تبلیغات
افاضات عقل کل - مطالب تیر 1392

تا چشم بر هم زدیم هشت سال هم مثل برق و باد گذشت ، با تمام خاطرات تلخ و شیرینش!

ما با تو خاطره ها داشتیم احمدی نژاد. نه تنها ما ؛ جهان هم با تو خاطره ها داشت!

معروف شده بودی...یکی کاپشنت را به عنوان «کاپشن احمدی نژادی» در کشورش می فروخت، یکی نام بچه اش را احمدی نژاد می گذاشت و یکی هم مثل آن دختر ایتالیایی می خواست با تو ازدواج کند!!!

در بین سیاسیون هم ؛ یکی مثل شیمون پرز می خواست سایه ات را با تیر بزند؛ یکی هم مثل هوگو چاوز با تو به حرم امام رضا علیه السلام می آمد و رفیق گرمابه و گلستانت بود.

سخنرانی هایت در سازمان ملل و ذکر نام منجی موعود هم ستودنی بود اما بعضی فقط هاله نورش را علم کردند و بر سرت کوبیدند. دانشگاه کلمبیا را یادت هست صدها دانشجو را میخکوب کرده بودی تا در قلب نیویورک به سخنانت گوش دهند. تو به تنهایی یک رسانه بودی احمدی نژاد!

خبرنگارهای سرشناس دنیا هم با تو خاطره ها دارند، مسابقه گذاشته بودند تا ببینند کدامشان می توانند از پس کلام صریح و حاضرجوابی هایت برآیند و تو هم که کم نمی آوردی در جواب دادن! هولوکاست هم شده بود سوژه اصلی. محال بود مصاحبه ای با تو داشته باشند و از هولوکاست چیزی نپرسند و این خود نشان می داد که رسانه های جهانی در اختیار کدامین تفکر است! تفکر صهیونیسم.

و تو به خوبی قلب این تفکر را نشانه گرفتی ، آنها را وادار کردی تا به انفعال کشیده شوند؛ یک عمر آنها تفکرات ما را زیر سوال می بردند و حالا نوبت آنان بود که جواب دهند و این خشمشان را برانگیخته بود ، چون حرف حساب که جواب نداشت. بگذریم از اینکه بعضی ها در داخل کشور این را نفهمیدند و اسمش را گذاشتند ماجراجویی! شاید از نظر آنان امام (ره) هم ماجراجو بود که در دنیایی که هیچ کس با ما نبود و همه می خواستند ما را محو کنند می فرمود اسرائیل باید از صحنه روزگار محو شود!

می گفتند چرا رفته ای با کشورهای دور! رابطه برقرار کرده ای؟ اما آمریکا عصبانی بود که چرا ایران باید در حیاط خلوتش قدم بگذارد. می گفتند چرا اروپا را از ما رنجانده ای و به سراغ کشورهای بی کلاس! رفته ای؟ گویا یادشان رفته بود که انقلاب امام (ره) ؛ انقلاب مستضعفین بود و آن پیر سفر کرده می خواست هسته های مقاومت را در سراسر جهان گسترش دهد. شاید به همین دلیل است که رهبر معظم انقلاب (مدظله العالی) مدام خواندن وصیت نامه امام (ره) را به مسئولین گوشزد می کنند.

شعارت عدالت بود و هیچ منصفی نمی تواند انکار کند که در این سال ها وضع دهک های پایین جامعه بهبود پیدا کرد ؛اما بعضی اسم این رسیدگی را گذاشته بودند گداپروری! شاید انتظار داشتند تو هم مثل آنان زیر چرخ های توسعه ؛ قشر مستضعف جامعه را که بعدها آسیب پذیرش نامیدند له کنی! اما طعم این عدالت را کسانی چشیدند که با مسکن مهر به خانه رسیدند و با هدفمندی و افزایش حقوق ، کمی به زندگیشان رونق دادند و حتی بعضی از کسانی که جزو دهک های متوسط جامعه اند و می گویند هدفمندی هیچ تاثیر مثبتی بر زندگیشان نداشته ، بخشی از قسط هایشان را به امید یارانه می بندند!

کافی بود به چند روستا سفر کنند تا حجم بالای کارهای عمرانی ات را از نزدیک بنگرند. اما حاشیه ها نگذاشت تا خدماتت بهتر به چشم بیاید. البته تقصیر خودت هم بود. گاهی چنان حاشیه سازی می کردی که اشک طرفدارانت هم در می آمد ؛ گاهی چنان لجبازی می کردی که هیچ کس نمی توانست نظرت را عوض کند و گاهی چنان بی پروا می شدی که رهبر معظم انقلاب ،تقوا را برایت گوشزد می فرمود.

انتقادهای ما بجا بود اما انتقادهای بعضی ها که از همان اول آمدنت تو را در قد و قواره ریاست جمهوری نمی دانستند و قبای ریاست جمهوری را بر تنت گشاد می دیدند و دست به دست هم داده بودند تا به هر نحوی شده نگذارند تو وارد حلقه قدرت شوی از جنس دیگری بود. آنان که جز خودشان را قبول نداشتند همیشه نقاط قوتت را نقاط ضعف می دیدند و گویا این هشت سال تو اشتباهی! بودی که بر سرکار آمدی.

اوایل که آمده بودی حتی باران هم که بر سر ما باریدن می گرفت تا مرهمی باشد بر خشکسالی های سال های قبل از تو ؛ از یمن قدم تو می دانستند آخر تو معجزه هزاره سوم بودی!! اما حالا که داری می روی همه کاسه کوزه ها را بر سر تو خراب می کنند. کلا بعضی ها عادت کرده اند که همه چیز را یا سیاه ببینند یا سفید.

این ها را نوشتم تا بگویم با تمام انتقادهای بجایی که به تو داشتیم و داریم و با تمام ضعف هایی که در تو می بینیم اما نقاط قوتت نیز فراوان بود و این شرط انصاف نیست که قدر بی خوابی ها و خستگی ناپذیری ات را ندانیم و بی یک تشکر خشک و خالی تو را رها کنیم . پس می گوییم : خدا قوت احمدی نژاد. 




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: احمد نژاد، عدالت، شعارهای امام، ساده زیستی، هولوکاست،
ارسال در تاریخ سه شنبه 25 تیر 1392 توسط عقل کل
به مناسبت 21 تیر ، روز عفاف و حجاب ؛   تقدیم به بانوان محجبه و عفیف سرزمینم

شاید گوشه ای از زبان حالشان باشد:

  چادرم تاج بهشتی است که بر سر دارم
یادگاری است که از حضرت مادر دارم

تیرها بر دل دشمن زده با هر تارش
من محال است که آن را ز سرم بردارم





برچسب ها: روز عفاف و حجاب، چادر، حضرت زهرا(س)،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 20 تیر 1392 توسط عقل کل
  فرصت هایمان را هزینه می کنیم برای ارتقاء ویندوز ، ارتقاء ورژن اندروید تلفن همراه و...
 گوش به زنگیم تا فلان نرم افزار جدید را دانلود کنیم ، سرعت سیستم را افزایش دهیم ، آنتی ویروس را به روز نگه داریم ...

اما چقدر هزینه می کنیم تا نسخه ی انسانیت مان را بالا ببریم.
چقدر وقت می گذاریم تا فاصله ی خود با انسان کامل را کم کنیم و به مدل کامل انسانیت نزدیک تر شویم و ارتقاء یابیم

ورژن انسانیت ما چند است؟
آیا آن را با نسخه های بدلی و از رده خارج عصر جاهلیت مدرن به روز می کنیم یا با نسخه ای که اسلام ارائه کرده است؟
از فرصت های ویژه ای که خداوند برای ارتقاء انسانیت در اختیارمان قرار می دهد چقدر استفاده می کنیم؟

 آیا سرعت سلوک مان را افزایش دادیم ؟ آیا برای دوری از گناه ؛ آنتی ویروسش را به روز کردیم ؟
ماه شعبان چقدر از برکات سفره نورانی مناجات شعبانیه بهره بردیم؟
مناجاتی که دل برده است از همه ائمه معصومین علیهم السلام و مضامینش قله ی قرب و حضور را نشانه گرفته است.

در این مناجات بنا به شرح حضرت آیت الله جوادی آملی ، مقاطع پنج گانه سلوک انسانی ترسیم شده است. این مناجات فرازی دارد و فرودی. انسان، اول با خدا منادات دارد؛ ندا سر می دهد ، اما وقتی به قله رسید و نزدیک شد دیگر جا برای ندا کردن نیست بلکه زمان مناجات است چون به قرب الهی بار یافته است ، انسانی که به قرب الهی می رسد و نزدیک می شود دیگر داد نمی زند ، ندا نمی کند بلکه نجوا می کند.
 
وقتی منادات و مناجات به پایان رسید و انسان لذت حضور را یافت دیگر ساکت می شود و از آن به بعد حالت محو است ، در اینجا به ذات اقدس باری تعالی عرضه می دارد که خدایا من تا اینجا آمدم نفسم بند آمد و خاموش شدم حالا تو حرف بزن و با من سخن بگو. « واجعلنی ممن نادیته فاجابک و لاحظته فصعق لجلالک فناجیته سرا و عمل لک جهرا» خدایا تو به من نگاه کن تا من هم مثل موسی کلیم الله صعقه بزنم و مدهوش شوم.

به ما گفته اند شما هم از خدا بخواهید تا به این مقامات دست یابید ، نگفته اند این فقط مخصوص ائمه علیهم السلام است. این ها مراحلی است طی شدنی و طلب کردنی.
اگر می خواهیم برای ظهور امام زمان (عج) آماده شویم باید نسخه ی انسانیت مان را ارتقاء دهیم. انسان های عصر ظهور؛ هم در علم و تکنولوژی پیشرفته اند هم در انسانیت.

خدایا یاری مان ده تا چشم و گوش بسته از این دنیا نرویم ( و انر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک...). به قول حافظ:

عاشق شو ارنه روزی کار جهان سرآید         ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی



پ ن: این مطلب را نوشتم تا شاید تلنگری باشد برای خودم تا بیش از این درجا نزنم.



طبقه بندی: حرف حساب،  تلنگر، 
برچسب ها: مناجات شعبانیه، سیر و سلوک، محو، صعقه،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 13 تیر 1392 توسط عقل کل
در سال 1988 میلادی ؛ به فاصله شش ماه ، دو پرواز بی فرود انجام گرفت.
در پرواز 655 شرکت هواپیمایی «ایران ایر» که از بندرعباس به مقصد دبی در تاریخ 12 تیر 1367 (3 ژوئیه 1988)صورت گرفت ؛ 290 سرنشین این هواپیمای ایرانی  با شلیک موشک هدایت شونده از ناو آمریکایی وینسنس مورد هدف قرار گرفتند و در آبهای نیلگون خلیج فارس به ابدیت پیوستند.
شش ماه بعد، هواپیمای بوئینگ 747 شرکت هواپیمایی« پان امریکن» در 21 دسامبر 1988 که از لندن به مقصد نیویورک در پرواز بود با 259 سرنشین ،بر فراز شهر لاکربی اسکاتلند توسط بمب متلاشی شد.

در پرواز هواپیمای ایران ایر ، ناخدا ویل راجرز فرمانده ناو وینسنس که دستور حمله به هواپیمای ایرانی را صادر کرده بود نه تنها مورد پیگرد قرار نگرفت بلکه از طرف رئیس جمهور وقت آمریکا مدال لژیون لیاقت نیز دریافت کرد و سربازان این ناو نیز مدال مبارزه گرفتند!
اما در پرواز هواپیمای شرکت پان امریکن ، دولت های آمریکا و بریتانیا ، لیبی را مسئول بمب گذاری در این هواپیما معرفی کردند که به وضع تحریم های بین المللی علیه این کشور منجر شد و عبدالباسط مقراحی اهل لیبی به عنوان متهم اصلی این حادثه معرفی گردید و به حبس ابد محکوم شد در حالی که مقراحی تا پایان زندگی ؛خود را از این اتهام مبرا می دانست.

مقراحی که تنها محکوم پرونده سرنگونی هواپیمای آمریکایی بود سه سال پیش با مبتلا شدن به بیماری سخت و تشخیص پزشکان مبنی بر نزدیک بودن زمان مرگش از زندان اسکاتلند آزاد شد اما هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه سابق آمریکا بعد از انقلاب لیبی از مسئولین جدید لیبی خواست تا مقراحی را دوباره به زندان بازگردانند تا اینکه عمر مقراحی سال گذشته به سر آمد.
راجرز فرمانده ناو وینسنس مجرم قطعی بود اما هیچ کسی نه او را توبیخ کرد، نه سازمان های بین المللی وظیفه ای در محکومیت او و کشور متبوعش آمریکا احساس کردند بلکه او را مورد تشویق هم قرار دادند اما مقراحی به عنوان یک متهم در محکومیت ابد به سر برد و کشور متبوعش نیز در زیر بار تحریم های بین المللی قرار گرفت.
با این حساب می توان گفت در اعلامیه جهانی حقوق بشر به طور تلویحی آمده است که خون انگلوساکسون ها رنگین تر است!





طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: آمریکا، ایران، ناو وینسنس، پرواز شماره655، خلیج فارس، لاکربی، راجرز،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 12 تیر 1392 توسط عقل کل
  در جریان تسخیر لانه جاسوسی آمریکا ، سفیر انگلستان به شهید بهشتی(ره) گفت: خیلی غیرواقع بینانه با مسائل سیاسی برخورد می کنید.
 شهید بهشتی(ره) در جواب فرمود: « همین جورهاست ؛ما آرمان طلبانه قرار است با مسائل برخورد کنیم، انقلاب ما انقلاب آرمان هاست نه سر تسلیم در برابر واقعیت ها »
سفیر انگلیس صحبت از محاصره اقتصادی کرد. شهید بهشتی پاسخ داد:« ما همان نان و پنیر خودمان که توی این مملکت به دست می آید بخوریم ...انشاءالله سیاست ما بر این است که اگر قرار شد روزی همه مردم نان خالی نوش جان کنند ولی با آمریکا بجنگند، بجنگند
نهایتا سفیر انگلیس اوقاتش تلخ شد و گفت: آمریکا دخالت نظامی خواهد کرد. دکتر بهشتی پاسخ داد: « ما از خیلی وقت پیش برای دخالت نظامی آماده ایم. خلاف انتظار ما نیست؛ ولی هر سرباز آمریکایی که به داخل مرزهای ایران بیاید یک جا برایش در ایران هست آن هم گور زیر خاک.»

این کلام قاطع آن بزرگمردی است که خود به تنهایی یک امت بود، یکی از راست قامتان جاودانه تاریخ.
مرام شهید بهشتی (ره) این نبود که عصبانیت دشمن را با نرمش و پذیرفتن واقعیت ها  و کوتاه آمدن و دادن امتیاز ،کاهش دهد، بلکه در قبال عصبانیت دشمن می گفت « به آمریکا بگویید از ما عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر» و این برگرفته از همان فرهنگ قرآنی است که می فرماید: « قل موتوا بغیظکم»

مسئول در تراز نظام جمهوری اسلامی همچون بهشتی؛ در برابر دشمن اهل کم آوردن نیست ، به بهانه عقلانیت و پذیرش واقعیت های جهانی ؛ از آرمان ها ذره ای کوتاه نمی آید ، نظام سلطه و هژمونی آمریکا را به چالش می کشد و برهم می زند؛  نه اینکه بخواهد با دادن امتیاز عصبانیت دشمن را کاهش دهد. 

مقام معظم رهبری (مدظله العالی) در این زمینه فرمودند:
« بعضى با این تحلیل غلط كه به دشمنان امتیاز بدهیم تا عصبانیت آنها را نسبت به خودمان كم كنیم، عملاً منافع آنها را بر منافع ملت ترجیح می دهند؛ این اشتباه است. عصبانیت آنها ناشى از این است كه شما هستید، ناشى از این است كه جمهورى اسلامى هست... عصبانیت آنها مربوط به این چیزها است. عصبانیت دشمن را باید با اقتدار ملی علاج و جبران کرد. اگر ملت مقتدر باشد، توانا باشد، نیاز خود را كم كند، مشكلات خود را برطرف كند، و امروز كه مسئله‌ى اقتصاد مسئلهى اصلى است، بتواند اقتصاد خود را روبهراه كند، دشمن در مقابلهى با ملت ایران بىدفاع خواهد ماند.»





طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: شهید بهشتی، انقلاب اسلامی، مقام معظم رهبری، آرمان، واقعیت، آمریکا،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 6 تیر 1392 توسط عقل کل

شهید چمران در کتاب «بینش و نیایش»می گوید :

« امام زمان نمی خواهد هنگامی ظهور کند که مجبور شود همه انسان ها را از دم تیغ بگذراند. او هنگامی ظهور می کند که مردم دنیا به آن درجه آگاهی ، رشد و تکامل رسیده باشند که فساد اجتماعات و سیستم ها و حکومت ها و طاغوت ها را فهمیده باشند ،درک کرده باشند و آماده شوند که نظام ملکوتی او را بپذیرند ،تسلیم او شوند، با عدل و داد ،خود را هماهنگ کنند.

شما تصور می کنید اگر کسی امروز بخواهد در این سرزمین عدل و داد را اجرا کند اکثریت مردم ما از او راضی خواهند بود؟ کلا و حاشا. علی (ع) را در نظر آورید آیا مردی بزرگتر از او می توان در تاریخ سراغ گرفت؟ کسی که توانست به عنوان مظهر اسلام، به نام رمز انسانیت و بزرگترین میوه این جهان وجود تجلی کند و به مدت پنج سال حکومت عدل و داد خویش را به طور عینی و تحققی برای عالمیان به اثبات برساند. اما دیدید که مردم روزگار او را درک نکردند. با او به مخالفت برخاستند ، جنگ ها به راه انداختند. با او مبارزه ها کردند. مگر طلحه و زبیر از اصحاب بزرگ پیامبر نبودند؟ پرچمدار اسلام نبودند؟ اینان کسانی بودند که علی(ع) را به زور بر منبر نشاندند و با او بیعت کردند اما به سرعت از دور علی(ع) متلاشی شدند زیرا دیدند که با عدل و داد او نمی توانند زندگی کنند، سخت است، ناگوار است...

بیشتر بگویم؛ علی(ع) مدت 25 سال خانه نشین شد. مدت 25 سال در کنج انزوا به سر برد در حالی که بزرگترین رهبر اسلام، رمز انسانیت و قرآن ناطق بود. کسی که می توانست این رسالت مقدس را بهتر از هر کس دیگری پیاده کند، 25 سال در سکوت و انزوا به سر برد. چرا چنین کرد؟ آیا او احساس وظیفه نمی کرد که به میدان بیاید و این دشمنان را به یک ضربت از میدان به در ببرد؟ آیا علی از کسی وحشت داشت؟ به هیچ وجه. علی(ع) از کسی نمی ترسید و از زیر بار مسئولیت شانه خالی نمی کرد. اما مشکل علی(ع) این بود که در این مدت 25 سال طرفدارانی نداشت. او می دانست که این انسان ها عدل و داد او را تحمل نمی کنند. جز عمار یاسر، ابوذر غفاری ، سلمان فارسی و چند نفر انگشت شمار کس دیگری از علی(ع) طرفداری نمی کرد...

مردم آن روزگار این آمادگی را نداشتند که علی(ع) را که مظهر عدل و داد است تحمل کنند و او مجبور می شود که 25 سال خانه نشین شود. در این مدت 25 سال قلبش جریحه دار بود. از ناراحتی مسلمین و شکنجه هایی که بر آنها می رفت رنج می برد ، درد می کشید. آنچنان نبود که روزگار آرام و راحتی داشته باشد. دلش خوش باشد در خانه اش آرمیده باشد. او کار دیگری نمی توانست بکند. بنابراین 25 سال سکوت می کند. تازه بعد از 25 سال می بینید هنگامی که به خلافت می رسد نزدیک ترین دوستانش علیه او شمشیر می کشند. شش هزار نفر از خوارج از کسانی که جای مهر بر پیشانی آنها پینه بسته بود و اکثر آنها قرآن را از حفظ داشتند علیه علی(ع) شمشیر می کشند. بنابراین می بینیم که مردم آن روزگار نمی توانستند حکومت و رسالت اسلامی را تحمل کنند.به درجه تکامل نرسیده بودند. رشد و آگاهی نداشتند. این تغیر و تحول نفسانی در آنها به وجود نیامده بود و بنابراین علی را نمی پذیرفتند و علی(ع) به همین سبب خانه نشین می شود.

 در زمان ما نیز چنین حقیقتی جاری است. امام مهدی(عج) حاضر است ؛مراقب اعمال و رفتارماست اما متاسفانه افراد ما به آن درجه از رشد و تکامل نرسیده اند که بتوانند عدل و داد او را تحمل کنند ، بتوانند نظام اسلامی او را تحمل کنند، بتوانند نظام اسلامی او را پیاده کنند. در احادیث شنیده اید می گویند سیصد و سیزده نفر از کادرهای کارکشته متقی و پرهیزکار لازم است به وجود بیاید تا امام ظهور بفرمایند. ما منتظریم که این سیصد و سیزده نفر به وجود بیایند. از خانه نشستن و خوابیدن، نمی توان کادری متقی و مومن  و مدیر و مدبر به وجود آورد. در خلال این انقلاب ها ، این کشمکش ها ، این مبارزه ها ، یک چنین انسان هایی به وجود می آید انسان هایی که هر یک از آنها  بتواند کشوری را ، قطعه ای از این سرزمین را اداره کند و درست اداره کند بر اساس عدل و داد اداره کند امام منتظر این سیصد و سیزده نفر است.

شما می دانید که این سیصد و سیزده نفر باید هر یک ار آنها فقیه و مجتهد باشد. در روزگار ما عده فقها و مجتهدین بسیارند ولی باید فقها و مجتهدینی باشند که بتوانند کشوری را اداره کنند و باز هم می دانید که در روزگار ما از دولتمردان کسانی که اهل اداره اند ، مدیرند، زیادند ولی اینان متقی و پرهیزکار نیستند ، فقیه و مجتهد نیستند. باید آنقدر پیش برویم که دولتمردان ما مجتهد و فقیه و متقی و پرهیزکار شوند. و از طرف دیگر مجتهدین ما نیز اهل مبارزه و فداکاری و دولت و مدیریت گردند تا سیصد و سیزده نفری که دارای تمام خصوصیات لازم برای اداره یک کشور است به وجود آیند. هنگامی که اینان به وجود بیایندامام حجت ظهور می فرمایند و به کمک آنها دنیا را پر از عدل و داد می کند...شما بدانید که امام حاضر است و ناظر همه اعمال شماست...

شما در احادیث شنیده اید که اگر زمانی بیاید رهبر اسلامی ، ولی فقیه ، مجتهد جامع الشرایط دچار خطایی شود که در اثر خطای او به مسلمین و به رسالت اسلامی خسارتی بزرگ وارد  بیاید، امام زمان(عج) خود را به ترتیبی می نمایاند و آن فقیه و آن رهبر را آگاه می کند و به راه راست ارشادش می کند. امام حجت پیروان خود را رها نکرده است به دست هوا نسپرده است مراقب آنهاست...

اگر جوانان ما تصور کنند و معتقد و ملتزم شوند و بر خود بقبولانند که امام زمان(عج) شاهد است ؛حضور دارد در میان آنها زندگی می کند ، اعمال آنها ، رفتار آنها ، زندگی آنها ، فداکاری آنها ، مرگ آنها و حیات آنها تغییر کیفی پیدا خواهد کرد و چه بسا جهش بزرگی در حرکت تکاملی جوانان ما به سوی مدینه فاضله به وجود بیاید . این خاصیت بزرگ را متاسفانه جوانان ما و اجتماع ما از دست داده اند. شاید برای لحظاتی یا روزهایی به وجود مبارکش فکر می کنند و بعد او را فراموش می نمایند. آنها امام زمان(عج) را به صورت اسطوره ای در تاریخ می شمارند همچنان که علی(ع) آمد و رفت و همچنان که حسین بن علی (ع) به شهادت رسید و تاریخ او به پایان آمد . امام زمان(عج) را نیز مثل امامان دیگر اسطوره ای در تاریخ به شمار می آورند که این غلط است ، اشتباه محض است. امام زمان(عج) حضور دارد و وجود دارد و مراقب اعمال و حرکات ماست و هر چه را که می کنیم ؛هر عملی را که انجام می دهیم او می بیند و می شنود و آن روزی که مردم ما به این اعتقاد برسند و این را لمس کنند و درک کنند بزرگترین جهش ها در راه تکامل در زندگی آنها به وجود خواهد آمد. این بزرگترین قدم برای تسریع ظهور حجت می باشد. »




طبقه بندی: حرف حساب، 
برچسب ها: امام زمان(عج)، مهدویت، ظهور، شهید چمران،
ارسال در تاریخ یکشنبه 2 تیر 1392 توسط عقل کل

قالب وبلاگ