تبلیغات
افاضات عقل کل
حضرت علی علیه السلام در نهج البلاغه می فرمایند: «همانا خدای سبحان روزی فقرا را در اموال سرمایه داران قرار داده است. پس فقیری گرسنه نمی ماند جز به کامیابی توانگران و خداوند از آنان درباره گرسنگی گرسنگان خواهد پرسید.»

مقام معظم رهبری هم فرمودند: « اینکه امیرالمؤمنین علیه‌السلام می فرماید: «ما رأیت نعمة موفورة الّا و فی جانبها حقّ مضیّع»؛ یعنی هرجا شما دیدید ثروت انباشته‌ای به وجود آمده، بدانید در کنارش حقوق ضایع‌شده فراوانی وجود دارد؛ مظهر اصلی و مصداق عمده‌اش همین است که کارگزاران و مسئولان حکومت، با استفاده از نفوذ و قدرت، راحت بتوانند از امکانات عمومی استفاده کنند؛ بانک ها راحت وام بدهند؛ مراکز گوناگون، امکان استفاده از زمین، آب، هوا، تجارت و وارد کردن و صادر کردن را در اختیار آنها بگذارند؛ ناگهان ببینید کسانی که دستشان از مال دنیا تا اندکی پیش خالی بود، ثروت های گزاف پیدا کرده‌اند؛ ظاهر کار هم قانونی است. »

     

امروز اگر رئیس جمهور از گورخوابی ابراز نگرانی و تاسف می کند به ثروت انباشته ای بنگرد که در اطرافش به وجود آمده است.

حقوق شهروندی آن گورخواب را چه کسی ضایع کرده است؟ رئیس جمهور فقط کافیست کمی حوالی خود را جستجو کند تا آن را بیابد؛ در ساختمان ریاست جمهوری که چند میلیارد خرج امکانات رفاهی اش کردند؛ در ویلای وزیر راه، در ثروت افسانه ای وزیر صنعت، در فیش حقوقی صفدر و شرکا، در پوشه قراردادهای نفتی وزیر نفت؛ و کمی نزدیکتر در جیب حسین فریدون و یا شاید از این هم نزدیکتر در منزل شخصی خود!

اگر زمانی شهید رجایی نگران محرومان بود زندگی ساده اش آن را باورپذیر می کرد؛ اما رئیس جمهور شمال نشین تهران و دولت سرمایه دارها را چه به نگران شدن برای گورخواب ها!!!

این ژست ها به شما نمی آید آقای رئیس جمهور!




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: گورخوابی، سرمایه داری، ساده زیستی، دولت، روحانی،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 9 دی 1395 توسط عقل کل
در بحبوحه فتنه 88 بود که با اصرار می گفت تقلب شده.

گفتم: اشتباه می کنی؛ تقلبی در کار نیست.

گفت: نه من مطمئنم تقلب شده.

گفتم: از کجا اینقدر مطمئنی.

گفت: من کاری به حرف های موسوی و کروبی و حتی هاشمی ندارم اما به حرف های خاتمی اطمینان کامل دارم ؛ چون این سید هیچگاه دروغ نمی گوید.

 گفتم: تو خودت از خاتمی شنیدی که گفت تقلب شده؟

گفت: خودم نشنیدم اما خاتمی در تجمع اعتراض آمیزمان شرکت کرد. حتی مجید انصاری تاکید کرد که خاتمی هم آمده است. خاتمی مرد قانون است اگر تقلبی در کار نبود او به صراحت به ما هم می گفت که تقلب نشده و به هیچ عنوان حاضر نمی شد در این تجمعات حضور پیدا کند. تازه مگر نگفتی پیشنهاد رفراندوم هم داده است، اگر تقلبی در کار نبود او نتیجه انتخابات را می پذیرفت و دلیلی نداشت که پیشنهاد رفراندوم بدهد.

گفتم: در طول سی سال که از انقلاب می گذرد برای اولین بار است که آمار تک تک صندوق ها را بر روی سایت قرار داده اند تا همه مردم بتوانند ببینند.کمی فکر کن آیا اگر ریگی به کفششان بود حاضر می شدند اینقدر دقیق آمار صندوق ها را با جزئیات اعلام کنند. در کل کشور هر کسی پای هر صندوقی حضور داشته است می تواند چک کند که آمار صندوق ها درست است یا نه!

خودش را به نشنیدن زد و این حرف ها را به حساب این گذاشت که من خاتمی را قبول نداشتم.

چند سال بعد وقتی خاتمی در جمعی چند نفره اعلام کرده بود که در انتخابات سال 88 قائل به تقلب نبوده است به طرفدارانی فکر می کردم که چگونه با اعتماد کاملی که به خاتمی داشتند شعار تقلب سر دادند.

خاتمی به نظام مقدس جمهوری اسلامی و مردم ایران ظلم بزرگی کرد اما ظلمی که در حق طرفدارانش روا داشت نیز ظلم کمی نبود.

یک مسئول باید رفتاری پدرانه داشته و دلسوز مردم باشد. آیا یک پدر حاضر است حقیقتی را از فرزندش پنهان کند و او را به میدانی بفرستند که هر لحظه ممکن است جانش به خطر بیفتد. خاتمی بنا به اذعان خویش ،می دانست که تقلبی در کار نیست و همچنین می دانست که آشوب های خیابانی مورد سوء استفاده دشمنان انقلاب و سلطنت طلبان و بهائیان و منافقین هم قرار خواهد گرفت اما طوری عمل کرد که  بخشی از طرفدارانش با یقین به تقلب و به پشتوانه اینکه او دروغ نمی گوید به صحنه آمدند و حتی برخی از آنها از سرمایه عمر و جوانی و زندگی شان در این راه گذشتند. اگر خاتمی آن روز حقیقت را به طرفدارانش گفته بود چه بسا آن جوانی که در آشوب های خیابانی جانش را از دست داد اکنون زیر خروارها خاک نخوابیده بود.

خاتمی به شعور طرفدارانش توهین کرد و با آنان نیز منافقانه رفتار نمود. این را آن دسته از طرفداران خاتمی فهمیدند که امروز دیگر حاضر نیستند مثل سابق از او حمایت کنند و از صحنه کنار کشیده اند؛ اما هنوز هم هستند طرفدارانی که دوست دارند این حقیقت را نادیده بگیرند و به ظلمی که خاتمی در حقشان روا داشته است هرگز نیندیشند.




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: خاتمی، فتنه 88، تقلب،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 9 دی 1395 توسط عقل کل
عضو هیات مدیره اتحادیه بارفروشان گفته است: حالا که وزارت کشاورزی نتوانسته به وعده اش برای خرید میوه های سرمازده باغداران عمل کند؛ مردم آستین هایشان را بالا بزنند و کمک حال باغداران شوند و با خرید میوه سرمازده به کشاورزان کمک کنند. چون همین پرتقال ها و نارنگی های سرمازده ، درآمد یکسال باغداران بود.

همچنین در خبرها آمده بود که گمرک ، شرکت کره ای «ال جی» را به خاطر دور زدن مقررات و تخلفات مکرر از قانون، سه هزار میلیارد تومان جریمه کرده است اما وزیر صنعت،بلافاصله نامه می نویسد و با توضیحاتی خواستار لغو جریمه می شود.

این همان وزیر مولتی میلیاردری است که اخیرا درباره حقوق های نجومی گفته است: « خودمان را سرگرم این مسائل کرده ایم و از مسائل اصلی کشور مانند صادرات، عمران، آبادی، توسعه، اشتغال و رونق دور شده ایم، گر چه دلمان می خواهد به این مسائل رسیدگی کنیم ولی زمانی که درگیر مسائل پیش پا افتاده هستیم به این امور نمی رسیم. آیا کشور گیر این دو میلیارد تومان است؟»

مسلما وزیر مولتی میلیاردر، هیچگاه گیر دو میلیارد تومان نیست اما باغداری که تمام سرمایه اش از دست رفته و حالا از مردم می خواهند که کمی کمک حالش شوند و میوه سرمازده اش را بخرند، گیر مبلغی است که اصلا به چشم آقای وزیر، پول خرد هم به حساب نمی آید.  

آیا وزیر صنعت نمی داند سه هزار میلیارد تومانی که از کیسه ملت بذل و بخشش می کند می تواند چقدر اشتغال در بخش صنعت ایجاد نماید؟ و آیا وزیر صنعت که دو میلیارد برایش چیزی نیست حاضر است میوه های سرمازده باغداران را نیز یکجا بخرد؟

     




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: وزیر صنعت، نعمت زاده، شرکت کره ای، حقوق نجومی، باغداران، محصولات سرمازده،
ارسال در تاریخ دوشنبه 6 دی 1395 توسط عقل کل
شب ها چند ساعت بیشتر نمی خوابید و به نیایش با پروردگار مشغول بود تا خداوند گره ها را باز کند. تکفیری ها بخش اعظمی از سوریه را به تصرف خود در آورده بودند و دولت بشار اسد را در چند قدمی سقوط می دیدند. بسیاری از مسئولین و مقامات ایرانی نیز ، کار بشاراسد را تمام شده می دانستند و مقاومت را بیهوده.

اما حاج حسین فقط امیدش به خدا بود و تنها دلگرمی اش فرمایش رهبر معظم انقلاب بود که خواستار بقای دولت سوریه بودند و با توصیه به صبر و ایستادگی می فرمودند سوریه مثل مریضی می ماند که خودش نمی داند مریض است، باید به او بگویید که مریض است. دکتر نمی رود، شما باید ببریدش. دکتر که برود می گوید دارو نمی خواهم، دارو باید بنویسید برایش. نمی رود دارو را بگیرد باید برایش دارو بگیرید. دارو را نمی خورد باید دارو را به خوردش بدهید و به آن نظارت هم داشته باشید.

و اینگونه شد که سردار همدانی همراه با دیگر مدافعان حرم در سوریه ماندند و مقاومت کردند تا باز هم ثابت شود که تنها راه پیروزی، مقاومت است.
و خدای خرمشهر، حلب را آزاد کرد و فردا مسجدالاقصی و مسجدالحرام را نیز آزاد خواهد کرد.



آزادی حلب و نقض برجام!
خداوند این دو حادثه را با فاصله ای اندک، جلوی دیدگان ما قرار داد تا شاید ایمانمان تقویت شود.
در یکی امید به خدا موج می زند و در دیگری امید به کدخدا!

و خداوند قسم یاد کرده است که هر کس به غیر او امید داشته باشد ناامیدش خواهد کرد.
و ناامید شدند آنان که می گفتند اگر کدخدا را ببینیم تمام مشکلات حتی آب خوردن هم حل می شود.

آنان که برای حل مشکلات ، دل را به مکالمه تلفنی با اوباما خوش کرده بودند ؛ دیدند که هنوز ترامپ از راه نرسیده، برجام به گونه ای در جلوی چشمانشان نقض شد که مجبور شدند از آفتاب تابان و سیب و گلابی چشم بپوشند و آن را نقض فاحش بنامند و اوبامای مودب و باهوش حتی حاضر نشد به اندازه یک وتو برای آنان ارزش قائل شود.

آنان که به درخواست آمریکا، کشتی کمک رسان به مردم مظلوم یمن را به جیبوتی فرستادند، دیدند که چگونه همان کشور ذره بینی تحویلشان نگرفت و قطع رابطه کرد.

آنان که برای رضای پیرزن انگلیسی، رضای خدا را زیر پا گذاشتند و پوشش نامتعارف نخست وزیر انگلیس را پذیرفتند و لبخند زدند، دیدند که چگونه همان پیرزن برای آنها شاخ و شانه کشید و توهین کرد.

آنان که برای رضای آمریکا و فرانسه حاضر شدند در برابر اهانت به وجود مقدس پیامبر اسلام (ص) مماشات به خرج دهند و با جان کری قدم بزنند و برای دیدار با مقامات فرانسوی سر از پا نشناسند؛ دیدند که چگونه همان مقامات با بی مهری به هیجان آنان پاسخ دادند.

این است عاقبت دل بستن به کدخدایی که بزرگترین دشمن خداست.

اما آنان که دل در گرو خدا داشتند و جز به خدا امید نبستند مقاومتشان نتیجه داد و امروز به جای تیترهایی که رسانه های عربی می نوشتند « امروز سوریه، فردا ایران» ؛ باید نوشته شود « امروز حلب، فردا بیت المقدس»

البته باید مراقب بود سرنوشت پیروزی های جبهه مقاومت به دست کدخدا باوران نیفتد. حواسمان باشد روزگاری نه چندان دور، پیروزی های هسته ای را جشن گرفتیم اما زمانی که سررشته کار به دست برجام آفرینان افتاد دستاوردهای هسته ای بر باد رفت.

آزادسازی حلب، کابوس آمریکا بود که تعبیر شد و ما این پیروزی را در درجه اول تبریک می گوییم به آقا و مولایی که تنها یاور و راهنمای حضرت سید علی بود؛
به او که اصلی ترین مدافع حرم بود و تک تک مدافعان حرم را می شناسد؛
به او که در سخت ترین شرایط یاریگر حاج قاسم و ابووهب بود؛
به او که در غربت خان طومان، بر مظلومیت شهدا اشک ریخت؛
به او که همه مدافعان حرم از فاطمیون و زینبیون و حیدریون و...به عشق او فریاد سر می دادند « لبیک یا زینب»
به او که روزی جهان را از سیطره ظلم آزاد خواهد کرد...



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف دل، 
برچسب ها: سوریه، آزادی حلب، امام زمان(عج)، مقام معظم رهبری، سردار همدانی، سردار سلیمانی، برجام،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 25 آذر 1395 توسط عقل کل


اولی : مشکلی داریم ای وی!

وی: چه مشکلی؟

اولی: پول هایمان را در صندوق گذاشتیم و به آن قفل زدیم اما هشت هزار میلیاردش را دزدیدند.

دومی: ما هم پول هایمان را در صندوق گذاشتیم تا به صورت ملی توسعه یابد و به آن قفل زدیم اما 57 میلیون آن، هر ماه در جیب یک نفر ذخیره شد و ذخیره شد و ذخیره شد و آنقدر ذخیره شد که عاقبت آن فرد هم ذخیره شد!

وی: پول هایتان را در صندوق نگذارید.

اولی: چرا ای وی؟

وی: چون در این زمانه کلیدسازان قلابی فراوانند و کلیدهایی ساخته اند که فقط قفل صندوق ها را باز می کند.

دومی: پس چه کنیم ای وی؟

وی: پول هایتان را در قلک هایی بگذارید که جز با شکستن باز نمی شود، تا همین که فردی خواست آن را بشکند و تبدیل به ذخیره شود به داد پول هایتان برسید.

دومی: چه راه حل خوبی ای وی!... سیب و گلابی نداری بخوریم ای وی...



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  بی مزه، 
برچسب ها: فساد 8000 میلیاردی، صندوق ذخیره فرهنگیان، صندوق توسعه ملی،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 6 آبان 1395 توسط عقل کل

رهبر معظم انقلاب (مدظله العالی) تاکنون چندین بار نسبت به کاهش سرعت رشد علمی کشور هشدار داده اند و از مسئولین خواسته اند که نگذارند سرعت رشد علمی کشور با کندی مواجه شود. یکی از دلایل اصرار معظم له بر ارتقای رشد علمی، اهمیت و جایگاه علم در پیشرفت کشور است.

لازمه پیشرفت کشور و حل مشکلات ،رشد روزافزون علمی است و موتور محرکه این پیشرفت، نخبگان کشورند. کاهش رشد علمی ، کاهش انگیزه و امید نخبگان علمی را نیز در پی خواهد داشت و یاس و نامیدی ،خطر بزرگی است که رهبر معظم انقلاب (مدظله العالی) نسبت به آن هشدار دادند و فرمودند:

«نباید ما اجازه بدهیم این حرکت علمی آسیب ببیند؛ این حرکت علمی، دشمن دارد، اگر این حرکت علمی دچار دشمنی‌ها بشود و ما نفهمیم و از آن مراقبت نکنیم، یک نتیجه‌ی بسیار سنگین و تلخی خواهد داشت. می دانید آن نتیجه چیست؟ آن نتیجه عبارت است از ایجاد یأس در نیروهای جوان کشور؛ اگر این به وجود آمد، درست کردن و رُفو کردنش دیگر به این آسانی‌ها نیست. یک امیدی در جامعه‌ی جوانِ فرزانه‌ی درس‌خوان در طول این چند سال وجود پیدا کرده ... اگر این جوان ها مأیوس بشوند، ناامید بشوند، به این آسانی نمی شود آنها را برگرداند.»

شاید در عرض چند ماه یا چند سال بتوان تعداد سانتریفیوژها را افزایش داد یا راکتوری جدید ساخت اما آیا امید و اعتماد نخبگانی که شاهد سیمان ریختن در قلب راکتور اراک بوده اند نیز به راحتی قابل ترمیم است؟

اگر وسیله ای برای سنجش میزان امید نخبگان وجود داشت آن گاه مشخص می شد که سیمان ریختن در قلب راکتور اراک و تحقیر اعتماد به نفس ملی چه بلایی بر سر اعتماد و امید نخبگان علمی کشور آورده است. آن گاه مشخص می شد که هر سانتریفیوژی که از کار انداختیم چه میزان از انگیزه و امید نه تنها نخبگان جوان بلکه حتی دانش آموزانی که برای آینده علمی خود برنامه ریزی می کنند را کاهش داد.

آیا نخبگان علمی کشور حق ندارند مایوس شوند وقتی می بینند سیاستمداران ساده اندیش ، با اعتماد به وعده های پوچ دشمن از دستاوردهای علمی آنان کوتاه می آیند و حاصل دسترنج چندین ساله آنان را به ثمن بخس می فروشند.

چه رویاهای علمی که بر اثر ساده اندیشی برخی مسئولین به سراب تبدیل می شود و چه جوانانی که با هزار امید و آرزو به رشته هایی کلیدی همچون هوافضا و هسته ای روی آوردند و اکنون نگران آینده علمی خود هستند.

هر چند برخی از مسئولین ذیربط حواسشان به اینگونه امور نیست اما رهبر معظم انقلاب به مسائل علمی توجه جدی دارند و نگران توقف و کندی در اجرای طرح های کلان تحقیقاتی هستند و در دیدار اخیرشان با نخبگان فرمودند:

«یک نکته‌ی دیگر این است که گزارش هایی به من می رسد که بعضی از طرح های کلان در موضوعات تحقیقاتی مهم مثل هوافضا، ماهواره و امثال اینها، دچار توقّف یا لنگی است؛ این من را نگران می کند، این را می خواهم اینجا بگویم که مطالبه‌ی عمومی باشد، من از مسئولین امر به طور جدّی درخواست می کنم به این مسائل بپردازند. این طرح ها، طرح های بسیار مهمّی است؛ حتّی بعضی از طرح های تحقیقاتی مربوط به انرژی هسته‌ای همین طور. اینها نبایستی مطلقاً توقّف پیدا کند؛ نباید تعطیل یا نیمه‌تعطیل باشد که می گویند بعضی از اینها نیمه‌تعطیل است یا بعضی مُشرف به تعطیل است. ...اینها، هم خسارت علمی است برای ما، هم دانشمند جوانی که در بخش مثلاً هسته‌ای یا در بخش هوافضا یا در بخش نانو یا زیست‌فنّاوری با امیدواری مشغول فعّالیّت است، وقتی‌که این بخش مورد بی‌اعتنایی قرار می گیرد و نیمه‌تعطیل می شود، مأیوس می شود. من قبلاً هم عرض کرده‌ام که یأس و نومیدی جوانان ما خیلی خطر بزرگی است.»

   




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: رشد علمی، مقام معظم رهبری، نخبگان،
دنبالک ها: حواستان به اعتماد محققان و نخبگان علمی هست؟!،
ارسال در تاریخ شنبه 1 آبان 1395 توسط عقل کل
(تعداد کل صفحات:66)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]  

قالب وبلاگ