تبلیغات
افاضات عقل کل - دست پرورده ی عفت!
در ایام ولادت امام زمان(عج) ، یک شیرزن لبنانی ؛ برادرش را بعد از شهادت همسر و پسرش در راه دفاع از حریم اهل بیت علیهم السلام فدا نمود تا حرمت حرم عقیله بنی هاشم شکسته نشود.

اما در اینجا دست پرورده ی عفت، به دیدار دشمنان امام زمان(عج) رفت و با کمال وقاحت اعلام کرد که هیچ کار خطایی مرتکب نشده است و پشیمان نیست و حتی واکنش هایی را که نسبت به اقدام ناپسند او انجام شد؛ مهم ندانست و گفت باید هزینه داد!



عجبا! یعنی فائزه هاشمی واقعا گمان می کند که برای تفکراتش هزینه هم داده است!

شاید او فکر کرده، چند روزی که در زندان به سر برده است هزینه ای است که برای عقاید باطلش پرداخته است!
آیا زندانی که در آن بتواند دلمه هفت رنگ بپزد و دوستان بهایی اش را مهمان کند و برای آنها فسنجان با پسته رفسنجان همراه با سالاد اولویه و سوپ عالی تدارک ببیند و آنقدر به او خوش بگذرد که ترجیح دهد سال تحویل را نیز در زندان بگذراند یعنی هزینه دادن؟!

دخترک ساندویچ خور، زندان را با مهمانی و کلاس آشپزی اشتباه گرفته است و گمان می کند هزینه هم داده است!
آنقدر لی لی به لالایش گذاشته اند که فکر می کند همه زندان ها شبیه همین زندانی است که او چند روزی را در آن به سر برده است.

او هنوز نمی فهمد هزینه دادن یعنی چه؟
هزینه را آنها دادند که زیر شکنجه های ساواک جان دادند تا انقلاب به پیروزی برسد، هزینه را آنها دادند که زیر تانک های بعثی ها له شدند تا انقلاب باقی بماند، و هزینه را آنها می دهند که هر لحظه ،داعش برای بریدن سرشان نقشه می کشد اما آنان از مبارزه دست نمی کشند تا عزت و امنیت را برای ایران به ارمغان بیاورند و فائزه بتواند در سایه این امنیت با دوستان بهایی اش گپ بزند!

این زن آشوبگر فتنه 88، جز هزینه سازی برای انقلاب و مردم چه کاری انجام داده است؟ آیا جز این است که فائزه هاشمی ، آتش بیار فتنه ای شد که ده ها مادر را در داغ از دست دادن فرزندانشان  به سوگ نشاند.

اما او که همیشه از رانت پدر، سوء استفاده کرده است دست پرورده ی مادری است که خود را همه کاره مملکت می داند و گمان می کند که ایران را پشت قباله اش انداخته اند.

گستاخی های فائزه، یادآور گستاخی های عفت است که مردم را به ریختن در خیابان دعوت می کرد و حکم قضایی را پدرسوختگی می نامید.

دخترک ساندویچ خور فتنه، تربیت یافته مادری است که حتی انتخابات زمان ریاست جمهوری شوهرش را نیز مخدوش می دانست و به دخترش می گفت: تو در انتخابات مجلس پنجم، نفر اول بودی نه ناطق.
فائزه با یادآوری آن روزها می گوید:« مامان معتقد است که من اول بودم و آمدند با بابا توافق کردند که نتیجه اینگونه اعلام شود.»
فائزه حرف مادر را باور می کند و با این فرض ، پدر را تحت فشار قرار می دهد به طوری که هاشمی را مجبور می کند با وزیر کشور دولتش در این زمینه صحبت کند.

محمد علی بشارتی وزیر کشور دولت هاشمی می گوید: « آقای هاشمی به من زنگ زد و گفت: فائزه از شما گلایه دارد. گفتم: چرا؟ گفت: می گوید من در تهران نماینده اول بودم، بشارتی مرا کرده است نماینده دوم. گفتم: بیخود می گوید. گفت: جوابش را چه بدهم؟ گفتم: ما سه بسته خبری داریم. هشت صبح، دو بعد از ظهر و نه شب. ما بعد از هشت صبح دیگر بسته خبری نداریم و هر چه آرا از سراسر تهران به ستاد می رسد جمع می کنیم.  ممکن است تا ساعت یازده که 25 صندوق را باز کرده اند خانم فائزه جلو بوده است. ما باید منتظر بمانیم بقیه آرا هم بیایند و جمع ببندیم و بعد اعلام کنیم. گفت: اینجوری است. گفتم: بله. گفت: پس شما چیزی به او نگویید خودم می گویم.»

اما آیا فکر می کنید فائزه و عفت با این استدلالات قانع می شوند. ابدا چنین نیست. عفت حتی در زمان شوهرش نیز توهم تقلب و ساخت و پاخت داشته است و آنقدر بر این حرف خود اصرار می ورزد که وزیر کشور دولت سازندگی را با ادعاهای گزافش مورد آزار و بی حرمتی قرار می داده است.

محمد علی بشارتی در این باره می گوید: « انتخابات مجلس پنجم برگزار شد و در تهران رای اول را آقای ناطق نوری آورد. از آن زمان به بعد، این حاج خانم آقای هاشمی هر جا من را می دید به انواع مختلف می گفت شما به خاطر اینکه با آقای ناطق در یک گروهید باعث شدید فائزه در تهران رای اول را نیاورد. خلاصه دست برده اید و ناطق را اول کرده اید در صورتی که دختر من اول بوده است. هر چه توضیح می دادم قبول نمی کرد و حتی برخی جاها به بنده بی حرمتی می شد، دیگر طاقتم تمام شد و به آقای هاشمی منتقل کردم. آقای هاشمی هم ناراحت شد و گفت: حتما به خاطر این رفتار شماتتشان می کنم.»

اما گمان می کنید اگر هاشمی به همسرش تذکر هم بدهد اثر دارد. این عفت خانم که خود را عامل نجات شوهرش از ترور می داند حتی اشک هاشمی را هم درمی آورده است!

دختر مرحوم پرورش تعریف می کند: « روزی خانم عفت مرعشی با پدر تماس گرفته و گفته اند: آقای پرورش من را شناختی؟ پدر گفته بودند: بله شما خانم هاشمی هستی. او گفته بود: می خواهم یکی از اقوام ما را که در آموزش و پرورش کرمان است، به تهران منتقل کنی و باید این کار را انجام بدهی. پدر گفته بودند: بایدی در این مورد وجود ندارد و اگر ایشان صلاحیت و شرایط لازم را داشته باشند منتقل می شوند وگرنه این اتفاق نمی افتد. او از رفتار پدرم ناراحت می شود و می گوید: شناختی من چه کسی هستم؟! پدر گفته اند: بله شناختم..شما بهتر است به جای دخالت کردن در این امور به خانه داری بپردازید. خانم هاشمی هم از این موضوع ناراحت می شود. چند روز بعد پدرم آقای هاشمی را می بیند و گله می کند که نباید اجازه بدهید همسرتان در این امور دخالت کند..پدر می گفتند: بعد از این حرف، آقای هاشمی سرش را پایین انداخت و حتی اشک در چشمانش جمع شد و گفت دعا کنید.»

فائزه دست پرورده عفت است. البته گستاخی را تنها از مادر به ارث نبرده است بلکه پدر نیز در این نوع تربیت بی تاثیر نبوده است.
در خاطرات ناطق نوری آمده است: « آقای هاشمی چند دفعه با امام بحث و محاجه کرده و ( موضوع اختلافات حزب جمهوری اسلامی و بنی صدر) را با امام در میان گذاشته بود و امام به ایشان فرموده بود بروید به فکر آخرت باشید. و هاشمی عصبانی شده بود و به امام گفته بود همه اش که ما نباید به فکر آخرت باشیم یک خورده شما هم به فکر آخرتتان باشید.»

اگر فائزه با گستاخی می گوید: « من اصلا به آقای خمینی هم نمی گفتم امام، همیشه می گفتم و الان هم میگم آقای خمینی»، سابقه در تربیت چنین پدر و مادری دارد.

لذا امروز هر چقدر هم برای فائزه توضیح دهید که نباید با اعضای فرقه ضاله بهائیت دوستی نماید او نخواهد فهمید. انتظار نداشته باشید دخترک لوسی که حتی روز تاسوعا هم به جای شرکت در مراسم عزادری به سد لتیان می رفته تا با اسکی روی آب به تفریح بپردازد مفهوم جریحه دار شدن قلب مقدس امام زمان(عج) را بفهمد و از دوستی با بهائیت ابراز بیزاری نماید.

فائزه تکلیفش روشن است. نوچه های هاشمی هم تکلیفشان روشن است. بعضی افراد( امثال صادق زیباکلام) گویا هدف از خلقت خود را دفاع از خاندان هاشمی و توجیه اشتباهات آنان می دانند. اما در این میان کسانی که خود را مدافع دین و انقلاب می دانند و نسبت به قضایای کوچکتر از این مسائل نیز واکنش نشان می دادند چرا امروز ساکت هستند و عکس العملی نشان نمی دهند؟ بعضی علما را می گویم که گویا حرمت هاشمی و خاندانش را بیش از حرمت امام زمان(عج) نگه می دارند و در تعارف با هاشمی، این روزها ترجیح داده اند در این قضیه سکوت اختیار کنند.

ای کاش قوه قضائیه برای یکبار هم که شده طعم مجازات واقعی را به این دردانه اکبر و عفت می چشاند تا حداقل اندکی بفهمد هزینه دادن یعنی چه؟!



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: فائزه هاشمی، بهائیت، عفت مرعشی، هاشمی، عبدالبها،
ارسال در تاریخ جمعه 31 اردیبهشت 1395 توسط عقل کل

قالب وبلاگ