تبلیغات
افاضات عقل کل - مطالب اسفند 1392

سال 1392 هم به پایان رسید و باز هم مثل سال های گذشته عده ای از مردم جهان از گرسنگی جان دادند. بر طبق آمارهای جهانی حدود 12 درصد جمعیت جهان از گرسنگی رنج می برند و این یعنی از هر هشت انسان، یک نفر با مشکل گرسنگی روبروست.

آژانس تغذیه و کشاورزی سازمان ملل (فائو) هم خیلی هنر کند و بخواهد برای رفع گرسنگی در جهان راهکار ارائه دهد گزارشی تنظیم می نماید و به مردم جهان توصیه می کند برای کاهش میزان گرسنگی در جهان، مصرف انواع حشرات را در سبد غذایی خود قرار دهند و اسم برنامه ویژه اش برای مبارزه با گرسنگی را می گذارد « برنامه حشرات قابل تغذیه». (واقعا چندش آور است!)

ناامنی هم معضل دیگری است که در جهان بیداد می کند. هیچ تضمینی وجود ندارد کشوری آرام و امن در عرض مدتی کوتاه به کشوری ناامن تبدیل نشود. نمونه آشکارش، سوریه است. کشوری که تا چند سال پیش در پایتخت آن، برای ایجاد نظم و آرامش بیشتر ، حتی اجازه تردد با موتورسیکلت را در شهر دمشق نمی دادند اکنون تکفیری ها چند وقتی است آرامش و امنیت را از آن سلب کرده اند و در گوشه و کنارش صدای انفجارهای تروریستی به گوش می رسد و اگر جانفشانی ارتش و نیروهای مردمی و مقاومت نبود همه مردمانش آواره می شدند.

گرسنگی و ناامنی تنها دو نمونه از مشکلاتی است که بسیاری از مردم جهان با آن روبرو هستند. در کشور ما نیز مشکلات فراوانی وجود دارد اما بسیاری از نعمت هایی که در آن غوطه وریم و گاهی اصلا به چشم نمی آید آنقدر باارزش و گرانقیمت است که فقط وقتی آن را از دست دادیم به اهمیت آن پی می بریم.

در دنیایی که صهیونیسم جهانی بر آن سیطره دارد مسلمان بودن هزینه دارد چه رسد به شیعه بودن. مسلمانان آفریقای مرکزی فقط به خاطر عنوان مسلمانی، به دست گروهک مسیحی تروریستی «آنتی بالاکا» قتل عام می شوند و مسلمانان میانمار به جرم مسلمانی به دست بودائیان در آتش می سوزند.

حال در میان همه این تزاحم ها و ناامنی ها، کشور شیعه ای پیدا شده است که در آن می توانیم بی دغدغه در ایام فاطمیه پرچم عزا بزنیم و مثل مردم بحرین  به خاطر برپایی مجالس عزاداری، زیر شکنجه کبود نشویم  و همچون شیعیان عربستان به خاطر داشتن عقیده تشیع در مضیقه و فشار حکومت نباشیم . کشوری که آنقدر قدرتمند شده است که برای صهیونیست ها نیز خط و نشان می کشد و مایه امید مستضعفان جهانی است.

آیا قدر این نعمت را می دانیم؟ آیا این نعمت کوچکی است که خداوند به ما توفیق داده است از کودکی با نام و یاد امیرالمومنین علیه السلام آشنا شویم و یاعلی گویان بزرگ شویم؟ کدام نعمت با نعمت ولایت برابری می کند؟ آیا حاضریم این نعمت را با چیزی عوض کنیم؟

مردی خدمت امام صادق علیه السلام آمد و از فقر و تنگدستی خود شکایت کرد. امام فرمود: «قضیه اینطور نیست که شما اظهار می کنی و من اصلا تو را فقیر نمی دانم.» آن مرد گفت شما درباره فقر من روشن نیستی و من راست می گویم. امام همچنان او را تکذیب می کرد تا آنجا که فرمود: «اگر کسی صد دینار به تو بدهد که از ما برائت حاصل کنی آیا صد دینار را می گیری و از ما کنار می روی؟» گفت نه. تا آنجا که امام فرمود: «اگر هزار دینار بدهد دست از اعتقاد ما برمی داری؟» گفت خیر. حضرت فرمود: «حالا که چنین است پس تو سرمایه بزرگی داری و فقیر نیستی.»

گاهی باید به خودمان بنگریم ، نکند مشکلات زندگی و دغدغه های فکری ؛ فرصت شکرگزاری را از ما گرفته باشد. نکند حالت طلبکارانه در برابر خداوند داشته باشیم و به جای شکرگزاری، دائم نق بزنیم. باید روحیه شکرگزاری را در خود تقویت کنیم تا به سرور و انبساط درونی برسیم.

علامه جعفری می فرمود: « شکر و سپاس یکی از عالی ترین عوامل سازنده روح انسانی است. در راه وصول به چنین مقام والا نخستین معرفتی که نصیب انسان می گردد این است که اولا می فهمد که به هیچ وجه از خلاق هستی و فیض بخش کائنات طلبکار نیست که در نتیجه آنچه را که در این زندگانی به دست می آورد یک ضرورتی باشد که خداوند مجبور است آن را به مخلوقات خود بدهد. تنها چنین معرفت است که فیض بودن هستی را برای انسان قابل درک می سازد.یک نتیجه بسیار با اهمیت که از این درک حاصل می شود طراوت و انبساط و سرور درونی است که با غوطه ور شدن در مصائب و ناگواری های حیات طبیعی هرگز مختل نمی گردد.»

مقام شکرگزاران بسیار والاست و بنا به فرمایش قرآن، شکرگزاران واقعی نیز اندکند. امام صادق علیه السلام در این زمینه فرمودند: « اگر نزد خداوند عبادتی بهتر از شکرگزاری در همه حال بود که بندگان مخلص با آن عبادتش کنند، هر آینه آن کلمه را درباره خلقش به کار می برد، اما چون عبادتی بهتر از آن نبود از میان عبادات آن را خاص قرار داد و صاحبان آن را ویژه گردانید و فرمود( اندکی از بندگان من سپاس گزارند).»

پس بیایید جبهه خضوع بر آستان ربوبی بسائیم و از نعماتش قدردانی کنیم تا حداقل مرتبه شکر زبانی را به جا آورده باشیم. در این راستا خواندن «مناجات شاکرین» امام سجاد علیه السلام را نیز غنیمت بدانیم.




طبقه بندی: حرف حساب،  تلنگر، 
برچسب ها: شکرگزاری، نعمت، ولایت، امنیت،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 29 اسفند 1392 توسط عقل کل

خدا رحمت کند رئیس جمهور مکتبی و ساده زیست و صادق، شهید رجایی را که می فرمود: « مردم ما از کمبودها و کسری ها گله ندارند، آنچه مردم را می آزارد و صدایشان را درمی آورد وجود تبعیضات ناروا و سوء استفاده از بیت المال است و بس! »

تبعیض چه در تخصیص امکانات و چه در رسیدگی به فساد، برای مردم آزار دهنده است. اینکه برخی از پرونده های فساد اقتصادی در رسانه ها علنی شود و همه از آن سخن بگویند و حتی درباره اش پیامک بسازند اما بعضی از پرونده ها از دژ پولادین برخوردار باشند و رسانه ها را از اطلاع رسانی و پرداختن به آن منع کنند دل مردم عدالت طلب را به درد می آورد.

اگر می خواهیم به طور قاطع و صادقانه با مفاسد اقتصادی و ویژه خواری مبارزه کنیم باید هیچ فرد و گروه و جناحی در حصار امن نباشد و اگر می خواهیم صداقت و قاطعیت خود در مبارزه با فساد را به مردم اثبات نماییم باید مبارزه با ویژه خواری را از کسانی که جزو حامیان و اطرافیان ما محسوب می شوند شروع کنیم.

به عنوان مثال در پرونده فساد «کرسنت» ،بعضی از حامیان دولت فعلی نقش داشته اند، لذا بهتر است برای اینکه هم مردم و هم مفسدان و ویژه خواران اقتصادی ، اراده دولت در مبارزه با فساد و ویژه خواری را جدی بگیرند دولت محترم به جای اینکه رسانه ها را از پرداختن به این پرونده باز دارد، از رشوه خواران و مفسدان دخیل در این پرونده در هر مقام و جایگاه و منتسب به هر فرد و شخصیتی که باشند اعلام بیزاری کند و مبارزه با ویژه خواری را از پرونده کرسنت آغاز نماید.

همان طور که اخیرا رئیس جمهور تاکید داشت « نام افراد مفسد و ویژه خوار نباید در جیب رئیس دستگاه اجرایی کشور باشد، نام افراد مفسد و ویژه خوار باید بر سر زبان و بیان خبرنگاران ما باشد.» پس برای یاری رساندن به دولت در مبارزه با فساد و ویژه خواری و بنا به توصیه رئیس جمهور ، نام مفسدان کرسنت هم باید بر سر زبان و بیان خبرنگاران قرار گیرد.

قرارداد کرسنت 12 سال پیش در زمان وزارت آقای زنگنه در دولت اصلاحات بین شرکت اماراتی کرسنت پترولیوم با شرکت ملی نفت ایران منعقد شد. قراردادی که آقای زنگنه اخیرا با ارسال لایحه ای به دادگاه لاهه صریحا اذعان کرد که در حاشیه این قرارداد، زدو بندهایی صورت گرفته و عده ای از حسن اعتماد او سوء استفاده کرده اند.

قراردادی که عباس یزدان پناه یزدانی از نزدیکان و همکلاسی آقازاده معروف به عنوان جعبه سیاه این پرونده ، مدتی است ناپدید شده است و معلوم نیست کجاست!

قراردادی که همچون استات اویل باز هم آقازاده معروف در آن نقش کلیدی دارد. قراردادی که فسادی بالغ بر 8 تا 10 میلیارد دلار در آن تخمین زده می شود.

فساد، فساد است، چه سه هزار میلیارد تومان باشد و بر سر زبان ها بیفتد و چه بیش از 8 میلیارد دلار باشد و بایکوت خبری شود. فساد، فساد است چه «ب. ز » و « ش.ج» و « ا. ا » در آن نقش داشته باشند و چه « م. ه » و کل حروف الفبا!

مردم از فساد و ویژه خواری بیزارند و مانند برخی احزاب و سیاسیون نیستند که بر روی یک پرونده فساد و ویژه خواری، چشم ببندند و بر دیگری خیره شوند. مردم انتظار دارند که هیچ مفسدی حصار امن و دژ پولادین نداشته باشد و مفسدان و ویژه خواران اقتصادی چه منتسب به شخصیت ها و دولت کارگزاران و اصلاحات باشند و چه دولت عدالت و چه دولت اعتدال، همگی عادلانه و بدون تبعیض به اشد مجازات برسند.

کرسنت آزمونی است برای سنجش جدیت و قاطعیت دولت در مبارزه با فساد و ویژه خواری.  باید اسامی کسانی که در این پرونده ،رشوه های کلان گرفته اند و با عقد این قرارداد به منافع ملی آسیب رسانده اند بر سر زبان خبرنگاران باشد نه اینکه خدای ناکرده بر پست و سمت خود باقی بمانند یا ترفیع بگیرند! 




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: کرسنت، ویژه خواری، دولت، اسامی مفسدان اقتصادی، تبعیض،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 21 اسفند 1392 توسط عقل کل

حاج همت! یادتان هست می گفتی « زمان بازرگان به ما برچسب چریک می زدند، زمان بنی صدر هم برچسب منافق! الان هم برچسب خشک مقدسی و تحجر! هر قدمی که در راه خدا و بندگان مستضعف او برداشتیم برچسب بارانمان کردند حالا روزی ده برچسب دشت می کنیم.»

حاجی! شما که جز پیروی از راه امام(ره) و تکرار فرمایشات امام عزیز ، چیز دیگری نمی گفتی، شما که آنقدر شیفته و دلباخته ولی فقیه زمانت بودی که در سفر حج در زیر ناودان طلا از خدا خواسته بودی حتی یک لحظه هم نگذارد بدون امام در این دنیا نفس بکشی، پس چرا باید عده ای، برچسب بارانت کنند؟ چرا باید شما را منافق بنامند و متحجر و خشک مقدس خطابت کنند؟

 راستش را بخواهی هرگاه این کلامتان را می خواندم با خود می گفتم یقینا افرادی که خودشان واداده و ترسو بوده اند به فردی مثل حاج همت که بر روی اصولش ایستادگی می کرده است می گفته اند «خشک مقدس و متحجر»، اما برچسب «منافق» برایم قابل هضم نبود. چرا باید به کسی که شیفته امام بوده چنین برچسبی بزنند؟

اما حالا خوب می فهمم که وقتی بخواهند رگبار برچسب را بر روی حزب اللهی ها بگیرند تا آنان را منزوی کرده و از میدان بیرون برانند ؛دیگر فرقی نمی کند چه برچسبی نثارشان نمایند هر چه به ذهنشان بیاید می گویند تا یکی از این برچسب ها اثر کند. تندرو و بی ترمز و افراطی و منافق و بیسواد و کاسب فتنه و...همه برای یک هدف است و آن چیزی نیست جز از صحنه بیرون راندن حزب الله و به سکوت واداشتنش. اما به قول شما ،حاشا که دلسرد شویم و میدان را خالی کنیم.

فرقی نمی کند زمان شما باشد یا زمان ما، همیشه افرادی هستند که وقتی ما سخن ولی فقیه را تکرار نماییم ما را برچسب باران کنند. همیشه افرادی هستند که تحمل ایستادگی بر روی اصول  و راه امام (ره)را نداشته باشند و برای اینکه وادادگی خود را بپوشانند اهل استقامت را زیر رگبار برچسب ها می گیرند.

حاجی! نمی دانم دیگران شما را چگونه شناخته اند؛ اما من یاد گرفته ام که همه شهدا را فقط با کلام خودشان بشناسم با وصیت نامه هایشان، چون هیچ سندی بهتر از وصیت نامه ،گویای شخصیت یک شهید نیست. من شما را با برداشت ها و تعاریف این و آن نشناختم ؛من شما را خالصانه از کلامتان شناختم آنجا که می گفتی« پیام من فقط این است: در زمان غیبت اطاعت محض از ولی فقیه داشته باشید.»

 بعضی ها می گویند زمانه عوض شده است و گذشته را با حال نمی شود سنجید؛اما شواهد نشان می دهد همان دغدغه هایی که شما قبلا داشتی امروز نیز وجود دارد.  ما هم امروز مارهای خوش خط و خالی که شما از آنها سخن می راندی را می بینیم. کسانی که درباره آنها می گفتی« باید روی نحوه برخورد آمریکا با ماجرای روی کار آمدن دولت موقت مهندس بازرگان تامل کنیم. منظور من همان جریان لیبرالیستی است که در قالب دولت موقت بعد از انقلاب روی کار آمد. همان مارهای خوش خط و خالی که سالیان دراز در آستین آمریکا برای روز مبادا جا خوش کرده بودند و با پیروزی انقلاب از آستین آمریکا به در آمدند، پیرهای فرتوت عرصه سیاست و لیبرالیسم که آمریکا ،آنها را برای ملت ما رو کرد.»

 امروز هم ،ما نشان آن مارهای خوش خط و خال و طرفداران بازرگان را مشاهده می کنیم که چگونه از آستین آمریکا به در آمده اند و در عرصه های فرهنگی و سیاسی کشور قلم می زنند و فعالیت می کنند و چهره سیاه استکبار را تقدیس می نمایند.

حاج همت، یادتان هست در هر مذاکره ای که پای آمریکا درمیان بود نگران سوءاستفاده و عهدشکنی دشمن بودی و می گفتی « در مذاکرات الجزایر، آمریکایی ها بر سر هیات نمایندگی ما شیره مالیدند،گروگان هایشان را صحیح و سالم از ما تحویل گرفتند و از آن دوازده میلیارد دلار دارایی بلوکه شده ایران در بانک های آمریکا حتی یک سنت هم به ما تحویل ندادند.» و چقدر نگرانی ها و دغدغه هایت به نگرانی های این روزهای ما شباهت دارد.

ای سردار خیبر! بیا برای ما هم بخوان شعری را که ورد زبانت بود و همرزمانت را با آن به وجد می آوردی . بخوان تا ما هم از شما یاد بگیریم محکم و استوار جواب یاوه گویی های شرمن و کری و اوباما را بدهیم . بخوان حاج همت! این روزها بیشتر از قبل ،دلمان هوای شعرهای حماسی کرده است

        ای خصم امان خورد خوابت ندهیم                          تا از دم تیغ تشنه آبت ندهیم

        از صلح نگو سخن که در پهنه رزم                           جز برق سلاح خود جوابت ندهیم

پ ن:

17 اسفند سالگرد شهادت سردار خیبر گرامی باد. علو درجاتش صلوات. « اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم»




طبقه بندی: حرف دل، 
برچسب ها: شهید همت، امام خمینی(ره)، شهادت، آمریکا،
ارسال در تاریخ جمعه 16 اسفند 1392 توسط عقل کل

مقام معظم رهبری (مدظله العالی) در جلسه اخیر با حضور سران قوا در مورد چگونگی اجرا و تحقق سیاست های اقتصاد مقاومتی فرمودند: « افرادی را مامور پیگیری و اجرای سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی کنید که انگیزه های انقلابی و مردمی و اعتقاد لازم و کافی برای اجرای آنها داشته باشند.»

هر اقتصادی ،مدیران خودش را می طلبد که به مبانی آن اعتقاد راسخ داشته باشند. همانطور که اقتصاد سرمایه داری و سوسیالیستی مدیرانی می خواهد که به اندیشه های لیبرالیستی و سوسیالیستی معتقد باشند، اقتصاد مقاومتی نیز با مدیران انقلابی و جهادی ؛عملیاتی می شود نه با مدیران تکنوکرات.

اگر مدیران تکنوکرات بخواهند در صدد تحقق اقتصاد مقاومتی برآیند، قضیه همان می شود که رهبر معظم انقلاب مدتی پیش با گلایه فرمودند: « من هفده هجده سال قبل به دولتی که در آن زمان سرکار بود و به مسئولان گفتم کاری کنید که ما هر وقت اراده کردیم ، بتوانیم در چاه های نفت را ببندیم. آقایان به قول خودشان تکنوکرات لبخند انکار زدند که مگر می شود؟! بله می شود، باید دنبال کرد، باید اقدام کرد، باید برنامه ریزی کرد، وقتی برنامه اقتصادی یک کشور به یک نقطه خاص متصل و وابسته باشد دشمنان روی آن نقطه خاص تمرکز پیدا می کنند.»

مدیران اقتصاد مقاومتی باید روحیه انقلابی و جهادی و مردمی داشته باشند. مدیرانی که مردمی بودن را به پوپولیست تفسیر نکنند.مدیرانی که برای ترویج استفاده از تولیدات ملی، ابتدا در زندگی خود از تولیدات داخلی حتی اگر کیفیت پایین تری داشته باشد استفاده نمایند تا عرق ملی را در خود و دیگران تقویت نمایند. وگرنه مدیرانی که در زندگی خود کالاهای خارجی را بر داخلی ترجیح می دهند هرگز نمی توانند حامی و مروج کالای داخلی باشند چون رطب خورده که منع رطب نمی کند.

اقتصاد مقاومتی مدیرانی می طلبد که نخواهند با تکرار تئوری های آدام اسمیتی و کینزی ، اقتصاد مقاومتی را پایه ریزی کنند. مدیرانی که اهل ریسک پذیری معقول باشند نه اینکه با حفظ وضع موجود، قدرت ابتکار را از دیگران نیز بگیرند. مدیرانی که جرات و جسارت ورود به میدان های سخت و دشوار را داشته باشند، رفاه زده نباشند تا زود خسته شوند و با روبرو شدن با چند مشکل ، جا بزنند و بگویند نمی شود.

مدیران اقتصاد مقاومتی باید ابتدا خود باور عمیق به پیاده سازی این الگو داشته و سرشار از روح خودباوری و « ما می توانیم» باشند تا بتوانند این باور را به بدنه تحت مدیریت خود نیز تزریق نمایند.

اقتصاد مقاومتی یک الگوی بومی و اسلامی است که برای تحقق آن باید ابتکار و نوآوری به خرج داد. ما قرار نیست از ژاپن و چین و آلمان و...الگوبرداری کنیم. قرار نیست مثل کشورهایی باشیم که اکنون به عنوان قدرت اقتصادی در جهان مطرحند اما از نظر نظامی و امنیتی به آمریکا یا ناتو وابسته اند و استقلال امنیتی ندارند. قرار نیست مثل کشورهایی باشیم که رشد اقتصادی بالایی دارند اما هر سال تعدادی از مردمانش از کار زیاد و خستگی مزمن جان می دهند.

ما باید اقتصاد مقاومتی را همسو با سبک زندگی اسلامی پیاده کنیم. اقتصادی که رشد اقتصادی و درآمد سرانه آن بالا باشد اما مردمانش کار و عبادت و تفریحشان نیز به جا باشد و هیچ کدام قربانی دیگری نشود.اقتصادی که به افزایش فاصله طبقاتی و کاهش عدالت منجر نشود.

اقتصاد مقاومتی با مدیرانی انقلابی و مبتکر و مومن عملیاتی می شود، مدیرانی که خودباوری و نوآوری و ایمان و توکلشان ،یادآور فرماندهان مخلص و جهادی هشت سال دفاع مقدس باشد.




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: مقام معظم رهبری، اقتصاد مقاومتی، انقلابی، تکنوکرات، حماسه اقتصادی،
ارسال در تاریخ جمعه 9 اسفند 1392 توسط عقل کل

قالب وبلاگ