تبلیغات
افاضات عقل کل - عصبانیت جناب خان از مهدی هاشمی


تو خجالت نمی کشی؟... یه نیگا به شناسنامت بنداز ببین چن سالته......سکه ریختی تو جیبت رفتی زندااان؟!
بیرونه زندان رشوه میگیری؛ تو زندانم میخوای رشوه بدی تا کارت رابیفته؟!

تو زندانم دس از این کارات برنمیداری؟...پس کی میخوای آدم بشی؟...اگه دس از این کارات نکشی میام براتا!

مگه بابات نمی گفت تحریما پدر مردمو درآورده، پس تو که وضت خیلی خوبه؛ سکه برات پول خورده! بابات همیجوری مث نخودچی کیشمیش سکه ریخته تو جیبت!...داشتی با تحریما کاسبی میکردی؟

والا مو آلوئه ورا شنیده بودم... رامبد شنیده بودم.... خندوانه شنیده بودم.. اما نشنیده بودم بابایی از تحریما بناله و بچه ش تو زندانم کلی سکه داشته باشه؟

بابای مو هم اگه از این سکه ها داشتو می ریخت ته جیبم که تا حالا احلامو عقدش کرده بودم و برا یه لقمه نون مجبور نبودم سر به سر رامبد فرشته بزارمو ... هه هه هه هه وو...سر بدمو ...سیاهه نارگیله...عقابه نارگیله..وی ی ی ی ی ی...بخونم! .....اخــــــــــی...




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  بی مزه، 
برچسب ها: مهدی هاشمی، جناب خان، زندان، سکه، تحریم، هاشمی،
ارسال در تاریخ دوشنبه 9 شهریور 1394 توسط عقل کل

قالب وبلاگ