تبلیغات
افاضات عقل کل - مطالب مهر 1392

زنجیره انسانی تشکیل داده بودند تا به چند کشوری که خودشان را جامعه جهانی می نامیدند ثابت کنند که اجازه نخواهند داد حق مسلم هسته ای را از آنها بگیرند. کیک زرد چند متری درست می کردند تا کام مردمی را که مرحله به مرحله در دفاع از پیشرفت های هسته ای همگام بودند شیرین نمایند...

این ملت ؛ کوچک و بزرگ و پیر و جوانش با انرژی هسته ای خاطره دارند. لازم نبود فیزیک هسته ای خوانده باشند تا از غنی سازی اورانیوم دفاع کنند همین که غیرت خونشان غنی بود کافی بود تا آنها را به صحنه یباورد و با مشت های گره کرده فریاد بزنند «انرژی هسته ای حق مسلم ماست»

 انرژی هسته ای برای این ملت فقط یک انرژی نیست که منتظر باشند چند مگاوات برق برایشان تولید کند و اگر نباشد سوخت جایگزینش را مصرف نمایند؛ انرژی هسته ای نماد غرور ایرانی هاست و این را چند وقتی است که رسانه های خارجی نیز فهمیده اند آنجا که نشریه آمریکایی فارن پالسی اذعان کرد برنامه هسته ای ایران جلوه ای از غرور و اصول نظام ایران است که قابل عقب نشینی نیست و روحانی نیز نمی تواند همانند سال 2003 برنامه هسته ای ایران را تعلیق نماید.

اما انرژی هسته ای ایران یک فرق اساسی دیگر نیز با تمام انرژی های هسته ای دنیا دارد. اگر تا چند سال پیش بعضی ها ساده اندیشانه می گفتند کوتاه بیایید و از هسته ای دست بکشید ؛امروز هر که بخواهد چنین حرفی بزند اول باید در چشمان علی و آرمیتا زل بزند و بعد اگر غیرتش اجازه داد حرفش را تکرار نماید. این انرژی با خون مقدس شهید عجین گشته است و کدام کشوری را سراغ دارید که انرژی هسته ای اش رنگ و بوی شهید به خود گرفته باشد.

دیگر وقتی اسم هسته ای را می شنویم فقط چند گرم اورانیوم و تعدادی سانتریفیوژ در ذهنمان تداعی نمی شود؛ هسته ای شده است نماد غیرت و غرورمان در پاسداری از خون چند شهید. شهدایی که سازمان جاسوسی اسرائیل آنها را بیش از ما می شناخت.

 آن زمان که ما فکر می کردیم با پذیرش تعلیق داوطلبانه و اجرای پروتکل الحاقی اتفاق خاصی جز اعتمادسازی برای چند کشور غربی رخ نمی دهد که آن هم رخ نداد ؛اسرائیل بازرسان آژانس را تخلیه اطلاعاتی می کرد تا آمار مغزهای هسته ای ایران را به دست آورد،هرچند بازرسان آنقدرها دقت نداشتند تا به نتانیاهو بگویند رضایی نژاد شلوار جین هم می پوشد اما با دقت تمام گفته بودند که رضایی نژاد و احمدی روشن دو تن از مغزهای هسته ای ایران اند.

و حالا در مذاکرات اخیر می گویند «ما توافق کردیم درباره جزئیات صحبت نکنیم!» جزئیاتی که گروه 1+5 که ترجیح داده اند آن را 3+3 بنامند در جریان آن هستند و در پایان مذاکرات شاید مسابقه ای بوده است بین اینکه کاترین اشتون ،اول جزئیات را به نتانیاهو بگوید یا نماینده آمریکا و انگلیس و آلمان و فرانسه!

جزئیاتی که صاحبان اصلی انرژی هسته ای از آن خبر ندارند اما نتانیاهو جزء به جزئش را می داند. جزئیاتی که خبرگزاری های خارجی ذوق کرده بودند از اینکه طرفین برای اولین بار در طی سال های گذشته به زبان انگلیسی آن را بر زبان جاری کرده اند! 

درست است که ما ملت صبوری هستیم و گاهی لازم می دانیم برای افکار کودکانه ای که هنوز داغی چیزی را درک نکرده اند اجازه دهیم تا خودشان به سمت آن دست دراز کنند تا شاید کمی ، سوزش آن را احساس نمایند، اما هنوز ایمانمان بر باد نرفته است و مومن از یک سوراخ دوبار گزیده نمی شود.

 پس فکر اینکه دوباره بخواهید پروتکل الحاقی را اجرا کنید از سر بیرون نمایید . ایران در گذشته به مدت دو سال به طور داوطلبانه پروتکل الحاقی را اجرا کرد و به بازرسان آژانس انرژی اتمی اجازه داد که حتی فراتر از الزامات این پروتکل از تاسیسات هسته ای ایران بازرسی کنند؛اگر بنا به اعتمادسازی از طریق پروتکل الحاقی بود به قدر کافی فرصت داشتند اعتماد سازی نمایند اما اگر بهانه چیز دیگری است ما دوباره قرار نیست بر سر اعتمادسازی با دشمنی که همیشه غیرقابل اعتماد بوده است بهترین جوانانمان را در معرض ترورهای برنامه ریزی شده ی اسرائیل قرار دهیم.




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: انرژی هسته ای، مذاکرات هسته ای، اسرائیل، اشتون،
ارسال در تاریخ جمعه 26 مهر 1392 توسط عقل کل

« انشاءالله ما اندوه دلمان را در وقت مناسب با انتقام از آمریکا و آل سعود برطرف خواهیم ساخت و داغ و حسرت حلاوت این جنایت بزرگ را بر دلشان خواهیم نهاد و با برپایی جشن پیروزی حق بر جنود کفر و نفاق و آزادی کعبه از دست نااهلان و نامحرمان به مسجد الحرام وارد خواهیم شد.»

این قسمتی از پیام امام خمینی(ره) به مناسبت سالگرد کشتار حجاج ایرانی و غیر ایرانی در مکه مکرمه به دست جنایتکاران سعودی است. امام راحل در وصیت نامه خویش نیز از آل سعود به عنوان « آل سعود خائنین به حرم بزرگ الهی لعنه الله و ملائکته و رسله علیهم» یاد می نمایند.

حال با این توصیفات، آیا لزومی دارد که یکی از اولویت های سیاست خارجه ما بهبود روابط با عربستان سعودی باشد؟ ایران با عربستان اخنلافات مبنایی دارد.  عربستان مروج سلفی گری و وهابیت است و این روزها در وقایع سوریه ؛اوج جنایات تکفیری هایی که از عربستان تغذیه می شوند را شاهد هستیم و می بینیم که چگونه دست حاکمان عربستان به خون شیعیان بحرین نیز آغشته است.

وقتی دو کشور با یکدیگر اختلافات مبنایی داشته باشند روابطشان فقط می تواند در سطح معمول باشد و اگر بخواهند سطح روابطشان را ارتقاء دهند لازمه اش این است که یک طرف یا دو طرف از برخی از اصولشان چشم پوشی کنند.

درست است که ما برای ادای فریضه حج و زیارت مدینه النبی نیاز به روابط با عربستان داریم و در این مطلب نیز ،ما در صدد نفی این رابطه نیستیم اما چه لزومی دارد که به دنبال توسعه و ارتقاء سطح روابط باشیم؟ 

آیا در زمانی که بعضی مسئولین ؛سطح روابط با عربستان را ارتقاء بخشیده بودند و حتی به سوار شدن ملک عبدالله در ماشینشان می بالیدند ما توانستیم به احقاق حقوق شیعیان عربستان اقدام نماییم ؟ آیا روابط نزدیک برخی مسئولین ایرانی با مسئولین عربستانی تاثیری جدی بر نوع برخورد با زائران ایرانی داشت؟ تنها تاثیرش این بود که تا چند روز و یا چند ساعت بعد از سفر فلان مسئول ایرانی ؛به صورت نمادین در زیارت بقیع سخت گیری کمتری می کردند اما بعد از گذشت چند روز ،دوباره اوضاع به همان رویه ی سابق بر می گشت.

در حالی که عربستان در دشمنی با ایران تا آنجا پیش رفته است که براساس اسناد منتشر شده از ویکی لیکس ، پادشاه عربستان چند سال پیش از ریان کروکر سفیر آمریکا در عراق و ژنرال پترائوس خواسته بود که با حمله به ایران « سر افعی را قطع کنید»

و جالب اینجاست کسانی که مدافع روابط نزدیک با عربستان هستند در مقابل ؛بهبود و توسعه روابط با کشورهای آمریکای جنوبی را هزینه ساز و غیر منطقی می دانند. اما آیا کشورهای آمریکای جنوبی که طعم استعمار را چشیده اند و عموما روحیه ی استکبارستیزی دارند به انقلاب ایران نزدیکترند یا آل سعود که جیره خوار و هم پیمان آمریکا هستند؟

آیا حمایت و ایجاد ارتباط با مستضعفین جهانی که از اصول انقلاب امام(ره) است با بهبود روابط با کشورهای آمریکای لاتین سازگارتر است یا با بهبود روابط با حکومت وهابی عربستان؟

آیا توسعه روابط با کشورهای آمریکای جنوبی که زمانی حیاط خلوت آمریکا محسوب می شدند و نفوذ ایران در آنجا مایه ی خشم سران ایالات متحده شده بود به طوری که آن را تهدیدی جدی برای امنیت ملی آمریکا قلمداد می کردند و حتی برخی ، برقراری پرواز بین ایران و ونزوئلا را پرواز وحشت نامیدند بر نقش موثر ایران می افزاید و قدرت چانه زنی ما را در مذاکرات احتمالی بالا می برد یا بهبود روابط با آل سعود که دست نشانده ی آمریکاست؟ 

آیا کشوری مثل ونزوئلا در آمریکای لاتین که در جریان جنگ 22 روزه غزه ؛سفیر اسرائیل را اخراج کرد به آرمان های انقلاب ما نزدیکتر است یا عربستان که در جنگ 33 روزه از هیچ تلاشی برای نابودی حزب الله لبنان مضایقه نکرد؟

مسئولان سیاست خارجه باید پاسخ دهند که بر طبق اصول و آرمان های امام خمینی (ره) اولویت سیاست خارجه ما باید چگونه باشد؟

ششم ذی الحجه سالگرد شهادت مظلومانه زائران بیت الله الحرام به دستور آمریکا توسط آل سعود است و همان طور که امام خمینی(ره) فرمودند ان شاء الله روزی کعبه را از لوث وجود آل سعود و وهابیون پاک خواهیم کرد.




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: امام خمینی(ره)، عربستان، آل سعود، ایران، آمریکای لاتین، آمریکا،
ارسال در تاریخ شنبه 20 مهر 1392 توسط عقل کل

آقای هاشمی اخیرا گفته است « امام (ره) موافق حذف شعار مرگ بر آمریکا بودند.» و بعد تاکید کرده است که در کل با شعار مرگ دادن و حرف های تند مخالف است.

آقای هاشمی حق دارد با شعار مرگ بر آمریکا مخالف باشد و بخواهد آن را از زبان امام (ره) بیان کند. مگر آمریکا چه هیزم تری به او فروخته که از آمریکا متنفر باشد.

آیا فرزند هاشمی در هواپیمای مسافربری بر فراز آب های نیلگون خلیج فارس توسط ناو آمریکایی مورد هدف قرار گرفته است که از آمریکا منزجر باشد؟ آیا جگرگوشه اش در 8 سال دفاع مقدس در زیر تانک های آمریکایی تکه تکه شده است تا از آمریکا بدش بیاید؟ آیا همسرش در غم مفقودالاثر بودن فرزندش خون دل خورده است و چشم به در مانده تا با شعار مرگ بر آمریکا بخواهد اندکی غمش را تسکین دهد؟

نه! هاشمی از آمریکا صدمه ای ندیده است تا بر ضدش شعار دهد. تازه لندن که رفیق فابریک واشنگتن است همیشه ملجا و ماوای فرزندان هاشمی بوده است و فائزه حتما از بازارهای لندن چه ها که برای پدر تعریف نکرده است و مهدی هم اگر به دروغ سنج وصلش نکرده بودند هنوز هم در لندن خوش می گذراند. حال می گویید هاشمی چرا باید این گونه سخن بگوید؟ شاید او در شکنجه های ساواک و رژیم پهلوی نقشی برای آمریکا قائل نیست که اینگونه سخن می گوید. 

اما سوال اینجاست که اگر هاشمی اینقدر از شعار مرگ دادن متنفر است چرا در روزهای پر آشوب سال 88 که شعار مرگ را بر ضد اصل ولایت فقیه سر می دادند اعلام انزجار نکرد و تازه به نفع آنها خطبه خوانی کرد؟ چطور از شعار دادن بر ضد اصل مترقی ولایت فقیه که بزرگترین یادگار امام راحل عظیم الشان بود ناراحت نشد و به صحنه نیامد؟

آقای هاشمی! شما چند وقتی است که حرف هایی می زنید که به جای اینکه دل یاران انقلاب را شاد کند دل دشمن را شاد می کند ،یک روز از سر جنگ نداشتن با اسرائیل سخن می گویید؛ یک روز با حرف های نسنجیده ؛محور مقاومت را تضعیف می کنید و  روزی دیگر سخنی را به امام (ره) نسبت می دهید که اگر در کل صحیفه ی امام بگردید هیچ جمله ای مبنی بر تایید حرف شما وجود ندارد و بلکه برعکس همه گفتار امام در صحیفه در تضاد با حرف شماست و این بزرگترین ظلم به امام (ره) است .

چه ظلمی از این بالاتر که حرف امام را تحریف می کنید و سخنی را که امام نفرموده است به او نسبت می دهید.لذا توصیه می کنم که این روزها اگر فرصت کردید سری به یک پزشک متبحر بزنید، قصد جسارت ندارم اما پزشکان می گویند انسان اگر پا به سن گذاشت و حرف هایی زد که از او انتظار شنیدن چنین حرف هایی را ندارید ممکن است سلامتی اش مورد خطر قرار گرفته باشد.

اگر امام (ره) اکنون در بین ما بود مسلما به خود جرات نمی دادید اینگونه سخن بگویید ؛ لذا اکنون که آن عزیز سفر کرده در بین ما نیست تا از آرمان هایش دفاع نماید و فرزندان جسمانی امام (ره) نیز یا ساکتند یا نیستند تا از امام (ره) دفاع نمایند ، فرزندان معنوی امام (ره) که نمرده اند! آنها هنوز زنده اند و اجازه نخواهند داد آرمان های خمینی کبیر (ره) مصادره شود و مورد تحریف قرار بگیرد.

آقای هاشمی! فرزندان معنوی امام (ره) در سراسر جهان به گونه ای آرمان ها و اهداف امام در عمق جانشان نشسته است و از آن جانانه دفاع می نمایند که حتی بسیاری از آنها که خود را یار غار امام می دانند به گردشان هم نمی رسند. به قول سید شهیدان اهل قلم « علم خمینی (ره) بر زمین نمی ماند مگر ما مرده ایم»




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: امام خمینی (ره)، هاشمی، آمریکا، شعار،
ارسال در تاریخ یکشنبه 14 مهر 1392 توسط عقل کل

شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی در اطلاعیه ای اعلام کرد مراسم یوم الله 13 آبان امسال باشکوه تر از سال های قبل برگزار خواهد شد و سخنران این مراسم در تهران پرزیدنت باراک اوباماست. و همه با هم شعار خواهیم داد: درود بر اوباما یزید کافر!

سیف رئیس کل بانک مرکزی اعلام کرد از دیروز نرخ دلار به شکل غیرقابل باوری کاهش یافت به طوری که اگر ما به صورت دستوری جلوی کاهش آن را نگرفته بودیم اکنون هر دلار به پایین تر از پنجاه تومان رسیده بود.

از دیروز همه چیز در ایران صلواتی شده. رفتم خرید کنم وقتی می خواستم کارت بکشم مغازه دار گفت: لازم نیست ؛برای سلامتی روحانی و اوباما صلوات!!!

دیروز سرآشپز کاخ سفید از اوباما پرسید: ناهار چه غذایی دوست دارید؟ و اوباما هیجان زده گفت: قورمه سبزی! 

دیشب همه ی روسای جمهور آمریکا به خواب اوباما آمده بودند و به او گفتند براوووووووووووو . کاری که ما سفید ها نتوانستیم عملیاتی کنیم توی سیاه از عهده اش برآمدی! ما با آنها قطع رابطه کرده بودیم اما تو کاری کردی که آنها برای تماس با ما پیشقدم شوند.

سوزان رایس در تماس تلفنی از ظریف خواست تا برای روحانی یک آیدی بسازد تا در راستای دیپلماسی خصوصی با اوباما چت کند.

بنا بر اخبار واصله از کاخ سفید از دیروز تا حالا میشل با باراک اوباما قهر کرده است چون باراک از میشل پرسیده : به نظرت برای روز « ولنتاین » چه هدیه ای برای روحانی بخرم؟!!!




طبقه بندی: بی مزه، 
برچسب ها: روحانی، اوباما، دیپلماسی، گفتگو،
ارسال در تاریخ یکشنبه 7 مهر 1392 توسط عقل کل

« در ایتالیا شهری بود که به عنوان مرکزی مذهبی شناخته می شد، کسانی که مخالف آن مکان مذهبی بودند کوشیدند با پدید آوردن تفریحگاه های بسیار پیرامون شهر، چهره شهر را دگرگون کنند و شما مراقب باشید که مشهد را تنها با نام امام رضا علیه السلام بشناسند.»

این سخن را شهید ادواردو آنیلی در سفری که به مشهد مقدس داشت با مشاهده تفریحگاه های بسیار در مشهد به دوستانش تذکر داد.

مشهد پایتخت معنوی ایران است و آن را همه با نام امام رضا علیه السلام می شناسند. زائران با حضور در حرم امام هشتم؛ سرشار از یاد خدا می شوند و خود را از غفلت های دنیایی رها می کنند. مشهد شهری زیارتی است و باید حالت معنوی و غفلت زدایی خویش را حفظ نماید و نباید تبدیل به شهری تفریحی و سیاحتی شود. ساخت مراکز تفریحی در مشهد به گونه ای که وقتی اسم مشهد به گوش می رسد مردم در کنار اینکه یاد زیارت می افتند چیز دیگری هم در ذهنشان تداعی شود نگران کننده است.

به عنوان مثال مشهد؛ بیشترین تعداد پارک آبی را در کشور دارد. مشهد به همراه دبی با داشتن سه پارک آبی بیشترین تعداد را در منطقه خاورمیانه دارند. درحالی که تهران در رده بعدی جای دارد.

مجموعه « سرزمین موج های آبی» مشهد، بزرگترین پارک آبی سرپوشیده خاورمیانه و نخستین در ایران است. همچنین مجموعه « پارک ساحلی آفتاب » از لحاظ زیربنا و طبقات ؛بزرگترین پارک آبی طبقاتی دنیا به شمار می رود که در مشهد احداث شده است.

حتی اگر دست اندرکاران این پروژه ها با نیت اظهار ارادت به امام رئوف و ایجاد خدمات رفاهی بیشتر برای زائرین اقدام به توسعه این طرح ها در مشهد نموده باشند اما نتیجه ی آن چیزی جز کمرنگ نمودن چهره معنوی مشهد نیست. مشهد با وجود مقدس امام رضا علیه السلام به قدر کافی جذابیت و کشش دارد و بهتر است این طرح ها و پروژه های عظیم تفریحی در شهرهای دیگر پیاده شود تا هم به گردشگری آن مناطق کمک شود و هم چهره معنوی مشهد مخدوش نشود.

اگر روند ساخت پروژه های تفریحی و تبلیغات گسترده ای که در صدا و سیما از این مجموعه ها صورت می گیرد به همین گونه ادامه یابد ممکن است نماد های معرف شهر مشهد دگرگون شود. همانند کاری که در مورد کعبه صورت گرفته است . الان زائرین بیت الله الحرام در کنار پرسش از زیارت کعبه؛ سراغ از ساعتی می گیرند که نمادی از مکه شده است لذا اینکه زائرین مشهد مقدس نیز در کنار زیارت از بزرگترین مراکز تفریحی کشور در مشهد سراغ می گیرند نگران کننده است چون مشهد شهری زیارتی است و باید شهری زیارتی باقی بماند نه اینکه جنبه تفریحی پیدا کند. در حال حاضر نماد معرف مشهد حرم امام رضا علیه السلام است و نباید نمادسازی های دیگری برای مشهد صورت گیرد مخصوصا اگر این نمادها جنبه تفریحی داشته باشد.

البته این پروژه ها محدود به چند پارک آبی نیست بلکه گسترش طرح های تجاری یا مراکز توریستی دیگر نیز در این مقوله جای می گیرد. مراکزی چون شهر رویایی «پدیده » که بزرگترین مرکز توریستی کشور واقع در منطقه شاندیز در مجاورت مشهد مقدس است یا «شهر تمدن ها» و...

این سخن بدین معنا نیست که ما با رشد و تعالی مشهد یا هر گونه تفریح در یک شهر زیارتی مخالف باشیم بلکه منظور این است که شهر مشهد باید با سبک معماری اسلامی به زیباترین شهر تبدیل شود در حالی که همچنان اوج معنویت خویش را حفظ نماید و ملجا و پناهی برای رها شدن انسان از غفلت های دنیایی باشد.

پ ن: 23 ذی القعده روز زیارتی امام رضا علیه السلام است و مقارن است با روز یکشنبه ماه ذی القعده که نماز با فضیلتی نیز از حضرت رسول اعظم صلی الله علیه و آله در یکشنبه این ماه سفارش شده است.




طبقه بندی: حرف حساب،  تلنگر، 
برچسب ها: امام رضا علیه السلام، مشهد مقدس، ادواردو آنیلی، پارک آبی، زیارت، تفریح،
ارسال در تاریخ شنبه 6 مهر 1392 توسط عقل کل

نسل شهدا؛ نسل اول و دوم و سوم ندارد ؛ حتی قرن اول و چهاردهم نیز نمی شناسد ؛ نسل شهدا مرامشان یکی است چون هدفشان یکی است.

نسل شهدا نسل بدهکاران است نه نسل طلبکاران!

نسل شهدا همه ی هستی شان را در طبق اخلاص می گذارند و تقدیم دین و آرمانشان می نمایند اما باز هم خود را بدهکار دین و انقلاب می دانند. 

روزی همچون سعید بن عبدالله در سال 61 هجری قمری خود را سپر می کنند تا مولایشان نماز ظهر عاشورا را اقامه نماید و آن گاه با شرمندگی می پرسند «ای پسر رسول خدا آیا راضی شدی؟»

و روزی دیگر همچون آن رزمنده ی تشنه لب در جبهه های غرب و  جنوب ایران در آخرین لحظات ؛ با پروردگار خویش نجوا می کنند که «خدایا این جان ناقابل را از ما بپذیر» و به همرزمان سفارش می کنند که نگذارید حرف امام زمین بماند.

این مرام نسل شهداست. نسلی که هیچ گاه خود را طلبکار دین و انقلابشان نمی دانند. هیچ گاه طلبکارانه نمی پرسند انقلاب برای ما چه کرد؟ همیشه از خود می پرسند من برای دین و انقلابم چه کردم؟ و همین یک سوال ، زندگی شان را زیر و رو می کند و سبک زندگی شان را تغییر می دهد.   

فرقی نمی کند نسل دوم باشند یا نسل سوم. روزی چمران می شوند و برای دین و عقایدشان ؛ تحقیقات فیزیک پلاسما را رها می کنند و به سنگرهای ایران و لبنان می روند و روزی رضایی نژاد و احمدی روشن می شوند و در سنگر هسته ای ؛ خاری می شوند در چشم دشمن.

نسل شهدا اهل جهادند؛ جهاد مستمر. این گونه نیستند که دهه ی 60 اهل جهاد و مبارزه باشند و دهه ی 80 و 90 عوض شدن زمانه را بهانه کنند و به دنبال زندگی شان بروند ؛ دهه ی 60 سوپر انقلابی باشند و دهه ی 80 دنیاطلب ؛ یا وقتی جوان اند شب و روزشان را جهادگونه بگذرانند و وقتی پا به سن گذاشتند اهل عافیت شوند. نسل شهدا لحظه لحظه ی زندگیشان جهادی است و خداوند نیز بی حساب و کتاب جان کسی را نمی خرد؛ پاداش جهاد ،شهادت است.

نسل شهدا اهل تلاش و توکل اند. نه توکل شان آنها را از تلاش باز می دارد و نه تلاش شان آنها را از اتکاء به خداوند غافل می سازد و این همان رمزی است که معجزه می کند، لذا نسل شهدا کاری را که دیگران بر طبق محاسبات مادی و عقل دنیایی، ناممکن می دانند ممکن می سازند.

 تاثیر گذارند نه تاثیرپذیر. منتظر نمی نشینند تا محیط و اطرافیان ؛ آنها را بسازند، از زمین و زمان گلایه ندارند؛ به جای اینکه دائم نق بزنند و محیط و اطرافیان را مانع کسب تقوا بدانند ؛سعی می کنند تا آنجا که می توانند محیط و اطرافیانشان را بسازند.

 به وعده های الهی یقین دارند چنان قرآن را زمزمه می کنند که گویی همین الان به طور ویژه بر آنان نازل شده است.

همرنگ جماعت نیستند آنها همرنگ حسین اند همرنگ عباس (ع) و علی اکبر(ع). عهدی ازلی با امام حسین (ع) دارند و هر روز با خواندن زیارت عاشورا از خود می پرسند آیا به عهد ازلی خویش با حسین(ع) وفا کرده اند؟

نسل شهدا اهل انقطاع اند و توسل. آن گاه که همگان بن بست را نشان می دهند آنها خالصانه از پروردگارشان طلب گشایش می کنند،یک «یازهرا» می گویند و راهگشا می شوند. 

آنها اهل توبه اند و انابه؛  واجبات و محرمات که جای خود دارد از انجام مکروهات و ترک مستحبات نیز استغفار می کنند.

 اهل دردند؛ دغدغه جهانی دارند؛ فقط چند متر دور و برشان را نمی بینند تا اگر روال زندگی شان بر وفق مراد بود خیالشان راحت باشد و کاری به دیگران نداشته باشند؛ با دردهای شخصی خویش راحت کنار می آیند اما آنچه خوابشان را پریشان می کند درد مظلومان است به وسعت جهانی.  

نسل شهدا سبک زندگی شان را طوری انتخاب می کنند که سبک مرگشان چیزی جز شهادت نباشد. «اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد.»




طبقه بندی: حرف حساب، 
برچسب ها: شهدا، شهادت، دفاع مقدس، انقلاب،
ارسال در تاریخ دوشنبه 1 مهر 1392 توسط عقل کل

قالب وبلاگ