تبلیغات
افاضات عقل کل
در روزهایی که برخی از کارشناسان و دلسوزان کشور، پیگیر بررسی دقیقتر برجام بودند یکی از موافقان برجام به بهانه اینکه چرا 22 روز در اجرای برجام تاخیر افتاده است گفت: «خسارت 400 میلیارد تومانی برای هر روز تعویق در اجرای برجام!»

و اکبر ترکان مشاور ارشد رئیس جمهور گفت: « هر یک روز تاخیر در اجرای برجام، خسارت های بسیار سنگینی برای کشور دارد و تا الان هم بیش از سه میلیارد دلار خسارت به کشور ضربه زده است.»

و مسعود پزشکیان نماینده مجلس نیز تاکید کرد: « با تاخیر در تعیین تکلیف برای برجام، روزانه چند هزار میلیارد تومان کشور ضرر می کند. معلوم نیست چه کسی باید در برابر این ضررها جوابگو باشد.»

و بالاخره برجام به فرجام رسید، فرجامی که با «تقریبا هیچ» و «خسارت محض» از آن یاد می شود و تجربه ای که به قدری ناخوشایند است که حتی یکی از موافقان سرسخت برجام هم ،تکرار آن را خیانت می داند.

اگر سال گذشته به بهانه خسارت های تخیلی در چاه برجام افتادیم اکنون می خواهند به بهانه های دیگر، به خسارت بزرگتری در ماجرای قراردادهای جدید نفتی برسیم.
چند روز پیش معاون اول رئیس جمهور گفت: « هر روز که یک قرارداد نفتی خصوصا در میادین مشترک به تاخیر می اندازیم خسارت بسیار سنگینی بر ملت ایران وارد می شود.»

در این واقعیت که تسریع در توسعه و برداشت از میادین مشترک نفتی لازم و ضروری است حرفی نیست ، اما آیا باید به این بهانه ، در خسارت بزرگتری وارد شویم و از ترس چاله در چاه بیفتیم و به قراردادهایی راضی شویم که سرمایه کشور را بر باد می دهند؟

چرا باید قراردادهایی را بپذیریم که نسبت به ظرفیت ها و توان داخلی کشور کم توجه است و استقلال کشور را نشانه گرفته و اختیار میادین نفت و گاز کشور را تا حدود 32 سال آینده در دست بیگانگان قرار می دهد؟

چرا باید باز هم به شرکت خائنی مثل توتال فرانسه اعتماد کنیم که با عملکرد نامطلوب خود، ده سال ایران را از برداشت از مهمترین و بزرگترین لایه گازی پارس جنوبی محروم کرد و راه را برای استفاده بیشتر قطری ها هموار نمود؟

چرا باید با شرکتی قرارداد ببندیم که در زمانی که قطری ها تمام سکوها را در لب مرز مشترک نصب کرده و حداکثر برداشت از میدان را داشتند، شرکت توتال، سکوهای ایران را در این میدان مشترک به جای اینکه در مرز مشترک نصب کند دور از مرز و در وسط میدان ،حفاری کرد تا باز هم به سود قطری ها تمام شود؟ و امروز چه کسی پاسخگوی این خسارات است؟

واقعا چرا اصرار دارند باز هم با شرکتی همکاری کنند که به جونیور رشوه داده بود؟



پی نوشت:
1- دولتی را که مردم، فعلا برای چهار سال انتخاب کرده اند چرا باید این حق را داشته باشد که بتواند برای فعالیت هسته ای تا 25 سال آینده و قراردادهای نفتی تا 30 سال آینده تصمیم گیری کند؟

2- گویا این دولت تا تمام استقلال کشور را نفروشد دست بردار نیست!

3- آن 166 نماینده ای که در مجلس قبلی با اینکه فهمیدند بیژن زنگنه قسم دروغ خورده است اما با اینحال باز هم به او رای اعتماد دادند الان کجا هستند تا پاسخگوی اقدامات زنگنه باشند؟




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: قراردادهای نفتی، زنگنه، توتال، پارس جنوبی، IPC، برجام، دولت،
ارسال در تاریخ سه شنبه 19 مرداد 1395 توسط عقل کل
« ما مسئله محرمانه بودن را رعایت و از کلیه اطلاعات حفاظت می کنیم و حفاظت از این اطلاعات جزو برنامه های ماست.»

این بخشی از سخنان آمانو رئیس آژانس بین المللی انرژی اتمی است که سال گذشته در جمع اعضای کمیسیون برجام حاضر شد و به آنان تضمین داد که اطلاعات هسته ای ایران محرمانه خواهد ماند.

و هنوز یکسال از این تضمین نگذشته که خبر رسید سند محرمانه ایران و آژانس به بیرون درز کرده و از خبرگزاری آسوشیتدپرس سر در آورده است!

همکاری ایران با آژانس هیچ خیری برای ایران نداشته و فقط باعث شر بوده است. زمانی که مردم ایران در مضیقه دارویی قرار گرفته بودند و بیماران خاص و سرطانی به رادیو دارو نیاز داشتند آژانس هیچ کاری برای ایران نکرد و اگر به همت دانشمندانی همچون شهید شهریاری، اورانیوم 20 درصد در داخل تولید نمی شد معلوم نبود چه بلایی بر سر بیماران نیازمند دارو می آمد.

نام آژانس با بی اعتمادی گره خورده و مردم ایران بارها ضربه اعتماد به آژانس را خورده اند. شهدای هسته ای در اثر درز اطلاعات هسته ای که در اختیار آژانس قرار گرفته بود توسط موساد به شهادت رسیدند. آیا امروز نباید نگران جان نخبگان هسته ای باشیم؟

وقتی سخنگوی سازمان انرژی اتمی نسبت به درز سند محرمانه واکنش نشان می دهد و می گوید: « ما از این به بعد بر اساس پروتکل الحاقی بسیاری از اسناد را در اختیار آژانس قرار خواهیم داد... نگرانی ما از این بابت است که اگر امروز این سند غنی سازی بلندمدت ما درز کرده، فردا سرنوشت اطلاعات دیگر ایران در سازمان چه می شود؟ » با این حال آیا باز هم باید به همکاری همه جانبه با آژانس ادامه دهیم و همچنان اجازه دهیم که آژانس به بازرسی ها و نظارت های گسترده خود ادامه دهد؟

اگر فقط یک درصد احتمال بدهید که بار دیگر جان نخبگان هسته ای در معرض خطر قرار گیرد آیا ادامه همکاری گسترده با آژانس و اجرای پروتکل الحاقی عاقلانه است؟ آیا وقت آن نرسیده که نخبگان هسته ای را دریابیم؟



طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: هسته ای، آژانس، سند محرمانه، آمانو، مذاکرات هسته ای، شهدای هسته ای،
دنبالک ها: دم خروس اطمینان های آژانس،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 6 مرداد 1395 توسط عقل کل
راحت باش هر چه می خواهی بگو، کسی کاری به کار تو ندارد؛ نه تنها از این جهت که دختر بابایی و پارتی ات کلفت است بلکه به این خاطر که از سفیه، انتظاری جز یاوه گویی نیست.

کسی که دم خور منافقین و فتنه گران و بهائیان باشد حال و روز بهتری نخواهد داشت و کارش به انکار حکومت دینی هم می رسد و می گوید: «حکومت دینی نباشد بهتر است. با حکومت دینی موافق نیستم، حکومت دینی ارزش ها را از بین می برد!»

اما واقعا خیلی ظلم است کسی که از حکومت دینی، اوج بهره و نفع را برده است حالا مخالف حکومت دینی شود. کسی که پدرش به اسم دین، به ریاست جمهوری و ریاست مجلس و ریاست مجمع رسیده است و خاندانش در پرتو حکومت دینی به آلاف و الوف رسیده اند منکر حکومت دینی شود!

یکی نیست به فائزه هاشمی بگوید اگر حکومت دینی نبود الان ابوی سرکار با همان الاغی که از ده بیرون آمد تا به شهر برود به ده هم برمی گشت نه اینکه تفریحاتش را در کیش بگذراند!
و اخوی نامحترمتان دستش به نفت و قراردادهای نفتی نمی رسید تا دزدی کلان داشته باشد، بلکه فوق فوقش می رفت گاو مشهدی حسن همسایه را می دزدید و روزگارش را با استشمام پهن گاو می گذراند نه بوی نفت!
و مادر سرکار خانم ،دستور آشوب نمی داد بلکه کارش این بود که با زن همسایه بر سر آبشخور گوسفندان کل کل کند و به مهدی بگوید با سنگ بزند شیشه همسایه را بشکند!
و خود سرکار هم یا داشتی شیر گوسفندان را می دوشیدی یا منتظر بودی همسرت، گوسفندان را از چراگاه برگرداند و تنها دلخوشی ات این بود که زمان برداشت پسته برسد و پایت به لندن که هیچ، به تهران هم نرسیده بود و گمان می کردی لندن کمی آنطرفتر از نوق است!

خلاصه اینکه حکومت دینی برای خاندان فائزه کم نگذاشته است اما آنان در حق حکومت دینی جفا کردند.

مردم ما اگر می خواستند اقدامات فائزه و خاندانش را به نام دین و حکومت دینی بنویسند از آن بیزار می شدند اما خدا را شکر، این مردم آنقدر درک و فهم دارند که حساب امثال فائزه و حکومت دینی را از هم جدا بدانند. مردم ما آنقدر فهیم هستند که درصدد پاکسازی حکومت دینی از امثال فائزه بر می آیند و در 9 دی در دهان فائزه کوبیدند.

مردم ما به خوبی می دانند که حکومت دینی باعث عزت و آبروی آنان شده است و اجازه نداده است که آمریکا حتی یک قدم در آب های ایران قدم بگذارد؛ در حالی که حکومت غیر دینی با کاپیتولاسیون می خواست جان و ناموس ایرانیان را بفروشد.

مردم ایران به دین و حکومت دینی معتقدند و برای دفاع از آن از جان خود و عزیزانشان مایه می گذارند اما از نان به نرخ روزخورهایی امثال فائزه هاشمی که دین را ملعبه رسیدن به خواسته ها و منافع شخصی و اشرافیت خود کرده اند بیزارند.



طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: فائزه هاشمی، حکومت دینی، هاشمی،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 6 مرداد 1395 توسط عقل کل
فیش های حقوقی نجومی باعث خشم و ناراحتی مردم شد و اقدام قابل تحسین سپاه به عنوان ضابط قوه قضائیه در دستگیری تعدادی از اعضای شبکه فساد اقتصادی، مرهمی بر اعتماد و احساسات جریحه دار شده مردم بود که جای تشکر و قدردانی دارد.

وقاحت و پررویی برخی از مدیران متخلف که دریافت حقوق های نجومی را حق خود می دانستند و به جای ابراز شرمندگی، طلبکار شده بودند و همچنین حمایت مستقیم و غیر مستقیم برخی مقامات دولتی از جایگاه و آبروی این مدیران، باعث ناامیدی مردم از برخورد قاطع با مدیران فاسد و حرامخوار شده بود اما دستگیری مدیرعامل معزول بانک ملت و چند تن از همدستان سرخه ای او، روزنه امیدی در برخورد با متخلفان باز کرد.

این امر کاملا روشن بود که از تفکر «کارگزارانی و تکنوکراتی» که پایه گذار اشرافیت در کشور بوده است نمی توان انتظار اقدام انقلابی و مبارزه قاطع با فساد و زیاده طلبی داشت. نوع مبارزه این تفکر با فساد، تنها در این حد است که یا بیانیه بدهد و چند نفری را محترمانه عزل کند و یا اولتیماتومی در این حد بدهد که بگوید « آنهایی که حقوق نجومی گرفتند خودشان بروند و استعفا بدهند!»

مبارزه با فساد و زیاده خواهی، نیاز به روحیه و تفکر انقلابی دارد از جنس اقدامی که سپاه نشان داد. امیدواریم این نوع اقدامات، آغازی بر ریشه کن کردن فساد و اشرافیگری در کشور باشد و دست قانون همانطور که به امثال مهدی هاشمی و مه آفرید و ... رسید به فریدون هم برسد و آقای روحانی که می گفت « با کسی عقد اخوت نبسته ام» در سپردن برادرش به دست قانون پیشقدم شود.

اگر رئیس جمهور، صدها ساعت درباره مبارزه با فساد و فیش های نجومی حرف بزند و ده ها بیانیه بدهد تا وقتی برادرش حسین فریدون را که اسمش در برخی پرونده های فساد اقتصادی و لابی گری ( که یک نمونه اش را رئیس سازمان بازرسی کشور بازگو کرد) مطرح است به دست قانون نسپارد اثری نخواهد داشت. چون مبارزه با فساد که با شعر و شعار و سخنرانی و موعظه نمی شود بلکه اقدام عملی لازم دارد.

سخن مردم با رئیس جمهور این است که مبارزه با فساد را از اطرافیان خود شروع کنید چرا که با وجود امثال فریدون نمی توان به سوی کشوری بدون فساد حرکت کرد. خب چرا گوش نمی کنید و در محاکمه برادرتان تعلل می ورزید؟



و اگر خدای ناکرده رئیس جمهور، مانع سپردن برادرش به دست قانون شد ؛ از سپاه می خواهیم که با اقدامی انقلابی، فریدون را نیز بازداشت نموده و به دست قانون بسپارد. چند ماه پیش، دست سپاه به تفنگداران آمریکایی رسید و غرور ملی ایرانیان را زنده کرد، آیا به فریدون هم می رسد تا اعتماد خدشه دار شده مردم ترمیم شود و مردم به عدم تبعیض در مبارزه با فساد ایمان بیاورند؟



طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: روحانی، فریدون، فیش نجومی، مبارزه با فساد، سپاه، اشرافیت،
ارسال در تاریخ جمعه 1 مرداد 1395 توسط عقل کل
یکی از ویژگی های دوران پسابرجام، شنیدن استدلال های آبکی در دفاع از برجام است که به نمونه هایی از اینگونه استدلال ها اشاره می کنیم:

یک: آقای صالحی در مورد سند محرمانه توافق که قبلا بعضی ها وجود آن را انکار می کردند و با خبر آسوشیتدپرس مشخص شد که وجود خارجی دارد گفته است: « ما موافق نیستیم که برنامه بلند مدت ما این طور در معرض عموم قرار گیرد... خود ملت هم اگر خوب دقت کنند می پذیرند که اینگونه برنامه های مهم و استراتژیک بهتر است همین طور محرمانه بماند.»



بله! حالا که خوب دقت می کنم می بینم حق با آقای صالحی است. بهتر است این سند هم مثل بقیه مسائل که در دولت محرمانه است محرمانه بماند. همین قدر که آمریکا و کشورهای اروپایی و اسرائیل از این سند خبر دارند کافی است. چه لزومی دارد که در معرض عموم قرار بگیرد و مردم ایران هم از آن باخبر شوند. بگذارید همانطور که مردم بورکینافاسو و جزایر کارائیب از این سند بی اطلاعند مردم ایران هم بی خبر باقی بمانند.
 اصلا مردم ایران این چیزها را ندانند برای خودشان بهتر است. مگر متن برجام که رونمایی شد فایده ای جز نگرانی و ناراحتی برای مردم داشت؟ مگر فیش های حقوقی نجومی که علنی شد جز اعصاب خردی نتیجه ای برای مردم داشت؟ اصلا کارهای این دولت محرمانه بماند بهتر است چون علنی شدن آن چیزی جز ناراحتی برای مردم ندارد!


دو:
آقای عراقچی گفته: « از اول هم قرار نبود تحریم های غیر هسته ای لغو شود...مگر ما در فعالیت های موشکی خود تغییری داده ایم که انتظار داشته باشیم تحریم های مرتبط با موشکی برداشته شود.»

خب راست می گوید بنده خدا! مگر از تولید موشک دست برداشته اید که انتظار دارید تحریم های موشکی برداشته شود! مگر حقوق بشر مورد نظر غرب ( مثل آزادی همجنس گرایان و...) را پذیرفته اید که انتظار دارید تحریم های حقوق بشری برداشته شود! هر وقت تمام این مسائل را پذیرفتید شاید تحریم ها برداشته شود!!!


سه:
آقای عراقچی باز هم گفتند: « آنها تعهدات خود را انجام داده اند که اگر نداده بودند ما می رفتیم و پیگیری می کردیم. این ها بستگی به این دارد که ما چگونه نگاه کنیم. نگاه من به برجام فراتر از بحث برداشته شدن تحریم هاست. اهداف این چالش هسته ای به مراتب بزرگتر از برداشته شدن تحریم ها بود. باید ببینیم برجام توانسته خواسته مردم ایران را برآورده کند یا نه؟ شعار اصلی مردم که به خاطر آن ایستادگی کردند و فشارها را تحمل کردند این بود که انرژی هسته ای حق مسلم ماست...مردم بر این حق تاکید داشتند و برجام در این امر موفق بوده و این حق را محقق کرده است.»



بله! اصلا مردم انتظار نداشتند که تحریم ها برداشته شود، فقط می خواستند سازمان های جهانی که با رشوه گرفتن و تهدید حاضرند اسم عربستان را از لیست کودک کش ها خارج سازند حق هسته ای ملت ایران را به رسمیت بشناسند!
درست است که الان نه از اورانیوم 20 درصد خبری هست ، نه از چندین تن اورانیوم زیر 5 درصد خبری هست، نه از فردو خبری هست و اگر چه بیشتر دستاوردهای هسته ای که نخبگان علمی کشور برای آن زحمت کشیده بودند از دست دادیم اما در عوض حق هسته ای را به دست آوردیم!!!

و اگر این مدل برجام ها را ادامه دهیم خواهیم توانست حقوق دیگرمان را نیز به دست بیاوریم. مثلا اگر می خواهیم حق موشکی را محقق کنیم فقط کافیست موشک هایی مثل شهاب سه را با سیمان پر کنیم. آن گاه حق موشکی ما محقق می شود و در آینده می توانیم با چند موشک دست ساز کوتاه بردی که سازمان های جهانی آن را به رسمیت می شناسند تا صد کیلومتری تهران را نشانه گیری کنیم! درست است که دیگر دستمان به اسرائیل نمی رسد اما در عوض حق موشکی ما تثبیت می شود!

بنابراین به قول آقای عراقچی این ها بستگی دارد که ما چگونه نگاه کنیم. اگر با دید آقای عراقچی به برجام بنگرید جز خوبی نمی بینید.
اگر در دیده مجنون نشینی                    به غیر از خوبی لیلی نبینی


چهار:
آقای ظریف گفت :« اصلا معنی توافق چیست؟ معنی توافق این است که دو طرف راضی باشند مگر اینکه بتوان نامش را قرارداد تسلیم گذاشت و گرنه توافقی وجود ندارد که هر یک از دو طرف بتوانند بگویند صد درصد به نفعشان است چنین چیزی در جهان خارج وجود ندارد...نمی گویم برجام فتح الفتوح است اما سندی کاملا قابل دفاع است، اگر بخواهیم به برجام نمره بدهیم حتما با توجه به ظرف زمانی و شرایط بین المللی نمره بسیار خوبی می گیرد اما اگر بخواهیم به نحوه اجرای آمریکایی ها نمره بدهیم احتمالا نمره پایینی می گیرد.»



بله همین که پنجاه درصد توافق که تعهدات ایران بوده عملیاتی شده پس نتیجه می گیریم که برجام سندی کاملا قابل دفاع است. فقط تعهدات آمریکا عملیاتی نشده که به آن نمره پایینی می دهیم. درست است که ایران به خواسته اش نرسید اما آمریکا که به خواسته اش رسید بنابراین برجام نمره خوبی می گیرد چون یک طرف توافق حاصل شده است.
اصلا معنی توافق چیست؟ توافق یعنی اینکه دو طرف راضی باشند. آمریکا که راضی است ما هم می گوییم راضی هستیم به رضای آمریکا! لذا رضایت دو طرف تا حدودی حاصل شده است.


پنج:
آقای روحانی می گوید: « با برجام ، تهدید از سر مردم برداشته شد...»

آقای روحانی! اگر این گونه باشد که شما می گویید چرا اوباما که به قول شما مودب و باهوش است گفته: « حمله به ایران در پانزده سال آینده- یعنی زمانی که توافق به لحاظ اجرایی به نقطه پایان رسیده است- دقیقتر و آسان تر خواهد بود.»
بنابراین برجام به جای اینکه سایه تهدید را از سر مردم بردارد ما را خلع سلاح می کند و تهدیدآفرین می شود. وقتی کشوری مولفه های قدرتش را از دست داد بیشتر در معرض حمله دشمن قرار می گیرد.
 وقتی آمریکا توانست با برجام های متعدد، مولفه های قدرت ایران ( اعم از هسته ای، موشکی، منطقه ای و...) را بگیرد یا کاهش دهد آنگاه شرایط حمله به کشور فراهم می شود. اوباما در نشست آیپک در کاخ سفید گفته بود « در زمان جورج بوش نیز شرایط برای جنگ علیه ایران فراهم نبود و بوش نیز طرحی برای حمله به ایران فراهم نکرده بود.» چون ایران هنوز از مولفه های قدرت تهی نشده بود. آنچه مد نظر اوباماست فراهم شدن شرایط جنگ علیه ایران است که اگر برجام ها ادامه یابد این شرایط فراهم خواهد شد.

قبل از برجام ، آمریکایی ها از وجود اورانیوم 20 درصد و چند تن اورانیوم زیر 5 درصد نگران بودند و آن را یکی از عوامل قدرت ایران می دانستند اما اکنون این نگرانی وجود ندارد. آنچه سایه تهدید را از سر مردم برمی دارد قدرت هسته ای، موشکی و منطقه ای ایران است. اوباما در دیدار رهبران یهودی گفته بود « اگر به ایران حمله کنیم مقاومت لبنان با موشک های خود تلاویو را هدف قرار خواهد داد.» با این حساب ، آنچه مانع جنگ است موشک های ایران و حضور حزب الله لبنان در منطقه است نه برجام. وقتی آمریکا در جنگ 33 روزه اسرائیل و حزب الله که به جنگ نیابتی ایران و آمریکا شهرت یافت شکست خورد ،فهمید که تا عوامل قدرت را از ایران نگیرد نمی تواند با ایران رو در رو شود.



شش: آقای روحانی گفت: « اگر برجام نبود فروش نفت ما به صفر می رسید.»

روحانی، دولت را در حالی از احمدی نژاد تحویل گرفت که ایران روزانه یک میلیون و 400 هزار بشکه نفت می فروخت. آمریکا در نظر داشت فروش نفت ایران را به صفر برساند ولی به دلایل متعدد نتوانست به این خواسته اش برسد. آمارها نشان می دهد برخلاف ادعاهایی که مطرح می شود و می گویند قرار بود هر شش ماه، 20 درصد از فروش نفت ایران کاهش یابد تا در عرض دو سال به صفر برسد، آمریکا علیرغم تمام تلاش هایش هیچگاه نتوانست فروش نفت ایران را به زیر یک میلیون بشکه در روز برساند.
بنابر آمارهای ارائه شده، قبل از توافق ژنو از تیرماه 91 تا آذر 92 صادرات نفت ایران ثابت بوده و بالای یک میلیون بشکه در روز بوده است. و برطبق گزارش بانک مرکزی ، متوسط صادرات نفت خام ایران در سال 92 حدود یک میلیون و ششصد هزار بشکه در روز بوده است.
بنابراین این ادعا نیز همانند ادعای جنگ، صرفا بهانه ای برای تحمیل توافق به ایران تلقی می شود.




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  بی مزه، 
برچسب ها: هسته ای، برجام، روحانی، ظریف، عراقچی، صالحی، مذاکرات هسته ای،
ارسال در تاریخ جمعه 1 مرداد 1395 توسط عقل کل
سال گذشته در همین روزها بود که تیتر می زدند:

 « دنیا به احترام ایران ایستاد»؛ «جشن هسته ای در سراسر ایران» ؛ « انقلاب دیپلماسی به تاریخ 23 تیرماه 94»؛ « جهان تغییر کرد، دوئل مذاکرات پس از 12 سال به توافق رسید»؛ « ظریف و یارانش به تاریخ پیوستند» ؛ « 23 تیرماه 94 روزی تاریخی و فراموش نشدنی بعد از 12 سال مقاومت هسته ای»؛ « خجسته باد این پیروزی» ؛ «تمام تحریم ها لغو می شود»؛ «پیروزی بدون جنگ»؛ « بالاخره یک روز خوب آمد»؛ « کلید چرخید، ایران خندید»؛ « بهترین توافق ممکن به دست آمد»؛ «ایران بر قله توافق»؛ «فتح الفتوح دیپلماسی ایران»؛ «توافق قهرمانانه ایران»؛ «پایانی بر ظلم علیه ملت ایران»؛ «توافق هسته ای یادآور فتح خرمشهر بود» ...



و چقدر سعی داشتند با این تیترها، هیجانات کاذب به جامعه تزریق کنند.

و امسال شاهدیم سهم ما مردم از آن فتح الفتوح و پیروزی بزرگ و آن همه گشایش های وعده داده شده ی پسابرجام، چیزی جز گشایش چشم ها و دهان هایمان از سر تعجب با دیدن فیش های نجومی نبود!

و امسال شاهدیم صندوق توسعه ملی که قرار بود جیب ملت را توسعه دهد جیب برخی مدیران و آقازاده ها را توسعه می داده است و بانکی که باید به رفاه کارگران بیندیشد به رفاه مدیرعاملش می اندیشیده است.

و امسال دیدیم کاسبان تحریم و کاسبان برجام و کاسبان پسابرجام ، یک طایفه بیشتر نبوده اند و آنان ، همان حامیان و دار و دسته فتنه گرانی بوده اند که در سال 88 با سفارش تشدید تحریم ها به دشمن، مردم را تحت فشار قرار دادند و امروز با حقوق های نجومی ، مردم را آزار می دهند.

و امسال دیدیم کلیدی که قرار بود قفل زندگی مردم را بگشاید تا چرخ زندگی آنها ،بهتر بچرخد، تنها برای فریدون و رفقا می چرخیده و اشک ملت را در می آورده است.
و امسال دیدیم از بزرگترین دستاورد برجام که به آن می بالیدند و بر سر اولویت داشتن یا نداشتن آن، بحث ها می کردند هم خبری نیست و بوئینگ را باید در خواب ببینند.

و رئیس جمهوری که پارسال می گفت « هیچ توافقی را امضا نخواهیم کرد مگر آنکه در نخستین روز، تمام تحریم های اقتصادی ، بالمره و در همان روز لغو شود» ، امسال به دنبال زمینه چینی برای اجرای برجام دو و سه است تا شاید بتواند برخی از تحریم هایی که قول لغو شدنش را در برجام یک داده بود با برجام های بعدی لغو کند.

و امسال شاهدیم آنان که عقل خود را باخته اند پنج هزار میلیارد تومان از بودجه دفاعی کاسته اند، آن هم در شرایط پر آشوب منطقه که سعودی ها هر روز برای نا امن کردن ایران نقشه می کشند و نامزد ریاست جمهوری آمریکا تز می دهد که بعد از سوریه ، نوبت ایران است.

و آنان که عقل خود را باخته اند و همه چیز را برای مردم محرمانه تلقی می کنند با FATF مذاکره می کنند تا چشم بیگانگان را به روی حساب های مردم بگشایند و گوشه ای از گشایش های پسابرجام را به نمایش بگذارند!

و امسال شاهدیم جان کری که پارسال ،هندوانه زیر بغل ظریف می گذاشت و از او تمجید می کرد و می گفت « ظریف مذاکره کننده ای حرفه ای و میهن پرست است» ، امسال می گوید « برای نوه هایتان تعریف کنید که چگونه در یک اتاق نشستید و ظریف را مجبور کردید که در برابر قدرت متقاعد کننده شما،تسلیم شود.»

 و صالحی که پارسال با قسم جلاله و مظلوم نمایی با سیمان ، می خواست رای نمایندگان به برجام را شتاب بخشد ، تازه امسال بوی توطئه غربی ها به مشامش رسیده است و می گوید قبل از برجام اوضاع بهتری داشتیم.



طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: برجام، پسابرجام، روحانی، ظریف، روزنامه های زنجیره ای، کاسبان تحریم، کاسبان برجام،
ارسال در تاریخ یکشنبه 20 تیر 1395 توسط عقل کل
(تعداد کل صفحات:63)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]  

قالب وبلاگ