سال ها از سقوط رژیم منحوس پهلوی می گذرد اما هنوز هم میراث شومش در مغزهای فسیل شده باقیمانده است.

میراث شومی که به توان داخلی پوزخند می زند و توانایی و استعداد هموطنان ابن سینا و شیخ بهایی و زکریای رازی را به سخره می گیرد.

میراثی که هر چند در حرف و سخن ،گاه گاهی استعداد ایرانی را می ستاید اما در میدان عمل ،به جای اینکه زمینه را برای بروز توانایی های داخلی فراهم آورد هوش و ذکاوت ایرانی را هیچ می انگارد و چشم به خارج می دوزد.

میراثی که اقتصاد بدون نفت را باور ندارد و لبخند انکار می زند که مگر می شود اقتصاد ایران را از نفت جدا کرد؟!

میراثی که تقی زاده ها را پرورش می دهد تا تریبون در اختیار بگیرند و اراجیف ببافند که هسته ای به چه درد ما می خورد؟

میراثی که وقتی از اقتصاد مقاومتی سخن می گوییم، متکبرانه ابرو بالا می اندازد و می گوید شعار ندهید!

این میراث شوم، شده است ترمز انقلاب و نمی گذارد استعداد های ملی به شکوفایی برسد ؛ جلوی ابتکار ایرانی را می گیرد و آن را تحقیر و سرکوب می کند.

این تفکر شوم «ما نمی توانیم» هنوز هم در مغزهای فسیل شده باقیست. زمانی رزم آرا می گفت : « ما لیاقت لولهنگ سازی (آفتابه )را هم نداریم » و امروز میراث داران آن تفکر می گویند: «ما به جز پخت آبگوشت بزباش و قورمه سبزی در هیچ تکنولوژی صنعتی نسبت به جهان برتری نداریم.»

حکومت پهلوی سال هاست که به زباله دان تاریخ پیوسته است اما ملت ما هنوز هم  دارد از میراث شوم تفکر « ما نمی توانیم» پهلوی ضربه می خورد.



شاه ملعون ،علاوه بر غارت جان و مال و عزت و استقلال ملت ؛ اعتماد به نفس ملت را نیز غارت کرد و باور « ما نمی توانیم» را در مردم تزریق نمود.

اما امام آمد و « ما می توانیم» را در ملت زنده کرد. امام (ره) به ما آموخت که: «باور انسان اساس تمام امور است» ؛
فرمود: « این پیروزی که شما به دست آوردید برای اینکه باورتان آمده بود که می توانید. همین باور توانایی ،شما را توانا می کند. اساس این باور است که آنها از ما گرفته بودند، آنها ما را از همه چیز تهی کرده بودند به طوری که افکار ما، باورهای ما، همه وابستگی داشت. اگر افکار یک ملتی، وابستگی به قدرت بزرگی داشته باشد تمام چیزهای آن ملت ،وابستگی پیدا می کند. عمده این است که افکار شما آزاد بشود، افکار شما از وابستگی به قدرت های بزرگ آزاد بشود.اگر افکار شما آزاد شد و باورتان آمد که ما می توانیم که صنعتمند و صنعتکار باشیم خواهید بود.»

امام (ره) ،افکار ما را از وابستگی آزاد کرد و ملتی که از نظر حکومت پهلوی ،حتی نمی توانست آفتابه بسازد در علوم هایتک صاحبنظر شد.

 اما متاسفانه علیرغم رشد روزافزون علمی ایران ،هنوز هم در بین بعضی خواص ،افرادی هستند که افکارشان از وابستگی آزاد نشده و رسوبات تفکر « ما نمی توانیم» ،مغزشان را فراگرفته است.

اگر رسوبات این تفکر در مغز یک مسئول یا استاد دانشگاه یا فردی که به نحوی در جامعه اثرگذار است وجود داشته باشد ،دیگر لازم نیست آمریکا و اسرائیل جلوی رشد علمی و شکوفایی ایران را بگیرند ؛بلکه وجود یک مغز فسیل شده از دوران پهلوی کافیست که دست اندازی باشد در مسیر شکوفایی ملت و روند پرشتاب علمی را کند نماید.

هر چند این میراث شوم  ،مسیر انقلاب به سمت آرمان های بلند را ناهموار می سازد اما باز هم حرف آخر را اراده های برخاسته از ایمان می زند.

و دست آخر این اراده خستگی ناپذیر شهید تهرانی مقدم است که علیرغم شعارهای « نه غزه ،نه لبنان» نوچه های وطنی غرب، موشک هایش را به عمق تلاویو می کوبد.

و دست آخر ،این اراده جوشان فرزندان حضرت روح الله است که علیرغم خیانت های بنی صدر و سیاست های سازش کارانه بازرگان ،لانه جاسوسی آمریکا را تسخیر می کند ، حصر آبادان را می شکند ،خرمشهر را آزاد می کند و تا فاو به پیش می تازد.

و دست آخر، این باور و ایمان راسخ یاران حضرت سید علی است که پهپاد پیشرفته آمریکا را به دام می اندازد.



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: رژیم پهلوی، شاه ملعون، انقلاب اسلامی، امام خمینی(ره)، اعتماد به نفس ملی، ما می توانیم، خودباوری،
ارسال در تاریخ شنبه 18 بهمن 1393 توسط عقل کل

قالب وبلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic