تبلیغات
افاضات عقل کل - مطالب بهمن 1392

آمریکا هر جا منافعش ایجاب کند از نوچه هایش در سراسر جهان حمایت می کند، فرقی ندارد آن نوچه، دالایی لامای تبتی باشد یا تیموشنکوی اوکراینی.

حتی لازم نیست آن نوچه مثل نوری زاده کراوات بزند بلکه می شود مثل کدیور عبا و قبا به تن داشته باشد یا مثل مهاجرانی کت و شلوار بپوشد یا اصلا مثل شیرین عبادی ، یک زن باشد اما به پاس نوچگی جایزه صلح نوبل بگیرد یا اینکه مفتخر به دریافت اسکار شود.

برخی از نوچه ها شناخته شده اند و برخی در پشت صحنه فعالیت می کنند و کسی آنها را نمی شناسد. بعضی خارج نشین شده اند و بعضی دیگر در داخل کشور به فعالیت می پردازند اما نوع حرف زدن و رفتارشان نشان می دهد که مدال نوچگی آمریکا را بر گردن دارند.

و جالب اینجاست که برخی از همین نوچه ها چنان خود را روشنفکر و تحصیلکرده به حساب می آورند و با آب و تاب از آزادی سخن می گویند که انگشت به دهان می مانی چگونه این افراد که با نوچگی آمریکا خود را به بردگی درآورده اند دم از آزادی و روشنفکری می زنند. بردگی فقط این نیست که جسمت در بند باشد، بزرگترین بردگی این است که تفکرت در بند استکبار باشد اما ادای آزاداندیشی درآوری و دیگران را به افکار پوپولیستی متهم کنی.

بعضی از نوچه ها در روزنامه ها قلم می زنند و برخی در سایت ها و وبلاگ ها. آنان به گونه ای سخن می گویند و می نویسند که گویا وظیفه دارند با هر ترفندی چهره آمریکا را تطهیر کرده و بزک نمایند و سیاهه جنایاتش را سفید جلوه دهند و چهره ای محبوب از کدخدایشان بسازند تا شاید بتوانند جای پایی برایش باز کنند و با حرص و ولعی وصف ناشدنی ، بازگشایی مجدد لانه جاسوسی آمریکا در ایران را انتظار می کشند.

آمریکا براساس منافعش، هوای نوچه هایش را دارد.بیانیه صادر می کند که فلانی و فلانی را آزاد کنید و طبق معمول ؛نوچه های داخلی و خارجی نیز یکصدا با اربابشان این خواسته را تکرار می کنند و خواستار رفع حصر فتنه گران می شوند.

اما اکنون زمان رفع حصر نیست. امام عزیز ما می فرمود: « آن روزی را که آمریکا از ما تعریف کند باید عزا گرفت.» بنابراین حامیان فتنه و فتنه گران به جای اینکه تلاش کنند و از هر سو فشار بیاورند و چانه زنی کنند تا از سران فتنه رفع حصر شود باید بروند عزا بگیرند و ببینند چه خدمت شگرفی به شیطان بزرگ کرده اند که باز هم آمریکا برای حمایت از آنان به میدان آمده است.

باید ببینند آنکه خود را نخست وزیر امام می دانست و آنکه مدعی بود اجازه هایی از امام(ره) دارد که دیگران ندارند چه خدمت بزرگی به استکبار کرده اند که اسمشان بر سر زبان اوباما و سخنگوی وزارت خارجه اش جاری شده است.

باید به جای اینکه دم از «آشتی ملی» بزنند تا خیانت های خود را بپوشانند، بگویند با کدام منطق می توان به کسانی که نورچشمی دشمن شده اند اعتماد کرد. اعتماد به اینگونه افراد ، آشتی ملی نیست بلکه این کار؛ خیانت به انقلاب است. آشتی ملی فقط با کسانی صورت می گیرد که مدال نوچگی دشمن را بر سینه نداشته باشند. ملت ایران با انواع اختلاف سلیقه هایی که داشته و دارند هیچگاه با هم قهر نبودند که اکنون بخواهند آشتی ملی به راه بیندازند. مردم فقط با سرسپردگان و نوچه های داخلی دشمن که خط قرمز ها را شکسته اند، آشتی ناپذیرند.

اما نوچگی هم تاریخ مصرف دارد .وقتی تاریخ مصرف یک نوچه تمام می شود حتی اگر بالاترین مقام را هم داشته باشد بدون هیچ نگرانی از طرف اربابانش در زباله دان انداخته می شود ،چه رضاخان پهلوی باشد چه صدام عفلقی یا...

توصیه ما خطاب به همه نوچه های داخلی این است که: نوچه و برده آمریکا نباشید زیرا خدا شما را آزاد آفریده است.




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: آمریکا، سران فتنه، منافع ملی، آشتی ملی،
ارسال در تاریخ سه شنبه 29 بهمن 1392 توسط عقل کل

فرعون هم هر جا کم می آورد گزینه هایش را به رخ موسی(ع) می کشید. گزینه هایی که هیچ کدامش بر روی میز کوچک اوباما جا نمی شد و وسعتی داشت به بزرگی یک میدان.

پرسیدند: ای موسی! تو اول گزینه هایت را به میدان می آوری یا ما بیاوریم؟

فرمود: اول شما گزینه هایتان را به میدان بیاورید.

و برای مدتی گزینه های فرعون، فرصت خودنمایی یافتند و مردم را به وحشت انداختند اما وقتی موسی گزینه اش را به میدان آورد تمام گزینه های فرعون بلعیده شد و ساحران سجده کنان گفتند « آمنا برب العالمین رب موسی و هارون»

فرعون ادعای « انا ربکم الاعلی » داشت ، کشورش بدهکارترین کشور دنیا نبود و قدرتش هوش از سر اوباما می برد اما تمام گزینه هایش در برابر عصای موسی برباد رفت.

 پیامبر ما ،دو گزینه ثقیل را برای ما به یادگار گذاشته است «ثقل اکبر و ثقل اصغر»که تمسک به آنها اعجازی دارد که عصای موسی نداشت

پس اوباما ! اول تو گزینه هایت را به میدان بیاور

گزینه هایت خیلی وقت است بر روی میزت خاک خورده و لاف زدن هایت تکراری شده است

ما منتظریم تمام گزینه هایت را یکجا به میدان بیاوری تا گزینه های ما کار را تمام کند

 گزینه های ما شوخی بردار نیست اوباما !

 وقتی گزینه هایمان را به میدان بیاوریم ؛تمام گزینه هایت محو می شود  و  زمان آن  می رسد که جنبش 99 درصدی همراه با اندیشمندان سرزمینت ؛همگی به حقانیت راه ما ایمان بیاورند.

پ ن: بیا...این بچه هم با یک بار دست کشیدن به سر اوباما فهمیده تو مخ اوباما چه خبره!




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: اوباما، آمریکا، ایران، گزینه های روی میز،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 23 بهمن 1392 توسط عقل کل

با اجازه از حضرت حافظ در اشعارش دست می برم و چند کلامی با بعضی مسئولین حرف می زنم.

خطاب به رئیس جمهور محترم:

ناگهان پرده بر انداخته ای یعنی چه؟         هسته ای را به عدو باخته ای یعنی چه؟

خنده بر لب، پشت خط، گوشی به دست        اینچنین با اوباما ساخته ای یعنی چه؟

پیر ما گفت که «شیطان بزرگ» است عدو          قدر این مرتبه نشناخته ای یعنی چه؟

اینقدر انگ نچسبان به همه منتقدان           ما را از پای درانداخته ای یعنی چه؟

تو که گفتی بگذارید مرا نقد کنند              پس چرا تیغ به ما آخته ای یعنی چه؟

اعتمادت به خدا باشد و مردم نه به غرب           خانه از غیر نپرداخته ای یعنی چه؟

چو بشنوی سخن منتقد مگو که خطاست             تحملت کم است شیخ حسن خطا اینجاست!

در مورد توافقنامه ژنو:

دل از من برد و روی از من نهان کرد                توافقنامه ای که با جهان کرد

چرا گویند توافق محرمانه است                 خدا را با که این بازی توان کرد

که را گویم که ملت نیست محرم                ولی شیمون پرز را رخ عیان کرد

چرا چون لاله خونین دل نباشم              ز توهینی که دشمن بی امان کرد

******

پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت            ما چرا هسته ای مان را به جوی نفروشیم!

خطاب به جواد آقای ظریف:

دیدی که غرب جز سر جور و ستم نداشت                 بشکست عهد و ز غم ما هیچ غم نداشت

وقتی که دست می دهی با جان کری ببین          دستت یکی دو سه انگشت کم نداشت؟!

اگر اشتون اروپایی به دست آرد دل ما را               به لبخندش فرو کاهم غنی سازی بالا را

این آخری هم خطاب به....

واعظان کاین جلوه در محراب  و منبر می کنند         چون به مجمع می روند خود کار دیگر می کنند

مشکلی دارم ز شیخ مصلحت سنجی بپرس                         با سبد کالا چرا ملت گداپرور کنند؟

پ ن: خوب دیگه فعلا کافیه ،یه وقت حافظ را هم ممنوع القلم می کنند و میذارن تو لیست سیاه!!!




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  بی مزه، 
برچسب ها: روحانی، ظریف، توافقنامه ژنو، هسته ای، اشتون، طنز قند پهلو، آمریکا،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 16 بهمن 1392 توسط عقل کل

دهه مبارک فجر که از راه می رسد بیشتر از امام (ره) سخن می گویند و در بزرگداشت نام امام خمینی (ره) می کوشند. اما نام امام(ره) از آرمان هایش جدا نیست ؛بزرگداشت نام و یاد امام(ره) باید با تعظیم و پاسداشت آرمان های امام همراه باشد و گرنه بزرگداشتی که فقط به نام امام بسنده شود اما آرمان های امام توسط عده ای تفسیر به رای گردد ظلمی مضاعف در حق امام است.

در جمهوری اسلامی باید گفتار و رفتار امام(ره)؛ ملاک و میزان تصمیم گیری ها و سیاست ها و موضع گیری ها باشد. اگر می خواهیم کسی را افراطی یا معتدل بنامیم باید با ملاک امام بسنجیم نه با برداشت های شخصی . اما برخی عادت کرده اند به جای اینکه افراط و تفریط و اعتدال را با کلام امام(ره) بسنجند، با نگرش و برداشت خود می سنجند و این اشتباه باعث می شود که جای خیلی چیزها عوض شود.

این جور افراد حتی از امام(ره) هم تصویری که خود می پسندند ارائه می دهند و هرگاه به آنها انتقاد شود که این نوع رفتار و گفتار شما برخلاف نظر امام(ره) است می گویند ما حرف دل امام را بهتر از شما می دانیم و بعد حرف دل خود را به امام نسبت می دهند و برای اثبات درستی حرفشان ،سوابق انقلابی خود را به رخ می کشند و منتقدان را متهم می کنند که یک شبه ، انقلابی شده اند!

معمولا دنیای این افراد وسعتی دارد به اندازه چند کشور اروپایی و آمریکا. لذا هر وقت رابطه ما با اروپا و آمریکا مناسب نباشد می گویند نباید با دنیا قهر کرد، و هر گاه با این چند کشور اروپایی و آمریکا روابطمان بهبود پیدا کند؛ می گویند با دنیا آشتی کردیم و درهای دنیا به روی ما باز شده است!

برخلاف امام(ره) که معتقد بود باید هسته های مقاومت را در سراسر جهان گسترش دهیم و از آفریقا تا آمریکای لاتین از مستضعفین جهانی در برابر استکبار حمایت کنیم آنها این نوع رفتار را تنش آفرین می دانند و معتقدند باید تنش زدایی کرد.

بر خلاف امام(ره) که از آل سعود بیزار بود آنها با خاندان سعودی روابط خانوادگی دارند.

برخلاف امام(ره) که توصیه موکد به ساده زیستی مسئولین داشتند آنها برای اینکه بر اموال میلیاردی خود سرپوش بگذارند ساده زیستی را به زهدفروشی تعبیر می کنند.

برخلاف امام(ره) که در برابر قانون، امتیازی برای خود و خانواده اش قائل نبود و می فرمود « اگر احمد هم خلاف کرد بازداشتش کنید و هیچ کس هم نباید در کار شما دخالت کند.» آنها در روند رسیدگی به هر پرونده ای که به آقازاده هایشان مربوط است ایجاد خلل می کنند و روند قضایی را به بن بست می کشانند.

برخلاف امام(ره) که آمریکا را شیطان بزرگ می نامید و می فرمود آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند، آنها برای شیطان بزرگ ؛روز خوبی را آرزو می کنند و از گزینه های روی میزش می ترسند. گزینه هایی که جوانان این سرزمین ؛سال ها پیش در شلمچه و فکه و هویزه به پوشالی بودنش خندیدند و میز آمریکا را بر سر سردمدارانش خرد کردند.

بر خلاف امام(ره) که برای حل مشکلات کشور به جوانان اعتماد می کرد آنها در پی اعتمادسازی با دشمن هستند و کلید حل مشکلات داخلی را در خارج جستجو می کنند.

اما حرف های ما بر خلاف حرف های امام(ره) نیست ؛ما همان حرف های امام را تکرار می کنیم ،ولی عده ای که به انفعال و وادادگی خو کرده اند به جای اینکه در پی اصلاح خود برآیند و به آرمان های امام برگردند؛ فرزندان انقلابی امام(ره) را به تندروی و افراطی گری متهم می کنند و آنها را مزاحم می دانند!

پس اگر دل سپردن به آرمان های امام(ره) و تکرار فرمایشات امام، افراطی گری است با افتخار اعلام می کنم «من هم مثل امام(ره) یک افراطی ام!»




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف دل، 
برچسب ها: امام خمینی (ره)، راه امام، انقلاب اسلامی، افراطی، ساده زیستی، آمریکا،
ارسال در تاریخ شنبه 12 بهمن 1392 توسط عقل کل

روزنامه ها و سایت ها از آمارهای متنوع سخن می گویند؛ از نرخ تورم و بیکاری گرفته تا خزانه ای که یک روز خالی است و چند روز بعد پر می شود؛ از اموال بلوکه شده ای که می خواهند بخشی از آن را با هزار شرط و شروط ؛قطره چکانی تحویلمان دهند تا درصد غنی سازی اورانیوم که زمانی تا 20 درصد افزایش دادیم و امروز حاصل زحمات چندین ساله دانشمندان هسته ای را اکسید می کنیم.

همه چیز کم یا زیاد، درست یا غلط؛ آماری برای ارائه کردن دارد اما درصد عزت ملی را هیچ کس اندازه نمی گیرد ، نرخ غرور ملی را هیچ کس اعلام نمی کند؛ درصد اعتماد به نفس ملی و خودباوری را هیچ دولتی گزارش نمی دهد.

 و این اقتضای دنیای امروز است ، دنیایی که جسم انسان ها بر روحشان حکومت می کند. تبلیغات رسانه ها بر خوراک و پوشاک و مسکن متمرکز است تا نیازهای جسمی انسان برطرف شود و اینجاست که نرخ تورم را به روز محاسبه می کنند و گزارش می دهند و با گذشته مقایسه می نمایند ؛ اما کسی آماری ارائه نمی دهد تا بگوید درصد عزت ملی ایران ،آن زمان که اوباما از ایران تقاضا می کرد پهبادش را پس دهد چقدر بود و اکنون که بان کی مون ، ایران را بازیچه خود قرار می دهد و دعوتش را پس می گیرد چقدر است؟

کسی محاسبه نمی کند با هر گرم اورانیوم 20 درصدی که اکسید می شود چند درصد از اعتماد به نفس نخبگان علمی کاهش می یابد و چه مقدار روحیه نوآوری و جهش علمی تضعیف می شود.

کسی دو دو تا چهارتا نمی کند تا بفهمد have a nice dey  چه میزان از شعارهای آرمان گرایانه امام (ره) را کمرنگ نمود و چه مقدار از امید مستضعفان جهانی را که به ایران چشم دوخته بودند به ناامیدی بدل کرد.

کسی نمودار عزت ملی را کنترل نمی کند تا مبادا از روند صعودی به نزولی تغییر جهت دهد.

این روزها که اورانیوم 20 درصدمان را اکسید و رقیق می کنند و به یاد شب زنده داری ها و بی خوابی های شهید شهریاری عرق شرم می ریزیم و خود را ملامت می کنیم که حتی نتوانستیم پاسدار دستاورد علمی اش باشیم ؛ بیش از اینکه نگران رقیق شدن اورانیوم باشیم نگران رقیق شدن خشم و غرور مقدسی هستیم که امام(ره) می فرمود: « بغض و کینه انقلابی تان را در سینه ها نگه دارید، باغضب و خشم بر دشمنانتان بنگرید و بدانید که پیروزی از آن شماست.»

نگرانیم عادی سازی روابط ، تحمل تحقیر را برای ما عادی کند و ما نیز همچون برخی ها که عدم رعایت ساده زیستی ، قدرت ایستادگی در برابر استکبار را از آنان گرفته است ،عادت کنیم به پذیرش دهکده جهانی و کنار آمدن با کدخدا!

عادت کنیم اعتماد به نفس درونمان را با چشم دوختن به خارج، ذره ذره رقیق کنیم.

عادت کنیم به حرف زدن به زبان انگلیسی و یادمان برود قرار گذاشته بودیم با شکستن مرزهای علم ، زبان فارسی را زبان علمی جهان نماییم.

عادت کنیم هر جا کم آوردیم با واژه ها بازی کنیم و تعلیق هسته ای را به عنوان یک موفقیت بزرگ جا بزنیم.

برای اینکه به این چیزها عادت نکنیم باید در ازای هر گرم اورانیومی که رقیق می شود بر غلظت خشم انقلابی و غرور مقدسمان در برابر دشمن بیفزاییم تا روزی شعله های این خشم ؛دامن استکبار را بگیرد و دشمن را به نابودی بکشاند.

به مسئولین هم توصیه می کنیم مراقب خزانه عزت ملی باشند تا بعد از اتمام دوران مسئولیتشان ،شاهد نباشیم که رئیس جمهور بعدی بگوید دولت را با خزانه ای خالی از عزت ملی و با انبوهی از سرشکستگی و تحقیر ملی تحویل گرفتیم!




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: عزت ملی، خزانه، اعتماد به نفس، آمار، اورانیوم، هسته ای،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 3 بهمن 1392 توسط عقل کل

قالب وبلاگ