تبلیغات
افاضات عقل کل - مطالب بهمن 1391

فقط تا شش ماه دیگر!

می گفتند فقط تا شش ماه دیگر این انقلاب سقوط می کند، اما ما سی و چهارمین سالگرد تولدش را نیز جشن گرفتیم

می گفتند چگونه می خواهید با دست خالی در برابر رژیم تا بن دندان مسلح قیام کنید؟ با کدامین سرباز؟ فرمود: سربازان من در گهواره اند! خندیدند و بعد ماندند که با این سربازانی که روزی در گهواره بودند چگونه رو در رو شوند؟ یکی شده بود همت، آن یکی باکری، یکی دیگر خرازی و کاظمی و جهان آرا و باقری و کاوه و زین الدین... که خواب را از چشم دشمنان ربودند و سردار قادسیه! را در حسرت شام تهران گذاشتند و نه تنها اجازه ندادند خرمشهر ، محمره شود بلکه حتی تا فاو و بصره هم به پیش رفتند.

ضرب شصت سربازان در گهواره امام را دیدند که اکنون نیز از امیدهای دبستانی اش می ترسند. امام ما ، رضایی نژاد و احمدی روشن ها را می دید که می فرمود امید من به شما دبستانی هاست.

امام ما ، شعارهای انقلابش را جهانی کرد. زمانی فقط ما می گفتیم مرگ بر آمریکا اما امروز گاهی رساتر از ما این شعار را نه تنها در خاورمیانه بلکه در آمریکای جنوبی و شمال آفریقا و شرق آسیا هم می شنویم . امام ما ،کمونیسم را در موزه می دید و ما سقوط شوروی را به چشم دیدیم . امام ما، از قیام مصر می گفت و ما مبارک را در قفس دیدیم. امام ما ،از هسته های مقاومت در سراسر جهان می گفت و ما ندای مقاومت را از لبنان و مصر و بحرین و حتی جنبش 99 درصدی شنیدیم.

ما هر چه شعار دادیم در عمل نیز به نظاره نشستیم . گفتیم مرگ بر صدام و خواری و مرگش را به چشم دیدیم. صدام به تهران نرسید اما ما به بغداد رسیدیم و در کاخ صدام با هم پیمانان غربی اش ، یک تنه به بحث نشستیم .گفتیم مرگ بر شوروی و فروپاشی اش را نگریستیم. و دیر نیست زمانی که تحقق مرگ بر اسرائیل و مرگ بر آمریکا را نیز بنگریم. نشانه هایش را از اکنون می توان دید. اسرائیلی که رویای نیل تا فرات داشت و در جنگی شش روزه چند کشور عربی را به تمسخر گرفت؛ اکنون حتی با گنبد آهنین! نیز نمی تواند از دست موشک های جوانان غزه رهایی یابد و هشت روزه دستش را به نشانه تسلیم بالا می برد! آمریکایی که زمانی می خواست با کاپیتولاسیون ، سربازانش را بر جان و مال و ناموس ایرانیان حاکم کند اکنون حتی نماینده اش نیز به خاطر تاخیر در جلسه ،توسط نماینده ایران تنبیه می شود!

این روزها نیز هویج و چماقش را به کار گرفته تا بلکه بتواند ایران را به پای میز مذاکره بکشاند و به جهانیان بگوید دیدید عاقبت کشوری که اسوه ی مقاومت بود هم به زانو درآمد ؛پس شما نیز وقتتان را تلف نکنید و دست از قیام بردارید! اما غافل از اینکه آن زمان که همه دنیا از آمریکا حساب می بردند ما می گفتیم «آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند» آن وقت امروز که حتی هم پیمانانش نیز برای تشرهایش ، تره خرد نمی کنند از آمریکا حساب ببریم! آن روز که حتی سیم خاردار هم نداشتیم می گفتیم «آمریکا از ما عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر» آن وقت امروز که صیاد پهپادهایش شده ایم ، -کاری که حتی روسیه هم با همه ی پز دادن های فضایی اش از انجام آن عاجز است-  از تهدیدهایش بترسیم!

آن روز که اقتصاد آمریکا رونق داشت ما ابرقدرتی اش را به استهزاء می گرفتیم آن وقت امروز که آمار بدهی های تریلیون دلاری اش هر لحظه بالا و بالاتر می رود و اقتصاد بی سروسامانش هر روز بر شمار بی خانمان هایش می افزاید ما به رابطه اش چشم بدوزیم تا شاید مشکلات اقتصادمان حل شود؟! آمریکا اگر بیل زن بود که اول باغچه خودش را بیل می زد تا کاخ سفید و سنا ،اینقدر بر سر کسری بودجه با هم جر و بحث نداشته باشند!

شعارهای انقلاب ما یکی یکی به تحقق پیوست و خداوند براساس سنت الهی « اوفوا بعهدی اوف بعهدکم» وفای به عهد ما را دید و به وعده اش عمل کرد. و ما هنوز بر سر آن عهد و پیمان ایستاده ایم. عهدی که نه به نرخ دلار و سکه و قیمت مرغ و میلگرد و...بسته است و نه به افاضات فلان وزیر و وکیل و آیت الله و مسئول جازده از آرمان ها! بلکه این عهد، رنگ مهدوی دارد و صبغة اللهی است. عهدی است که به جانمان بسته است : ما عهد بسته ایم که پرچم این انقلاب را به دست مولایمان حضرت بقیه الله الاعظم (عجل الله تعالی فرجه الشریف )برسانیم.




طبقه بندی: حرف حساب، 
برچسب ها: انقلاب اسلامی، وعده الهی، آمریکا، مذاکره، تحریم،
ارسال در تاریخ یکشنبه 15 بهمن 1391 توسط عقل کل

امام زین العابدین علیه السلام فرمودند: « انسان نمی داند با مردم چه کند! اگر بعضی امور که از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم ) شنیده ایم به آنان بگوییم ممکن است مورد تمسخر قرار دهند، از طرفی طاقت هم نداریم این حقایق را ناگفته بگذاریم! »

ضمرة بن معبد گفت: شما آنچه شنیده اید بگویید!

امام فرمود: « می دانید وقتی دشمن خدا را در تابوت می گذارند، و به گورستان می برند چه می گوید؟»

ضمرة بن معبد گفت: خیر!

امام علیه السلام فرمود: « به کسانی که او را می برند می گوید: آیا نمی شنوید؟ از دشمن خدا به شما شکایت دارم که مرا فریب داد و به این روز سیاه انداخت و نجاتم نداد. من شکایت دارم از دوستانی که با من دوستی کردند و مرا خوار نمودند و از اولادی که حمایتشان کردم ولی مرا ذلیل کردند و از خانه ای که ثروتم را در آبادی آن خرج کردم ولی سرانجام، دیگران آنجا ساکن شدند. به من رحم کنید! این قدر عجله نکنید! »

ضمرة گفت: اگر بتواند به این خوبی صحبت کند ممکن است حتی حرکت کند و روی شانه حاملین بنشیند!

امام علیه السلام فرمود: « خدایا ! اگر ضمرة ، سخنان پیامبر صلی الله علیه و آله را مسخره می کند از او انتقام بگیر!»

ضمرة چهل روز زنده بود و بعد فوت کرد. غلام وی که در کنار جنازه اش بود ، پس از مراسم دفن محضر امام زین العابدین علیه السلام رسید و در کنار وی نشست.

امام فرمود: از کجا می آیی؟

عرض کرد: از دفن ضمرة. وقتی خاک بر او ریختند صدایش را شنیدم که کاملا آن صدا را در زمان زندگی اش می شناختم. می گفت: وای برتو  ضمرة بن معبد! امروز هر دوستی که داشتی خوارت کرد و عاقبت رهسپار جهنم شدی که پناهگاه و خوابگاه ابدی توست.

امام علیه السلام فرمود: « از خداوند عافیت مسئلت دارم، زیرا سرای کسی که حدیث پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را مسخره کند ، همین است.»

بحارالانوار، ج 46، ص142

پ ن: پروردگارا ! قلب های ما از اهانت به ساحت مقدس پیامبر عظیم الشانت ،جریحه دار است ، در این عید ولادت ختم المرسلین و بنیانگذار مکتب جعفری ، مرهمی بر زخم دل هایمان عنایت فرما و از دشمنان و اهانت کنندگان به رسول اعظمت ، انتقام بگیر!




طبقه بندی: حرف حساب، 
ارسال در تاریخ سه شنبه 10 بهمن 1391 توسط عقل کل

قالب وبلاگ