« اگر ما می خواهیم در مورد مسئله زن، درست فکر کنیم و درست حرکت کنیم و دچار خطا نشویم باید ذهنمان را از حرف های کلیشه ای فرآورده غربی ها به کلی خالی کنیم. غربی ها نسبت به مسئله زن بد فهمیدند، بد عمل کردند و همان فهم بد و غلط و عمل گمراه کننده و مهلک خودشان را به صورت سکه رایج در دنیا کردند.» مقام معظم رهبری(مد ظله العالی)

زن غربی پریشان و پشیمان است اما مجبور است ادای شادبودن را درآورد

زن غربی هویتش به تاراج رفته و گرفتار ظلمی گردیده است که یارای رهایی از آن را ندارد 

ظلمی که «جوانا فرانسیس» نویسنده و روزنامه نگار زن آمریکایی به صراحت به آن اذعان کرده است . این زن مسیحی چند سال پیش به زنان مسلمان لبنان که در زیر آماج بمباران اسرائیل بودند نامه می نویسد و با رشک بردن به عفت و حیا و نجابت زنان مسلمان و بر شمردن ظلم بزرگی که به زنان غربی شده است از زنان مسلمان می خواهد در دامی که غرب برای آنان گسترده است گرفتار نشوند و به جای تقلید از زن غربی ،حافظ عفت و نجابت خود باشند.

این نویسنده آمریکایی در بخشی از این نامه می گوید: « ما زنان غربی شستشوی مغزی داده شده ایم که باور کنیم شما زنان مسلمان مورد ظلم واقع شدید. اما در حقیقت این مائیم که مورد ظلم  واقع شده ایم، برده مُدهایی هستیم که پستمان می کند، نسبت به وزن و انداممان عقده ای شده ایم و گدای محبت مردانی هستیم که نمی خواهند رشد فکری یابند...در اعماق وجودمان می دانیم که سرمان کلاه رفته است.»

متن کامل نامه در ادامه مطلب آمده است.

قصد داشتم بخش هایی از این نامه را که بی پرده به بعضی مسائل پرداخته است  حذف نمایم (چون بیان بی پرده بعضی مسائل را نمی پسندیدم ) اما برای اینکه دخل و تصرفی در متن نامه نکرده باشم علیرغم اکراه قلبی ،متن کامل نامه را در ادامه مطلب آوردم.

 



ادامه مطلب
طبقه بندی: حرف حساب، 
برچسب ها: زن غربی، زن مسلمان، نامه جوانا فرانسیس،
ارسال در تاریخ یکشنبه 31 فروردین 1393 توسط عقل کل

دیدم همه دارند همدیگر را توصیه می کنند به انصراف از یارانه، گفتم منم به این وظیفه ملی عمل کنم. برای همین دل را زدم به دریا و شجاعانه رفتم سراغ یکی از ثروتمندان و کلی از مزایای انصراف از یارانه سخن راندم و بعد به امید اینکه این همه حرف زدن، بالاخره اثرگذار بوده و او را به انصراف از یارانه مصمم کرده ، گقتم: میدونستم که نیازی به گفتن بنده نبود و شما خودتون داوطلبانه انصراف میدین.

ناگهان ابرو در هم کشید و جوری نگام کرد که وحشت کردم. طوری که اگه گفته بودم عزرائیل اومده جونت را بگیره اینقدر ناراحت نمی شد که گفتم از یارانه انصراف بده.

اما من کوتاه نیومدم و با لحنی آرامتر و صمیمانه تر گفتم: تو که سه تا آپارتمان داری، دو تا ویلا داری ،سه باب مغازه داری ،ماشین هم که کمتر از پورشه سوار نمیشی...

همین طور که داشتم اموالش را ردیف می کردم با عصبانیت گفت: دارم که دارم، زحمتش را کشیدم، همدست (ب ز) و ( م ه) و ( ا. ا) که نبودم، اختلاس هم که نکردم، کار کردم؛ اهل ولخرجی ام نبودم که هر سال تعطیلات عید اهل و عیال را ببرم کیش بگردونم ،سرم گرم تجارت بود، حالا حرف حسابت چیه؟

گفتم: خیر اموالت را ببینی ،خدا زیادترش کنه ،ما که ندیده نیستیم؛ فقط می خواستم بگم 45 هزار تومن که پول تو جیبی پسرتم نیست ،خوب انصراف بده وقتی نیاز نداری

گفت: حالا من انصراف بدم کشور گلستان میشه. اصلا وقتی قراره وضعمون خوب بشه چرا باید انصراف بدم. مگه توافقنامه ژنو را امضا نکردند که تحریم را بردارند. مگه برای امضای این توافق به ملت تبریک نگفتند پس دیگه نونمون تو روغنه، چرا باید انصراف بدم؟

گفتم: هنوز که به توافق جامع نرسیدند تازه معلوم نیست تهش چی بشه. تو بیا به خاطر مردمی که بیشتر نیاز دارند انصراف بده. مگه نمی بینی که وزرا و نمایندگان مجلس و مدیران کل و فوتبالیست ها و...اعلام کردند که از یارانه انصراف میدن.

پوزخندی زد و ابرو بالا انداخت و گفت: پ ن پ می خواستند بذارند اونایی که تحت پوشش کمیته امداد و بهزیستی اند انصراف بدن ، چرا اینقدر از خودگذشتگی! نشون دادند. اینا مگه تا حالا داشتند یارانه می گرفتند که الان اعلام می کنند انصراف میدن ؟ رو را برم!

گفتم: چی بگم ، تو فقط بهتره به خاطر بهبود اوضاع کشورت از یارانه انصراف بدی.

گفت: اگه خیلی نگران وضع کشورید کمی جلوی ریخت و پاش ها و اسراف ها را بگیرید. به داد میادین مشترک برسید تا حق ما هر روز در حلقوم عرب های خلیج فارس ریخته نشه.جلوی فساد را بگیرید ؛یارانه من یک سر سوزن از فساد کرسنت و سه هزار میلیارد و ویژه خواری بعضی آقازاده ها نیست، اگه راست میگین برید شصت هزار میلیارد معوقات بانکی را که به آدمای خاصی دادند پس بگیرید، چرا زورتون فقط به این 45 هزار تومان یارانه رسیده؟ انصراف بدم تا پول ها رو هم جمع بشه بعد یکی بالا بکشه و بعدم اگه گفتیم چرا فساد شده ،سریع پروندش را بچسبونن به امنیت ملی و نذارن حرفشم بزنیم، نه رفیق! معلومه که انصراف نمیدم.

گفتم: خدا بگم چی کارشون کنه اونایی را که با ویژه خواری ها و فسادشون، زبان استدلال امثال منو کند می کنند ،بله درسته باید به این مسائل هم رسیدگی کنند اما خلط مبحث نکن. تو به وظیفت عمل کن انشاءالله مسئولین هم به وظیفه شون عمل می کنند.

گفت: اگه اینجا نشستی که مخ منو بزنی و از گرفتن یارانه منصرفم کنی بیخود داری وقتت را تلف می کنی. این پول برای من ارزش داره ،مگه تا یکسال پیش ادعا نمی کردند که این پول فرق داره ،من میخوام بذارم ته جیبم بمونه تا برام برکت بیاره و ورشکست نشم. حالا چه اتفاقی افتاده که این پول مشکل دار شده و تازه گرفتنش جریمه هم داره! اصلا مگه قرار نبود این پول زیادتر هم بشه تا 250 هزار تومان هم حرفش بود حالا این 45 هزار تومان را هم نمی تونید به ما ببینید. بذار خیالت را راحت کنم به هیچ وجه من الوجوه من انصراف بده نیستم تو هم برو مخ یکی دیگه را بزن.

دیگه داشتم ناامید می شدم تا اینکه موبایلش زنگ خورد و شروع کرد به حرف زدن...

بعد از اینکه حرف زدنش تموم شد صداش را صاف کرد و با کمی مکث گفت: البته این پول که ارزش گرفتن نداره به قول خودت پول تو جیبی پسرم هم نیست، منم فکر می کنم بد نباشه به خاطر کمک به وضعیت کشور انصراف بدم ،شاید گره کوچکی را باز کرد!

خیره خیره نگاش کردم و با تعجب پرسیدم: منظورت اینه که قصد داری انصراف بدی؟ درست میشنوم؟

گفت: چرا که نه...اونوقت تا حالا هم داشتم باهات شوخی می کردم

گفتم: برو...برو یکی دیگه را سیاه کن ...راستش را بگو تو که پول به جونت بسته بود ،پشت تلفن چی بهت گفتند که نظرت از این رو به اون رو شد؟

بعد از کلی اصرار و با شرط اینکه این موضوع بین خودمون بمونه و برای کسی تعریف نکنم( من هم برای کسی تعریف نکردم جز شما، شما هم قول بدین برای کسی تعریف نکنید!) گفت: خانومم بود، زنگ زده میگه حتما باید انصراف بدیم. میگم چرا؟ میگه عفت خانوم زن حاج اسماعیل تاجر بزرگ فرش، زنگ زده منزل ما و گفته از گرفتن یارانه انصراف داده اند. خانوم بنده هم گفته ما هم انصراف میدیم. عفت خانوم گفته شنیدم به کسانی که انصراف میدن «کارت همیاری ملی» داده میشه بعد دعوت خانوم و دخترم را گرفته تا سه ماه دیگه برن تو ویلای شمالشون و تاکید کرده که کارت انصراف از یارانه را هم بیارند. خانوم بنده هم میگه برای اینکه جلوی عفت خانوم کم نیارم و ضایع نشم باید انصراف بدیم تا به ما هم کارت بدن.

تازه خانومم میگفت این کارت حیثیتی شده، ممکنه بعدا که خواستیم دختر و پسرمون را سر و سامون بدیم خانواده دختر بگن ما به پسری که کارت انصراف از یارانه نداره زن نمیدیم یا خانواده داماد یک عمر به خاطر نداشتن کارت انصراف از یارانه به دخترمون سرکوفت بزنند. پس علاج واقعه را باید قبل از وقوع کرد! از طرف دیگه وقتی ده میلیون پردرآمد را قراره خود دولت حذف کنه محترمانه تر اینه که خودم انصراف بدم تا بعد که حذفم کردند سبک نشم!

گفتم: عجب! بعضی مردم خالصانه برای کمک به کشورشون انصراف میدن شما هم چه استدلال هایی که نمی کنید. باز به این عفت خانم که به جای اینکه با حرفش مملکت را به هم بریزه ،داره به کشورش کمک می کنه. جا داره بگیم عفت خانم مچکریم!

اما سوال مسابقه الو نوید:

با توجه به اینکه اعلام شد محتوای سبد کالا در مرحله دوم تغییر می کند و ممکن است این تغییر ادامه یابد، به ما بگین محتوای سبد کالا مرحله سوم چیست؟

1- یک جعبه شامل انواع کلید به همراه نیم گرم اورانیوم 20 درصد اکسید شده

2- کالای فرهنگی شامل جدیدترین نسخه خاطرات هاشمی از امام(ره) و طرح جلد متن محرمانه توافقنامه ژنو

3- یک دست کت و شلوار مدل اشتون و کراوات مدل جان کری

4- مرحله سومی وجود ندارد چون بعد از مرحله دوم اعلام خواهند کرد کسانی که سبد کالا می گیرند برای کمک به نیازمندان، داوطلبانه از دریافت سبد کالا هم انصراف دهند.

سوال بعدی: این صدا را گوش بدین و بگین صدای چیه؟  




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  بی مزه، 
برچسب ها: یارانه، انصراف از یارانه، طنز الو نوید،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 27 فروردین 1393 توسط عقل کل

یادش بخیر آن روزها...

یادش بخیر کیک زردی که کاممان را شیرین می کرد

یادش بخیر اشک های شوقمان در پی هر موفقیتی که در هسته ای کسب می کردیم

یادش بخیر شعارهایمان که با مشت های گره کرده سر می دادیم و می گفتیم «انرژی هسته ای حق مسلم ماست» و گاهی هم چنان ذوق زده می شدیم که فریاد می زدیم «انرژی هسته ای به جان ما بسته ای»

یادش بخیر حس غروری که سرشارمان می کرد و امیدی که در چشمانمان می درخشید و اضطراب و دلهره ای که در دل دشمن می انداختیم 

یادش بخیر سال 1385 بود که در 20 فروردین در کنار بارگاه مطهر رضوی ،موفقیت دانشمندان هسته ای در دستیابی به توانایی غنی سازی در مقیاس آزمایشگاهی را جشن گرفتیم

 سال 1386 با ورود به مرحله تولید صنعتی سوخت هسته ای به جهانیان اعلام کردیم که از این به بعد ایران نیز در زمره چند کشور تولید کننده سوخت هسته ای قرار گرفته است

سال 1387 نیز نصب شش هزار سانتریفیوژ جدید در نطنز را جشن گرفتیم

و سال 1388 از دو نوع سانتریفیوژ با ظرفیت چند برابر ظرفیت گذشته و چند دستاورد دیگر رونمایی کردیم و اواخر این سال نیز اخبار خوش راه اندازی سایت فردو  و تولید سوخت 20 درصد در داخل کشور کاممان را شیرین تر کرد 

سال 1389 از اولین نمونه سوخت مجازی راکتور تحقیقاتی تهران و نمونه جدید نسل سوم ماشین های سانتریفیوژ و 6 رادیو دارو پرده برداشتیم.

سال 1390 از دی اکسید اورانیوم طبیعی با خلوص هسته ای به همراه ایزوتوپ های پایدار در مجتمع آب سنگین اراک رونمایی کردیم و اورانیوم 20 درصد تولید داخل را در راکتور تحقیقاتی 5 مگاواتی تهران سوخت گذاری نمودیم

سال 1391 نیروگاه بوشهر را برای اولین بار با توان 60 مگاوات به شبکه برق سراسری متصل کردیم

سال 1392 نیز با اعلام دستاوردهای جدید هسته ای از جمله ارتقاء سانتریفیوژها ، از زبان رئیس سازمان انرژی اتمی شنیدیم که وعده می داد راکتور تحقیقاتی اراک را با سوخت مجازی در سال 92 راه اندازی خواهند کرد.

اما امسال...

امسال باید به اورانیوم 20 درصدی چشم بدوزیم که اکسید می شود در ازای دلارهای ناچیزی که قطره چکانی و با شرط و منت می خواهند تحویلمان دهند و یاوه گویی های دشمن که هر روز بیشتر از دیروز بر قلبمان زخم می زند

امسال درست در 20 فروردین ، همان ها که می گفتند «سانتریفیوژ بچرخد به شرطی که چرخ مملکت هم بچرخد» از ما می خواهند تا داوطلبانه از یارانه هم انصراف بدهیم تا چرخ مملکت بچرخد.

شاید از نظر بعضی ها ،هسته ای لای چرخ مملکت گیر کرده  بود و نمی گذاشت خوب بچرخد

یکی نیست بگوید چرخ مملکت خوب می چرخید اگر یک عده آدم  قدرت طلب و دیکتاتور منش که حرف قانون سرشان نمی شد دروغ بزرگ تقلب را بهانه نمی کردند و با مرزشکنی و هم پیاله شدن با دشمن ، موجب تشدید تحریم ها نمی شدند

چرخ مملکت خوب می چرخید اگر باندبازی و حزب سالاری بر آن حاکم نبود و هر کس به اندازه بی عرضگی و سهل انگاری و ندانم کاری اش پاسخگو بود

چرخ مملکت خوب می چرخید اگر فلانی که خود را سرمایه انقلاب می داند توهم خودبزرگ بینی نداشت و برای نظرات دیگران هم کمی ارزش قائل بود و نمی خواست ملت را فدای فرزندانش کند

چرخ مملکت خوب می چرخید اگر نسب ها لای آن گیر نمی کرد و آقازاده ها به جای اینکه بخواهند خود را با نسب هایشان معرفی کنند با لیاقت ها و شایستگی هایی که با تلاش خود به دست می آوردند به معرفی خود می پرداختند 

چرخ مملکت خوب می چرخید اگر فلانی با حاشیه سازی ،همه را فدای رفیقش نمی کرد و نمی گفت « فلانی یعنی من و من یعنی فلانی»

چرخ مملکت خوب می چرخید اگر به جای اینکه به دیدار فتنه گر بروند او را مجازات می کردند

چرخ مملکت خوب می چرخید اگر همه مسئولین از عمق جانشان به سخنان امام (ره) ایمان داشتند و نمی خواستند نظرات خود را به جای نظرات امام(ره) جا بزنند و  تبعیت از ولایت فقیه به جای اینکه فقط لقلقه زبانشان باشد در عمل و رفتارشان جلوه گر بود

چرخ مملکت خوب می چرخید اگر هر دولتی که سرکار می آمد به جای اینکه بخواهد عقده هایش را بر سر دولت قبلی خالی کند فقط به فکر خدمت به مردم بود

چرخ مملکت خوب می چرخید اگر برخی مسئولین همانقدر که به وعده های آمریکا و اروپا اعتماد داشتند به وعده های الهی اعتماد می کردند، اگر همانقدر که به شکستن تحریم چشم دوخته بودند به اراده های راسخ جوانان خیره می ماندند ، اگر همانقدر که به گروه پنج به اضافه یک فرصت می دادند به نخبگان ایرانی فرصت می دادند

 برای اینکه چرخ مملکت خوب بچرخد راهش این نبود که هسته ای را به قیمتی ناچیز بفروشیم و در ازای این گوهر گرانبها ، آب نبات چوبی به دست آوریم ، راهش این نبود که برای حل مشکل، ذوق زده شویم و با دشمن تلفنی صحبت کنیم و عزت و اقتدار و غرور ملی را که حاصل خون هزاران شهید است به بازی بگیریم و به کلام امام که آمریکا را شیطان بزرگ می دانست پشت پا بزنیم

راهش این نبود که برای ارائه گزارش صد روزه ،توافقنامه ای را امضا کنیم که هیچ عاقلی امضا نمی کرد ،راهش این نبود که از ملت بخواهیم چشم و گوش بسته از توافقنامه ای دفاع کنند که جزئیاتش را نمی دانند....

خدایا مگذار بیش از این شرمنده شهدای هسته ای شویم.




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف دل، 
برچسب ها: انرژی هسته ای، روز ملی فناوری هسته ای، غنی سازی، توافقنامه ژنو،
ارسال در تاریخ سه شنبه 19 فروردین 1393 توسط عقل کل

با توجه به اینکه مرگبارترین جنگ های تاریخ جهان از اروپا نشات گرفته است و ده ها میلیون انسان در جنگ جهانی اول و دوم قربانی جنگ طلبی اروپایی ها شدند

و با توجه به رشد روزافزون نژادپرستی و اسلام ستیزی در اروپا که نمونه های آن را در قتل عام صدها هزار مسلمان بوسنی ، کشتن مروه شروینی زن محجبه مصری و به آتش کشیدن یک ایرانی و...شاهد بوده ایم

و با توجه به نقض آشکار حقوق زنان اروپایی به طوری که حتی در منزل نیز امنیت جانی ندارند و بنابر آمار رسمی از هر پنج زن اروپایی ، یک زن قربانی خشونت های خانوادگی می شود تا آنجا که در فرانسه هر دو روز و نیم ، یک زن زیر ضربات کتک همسرش کشته می شود و در آلمان 25 درصد زنان اعلام کرده اند که از سوی همسرانشان مورد ضرب و شتم شدید قرار می گیرند

و با توجه به اینکه زنان اروپایی در بیرون از منزل نیز به عنوان یک برده جنسی قلمداد می شوند و آمار تجاوز و قاچاق زنان اروپا هر روز افزایش می یابد به طوری که هر 9 دقیقه یک زن در انگلستان مورد تجاوز قرار می گیرد

و با توجه به اینکه حدود 40 درصد کودکان در کشورهای عضو اتحادیه اروپا ، نامشروع و خارج از عقد رسمی ازدواج متولد می شوند و حرامزاده هستند

و با توجه به اینکه کودک آزاری در خوی بسیاری از اروپایی ها نهادینه شده است به طوری که در هر بیست دقیقه یک کودک در انگلیس مورد سوء استفاده جنسی قرار می گیرد که به مرگ برخی از کودکان ختم می شود و بنابر گزارشی که در سال 2013 ارائه شد حدود یک چهارم افراد بالغ در انگلیس اعلام کرده اند که در کودکی مورد تجاوز جنسی قرار گرفته اند و حتی نام بعضی از سیاستمداران انگلیسی در بین کودک آزاران می درخشد!

و با توجه به اینکه در فرهنگ اروپایی ، همجنس گرایی و حتی تجاوز به حیوانات ،امری عادی تلقی می گردد و هشدار عقلای اروپایی مبنی بر فروپاشی کانون خانواده ، از سوی دولتمردان هوسران و بی عقلشان نادیده گرفته می شود و همجنس گرایان هر روز از آزادی و کمک های مالی و قانونی بیشتری برخوردار می گردند

و با توجه به اینکه آزادی بیان و عقیده در اروپا به طور گسترده نقض می شود به طوری که جنبش 99 درصدی در عرض مدتی کوتاه مورد سرکوب واقع شد و هر نویسنده ای که بخواهد درباره هولوکاست تحقیق کند سر از زندان درمی آورد و حتی روزنامه های سرشناس نیز اگر بخواهند به گوشه ای از فساد دولتی در کشورهایشان بپردازند تمام هارد درایورهای رایانه هایشان توسط ماموران امنیتی نابود و خبرنگاران مربوطه بازداشت می شوند

و با توجه به اینکه احترام به عقاید دیگران در نزد دولتمردان اروپایی جایگاهی ندارد به طوری که کشورهای اروپایی در اقدامی مشترک و وقیحانه با چاپ کاریکاتورهای موهن به عقاید یک و نیم میلیارد مسلمان توهین کردند

و با توجه به اینکه آزادی های مدنی در کشورهای اروپایی به صورت گسترده نقض می شود به طوری که حتی اعتراضات صنفی جنبش های دانشجویی توسط پلیس با خشونت سرکوب می گردد و فعالیت های مردم اروپا لحظه به لحظه توسط دوربین های مدار بسته رصد و کنترل می شود

با توجه به این موارد و بسیاری موارد دیگر که حاکی از نقض گسترده حقوق بشر و آزادی بیان در کشورهای اروپایی است

به پارلمان اروپا اعلام می داریم لطفا زر زیادی نزنید و شما که بیش از یک سوم از مردمانتان حرامزاده اند برای ملت پاک و متمدن ایران تعیین تکلیف نکنید.




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: پارلمان اروپا، حقوق بشر، آزادی بیان، ایران، اروپا،
ارسال در تاریخ شنبه 16 فروردین 1393 توسط عقل کل

آنجا که خواست دلت با خواست ولی امرت ،یکی باشد میزان ولایتمداری ات چندان روشن نمی گردد چون تشخیص اینکه به خواسته ی دلت ،لبیک گفته ای یا به خواسته ی ولی امرت؛ سخت است اما آنجا که نظر و خواسته ی ولی امر زمانت با خواسته شخصی ات  متفاوت باشد و خاضعانه به خواست ولی امرت لبیک بگویی خلوص ولایتمداری ات اثبات می شود.

بر این اساس شاید بتوان گفت یکی از نقاط برجسته ولایتمداری حضرت زهرا سلام الله علیها آنجا نمود پیدا می کند که درخواست امیرالمومنین علیه السلام مبنی بر تقاضای عیادت ابوبکر و عمر را می پذیرد.

زمانی که مردم مدینه به عیادت حضرت زهرا (س) می رفتند ابوبکر نیز به پیشنهاد ابوعبیده تصمیم گرفت به عیادت حضرت زهرا (س)برود و بعد از عیادت، پایان اختلاف و  سوء تفاهم را به افکار عمومی جامعه اعلام نماید. مولا فرمود: باید از همسر بیمارم اجازه عیادت بگیرم.

وقتی حضرت علی(ع) درخواست عیادت ابوبکر را مطرح کرد حضرت زهرا(س) فرمود: « البیت بیتک و الحرة زوجتک ، افعل ما تشاء» علی جان! خانه، خانه ی توست و من همسر تو هستم هر چه می خواهی انجام بده.

حتی تصورش هم سخت است وقتی قرار باشد دختر پیامبر(ص) با کسانی روبرو شود که بزرگترین جسارت ها را در حق او روا داشته اند. پهلوی شکسته و بازوی کبود و صورت نیلی و شهادت محسن شش ماهه را هم بتواند تحمل کند اما چگونه می تواند با کسانی روبرو شود که امامش را به سخره گرفتند و دستان فاتح خیبر را بستند و بر گردنش ریسمان افکندند. چگونه می تواند شمشیر برهنه ای را که بر بالای سر حیدر کرار گرفته بودند تا او را مجبور به بیعت نمایند از خاطر ببرد...

با این حال زهرای اطهر درخواست امامش را پذیرفت و نقشه غاصبان را که قصد عوامفریبی داشتند خنثی نمود و خشم و نارضایتی خویش از غاصبان را بیش از پیش آشکار ساخت و بر همگان روشن شد که دختر پیامبر تا آخر عمر شریفش از ابوبکر و عمر ناراضی بوده است و حکمت اقدام مولا علی در پذیرش درخواست عیادت نیز نمایان شد.  

در زمان ما نیز خیلی ها ادعای ولایتمداری دارند. نگاهی به خواص جامعه بالاخص سیاسیون بیندازید ببینید چند درصد از ادعاهای ولایتمداری خواص با عمل آنان مطابقت دارد.

برخی مسئولین و خواص جامعه از هر بیست جمله ای که می گویند یک جمله اش اشاره به نام یا بیانات مقام معظم رهبری (مدظله العالی) است اما وقتی به عمل و رفتارشان نگاه می کنیم صد و هشتاد درجه با منش و رفتار رهبر انقلاب تفاوت دارد. در سخن می گویند ما پیرو محض ولایت فقیه هستیم اما در عمل هر کاری که خواستند انجام می دهند. در کلام به توصیه های رهبر معظم انقلاب لبیک می گویند اما در عمل ، بر ضد آن توصیه ها رفتار می نمایند ،این را می گویند ولایتمداری ریاکارانه و منافقانه!

برخی دیگر از خواص هم پیدا می شوند که فقط تا آنجایی پیرو امر ولی فقیه هستند که نظر و تشخیص رهبر انقلاب در راستای نظر و تشخیص آنان باشد و هر گاه ولی فقیه ،نظری متفاوت با آنها ارائه دادند یا بر آنان خرده گرفتند یا احیانا از یکی از رقبای سیاسی این افراد تمجید کردند ،در عمل با ولی فقیه زاویه می گیرند اما کماکان در ظاهر، فرمایشات رهبری را تکرار می نمایند. این افراد نیز ولایت دل و هوای نفس خویش را دارند نه ولایت فقیه را !

خداوند عاقبت ما را ختم بخیر کند. ولایتمدار بودن در حرف و ادعا آسان است اما در عمل ، نفسی مهذب و تزکیه شده می طلبد و تا در معرض آزمایش قرار نگیریم صدق ولایتمداری ما روشن نمی شود و ادعایی که در عمل اثبات نشود جز بر نفاق و ریا نمی افزاید.

 

پ ن:

شب های آخر عمر مادر است. در این شب ها ،حضرت زهرا(س) بیش از پیش برای فرزندش حضرت مهدی(عج) دعا می فرمود. اللهم عجل لولیک الفرج.




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: حضرت زهرا(س)، ولایتمداری، ولایت فقیه، خواص،
ارسال در تاریخ یکشنبه 10 فروردین 1393 توسط عقل کل

قالب وبلاگ