تبلیغات
افاضات عقل کل - مطالب آذر 1392

دم از امام علی علیه السلام می زنند، ذکر «هو » سر می دهند و اقطاب فرقه را با القاب نور علیشاه ،محبوب علیشاه ، مجذوب علیشاه و...نامگذاری می کنند.

فرقه صوفیه گنابادی که مردم گناباد با ابراز تنفر از این فرقه ،خواستار حذف نام گناباد از این فرقه و نامیدن آن به اسم خانوادگی آنان یعنی «فرقه صوفیه بیچاره» شده اند یکی از فرقه های انحرافی و سیاسی ترین فرقه درویشی است که با عوامفریبی در حال فعالیت می باشد.

بالاترین مقام فرقه، قطب فرقه است که در حال حاضر « نور علی تابنده » قطب این فرقه به شمار می رود و به « مجذوب علی شاه » ملقب شده است.

نور علی تابنده عضویت در  نهضت آزادی را در سابقه خویش دارد. نهضتی که امام خمینی (ره) ،ضرر آنها را به اعتبار آنکه متظاهر به اسلام هستند و با تاویل های جاهلانه موجب فساد عظیم می شوند از ضرر منافقین هم بیشتر دانستند.

نور علی تابنده چندی پیش در سخنانی اهانت آمیز با زیر سوال بردن شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها گفته بود:

« یکی از دوستان سابق من که مرد مسلمان و خیلی معتقدی است به من تلفن زد و از من پرسید تقویم امسال را دیدی؟ گفتم بله. گفت دیدی نوشته شهادت حضرت زهرا. خب با این حرف اجر شهید کم می شود. شهادت مقام بالایی است و شامل حضرت زهرا نمی شود و با گفتن شهادت حضرت زهرا مقام شهید را بی ارزش می کنید حضرت زهرا(س) رحلت کرده است.» 

اما سوال اینجاست که فرقه صوفی بیچاره و اقطابش را با شهادت چه کار؟!

مفهوم شهادت را آنان می فهمند که سربند « یازهرا» می بستند و با یک « یا علی » لرزه بر اندام استکبار می انداختند؛ نه اقطاب فرقه بیچاره ای که یا سر در آبشخور پهلوی داشته اند یا ریزه خوار سفره استکبار هستند!

نور علی تابنده چه می فهمد که حضرت زهرا سلام الله علیها کیست تا از شهادت یا رحلت حضرت ام ابیها فاطمه زهرا (س)سخن بگوید؟

حضرت زهرا(س) را مولایمان علی (ع) می شناسد که کاتب اخبار غیبی بوده است که فرشته وحی بر دختر پیامبر (ص) القاء می کرد.

حضرت زهرا (س) را آقایمان مهدی(عج) می شناسد که بر مزار مخفی مادر ،اشک غربت می ریزد و ندای « السلام علیک ایتها الصدیقه الشهیده » سر می دهد.

شاید نورعلی تابنده گمان کرده است که لقب شهادت هم مثل القاب جعلی فرقه گنابادی است که عده ای مرید ساده اندیش بر قطب فرقه بگذارند و در مقابلش سجده کنند و پایش را ببوسند!

نور علی تابنده و فرقه اش را چه نسبتی با علی علیه السلام است که دم از علی (ع) می زنند؟ آیا نشانی از جوانمردی مولا بر چهره دارند؟! آیا ذره ای از درد مولا را آن هنگام که با دستان بسته ،نظاره گر درب و آتش بود و یا آن هنگام که در دفن شبانه از کبودی بازوی همسرش ناله سر می داد درک می کنند که اینگونه بی پروا زبان به یاوه گویی گشوده اند؟

آیا جز این است که فقط یاد گرفته اند سبیل ها را کلفت و پرپشت نمایند و با بدعت عشریه ، جیب مردم را خالی کنند و به رفاه و جاه طلبی بپردازند.

منکر شهادت حضرت زهرا(س) ؛ منفور مولا علی (ع ) است و لقب « منفور علی شاه» برازنده اوست. مریدان نور علی تابنده نیز اگر به اندازه رشد سبیل هایشان، کمی درک و شعورشان را رشد می دادند به جای مجذوب علیشاه به او می گفتند منفور علیشاه!

پ ن:

مراسم پابوسی قطب فرقه صوفی گنابادی 




طبقه بندی: حرف حساب، 
برچسب ها: حضرت زهرا (س)، شهادت، فرقه گنابادی، نور علی تابنده،
ارسال در تاریخ شنبه 23 آذر 1392 توسط عقل کل

شخصی به مدینه آمد و به مردم مدینه گفت: من مى‏توانم خبرهایى از زندگى شما بدهم. كسانى كه با او در ارتباط بودند، از او خبر مى‏خواستند و او خبر مى‏داد و درست مى‏گفت.

 این موضوع را به خدمت مبارك موسى بن جعفر علیهما السلام اطلاع دادند كه: شخص بى‏دین و غیر مسلمانى به مدینه آمده و از امور ما خبر مى‏دهد.

حضرت با او ملاقات كردند و در حضور مردم فرمودند: چه كار كرده‏اى كه به این حال رسیده‏اى كه به پنهان راه پیدا كرده‏اى؟

به حضرت عرض كرد: خیلى چیزها را مى‏خواستم، با خواسته‏هایم مخالفت‏ كردم و در مقابل خواسته‏هاى خودم، صبر كردم و آن خواسته‏ها را دنبال نكردم، اگر چه تلخ و سخت بود.

حضرت فرمودند: درست است كه چنین دانشى در محدوده ریاضت‏هاى نفسى و مخالفت با خواهش‏ها نصیب تو شده است. این مسأله درستى است؛ چون خداى مهربان در این عالم نیز اجر خوبى احدى را ضایع نمى‏كند، و لو با خدا نبوده، مخالف خدا باشند و خدا را قبول نداشته باشند.

موسى بن جعفر علیهما السلام به آن شخص پیشگو فرمود: در مقابل ریاضت‏ها و صبرى كه كردى، حق است كه چنین پاداشى را به تو بدهند. آیا علاقه دارى مسلمان شوى؟ گفت: نه، هیچ علاقه‏اى به مسلمان شدن ندارم.

امام علیه السلام فرمود: با خواهش نفس مخالفت كن و مسلمان شو، تو كه تمرین مخالفت با هواى نفس دارى، باطن تو مى‏گوید مسلمان نشو، با این باطن جهاد كن و مسلمان شو.

گفت: چشم. به دست موسى بن جعفر علیهما السلام مسلمان شد.

چند روزى كه آداب اسلام را یاد گرفت، كسى آمد به او گفت: یكى از آن خبرها را از زندگى من به من بده. هر چه فكر كرد، دید هیچ خبرى نزد او نیست.

به درب خانه موسى بن جعفر علیهماالسلام آمد و در زد، گفت: یابن رسول الله! آن زمانى كه بى‏دین بودم، مى‏توانستم خبر از آینده بدهم، اما اكنون كه دیندار شده‏ام، خبرى نمى‏توانم بدهم، پس مزد این دیندارى ما چه شد؟

حضرت فرمود: دنیا گنجایش مزد مسلمان شدن تو را ندارد، پاداشى كه مى‏خواهند به تو بدهند، در این دنیا نمى‏توان به تو داد.

گفت: صبر مى‏كنم تا در قیامت، پاداش مسلمان شدنم را از پروردگار عالم بگیرم.

منبع: صبر از دیدگاه اسلام، حسین انصاریان




طبقه بندی: حرف حساب، 
برچسب ها: امام کاظم (ع)، ریاضت، هوای نفس، اسلام،
ارسال در تاریخ سه شنبه 19 آذر 1392 توسط عقل کل

مردی با نردبان به باغی می رفت تا میوه بدزدد. صاحب باغ رسید و گفت: در باغ من چه کار داری؟ گفت: نردبان می فروشم. گفت: نردبان در باغ من می فروشی؟ گفت: نردبان از آن من است هر کجا که بخواهم می فروشم!

با خواندن این طنز عبید زاکانی به پر رویی این مرد نردبان به دست می خندیم اما این روزها حکایتی طنزآمیزتر  را در واقعیت شاهد هستیم.

حکایت کسانی که چهار سال پیش فتنه به پا کردند و می خواستند با نردبان آشوب از دیوار قانون اساسی بالا روند و رای چهل میلیونی مردم را بدزدند و امروز هنوز هم فتنه انگیزی خود را فتنه نمی دانند و شاید آنها هم ادعای نردبان فروشی دارند! و به جای اینکه پاسخگوی اقدامات آشوب طلبانه و قانون شکنانه خویش باشند طلبکارانه بر نظام منت می گذارند و می گویند « از طلب سال 88 گذشتیم »

 ما می گوییم چرا باید از طلبشان بگذرند؟ بیایند تا طلبشان را وصول کنیم!

لیست طلب هایشان را بنویسند تا چیزی از قلم نیفتد

بنویسند به خاطر آبرویی که از نظام اسلامی در جهان خدشه دار کردند  چقدر از نظام طلب دارند؟

بنویسند هر کدام از آرای چهل میلیونی مردم را چند دلار ارزشگذاری کرده بودند که اصرار داشتند حتی با آشوب طلبی و هم پیاله شدن با دشمن ،آن را به سرقت ببرند؟

بنویسند برای هر کدام از جوانانی که قربانی قدرت طلبی شان کردند چقدر از نظام اسلامی طلبکارند تا وصول کنیم؟

علی الحساب به خاطر خون پاک شهید حسین غلام کبیری که به ناحق بر زمین ریختند این طناب و چوبه دار را به عنوان قسط اول طلب سال 88 دریافت کنند ، مابقی طلبشان را اگر نظام اسلامی نتوانست بپردازد ماموران الهی با آنها تسویه خواهند کرد.




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: فتنه88، طلبکاری، نظام اسلامی،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 13 آذر 1392 توسط عقل کل

بحث در مورد مذاکرات هسته ای ژنو بسیار مفصل است و برای روشن شدن کامل آن باید از جوانب مختلف به آن پرداخت. اینکه چه امتیازاتی دادیم و چه امتیازاتی گرفتیم یا اینکه متن توافقنامه چه ابهاماتی دارد که می تواند در ادامه مذاکرات مورد سوء استفاده قرار بگیرد و یا حتی اینکه این توافقنامه بر رشد علمی کشور و روحیه جهش علمی محققان چه تاثیراتی خواهد داشت و... هر کدام نیازمند بحث جداگانه ایست که در یک مطلب نمی گنجد.

 در اینجا توافقنامه ژنو را فقط از منظر یک سوال مورد بحث قرار می دهیم. سوالی که پاسخ روشنی به آن داده نشده است.

آقای ظریف بعد از پایان مذاکرات ژنو گفت: « اگر غربی ها به تعهدات خود عمل نکنند از تعهدات خود بر می گردیم و هیچ نگرانی نداریم همان طور که آنها می توانند برگردند ما هم می توانیم. به شما اطمینان می دهم که هیچ نگرانی از این قضیه نداریم ما وارد این حوزه شدیم با این هدف که منافع کشور را به پیش بریم و حقوق مردم را حفظ و فشارهای غیرعادلانه و ظالمانه ای را هم که بر این مردم وارد شده است رفع کنیم. می توانستیم بنشینیم شعار بدهیم اما اگر این کار را می کردیم هیچ گاه فشارها از روی مردم برداشته نمی شد. برای من هم خیلی راحت تر بود که بنشینم و شعار بدهم و مجبور نبودم تا ساعت سه صبح مذاکره کنم و 4 صبح در جمع خبرنگاران مصاحبه مطبوعاتی بگذارم.»

یک سوال ساده از آقای ظریف این است که اگر غربی ها به تعهداتشان عمل نکنند آیا قضیه به همین راحتی است که ایشان اشاره کرده است و واقعا جای هیچ گونه نگرانی وجود ندارد؟

آقای ظریف! تصور کنید بعد از سه چهار ماه متوجه شوید که غربی ها اراده جدی برای عمل به تعهداتشان ندارند و ما هم در مقابل خواستیم از تعهداتمان کنار بکشیم ، آیا ما نیز مثل غربی ها چیزی از دست نداده ایم که بابت آن نگران باشیم؟

آیا ذخایر اورانیوم 20 درصدمان هنوز دست نخورده باقی مانده است تا نگرانش نباشیم؟ آیا تمام اطلاعاتی که در زمینه طرح و نقشه های ایران برای تاسیسات هسته ای، معادن موجود در کشور، شرکت های نورد اورانیوم، منبع مواد و...در اختیار بازرسان قرار داده ایم قابل بازگشت است؟ چگونه می خواهید این اطلاعات را برگردانید؟ مگر اطلاعات هم قابل بازگشت است که نگران نباشیم آقای ظریف؟

اصلا فرض کنید غرب در این شش ماه به تمام تعهداتش عمل کرد و شما قرار است دوباره به پای میز مذاکره نفس گیر با غرب بنشینید آیا برای ادامه مذاکرات هنوز دستتان پر است؟ طرف غربی مهمترین مهره هایش را که تحریم های نفتی و بانکی است هنوز در مشتش نگه داشته است و برای از میان برداشتن این تحریم ها مسلما مابه ازای سنگینی طلب خواهد کرد (همان چیزهایی که اوباما در مکالمه تلفنی وعده اش را به نتانیاهو می دهد!) آیا شما مهره ی سنگینی که بتواند مشت طرف غربی را باز کند هنوز در اختیار دارید؟

 آیا غیر از غنی سازی 20 درصد و آب سنگین اراک و...که اکنون به میز مذاکره آوردید و با آن اندکی از تحریم ها را به چالش کشیدید مهره های دیگری هم دراختیار دارید که قدرت چانه زنی و معامله با آن را در مذاکرات آتی داشته باشید؟

اگر غربی ها به پذیرش پروتکل الحاقی و دست کشیدن از قسمتی دیگر از فعالیت های هسته ای امید بسته اند خودتان بهتر می دانید که پذیرش پروتکل الحاقی نیاز به اجازه مجلس دارد و هیچ سیاستمدار هوشمندی نیز حاضر نخواهد شد تجربه شکست گذشته در پذیرش این پروتکل را دوباره تکرار کند. پس با این حساب با کدام برگ برنده ای قرار است تحریم های اصلی نفتی و بانکی برداشته شود؟

آقای ظریف! شما دیپلمات زبده ای هستید و ما هم خوب می دانیم که شما مذاکرات سخت و نفس گیری را در پیش داشته اید و علاوه بر فشاری که از طرف غرب بر شما و تیم مذاکره کننده وارد می شده است احتمالا از داخل نیز علاقه و اصرار زیادی برای ایجاد این توافق قبل از گزارش صد روزه رئیس جمهور وجود داشته است تا این توافق در گزارش صد روزه به عنوان کلیدی راهگشا به مردم معرفی شود اما آنچه فراتر از همه دولت هاست منافع ملی ایران است، به ما حق بدهید که نگران از دست دادن منافع ملی مان باشیم.

اگر در ادامه مذاکرات دست شما خالی باشد مسلما طرف غربی به رفع تحریم های اساسی دست نخواهد زد و این درحالی است که ما در این شش ماه هم از پیشرفت هسته ای دست کشیده ایم و هم خزانه اورانیوم 20 درصد را از دست داده ایم و مهمتر از همه، اطلاعات مهم هسته ای و حتی اطلاعات مهم علمی و راه های میانبری را که تاکنون برای رسیدن به پیشرفت هسته ای طی کرده ایم در اختیار غربی ها قرار داده ایم.

آقای ظریف! شما هم به ما انصاف بدهید و بگویید آیا این جای نگرانی ندارد؟ 




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: مذاکرات هسته ای، ژنو، 5+1، ایران، آمریکا، ظریف،
ارسال در تاریخ سه شنبه 5 آذر 1392 توسط عقل کل

قالب وبلاگ