بعد از عدم تایید صلاحیت احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری، گروهی از حامیان موسوی با جوسازی و هوچی گری ادعا می کنند که ما بصیرت داشتیم و شما نداشتید.

بهتر است قبل از پاسخ به این ادعا ، ابتدا بصیرت را معنا کنیم. آن بصیرتی که ما پیروان ولایت، مدعی آن هستیم یعنی اینکه : «بدانیم شمری که سر امام حسین علیه السلام را برید همان جانباز جنگ صفین بود که تا مرز شهادت پیش رفت.»

 بصیرت از نگاه ما ، یعنی پایداری در دفاع از امام حق. و هر کسی که در دفاع از ولایت، سستی و تعلل ورزد و درجا بزند از نظر ما ، بی بصیرت قلمداد می شود.  

قهرمان بصیرت از نگاه ما ، حضرت اباالفضل العباس علیه السلام است که تا پایان عمر در خدمت مولایش بود و از یاری امامش دست نکشید. و امام صادق علیه السلام در وصفش فرمود « کان عمنا العباس نافذ البصیره»

با این دیدگاه ؛ آیا حامیان فتنه ، بصیرت داشتند؟ کسانی که بر علیه حکومت اسلامی شوریدند از کدام بصیرت سخن می گویند؟

اگر بصیرتی که شما حامیان فتنه می گویید یعنی اینکه دلگرم به پشتیبانی اربابان غربی باشید و از نام بردن موسوی توسط اوباما لذت ببرید؛ این مدل بصیرت را ، سعودی ها و داعش بیش از شما دارند.

اگر بصیرت یعنی اینکه برای رسیدن به منافع حزبی خود، شدیدترین تحریم ها را به دشمن سفارش دهید و مردم کشورتان را در زجر اقتصادی قرار دهید تا شاید جنبش رو به موتتان احیا شود؛ این مدل بصیرت را مسعود و مریم رجوی هم داشتند که برای رسیدن به منافع خود، جان و مال مردم را گرفتند.

آن بصیرتی که شما حامیان فتنه از آن دم می زنید با آن بصیرتی که ما پیروان ولایت می گوییم؛  تفاوت معنایش ، از زمین تا آسمان است.

بصیرتی که ما می گوییم یعنی اینکه : بدانیم زبیری که بر امیرالمومنین علیه السلام شمشیر کشید همان سیف الاسلام است که پیامبر(ص) او را ستود.

بصیرت یعنی اینکه: بدانیم حسینعلی منتظری که حامی لیبرال ها و منافقین شد همان حاصل عمر امام بود.

بصیرت یعنی اینکه: بدانیم میرحسین موسوی که با دروغ تقلب ، بساط فتنه گری را پهن کرد همان نخست وزیر امام بود.

بصیرت یعنی اینکه: بدانیم هاشمی (عالیجناب سرخپوش اصلاح طلبان) که حامیان فتنه به حرفش استناد می کردند ؛ همان بود که امام درباره اش فرمود «هاشمی زنده است چون نهضت زنده است » و رهبری فرمود «هیچکس برای من هاشمی نمی شود.»

بصیرت یعنی اینکه: بدانیم احمدی نژادی که با عمل نکردن به توصیه رهبر معظم انقلاب، رهبری را دشمن شاد کرد؛ همان بود که زمانی نظرش به رهبری نزدیکتر بود و می گفت «آمده ام تا تیرها به من بخورد نه به رهبری.»

بصیرت یعنی اینکه: بدانیم «ملاک، حال فعلی افراد است. »

بصیرت یعنی اینکه ارزش ها را بشناسیم و اشخاص را با ارزش ها بسنجیم.

بصیرتی که ما پیروان ولایت می شناسیم با نام عباس بن علی گره خورده است که تا آخر پای ولایت ایستاد؛ اما بصیرتی که شما حامیان فتنه ادعا می کنید همرنگ بصیرتی است که سعودی ها و منافقین دارند!

 

  پی نوشت:

بنای نظام جمهوری اسلامی بر اپوزیسیون سازی از افراد نیست. سیره رهبر معظم انقلاب نیز بر حفظ افراد در چارچوب نظام و انقلاب است. لذا تا افراد با پای خویش از قطار نظام و انقلاب پیاده نشوند کسی به زور،آنها را از قطار انقلاب به بیرون پرت نخواهد کرد.

موسوی و کروبی و خاتمی، خودشان از قطار انقلاب پیاده شدند و با عدم توبه و عذرخواهی، بر خروج خود اصرار ورزیدند.

 احمدی نژاد با تمام خطاهایش، فعلا در دایره نظام تعریف می شود و تا وقتی که با حکم رهبر انقلاب در مجمع تشخیص مصلحت حضور دارد می تواند به خدمت بپردازد. تایید صلاحیت نشدن برای ریاست جمهوری به معنای خروج از نظام نیست.

اما سران فتنه( موسوی و کروبی و خاتمی) برضد نظام اسلامی شوریده اند و به عنوان « باغی » شناخته می شوند و علاوه بر اینکه بر علیه امام عادل خروج کرده اند دستشان به خون بی گناهان نیز آلوده است.

احمدی نژاد یا هر فرد دیگری هم که بخواهد خود را از قطار نظام به بیرون پرت کند ، به دره انحطاط سقوط خواهد کرد.

ما به پیروی از امام و شهدا و رهبرمان ، نه تنها درصدد اپوزیسیون سازی از افراد نیستیم بلکه تا آنجا که امکان داشته باشد همگان را به راه انقلاب که همان پیروی محض از ولایت مطلقه فقیه است دعوت می کنیم و از پیاده شدن نیروهای انقلاب از قطار انقلاب ، بسیار تاسف می خوریم.




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: بصیرت، فتنه 88، انتخابات ریاست جمهوری، احمدی نژاد، موسوی،
ارسال در تاریخ دوشنبه 4 اردیبهشت 1396 توسط عقل کل
شاید بسیاری از خوبان تهران ، روز قیامت پشت سر شهید ابراهیم هادی وارد بهشت شوند. شما می دانید که آقای دولابی (ره) اهل تعارف و مبالغه نبودند؛ ایشان وقتی آقای ابراهیم هادی را که یک جوان بیست ساله بود، دیدند، صبر کردند تا جمعیت برود.

بعد به ابراهیم هادی فرمودند:« آقا ابراهیم! یک کم ما را نصیحت کن!» و آقا ابراهیم با شرمندگی سرش را پایین می اندازد که « حاج آقا! چه می فرمایید؟! » ولی به نظر بنده ، آقای دولابی این سخن را با اعتقاد گفته اند.

در دیدار با علامه جعفری نیز ، علامه حرفی زد که بسیار عجیب بود. ایشان با اصرار فرمود: « آقا ابراهیم، برو جای من بنشین، ما باید شاگردی شما را بکنیم.»

تا علامه این جمله را گفت، نگاه کردم به صورت ابراهیم. مثل لبو سرخ شده بود. همان جا کنار شاگردها نشست و گفت: « استاد، تو رو خدا ما رو شرمنده نکنید.»

علامه بعد از اصرار زیاد به جای خودش برگشت. قبل از اینکه بحث خود را ادامه دهد، رو به دوستانی که در کنارش بودند جمله ای گفت که خوب به یاد دارم. علامه فرمود: « این آقا ابراهیم استاد بنده هستند...»

وقتی ابراهیم در عملیات والفجر مقدماتی شهید شد و خبر شهادت و مفقود شدن پیکر ابراهیم را به علامه جعفری رساندند، ایشان بسیار ناراحت شد و بلافاصله بعد از شنیدن خبر، نگاهی به اطرافیان کرد و در وصف ابراهیم یک بیت شعر قرائت کردند که متناسب با حالات او بود:

این مدعیان در طلبش بی خبرانند

آن را که خبر شد، خبری باز نیامد...


      

مقام معظم رهبری (مدظله العالی) در مورد کتاب « سلام بر ابراهیم» که در وصف شخصیت تاثیرگذار و کاریزمای شهید ابراهیم هادی نگاشته شده است فرمودند: «اخیرا کتابی درباره شهید ابراهیم هادی (سلام بر ابراهیم) را خوانده ام، با وجود اینکه مطالعه آن را به اتمام رسانده ام، هنوز کتاب را کنار نگذاشته ام.»

کتاب سلام بر ابراهیم به زبان اردو ترجمه شد و در کشمیر و پاکستان توزیع گردید. آنها می گفتند که این شخصیت، برای شیعیان این مناطق بسیار تاثیرگذار است.چاپ کتاب به زبان آلمانی هم انجام شد...

این ها همه به این خاطر بود که ابراهیم، تمام کارهایش را خالصانه برای خدا انجام داد و دوست نداشت در جایی مطرح شود اما خداوند نظر دیگری داشت.

برگرفته از کتاب « سلام بر ابراهیم 2 »


پی نوشت:

شهید ابراهیم هادی در یکم اردیبهشت 1336به دنیا آمد و در 22 بهمن 1361 در عملیات والفجر مقدماتی به شهادت رسید.




طبقه بندی: حرف حساب، 
برچسب ها: شهید ابراهیم هادی، شهدا، سلام بر ابراهیم،
ارسال در تاریخ یکشنبه 3 اردیبهشت 1396 توسط عقل کل
وقتی افرادی مثل علیرضا زاکانی که سابقه خوبی در دفاع از حقوق هسته ای ایران و مبارزه با مفاسد اقتصادی دارد رد صلاحیت شده اند این سوال مطرح می شود که چرا روحانی رد صلاحیت نشد؟

رد صلاحیت روحانی نه تنها دور از نظر نبود بلکه دلایل کافی برای رد صلاحیت روحانی وجود داشت و این موضوع به قدری قابل پیش بینی بود که حتی اصلاح طلبان و اعتدالیون هم احساس خطر کرده و علاوه بر جهانگیری که به عنوان کاندیدای پوششی و ضربه گیر وارد صحنه شد، محمد هاشمی نیز یکی از دلایل ثبت نام خود را چنین عنوان کرد که: « آمده بودم تا در صورت عدم تایید صلاحیت روحانی در صحنه باشم.»

حمیدرضا جلایی پور فعال اصلاح طلب نیز، پس از تایید صلاحیت روحانی گفت: « ثبت نام و تایید صلاحیت روحانی گردنه مهمی بود که رد شد.»

با این شواهد، چرا روحانی رد صلاحیت نشد؟

از آنجا که تاکنون سابقه نداشته رئیس جمهور در حال خدمت! را رد صلاحیت نمایند- چون این شائبه پیش می آید که اگر برای ریاست جمهوری صلاحیت نداشت چرا زودتر او را از ریاست جمهوری عزل نکردند- اگر روحانی در شرایط فعلی رد صلاحیت می شد با مظلوم نمایی می توانست از زیر بار پاسخگویی به کارنامه منفی خود شانه خالی کند و مردم را برای رای دادن به معاون اولش تشویق نماید و احتمال تکرار قضیه ای که در رد صلاحیت هاشمی اتفاق افتاد و روحانی را رای آور کرد بود.

از طرف دیگر، بسیاری از نظرسنجی ها حاکی از یک دوره ای شدن ریاست جمهوری روحانی است بنابراین اگر اتفاق غیر منتظره ای رخ ندهد و ذهن مردم را درگیر حاشیه ها نکنند احتمال اینکه مردم با رای خود؛ روحانی را کنار بزنند بالاست و اینگونه کنار زدن به دست مردم – هرچند ریسک پذیر است - خیلی بهتر و موثرتر از زمانی است که شورای نگهبان بخواهد او را رد صلاحیت نماید.

البته روحانی را نباید دست کم گرفت چون او استاد جنگ روانی است و می تواند به راحتی ، سیاه را سفید جلوه دهد. بنابراین اکنون زمان افزایش آگاهی مردم در راستای کنار زدن این دولت ناکارآمد است.

امید است که مردم با رای خود؛ روحانی را رد صلاحیت کنند.




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: روحانی، شورای نگهبان، انتخابات ریاست جمهوری،
ارسال در تاریخ شنبه 2 اردیبهشت 1396 توسط عقل کل
سال 1367 بود. لشکر فجر شیراز در خوزستان آب و جارو شده بود. دوستان همه چیز را آماده کرده بودند تا میهمانی عزیز به رواق چشمان ما پا گذارد.

آن مهمان عزیز برای بازدید از مناطق جنگی آمده بودند؛ چون به محفل ما وارد شد، همه با خوشحالی به استقبالشان رفتند.

پس از بازدید و طبق برنامه ، باید فیلم سرداران شهید لشکر را به ایشان نشان می دادیم، یک فیلم از شب عملیات کربلای 4 آماده شده بود.

مصاحبه ی شهید اسلامی نسب چند روز قبل از شهادت ایشان پخش شد. شهید اسلامی نسب در قسمتی از سخنان خود از چند عملیات مثل فتح المبین و... یاد کرد و گفت: « آن پاره ی تن رسول الله (ص) همیشه ما را در مصائب یاری کرده است. هیچ گاه تنهایمان نگذاشته است.»

پس از درنگی کوتاه، از حضرت زهرا(س) سخن به میان آورد و با شور و جذبه ای خاص سخنانش را ادامه داد.

بعد گفت: « من هرگاه نام بی بی فاطمه زهرا(س) را بر زبان می آورم ناخودآگاه از خود بی خود می شوم.»

پس از این جمله، شهید اسلامی نسب عینک را از چشمش برداشت. اشک هایش را پاک کرد و رشته ی کلام گسسته شد.

در این حال من متوجه مهمان عزیزمان شدم که سخت متاثر شده بود. ایشان نیز عینک را از چشمان خود برداشته و مکرر می فرمودند: « بگو!...بگو!...چرا سکوت کردی؟ داشتی از ملاقات با آن بزرگوار می گفتی... بگو، چرا حرف نمی زنی؟ »

گریه به مهمان عزیز ما امان نداد. در پایان پخش فیلم ایشان فرمودند: « من مطمئن هستم که این شهید عزیز در عالم بیداری با حضرت زهرا(س) ملاقات و مراوده داشته است. او می خواست چگونگی دیدار را توضیح دهد، اما نمی دانم چرا منصرف شد و صحبت را عوض کردند!»

لحظاتی بعد، در حالی که هنوز چشمان نورانی این مهمان عزیز از اشک خیس بود، از گذشته این شهید پرسیدند.

در جواب گفتم: « حاج آقای اسلامی نسب قبل از انقلاب در هیات های مذهبی فعال بوده اند.»

ایشان سرشان را به علامت تایید تکان دادند و فرمودند: « همین است که مایه دارد!»

وقتی که ایشان مقر لشکر 19 فجر را ترک می گفتند خواستار نوار مصاحبه ی آن سردار زهرایی شدند.

ما نیز با افتخار تمام، آن فیلم را به مهمان عزیزمان حضرت آیت الله امام خامنه ای تقدیم کردیم.

مهر مادر، ص45

                                  




طبقه بندی: حرف حساب، 
برچسب ها: حضرت زهرا(س)، شهدا، مقام معظم رهبری، شهید اسلامی نسب،
ارسال در تاریخ شنبه 28 اسفند 1395 توسط عقل کل
شهید همت در مورد فرانسه می گفت:

« از همان ماه های اول شروع جنگ به بعد، ما از حضور جنگنده های پیشرفته میراژ اف-۱ فرانسوی در ارتش صدام خبر داشتیم، آن هم در شرایطی که هیچ خلبان عراقی، تجربه پرواز با این جت های مدرن را نداشت.

فرانسوی ها، دارند به صدام موشک های اگزوسه را می دهند تا با شلیک آنها، بعثی ها از بندر فاو، کشتی های ما را در ترمینال نفتی جزیره خارک، هدف قرار بدهند و منهدم کنند. روزی پنج فروند هواپیمای فوق پیشرفته سوپر استاندارد، موشک های اگزوسه سوار کرده اند.

جالب است این را هم بدانید که فرانسوی ها، مطابق قوانین خودشان، مجاز نیستند تسلیحات فوق مدرنشان را غیر از ارتششان، به کشور دیگری بفروشند. مع الوصف آمده اند و قوانین خودشان را هم، به قول معروف دور زده اند! مدعی شده اند که؛ ما این سوپر استانداردها را به عراق نفروخته ایم، بلکه فقط آنها را اجاره داده ایم! بماند که چنین جنگنده هایی، چون جزء تسلیحات سازمانی نیروی هوایی عراق نبوده اند، قطعا خلبان عراقی هم ندارند. پس چه کسی آنها را به پرواز در می آورد؟ خلبان های فرانسوی.

لذا دولت فرانسه، عین روسپی های سیاسی، این قدر کِرم می ریزد و آنقدر بر سر واگذاری سوپر استاندارد و موشک اگزوسه به عراق تبلیغات به راه می اندازد که در ایران، اجرای دو عملیات والفجر۲ و والفجر۳، حدود پانزده روز به تعویق می افتد.

نکته بعدی آنجاست که دو، یا سه شب پیش، تلویزیون دولتی فرانسه در بخش خبری خودش صراحتا اعلام می کند: تحویل این هواپیماها به عراق، صرفا با هدف کمک به رژیم صدام، جلوگیری از سقوط آن و ممانعت از رشد انقلاب اسلامی در منطقه، انجام گرفته است! بعد هم همین تلویزیون دولتی، در کمال رذالت و وقاحت اعلام می کند: هم اکنون بیش از ششصد مستشار نظامی فرانسوی، در ارتش عراق خدمت می کنند.»

سابقه سیاه فرانسوی ها را از کلام شهید همت می توان دریافت. پرونده سیاهی که هر روز برحجم آن افزوده می شود. اما متاسفانه با وجود چنین پرونده ای امروز شاهدیم که دولت یازدهم آنچنان نسبت به فرانسه ارادت می ورزد که هر جسارتی از فرانسوی ها سربزند نادیده انگاشته و به دیده منت می پذیرد چون در برابر غربی ها احساس ضعف می کند.

نمونه اخیرش سفر وزیر خارجه فرانسه به ایران برای مذاکرات اقتصادی بود. این سفر در حالی انجام شد که نظامی های فرانسوی در رزمایش مشترک با انگلیس و آمریکا در آب های خلیج فارس بودند.

این همزمانی باعث نگرانی تجار فرانسوی شده بودند و احتمال می دادند که دولت ایران از انجام مذاکرات اقتصادی به دلیل فعالیت نظامی فرانسه در خلیج فارس سرباز زند.

در این راستا یکی از تجار فرانسوی با نگرانی، از وزیرخارجه فرانسه پرسید: «جناب وزیر! چرا این سفر دقیقا در روزی انجام شد که فرانسه به همراه انگلیس و آمریکا در خلیج فارس و در نزدیکی آب های ایران مانور نظامی که طبیعتا پیام های خاصی دارد، برگزار کرده اند؟...آیا فکر نمی کنید این مسئله روی روابط تجاری ما با ایران تاثیر بگذارد و نتوانیم در این سفر قرارداد خاصی منعقد کنیم؟ شما از واکنش مقامات ایرانی نگران نیستید؟»

وزیر فرانسوی پاسخ داد: «خیر، بنده هیچ نگرانی نسبت به موفقیت آمیز بودن این سفر ندارم. مقامات ایرانی در هیچ یک از جلسات مقدماتی و برنامه ریزی برای سفر در تهران و پاریس به این مسئله معترض نشدند.»

و در ادامه با لحنی گستاخ آمیز گفت: «دولت ایران به این سفرها احتیاج دارد و مطمئنم که هیچ اعتراضی در جلسات فردا هم  نخواهیم شنید.»

رهبر معظم انقلاب(مدظله العالی) با اشاره به این نوع اظهارات گستاخانه وزیر غربی فرمودند:

«احساس ضعف شما، موجب تشویق دشمن به حمله‌ی به شما است؛ این یک قاعده‌ی کلّی است.

اگر می خواهید دشمن را از تهاجم به خودتان منصرف کنید، سعی کنید اظهار ضعف نکنید. نمی گویم به دروغ بگوییم قوی هستیم، [بلکه] می گویم قوّت خودمان را آشکار کنیم. ما نقاط قوّت زیادی داریم، این نقاط قوّت را آشکار کنیم. در زمینه‌ی اقتصادی هم همین‌جور است، در زمینه‌ی فرهنگی هم همین‌جور است.

اشتباه بزرگ بعضی از ماها در چالش اقتصادی بزرگی که امروز کشور دچار آن است -که ما امروز دچار چالش اقتصادی هستیم- این بود که در زمینه‌ی اقتصادی اظهار ضعف شد؛ دشمن دید که اینجا جایی است که می شود فشار آورد، [لذا] فشار را زیاد کردند؛ [طوری که] از یک نفر در مصاحبه بپرسند که این رزمایشی که شما دارید فلان‌جا می کنید و درعین‌حال با ایرانی‌ها مذاکره می کنید، [یک وقت] ایرانی‌ها از این رزمایش ناراحت نشوند که به این مذاکرات اقتصادی ضربه بخورد،

او رویش بشود و خجالت نکشد از اینکه بگوید «نه آقا، اینها تأثیری ندارد؛ ایرانی‌ها اینقدر احتیاج به این مذاکرات دارند که امثال این رزمایش ضرری به مذاکره‌ی اقتصادی ما نمی زند»! این اظهار ضعف در مقابل دشمن نباید بشود.»




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: فرانسه، شهید همت، وزیر خارجه فرانسه، مقام معظم رهبری، چالش اقتصادی، روحانی، احساس ضعف،
ارسال در تاریخ دوشنبه 16 اسفند 1395 توسط عقل کل

« امام صحبتی دارند که آن را نوشته ام و همیشه آن را توی جیب خودم دارم. دوست دارم حرف های امام همیشه توی ذهنم باشد؛ حالا من آن را برای شما می خوانم

امام صراحتاً اعلام می کند که:

"هر کس که بیشتر برای خدا کار کرد، بیشتر باید فحش بشنود

و شما پاسدارها، چون بیشتر برای خدا کار کردید، بیشتر فحش شنیدید و می شنوید"

 

ما باید برای فحش شنیدن ساخته بشویم برای تحمّل تهمت و افتراء و دروغ،

چون ما اگر تحمّل نکنیم، باید میدان را خالی کنیم...

 فکر نکنید افرادی مثل خوارجِ دوران حکومت امام علی علیه السلام الان در اطراف ما وجود ندارند؛ وجود دارند

خوارج چه کسانی بودند؟ خوارج آمدند و ابتدا به علی علیه السلام گفتند: که یا علی، ما با تو هستیم

بعد همین ها، از پشت به علی ضربه زدند...

 این نیست که ما هم در اطراف خودمان چنین آدم هایی را نداشته باشیم

الان هم مثل زمان حکومت حضرت علی علیه السلام، خوارجی هستند که دارند اذیت می کنند.


«سردار خیبر شهید حاج محمد ابراهیم همت»

           




طبقه بندی: حرف حساب، 
برچسب ها: شهید همت، امام خمینی(ره)، سردار خیبر، کار برای خدا، تهمت،
ارسال در تاریخ دوشنبه 16 اسفند 1395 توسط عقل کل
(تعداد کل صفحات:68)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]  

قالب وبلاگ