تبلیغات
افاضات عقل کل - مطالب دی 1393
هر دو دشمن پیامبرند. یکی کاریکاتور می کشد و به پیامبر عظیم الشان اسلام توهین می کند و آن یکی با پرچمی که نام پیامبر بر آن نقش بسته است سر می برد و جنایت می کند.

شارلی و داعش برادرخوانده اند. هر دو سر یک سفره بزرگ شده اند و از یک آبشخور تغذیه می شوند. سر سفره صهیونیسم جهانی.

هر دو یک هدف دارند و می خواهند چهره نورانی اسلام را در چشم جهانیان مخدوش نمایند و جلوی رشد روزافزون اسلام گرایی در جهان را بگیرند.

 هر دو در راستای طرح های « پدرخوانده» خود حرکت می کنند و چشم دوخته اند بر دهان نتانیاهو و اوباما و کامرون و فرانسوا اولاند...

و اکنون پدرخوانده های داعش که هر چه تلاش کردند نتوانستند نظام سوریه را ساقط نمایند و کمدی مضحک آنان در تشکیل « ائتلاف ضد داعش» نیز برای جهانیان لو رفت؛ تصمیم گرفتند این دو برادر خوانده را به جان هم بیندازند تا شاید بتوانند به نقشه های شوم خود جامه عمل بپوشانند.

همان پدرخوانده هایی که چند وقت پیش بر اساس استراتژی «لانه زنبور سرخ»، داعش را پروراندند تا بلای جان محور مقاومت شود و اسرائیل نفس راحتی بکشد.

همان پدرخوانده هایی که دستشان به خون کودکان سوری و عراقی آلوده است و درست زمانی که داعش داشت با سر بریده مردم سوریه فوتبال بازی می کرد و دختران و زنان سنی و شیعه و ایزدی و مسیحی را در بازار می فروخت برای « فرزندخوانده» خود کف می زدند و در حمایت از داعش، کنفرانس برگزار می کردند.

 حالا ژست انسان دوستی به خود گرفته اند که چرا فرزندخوانده آنها، با برادرخوانده اش درگیر شده است و به جای اینکه شش دانگ حواسش را جمع بریدن سرهای مردم سوریه و عراق نماید به « خانه پدری» بازگشته است!



حمله داعش به شارلی یک « دعوای خانوادگی» است اما پدرخوانده ها تصمیم گرفته اند این دعوای خانوادگی را جهانی کنند تا بلکه بتوانند چهره خود را تطهیر نموده و جنایات خود را به پای اسلام بنویسند.

و حالا پدرخوانده های داعش؛ به جای اینکه پاسخگوی جنایات خود باشند قیافه حق به جانب گرفته و مظلوم نمایی می کنند.

و حالا پدرخوانده ها به جای اینکه به عنوان مجرم و جنایتکار جنگی در دادگاه محاکمه شوند طلبکار شده اند!

و چقدر قیافه این مجرمان طلبکار برای ما آشناست! نمونه آنها را در داخل ایران هم دیده ایم. غرب پرستان وطنی هم شبیه پدرخوانده های داعش ،پنج سال پیش با فتنه انگیزی به جان و مال مردم تعرض کردند و حالا به جای اینکه پاسخگوی جنایاتشان باشند طلبکار شده اند! عجب شباهتی! الحق که نوچه ها به اربابانشان شبیه می شوند.

ولی ما به عنوان پیروان «حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم» ،هم از پدرخوانده های داعش متنفر و بیزاریم و هم از شارلی و برادرخوانده اش داعش و هم از نوچه های وطنی آنها.

و انشاءالله به فضل الهی ،روزی تمام خشم مقدسمان را بر سر آنان خالی می کنیم و کار هتاکان به وجود مقدس پیامبر اعظم (ص) را، حتی اگر به پرده کعبه درآویخته باشند یکسره خواهیم نمود.

اما در این میان، شرمساری و روسیاهی برای کسانی خواهد ماند که با وجود اینکه خود را مسلمان می دانند در هیاهوی اهانت به وجود مقدس پیامبر(ص)، به جای اینکه غیرتشان به جوش آید و در برابر هتاکان به پیامبر موضع قاطع بگیرند ؛یا دغدغه فتح مجلس آینده را دارند یا نگران خدشه دار شدن اعتمادسازی با غرب و دشمنان پیامبرند یا برای رفع حصر سران فتنه گلو پاره می کنند. در حالی که اگر یکصدم غیرت و تعصبی را که نسبت به حزب و گروهشان داشتند نسبت به پیامبرشان نشان می دادند دشمن تا این حد جری و هتاک نمی شد.

ما هنوز عمق قضیه را درک نکرده ایم. ما نمی فهمیم که وقتی به وجود مقدس حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم که خداوند در وصفش فرمود : «لولاک لما خلقت الافلاک» اهانت می شود یعنی چه؟ اگر چشم دلمان رو به سوی آسمان باز بود و می توانستیم حال و هوای ملائکه و پیامبران و اولیای مقرب الهی را در برابر اهانت به ساحت قدسی پیامبر خاتم(ص)  نظاره گر باشیم شاید می توانستیم گوشه ای از این مصیبت بزرگ را درک کنیم.


پی نوشت:

1-ما حمله به بی گناهان را محکوم می کنیم اما هم از مرگ عناصر داعش بسیار خوشحالیم و هم از مرگ کاریکاتوریست های اهانت کننده به وجود مقدس پیامبر(ص). داعش برادرخوانده اش را کشت و این یعنی ظالمی به دست ظالمی دیگر کشته شد. لعنت خدا هم بر داعش و هم بر کاریکاتوریست های شارلی.

2-ساده اندیشی است اگر تصور کنیم جان کری به صورت کاملا اتفاقی تصمیم گرفته باشد با ظریف قدم بزند. درست در زمانی که خون مسلمانان از توهین به پیامبر عظیم الشان اسلام به جوش آمده است و در حالی که آمریکا به همراه انگلیس و فرانسه از اهانت کنندگان حمایت کرده اند دوربین ها تصویر قدم زدن وزیر خارجه ایران با وزیر خارجه آمریکا را به جهان مخابره می کنند و از دیدار ظریف با وزیر خارجه فرانسه در پاریس خبر می دهند. دشمنان اسلام طرح هایشان را در زمان مناسب اجرا می کنند و وزیر خارجه ایران هم در کمال وادادگی در آن طرح ها نقش بازی می کند!!!

کسانی که می گفتند « آرمان ما به مغز و قلبمان وصل است» ؛ این چه مغزی است که نمی تواند نقشه های موذیانه دشمن را تشخیص دهد و این چه قلبی است که از توهین به پیامبر(ص) به درد نمی آید. دیدید زودتر از آنچه فکرش را بکنید به سراغ آرمان هایتان آمدند و هنوز خوابید.



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: پیامبر(ص)، اهانت به پیامبر، شارلی ابدو، فرانسه، داعش، کاریکاتور، آمریکا،
ارسال در تاریخ شنبه 27 دی 1393 توسط عقل کل
پاریس متعلق به ایران است!... چرا؟
« چون زمانی که مغول ها به ایران حمله کردند حدود شش میلیون نفر از افراد متعلق به یکی از اقوام ایرانی را زنده به گور کرده و کشتند.»

- چه کسی این را گفته؟

«ما این را می گوییم و اجازه نخواهیم داد کسی این حقیقت را انکار کند و هر کس در این مورد تحقیق نماید محاکمه می کنیم و هر کس که بخواهد این حقیقت را انکار کند حتما او هم با مغول هاست و دوستدار و طرفدار مغول هاست! »

- حالا گیرم که این قضیه حقیقت داشته باشد اما مغول ها بسیاری از مردمان دیگر را نیز تار و مار کردند چرا تنها شما مظلوم نمایی می کنید؟ اصلا حمله مغول ها چه ربطی به پاریس دارد؟

«ربطش این است که ما از موقعیت جغرافیایی پاریس خوشمان آمده و چون ما در حمله مغول ها مظلوم واقع شده ایم باید پاریس را به ما بدهند و باز هم می گویم حدود شش میلیون نفر از افراد یکی از اقوام ایرانی در حمله مغول ها زنده به گور شدند و هر کس که بخواهد این واقعیت را انکار کند بی شک و به طور یقین طرفدار مغول هاست»

این طنز نیست بلکه همان منطقی است که صهیونیست ها درباره هولوکاست دارند!

ادعا می کنند در جنگ جهانی دوم ،شش میلیون یهودی، توسط نازی ها سوزانده و کشته شده اند.

وقتی به آنها می گوییم مورخان اروپایی نیز این قضیه را تایید نمی کنند و اصلا مگر در آن زمان جمعیت یهودی های اروپا چقدر بوده است که شش میلیون نفر از آنها کشته شده اند؛ پاسخ می دهند که کسی حق ندارد هولوکاست را انکار کند و هر کس در مورد آن تحقیق کند محاکمه و زندانی می شود و هر کس هولوکاست را انکار کند حتما طرفدار نازی هاست!

وقتی به آنها می گوییم در جنگ جهانی دوم ،بیش از هفتاد میلیون انسان کشته شده اند چرا تنها شما مظلوم نمایی می کنید و اصلا هیتلر که اهل آلمان بود چه ربطی به فلسطین دارد که فلسطین را اشغال کرده اید؟...

اما صهیونیست ها چون تروریست هستند، اهل منطق نیستند تا بشود با آنها با زبان منطق سخن گفت.

ببینید با چه ادعای پوچ و مزخرفی ،جهانیان را به بازی گرفته اند و متاسفانه بعضی ها نیز در موضعی کاملا منفعلانه از زیرسوال بردن هولوکاست خودداری می کنند از ترس اینکه مبادا جزو حامیان نازی ها محسوب شوند؛ اما اگر انکار یا زیرسوال بردن هولوکاست، نشانه حمایت از نازی ها قلمداد شود پس انکار ادعای ما که گفتیم در حمله مغول ها به ایران، شش میلیون نفر از افراد یکی از اقوام ایرانی زنده به گور و کشته شدند نیز حمایت از مغول هاست! بنابراین کسی حق ندارد ادعای ما را نیز انکار کند چون همانقدر که صهیونیست ها در رابطه با ادعایشان سند دارند ما هم داریم! و اگر صهیونیست ها می توانند با یک ادعا ، فلسطین را مطالبه کنند پس ما هم می توانیم با ادعایی شبیه آن، پاریس یا لندن یا واشنگتن را مطالبه کنیم!

 صهیونیسم جهانی با ادعای « آزادی بیان» به همه مقدسات و پیامبران الهی و بالاخص وجود مقدس حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم اهانت می کند.

اگر توهین به مقدسات ادیان آسمانی و پیامبران الهی نشانه « آزادی بیان است» چرا حرف زدن در مورد یک حادثه تاریخی که توسط اندیشمندان و مورخان اروپایی نیز زیرسوال رفته و آن را افسانه ای بیش نمی دانند باید ممنوع باشد؟

وقتی مورخان اروپایی هم هولوکاست را انکار می کنند مگر ما طرفدار صهیونیست ها و کاسه داغ تر از آش هستیم که آن را زیر سوال نبریم؟

لذا در راستای « آزادی بیان» مورد ادعای غربی ها ، فقط چند کاریکاتور و انیمیشن هولوکاست را بازنشر می نماییم:
باید صرفا در راستای « آزادی بیان»، کاریکاتورهای هولوکاست را در شمار شش میلیون نسخه (به عدد ادعایی هولوکاست) در نشریات اروپایی و به چند زبان (بالاخص زبان عبری) منتشر کنند!

 قسمت اول انیمیشن هولوکاست

 قسمت دوم انیمیشن هولوکاست

 قسمت سوم انیمیشن هولوکاست

 قسمت چهارم انیمیشن هولوکاست

 قسمت پنجم انیمیشن هولوکاست

 قسمت ششم انیمیشن هولوکاست

 قسمت هفتم انیمیشن هولوکاست

 قسمت هشتم انیمیشن هولوکاست

 قسمت نهم انیمیشن هولوکاست

 قسمت دهم انیمیشن هولوکاست


















طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: هولوکاست، اسرائیل، کاریکاتور هولوکاست، انیمیشن هولوکاست، صهیونیسم، افسانه هولوکاست،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 25 دی 1393 توسط عقل کل
یک نفر به قتل می رسد و حالا همه باید به دنبال قاتل بگردند و سرنخ ها را ردیف کنند تا بفهمند چه کسی یک انسان را به قتل رسانده است.

سرقتی انجام می گیرد و حالا باید همه بگردند و دزد را پیدا کنند و این می شود سوژه بسیاری از فیلم ها و سریال ها تا کشش و جذابیت ایجاد نمایند و بیننده را به هیجان آورند!

اینکه در جوامع غربی ، قتل و سرقت و آدم ربایی و کلاهبرداری بشود سوژه بسیاری از فیلم ها و سریال ها و بینندگان، هر هفته بنشینند تا نظاره گر یک قتل جدید باشند و به طور مثال ببینند چگونه کارآگاه پوآرو یا خانم مارپل و... قاتل را پیدا می کنند چندان عجیب نیست، زیرا کمپانی های اسلحه سازی برای سود بیشتر خود نیاز دارند که فرهنگ استفاده از سلاح را نیز در جامعه نهادینه کنند و حتی اگر ده ها دانش آموز هم در آمریکا قربانی شوند اجازه نمی دهند قانون منع حمل سلاح به تصویب برسد. ( کما اینکه دیدیم رئیس جمهور آمریکا در ماجرای کشته شدن دانش آموزان در مدارس آمریکا، فقط به ریختن چند قطره اشک تمساح بسنده کرد و اقدام قانونی قاطعی در این زمینه انجام نداد.)

لازمه فروش سلاح و تامین منافع لابی ها و سرمایه داران کمپانی های اسلحه سازی، تولید سریال ها و فیلم های جنایی برای آموزش جامعه جهت هفت تیرکشی و قتل و سرقت است.



اما اینکه در فیلم و سریال های ایرانی نیز سوژه های قتل و سرقت و کلاهبرداری، کم نباشد جای بسی تامل است!

شاید برای غربی ها و داعیه داران لیبرال دموکراسی، کشتن یک انسان به امری عادی تبدیل شده باشد اما برای پیروان مکتب قرآن که کشتن یک انسان را معادل کشتن همه انسان ها می دانند و قرآن فرموده است « من قتل نفسا بغیر نفس او فسادا فی الارض فکانما قتل الناس جمیعا » ، قتل یک انسان امری عادی نیست که مدام در فیلم ها و سریال ها تکرار شود و دستمایه جذابیت قرار گیرد.

در مکتب ما، اصل بر جستجو و معرفی انسان های خوب و نیکوکار و مخلص است نه جستجوی دزد و قاتل!

قتل و سرقت برای ما عادی نیست تا به تبع آن جستجوی قاتل و سارق برای ما جذابیت داشته باشد، بلکه ما پرورش یافته مکتبی هستیم که پیشوایانش، شبانه آذوقه بر دوش می گرفتند و مخفیانه به کمک محرومین می شتافتند و به قول مرحوم آقاسی « اون آقایی که شبا رد می شد از کوچه ما کیسه به دوش کو؟ ».

ما پرورش یافتگان مکتب ایثاریم. مکتبی که به شهدا می آموخت شبانه ، پوتین همرزمان خود را واکس بزنند و لباس آنها را بشویند بدون اینکه کسی بفهمد.

جذابیت برای ما در این نیست که بفهمیم چه کسی قاتل بوده است بلکه در این است که بفهمیم چه کسی خالصانه به محرومین کمک می کند و چه کسی در نیکی ها بر دیگران سبقت می گیرد.

جهت دهی فیلم ها و سریال های ما نیز باید بر مبنای سبقت گرفتن در خوبی ها و توصیه کردن یکدیگر به حسنات و نیکی ها باشد؛ بر مبنای « فاستبقوا الخیرات»، باشد ، بر مبنای « تعاونوا علی البر و التقوی و لا تعاونوا علی الاثم و العدوان » ؛ بر مبنای « تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر»...

باید « سوژه یابی تقلیدی » را کنار بگذاریم و به جای تقلید از غربی ها ، بر مبنای اصول و آموزه های دینی خود سوژه یابی کنیم.

فطرت انسان، طالب خوبی هاست. اگر با نمایش جرم و جنایت می شود جذابیت ایجاد کرد ،به طریقه اولی می توان با نمایش نیکی ها و خوبی ها نیز جذابیت و هیجان و کشش ایجاد نمود.

باید ذائقه سازی کرد و ذائقه مردم را به دیدن خوبی ها عادت داد. با تحول در سوژه یابی فیلم و سریال می توان برای جامعه الگوسازی کرد و سبک زندگی اسلامی را ترویج نمود. ترویج احترام به پدر و مادر، کنترل خشم، انتقادپذیری، تلاش و پشتکار و جدیت در کار ، راستگویی ، مسئولیت پذیری، وفای به عهد و...

فیلم و سریال باید بر محور خوبی ها شکل بگیرد. در حال حاضر در بخشی از فیلم ها و سریال ها، اصل داستان بر محور جرم و گناه است و در حاشیه آن به گوشه ای از خوبی ها هم می پردازند. بدی را با جزئیات و به طور کامل روایت می کنند و خوبی را در حاشیه و به طور محدود به نمایش در می آورند.
 
حتی در ماه مبارک رمضان هم گاهی اوقات در یک سریال سی قسمتی، بیش از بیست و پنج قسمت را به نمایش بدی اختصاص می دهند و تنها در چند قسمت و گاه تنها در قسمت آخر، تحول یک مجرم را به نمایش می گذارند و انتظار دارند درس عبرتی برای بینندگان باشد! در حالی که وقتی محور فیلمنامه بر روایت جرم و گناه شکل گرفته و نمایش خوبی ها به جای اینکه در متن باشد در حاشیه روایت شده است ،بیشتر از اینکه تاثیر مثبت داشته باشد اثرات منفی در پی خواهد داشت.

 در تضاد خوبی و بدی، باید محور فیلمنامه بر اساس روایت «خوبی» شکل بگیرد و « بدی» در حاشیه قرار گیرد. خوبی با جزئیات به نمایش درآید و بدی به صورت اشاره ای و هشدارگونه روایت شود.

امید است که « جشنواره عمار» ، آغازگر راهی باشد برای تحول اساسی در سوژه یابی فیلم و سریال بر محور خوبی ها.
و  آغازگر راهی باشد برای ظهور رویش های انقلاب و تسخیر گیشه هایی که فقط یاد گرفته اند با سوژه های تقلیدی غرب ،بینندگان را سرگرم نمایند.



طبقه بندی: حرف حساب، 
برچسب ها: فیلم و سریال، سوژه یابی، قتل، فیلمنامه، جشنواره عمار، سوژه یابی فیلم و سریال، موضوع فیلمنامه،
ارسال در تاریخ یکشنبه 21 دی 1393 توسط عقل کل
وقتی شفافیت ها کاهش یابد شمار تکذیب کردن ها بالا می رود و وزارت خارجه مجبور می شود در حالت کاملا انفعالی، مدام به تکذیب اخبار خبرگزاری های خارجی مشغول باشد.

 در تمام کشورهای دنیا ، زمانی که بخواهند محتوای یک متن یاسندی در اختیار دشمن قرار نگیرد آن را محرمانه تلقی می کنند اما محرمانه تلقی کردن مذاکرات هسته ای ایران ، موردی کاملا استثنایی است!

وقتی دشمن درجه یک نظام جمهوری اسلامی که او را شیطان بزرگ می نامیم یک طرف مذاکره است و همه چیز را می داند و بی شرمانه اعلام می کند که جزء به جزء مذاکرات را با اسرائیل نیز هماهنگ می کند محرمانه بودن مذاکرات هسته ای چه معنایی دارد؟

 وقتی روباه پیر انگلستان  به همراه رفقای اروپایی اش در کنار روسیه و چین در جریان همه چیز هستند محرمانه بودن مذاکرات هسته ای چه معنایی دارد؟

دولت تدبیر و امید ،مذاکرات را برای چه کسانی محرمانه نگه داشته است؟ برای مردم ژاپن و مغولستان و  ونزوئلا و لهستان و...

 مسلما مذاکرات هسته ای ایران برای سایر مردم دنیا اهمیت چندانی ندارد. این مردم ایران هستند که دوست دارند بدانند سیاستمداران کشورشان دارند چگونه از دستاوردهای هسته ای دفاع می کنند و چه تصمیماتی می گیرند.

آیا این انصاف است مردمی که عزیزانشان را در راه دفاع از دستاوردهای هسته ای فدا کرده اند نامحرم مذاکرات تلقی شوند اما مقامات اسرائیل یعنی قاتلان دانشمندان هسته ای ،محرم مذاکرات باشند؟

هر چند این سوال تکراری است اما موضوع کوچکی نیست که راحت از کنار آن بگذریم. اگر کمی دقت کنید می بینید که آمریکایی ها چگونه دارند با غرور و غیرت ما ایرانی ها بازی می کنند.

مقامات آمریکا به طور مستمر با مقامات اسرائیل، ملاقات های محرمانه یا علنی دارند. اما وقتی می بینیم جان کری یا اوباما در حین مذاکرات هسته ای با نتانیاهو دیدار می کنند یا مکالمه تلفنی دارند و این دیدار یا مکالمه تلفنی را که می توانست محرمانه باشد علنی می کنند و خبرش را به جهان مخابره می نمایند و دستگاه دیپلماسی کشور هم نسبت به آن اعتراضی نشان نمی دهد توهینی آشکار به ملت ایران است.

آمریکایی ها می خواهند به ما بفهمانند درست است که دانشمندان هسته ای شما توسط اسرائیل ترور شدند اما ببینید کارتان به کجا کشیده است که باید هم رضایت ما را جلب کنید هم رضایت اسرائیل را.

 می خواهند به ما بگویند درست است که شما هیچ گاه اسرائیل را به رسمیت نشناختید اما ما به جهانیان نشان می دهیم که بدون موافقت اسرائیل، هیچ توافقی با ایران صورت نخواهد گرفت و این یعنی به رسمیت شناختن اسرائیل!


گویا آمریکا و اسرائیل با همین یک کار می خواهند تمام عقده های فروخفته خود را بر سر ملت ایران خالی می کنند. کاری که در نظر بسیاری افراد؛ عادی به نظر می رسد و آن را حساسیت برانگیز نمی دانند در حالی که شاید تحمل تحقیر در ما عادی شده است که این ها را عادی می بینیم!

شاید در خاطرتان باشد که سال های اول مذاکرات، اگر به ما می گفتند اطلاعات هسته ای ایران ممکن است در اختیار اسرائیل قرار گیرد خونمان به جوش می آمد و شدیدا اعتراض می کردیم اما ببینید حالا چقدر این حرف ها برایمان عادی شده است که جان کری هم جرات می کند در جلوی چشم ملت ایران به جهانیان بگوید ما مذاکرات هسته ای ایران را به اسرائیل گزارش می دهیم!

وقتی آمریکایی ها به بهانه تسخیر سفارتشان ، نماینده ایران در سازمان ملل را به خاک آمریکا راه نمی دهند و بعد از گذشت بیش از سی سال هنوز هم خاطره تسخیر لانه جاسوسی را در ذهن دارند چرا ما در قبال شهادت دانشمندان هسته ای ، غیرت و حمیت نشان نمی دهیم؟ این درحالی است که آمریکا جاسوس هایش را سالم تحویل گرفت اما باز هم فراموش نکرد، ولی اسرائیل ، خون پاک دانشمندان ایران را بر زمین ریخت و اکنون باید محرم مذاکرات باشد!
 
هیچ چیزی برای ما ایرانی ها تحقیرآمیزتر از این نیست که متن مذاکرات هسته ای باید به سمع و نظر اسرائیل هم برسد.



هر چند حرف های ما در انسان های خوابزده اثری نخواهد داشت اما سکوت هم جایز نیست. لذا باز هم از دستگاه دیپلماسی کشور و تیم مذاکره کننده هسته ای می خواهیم اگر به هر دلیلی ،ملت ایران را محرم مذاکرات نمی دانند و مطالبی را امضا کرده اند که از افشا شدن و انتشار آن در جامعه و افکار عمومی واهمه دارند؛ حداقل در برابر اقدامات بی شرمانه مسئولان آمریکایی واکنش قاطع نشان دهند و به آمریکایی ها هشدار دهند که اجازه ندارند بی واهمه ، در جلوی چشم جهانیان اعلام کنند که قاتلان دانشمندان هسته ای ایران را در جریان مشروح مذاکرات قرار داده اند.

پی نوشت:
همه چیز را محرمانه نگه داشته اند و حرفی نمی زنند، وقتی می پرسیم به جای اینکه با منطق و استدلال جواب دهند تشر می زنند و برچسب بارانمان می کنند، به صدا وسیما هم فشار می آورند که جز تمجید و گفتن «چه سری چه دمی عجب پایی!» نباید حرفی بزنند؛ حالا تازه هوای همه پرسی هم به سرشان زده است! ...جل الخالق! مردم را چشم و گوش بسته نگه داشته اند و توقع دارند نظر هم بدهند؟!



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: مذاکرات هسته ای، اسرائیل، ایران، آمریکا، محرمانه،
ارسال در تاریخ دوشنبه 15 دی 1393 توسط عقل کل
از قدیم گفته اند: مرد است و حرفش!
یا باید حرف نزنند یا باید پای حرفشان بایستند.

یکی از روزنامه های زنجیره ای تصویر عیسی کلانتری را در صفحه اول روزنامه اش چاپ کرده بود که با دیدنش به یاد حرف های پنج سال پیش افتادم.



عیسی کلانتری وزیر کشاورزی دولت خاتمی بود که پنج سال پیش در طرفداری از موسوی در جمع مردم هشترود اعلام کرد: « اگر قومیت ها رای دهند موفقیت صد در صد با موسوی است. اگر 13 میلیون آذری رای دهند موسوی رئیس جمهور است. اگر چنین نشود باید چادر به سر کرده و از ایران فرار کنیم

خوب! دیدند که موسوی رای نیاورد و آنچه کلانتری می خواست نشد. پس چرا چادر به سر از ایران فرار نکرد؟!

این را گفتم تا بگویم این روزها اگر عده ای دم از اخلاق می زنند و می گویند کینه ها را از دل بیرون کنید یادشان نرود چه کسانی بذر کینه را در دل ها نشاندند.
یادشان نرود چه کسانی چرخش قدرت را قبول نداشتند و به هر قیمتی حتی به قیمت چادر به سر کردن و فرار از ایران، تحمل دیدن رئیس جمهور قبلی را نداشتند.

 یادشان نرود چه کسی سنت نیکوی تبریک به رقیب را زیرپا گذاشت و در سال 84 به جای اینکه پیروزی رقیبش را به او تبریک بگوید گفت « به خدا واگذار می کنم» و با این نوع حرف زدن، اوج کدورت خود را نشان داد و بذر تردید و دلخوری را در دل ها کاشت.

برخلاف خیلی ها که فکر می کنند کدورت ها از مناظرات سال 88 شروع شده است باید واقع بین باشیم و درست بنگریم تا بفهمیم کدورت از زمانی شروع شد که سنت نیکوی تبریک به رقیب توسط آقای هاشمی زیرپا گذاشته شد.

 یادشان نرود که نوبخت و رفقای همفکرش به عنوان حامیان آقای هاشمی، چنان کینه ای در دل داشتند که نوبخت اعتراف کرد و گفت «ما هیچ گاه دلمان با منتخب مردم در سال 84 صاف نشد.»

من نه طرفدار رئیس جمهور قبلی ام نه طرفدار رئیس جمهور فعلی. در کل از هر گونه شخص پرستی و حزب پرستی بیزارم و فقط خود را مدافع نظام مقدس جمهوری اسلامی و پیرو ولایت مطلقه فقیه می دانم؛ اما نمی توانم چشم بر روی واقعیات ببندم و بپذیرم کسانی این روزها دم از اخلاق و مهربانی و پاک کردن دل از کینه بزنند که خودشان بذر کینه را در دل ها کاشتند. نمی توانم بپذیرم کسانی مردم را به محبت و دوری از کینه دعوت می کنند که خودشان هنوز هم دلی پر از کینه دارند.



پ ن:

تا حدودی بی ربط:

به نظرم این حرف عیسی کلانتری یک نوع توهین به بانوان ایران زمین هم بود. چادر، نماد والای حجاب و یادگار حضرت زهراست و قداست دارد. نباید برای مسائل بی ارزش و تسویه حساب های جناحی و امور مزخرف، هزینه شود.
 
البته کاربرد این گونه کلمات از سوی بعضی آقایان چندان تعجب آور نیست ، چیزی که برایم عجیب است این است که گاهی می بینم بعضی از بانوان نیز برای زیر سوال بردن آقایان از این کلمات استفاده می کنند و مثلا می گویند «یا مرد باشید و فلان جور رفتار کنید یا بروید چادر به سر کنید! » یا مثلا در جمع آقایان می گویند« از کارهای خاله زنکی! دوری کنید»

من اذعان می کنم که قادر به درک احساسات بانوان نیستم اما واقعا گاهی اوقات تعجب می کنم از اینکه بعضی بانوان هم به جای اینکه نسبت به کاربرد این گونه کلمات و اصطلاحات ،واکنش منفی نشان دهند و ناراحت شوند، خودشان هم استفاده می کنند!

خدای ناکرده قصد جسارت به بانوان محترمه را ندارم و نمی خواهم اقدام عده ای معدود را به همه بانوان تعمیم دهم اما به عنوان کسی که برای همه انسان ها حرمت و کرامت قائلم ،به بانوان توصیه می کنم اگر می بینند بعضی آقایان در کاربرد کلمات، رعایت شان و کرامت بانوان را نمی کنند حداقل خود بانوان، برای خودشان احترام قائل باشند و از به کار بردن این گونه کلمات خودداری ورزند و به همجنسان خود نیز تذکر دهند.




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: کلانتری، دوری از کینه، هاشمی، نوبخت، روزنامه های زنجیره ای، انتخابات،
ارسال در تاریخ دوشنبه 15 دی 1393 توسط عقل کل
می گویند چرا اینقدر قضیه را کش می دهید؟ یک سوء تفاهم بود که بعد از چهار سال برطرف شد ، بگذارید اگر لکه سیاهی هم هست آفتاب آن را سفید نماید. اینقدر گذشته را یادآوری نکنید ، گذشته؛ گذشته است ، آن را فراموش کنید.

باشد؛ فرض می کنیم فراموش کردیم فتنه 88 چگونه با آبروی بین المللی نظام اسلامی بازی کرد،

فرض می کنیم فراموش کردیم فتنه 88 سال ها اقتصاد ایران را عقب انداخت و تحریم ها را تشدید کرد. تحریم هایی که هنوز هم داریم چوبش را می خوریم و هسته ای را معامله می کنیم تا شاید بخشی از آن را بردارند.

فرض می کنیم فراموش کردیم فتنه 88 چقدر دل مردم ایران و حتی دوستداران انقلاب اسلامی در سراسر جهان را خون کرد؛

 فرض می کنیم فراموش کردیم فتنه 88 چه خسارت های بزرگی به اموال عمومی و ارزش های دین و انقلاب زد ،

 فرض می کنیم فراموش کردیم فتنه 88 چگونه رای 40 میلیونی و انتخاباتی که همیشه مایه شادی و سرور مردم بود به فاجعه ای بزرگ تبدیل کرد که ایران اسلامی را به لبه پرتگاه برد.

اصلا بر فرض که همه این ها را فراموش کردیم اما...

اما مگر می شود به نازنین زهرا ،دختر خردسال شهید سید علیرضا ستاری هم بگوییم پدرش را فراموش کند!

مگر می شود به همسر شهید ستاری بگوییم وقتی پسر کوچکت امیرعباس بزرگ شد و سراغ قاتلان پدر را گرفت به او بگوید یک سوء تفاهم بود که برطرف شد.
بگوید پدرش در روزعاشورا رفت تا جان جوانی را که در آتش فتنه گران می سوخت و با فریاد یا حسین کمک می طلبید نجات دهد و نگذارد یزیدیان زمان ، او را زنده زنده بسوزانند اما فتنه گران ،آنقدر پدرش را زدند و شکنجه کردند که جانباز 70 درصد شد و بعد از چهار سال تحمل درد و جراحت به شهادت رسید.

آیا امیرعباس نمی پرسد قاتلان پدرم را قصاص کردند یا نه؟ آیا نمی پرسد چرا آنها را به حال خود رها کردند؟ آیا نمی پرسد چرا عده ای بی حیا به دنبال رفع حصر آنان بودند؟




یا چگونه به مادر شهید غلام کبیری بگوییم حسینش را فراموش کند و شبانه روز در فراق او نگرید.

آیا می شود به او گفت پسرت را فراموش کن ؛چون فتنه گران، دوباره هوای قدرت طلبی به سرشان زده است و می خواهند خود را تطهیر نمایند.

 آیا می شود به او گفت پسرت را فراموش کن چون موسوی که با بی منطقی و لجبازی می گفت « حتی اگر آن سیزده میلیون هم بگویند تقلب نشده من می گویم تقلب شده است» روزی سرمایه نظام بود ، سرمایه ای که تمام سرمایه تو را که حسینت بود از تو گرفت.

آیا می شود به او گفت کروبی چون سال ها خواب رئیس جمهور شدن خود را می دید و باور نمی کرد آرای او از آراء باطله هم کمتر شود بی سند حرف می زد و اراجیف می بافت و اکنون می خواهد از خود رفع اتهام کند.

آیا می شود به او گفت خاتمی که پنج سال پیش لال شده بود و زبان نداشت تا به کسانی که به او اعتماد داشتند بگوید تقلبی در کار نیست و یادش رفته بود که زمانی شعارهای عوامفریب توسعه سیاسی و قانون مداری سر می داد؛ اکنون زبانش باز شده است و حتی در محافل خصوصی هم اذعان می کند تقلبی در کار نبوده است و این روزها از اخلاق هم سخن می گوید تا خود را بی گناه جلوه دهد.



یا چگونه به پدر شهید امیرحسام ذوالعلی بگوییم فرزندش را فراموش کند و پیگیر محاکمه سران فتنه نباشد.

چگونه از مادر امیرحسام بخواهیم اینقدر نگوید « امیرحسام واقعا نفس من بود و با دیدنش تمام غم هایم برطرف می شد.»

چگونه از او بخواهیم وقتی بیقرار فرزندش می شود بی تابی نکند و با عکس فرزندش درد دل ننماید تا سران فتنه تطهیر شوند.

چگونه به خانواده شهدای فتنه بگوییم فراموش کنند فتنه ای در کار بوده است  و این فتنه ، سرانی جاه طلب و قانون شکن داشته است و آقازاده هایی که آتش بیار معرکه بودند و علیرضا ها و حسین ها و امیرحسام ها را قربانی جاه طلبی خود نمودند.



آهای کسانی که فرزندانتان را در کنار خود دارید و از شیر مرغ تا جان آدمیزاد برایشان فراهم می کنید و نمی گذارید از گل نازکتر به آنان بگویند؛ آیا شرم و حیا نمی کنید که انتظار دارید فتنه 88 فراموش شود و خون پاک ده ها جوان معصوم که به خاطر لجاجت و قانون شکنی فتنه گران ، ناجوانمردانه بر زمین ریخته شد به فراموشی سپرده شود؟!
اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید.



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: فتنه 88، شهدای فتنه، حصر سران فتنه، سران فتنه، 9 دی،
ارسال در تاریخ شنبه 6 دی 1393 توسط عقل کل

قالب وبلاگ