هم خاتمی را دوست داشته باشید؟

این قضیه ، قضیه کوچکی نبود تا راحت بشود از کنار آن گذشت، مگر اینکه عظمت شخصیت پیامبر(ص) را درست نفهمیده باشیم یا اینکه حزبی بیندیشیم و به شخص پرستی گرفتار شده باشیم یا اینکه عیار غیرت دینی ما پایین آمده باشد که این موضوع را کوچک تصور نماییم.

دین اسلام در رابطه با تمسخر و استهزاء حساسیت ویژه ای دارد. به طوری که ابوسفیان دشمن سرسخت پیامبر ،مورد بخشش قرار می گیرد اما ابولهب عموی پیامبر به خاطر اینکه وجود مقدس پیامبر را مورد تمسخر و استهزاء قرار می داد با خطاب «تبت یدا ابی لهب و تب» مورد لعن مستقیم خداوند واقع می شود. دین مبین اسلام از یک مسلمان انتظار دارد که در برابر عقاید دینی سرشار از غیرت باشد.

و عجیب اینجاست بعضی افراد که کوچکترین لغزش جناح رقیبشان را بزرگ می کنند و واکنش نشان می دهند در برابر توهین به پیامبر گرامی اسلام ، اهل تسامح می شوند و اغماض می نمایند. اگر یک نفر از حزب مخالف به شخص آنها توهین کند از آن نمی گذرند و تا عمر دارند تحویلش نمی گیرند اما دشمن پیامبر(ص) را تحویل می گیرند و بر روی دشمنی اش چشم می بندند.

دوستداران خاتمی پاسخ دهند این چه نجابتی است که یک مسلمان را به خوشرویی با دشمن پیامبر ترغیب می کند و غیرت دینی اش را بر باد می دهد؟

این چه نجابتی است که انسان را در برابر دشمن رام  و مطیع می سازد و نمی گذارد بر سر حامی هتاکان به پیامبر فریاد برآورد ؟ چرا خاتمی مثل همان تشری را که بر سر دانشجویان معترض به خود در دانشگاه زد بر سر دشمن پیامبر نزد؟

آن دسته از دوستداران خاتمی که  خود را مقید به دستورات دین اسلام می دانند پاسخ دهند چرا به جای اینکه خاتمی را مورد شماتت قرار دهند به او ارادت می ورزند؟ چرا به فردی که به دشمن پیامبر لعن نفرستاد درود می فرستند؟ اگر عظمت وجود نازنین پیامبر در دلتان نشسته باشد این دل نمی تواند جایگاه حب فردی باشد که در برابر دشمن پیامبر خوشرویی نشان داده است؟

 بهتر است عیار غیرتمان را چک کنیم. ما در قیامت باید قلبی سلیم به خداوند عز و جل تحویل نماییم. قلبی که درجه حب و بغض ما نسبت به افراد مختلف براساس حب آنها به خدا و اهل بیت (علیهم السلام) باشد نه بر اساس حب و بغض های حزبی و سیاسی. پس باید به قلب خود رحم کنیم و با تعصب های حزبی آن را مریض ننماییم تا بتواند غیرت دینی از خود ساطع کند.

انتظار ندارم این مطلب برای همه قابل درک باشد، این مطلب فقط برای کسانی قابل درک است که بعد از توهینی که دشمن به ساحت مقدس رسول الله الاعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) روا داشت ،حداقل چند شبی بیخوابی کشیده باشند یا از شرم اینکه نمی توانند جلوی این اهانت ها را بگیرند بغضی دردآلود گلویشان را فشرده باشد و سردرد گرفته باشند. این مطلب را کسانی درک می کنند که هنوز هم تحمل دیدن قیافه منحوس راسموسن در اخبار تلویزیون را نداشته باشند.  




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: خاتمی، غیرت دینی، راسموسن،
ارسال در تاریخ سه شنبه 2 اردیبهشت 1393 توسط عقل کل

قالب وبلاگ