تبلیغات
افاضات عقل کل - مطالب مرداد 1391

این شب ها دست و پا میزنیم تا سرنوشت یکساله مان را خوب مقدر کنند...دعا می کنیم ...ندای العفو سر می دهیم...قرآن به سر می گیریم و اشک می ریزیم...

اما سرنوشت ما وقتی خوب رقم می خورد که دعاهایمان را بدون دغدغه بر زبان جاری کنیم ، نگوییم «خلصنا من النار یا رب» و صدای ضجه مسلمان میانماری را در شعله های آتش بودا بشنویم ؛

نگوییم «یا راحم الطفل الصغیر» و کودک شیعه به دار آویخته شده سوری را از خاطر بگذرانیم ؛

نگوییم « اللهم ارزقنی حج بیتک الحرام فی عامی هذا و فی کل عام» و پیکر مثله شده جوان عربستانی آرزوی حجمان را در کاممان تلخ کند ؛

نگوییم «یا امان من لا امان له » و صدای گریه زن بی پناهی در چنگال دشمن در گوشمان بپیچد ...

سرنوشت ما وقتی خوب رقم می خورد که قرآن را بر سر بگیریم و عرق شرم از گستاخی دشمنان در سوزاندن هزاران قرآن را بر پیشانی نداشته باشیم

سرنوشت ما وقتی خوب رقم می خورد که ندای «بعلی» و «بحسین» را تکرار کنیم و ترس ویرانی حرم دختر مولا و دردانه آقا را نداشته باشیم

آری سرنوشت ما به همدیگر گره خورده است ؛سرنوشت ما حتی به سرنوشت اوباما و ملک عبدالله هم گره خورده است...تقدیر ما به تقدیر بشاراسد و اردوغان هم وابسته است.

 تقدیر ما به تقدیر کاندیداهای ریاست جمهوری آینده هم مربوط است . به تقدیر قالیباف و لاریجانی و عارف و جلیلی هم وابسته است ؛حتی از تقدیر فائزه و مهدی و مشایی هم جدا نیست

اینکه در تقدیر خاتمی چه می نویسند و حتی اینکه چه نقشه هایی در تقدیر مرد خاکستری اصلاحات مقدر می شود نیز سرنوشت ما را تحت تاثیر قرار می دهد...

سرنوشت ما وقتی خوب رقم می خورد که در تقدیر فتنه گران ؛ برافروختن آتش فتنه انگیزی دیگری رقم نخورد.

پس برای رقم زدن یک سرنوشت خوب باید دعاهایمان را جهانی کنیم باید گستره نگاهمان را از محدوده شخصی خارج کنیم باید برای سربلندی و عزت دوستان خدا دعا کنیم و زبونی و خواری دشمنان خدا.

اما دل می گوید تا او نیاید هیچ تقدیر مطلوبی رقم نخواهد خورد ؛ گیرم همه خوبی ها و شادکامی ها را در تقدیر ما بریزند ؛ اما همگی آنها مصنوعی است و خنده هایمان رنگ واقعیت ندارد تا وقتی که هر روز صبح و شام گریه خونین او  ادامه دارد که : فلاندبنک صباحا و مساء و لابکین لک بدل الدموع دما حسرة علیک و تاسفا علی ما دهاک و تلهفا حتی اموت بلوعة المصاب و غصة الاکتیاب ...

پس ندا سر می دهیم : اللهم انا نشکوا الیک فقد نبینا صلواتک علیه و آله و غیبة ولینا و کثرة عدونا قلة عددنا...




طبقه بندی: حرف دل، 
برچسب ها: شب قدر، تقدیر، سرنوشت،
ارسال در تاریخ جمعه 20 مرداد 1391 توسط عقل کل

حسرت شیخ حسنعلی نخودکی (ره) در اواخر عمر

آرزوی جناب شیخ حسنعلی نخودکی، با آن همه فضیلت و عظمت فوق العاده روحی و معنوی، در اواخر عمر پر برکتشان این بوده است که ای کاش تمام ورد و ذکر و تمام ریاضت ها و تلاش های شبانه روزی من، فقط و فقط با نیت تقرب به ساحت امام زمان (عج) و خدمت گزاری به آستان شریف ایشان صورت می گرفت.

حضرت شیخ، تمام اذکار وختوماتی را که از ابتدای سیر و سلوک تا پایان عمر خویش داشته اند، در کتابی مستقل به رشته تحریر درآورده و در انتهای این کتاب چنین نگاشته اند: «ای کاش این اذکار و این اوراد و این ختومات و این زحمات را فقط در راه نزدیک شدن با تقرب به امام زمان (عج) انجام می دادم».

حسرت ملاصدرا(ره ) در اواخر عمر

ملاصدرا (قدس سره) در مقدمه سوره واقعه می گوید: «بسیار به مطالعه کتاب های حکیمانه پرداختم تا آن جا که گمان کردم کسی هستم ولی همین که بصیرتم باز شد، خودم را از علوم واقعی خالی دیدم. در آخر عمر به فکر رفتم که به سراغ تدبر در قرآن و روایات محمد و آل محمد (ص) بروم. یقین کردم که تا به حال کارم بی اساس بوده است، زیرا در طول عمرم به جای نور در سایه ایستاده بودم.

از غصه، جانم آتش گرفت و قلبم شعله کشید، تا رحمت الهی دستم را گرفت و مرا با اسرار قرآن آشنا کرد و شروع به تفسیر و تدبر در قرآن کردم. در خانه وحی را کوبیدم، درها باز شد و پرده ها کنار رفت و دیدم فرشتگان به من می گویند: «سلام علیکم طبتم فادخلوها خالدین؛ درود خدا بر شما! بهشت گوارایتان باد، پس داخل شوید.»




طبقه بندی: تلنگر، 
برچسب ها: شیخ حسنعلی نخودکی، ملاصدرا، امام زمان (عج)، قرآن،
ارسال در تاریخ جمعه 13 مرداد 1391 توسط عقل کل

 یکی از اصحاب امام نقل می کنند امام خمینی (ره) در آخرین سجده نماز عصرشان همیشه ذکر یا کریم یا لطیف را می گفته اند ایشان می فرمودند:

« این دو کلمه به قدری جامعیت دارند که انسان را از هر ذکر دیگری مستغنی می کند ، چون هر چه را که انسان از خدا طلب کند یا به واسطه کرم و یا لطف حضرت حق است که به او عطا خواهد شد.»

امام خمینی (ره) در جوانی با شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی (ره) ملاقات داشته اند و از ایشان طلب علم کیمیا می کنند و شیخ دستورالعملی به امام می دهند و می فرمایند که این از کیمیا بهتر است. امام خمینی (ره) نیز همواره مقید به این دستورالعمل بودند.

آقای نخودکی فرموده بودند: بعد از هر نماز واجب ، سه مرتبه سوره توحید را بخوان و سه مرتبه صلوات بفرست و سه بار آیه « و من یتق الله یجعل له مخرجا  ، و یرزقه من حیث لا یحتسب و من یتوکل علی الله فهو حسبه ان الله بالغ امره قد جعل الله لکل شی ء قدرا » را قرائت کن.




طبقه بندی: حرف حساب، 
برچسب ها: امام خمینی (ره)، ذکر،
ارسال در تاریخ شنبه 7 مرداد 1391 توسط عقل کل

اولین شب جمعه ماه مبارک رمضان

پروردگار می خواهد برای مهمانانش کم نگذارد

همه را به حرم حسین می برد تا جرعه جرعه از می اشک روضه حسین بنوشند و سیراب شوند

و کدامین می با آن برابری می کند؟ شراب طهور بهشت کجا و اشک بر قتیل العبرات کجا؟

همه جمعند...

پدر امت آقا رسول الله و امیرالمومنین

مادر هم قبل از آنکه بر حسینش بگرید می گوید روضه پسرم عباس را بخوانید

و این روضه چنان دل از مهدی می برد که نگو و نپرس... 

جام ها را پر کنید از می اشک، باشد که با آن زخم های جوان شیعه عربستانی را بشوییم ، یا آبی باشد بر جسم نیم سوخته مسلمان میانماری !

این اشک روضه حسین است نه فقط دل ها که عالم را زیر و رو می کند، اگر شرایط این اجازه را به ما نمی دهد که سلاح به دست گیریم و به قلب دشمن بزنیم ، «سلاحه البکاء »را که از ما نگرفته اند...

راستی یادتان نرود به عمو عباس بگویید باز هم حرامیان جرات جسارت یافته اند ، خیمه ی عمه را نشانه رفته اند، باز هم می خواهند رقیه را خرابه نشین کنند ، عموجان برگرد...این بار آقایمان مهدی تنهاست!...عموجان برگرد...




طبقه بندی: حرف دل، 
برچسب ها: ماه رمضان، جمعه، کربلا،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 5 مرداد 1391 توسط عقل کل

قالب وبلاگ