تبلیغات
افاضات عقل کل - مطالب خرداد 1392

بالاخره برای چهارمین بار به جام جهانی صعود کردیم و این در حالی بود که تا یک ماه پیش امید چندانی به صعود مستقیم نداشتیم. همین دو هفته پیش وقتی قرار بود با قطر بازی داشته باشیم می گفتند ارتش کی روش؛ بدون ستاره هایش به میدان می رود و با توجه به اینکه در بازی قبلی با قطر در خانه هم مساوی کرده بودیم فکر می کردیم با نبودن چند بازیکن تاثیر گذار ، نتیجه ای بهتر از قبل کسب نخواهیم کرد.

اما سه برد پیاپی و صعود مقتدرانه به جام جهانی نشان داد که باید به دیگران نیز فرصت دهیم تا داشته هایشان را به میدان بیاورند و حتی ستاره شوند. نباید فقط بر روی چند بازیکن سرمایه گذاری کنیم تا در صورت در صحنه نبودن آنان ، بازی را از پیش باخته تصور کنیم.

این نه تنها در میدان فوتبال بلکه در میدان سیاست نیز راهگشاست. چرخه قدرت نباید فقط در دست افرادی محدود دست به دست شود. در کشوری به بزرگی ایران و با مردمانی با استعداد و پر توان ؛ قحط الرجال نیست که ما در تقسیم مسئولیت های کلیدی فقط به تعداد محدودی تکیه می کنیم. این یکی از معایب سیستم حکومتی است که در همه دولت ها عموما به افراد مشخص و معدودی تکیه می شود و فرصت از مجموعه عظیمی از مردم سلب می گردد.

مسلما داشتن تجربه در پذیرش مسئولیت مهم است اما بنا نیست که به بهانه تجربه ، فرصت را از کسانی که تخصص و تعهد لازم را دارند اما میزان تجربه شان کمتر است بگیریم. اینکه می گویند دیگر زمان آزمون و خطا نیست سخن درستی است اما کم نیستند افرادی که با وجود کسب تجربه باز هم خطا می کنند و هستند افرادی که تجربه کمتری دارند اما به دلیل داشتن دقت و تخصص بیشتر ، میزان خطایشان از پرتجربه ها هم کمتر است.

متاسفانه بعضی فکر می کنند چون تجربه دارند باید فقط از آنان در مسئولیت ها استفاده شود و اگر به آنها مسئولیتی سپرده نشود آن را به معنای خانه نشینی اصحاب انقلاب تلقی می کنند. ما که قرار نیست در جمهوری اسلامی لوئی جرگه تشکیل بدهیم تا فقط سابقه دارها و ریش سفیدان و با تجربه ها را برای مسئولیت دعوت کنیم!

 آیا لزومی دارد  کسی که در نظام جمهوری اسلامی چهار یا هشت سال سابقه وزارت داشته دوباره به او مسئولیت وزارت سپرده شود؟ نباید حلقه قدرت را آنقدر محدود کرد که وقتی می خواهیم مسئول برای یک وزارتخانه و...معرفی کنیم از هر حزب و جناحی ،لیست مشخصی از افراد برای انتخاب وجود داشته باشند. این یکی از مشکلاتی است که فعلا در کشور ما وجود دارد و هر جناحی که بر سر کار می آید به همان افرادی تکیه می کند که قبلا نیز همان سمت یا مشابهش را داشته اند و این علاوه بر اینکه میزان ابتکار و نوآوری را پایین می آورد فرصت ها را نیز فقط در اختیار افرادی شناخته شده قرار می دهد و حلقه قدرت را بسته نگه می دارد. و یکی از عوارض بسته بودن حلقه قدرت، بروز فساد و تبعیض است

ما وقتی می توانیم به تعالی کشورمان در زمینه های مختلف سرعت ببخشیم که فرصت ها و موقعیت ها را محدود به قشری خاص نکنیم و میدان را برای همه باز کنیم تا براساس شایستگی ها به ایفای نقش بپردازند. اگر میدان را باز کنید خواهید دید که آسمان ایران در هر عرصه ای پر از ستاره است.

ای کاش این مشکل به تدریج از کشور ما برطرف شود و مسئولان یاد بگیرند که خود ؛بعد از چهار یا حداکثر هشت سال؛ میدان را برای نقش آفرینی دیگران خالی کنند و به بهانه تجربه نخواهند موقعیت خود را تثبیت نمایند.




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: جام جهانی، فوتبال، ایران، کره جنوبی، چرخه قدرت،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 30 خرداد 1392 توسط عقل کل

باز هم مردم حماسه آفریدند و مهر تاییدی زدند بر حقانیت نظامشان و لبیک گفتند بر خواسته ی مقتدایشان در آفرینش یک حماسه سیاسی

بسیاری از همان هایی که چهار سال پیش ندای تقلب سر دادند نیز آمدند و این هنر جمهوری اسلامی است که توانست ادعای مدعیان دروغین را باطل کند

توانست بار دیگر آن ها را به پای همان صندوق هایی بیاورد که چهار سال پیش صدها افسانه برایش ساخته بودند و همان دولتی برگزار کننده انتخابات بود که مدعی بودند با تقلب روی کار آمده است! 

توانست همان هایی را که تا چند وقت پیش شعار (انتخابات آزاد نیست) سر می دادند و امروز انتخابات را کاملا آزاد می دانند رسوا کند و دورویی شان را به نمایش بگذارد

حتی توانست اپوزیسیون خارج نشین را خلع سلاح کند و به تعجب وادارد

این انتخابات  نشان داد که دلسوزان واقعی انقلاب چه کسانی هستند؟ آیا اقتدارگرایانی که می خواستند با طرح رفراندوم رای مردم را وتو کنند دلسوز واقعی مردم و انقلابند یا آنانی که به رای مردم احترام گذاشتند و تبریک گفتند؟! و نشان داد که سیاستمداران اخلاق گرا و صاحبان سعه صدر چه کسانی هستند؟

 نشان داد که عقلانیت و شعور از آن کسانی است که در عمل به قانون احترام می گذارند ؛ نه افراط گرایانی که فقط در حرف و سخن دم از قانون می زنند و هرجا به ضررشان بود قانون را به پای منافع حزبی شان ذبح می کنند. 

این انتخابات برای ما مبارک بود و ما آن را به فال نیک می گیریم ، البته معلوم است که نتیجه ی آن مطلوب اصولگرایان نبود اما اصلاح طلبانی هم که مجبور شدند در زیر بال و پر عالیجناب سرخپوششان اظهار وجود کنند و از هویت اصلاح طلبی خود چشم بپوشند موفقیت چندانی کسب نکرده اند.

معلوم است رئیس جمهوری مثل احمدی نژاد که زمانی خود ، به تنهایی یک رسانه ی ضد صهیونیستی بود با دیگری که با یک مشت زدن بر روی میز تغییر موضع می دهد برای ما فرق دارد ؛ اما خوب می دانیم که آرمان های نظام اسلامی تغییر ناپذیر است و این نتیجه ، در اصول و سیاست های کلی نظام تاثیر چندانی نخواهد داشت شاید این نکته را دشمن بهتر از ما درک کرده است آنجا که نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل چند روز پیش عنوان کرد «سیاست ایران پس از انتخابات ریاست جمهوری این کشور هرگز تغییر نخواهد کرد.انتخابات ایران هیچ اهمیتی نخواهد داشت و هیچ تغییری را به همراه ندارد زیرا همواره مردی واحد در راس قدرت است که درصدد دست یافتن ایران به قدرت هسته‌ای است.»

ما به رای مردم احترام می گذاریم و به تبعیت از رهبرمان ، با سلام و عرض اخلاص به حضرت ولی الله الاعظم روحی فداه ، این حماسه سیاسی را به ملت عزیز ایران تبریک می گوییم و پیشرفت روزافزون ایران را از درگاه خداوند متعال آرزومندیم.

از نظر ما، مردم ایران مردمی فهیم و بابصیرت هستند چه آن زمان که 24 میلیون به احمدی نژاد رای دادند و چه این زمان که 18 میلیون به روحانی رای داده اند. ما مثل بعضی اصلاح طلبان نیستیم که وقتی رای به نفع ما بود مردم را روشنفکر و فهیم بنامیم و وقتی رای به ضرر ما بود مردم را فاقد درک و شعور بدانیم؛ یا وقتی روستاها طرفدار احمدی نژاد بودند رایشان را عوامانه و پوپولیستی بنامیم و وقتی طرفدار ما شدند ارزشمند و اثرگذار . 

مردم طالب اسلامند و به عملکردها می نگرند؛ گاهی خسته از سیاست های هاشمی، به خاتمی رو می آورند و گاهی خسته از سیاست های خاتمی به احمدی نژاد. همین مردم بودند که حماسه ی 9 دی را آفریدند و پای عاشورا که به میان آمد سران فتنه را در طوفان خشمشان درهم پیچیدند تا جایی که هاشمی را مجبور کردند با چند اقدام نمادین (مثل پذیرش محاکمه دخترش و...) به بازسازی چهره ی خود در بین مردم بپردازد و با سکوت در قبال رد صلاحیتش  و با کمک پروپاگاندای رسانه ای ،نظر بخشی از مردم را به خود جلب کند!

دولت ها می آیند و می روند اما آنچه می ماند حقانیت راهی است که در پیش گرفته ایم.  

نیروهای حزب اللهی راه و هدفشان مشخص است، آنها درگیر اشخاص نیستند. شهید تهرانی مقدم همانگونه که در زمان احمدی نژاد فعالیت جهادی داشت در زمان خاتمی نیز همین گونه بود و دیدیم که آنچه تحولات منطقه را رقم زد موشک های شهید تهرانی مقدم بود نه سیاست های تنش زدایی خاتمی.

شهید احمدی روشن اگر چه از تعلیق فعالیت های هسته ای خون دل خورد اما آنچه غرب را به کرنش وامی دارد خودکفایی و رشد علمی جوانان غیرتمند ایران است نه لبخندهای دیپلماتیک سیاستمداران!

حزب الله نشان داده است که چه سیاستمداران با او همراه باشند و چه نباشند راه خودش را خواهد رفت و ما همچنان ایستاده ایم

اگر قرار بود که تابع جو باشیم که هیچ گاه جو حاکم با ما نبود ،در عرصه ی فرهنگ ؛چه در زمان هاشمی ؛چه در زمان خاتمی و چه در زمان احمدی نژاد؛ نورچشمی ها دیگرانی بودند که همه چیز را قبضه کرده و باز هم طلبکاری می کردند. ما یاد گرفته ایم که بی پشتوانه در عرصه باشیم چون جز خدا به هیچ کس متکی نیستیم . ما یاد گرفته ایم که مظلوم باشیم اما مقتدر. کار ما مایوس کردن دشمن است نه مایوس شدن.

ما همچنان در عرصه ایم اما فعالتر و پرشورتر از قبل. ما هنوز در آغاز راهیم؛ باید خودسازی کنیم تا اخلاقیات ما سد راهمان نشود، باید خود را مجهز کنیم و دست پر باشیم تا تئوری های آدام اسمیتی سازنده ی اقتصاد ما نباشد. باید ضعف هایمان را بشناسیم و قدرتمند شویم. این انقلاب به بازوان توانمندی نیاز دارد که زمینه ساز دولت کریمه مولایمان مهدی (عج)باشند.

امام ما می فرمود: «اسلام سنگرهای کلیدی جهان را فتح خواهد کرد.» پس خودتان را برای فتح سنگرهای کلیدی جهان آماده کنید.




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: حماسه سیاسی، انتخابات ریاست جمهوری، اصولگرایان، اصلاح طلبان،
ارسال در تاریخ یکشنبه 26 خرداد 1392 توسط عقل کل

عاشق حسین که باشی حماسه ساز هم می شوی

غصه هایت رنگ دیگری می گیرد ، بستن آب و نان که هیچ ،حتی اسارت زن و فرزند هم تو را از پا در نمی آورد

وقتی علم را به دستت می دهند دیگر هر امان نامه ای را پاره خواهی کرد ؛ اسطوره می شوی و دیگران با نگاه به تو خودشان را تنظیم می کنند

و ما ملت ؛ عاشق حسینیم و حماسه ساز؛این را پیامبر (ص) می دانست که سلمانش را بسیار دوست می داشت و می فرمود سلمان از ما اهل بیت است

خدا هم جور دیگری به این ملت نظر دارد که پرچم داری دینش در آخرالزمان را به دستشان داده است

ما ملتِ حماسه ایم،  ایستادن را از عباس آموخته ایم و در راهمان استواریم 

ما به وعده های الهی یقین داریم چون حماسه ساز بودن با یقین و حسن ظن به وعده های الهی میسر است نه با شک و دو دلی.

ما ملتِ حماسه ایم ؛ حماسه های رنگارنگ ؛ این اقتضای زمان است که حماسه هایمان را متفاوت می سازد

گاهی با چند گلوله و آرپی جی حیثیت غرب را به بازی می گیریم ؛گاهی پهبادش را اسباب بازی می کنیم و گاهی با یک بند انگشت تمام نقشه هایش را به هم می ریزیم.

و ما بار دیگر حماسه می سازیم؛ حماسه ای که نه تنها سرنوشت ما بلکه سرنوشت منطقه و جهان را رقم خواهد زد...




طبقه بندی: حرف حساب، 
ارسال در تاریخ پنجشنبه 23 خرداد 1392 توسط عقل کل

آقای عارف در مناظره سیاسی گفت آیا «سلام بر خاتمی» جرم است؟

حال با یک مثال روشن می کنیم که آیا جرم است یا خیر؟

انتخابات سال 2000 آمریکا را به خاطر دارید. در این انتخابات جرج بوش با اختلاف 537 رای رئیس جمهور آمریکا شد و این درحالی بود که هفتاد هزار رای مناطق دموکرات نشین طرفدار الگور در ایالت فلوریدا را باطل اعلام کرده بودند و فرماندار ایالت فلوریدا هم کسی نبود جز برادر جرج بوش!

این انتخابات می رفت تا به یک چالش و تهدید جدی برای آمریکا تبدیل شود اما وقتی دیوان عالی آمریکا حکم نهایی را صادر کرد و حتی اجازه بازشماری آرای ایالت فلوریدا را نداد و جرج بوش را به عنوان رئیس جمهور آمریکا معرفی نمود؛ الگور نتیجه را پذیرفت.

الگور با اینکه حدود هفتاد هزار رای او در ایالت فلوریدا تحت نظر برادر جرج بوش باطل شده بود و اجازه بازشماری هم نداده بودند و هفت تن از نه قاضی دیوان عالی هم از حزب جمهوریخواه بودند و اختلاف رای نیز فقط 537 رای بود نه حدود یازده میلیون رای ، نظر دیوان عالی را پذیرفت و طرفدارانش را به آرامش دعوت کرد و گفت : « من می دانم که بسیاری از هواداران من اندوهگین شده اند. من هم همینطور. ولی اندوه ما بایستی با عشق ما به میهن از بین برود.» و با تبریک این پیروزی به بوش گفت : « عشق به حزب باید در مقابل وطن پرستی سرفرود آورد. من با شما هستم آقای رئیس جمهور، و خداوند شما را مورد برکت قرار دهد.» و بعد به جرج بوش اطمینان داد که کمک کار او خواهد بود و گفت: «برخی گفته اند که ماهیت غیر عادی این انتخابات ممکن است رئیس جمهور بعدی را در اداره دولت دچار مشکل کند. من این سخن را باور ندارم. من شخصا در خدمت وی خواهم بود. من از همه ی آمریکایی ها، خصوصا از همه ی کسانی که با ما بودند، می خواهم تا پشت سر رئیس جمهور بعدیمان متحد شوند.»

الگور منافع ملی آمریکا را بر منافع حزبی اش ترجیح داد و آبروی آمریکا را خرید و یک تهدید جدی را به یک فرصت برای کشورش تبدیل کرد.

اما موسوی و کروبی و خاتمی چه کردند؟ موسوی با اختلاف رای بیش از یازده میلیون ، ساز تقلب را کوک کرد و با تحریک احساسات طرفدارانش، حماسه ی چهل میلیونی را که می توانست به بهبود اوضاع اقتصادی و سیاسی و حل مسئله ی هسته ای ایران کمک شایانی نماید به فتنه ای تبدیل نمود و حداقل هشت ماه از وقت و سرمایه کشور و مردم را هدر داد و یک فرصت بزرگ را به یک تهدید بزرگ تبدیل کرد. شیخ بی سند هم که با ادعاهای موهومش آبروی نظام را به بازی گرفت .خاتمی هم به جای اینکه قانون را فصل الخطاب بداند پیشنهاد رفراندوم داد و انتخابات را به تمسخر گرفت و دیگرانی مثل هاشمی نیز راه سومی در برابر نظر ولی فقیه ارائه دادند و پشتوانه ی فتنه شدند.

 و جالب اینجاست که اکنون همگی طلبکار هم هستند و به جای اینکه جوابگوی هزینه های بسیاری که برای نظام به بارآوردند باشند هر از چندی ادای منجی هم درمی آورند!

اگر موسوی و کروبی و خاتمی ، سخنانی را که الگور در بیانیه اش عنوان کرده بود خوانده بودند باید از شرم می مردند وقتی می دیدند یک فرد لیبرال اینگونه از منافع ملی و کشورش دفاع می کند و این هایی که دم از دین می زدند اینگونه به نظام اسلامی خود ظلم می کنند! 

حال بگویید آیا این از نجابت مردم ایران و مظلومیت و اقتدار نظام جمهوری اسلامی نیست که به جای اینکه به محاکمه این افراد بپردازد اکنون بعضی توقع دارند که به آنها سلام هم بدهند و با افتخار از آنها نام ببرند و حتی طلبکار باشند که چرا صلاحیت یکی از پشتوانه هایشان را تایید نکرده اند!!!

اینجاست که می گوییم نظام اسلامی ما مظلوم است اما همچنان مقتدر که سعه ی صدری بسیار دارد...




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: مناظره، انتخابات ریاست جمهوری، فتنه 88، آمریکا، خاتمی، موسوی، کروبی،
ارسال در تاریخ شنبه 18 خرداد 1392 توسط عقل کل

در مباحث انتخاباتی ، گاهی کاندیداها وعده هایی برای اشتغال بیشتر زنان مطرح می کنند و از اینکه میزان زنان تحصیلکرده ی بیکار ، بیش از مردان است ابراز تاسف می نمایند و قول می دهند که در صورت رئیس جمهور شدن ، آمار بیکاری زنان را کاهش دهند.

اما سوال اینجاست که در شرایطی که ما فرصت های شغلی محدودی در اختیار داریم و هر چقدر هم که تاکنون تلاش شده است باز هم تعداد قابل توجهی از مردان جامعه بیکار هستند آیا وعده ی اشتغال زنان منطقی است؟ آیا نباید در دادن وعده های انتخاباتی شرایط و اولویت ها را نیز در نظر گرفت؟ وقتی اسلام ، تامین هزینه های خانواده را بر عهده ی مرد قرار داده است اولویت در استخدام باید با کدام جنس باشد؟ زن یا مرد؟ اگر فرصت شغلی را در اختیار یک مرد قرار دهیم می تواند یک خانواده را تامین نماید اما وقتی فرصت شغلی را در اختیار یک زن قرار می دهیم کار به اینجا می رسد که در بعضی از خانواده ها مرد بیکار است و زن نان آور خانواده ، در اینجا هم غرور مرد له می شود هم زن از نظر روحی و جسمی پژمرده می گردد و هم عوارض بیکاری مردان از جمله افزایش اعتیاد، فروپاشی بنیان خانواده و...بیشتر نمود پیدا می کند.

البته زنان سرپرست خانوار در اشتغال باید در اولویت باشند و دولت باید زمینه ی اشتغال آنان را در مشاغلی مقبول ، فراهم آورد اما در جامعه ی امروز ما ،چند درصد از زنان بر اساس نیاز به اشتغال رو آورده اند؟ بعضی زنان نه براساس نیاز بلکه صرفا به خاطر داشتن درآمد مستقل به اشتغال رو می آورند که برای رفع این مشکل دولت باید در برنامه هایش ؛خانه داری را نیز به عنوان یک شغل به حساب آورد و علاوه بر بیمه زنان خانه دار ، مستمری نیز برای آنان در نظر بگیرد و از طرف دیگر با مهار تورم ، درآمدها را به گونه ای افزایش دهد که برای داشتن یک زندگی آبرومند و معقول ، حقوق مرد کفایت نماید و نیازی به کار کردن زن نباشد.

از طرف دیگر در روایات آمده است که « المراه ریحانه و لیست بقهرمانه » قهرمان به معنای پهلوان نیست بلکه به معنای پیشکار است یعنی از نظر اسلام زن حتی در منزل هم نقش پیشکار ندارد چه برسد به اجتماع!

وقتی اسلام ، زن را پیشکار خانه نمی داند چرا بعضی از زنان اصرار دارند که پیشکار جامعه باشند؟ آیا استخدام در مشاغلی که با ساخت جسمی و فکری زن تناسب ندارد چیزی جز پیشکار بودن است؟ آیا مردواره کردن زن افتخار است؟ این گفتمان و فرهنگ غربی بود که شان زن را در حد یک پیشکار پایین آورد و برای سود بیشتر کارخانه هایش ، نیروی ارزان زن را به استخدام درآورد. اما اسلام برای زن جایگاه والایی قائل است. به زنان برجسته ی تاریخ اسلام بنگرید ببینید چه نقشی در اجتماع داشته اند. آنان پیشکار جامعه نبودند بلکه نقش هدایت فکری و تغییر مسیر تاریخ را بر عهده داشتند. از نظر اسلام یک زن می تواند مسیر تاریخ را عوض کند.

همچنین در روایات آمده است که داشتن غرور برای زن خوب است چون او را در برابر نامحرم حفظ می کند اما با بعضی از مشاغلی که اکنون در جامعه برای زنان وجود دارد و در آگهی استخدام می نویسند ( به یک خانم با روابط عمومی بالا!!! نیاز داریم!) آیا غروری هم برای زن باقی می ماند؟!

البته اشتغال زنان در مشاغلی که نیاز جامعه است مثل معلمی، پزشکی و... امری بدیهی و لازم است اما آیا بعضی مشاغل مثل تعمیرکار اتومبیل ، جوشکار و...در شان یک زن و نیاز جامعه است؟

دولت آینده به جای اینکه وعده ی مشاغل خدماتی را به زنان بدهد باید عرصه را برای رشد زنان نویسنده ، خطیب ، عالم ، دانشمند و محقق فراهم کند. باید زمینه ای فراهم شود که زنان تحصیلکرده  ونخبه ی ما بتوانند به جای اینکه در شرکت ها و کارخانجات به عنوان یک مهندس ناظر  و...فعالیت کنند در موسسات تحقیقاتی به رشد علم و حتی شکستن مرز علم کمک کنند و با حضور در عرصه های جهانی به ترویج فعالانه ی اندیشه های اسلام بپردازند.

غرب ، زنان را پیشکار جامعه کرد و تعجب اینجاست که بعضی زنان ، تحت تاثیر گفتمان غرب ؛ به این پیشکار بودن افتخار هم می کنند!  




طبقه بندی: حرف حساب، 
برچسب ها: اشتغال زنان، انتخابات ریاست جمهوری، زن، خانواده،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 16 خرداد 1392 توسط عقل کل

در خاطرات مرحوم فلسفی آمده است :

هنگامى كه رژیم شاه ؛ امام را به تركیه تبعید نمود، دولت تركیه بسیار علاقه داشت كه امام از آنها چیزى تقاضا كند، ولى امام در این مدت طولانى كه در آنجا بود هرگز از آنها كوچكترین تقاضا ننمود.

مثلا در اتاقى كه امام در آن زندانى بود و آنجا هواى آزاد نداشت ، امام نگفت پنجره را باز كنند، و گاهى پیشخدمت مى آمد مى گفت : « آقا هوا خیلى حبس است ، میل دارید پرده را بالا بزنم و پنجره را باز كنم .»

 امام سكوت مى كرد و نمى گفت میل دارم بلكه مى فرمود: خودت مى دانى . یا پرده اطاق افتاده بود، نمى گفت : پرده را بالا بزنید.

امام آنقدر مراقب بودند كه یك ذره نقطه ضعف در سخنشان جارى نشود و در كردارشان دیده نشود، چرا كه همه این ها گزارش مى شد و آنها مى فهمیدند كه این مرد بسیار جدى ، خود ساخته و قوى است ، فقط خوشحال است كه كتاب مطالعه مى كند، همان طور كه در اتاق دربسته نشسته بود و تا وقتى كه حال داشت مطالعه مى كرد .
به این ترتیب امام در سخت ترین شرایط، عزت اسلامى را كه براى مؤمنان خواسته حفظ كرد، و حسرت تسلیم را در دل سیاه دشمن نهاد.

بنیانگذار این انقلاب ؛ عزت نفس در وجودش موج می زد، مسئولین نظام اسلامی نیز باید با الگو گرفتن از امام (ره) ، چنین خصلتی را داشته باشند. هر گونه اظهار ضعف، شایسته ی یک مسئول در تراز جمهوری اسلامی نیست. یک رئیس جمهور نیز باید عزت نفس فوق العاده داشته باشد. 

 




طبقه بندی: حرف حساب، 
برچسب ها: امام خمینی، عزت نفس، تبعید، ترکیه،
ارسال در تاریخ سه شنبه 14 خرداد 1392 توسط عقل کل
(تعداد کل صفحات:2)      [1]   [2]  

قالب وبلاگ