تبلیغات
افاضات عقل کل - مطالب آبان 1392

این روزها اصطلاح « پیام مردم » را زیاد شنیده ایم. می گویند «پیام مردم را درک کنید» ؛ «پیام مردم معنادار بود»؛ «با پیام مردم مخالفت نکنید»؛ «همه باید پیام مردم در انتخابات را درک کنند» و...

و همین که صدای منتقدی بلند می شود برچسب می خورد که پیام مردم را درک نکرده است و در مقابل رای مردم ایستاده است و گاهی کار به آنجا می کشد که حتی وقتی مجلس می خواهد بر طبق قانون به صلاحیت وزرا رسیدگی کند بعضی از افراد ، به گونه ای از پیام مردم دم می زنند که گویا می خواهند نمایندگان را در فشار گذاشته و به هر نحوی نظر موافق نمایندگان را کسب نمایند ؛بدون اینکه در نظر داشته باشند که نمایندگان هم با رای همان مردمی به مجلس راه پیدا کرده اند که اکنون از احترام به رای و پیامشان سخن می گویند.

یا وقتی در قضیه مذاکرات هسته ای؛ انتقادی مشفقانه و از سر خیرخواهی صورت می گیرد منتقدین را به عدم درک پیام مردم متهم می کنند و این اصطلاح «پیام مردم» به مثابه چماقی شده است بر سر منتقدین تا آنها را بکوبند و ساکت نگه دارند.

اما پیام واقعی مردم چیست؟ این مردم همان مردمی هستند که با رای خود ،دولت های گذشته تا حال را سر کار آورده اند. این مردم همان مردمی هستند  که حماسه بزرگ 9 دی را آفریدند. حال کدامیک از این ها پیام واقعی مردم است؟

بهتر است ببینیم بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی در این مورد چه نظری دارند. آیا ایشان هم رای مردم به یک شخص یا یک جریان را پیام واقعی مردم می دانند؟ آیا امام راحل (ره) از اینکه دائم ،طرفداری ملت از یک شخص یا جریان را به رخ بکشند استقبال می کنند یا توبیخ می نمایند؟ امام خمینی (ره) در صحیفه نور می فرمایند:

« اگر ملت را می خواهید هی نگویید که ملت با من است، ملت با من است. ملت با اسلام است ، نه با من است و نه با شما و نه با دیگری. من اگر یک کلمه ای بر خلاف اسلام بگویم ، همین ملت می ریزند و من را از بین می برند. ملت اسلام را می خواهند ، ملت شخص نمی خواهد. شخص پرست نیست ملت، می خواهد که قوانین اسلام در این مملکت پیاده بشود...این مردم طرفدار از مجلس،مادامی که مجلس بر طریقه اسلام باشد و از دولت، مادامی که دولت بر طریقه اسلام باشد و از رئیس جمهور مادامی که رئیس جمهور در طریق اسلام باشد طرفداری می کنند. هر کدامتان بلغزید مردم دیگر از شما طرفداری نمی کنند، برای اینکه مردم اسلام را می خواهند. امر دائر می شود بین من و پیغمبر اکرم (ص)، کدام مسلمان است که ترجیح بدهد من را؟ امر دائر می شود بین شما و اسلام ،کدام مسلمان است که شما را بر اسلام ترجیح بدهد؟»

با توجه به کلام امام (ره) ؛ملت مسلمان ایران شخص پرست نیست تا پیامش به یک شخص یا جریان محدود شود. پیام واقعی ملت ،طرفداری از اسلام است و هر کدام از مسئولین اگر از راه اسلام بلغزند ملت او را کنار می زنند. 




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: امام خمینی(ره)، ملت، پیام مردم،
ارسال در تاریخ سه شنبه 28 آبان 1392 توسط عقل کل

از رسول خدا(ص) نقل شده است که فرمودند: موسی بن عمران از پروردگارش درخواست کرد و گفت: «پروردگارا برادرم هارون از دنیا رفت پس او را ببخشای.» خداوند به او وحی کرد: «ای موسی! اگر از من بخواهی که گناه اولین و آخرین را بیامرزم اجابتت می کنم مگر قاتل حسین بن علی بن ابیطالب(ع) که از قاتلش انتقام می گیرم.»

خداوند ارحم الراحمین است اما با همه ی بخشندگی و رافتش ، اسم اباعبدالله الحسین (ع) که به میان می آید استثناء قائل می شود و حتی اگر از همه بگذرد از قاتل سید الشهدا (ع) نخواهد گذشت. امام حسین علیه السلام دردانه عالم وجود است و نه تنها جنس غمش بلکه همه چیزش فرق دارد. فرق و استثنایی که دایره ثواب و عقاب را با هم در برمی گیرد . 

 دستگاه امام حسین علیه السلام از چنان عظمتی برخوردار است که کوچکترین خدمتی هر چند ناچیز که در راستای آن انجام گیرد مورد پاداش واقع می شود و چه بسا شنیده ایم حکایت کسانی را که فقط به خاطر یک احترام یا همراهی با زائر یا عزادار اباعبدالله الحسین (ع) مورد لطف ویژه الهی قرار گرفته اند و در مقابل، کوچکترین بی احترامی یا اسائه ادب به زائر یا عزادار یا حتی کسی که به طور اتفاقی پایش به مجلس آن حضرت باز شده باشد مورد توبیخ ائمه علیهم السلام قرار می گیرد که نمونه اش را در قضیه رسول ترک به خاطر داریم.

درک این عظمت تنها محدود به شیعیان نیست بلکه یهودیان و  مسیحیان و زرتشتیان نیز به این عظمت پی برده اند و برای آن احترام ویژه قائلند.  

 اما با این همه عظمت و اوصاف ،چه کسی باور می کرد در کشوری که جوانانش با  بستن سربند «یا حسین» و« یا ابوالفضل» به استقبال شهادت می رفتند و آخرین ذکرشان یا حسین بود و آرزو داشتند سر بر دامان سالار شهیدان ، تشنه کام شربت شهادت بنوشند، فتنه گرانی پیدا شوند که حرمت عاشورا را بشکنند و در روزی که زمین و آسمان و جن و ملک در سوگ فرزند زهرا (س) عزادارند با سوت و کف زدن، عزاداری را به تمسخر بگیرند ؛نمازگزاران ظهر عاشورا را مورد حمله قرار دهند ؛خیمه های عزاداری را به آتش بکشند آن هم نه در مرکز صهیونیسم و وهابیت بلکه در قلب تهران پایتخت جهان تشیع!

و باز چه کسی باور می کرد حس قدرت طلبی ،چنان عقل فتنه گران را زایل کرده باشد که بخواهند با آشوبگری در روز عاشورا ،حتی با مقدسات مردم کاسبی کنند تا شاید بتوانند به جنبش مرده اموی ،جانی دوباره ببخشند اما گویا فتنه گران حتی از شعبان بی مخ هم بی مخ تر بودند که نفهمیدند بازی با حرمت عاشورا ،جان و هستی شان را ساقط می کند و دیر نیست زمانی که خداوند ؛خودش از حرمت شکنان عاشورا نیز انتقام بگیرد، چون تنها قانون خداست که آقازاده و فلان و بهمان نمی شناسد.

همانطور که عاشورا فراموش شدنی نیست حرمت شکنی عاشورا نیز فراموش نخواهد شد. ننگ این حرمت شکنی از پیشانی فتنه گرانی که حرمت عاشورا را شکستند پاک شدنی نیست حتی اگر شناسنامه دوم بگیرند!




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: امام حسین(ع)، عاشورا، فتنه 88،
ارسال در تاریخ سه شنبه 21 آبان 1392 توسط عقل کل

سید بحرالعلوم به قصد تشرف به سامرا تنها به راه افتاد. در بین راه راجع به این مسئله، که گریه بر امام حسین علیه السلام گناهان را می آمرزد، فکر می کرد. همان وقت متوجه شد که شخص عربی ،سوار بر اسب به او رسید و سلام کرد.

بعد پرسید: جناب سید درباره چه چیز به فکر فرو رفته ای؟ اگر مسأله ای علمی است بفرمایید شاید من هم اهل باشم؟

سید بحرالعلوم عرض کرد: در این باره فکر می کنم که چطور می شود خدای تعالی این همه ثواب به زائرین و گریه کنندگان بر حضرت سید الشهداء علیه السلام می دهد؛ مثلا در هر قدمی که در راه زیارت بر می دارند، ثواب یک حج و یک عمره در نامه عملشان نوشته می شود و برای یک قطره اشک ،تمام گناهان صغیره و کبیره شان آمرزیده می شود؟

آن سوار عرب فرمود: تعجب نکن! من برای شما مثالی می آورم تا مشکل حل شود. سلطانی به همراه درباریان خود به شکار می رفت. در شکارگاه از لشگریانش دور شد و به سختی فوق العاده ای افتاد و بسیار گرسنه شد.

خیمه ای را دید و وارد آن خیمه شد. در آن سیاه چادر، پیرزنی را با پسرش دید. آنان در گوشه خیمه عُنیره ای داشتند (بز شیرده) و از راه مصرف شیر این بز، زندگی خود را می گرداندند.

وقتی سلطان وارد شد، او را نشناختند؛ ولی به خاطر پذیرایی از مهمان، آن بز را سر بریده و کباب کردند؛ زیرا چیز دیگری برای پذیرایی نداشتند. سلطان شب را همان جا خوابید و روز بعد، از ایشان جدا شد و  هر طوری بود خود را به درباریان رسانید و جریان را برای اطرافیان نقل کرد.

در نهایت از ایشان سؤال کرد: اگر من بخواهم پاداش میهمان نوازی پیرزن و فرزندش را داده باشم، چه عملی باید انجام بدهم؟ یکی از حضار گفت: به او صد گوسفند بدهید. دیگری که از وزرا بود گفت: صد گوسفند و صد اشرفی بدهید.

یکی دیگر گفت: فلان مزرعه را به ایشان بدهید. سلطان گفت: هر چه بدهم کم است؛ زیرا اگر سلطنت و تاج و تختم را هم بدهم آن وقت، مقابله به مثل کرده ام. چون آنها هر چه را که داشتند به من دادند. من هم باید هر چه را که دارم به ایشان بدهم تا سر به سر شود.

بعد سوار عرب به سید فرمود: حالا جناب بحرالعلوم، حضرت سیدالشهداء(ع) هر چه از مال و منال و اهل و عیال و پسر و دختر و خواهر و سر و پیکر داشت همه را در راه خدا داد پس اگر خداوند به زائرین و گریه کنندگان آن حضرت این همه اجر و ثواب بدهد، نباید تعجب نمود؛ چون خدا که خدایی اش را نمی تواند به سید الشهداء (ع) بدهد؛ پس هر کاری که می تواند، آن را انجام می دهد؛ یعنی با صرف نظر از مقامات عالی خود امام حسین (ع)، به زوار و گریه کنندگان آن حضرت، درجاتی عنایت می کند. در عین حال اینها را جزای کامل برای فداکاری آن حضرت نمی داند.

چون شخص عرب این مطالب را فرمود، از نظر سید بحرالعلوم غایب شد.




طبقه بندی: حرف حساب، 
برچسب ها: امام حسین (ع)، امام زمان(عج)، علامه بحرالعلوم،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 15 آبان 1392 توسط عقل کل

تعجبم از افرادی است که اثر پروانه ای « ادوارد لورنتس» یا تحقیقات «ماسارو ایموتو » را باور می کنند اما وقتی به آنها می گوییم با شعار «مرگ بر آمریکا» نابودی آمریکا تسریع می شود ؛پوزخندی می زنند و انکار می نمایند!

ادوارد لورنتس در مقاله ای با عنوان «اثر پروانه ای» نوشت « آیا بال زدن پروانه ای در برزیل می تواند باعث ایجاد تندباد در تگزاس شود؟» اثر پروانه ای به این معناست که تغییر جزئی (مثلا بال زدن یک پروانه در یک کشور) می تواند باعث تغییرات شدید (مثل وقوع یک تندباد در کشوری دیگر) در آینده شود. و این اثر، زیربنای «نظریه آشوب» است که براساس این نظریه در تمامی پدیده ها نقاطی وجود دارد که تغییری اندک در آنها باعث تغییرات عظیم خواهد شد و در این رابطه سیستم های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی نیز همچون سیستم های جوی از اثر پروانه ای برخوردارند.

 این مطلب نشان دهنده این حقیقت است که رویدادهای جهان ،بسیار به هم مرتبطند و بر یکدیگر اثر می گذارند و ما بدون اینکه متوجه باشیم با اعمال و رفتار و گفتارمان بر کل جهان تاثیر می گذاریم و تاثیر می پذیریم.

 از طرف دیگر «ماسارو ایموتو » محقق ژاپنی نیز در تحقیقاتش ثابت کرد که مولکول های آب نیز به طور زنده به هر یک از احساسات و اندیشه هایمان پاسخ می دهند و نوع کلام ما در چگونگی شکل گیری بلورهای آب موثر است بدین معنا که آب هم خوب و بد را می فهمد و در برابر اسم ظالم واکنش منفی نشان می دهد.

همه ی این تجربیات ،گوشه ای از این حقیقت را نشان می دهد که کوچکترین تغییر در این عالم بر کل نظام آن تاثیر می گذارد حتی افتادن یک برگ از درخت یا بال زدن یک پروانه.

علامه طباطبایی (ره) می فرمود: « هر پر کاهی که در ته چاهی حرکت می کند موج برمی دارد و تا به آسمان ها اثر دارد.»

با این توصیفات وقتی نسیم بال زدن یک پروانه می تواند در آینده تندبادی به پا کند آیا فریاد برائت یک مسلمان در انزجار از آمریکا نمی تواند پایه های کاخ سفید را در آینده ای نه چندان دور فرو بریزد؟!

آیا وقتی مولکول های آب هم زنده اند و در برابر حق و باطل عکس العمل نشان می دهند ،انسان به عنوان خلیفه خدا بر زمین ؛نباید نسبت به ظلم و استکبار واکنش نشان دهد؟

البته این نکته را نیز باید یادآور شد که نظام عالم بر مبنای حق پایه ریزی شده است و همه ی کائنات در برابر حق تسلیمند لذا فریاد برائتی که در راستای حق بلند شود اثر می کند همچون نفرین حقی که اثر می نماید.

فریاد « مرگ بر آمریکا» فقط یک شعار نمادین نیست که هر از چندی در خیابان ها سر دهیم و گمان کنیم اتفاق خاصی جز حضور در صحنه رخ نداد؛ بلکه این فریاد بزرگترین اثر را در تسریع نابودی استکبار دارد و اگر آمریکا و اسرائیل از برد اثرگذاری این شعارها آگاه بودند نتانیاهو به جای اینکه تصویر بمب اتم را بکشد حذف شعار «مرگ بر اسرائیل »را نشانه می رفت و اوباما به جای اینکه نگران درصد غنی سازی اورانیوم در ایران باشد از درصد شعار «مرگ بر آمریکا »می کاست.

اینجاست که بیشتر به عمق کلام امام خمینی (ره) پی می بریم که فرمودند : « اگر همه مسلمینی که در دنیا هستند فریاد کنند مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل و مرگ بر شوروی ، همین قول مرگ بر شوروی برای آنها مرگ می آورد.» صحیفه نور ج 12

پس این بار وقتی مشتت را گره می کنی و شعار مرگ بر آمریکا سر می دهی یادت باشد که با هر شعارت در حوادث آینده جهان اثر می گذاری و از عمر استکبار می کاهی و بر سرعت ظهور مولایت می افزایی. 




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: آمریکا، مرگ بر آمریکا،
ارسال در تاریخ یکشنبه 12 آبان 1392 توسط عقل کل

ماه ذی الحجه سال نهم هجری بود که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از جانب خداوند ماموریت یافت آیات سوره برائت را بر مشرکین و زائران مکه قرائت کند. بدین منظور پیامبر(ص)، ابوبکر را به سوی مکه اعزام نمود. اما اندکی بعد از حرکت ابوبکر از مدینه به سمت مکه، جبرئیل نازل شد و گفت: خداوند بر تو سلام می فرستد و می فرماید جز تو یا کسی که به منزله ی تو باشد نمی تواند این ماموریت را به انجام رساند.

پیامبر (ص) بعد از دریافت وحی الهی، امیرالمومنین علی علیه السلام  را مامور کرد تا خود را به ابوبکر برساند و سوره برائت و پیمان نامه پیامبر(ص) را از او بگیرد و در میان حاجیان و مشرکین مکه قرائت کند. امیرالمومنین(ع) بر طبق فرمان پیامبر (ص)عمل کرد و در ایام حج به مدت سه روز در صبح و ظهر و شام با خواندن آیات سوره برائت، بیزاری خدا و رسولش را از مشرکین با صدای بلند و رسا فریاد می زد و به مشرکین گوشزد می کرد که از این به بعد هیچ مشرکی نمی تواند حج خانه خدا را به جا آورد و با این کار ؛مشرکان کینه توز را از صلابت و دلیری خویش به شگفت وامی داشت.

بیزاری جستن از مشرکان و فریاد برائت سر دادن ،کار هر کسی نیست. فریاد برائت از مشرکین را علی علیه السلام سر می دهد که بی واهمه در بستر پیامبر (ص)می خوابد و خود را در معرض شمشیرهای پر از کین قرار می دهد؛ نه آن کسی که در پناه غار هم دلش می لرزد. 

خداوند به هر کسی اجازه نمی دهد بر سر دشمنانش فریاد برائت برآورند. فریاد برائت را کسی همچون علی علیه السلام سر می دهد که دلاوری هایش در میدان احد جبرئیل را شگفت زده می کند و صلابتش ،خیبر را به تسلیم وامی دارد نه آنان که از کارزار احد و خیبر می گریزند. 

فریاد بیزاری از دشمن را عباس (ع) سر می دهد که امان نامه ی شمر را پاره می کند و حتی وقتی به دل دشمن می زند و تحریم آب را می شکند حسرت یک جرعه نوشیدن آب را بر دل فرات می گذارد.

 فریاد برائت از دشمنان خدا؛ فریادی است که در بستر زمان جاریست و امروز در شعار «مرگ بر آمریکا» تجلی یافته است. شعاری که خداوند به هر کسی لیاقت نمی دهد آن را بر سر دشمنش فریاد بزنند.

 « مرگ بر آمریکا » را خمینی (ره)کبیر سر می داد که جز خدا از کسی نمی ترسید و می فرمود آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند.

« مرگ بر آمریکا» شعار بهشتی بود که می گفت آمریکا از دست ما عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر.

« مرگ بر آمریکا» شعار همه ی خوبانی است که در شلمچه و طلائیه و فکه و اروند حماسه آفریدند و ناظران وجه الله شدند. شعار همت و باکری و چمران است، شعار حسین فهمیده است که حیثیت مرگ را به بازی گرفت.

«مرگ بر آمریکا» شعار اهل جهاد است پس اگر دلت برای گفتن این شعار صاف نیست به سبک زندگی ات نگاه کن تا ببینی که چگونه به روزمرگی ها عادت کرده ای و گمان می کنی زندگی همین است و بس.

 اگر قبلا این شعار را سر می دادی و اکنون برای گفتنش زبانت نمی چرخد ؛ پایه های ایمانت را چک کن شاید موریانه ی نفاق و ترس و دنیاطلبی پایه های ایمانت را خورده باشد.

اگر صدایت در گفتن « مرگ بر آمریکا» صلابت ندارد یقین بدان که یا اهل خواندن زیارت عاشورا نبوده ای یا تاکنون هرچه زیارت عاشورا خوانده ای چیزی جز لقلقه ی زبان نبوده است.

این سنت خداوند است که حرمت نفس های پاکی را که بر سر دشمنانش فریاد انزجار سر می دهند نگه می دارد و عینیت یافتن شعارهایشان را به نمایش می گذارد. لذا تاریخ گواه است که ما فقط وقتی از شعارهای انقلابمان دست کشیدیم که عملی شدنش را به نظاره نشستیم .

ما گفتیم «مرگ بر صدام» و صدام را به گور فرستادیم ؛گفتیم «مرگ بر شوروی» و کمونیسم را به موزه فرستادیم و فروپاشی شوروی را شاهد بودیم؛ گفتیم «مرگ بر منافقین »و منافقین را به ذلت نشاندیم و آنقدر «مرگ بر آمریکا »می گوییم تا ایالات متحده را به پنجاه ایالت منفرده تبدیل کنیم.  




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: آمریکا، مرگ بر آمریکا، شعار، انقلاب اسلامی،
ارسال در تاریخ یکشنبه 5 آبان 1392 توسط عقل کل

قالب وبلاگ